صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2
[1396/06/21]

جلسه: 33 پنجشنبه ششم آبان ماه 1333  

فهرست مطالب:

1- بقیه مذاکرات در اطراف ماده واحده لایحه اجازه مبادله قرارداد فروش نفت

2- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2

 

 

جلسه: 33

پنجشنبه ششم آبان ماه 1333

(دوره پنجم اجلاسیه)

 

فهرست مطالب:

1- بقیه مذاکرات در اطراف ماده واحده لایحه اجازه مبادله قرارداد فروش نفت

2- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت هشت و ربع صبح به ریاست آقای ابراهیم حکیمی تشکیل شد.

رئیس- صورت مشروح مذاکرات جلسه پنجم آبان ماه بعداً طبع و بین آقایان توزیع خواهد شد صورت اسامی غایبین و دیرآمدگان جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه آقایان: سیف افشار- امیر سلیمانی- تقی‌زاده- دکتر حسابی- سید محمد صادق طباطبایی- وارسته

غایبین بی اجازه آقایان: دکتر سید حسن امامی ساعد- نمازی

1- بقیه مذاکرات در اطراف ماده واحده لایحه اجازه مبادله قرارداد فروش نفت

رئیس- لایحه راجع به قرارداد فروش نفت مطرح است مذاکرات ادامه دارد آقای وزیر دارایی بفرمایید.

وزیر دارایی (آقای دکتر امینی)- اجازه بفرمایید آقای مخبر کمیسیون بیانات خودشان را بفرمایند بعداً بنده عرایض خود را می‌کنم.

رئیس- آقای سزاوار

سزاوار ( مخبر کمیسیون )- عرایض بنده در موضوع نفت فقط از نظر وظیفه‌ای است که بر عهده دارم و آن قسمت مربوط به نظریاتی است که آقایان اعضاء محترم کمیسیون خاص در اطراف قرارداد و مواد آن در کمیسیون خاص بحث مفصل و طولانی کردند و قسمت‌های فنی آن نیز برعهده آقای وزیر دارایی است که البته خودشان توضیح خواهند داد بنده در ادوار مختلفی که در مجلس شورای ملی افتخار نمایندگی را داشتم و در این دوره نیز به همکاری آقایان سناتورها در اینجا مفتخر هستم چندین مرتبه قسم یاد کرده‌ام و خداوند را به شهادت طلبیده‌ام که جز به مصلحت کشورم به راستی و درستی و با حفظ اساس سلطنت و حکومت مشروطه برخلاف مصلحت ملت ایران مطلبی به زبان نیاورم (بعضی از نمایندگان- احسنت)

و چون پا بند به اصول مذهبی هستم و ایمان راسخ دارم بنابراین در گفته‌ها و عرایض خودم همیشه خداوند را در نظر داشته و امید است برخلاف واقع و حقیقت و آنچه را که عقیده قلبی من هست خلاف آن را به استحضار آقایان نرسانم البته من یادداشت‌های مفصلی دارم لیکن می‌دانم آقایان همه منتظرند بعد از مدت طولانی که در اطراف این کار در کمیسیون و مجلسین بحث شده و هرچه زودتر بتوانیم نتیجه بگیریم خیلی مختصر و خلاصه عرض می‌کنم چنان چه در گزارش کمیسیون به عرض آقایان سناتورها رسیده است پس از طرح قرارداد در کمیسیون خاص و بحث طولانی در اطراف مواد آن چه از جهت سیاسی چه از جهت اقتصادی و چه از جهت فنی و توضیحاتی که از جناب آقای وزیر دارایی و سایر متخصصین ایرانی داده‌اند لزوم و اهمیت این قرارداد تا اندازه‌ای جلب توجه آقایان را نموده و البته مرجحات و مرقباتی که لزوم تصویب این قرارداد متضمن می‌باشد در درجه اول مصلحت مملکت است. بنده نمی‌خواهم از گذشته چیزی عرض کنم موضوع قرارداد نفت در حال حاضر یک امر حیاتی است و شایسته نیست که در این امر حیاتی که وابستگی به بقاء یک ملتی دارد از بیان یک حقایقی که با سرنوشت مملکت بستگی دارد خودداری کرده و به دفع‌الوقت و صورت‌سازی با اظهار مطالبی تحت عنوان عوام‌فریبی مردم را مشغول و اذهان عمومی را مشوب نماید به نظر بنده این عمل از گناهان کبیره و ذنب‌لایغفر است در دوره 15 گویا اشخاصی که در مجلس شورای ملی بودند یکی خود آقای دکتر امینی و آقای مسعودی و خود بنده در مجلس پانزدهم بودیم وقتی که قرارداد مربوط به شوروی‌ها مطرح شده بود در آن تاریخ فراکسیون دموکرات ایران که دارای اکثریت قابل توجهی بود ضمن طرحی که برای رد قرارداد مزبور تهیه می‌شد استیفای حق کامل ایران از شرکت نفت سابق در فراکسیون دموکرات ایران که خود آقای دکتر امینی و بنده و دیگران نیز در آن سهیم بودیم مورد نظر واقع گردیده و پافشاری نموده تا این مطلب را در طرح رد قرارداد گنجانیده و به تصویب رسید پس بنابراین می‌خواهم عرض کنم که پایه شروع به این عملیات و اقداماتی که برای استیفای حقوق کامل ایران به عمل آمده از دوره 15 پایه‌گذاری شده است در اواخر دوره 15 که قرارداد گس و گلشائیان به مجلس آمد آقای دکتر اقبال هم جزء هیأت دولت در آن تاریخ بودند و مجلس با گذراندن وقت در اظهار موافقت و مخالفت عده بالاخره موفق نشدند یعنی اکثریت نگذاشتند که این قرارداد بگذرد زیرا عده‌ای از موافقین از جمله اشخاصی بودند که کمک کردند که آن قرارداد به آن صورت تصویب نشود بعد از دوره 15 دوره سه ساله بوجود آمد دوره‌ای که به بهانه نفت با آنکه نیروی معنوی خود ملت ایران آن نهضتی را که به منظور ملی شدن صنعت نفت از لحاظ حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود بکار برده بعد بدست دیگران افتاده و با صحنه‌سازی و باز نمودن دکان عوام‌فریبی سه سال تمام این کشور را به خودش مشغول داشته و عاقبت ملت ایران از نیروی معنوی خود جزء یأس و ناامیدی چیزی نصیبش نشد عملیات دولت گذشته و کار گردانندگان نفت از دو صورت خارج نبود یا این است که با عدم بصیرت و عدم توجه به آتیه کار در اقدامات خود عجله شتاب نمودند یا حتماً مبتنی بر اشتباه بوده است اما بنده این اشتباهی که عرض می‌کنم مسلماً تا آخر امر در اشتباه نبودند زیرا در یک تاریخی محققاً به اشتباه خود پی برده و این اشتباه از یک تاریخی در سراسر این مملکت حتی برای عوام‌الناس روشن بود که اینها غفلت و اشتباه کرده‌اند ولی آنها نخواستند به این مطلب اعتراف نموده و کشانیدند مملکت را به یک جایی که به قیام 28 مرداد منتهی گردید اگر قیام 28 مرداد

+++

عوامل متعددی داشته است حتماً یگانه عامل مؤثر آن عامل غیرمرئی بوده است این کشور را از سقوط حتمی نجات داد دولت حاضر از وقتی که سرکار آمد. اوضاع آشفته و درهم ریخته طغیان و عصیان در سراسر کشور برقرار و ارث اوضاع نامطلوب خزانه کشور، تهی و خالی بود و بایستی مقدم بر هر چیز تهیه پول لااقل برای پرداخت حقوق کارمندان دولت و یا کارگران نفت که به حال بیکاری به سر می‌بردند بنده باز لازم است این را به خاطر آقایان بیاورم و عرض کنم چون همه در آن تاریخ بودند، برگردیم به 16 ماه قبل خودشان، فامیلشان ، بستگانشان مخصوصاً در ماه مرداد همچنین از تاریخ 15 مرداد تا 28 مرداد چه ایامی و چه روزگاری و چه ساعت‌هایی را به سر می‌بردند چه مخاطراتی در پیش چشم خود می‌دیدند و چاره نداشتند باید عرض کنم یأس و حرمان بر همه مستولی شده بود و در اینکه باید از که و کجا چاره‌جویی کنیم همه معطل بودیم و این مطلب غیرقابل تردید و انکار بود من معتقدم که در قضیه نفت دولت حاضر چنان چه آقای وزیر دارایی گفتند که این قرارداد برای ملت ایران ایده‌آل نیست (صحیح است- دکتر سجادی بدیهی است) و همچنین رئیس محترم دولت نیز این مطالب را در ضمن بیانات خودشان تأیید کردند به نظر من دور از انصاف و عدالت است که وقتی دولت خودش تصریح می‌کند در یک امری ما در مقام اعتراض و انتقاد آقای وزیر دارایی را مورد حمله قرار بدهیم بنده خودم به سهم خود عرض می‌کنم که این قرارداد به نظر بنده گذشته از اینکه خالی از اشکال نیست از حیث تنظیم مواد و از حیث مقررات و تعهدات و همچنین از جنبه‌های حقوقی و اقتصادی به هیچ‌ وجه متناسب با خواسته‌های ملت ایران نبوده و عادلانه و منصفانه به نظر نمی‌رسد (صحیح است) اما معتقدم که دولت وقت با کمال حسن‌نیت و آنچه را که در قدرت داشته است تمام مساعی خود را به کار برده و نتیجه عملش قراردادی است که بوجود آمده و امروز روی تریپون مجلسین گذاشته شد. که تکلیف رد و قبول آن با مجلس سنا خواهد بود زیرا مجلس شورای ملی هم عمل خودش را در این موضوع انجام کرده اینک تصویب قرارداد و یا رد قرارداد و قضاوت در این امر منوط به نظر صائب آقایان می‌باشد که همه از رجال مجرب و آزموده کشور می‌باشند زیرا قضاوت و مطالعه در این قرارداد بایستی با احتراز از تجدید اوضاع سابق و بیم از خطرات آتیه توأم باشد چون تنقید و اعتراض تنها به نظر بنده کافی نیست باید تصریح کرد که به این قرارداد باید رأی داده شود یا باید رد بشود شهادت و شجاعت و قضاوت و وظیفه آقایان این طور اجازه می‌دهد که تکلیف قطعی را معین نمایند من وکیل دادگستری هستم تنفیذ و اعتراض و لایحه نوشتن و خواندن حق من است دماکوژی و عوام فریبی اگر شایسته باشد حق من است بنده حضورتان عرض می‌کنم نه از هزار فامیل هستم نه فئودال هستم زندگی روزمره را با اجتماع می‌کنم و حاضرم در ظرف نیم ساعت حساب شخصی خود را پشت تریبون بکنم و پایین بیایم بنابراین از چیزی باک ندارد به بیت‌المال هم هیچ‌وقت تحمیل نشده‌ام و از 1307 بنده خدمت دادگستری را ترک کرده و مشغول وکالت دادگستری هستم و حالا هم به شغل و پیشه خودم افتخار داشته و از آن اعاشه و ارتزاق می‌کنم غرض این است که این مقدمه را برای این عرض کردم که آقایان یک قدری توجه بفرمایند تنفیذ و اعتراض نسبت به هر امری از امور به نظر من کار سهلی  است و کلاً عموماً و بنده خودم هم این طور هستم هر وقت در دعاوی وکیل مدعی علیه باشیم برای ما سهل‌تر است بنده وکالت مدعی علیه را بهتر قبول می‌کنم زیرا زحمت وکالت مدعی بیشتر از زحمت وکالت مدعی علیه است بنابراین اعتراض و تنفیذ و ایرادات بنی اسرائیلی خیلی آسان است بنده خودم می‌توانم گذشته از مطالبی که گفته شده است فصل جدیدی باز نمود و یک مطالب ناگفتنی را بر رد این قرارداد بگویم ولی باید گفت چه کار می‌شود کرد چاره چیست آیا می‌شود فکر چاره دیگری اندیشید آیا عواقب امر که با سرنوشت ملتی ستمدیده و بستگی دارد چه حوادثی را در بر خواهد داشت اینک قراردادی است با کنسرسیوم بسته شده است من مالک جنسی بودم یک روزی جنس من مشتری خوب داشته است در آن روز فرصت مناسب را از دست داده آن وقت گرانبها و ذی‌قیمت ‌را به دفع‌الوقت گذرانیده و آن جنس مرغوب را به قیمتی که می‌خریدند نفر و ختم لازم نیست وزیر دارایی بگوید یا این که دولت بگوید خو آقایان همه مردمان سیاسی هستند با اطلاع از وضع دنیا این‌ها مطالب نیست که ما از قول فلان روزنامه بگوییم بنابراین یا روی واقع و یا از راه عناد خریداران رفتند و این نفت خودشان را از نقاط دیگر فراهم کردند و ما در وضع گذشته در مدت سه سال نتوانستیم از این منابع ثروت خودمان به هیچ‌وجه استفاده کنیم نه تنها نتوانستیم استفاده کنیم بلکه حقوق کارگران را هم از خزانه و بیت‌المال مملکت پرداختیم امروز یک مشتری که آمده است می‌گوید من این محصول شما را با این شرایط و به این بها خریداری می‌کنم آقای وزیر دارایی هم می‌گویند که زحماتشان را کشیده‌اند و مساعیشان را به کار برده‌اند بهتر از این نتوانسته‌اند آنها را قانع نمایند حالا صحیح است که این قرارداد منصفانه و عادلانه نیست ولی باید گفت اگر باز هم ما نگذاریم قضیه نفت حل شود و به همین حال بماند بایستی سالیانه و ماهیانه مبالغی هنگفت از خزانه مملکت ضرر این کار را بدهیم آن وقت و به آتیه آن هم به هیچ وجه اطمینان نداریم که چه صورتی به خود خواهد گرفت من شخصاً نمی‌توانم عواقب این امر را مسئول باشم چون بنده قدری کسالت دارم جناب آقای دکتر اقبال هم که همیشه به بنده توجه و عنایت دارند تذکر دادند که یک قدری مراعات حال خودم را بکنم اجازه بفرمایید الان تمام می‌کنم و خیلی از لطف ایشان متشکرم علیهذا قرارداد نفت با صورت و وضع فعلی که مدتی هم در کمیسیون در اطراف آن بحث شده است فعلاً در مجلس سنا مطرح است تصمیم نهایی این کار بسته به نظر آقایان است که بایستی آقایان در رد و قبول آن تصمیم اتخاذ نمایند و بنظر بنده تنقید و موشکافی و نکته‌سنجی در این مورد تا حدکافی به عمل آمده است و بنده ناچارم در قسمت آخر مطالب خود عرض کنم بنده یادداشت‌هایی کرده بودم که در جواب آقایان عرض کنم ولی چون دفاع را خود آقای وزیر دارایی که بیشتر مربوط به امور فنی است خواهند فرمود چیزی نمی‌گویم جناب آقای دیوان‌بیگی همکار محترم بنده که مدت چندین ساعت یادداشت‌هایی و لایحه‌ای که تنظیم کرده بودند خواندند بنده چون قدری سر و کارم بیشتر در دوره زندگیم با منطق و استدلال بوده و آنچه را که توجه کردم ایشان مقدمه‌ای را که شروع می‌کردند و نتیجه‌ای که از مقدمه می‌گرفتند و مبتدای مطلب و آخر مطلب هیچکدام ارتباط با موضوع نداشت و شاید هم فهم بنده کافی برای مقصود ایشان نبوده است.

دیوان‌بیگی- البته از بیاناتتان معلوم است.

سزاوار- ولی چیزی که هست اگر این طور جنابعالی تعبیر کردید باید عرض کنم این لایحه که تهیه فرموده بودید از مدتی قبل مراجعه ثانوی به آن نکرده بودید و از توضیحی که داده می‌شد درست بیان مقصود مفهوم نمی‌شد زیرا اگر بنده وقتی بخواهم ماده‌ای را مورد انتقاد و اعتراض قرار دهم باید اول فراز و عبارت آن ماده را بگویم بعد هم دلایل رد آن را اقامه نموده و نتیجه بگیرم دیگر اینکه روزنامه‌های خارجی و فلان مجلات به فرض اینکه صحیح نوشته باشند آیا کسی مسئول خبرهایی است که در آنها می‌نویسند؟ روزنامه‌ها ممکن است مقصود خاصی داشته و یا غرض دیگر و نفعی در این مورد داشته باشند و یا به وسیله روزنامه یک نفر و دسته‌ای را مورد حمله قرار داده و از انتشار این اخبار بی‌اصل استفاده مطلوب را بنمایند این گونه مطالب هیچ وقت سندیت ندارد کسی که بخواهد در یک امری انتقاد و اعتراضی بکند باید دلایل موجه خود را در محکمه و یا در آنجایی که مطلب را توضیح و تجزیه و تحلیل می‌کند منجزاً به استحضار برساند بنابراین می‌خواهم عرض بکنم این طور حملات و اعتراض شدید بیشتر جنبه منفی‌بافی داشته و به نظر بنده در مسائل اساسی دور از انصاف و عدالت است بنده نمی‌خواهم زائد بر این عرض کرده باشم که شاید در نظر جنابعالی بیان بنده صورت اهانت به خود بگیرد و یا اینکه با ارادتی که به شما دارم و هیچ وقت مایل نبودم این گونه مطالب گفته شده باشد و فقط تذکر بود که دادم والا عرض کردم این مطالب اقتضای حرفه خود بنده هم هست در خاتمه عرایض خود را  از نظر وظیفه خبری کمیسیون خاص که داشتم به استحضار آقایان رساندم و بقیه مطالب را به جناب آقای وزیر دارایی واگذار می‌کنم که مطالب خودشان را به عرض آقایان برسانند.

رئیس- آقای مسعودی.

مسعودی- آقای دکتر حسابی به وسیله نامه نوبت خودشان را محفوظ کرده بودند که صحبت کنند ولی چون کسالت داشتند می‌بایستی که طبق نظام‌نامه در مجلس حضور پیدا کنند که بتوانند نطق خود را ایراد کنند به این جهت با اینکه کسالت داشتند امروز شرکت کردند در جلسه و بنابراین نوبت‌ ایشان محفوظ است و آقایان اگر موافقت دارند نطق ایشان به وسیله آقای لسانی قرائت شود چون حضور که پیدا کردند کافی است.

دکتر سجادی- البته باید صحبت کنند.

عده‌ای از نمایندگان- مانعی ندارد.

عضد- موافق هم باید صحبت کند‌؟

رئیس- آقای لسانی بفرمایید (آقای لسانی در محل نطق بیانات آقای دکتر حسابی را به شرح زیر قرائت کردند)

دکتر حسابی- ‌در آغاز سخن هم چنان‌که کنسرسیوم در قراردادی که برای ما فرستاده است اول معنی کلمات را تعریف کرده است لازم است اعلام نمایم که معنی کلمه ناسیونالیزاسیون را در کتاب‌های لغت انگلیسی و فرانسه نگاه کردم و از دوستان محترمی که در امور حقوقی و اقتصادی وارد هستند نیز تقاضا کردم که در کتاب‌های حقوقی و اقتصادی مطالعه کنند ولی در هیچ یک از کتاب‌ها نتوانستیم تعریفی از لغت ملی شدن ببینیم منطبق شود با ترتیبی که در این قرارداد برای استخراج نفت ایران داده شده است یعنی دادن اختیار تام برای عمر دو نسل به شرکت‌های خارجی و سلب کامل اختیار از دولت مالک منابع‌.

هرگاه بخواهیم وضع فعلی را توصیف کنیم می‌توانیم بگوییم که در اثر تأخیر و تعلل که برای حل مسئله فروش نفت در چند سال اخیر کرده‌ایم اکنون دولت را در تنگنا و فشار قرار داده‌اند تا او را مجبور به عقد قراردادی بکنند که ظاهراً به میل دولت هم نیست .

بنابراین به عقیده بنده راه کمک مجلس به دولت فعلاً این است که با اعتراضات

+++

منطقی خود مجلس به دولت قدرت و مجال آن را بدهد که بتواند با خریداران نفت وارد مذاکره مجدد شده شرایط مساعدتری به دست بیاورد.

تاکنون معایب این قرارداد از طرف نمایندگان دو مجلس به تفصیل شرح داده شده است.

به ‌طور کلی مضار این قرارداد را می‌توان به دو نوع قسمت کرد یکی مضار معنوی دیگر مضار مادی نظر به اینکه مضار معنوی بسیار مهم‌تر از مضار مادی است بنده تکیه کلام را روی مضار معنوی قرار می‌دهیم چه مضار مادی هر چه باشد باز بیشتر قابل تحمل است ولی مضار معنوی غیرقابل جبران است.

بحث در مضار مادی وقتی ممکن است مفید واقع شود که از حل موضوع ضررهای معنوی فارغ شویم و گرنه اصولاً بحث در موجودات مادی بی‌مورد است عده آن معایب مادی زیاد است و تاکنون به تفصیل ذکر شده است به طوری که درباره آن‌ها می‌توان گفت

آن‌ قدر کشته فزون است که کفن نتوان کرد.

بنده فقط به ذکر یکی دو نکته که ضروری‌تر از سایر نکات است اکتفا می‌کنم.

درباره غرامت کافی است که تذکر بدهیم که یکی از اقلام مطالبات ما بیست درصد ذخایر شرکت سابق است ذخایر حقیقی یعنی دارایی شرکت سابق و توابع آن در حدود 1200 میلیون لیره تخمین زده می‌شود و 20 درصد آن 240 میلیون لیره می‌شود که ادعای ما است.

یکی از مطالبات مهم دیگر ایران مبالغی است که می‌توان گفت در حقیقت دولت انگلیس از دولت ایران به عنوان مالیات گرفته است بدین معنی که چون دولت انگلیس مالیات بسیار سنگین بر سود کمپانی‌ها بسته است و این مالیات را قبل از وضع 20 درصد سهم دولت ایران برداشت کرده است این مبالغ طلب دولت ایران است که مورد مطالبه ما است مطالبات دیگر هم داریم که جمع مطالبات ما به ما اجازه می‌دهد که از ارجاع موضوع غرامت به حکمیت نهراسیم و مطمئن باشیم که هیچ ضروری از این بابت برای ما متصور نیست و با حل این موضوع  از تنها مشکل واقعی ملی کردن صنعت نفت رهایی می‌یابیم و چنان چه ملاحظه شد شرکت‌های دیگر عضو کنسرسیوم این موضوع را در مدت کوتاهی با شرکت سابق حل کردند و خود را سهیم در نفت قرار دادند.

 جای تعجب است که در جواب یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی به گفته است علاوه بر غرامتی که ظاهراً ما می‌پردازیم کنسرسیوم نیز به عنوان سرقفلی مبلغ 600 میلیون دلار به شرکت سابق می‌پردازد دلار به شرکت سابق می‌پردازد آقای دکتر امینی گفته‌اند این موضوع به ما چه مربوط است؟

در اینجا بنده قسمتی از مقاله که در آخرین شماره پترولیوم تایمز چاپ لندن مورخ 20 اوت 1954 درج شده است خلاصه می‌کنم که می‌گوید.

ایران به خیال خود یک غرامت ناچیزی می‌پردازد غافل از اینکه آن مبلغ بسیار بزرگ‌تری را که نیز که کنسرسیوم به شرکت انگلوایرانیان می‌دهد باید به تدریج ایران بپردازد.

در اینجا باید سؤال کرد کدام یک از این دو اظهار را باید بپذیریم اظهار مجله انگلیسی را با اظهارات دیگر را؟

ممکن است پرسیده شود که کنسرسیوم چگونه این پول را از ما پس خواهد گرفت البته فقط آن‌هایی این سؤال را می‌پرسند که جواب آن را نمی‌دانند.

بند (د) ماده 25 چنین می‌گوید.

ایران از مجرای شرکت ملی نفت ایران و یا هر نماینده منتخب دیگر خود در مواقع لازم با شرکت‌های بازرگانی به منظور تعیین تخفیف‌هایی در بهای نفت خام نسبت به قیمت‌های اعلام‌شده آن شرکت‌ها تبادل نظر خواهد نمود و ممکن است برای این تخفیف نرخ‌ها و فرمول‌هایی تثبیت نماید تا برای مدتی که معین خواهد کرد قابل اجرا بوده و در تعیین حداقل تعهدات شرکت‌های بازرگانی تحت جز (ب) نام‌برده منظور گردد.

نیز در بند ج ماده 35 الحاق به قانون مالیات بر درآمد می‌نویسد که:

هر سال مبلغ معقولی به عناوینی که یکی از آن عناوین تمام شدن و تهی شدن منابع نفت است  کسر می‌گردد.

با این دو بندی که ذکر شد کنسرسیوم تضمین کافی گرفته است که هر مبلغی را که بخواهد برای استهلاک سرقفلی که به شرکت سابق پرداخته است با ربع مرکب از ایران بگیرد یعنی در حقیقت ما هم غرامت کامل‌العیار را می‌پردازیم و هم منابع نفت خود را تسلیم می‌کنیم حال آقایان محترم را به قضاوت می‌خواهم که آیا سزاوار است که غرامت را تمام و کمال بپردازیم و هم نفت خود را در اختیار آن‌ها بگذاریم  و هم حیثیت و حاکمیت خود را از دست بدهم.

با ممالک دیگر از حیث غرامت بهتر از ما رفتار شده است مثلاً مکزیک چکسلواکی یوگسلاوی بولیوی که بعضی از آن‌ها حتی از 20 قیمت مؤسسات ملی شد را کمتر پرداختند.

اکنون می‌آییم سر بحث اصلی خود که در پیرامون معایب معنوی قرار داده است معایب معنوی قرارداد به طور کلی عبارت از چهار قسمت مهم.

اول: وجود شرکت‌های عامل

دلیلی که برای ایجاد این شرکت‌ها آورده‌اند این بوده است که به روش دولت ایران اعتمادی نیست چنین ایرای در برابر خارجی‌ها هیچ گاه وارد نبوده حتی برعکس روش آن‌ها نسبت به ما قابل اعتماد نبوده است از این گذشته هیچ دولتی نمی‌تواند زیر بار چنین تحقیری برود مستر ریبر در گزارش‌های خود تصدیق کرده است که شرکت ملی نفت در وضع حاضر قادر است 10 میلیون تن نفت تصفیه کند، با این وصف با استخدام متخصصین خارجی که اختیارات قانونی لازم به آن‌ها داده شود مقادیری خیلی بیشتر از 10 میلیون تن می‌توان استخراج و تصفیه کرد هرگاه خریداران نفت تضمین‌های بیشتری نیز می‌خواهند دولت می‌تواند تضمین بانکی در مقدار ونوق محصول بدهد که هیچ گاه خسارتی متوجه خریدار نگردد بنابراین هیچ دلیل منطقی برای ایجاد این شرکت‌های عامل وجود ندارد و احتیاجی به آن‌ها نیست چنان چه پرزیدنت ترومن در پیشنهاد خود چنین پیش بینی را نیز نکرده بود. 

دوم: ارجاع دعاوی و اختلافات و دعاوی به مراجع و محاکم خارج از کشور

این قید به ‌هیچ ‌وجه قابل قبول نیست سال‌ها زحمت کشیده شده تا بین داخلی و خارجی تبعیض و امتیاز از بین برود حال از نو می‌خواهند چنین تبعیضی را برقرار نمایند باید همان شرایطی را که کشورهای دیگر شرق مانند ترکیه اسرائیل پاکستان برای شرکت‌های نفت در قوانین برقرار کرده‌اند، نیز برقرار کنیم یعنی اختلافات و دعاوی باید به مراجع و محاکم داخلی ارجاع شود.

سوم- طولانی بودن مدت که در حقیقت 40 سال است ما نمی‌توانیم نسل‌های آینده را در جهانی که هر روز در تغییر سریع است به چنین شرایط سنگینی برای چنین مدت طولانی مقید سازیم این ادامه همان قرارداد سابق است با شرایط بسیار سنگین‌تر

چهارم- محدود کردن مجلسین در وضع قوانین و مالیات

(مواد 41 و 47)

مجلس فعلی حق محدود کردن مجلس‌های بعدی را ندارد در عین حال اصرار یک شرکت خارجی برای قید این شرط یک عمل ناشایسته است و از طرف ما محق دانستن شرکتی در خواستن چنین شرطی که به حیثیت مملکت لطمه وارد می‌آورد و به منزله قبول محدودیت حاکمیت و استقلال کشور است یک امر غیر ممکنی است هووردر گزارش که دد 1948 داده است حق قانون‌گذاری و وضع مالیات و لغو قراردادها را جزء حق حاکمیت دانسته است.

اگر شرکت‌ها ترس گذشتن قوانین دیگری را دادند این شرط نه ‌فقط مانع گذشتن چنین قوانینی نخواهد بود بلکه نیز محرک گذراندن آن قوانین خواهد بود این قید نیز یک دلیل برای عدم آزادی ایران در عقد همین قرار داد با وجود فشارهای طاقت‌فرسا برای انعقاد آن خواهد بود جای تعجب است که چرا شرکت‌ها می‌خواهند شرطی را که فاقد اثر است ولی شامل ضررهای معنوی بزرگی برای خود آن‌ها می‌باشد بگنجانند. در هر صورت اگر آن‌ها متوجه نیستند یا نمی‌خواهند متوجه بشوند ما نباید حاضر به گنجانیدن چنین قید مضری بشویم به خصوص که دارای اختیاری برای تصویب آن نیستیم این نکته را بنده لازم دانستم در اینجا تصریح کنم تا بعداً شرکت‌ها ادعا نکنند که به موقع به ما تذکر داده نشد.

با تذکر چهار عیب بزرگ فوق و قابل قبول نبودن آن‌ها به آقایان پیشنهاد می‌کنم که رأی به این قرارداد ندهند تا دولت برای مذاکره مجدد با شرکت‌ها تقویت شود و به آن‌ها فقط پیشنهاد فروش نفت را با تخفیف‌های جالبی بدهد و آن‌ها را حاضر کند که این گونه تقاضاها که به اعتبار قضایی و شئون و حاکمیت کشور لطمه وارد می‌آورد ننمایند.

در اینجا لازم است توجه مجلس را به این نکته جلب نمایم که اغلب ممالک جهان و من‌جمله ممالک شرق مانند ترکیه و اسرائیل و پاکستان قوانینی دارند به اسم قانون نفت که به موجب آن قوانین اولاً به شرکت‌های اجازه فعالیت داده می‌شود که دولت‌ها در آن‌ها سهم نداشته باشند.

ثانیاً اختلافات و دعاوی در ادارات و شورای دولتی و محاکم داخلی حل و رسیدگی می‌شود ثالثاً مالیات بر مواد نفتی تابع قوانین مالیاتی معمولی است که در هر موقعی و هر موردی ممکن است  به تصویب مجلس برسد رابعاً حدود محوطه پروانه استخراج از 250 کیلومتر مربع تجاوز نمی‌کند و بر هر کیلومترمربع حق‌الارض تعلق می‌گیرد حال آیا جای ایراد نیست بر ما که مملکتی که سال‌ها است وجود نفت به مقدار فراوان در آن محرز شده است هنوز قانون استخراج نفت نداشته باشد تصویب چنین قانونی عمومی استخراج نفت باید از هم‌اکنون مورد توجه و اقدام قرار گیرد تا به این کشمکش‌ها یک‌باره خاتمه داده شود و شئون کشور از دستبرد این و آن محفوظ بماند.

حال می‌آییم سر این مطلب که هرگاه کنسرسیوم به جز به این شرایطی که پیشنهاد کرده است حاضر نشود طور دیگر وارد مذاکره شود چه باید کرد؟ به نظر بنده اولاً احتمال نمی‌رود که در برابر مقاومت مجلس دول ذی‌نفع بخواهند این اندازه پافشاری کنند و در هر صورت باید ما سعی

+++

خودمان را برای تجدید مذاکره به نماییم ثانیاً اگر احیاناً اصرار ورزیدند که قیود مافوق را تحمیل کنند حقیقت در آن صورت جای بحث است که تا چه اندازه می‌شود زیر بار زور رفت چندین بار پیشنهادهای مناسب‌تر از این به ما کردند که بهترین آن‌ها پیشنهاد ترومن بود با تغییرات هندرسن ولی امروز سخت‌گیری می‌کنند و آیا جای تأمل نیست که با این تحمیلات ناروا چه عکس‌العملی باید کرد؟ حال روی سخن را به آقایان آمریکایی کرده و می‌پرسم بیم از پیشرفت کمونیزم دارید آیا نمی‌بینید نمی‌دانید که بهترین زمینه برای پیشرفت کمونیسم همین رفتاری است که می‌کنید همین بی‌اعتنایی به حیثیت و شئون ملی یک قومی است و همین زورگویی و طمع کاری شرکت‌های نفت شما است؟ شاید آن‌ها بگویند که ما بهتر از شما به وضع دنیا آشنا هستیم و شما در تاریکی راه می‌روید و ما با اطلاعات کافی از وضع جهان تصمیم می‌گیریم جای دارد که در این بحث خواجه تعمق کنند:

 چندین چراغ دارد و بیراهه می‌رود

بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

آمریکا در مشرق زمین و به خصوص در ایران شهرت بشر‌دوستی و بی‌غرضی داشته و محبوبیت به سزایی به دست آورده بود اکنون با این طرز رفتار هویدا می‌شود که پس از نشان دادن در باغ سبزی دنبال غرض‌ها و مطامع خود هستند و برای نیل به مقصود خود به آرزوها و احساسات مردم وقعی نمی‌گذارند.  

چگونه می‌خواهند با این وضع محبت ملل شرق را به خود جلب کنند و سد محکمی در برابر کمونیسم استوار سازند:

ترسم نرسی به کعبه‌ ای اعرابی

کین ره که تو می‌روی به ترکستان است

اکنون پیشنهادهایی که به نظر هر شخص بی‌طرف و دوراندیشی به نفع طرفین خواهد بود به عرض می‌رسانم و لازم می‌دانم دولت در این زمینه با آن‌ها وارد مذاکره شده.

اولاً: پیشنهاد فروش نفت به شرکت‌های خریدار با تخفیف‌های جالبی برای مدت کوتاه مثلاً 10 سال برای مزید اطمینان آن شرکت‌ها از مقدار و نوع محصول عده کافی متخصص خارجی با اختیارات قانونی لازم استخدام شوند و علاوه بر این دولت تضمین بانکی برای مقدار و نوع محصول به شرکت‌های خریدار بدهد‌.

ثانیاً: موضوع غرامت به دادگاه‌های بین‌المللی ارجاع شود.

شرایط فوق از طرف پرزیدنت ترومن پیشنهاد شده بود و مورد قبول آن‌ها بوده است و مهم روز آن‌ها را قبول می‌کنیم و حقاً و منطقاً نمی‌توانند آن‌ها را رد کنند مگر اینکه موضوع به طور علنی و آشکار موضوع زورگویی باشد و در این صورت است که باید به یاد بیاوریم که چگونه در جنگ اخیر و بعد از آن دولت و ملت انگلیس غناعت مطلق را پیشه خود کردند تا در سایه آن قناعت قدرت پیشین خود را از نو به دست آورند و همچنین امروز دولت ما باید از مردم قناعت بخواهد تا در اثر بردباری و صبر ما دول ذی‌نفع حاضر شوند قواعد انسانیت را بهتر از این رعایت کنند و انتظار نداشته باشند که ما از حقوق ملی و حاکمیت خود صرف‌نظر کنیم و پیشنهادهای منطقی ما را که منطبق بر پیشنهادهای قبلی خود آن‌ها است پایه مذاکرات مجدد قرار دهند‌.

رئیس- آقای وزیر دارایی بفرمایید.

وزیر دارایی (آقای دکتر علی امینی)‌- جناب آقای جمال امامی در شروع مباحثات مجلس سنا بیانی فرمودند که بنده در مقدمه عرایضم لازم می‌دانم توضیحی بدهم و آن این است که من و سایر آقایان وزرای در هیچ موردی از حدود ادب معمول مذاکرات پارلمانی خارج نشده‌ایم و حتی تعارضات شخصی که گاهی در پارلمان نسبت به ما می‌شود تحمل کرده‌ایم و من شخصاً معتقد به رعایت اصول پارلمانی هستم و علاوه از وظیفه‌ای دارند و احترام می‌گذارم مخصوصاً در میان آقایان محترم سناتورها اشخاصی هستند که از لحاظ قدمت و سابقه‌ای که در مشروطیت و خدمات اجتماعی و عمومی دارند شایسته همه ‌گونه احترام هستند و من مباحثه در حضور این آقایان را افتخاری می‌دانم که با لطف و محنت عموم آقایان از آن بهره‌مند هستم ولی طبع مباحثات پارلمانی طوری است که آقایان مخالفین برای چاشنی زدن بیانات خود ناچار می‌شوند حاشیه بروند و این حاشیه رفتن معمول به پارلمان‌های دنیا هم هست اما تا حدودی که جنبه تهمت و ناسزا پیدا نکند که در این صورت کلوخ انداز را پاداش سنگ است و خود آقایان تصدیق می‌فرمایند که وزیر شدن یا سناتور شدن برای مزید احترام  شخصی است و اگر قرار باشد وزارت وسیله تحمل همه گونه تهمت و افترا باشد بنده از این مقام متنفر خواهم بود و حفظ حیثیات شخصی خود را مقدم بر هر مقامی می‌دانم نکته‌ای هم آقای لسانی در مقدمه بیانات خودشان فرمودند که خوب بود ما هم مثل چرچیل بعد از سقوط سنگاپور پارلمان می‌آمدیم و می‌گفتیم که فقط اشک و خون تقدیم می‌کنیم البته مقصود سناتور محترم نطق چرچیل بعد از سقوط دنگرک بوده است با اینکه قیاس مع‌الفارق است می‌خواستم به جناب ایشان عرض کنم که ما صریح‌تر از آن چیزی که انتظار همه بود حقایق را گفتیم و مشکلات را شرح دادیم و امیدوارم روزی مشروطیت جوانان ما آن قدر ترقی کند که مجلس سنای ایران به پایه مجلس لردها و مجلس سنای آمریکا برسد و پارلمان ایران رجالی را برای زمامداری انتخاب کند که تالی چرچیل و روزولت و آیزنهاور باشند و آن‌وقت توقعاتی که چنین دولتی از چنان پارلمانی دارد جواب توقعاتی باشد که چنان پارلمانی از چنین دولتی خواهد داشت  بنده روی ‌هم‌رفته از فرمایشات آقایان سناتورها استفاده کردم مخصوصاً معتقدم که همه باید شیوه خطابه را از جناب آقای دیوانبیگی یاد بگیرند تا بتوانند کلمات را توأم با حرکاتی که همین معنی آنست ایراد کنند جناب آقای دیوان‌بیگی در خطابه شنیدنی و دیدنی خودشان فرمودند که بنده قوت لایموت ملت ایران را 40 سال به کنسرسیوم دادم.

دیوان‌بیگی- همین طور است.

وزیر دارایی‌- چون بنده تاکنون سابقه نداشتم که خوراک مردم ایران نفت باشد.

دیوانبیگی‌- معلوم می‌شود معنی همه مطالب را همین طور سطحی ادراک می‌فرمایید‌.

وزیر دارایی- اگر واقعاً چنین چیزی بوده است من باید اعتراف کنم که در معامله کردن روی قوت لایموت مردم ایران اشتباهی شده است که باید جبران شود و امیدوارم آقای دیوان‌بیگی مرا عفو کنند سناتور‌های محترم تاکنون لابد از مباحثات مجلس شورای ملی راجع به قرارداد فروش نفت اطلاع حاصل فرموده‌اند آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی تمام جنبه‌هایی که ممکن بود انتقاد کنند کردند و چون مسائل مورد انتقاد آقایان مخالفین محدود به چند موضوع است آنچه در مجلس شورای ملی اظهار شد تقریباً همان مطالبی است که آقایان سناتورهای مخالف با قرارداد فروش نفت عنوان فرموده‌اند و چون جواب کافی به این ایرادات به‌طور تفصیل داده شده است برای پاسخ به فرمایشات سناتورهای مخالف زحمت بنده و دردسر آقایان کمتر خواهد بود در کمیسیون خاص نفت که بیش از ده روز جزئیات قرارداد فروش نفت مطرح بود آقای لسانی سناتور محترم نیز عضویت داشتند در ابتدای مباحثات کمیسیون ایشان بیانی فرمودند که تکلیف ما را روشن کرد اظهار داشتند که من مخالف مطلق این قرارداد هستم و ناچار بر سر هر ماده‌ای ایراد می‌کنم و توضیحاتی هم که می‌شنوم برای قانع شدن نیست و تأثیری در نظر اصلی من ندارد خیال می‌کنم که در مقدمات بیاناتشان در اینجا هم آن را فرمودند که اگر اشتباه نکنم و فراموش نکرده باشم فرمودند اگر من ایرادی می‌کنم نه اینست که اگر اصلاح شود رأی به قرارداد بدهم.

(لسانی- برای موافقین لااقل اصلاح کنید) به همین جهت بعد از توضیحاتی که در جواب ایرادات ایشان داده می‌شد و غالب اعضای کمیسیون روشن و متقاعد می‌شدند و خودشان هم تصدیق می‌فرمودند معذالک بقول خودشان وفا کردند و همان مطالبی که در کمیسیون عنوان فرموده و جواب شنیده بودند از نو در مجلس سنا قرائت فرمودند. فراموش نمی‌کنم راجع به حوزه عملیات شرکت‌های عامل ایشان در کمیسیون اظهار کردند که ما حوزه عملیات را وسیع‌تر از حوزه عملیات شرکت سابق نفت کرده‌ایم روز بعد من نقشه حوزه عملیات شرکت سابق را آوردم و در کمیسیون آقایان با حوزه عملیات شرکت‌های عامل تطبیق کردند و معلوم شد که حوزه عملیات شرکت‌های عامل تقریباً در حدود یک صد هزار میل بلکه قدری هم کمتر است و بعد از ارائه نقشه‌ها مباحثات خاتمه پیدا کرد اکنون آقای لسانی همان ایراد را از نو عنوان فرموده‌اند من تاکنون تصور می‌کردم مقصود از بحث در یک موضوع رسیدگی بدلایل دو طرف و اقناع یکی از طرفین است هر طرف که دلیل قوی‌تر داشت طرف دیگر تسلیم نظر او می‌شود والا اگر قرار باشد هر دو طرف بدون توجه بدلایل بر سر حرف اول خودشان بایستند این مباحثه نیست مشاجره است و من تصور نمی‌کنم آقایان در مسائل مملکتی قصد مشاجره داشته باشند فلسفه وجود پارلمان هم بحث در آراء و عقاید است نه اصرار و لجبازی. پس اگر آقای سناتور محترم به عقیده خودشان باقی هستند توضیحات من کوچکترین تأثیری در نظر ایشان نخواهد داشت زیرا همه را خواهند شنید و بعد خواهند گفت چنین خواهد شد و آخر سر چنان خواهد شد مثل این است که کسی بگوید اینجا که من ایستاده‌ام وسط زمین است اگر باور نمی‌کنید بروید ذرع کنید.

لسانی- عقیده آقای دکتر است نه عقیده بنده.

وزیر دارایی- حوزه عملیات شرکت سابق و شرکت‌های عامل هر دو براساس نقشه است و نقشه‌های امضاء شده موجود است و همه آقایان می‌توانند ملاحظه بفرمایند (‌نقشه را به پیشخدمت دادند و گفتند این را بدهد به آقای دیوان‌بیگی‌)

واحد مساحت هم چیزی نیست که بنده با آقای لسانی اختراع کرده باشیم رسیدگی به صحت و سقم این ادعا برای کسی که قصد اصرار و لجاجت نداشته باشد بسیار آسان است ضمناً بنده استفاده می‌کنم و یک حاشیه می‌روم اگر خاطر آقایان باشد جناب آقای دیوان‌بیگی با یک استعجاب مخصوصی فرمودند که در جزء ج ماده 2 نوشته شده «‌حقوق مربوط به شرکت ملی نفت ایران و شرکت نفت ایران در ناحیه عملیات فوق‌الذکر باید طوری تعدیل شود که با مقررات این قرارداد تطبیق بنماید و این موضوع در این قرارداد عمل شده است» ایشان فرمودند ای امان این اصل قانونی هنوز به قوت خودش باقی است آقایان نشستند و قوانین را تعدیل کردند بنده تصور می‌کنم آقای دیوان‌بیگی اگر کسی بخواهد برای مخالت خودش

+++

انواع و اقسام دلایل را می‌تراشد و حتی اول ماده را نمی‌خواند و آخر ماده را می‌خواند یا به عکس البته جسارت عرض می‌کنم چون می‌دانم اهل مطالعه هستید جسارت به روزنامه‌نویسی نباشد بنده وقتی در پاریس یک مقاله در همان روزنامه «لوتان» آن وقت که «لوموند» فعلی است می‌خواندم نوشته بود از قول یکی از اشخاص معروف و مهم فرانسه که خیلی‌ها هستند که سوادشان محدود به روزنامه است و اینها متأسفانه داخل بحثی قضایی می‌شوند و یک اطلاع سطحی پیدا می‌کنند آقای دیوان‌بیگی یک وقت فوق‌العاده زیادی صرف فرمودند و تمام مصاحبه‌هایی که بنده کرده و نکرده‌ام همه را جمع کرده‌اند و مطالعه فرموده‌اند ولی دو ساعت وقت صرف نکردند که خود این قرارداد را دقیقاً با نظر بی‌طرفی بخوانند چون بنده اطمینان دارم آقای دیوان‌بیگی مثل بنده و خیلی‌ها علاقمند هستند که مشکل مملکت حل شود ولو شده است که ایشان مخالف هستند. اصولاً یک مملکتی باید بماند و آباد باشد و آزاد باشد تا جنابعالی و بنده و مردم زندگی کنیم. ایشان فرمودند که چنین شد و چنان شد مثل اینکه واقعاً یک کار عجیب و غریبی شده و استقلال مملکت به یاد رفته، این نقشه‌ای که خدمتتان تقدیم کردم اگر وقت باشد ملاحظه بفرمایید که اگر حدود  عملیات شرکت‌های عامل را از حدود عملیات شرکت سابق تغییر داده‌ایم چرا تغییر داده‌ایم؟ برای اینکه ما که امتیاز نداده‌ایم الزامی هم نداشتیم ملکی داشتیم متعلق به شرکت ملی نفت و گفتیم که شما صدهزار میل می‌خواهید که درش عملیات بکنید ما ضرری در آن نمی‌دانیم فقط چون هر چه نفت ما بیشتر استخراج شود و بیشتر فروش شود به نفع ما است بنابراین برای اینکه نقشه سابق نباشد که مستمسکی دست جنابعالی و آقای لسانی بیفتد و نفرمایید آقا از هر جهت امتیاز است نقشه‌همان است زمین همان است حدود همان است عملیات همان است.

دیوان‌بیگی- فوق آن است.

وزیر دارایی- بنابراین آمدیم حدود خاکی را تغییر دادیم یک مقدار گرفتیم و البته یک مقدار دادیم بنابراین یک جرح و تعدیلی شده در قسمت حدود خاکی اگر آقا باز به قرارداد مراجعه فرمایند در قانونی که در 1325 در دوره 15 گذشت به دولت دستور داد و مکلف کرد که در تمام مملکت اکتشاف کند در آن تاریخ که هنوز شرکت سابق به وضع خود باقی بود آن قسمتی که خارج از محوطه شرکت سابق بود مطابق یک تصویب‌نامه اکتشافی را واگذار کردند به یک شرکت نفت ایران که عجالتاً در سازمان برنامه است و رئیسش هم آقای فتح‌الله نفیسی است در موقعی که جرح و تعدیل می‌شد (آقای دیوان‌بیگی جسارت می‌کنم، اگر ما مردمانی هستیم کم‌دقت و شاید بی‌توجه البته دیگران که در مقابل ما هستند مردمانی دقیق و نکته‌بین و محتاط هستند) گفتند آقا این‌ حدودی که دارید تغییر و تبدیل می‌دهید یک قسمت ملک شرکت ملی نفت ایران است و یک قسمتش ملک شرکت نفت ایران است بنابراین اگر این حدود مطابق قرارداد مسلم و مصوب نشود ما گرفتار می‌شویم بین اختلاف شرکت ملی نفت و شرکت نفت ایران و این اسباب زحمت خواهد شد این قسمت تعدیل که می‌فرمایید یعنی این.

دیوان‌بیگی- یعنی همه را ما بدهیم.

وزیر دارایی- عرض کردم که شما در هر حال متقاعد نخواهید شد علی ‌ای حال بنده تقاضایم این نبود که چرا مخالفید اگر به شخص بنده و مشاورین فنی و حقوقی مراجعه می‌کردید و مطالب روشن می‌‌شد از لحاظ خودتان و مردم اشکالش کجا بود؟ آقا زحمت کشیدید تشریف بردید بنده جسارت به مشاورین نمی‌کنم به یک عده‌ای مراجعه کرده‌اید در صورتی که اگر آقا این را از بنده که ارادت دارم اگرچه مخالف هم هستید می‌پرسیدید ضررش کجا بود؟

دیوان‌بیگی- شما و مشاورینتان نه اطلاع از نفت دارید نه حسن‌نیت.

وزیر دارایی- متأسفانه در تمام این نطق مفصلی که تنظیم فرموده‌اید امیدوارم این نیت باطنی جنابعالی نباشد که برای مشوب کردن اذهان و پریشان کردن افکار مردم فرمایشی بفرمایید خواستم نظر جنابعالی و آقایان محترمی را که تحت‌تأثیر بیانات شیوای جنابعالی واقع شده‌اند مطمئن بکنم که این جزو «ج» از ماده 2 همین است و بس و هیچ چیز دیگری در آن نیست.

سناتور محترم آقای لسانی در بیانات خودشان با قرائت قسمتی از صورت‌ جلسات کمیسیون نفت و مجلس ادعا کردند که مقصود از ملی شدن صنعت نفت انحصار اکتشاف و استخراج و تصفیه در دست دولت بوده است و اصرار داشتند که بنده را قانع کنند که اگر در متن ماده واحده مصوب مجلسین و تصمیم‌نامه کمیسیون عنوان انحصار اکتشاف و استخراج و تصفیه در دست دولت قید نشده چون در نطق آقای دکتر مصدق و آقای جمال امامی و دیگران اشاره به این موضوع شده است پس ملاک عمل باید آن چیزی باشد که خارج از قانون است.

خوشبختانه چون ایشان وکیل دادگستری هستند طرح این مطلب با ایشان آسان‌تر است آنچه تاکنون درتعریف قانون گفته‌اند عبارت است از فرمولی که به موجب لایحه یا طرح به پارلمان تقدیم می‌شود و مورد شور قرار می‌گیرد و به اکثریت آراء تصویب می‌شود آن فرمول تصویب شده که کلمات آن محدود به حدودی است که مجلسین در رأی خود اعلام می‌کنند قانون است و ملاک عمل و قابل استفاده می‌باشد نه نطق‌های مخالف و موافق که در حاشیه آن می‌شود بنده از آقای لسانی سؤال می‌کنم کدام یک از محاکم برای صدور رأی استناد به نطق‌های وکلا و سناتور مخالف و موافق می‌کند همیشه نص قانون معتبر است و آنچه دولت و مردم مکلف به رعایت و اجرای آن هستند نصوص قانون است و تفسیرهای رسمی قانونی که آن هم در حکم قانون است (لسانی- نطق پارلمان ها یکی از وسایل تفسیر است) اگر در محاکم دادگستری هنگام دفاع اسناد وکیل طرف به نطق‌های مخالف و موافق نمایندگان و سناتورها باشد و از آن بخواهند استفادة قانونی کنند جناب آقای لسانی به عنوان یک وکیل مدافع این مستندات را قبول خواهند فرمود یا نه؟ واقعاً حیف است که ایشان با آن همه سوابق که در خدمات قضایی دارند وقتی در یک امر حقوقی اظهار نظر می‌کنند استناد ایشان به مطالبی باشد که کوچک‌ترین تأثیری در قضاوت قانونی اشخاص منصف و بی‌طرف ندارد؛ من تصور می‌کنم آقایان محترم تعجب خواهند فرمود اگر عرض کنم آقای لسانی برای تراشیدن دلیل حتی صورت مجلس جلسات کمیسیون نفت را ناقص خواندند تا به خیال خودشان بنده را متقاعد کرده باشند من اکنون متن صورت مجلس مذاکرات کمیسیون نفت را در قسمتی که مربوط به جلسه آخر و فرمول ملی شدن صنعت نفت است از روی کتاب کمیسیون نفت قرائت می‌کنم و قضاوت را به آقایان سناتورهای محترم واگذار می‌نمایم شاید خیلی از آقایان این کتاب کمیسیون نفت را خوانده باشند و البته به فرمایش خود جناب آقای جمال امامی و یک عده‌ای در کمیسیون بودند سراپا مذاکرات کمیسیون تحت فشار و تناقض بود و یک عده‌ای هم واقعاً نمی‌دانستند کجا می‌روند و چه می‌کنند و اینجا هم اگر جسارتی خدمت آقای دیوان‌بیگی می‌کنم عفو خواهند فرمود که زاییده شده از همین مذاکرات است بعداً هم عرض می‌کنم ایشان مسافرتی کردند به خوزستان و برگشتند و گزارشی به دولت دادند که بعد به پیشنهاد جناب آقای جمال امامی و به تصویب ملی شدن منجر شد حالا این که مذاکرات را به استحضار آقایان می‌رسانم این‌طور شروع می‌شود:

آقای رئیس توضیح دادن (البته آقای رئیس دکتر مصدق است‌) پیشنهادی که از طرف ما داده شده است حق تقدم دارد اگر رأی دادید که خیلی خوب و اگر رأی ندادید پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود.

آقای جمال امامی گفتند: که بنده هنوز روشن نیستم که به آن رأی بدهم دهنده یک پیشنهادی می‌کنم.

آقای دکتر مصدق- بنده مطابق مقررات وظیفه دارم که به این پیشنهاد ملی شدن رأی بگیرم پیشنهاد مزبور قرائت شد آقای ذوالفقاری گفتند عجله نفرمائید که اگر خدای نکرده رد بشود این خطرش برای مملکت بیشتر است. 

آقای رئیس اظهار داشتند مطابق آیین‌نامه باید به این پیشنهاد راه گرفته شود و اگر رأی نمی‌دهید بنده مرخص می‌شوم و استعفا می‌دهم.

(آقای دکتر کاظمی گفتند هر چیزی که جنابعالی را یک قدم به هدفتان نزدیک‌تر بکند آن را قبول بفرمایید‌)

به شما هر چه با منطق صحبت می‌کنم که قبول نمی‌فرمایید ما می‌گوییم که می‌خواهیم خودمان را از دست خارجی نجات بدهیم و شما می‌خواهید با بودن یک خارجی در این مملکت دست دیگران را هم باز کنید بنده حالا آقای قشقایی گفتند من با ملی شدن موافقم ولی همان طور که مخالف بودم که در محیط غیر عادی برخلاف نظر مردم تصمیم بگیرند الان هم مخالفم که در این موقع برای  این کار تصمیم گرفته شود‌.

در این موقع پیشنهادی از طرف آقای جمال امامی تهیه و به اصلاحاتی به شرح زیر قرائت شد  تاریخ 17/12/29 مجلس شورای ملی نظر به اینکه ضمن پیشنهادات واصله به کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون قرار گرفته و از آنجایی که وقت کافی برای مطالعه در اطراف اجرای این اصل باقی نیست کمیسیون مخصوص نفت از مجلس شورای ملی تقاضای دو ماه تمدید می‌کند (لسانی- پس کدام پیشنهاد است؟) پیشنهاد مزبور به امضای 15 نفر از آقایان رسید و آقایان فرامرزی ، فقیه‌زاده و عامری که در جلسه حضور نداشتند صبح روز بعد امضا نمودند قرار شد گزارش آن تهیه و تقدیم مجلس شورای ملی گردد.

بنده عرض می‌کنم آقای دکتر مصدق در آن موقع مردی خیلی قوی بودند و نهضت ملی هم یک دسته بسیار قوی و مجهز بودند اگر قرار بود که آن پیشنهادی که بعدها یواش یواش از بس تلقین کردند و تبلیغ کردند ملکه همه شد حتی آقای لسانی - که به نام سعادت ملت ایران و فلان اگر این پیشنهاد قرار بود تصویب شود پس این مذاکرات لازم نبود آقای دکتر مصدق آن پیشنهاد را قرائت کردند آقای قشقایی و آقای ذوالفقاری نگران بودند که این پیشنهاد تصویب نشود و بالاخره تصویب هم نشد بالاخره آمدند یک فرمول کلی تهیه کردند آقای جمال امامی و آن فرمول در مجلس تصویب شد خوشبختانه در مجلس سنا یک عده از آقایان هستند که سوابق وزارت دادگستری دارند تحصیلات قضایی دارند و فرمول قانونی که عرض کردم قانون آن چیزی است که بیاید و در مجلس تصویب شود حال اگر راجع به نص قانون یک موارد مبهمی می‌باشد و تاریک باشد می‌آیند

+++

مذاکرات پارلمان را اضافه می‌کنند برای تعبیر و تفسیر آن قانون و این هم جناب آقای لسانی همه جای دنیا مرسوم نیست مخصوصاً در پارلمان انگلستان و در قوانین انگلستان عبارت آن و هر چه می‌خواهد باشد معتبر است و ابداً مذاکرات پارلمانی برای تعبیر و تفسیر قانون سندیت ندارد حالا چون بنده هم تحصیل‌کرده کشورهای لاتین هستم و قبول دارم که این مذاکرات برای روشن شدن قانون است می‌خواهم عرض بکنم که نفت ملی شد ولی بعد خود آقای دکتر مصدق و نهضت ملی که پیشنهاد کننده اول بودند آمدند مصدر کار شدند (لسانی- حالا این پیشنهاد اول شد؟) حالا توضیح می‌دهم عرض می‌کنم وقتی که خودشان آمدند نخست‌وزیر شدند و دولت را در دست گرفتند هر کسی فکر خودش را که مبتکر بوده و بانی بوده دنبال آن فکر می‌رود بنده ایرادم به آقای دکتر مصدق این بود که ایشان یک خطی دور خودشان کشیدند و پای خودشان را از خط بیرون نگذاشتند و تصور کردند که چون یک وقتی گفته‌اند برای سعادت ملت ایران چنین و چنان حالا اگر برخلاف آن یک خرده کج و کوله شود اساساً قابل قبول نیست و در پیشگاه خداوند هم مسئولیت دارد اما راجع به ملی شدن بنده فقط دلیلم این نبود که چون قانون این‌ طور است بلکه ما در چهار دیواری قانون ملی شدن صنعت نفت عمل کردیم در کابینه دکتر مصدق آقای دکتر حسابی وزیر فرهنگ بودند بنده هم با وزیر اقتصاد ملی در موقعی که دومین کمیسیون بانک بین‌المللی آمدند به تهران شاید آقای دکتر حسابی یادشان باشد قرار بود که آقایان مشاورین دکتر مصدق بیایند در سالن منزل ایشان جمع شوند و ما هم جلسه هیئت را در اتاق خواب آقای مصدق تشکیل بدهیم رفتیم آنجا البته اتاق را آقایان دیده‌اید که فوق‌العاده کوچک است ایشان هم فوق‌العاده خسته بودند و بنده هم معتقد نبودم که اگر از این اتاق به آن اتاق بروند کار حل بشود بنده پیشنهاد کردم که آقایان وزرا یک اختیاری بنویسند که اختیار تام بدهیم به آقای نخست‌وزیر که به هر ترتیبی که ایشان مصلحت دانستند با هیئت بانک بین‌المللی موضوع را حل کنند و بعد در خدمت آقایان وزرا رفتیم باشگاه افسران و چون قرار بود آقایان نمایندگان هم بیایند آنجا و شام بخوریم و برویم سر مذاکرات در آن موقع که بنده این پیشنهاد را کردم هیچ کس صحبتی نکرد. آقای دکتر حسابی هم ساکت بودند مثل همیشه و فقط وقتی که تشریف می‌آورند به مجلس اینجا اظهاراتی می‌کنند بنده با ایشان افتخار همکاری داشتم و خیلی احترام به افکارشان می‌گذاشتم ولی در آن موقع صحبتی نکردند.

جمال امامی- افکارشان را از کجا فهمیدید.

لسانی- خود آقای دکتر هم صحبتی نمی‌فرمودند.

وزیر دارایی- از خود آقای دکتر مصدق باید پرسید. به هر حال بنده هم ساکت بودم. پیشنهاد بنده وقتی که مورد تصویب واقع شد آقای صالح این پیشنهاد را دادند و همه تصویب کردیم آقای صالح را گذاشتیم پهلوی آقای دکتر مصدق و رفتیم به باشگاه افسران پس از سه ربع یا یک ساعت آقای پرودم آمدند آنجا و به من گفت فلان کس کار حل نشد گفتم چرا گفت آقایان دنبال پیدا کردن فرمول هستند این کار هم با فرمول سازی حل نمی‌شود و دو بعد ما اطلاع پیدا کردیم اشکالات چه بود یک روز در مجلس شورای ملی جلسه را هم به خط آقای طالقانی بود قرائت کردم که بیچاره دکتر مصدق دچار چه مشکلاتی و محظوراتی بود به عقیده بنده ایراد بزرگی که به ایشان وارد است این است که ایشان زیاد مشورت می‌کردند و اگر کسی همیشه مشورت بکند و خودش تصمیم نگیرد بارش به منزل نمی‌رسد علت عدم پیشرفت کمیسیون بانک بین‌المللی این بود که نمی‌خواستند اداره تأسیسات را از ایران تلقی کنند حتی خود بنده با پرودم صحبت کردم که شما این دستگاه را از که تلقی می‌کنید‌، این مال ماست شما فقط بنویسید که این را از دولت ایران تلقی می‌کنم گفت فلان کس نمی‌شود محظورات داریم عجالتاً مسکوت بماند ما می‌آییم عمل می‌کنیم تا اختلافات شما با انگلیسی‌ها حل شود بنابراین اگر کمیسیون بانک بین‌المللی عاملیت از طرف ایران را قبول می‌کردند آقای دکتر مصدق این عمل را پذیرفته بود و آقای دکتر حسابی و بنده هم که این پیشنهاد را داده بودیم ظاهراً مثل اینکه وجدانمان آرام بود اما بانک بین‌المللی اختیار مطلق می‌خواستند و ابداً اختیاری به دولت ایران نمی‌دادند ، بعد از دو سال بنده کاری ندارم که چه می‌شد اگر ایشان قبول می‌کرد که به نمایندگی از طرف دولت ایران عمل بکنند ولی آن طور مختار مطلق در خرج و آوردن کارشناس و ابداً دولت ایران در کنار آبادان و نفت دخالتی نداشت البته اگر یک چنین فرمولی امروز می‌آوریم آقایان مخالفین به اشد و اکمل ایراد می‌کردند اگر آقایان فرصت داشته باشند به آنجا می‌رسیم که آقای دیوان‌بیگی تخطئه فرمودند که شرکت ملی نفت کارش اداره رستوران و کافه و غیره می‌باشد اولاً بنده خواستم از آقا تقاضا بکنم که وقتی از غذا و رستوران و نمایش که صحبت می‌شود انسان باید یک حال شعف هم داشته باشد هر بیانی که ایشان از قول بنده کردند با یک حال دگو و اشمئز‌از بود به هر حال ایشان تخطئه فرمودند که شرکت ملی نفت ایران و اختیارات برای چه هست آن را خواستم عرض کنم که ما آن فرمول بانک بین‌المللی را که خیلی معایب داشت و قبول می‌کردیم پس از این‌ها به ما اعتراض می‌کردند بنده خواستم به آقای دکتر حسابی تذکر بدهم که در یک امر مهمی با این کسالت و به این ترتیب تشریف آورده‌اند خیلی قابل تقدیر است ولی ای کاش همان موقعی که در خدمتشان بودیم و خود ایشان می‌نالیدند از این که قضیه نفت حل نشد و چنین می‌شود و چنان می‌شود به خاطر دارم که برای وزارت فرهنگ و معلمین اغلب کشمکش بود و ایشان اعتبار می‌خواستند و اغلب بند بین ایشان و وزیر وقت دارایی واسطه می‌شدم چه خوب شد که خودم وزیر دارایی نبودم که اگر آن وقت وزیر دارایی بودم قطعاً به آقای دکتر حسابی کشمکش می‌کردیم حالا البته تشریف آوردند و یک مشت حرف‌هایی فرمودند دلم می‌خواست که این مطالب را همان وقت می‌فرمودند و راه‌حل‌ها را با آقای دکتر مصدق که رئیس  هر دوی ما بود ارائه می‌کردند و می‌فرمودند که آقا این مطلب مهم مملکت را به این طریق حل کنید و الا ما می‌رویم و شاید بنده هم از ایشان تبعیت می‌کردم و کار آن دولت به یک جایی می‌رسید‌.

آقای لسانی تعجب فرمودند که بعد از ملی شدن نفت چرا ما قرارداد فروش با کنسرسیوم بسته‌ایم و پرسیده‌اند که آیا معنی ملی شدن صنعت نفت این است که ما نفت را از شرکت سابق بگیریم و به کنسرسیوم بدهیم؟ ایشان توجه نفرمودند که ما نفت را به کنسرسیوم نمی‌دهیم بلکه می‌فروشیم و مقصود از ملی شدن صنعت نفت هم جریان دادن نفت در زیر‌زمین‌های خوزستان نبوده است بلکه مقصود استفاده کامل از عایدات حاصل از فروش نفت خوزستان بوده است و راه تحصیل عایدی هم فروش نفت است و خریدار در هر حال کسی غیر از خودمان خواهد بود زیرا ما خودمان به این مقدار نفت احتیاج نداریم پس خیلی منطقی است که بعد از خلع ید از کمپانی سابق و فسخ امتیاز نفت را به ترتیبی که خودمان صلاح می‌دانیم در حدود مقدورات به یک یا چند شرکت بفروشیم اگر آقای لسانی مقصود و معنای خاصی از ملی شدن صنعت نفت داشته باشند دیگران ضامن قبول آن نیستند آقای دیوان‌بیگی بیان شیرین‌تری در این زمینه فرمودند که تکرار آن خالی از لطف نیست ایشان فرمودند که هر قطره نفت یک قطره خون ایرانی است که از بدن او بیرون می‌رود و بنابراین برای جلوگیری از خارج شدن خون ایرانی به نظر ایشان بهترین راه حل بستن چاه‌های نفت و تعطیل دائمی تأسیسات آبادان است.

دیوان‌بیگی- با این قرارداد همین طور است.

وزیر دارایی- اگر آقای دیوان‌بیگی که در بیان جمله معروف هر قطره نفت با قطره خون برابر است به مرحوم کلمانسو ببر فرانسه تأسی کرده‌اند و در آن تعریف نموده‌اند به واقع‌بینی کلمانسو توجه می‌فرمودند مشکل ما بسیار آسان می‌شد و اختلافی میان ما باقی نمی‌ماند آقای دیوان‌بیگی خیلی چیزها در بیاناتشان فرمودند من‌جمله که ما در مقابل خارجی ایستادگی نکردیم و تسلیم بلاشرط شدیم اگر کسی استقامت من را در مقابل خارجی نداند لااقل آقای دیوان‌بیگی باید قطعاً بدانند مگر این که فراموش کرده باشند‌. اگر خاطر آقا باشد شما استاندار خوزستان بودید بنده هم معاون نخست‌وزیر وقت آقای قوام‌السلطنه بودم یادم می‌آید که دو نفر از تجار محترم خوزستان را انگلیسی‌ها متهم کرده بودند که خواربار عمومی را احتکار کرده‌اند و تقاضای تبعید آن‌ها را نموده بودند و حالا من نمی‌دانم که جناب‌عالی هم موافق با تبعید بودید یا خیر‌؟

دیوان‌بیگی‌-  بگویید او کی بود او آقای موسوی نماینده مجلس شورای ملی بود.

وزیر دارایی- بنده خواستم که اسم نیاورم من از طرف دولت به ایشان دستور دادم که باید رسیدگی شود و بدون دلیل نمی‌شود کسی را تبعید کرد و باید دلائل برای این کار تحصیل کرد.

دیوان‌بیگی- شما دستور دادید که توقیفش بکنم و نکردم و تلگراف شما پیش بنده است عین آن را می‌آورم اینجا می‌خوانم

وزیر دارایی- بعد از اینکه تلگراف کردیم آقای دیوان‌بیگی رسیدگی فرمودند. بالاخره بعد از مدتی گفتگو قرار شد این آقایان در خوزستان نمانند و قرار شد تبعید شوند به تهران و شاید نظر حضرات این بود که آنان را با دستبند بفرستند به آقای دیوان‌بیگی تذکر دادم با ترن درجه 1 آنها را بفرستند به تهران.

دیوان‌بیگی- خیر شما تلگراف کردید که آقای موسوی را تحت‌الحفظ بفرستم.

وزیر دارایی- بنده می‌خواستم اسم نیاورم مطلب بین جنابعالی و بنده است.

یکی از نمایندگان- ایشان توی لژ نیستند.

وزیر دارایی- عرض کنم که آقایان آمدند به تهران و بعد از مدتی بین خود آقای دیوان‌بیگی و حضرات شکرآب شد و ایشان روزی به اطاق من آمدند و رنگ‌ و رو نداشتند و شدت اضطراب ایشان حد نداشت. ما سعی کردیم نه روی تسلیم و نظر آقایان بلکه روی منطق و پافشاری که به آن تجار اهانتی نشد و نه به خود آقای دیوان‌بیگی و اگر پافشاری بنده نبود هم برای شما گران تمام می‌شد و هم برای حضرات.

دیوان‌بیگی- برای بنده گران تمام شد.

وزیر دارایی- خلاصه خواستم به جناب

+++

عالی یادآوری کنم که ما تسلیم بلاشرط نمی‌شویم اگر کسی بنده را نمی‌شناخت و این سوابق را نداشت و می‌فرمود مانعی نداشت ولی جنابعالی بی‌لطفی فرمودید و به علاوه بنده خیال می‌کنم که آقای دیوان‌بیگی در نتیجه اقامت در خوزستان که مدت‌ها در آنجا بودند و تأثرات شدید یک نوع کومپلکس و خوی زبونی نسبت به انگلیسی‌ها و یک رعب و ترسی نسبت به شرکت سابق پیدا کردند.

دیوان‌بیگی- هیچ وقت ابداً، بنده با شرکت سابق مبارزه کردم شما در مقابل آنها زبون هستید و مرعوب.

وزیر دارایی- ایشان اعتراف فرمودند که شرکت سابق فعال مایشاء است در دنیا و تمام منابع نفتی و بازارها در ید این شرکت است و شرکت‌های دیگر کوچک ابدال هستند این عبارت خودشان است یعنی شرکت هلندی و آمریکایی و شرکت‌های دیگر خلاصه یک ساتلیت هستند و تحت‌الشعاع نفت هستند و همین را استناد کرده‌اند و آمدند یک بامبولی درآوردند که جسارت می‌کنم عرض می‌کنم آقای دیوان‌بیگی با این مطالعات خیلی عمیقی که دارند و مطالبی که فرمودند اگر نظری هم به نقشه خاورمیانه می‌انداختند می‌دانستند که فلسفه تشکیل کنسرسیوم و آمدن این آقایان از این لحاظ نیست که یک پاراوان بگذارند و شرکت سابق پشت آن پاراوان باشد. و ما هم بایگرش باشیم بنده خواستم از آقایان تقاضا بکنم مخصوصاً از آقایانی که راجع به مقررات نفت در ترکیه و فلسطین و پاکستان مطالعه می‌کنند اگر نقشه خاورمیانه و مناطق نفت‌خیز و این شرکت‌هایی که آنجا منافع دارند یک نظر اجمالی می‌انداختند تصدیق می‌فرمودند که فلسفه تشکیل کنسرسیوم چیست عرض کنم در عراق که آقا مطالعه فرمودند شرکت استاندارد اویل نیوجرزی- شرکت نفت ایران و انگلیس و شرکت نفت فرانسه شریک هستند در کویت شرکت گالف با شرکت سابق نفت است، در عربستان سعودی چند شرکت آمریکایی هستند بنابراین اگر بنا باشد که برای بازار نفت ایران محل مصرفی پیدا شود بایستی این آقایان که در قسمت‌های مختلف خاورمیانه شریک هستند حاضر شوند که یک مقداری از تولید آنها کاسته شود که با تولید مناطق متوقف بماند و با ازدیاد مصرف در نفت دنیا محلی برای نفت ایران پیدا شود و این علت بود که بایستی تمام این شرکت‌های مختلف ذی‌نفع می‌کردم و الا شما از نظر تجارتی اگر قضاوت بفرمایید کمپانی گالف که در کویت ذی‌نفع هستند اگر در نفت ایران شرکت نداشت و می‌خواستند از نفت کویت کم کنند خواهم گفت به من چه مربوط است و می‌خواست نفت اگر شما بخواهید برای نفت ایران جا پیدا کنید به من چه ارتباطی دارد من بایستی نفت خودم را بفروشم بنابراین من نه فقط نمی‌گذارم نفت کویت متوقف بماند بلکه باید از یورسانتاژ مصرف اضافی دنیا یک سهمش را هم به کویت اختصاص بدهیم بنابراین آقای دیوان‌بیگی فلسفه جمع کردن این کنسرسیوم و این افراد برای این است و البته عقیده جنابعالی و یک عده زیادی از آقایان این است که انگلیسی در تمام دنیا فعال مایشاء هستند.

دکتر سجادی- هرگز همچو حرفی نیست.

وزیر دارایی- بنابراین بنده خیال می‌کنم که اگر واقعاً این بیانات برای بالا بردن غرور ملی و تشویق جوان‌ها برای استقامت است، این درست نقض غرض است تمام این بیاناتی که می‌فرمایید جز اینکه همه را مرعوب و مأیوس و ناامید بکند هیچ چیز دیگری نیست.

دیوان‌بیگی- جوانان ما احتیاج به تشویق ندارند، مرعوب هم نمی‌شوند.

وزیر دارایی- بنده اگرچه سنم یک قدری بالا است ولی هنوز جوان هستم و اگر بنده بنام جوان‌های مملکت از جنابعالی سؤال می‌کنم که خوب، آقای دیوان‌بیگی در این مدتی که آقا مصدر کار بودید چه فکری کردید که بالاخره ما بتوانیم نفوذ انگلیسی‌ها را از بین ببریم و بتوانیم اقلاً خودمان، خودمان را اداره کنیم اگر جوان‌ها از شما بپرسند که شما که یکی از افراد برجسته طبقه حاکمه مملکت هستند چه کار کردند.

دیوان‌بیگی- تا هزار فامیل باشند نمی‌گذارند.

وزیر دارایی- شما هم جزو هزار فامیل باشند نمی‌گذارند شما جزو هزار فامیل هستند شما که بی‌بوته نیستید شما که آدم بی‌فامیل نیستید، بنابراین بنده خواستم تقاضا کنم چون می‌دانستم که در این قسمت هم جنابعالی ذی‌علاقه هستند اگر می‌خواهید که واقعاً این مملکت ترقی بکند و یک کار مثبتی درش انجام شود حالا هم که آقا همه روزنامه‌ها را خوانده‌اید در اول نطق بنده را در مجلس شورای ملی قرائت بفرمایید.

دیوان‌بیگی- خوانده‌ام نهضت ملی را تخطئه کرده‌اید.

وزیر دارایی- و رویش هم فکر و تعمق بفرمایید شاید تغییر فکر و رویه بدهید و خیلی هم مشکل نیست که انسان تغییر رویه بدهد این شرکت سابق راکه فرمودید بنده گفتم مرده و حالا دوباره زنده کرده‌ام بنده عرض کردم شرکت سابق به عنوان صاحب امتیاز مرد ولی از حیث قدرت و توانایی آقایان مشغول زنده کردن آن هستند حالا مختارید بنده البته حافظه زیادی ندارم که بتوانم 180صفحه نطق آقای دیوان‌بیگی و نطق آقای لسانی ونطق آقایان دیگر را به خاطر سپرده باشم و آن را حفظ و هضم بکنم و یکی یکی جواب بدهم ولی آنچه که به نظرم می‌رسد عرض می‌کنم اگر فراموش نکرده باشم آقای دیوان‌بیگی در بیان خودشان فرمودند که آبادان چنین و چنان است و اگر بگذارند متخصصین ما می‌‌توانند نفت به اندازه کافی استخراج بکنند و خودمان نفتمان را در می‌آوریم هر کس خواست نفتمان را می‌فروشیم. جناب آقای دیوان‌بیگی در کمیسیون نفت بودند و خیال می‌کنم یک هیأتی از طرف مجلس سنا به عضویت ایشان و آقای سپهبدی یک نفر دیگر در زمان دکتر مصدق رفتند آبادان و آنجا یک مطالعاتی کردند در تصفیه‌خانه و مناطق نفت‌خیز و گزارشی دادند که این گزارش قطعاً در آرشیو سنا باید باشد بنده اجمالاً اطلاع دادم که ایشان وقتی که برگشتند به رفقای خودشان فرمودند که یک فکر عاجلی بکنید و بروید این مطلب را با انگلیسی‌ها حل بکنید و الا تصفیه‌خانه آبادان از بین خواهد رفت.

دیوان‌بیگی- ابداً همچو حرفی نزدم تکذیب می‌کنم از خودت ساخته‌ای مثل حرف‌های دیگر.

وزیر دارایی- شاید در مجلس سنا باشد من باب تذکر مطلب دیگری را به آقای دیوان‌بیگی یادآور می‌شوم در سه سال ‌و نیم بیش اگر تاریخش را اشتباه نکنم هنوز بنده نیامده بردم به تهران و عضو دولت آقای دکتر مصدق نشده بودم در ژنو بودم و آقای دیوان‌بیگی هم تشریف داشتند آنجا در رستوران کار ژنو با آقای دیوان‌بیگی نشسته بودیم و مشغول خوردن قهوه بودیم و همان طوری که دو نفر که از وطن دور هستند و در غربت به سر می‌برند از اوضاع مملکت صحبت می‌کنند مذاکره روی کار نفت شروع شد و از ایشان جریان کار نفت را پرسیدم ایشان جواب داد تا دو ماه دیگر کار نفت تمام است گفتم به چه دلیل گفتند حل شده است در خدمتشان مراجعت کردیم و بالاخره بنده وزیر شدم از آن تاریخ تا حال سه سال‌ و نیم گذشته و امروز داریم نفت را حل می‌کنیم بنابراین من ‌باب نمونه خواستم عرض کنم همان طور که آن روز ایشان دلیلی برای حرفشان نیاوردند فرمایشات ایشان هم در تنقید از قرارداد نفت از همان قبل است و همان طوری که فرمودند موضوع نفت در دو ماه حل می‌شود و دلیل هم نداشت این فرمایشاتشان هم دلیل ندارد.

دیوان‌بیگی- ممکن است بفرمایید معانی بیان را از کدام معلم درس گرفته‌اید قضاوت حرف‌های ما را در خارج می‌کنند.

وزیر دارایی- فرمایش دیگر آقای سناتور دیوان‌بیگی شنیدنی که فرمودند تمام محاکم بین‌المللی انگلستان را محکوم به بی‌حقی کردند ولی دکتر امینی غرامت پرداخت من نمی‌دانم آقای دیوان‌بیگی در چه عواملی سیر می‌کند ولی آنچه حقیقت مشهود است این است که استناد محاکم لاهه، ایتالیا، ژاپن و غیره به صدور قرار عدم صلاحیت در رسیدگی غرامت از طرف ایران و دکتر مصدق است که آن هم به موجب قانون طرز اجرای ملی شدن صنعت نفت دولت ملزم به پرداخت آن بوده است در قانون طرز اجرای ملی شدن صنعت نفت پیش‌بینی شده است که بیست ‌و پنج درصد از بهای فروش نفت بابت تأمین غرامت شرکت سابق در بانک مرضی‌الطرفین توزیع شد، من نمی‌دانم با این ترتیب چطور آقای دیوان‌بیگی دولت ایران را معاف از پرداخت غرامت فرمودند و بنده چطور برخلاف نظر ایشان قبول کردم که غرامت پرداخته شود قابل توجه است که آقای دیوان‌بیگی در جای دیگر از نطق خودشان فرمودند که خوب است غرامت را خودتان بپردازیم، کارشناس استخدام کنیم و نفت را به کنسرسیوم بفروشیم پس لابد خودشان توجه فرموده‌اند که پرداخت غرامت قانونی است و قانون تعهد پرداخت آن را کرده است نه بنده.

دیوان‌بیگی- قیمت تأسیسات نه جریمه.

وزیر دارایی- چون در بیانات اغلب از مخالفین درباب غرامت مخالفت‌های خیلی زیادی شد بنده خواستم با اینکه در کمیسیون خاص راجع به غرامت دو ساعت توضیح دادم اجازه بفرمایید که یک مختصری راجع به غرامت عرض بکنم که اگر واقعاً نکته تاریکی در ذهن آقایان هست رفع بشود ولی مقدمتاً باید خدمت آقایان عرض کنم که مسئله غرامت و پرداخت آن یکی از مشکلات بزرگ در کار حل مشکل نفت بود و خیال می‌کنم آقای دکتر مصدق بیش از همه متوجه این مطلب بوده و بیش از همه به این موضوع اهمیت می‌داد و از آن بیمناک بود به طوری که در جلسه 182 مجلس دوره 16 اظهار می‌کند «ولی توضیح این نکته را لازم می‌دانم که خواه این دولت بر سر کار باشد و خواه دولت دیگری مسئول امور بشود به هر حال و تا زمانی که موضوع غرامت و دعاوی احتمالی کمپانی سابق نفت و دعاوی و مطالبات دولت ایران از کمپانی مزبور حل نشود و شرایط آن تعیین نگردیده صدور نفت از کشور باید ممنوع باشد زیرا چنان چه دولت ایران به یک توافق موقت تن در دهد و صدور نفت بدون اینکه مسأله غرامات حل شده باشد مجاز شود ممکن است به عنوان غرامات و خسارات احتمالی شرکت سابق و شرایط پرداخت آن را به جایی برسانند که هیچ وقت ملت ایران نتواند از زیر بار سنگین آن کمر راست کند» پس مسئله غرامت مهمترین مسئله‌ای بود و دکتر مصدق می‌دانست ملت ایران از زیر بار آن نمی‌توانست کمر راست کند و مانع صدور نفت شد تا شاید انگلیسی‌ها به مناسبت احتیاج آن زمان از غرامت صرف‌نظر کنند لذا مصدق

+++

هم می‌دانست با شرایط عادی و بدون اینکه انگلیسی‌ها را در تنگنای اجتماع گیر آورد نمی‌تواند مسئله غرامت را طوری حل کند که ملت ایران از عهده آن بتواند برآید اما انگلیسی‌ها احتیاج خودشان را رفع کردند و مسئله غرامت همان طور لاینحل ماند و بعد از این در تمام پیشنهاداتی که از آن تاریخ و در تمام مذاکراتی که بعداً به عمل آمد حل مسئله غرامت مقدم بر هر موضوع دیگری مطرح بود در پیشنهادی که آقای دکتر مصدق به وسیله آقای علاء وزیر دربار به سفیر کبیر انگلیس داده‌اند در مورد رسیدگی به غرامت شرکت سابق نفت و دعاوی و مطالبات دولت ایران می‌نویسد « الف- از روی قیمت سهام شرکت سابق ( به قیمت قبل از قانون ملی شدن صنعت نفت )

ب- برطبق قوانین و قواعدی که در مورد ملی کردن صنایع در هر یک از کشورها به موقع اجرا گذاشته شده و شرکت سابق نفت آنان را بیشتر به نفع خود بداند.

ج- به هر طریق دیگری که مورد توافق طرفین واقع شود.

عرض کردم از آن تاریخ به بعد هر پیشنهادی که از طرف آنها می‌شد غرامت در رأسش بود و غیر از اینکه در مورد غرامت توافقی حاصل شود هیچ پیشنهادی مورد قبول واقع نمی‌شد اینکه آقایان اشاره به پیشنهاد هندرسن فرمودند پیشنهاد که این از نقطه‌نظر مادی و معنوی به نفع ایران بود اینجا بنده باید یادآوری بکنم که اگر بنا باشد واقعاً حقایق روشن شود این پیشنهادات را من حیث‌المجموع باید دید و تمام قسمت‌های مختلف را باید توجه کرد ولی اگر یک قسمتش را شخصی بگیرد و یک قسمتش را رد بکند این یک دلخوشی برای آدم است در پیشنهاد هندرسن که آقایان اشاره کردند شرس لایتغیر و شرط اساسی آن موضوع غرامت بود که در آن صریحاً ذکر شده بود دولت ایران تعهد می‌نماید که پرداخت غرامت براساس یکی از قوانین ملی شدن صنایع انگلستان به تشخیص شرکت نفت انگلیس و ایران قبول کند و بنده اجمالاً به آقایان عرض می‌کنم این را وقتی دکتر مصدق نوشت بعد به او تذکر دادند که آقا این کار بسیار خطرناک است برای اینکه مطابق قوانین ملی شدن صنایع در انگلستان باید سرمایه‌ای به صاحب سهم داده شود که درآمد آن در آتیه معادل متوسطه درآمد سه سال قبل از ملی شدن باشد. بنابراین اگر آن طریق شرکت سهامی قبول می‌کرد قبول می‌کردند دکتر مصدق هم تن در می‌داد توجه بفرمایید که میزان خسارتی که دولت ایران باید به پرداخت سر به جهنم می‌زد و البته بعد هم دکتر مصدق پشیمان شد پیشنهاد هندرسن اگر به جایی نرسید فقط از این لحاظ بود که موضوع پرداخت غرامت به کیفیتی که عرض کردم شرط قطعی آن بود و با قبول آن مبلغ خیلی گزافی باید غرامت می‌پرداختیم.

دکتر حسابی- آن قدرها زیاد نمی‌شد.

لسانی- کمتر بود از این چیزی که شما دادید.

وزیر دارایی- متخصصین د دسترس ایشان و شما خیلی زیاد هستند بنشیند و حساب بکنید من نمی‌خواهم در اینجا داخل بحث حقوقی و به رویه بین‌المللی در پرداخت غرامت شوم در کمیسون خاص توضیحات مفصل به عرض آقایان اعضاء کمیسیون رسیده فقط یادآور می‌شوم که پرداخت غرامت در مورد ملی کردن صنایع و تملیک اموال مربوط به اتباع خارجی طبق (‌نرم) بین‌المللی باید غرامت کافی مؤثر و فوری باشد و الا ضبط اموال خارجی در حکم مصادره است و در قوانین بین‌المللی این عمل ممنوع است، بنابراین طبق قوانین بین‌المللی وعده پرداخت غرامت، فوری کافی و مؤثر از هر دولتی حق تملیک را سلب می‌کند بنده خواستم از آقایان تقاضا کنم همان طوری که آقایان واقع‌بین هستند و به حقایق اوضاع می‌خواهند پی ببرند این است که ما بنشینیم و بگوییم دلمان چنین و چنان می‌خواهد و یک دلائلی برای خودمان بتراشیم به عقیده بنده کافی نیست باید در این مورد از دو راه یک راه را انتخاب بکنیم یا برویم به محاکم و در آنجا به استناد و مدارک طرفین رسیدگی شود و یا از طریق سازش این مطلب حل گردد چرا در تمام این مدت آقای دکتر مصدق به محاکم بین‌المللی مراجعه نکرد البته یک عده از آقایان معتقدند که اطرافیان دکتر مصدق برای اینکه مسئله نفت حل نشود و این دکان بسته نشود نگذاشتند به عقیده بنده این‌ طور نبود آقای دکتر مصدق دکتر در حقوق است و این قدر اطلاعات حقوقی دارد که بتواند دلایل طرفین را سبک و سنگین بکند و ببیند ادعای ما و دلایل آن چه است و ادعای طرف دلایل آن چیست و وقتی ایشان این قسمت را سبک و سنگین کرده بودند پی راه‌حل دوستانه‌ای می‌گشتند که این کار را حل بکنند و تمام بکنند به این جهت احتراز از رفتن در محاکم داشتند. بنده برای این موضوع دلیلی دارم که ایشان سه ماه قبل از اینکه دولتشان ساقط شود یک کمیسیونی تشکیل دادند که آقای دکتر خوش‌بین بود آقای ارسلان خلعتبری بود آقای دکتر عمید بود و شاید لسانی هم بودند.

لسانی- بلی بودم.

وزیر دارایی- سه ماه قبل از سقوط آقای دکتر مصدق یک شرحی به این کمیسیون نوشتند بنده قرائت می‌کنم «‌بعد از آن نتیجه بگیرم» چون دولت مشغول تهیه و تنظیم اسناد راجع به دعاوی خود علیه شرکت سابق می‌باشد ولی هنوز مطالعات راجع به اسناد مزبور تکمیل نگردیده و دلایل و مدارک حاضر نشده است و از طرفی برای اینکه نسبت به غرامت مورد ادعای شرکت سابق دولت بتواند به دادگاه مراجعه نماید تا حکمی که اعتبار قضیه محکوم بها را داشته باشد صادر گردد و در نظر گرفته شده است که دعاوی از تاریخ ملی شدن صنعت نفت 26 اسفند 1329 به بعد علیه شرکت سابق اقامه شود و ضمناً موضوع غرامت هم در ضمن دعوای مزبور مطرح گردد خواهشمند است آقایان راجع به اینکه دعوای مزبور در کدام دادگاه و به چه طریق باید اقامه شود نظر خود را مرقوم فرمایند بدیهی است دعاوی راجع به تاریخ قبل از ملی شدن نفت به محض اینکه اسناد و مدارک تکمیل و تنظیم و حاضر شد اقامه خواهد گردید» عرض کنم بنده نمی‌خواستم راجع به غرامت در مجلس سنا صحبتی کرده ‌باشم چون به نفع ما نیست ولی اگر اظهاری می‌کنم چون آقایان مخالفین اصرار و پافشاری دارند و شاید دلشان خیلی بخواهد که این مسائل حل شود بنده با کمال اختصار مطالبی عرض می‌کنم (شریف امامی- جلسه خصوصی تقاضا بکنید) آقای شریف امامی برای آقایان که بد نیست، خلاصه متخصصینی آوردیم و آنها مطالعه کردند این کتابچه دعاوی دولت ایران است و از این بابت یک عده‌ای پاداش گرفته‌اند و اینکه بنده عرض کردم که نمی‌خواهم اینجا در اطراف غرامت بگویم این است که یک مقدار ارقام نوشته شده است که مبنا و اساس آن معلوم نیست مع‌التأسف بنده وقتی که در کمیسیون مطرح کردم جز تخطئه کردن ما و از بین بردن حرف حق ما هیچ اثر دیگری ندارد.

عرض کنم که یک وقتی هست انسان برای میتینگ یا برای روزنامه یک حرف‌هایی درست می‌کند و هر قدر دروغ گنده‌تر باشد به عقیده گوینده‌ اثرش در مردم بیشتر است و از آن نقطه‌نظر بایستی مردم را تهییج کرد، حرکت‌شان داد و از این حرکت و تهییج یک استفاده مثبت به نفع مملکت برد اما اگر همه اینها را تهییج بکنیم و راه بیندازیم و استفاده نکنیم  این نه فقط  خوب ندارد بلکه نتیجه بد دارد خوب این کار را ما کردیم که بعد بنشینیم مطلب را حل بکنیم یعنی اگر بنا بود که این جزوه را ما با خود ببریم و موضوع را حل بکنیم دیگر احتیاج به این حرف‌ها نداشت باید ما برویم به محکمه و این دعاوی که داریم طرح بکنیم و بعد بالاخره ببینیم که حقی به جانب ما می‌دهند یا نمی‌دهند و معمولاً وقتی که بخواهند این دعاوی را به محکمه ببرند، می‌روند از مشاورین حقوقی و وکلای دادگستری می‌پرسند که آقا این ادعای ما تا چه حد صحیح است و معقول است و حکمی که درباره آن داده می‌شود چه ممکن است باشد، یک روز بنده جسارت کردم در مجلس شورای ملی که تعداد وکلای دادگستری زیادتر از اینجا بود گفتم آقا اغلب اوقات وکیل حکم مرده‌شوی را دارد، اگر خیلی اصرار بکنید که آقا این دعوا را به محاکمه ببرید، می‌گیرد و می‌برد و به شما می‌گوید که اگر محکوم شدید باید محکوم به را بپردازند، در این کمیسیونی که دعوت کردند اغلب اوقات به این آقایان کارشناسان نمی‌گفتند که این دعاوی را بی‌طرفانه ببیینید که اگر صحیح است طرح کنیم اگر صحیح نیست صرف‌نظر بکنیم ‌مثل اینکه نذر داشتند که یک عده‌ای را بیاورند و کمک پول بدهند و یک امضایی بگیرند و خیال کرده‌اند که این امضا خارجی وحی منزل است و اگر گفت که من موافقم صحیح است و الا غلط، البته ما تسلیم خارجی به طور دست بسته نشدیم کمیسیون‌های اقتصادی هم که آوردند در این مملکت آقای شاخت بود میسیون کوت بود این‌ها را آوردند سند بگیرندکه انتشار اسکناس خوب است یا بد است، خوب این تشخیص مصلحت اقتصادی مملکت را خود ما می‌توانیم بدهیم‌، البته بنده منکر صلاحیت شاخت و امثال ایشان نیستم ولی این مملکت هم عده‌ای اشخاص تحصیلکرده دارد که باتوجه به اوضاع و احوال مملکت می‌توانند در این مسائل اظهار‌نظر بکنند، البته اگر متخصصین خارجی هم نظر ما را تصویب کردند این اسباب تقویت نظر ما می‌شود نه اینکه اگر خارجی گفت انتشار اسکناس خوب است  و یک مقتصد داخلی گفت نه حرف خارجی درست باشد آقایان مسبوقید که ژیدل را آوردند اینجا و با ژیدل مشورت کردند و او نظریاتی داد بعد از مدتی که ژیدل رفت چون در بعضی قسمت‌ها نظرش موافق نبود آقای دکتر مصدق گفتند ژیدل گفته و فس علیهذا آقای شریف امامی ژیدل هم نوکر انگلیسی‌ها بود.

ما متخصص آوردیم و مشورت کردیم ولی این که می‌فرمایید تعداد زیادی متخصص باید آورده باشیم و از تمام آن‌ها استفاده کرده باشیم‌، به عقیده بنده در این امور مصلحت نیست چرا؟ برای اینکه تعداد زیاد کارشناس موجب خلاف نظر و کندی کار می‌گردد به خصوص که در این امر مطالعات زیاد در سابق شده بود بعضی از آقایان مخالفین گفتند این قرارداد ساخته و پرداخته به این مملکت زائد و گویا آقای دیوان‌بیگی در رمل و استرلاب فعلی چیزی ملاحظه فرمودند که قبلاً این قرارداد ساخته و پرداخته آمده به ایران این قرارداد در اینجا ساختیم و پرداختیم و نسبت به موادش روزها بحث و مذاکره گردید، خود آقایان و خود جناب آقای مهندس شریف امامی که فرمودند ‌مرد مثبتی هستم مضار کمیسیون‌ها را شرح دادید که وقتی که عده‌ای پنج شش نفری را جمع می‌کنیم متأسفانه چون شهوت کلام دارند (البته خود بنده شهوت کلام دارم ) ولی امروز بنده مجبورم که شهوت کلام داشته باشم برای اینکه آقایان را متقاعد

+++

بکنم ولی جنابعالی شهوت کلامتان از بنده بیشتر است بالاخره وقتی کمیسیون تشکیل شد و آمدند نشستند هر کس می‌خواهد اظهارنظری بکند و نتیجه این می‌شود که ماه‌ها و سال‌ها ممکن است قضیه  طول بکشد و مع‌التأسف کسی هم حاضر نیست که اگر یک نفر هم حرفی درست زد تصدیق کند آقا من عرضی ندارم همین عرضم بود، کما اینکه اگر ملاحظه فرمودید تمام این نطق‌هایی که شد همه‌اش یکی است منتها با تغییر عبارتی اگر عرض کنید که جناب آقای لسانی به نمایندگی از طرف آقایان نطقشان را می‌خواندند مطلب همان بود‌.

لسانی‌-  یک موضوع بیشتر نبود و همه آقایان همان موضوع را گفتند.

وزیر دارایی‌- و البته ایشان خواندند و آقایان سناتوران محترم گوش کردند بنده هم البته منتهای لذت را بردم و من باب مثلی عرض می‌کنم در قسمت حکمیت این قرارداد و قسمت حقوقی که قسمت بسیار مفصل و دقیق است در روز آخر که مشکلاتی که با طرف داشتیم و آنها سیزده چهارده تا مشاور حقوقی داشتند از جناب آقای لسانی و جناب آقای عامری و جناب آقای مدعی‌العموم دیوان کل کشور دعوت کردم در شمیران و به آقایان عرض کردم در یک چنین فصلی ما اختلافمان شده است و آن‌ها ایراداتی می‌کنند که خواستم آقایان ملاحظه بفرمایند و ما را راهنمایی و کمک بفرمایند البته جناب آقای لسانی هم تشریف آوردند ولی بنده دیدم ایشان به ‌قدری مأیوس هستند که معتقدند در دعاوی بین یک مملکت کوچک و مملکت‌های بزرگ و شرکت‌های بزرگ اصل بر این است که طرف کوچک باید محکوم شود. 

لسانی- اگر به محاکم خارج برود.

وزیر دارایی- محاکم داخلی هم که می‌گویند اعمال نفوذ می‌کنند و محکوم می‌کنند.

لسانی- دستگاه شماست اصلاح کنید.

وزیر دارایی- ایشان فرمودند که فلان کس زحمت زیادی کشیده‌اند و قدردانی کردند چه فایده دارد به ایشان عرض کردم امیدوارم که دنیا بعداً بهشت موعود شود و یک طوری ‌شود که عدالت حکم‌فرما باشد در هر قانونی اعم از داخلی و خارجی برای رفع اختلافات ماده‌ای دارد و یک پیش‌بینی‌هایی شده اگر قرار بر این بود که ما در کلیه معاملاتمان می‌گفتیم که اگر در ضمن همان محاکمه دعوایی پیدا شد و به محکمه یا به هر ترتیب باید حل بشود محکوم خواهیم شد دیگر قرارداد ضرورت ندارد ایشان گفتند فلان کس من هم معتقدم قرارداد می‌خواهیم چه کنیم فروش نفت می‌خواهیم چه کنیم.

دیوان‌بیگی- یقین دارم نگفته.

وزیر دارایی- خوب بنده عرضی ندارم به هر حال این یأسی را که بنده عرض کردم از تمام بیانات آقایان مشهود است راجع به نقض قرارداد آن‌ها پیشنهاد کرده‌ بودند که اگر موضوع قرارداد پرداخت پول باشد و طرفی که محکوم شد پول را نپرداخت بلافاصله قرارداد فسخ است اما اگر مطلب غیر از پرداخت پول باشد دابلیکاسیون دوفر باشد (یعنی اجرای امری ‌باشد) در این مورد قرارداد فسخ نمی‌شود و باید دوباره به حکم مراجعه بکنیم بحث ما این بود که یک بام و دو هوا نمی‌شود مورد فسخ چه برای پرداخت پول چه برای انجام امری هر دو حکم واحد را دارد بنابراین نباید بلافاصله قرارداد فسخ شود و در قرارداد به این مهمی حتی‌المقدور باید سعی کرد به دلایل کوچک فسخ نشود باید عرض کنم بنده از این قسمت خیلی متأسف هستم که با نظر شما موافق نیستم بند یک خوش‌بینی زیادی دارم و شما یک بدبینی مفرط و زائدی علی ای حال این مذاکرات در کمیسیون‌هایی که ما داشتیم فوق‌العاده مورد بحث واقع شد و بنده دیگر نمی‌خواهم مصدع شوم غرامت مطابق نرم بین‌المللی باید کافی فوری و مؤثر باشد.

لسانی- جنابعالی این قدر نرم پشت تریبون نفرمایید.

وزیر دارایی- خوب آقایان می‌فرمایید غرامت یعنی پرداخت قیمت  تأسیسات آقای دیوان‌بیگی اگر رفتید در یک محکمه ثابت کردید بنده از خدا می‌خواهم و این جا هم بنده وکیل مدافع شرکت سابق نیستم ولی معتقد هستم که در مذاکرات با خارجی‌ها برخلاف نظر جنابعالی اگر با منطق صحبت کردید و با قدرت صحبت کردید و حرف صحیح زدید.

دیوان‌بیگی- همان طوری که شما صحبت کردید.

وزیر دارایی- ‌حرفتان را پیش می‌برید ولی اگر شما یک چیزهایی گفتید که اساس نداشت، در مذاکرات داخلی هم همین طور است کسی گوش نمی‌کند و حرف حسابی شما از بین می‌رود بنابراین در موضوع غرامت چند چیز مورد توجه بود یکی تأسیسات در قرارداد با کنسرسیوم به طوری که آقایان استحضار دارند بابت تأسیسات شرکت سابق در جنوب چون دستگاه مورد استفاده کنسرسیوم واقع می‌شود از عدم‌النفع صرف‌نظر کرد و حتی برای بهای تأسیسات به دریافت آن چه در مدت ده سال اخیر از 1941 تا 1951 که مستهلک نشده بود قناعت کرد و درواقع در این مورد غرامتی پرداخته نمی‌شود والا بایستی حقاً بهای تأسیسات به قیمت روز حساب می‌شد و بهای این تأسیسات حداقل که بیمه شده 210 میلیون لیره است.

دیوان‌بیگی- این به تشخیص شماست یا آنها ؟

وزیر دارایی- در صورتی که خیلی بیش از این‌ها است بنابراین غرامتی از بابت تأسیسات جنوب پرداخت نشده و آن مبلغی که مطابق قرارداد پرداخته می‌شود به عنوان استهلاک است و اگر قرار بود خود شرکت سابق می‌خواست کارش را ادامه دهد این مبلغ را تا مدت ده سال استهلاک می‌کرد و جزو مخارج محسوب می‌نمود و در دفاتر آن را هر سال به عنوان استهلاک منعکس می‌کرد و این یک عمل تجارتی است منتها آقایان یک اشتباهی می‌کنند بین شرکت سابق و کنسرسیوم فعلی در شرکت سابق آقایان ما در مخارج دخالتی نداشتیم شرکت تنی چهار شلینک به طور ثابت می‌پرداخت و 20 درصد روی درآمد بنابراین مخارج به عهده خودشان بود و مبلغ استهلاک در بیلان شرکت منعکس می‌شد آقایان ما که در قسمت این حساب‌ها دخالت نمی‌کردیم و کاری هم که نمی‌کردیم آنرا هم به گردن آن‌ها می‌گذاشتیم می‌گفتیم حساب در کار نیست اگر جنابعالی و بنده حساب مباشر ملکمان سه سال چهار سال نرسیدیم بعد از سه سال چهارسال می‌گوییم بابا کلاه سرمان رفته است در این صورت آیا بحثی بر آن مباشر است‌؟ بنده می‌خواهم عرض بکنم که یک قسمت از خبط‌ها و خطاها و عدم توجه خودمان را گردن دیگران می‌گذاریم علتش هم این است آقای دیوان‌بیگی برای این که انسان برای تنبلی خودش یک دلیلی باید بیشتر باشد و همان موجب می‌شود که آن رویه را ادامه بدهد. اما اگر خودش را توبیخ کرد ملامت کرد و گفت نباید این کار را بکنم امید اصلاحی هست.

دیوان‌بیگی- شما یواش یواش جای بودا را گرفته‌اید ( خنده شدید نمایندگان )

وزیر دارایی- عرض کنم بنابراین در قسمت جنوب به پرداخت غرامت نمی‌شود و این بابت استهلاک است آقایان اینجا چندین بار راجع به سرقفلی صحبت فرمودند و آقای دیوان‌بیگی هم در ضمن مصاحبات فرمودند که دکتر امینی گفت به ما چه بنده الان هم می‌گویم به ما چه دلیلش را هم عرض می‌کنم چرا؟ اگر واقعاً ما سوء‌ظن را بگذاریم کنار و خیال کنیم مردمانی هستیم باهوش‌ و با استعداد با اراده چون بنده نمی‌خواهم بگویم ما نابغه هستیم‌.

دیوان‌بیگی- شما نشان دادید که هستید.

وزیر دارایی- ولی مسلماً از مردمان دیگر پست‌تر نیستیم به همین دلیل بنده عرض می‌کنم که آقای دکتر سجادی هم شاهد هستند که ایرانی‌ها در مدارس اروپا کمتر از محصلین محلی نیستند در اروپا الان محصلین ایرانی هم هستند که در تمام مدارس انگلستان و فرانسه و غیره تحصیل می‌کنند این‌ها کمتر از خارجی‌ها نیستند از حیث هوش و استعداد و غیره بنابراین بنده می‌خواهم سؤال کنم آیا این حرف‌هایی که ما اینجا می‌زنیم در عراق در عربستان سعودی و جاهای دیگر گفته می‌شود در یک مملکتی اشخاص نباید در یک محفل رسمی خودشان را هی تحقیر بکنند هی کوچک بکنند آخر چه موجبی است این کار را بکنید.

دیوان‌بیگی- شما ما را کوچک کرده و می‌کنید.

وزیر دارایی- علی‌ای‌حال می‌خواهم بدانم که اگر ما مردمان فهمیده‌ای باشیم و این قرارداد هم ملاک عمل باشد و به حساب هم برسیم این از کجا معلوم می‌شود که سرقفلی از کیسه ما خواهد رفت نمی‌دانم چطور این حساب را در می‌آورند؟ می‌گویند این مبلغ را می‌دهند به شرکت سابق این سیصد یا هزار میلیون را هر چه هست از کجا می‌دهند؟

لسانی- اصلاً خود پنجاه درصد چه عنوانی است؟ غیر از همین است.

وزیر دارایی- بنده عرض می‌کنم این قرارداد که سهل است اگر بنده بهترین قرارداد را می‌نوشتم و بهترین مواد را می‌گذاشتم اگر ما خودمان را نالایق بدانیم زبون و ذلیل در مقابل خارجی بشناسیم همین آش بود و همین کاسه فرض می‌کنیم که ما مردمان عادی هستیم مردمان فهمیده‌ای هستیم می‌خواهم بپرسم وقتی سؤال بکنم از مخالفین که اگر روزنامه ایکس یا ایگرگ در آمریکا بنویسد که از هر بارل نفت صادراتی ایران یک سنت کم می‌کنند و می‌دهند به شرکت سابق اگر کنسرسیوم بدهد ما چه خواهیم کرد؟ اگر نفت در حوزه خلیج فارس منحصر به ما بود و ما تنها طرف بودیم من قبول می‌کردم ممکن بود این کار را بکنند ولی در حوزه خلیج فارس شاید کمتر از یک ثلث ما نفت می‌دهیم بقیه را دیگران می‌دهند کویت می‌دهد عراق می‌دهد و چون چندین قیمت نمی‌تواند در یک حوزه برای یک نوع نفت باشد بنابراین این هم کار تجار نیست کار ملانصرالدین است که برای اینکه 600 میلیون دلار می‌خواهد به شرکت سابق بدهند چند صد میلیون دلار به خودشان ضرر می‌زنند قیمت هر بارل رایک سنت پایین بیاورند که این ضرر را روی کل مقدار استحصال خاورمیانه به خوزستان بزنند برای اینکه به ما ضرر زده باشند؟! آیا چنین حسابی از نقطه‌نظر تجارتی معقول است؟ بنده عرض می‌کنم به آقایان اگر توجه بفرمایند برای آتیه مفید است آقای دیوان‌بیگی ما سعی می‌کنیم که حقیقت یک آتمسفر اعتماد و حسن‌ظن و حسن تفاهم بوجود بیاوریم که از این قرارداد حداکثر استفاده را بکنیم از گذشته البته خیلی خوب است که ما عبرت بگیریم تکرار بدبختی گذشته نتیجه‌اش این می‌شود که واقعاً همه‌مان تحت تأثیر واقع می‌شویم ترس بالاخره لازمه بشر است اگر نباشد که شما که از بنده مسن‌تر هستید و مجرب‌تر هستید به من بگویید فلان کس از انگلیسی‌ها باید ترسید

+++

جریان سیاسی این کشور چنین و چنان است خارجی‌ها نفوذشان بی‌حد و اندازه است در اینجا باید از جناب آقای فرخ تقاضا نمایم که ما را هدایت بفرمایند ایشان فرمودند که فلان کس ما تجربه‌مان خیلی زیادتر است راجع به ارز خواهید دید که روزی وزیر دارایی را می‌آورند و آنچه می‌خواهند می‌کنند بنده خیال می‌کنم که یک وقتی اگر این کارها می‌شد برای این بود که تعداد اشخاص تحصیل‌کرده و فهمیده در این کشور واقعاً کم بود حالا بنده نمی‌خواهم بگویم که تمام تحصیل‌کرده‌ها مردمان خوبی هستند استثنا هم دارد یا مسلماً کارهایی در سابق می‌شد امروز مشکل است بشود کرد و فهم سیاسی دنیا هم اجازه نمی‌دهد که خارجی‌ها در امور کشورهای دیگر مداخله کنند اگر حقیقتاً با این کمکی که فرهنگ می‌شود ما سعی کنیم که یک عده اشخاص فهمیده و توانا  داشته باشیم.

بنده خیال نمی‌کنم در آتیه جریان سابق تکرار شود به خصوص که اوضاع بین‌المللی عوض شده اوضاع امروز با اوضاع زمان ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و آن ترتیبات نیست البته ممکن است که طرز سیاست هم طوری دیگر شده باشد ولی اگر در گذشته عده‌ای خواص از رموز سیاسی اطلاع داشته حالا هم از این قسمت‌ها اطلاع دارند و این بیاناتی که امروز در این مجلس می‌شود سابق قطعاً نمی‌شد. اگر واقعاً انگلیسی‌ها این‌قدر مقتدر هستند که همه باید بترسند خود آقای دیوان‌بیگی قدرت نداشت که این حرف‌ها را بزند پس وقتی که این حرف‌ها را با شهامت می‌زنند دلیل بر این است که هیچ نگرانی ندارند و اوضاع و احوال هم اجازه نخواهد داد که به هیچ وجه من‌الوجوه گزندی به آقا برسد.

دکتر حسابی- جواب مقالۀ تایمز را بفرمایید.

وزیر دارایی- بنده آقا آنچه خودم گفتم و شنیده‌ام برای من حجت است بدون اینکه جسارتی به ارباب جراید شود روزنامه‌های آمریکایی و انگلیسی فرقی با روزنامه‌های مملکت ما ندارند شما از صبح تا عصر انواع اخباری را که در روزنامه‌ها می‌بینید درست است؟ بنده باید عرض کنم که طرف‌های قرارداد ما مجبورند که از این قرارداد به نحو دیگر در کشورهای خودشان دفاع بکنند بنده نمی‌خواهم این را عرض بکنم عقیده نماینده سوسبته فرانسه دو پترول را روزی از ایشان سؤال کردم حجت قرار دهم او می‌گفت این قرارداد برای شما یک موفقیت بزرگی است ولی ما مواجه با مشکلات فراوانی در سایر کشورهای نفت‌خیز می‌شویم هر کس آقا در مملکت خودش یک پروپاکاندهایی در جرائد می‌کند اگر بنا شد که روزنامه دیگری دیگران استناد بکنند واقعاً ممکن است عکس قضیه را گذاشته باشد بنده گمان می‌کنم که آقا او را گمراه کرده‌اند خوب است تشریف بیاورند توضیحات کافی عرض خواهم کرد و امیدوارم با ارادتی که خدمتتان دارم به راه راست هدایتتان می‌کنم در مورد غرامت عرض کنم که یک قسمتی از این مدارک و اسناد محکمه پسند نبود بعلاوه آن وقتی که بایستی به محاکم می‌رفتند نرفتند و اسناد و مدارکی که باید روی میز محکمه می‌ریختند نریختند و الان بنده برای آقایان قرائت کردم که بعد از سه سال و خورده‌ای به کمیسیون تشخیص مطالبات می‌نویسند که هنوز مشغول تهیه مدارک هستند و بنده از یکی از آن اشخاص که عضو کمیسیون بود شنیدم که رفت پهلوی دکتر مصدق گفتم این مدارک محکمه پسند نیست ایشان گفتند فلان کس من هم می‌دانم چه کنم باید یک اسناد مدارکی تهیه کنم وقتی که نوبت به این دولت رسید از دو حال خارج نبود یا بایستی که واقعاً موضوع غرامت را می‌بردیم به محکمه و همان جریان را دنبال می‌کردیم یا پیشنهادی که به ما شده بود آن پیشنهاد را مطالعه می‌کردیم و حل می‌کردیم همان‌ طور که در اول بیاناتم عرض کردم حل مسئله غرامت شرط لازم و اساسی برای حل مشکل نفت بود و این را خود آقایان مخالفین تصدیق دارند منتها به نحو دیگر. بنابراین ما باید کنسرسیوم می‌گفتیم شما باید تشریف ببرید و ما می‌رویم به محکمه این مطلب را حل می‌کنیم بعد ببینیم چه فرمولی برای کار نفت درست خواهیم کرد یا باید به آقایان می‌گفتیم که موافقیم بنشینیم با شرکت سابق کار غرامت را حل بکنیم بعد بیاییم این کار کنسرسیوم را درست کنیم از این جا ما از نفوذ دولت‌هایی که کنسرسیوم تابع آن‌ها هستند استفاده کردیم به نفع مملکت آقایان خودشان مدعی بودند و جناب آقای لسانی اینجا خطاب کردند به آقای وزیر امور خارجه که آقا شما تجدید رابطه کردید و انگلیس‌ها آمدند چرا نگفتید به اینها چرا مانع فروش نفت می‌شوید ما حاضریم غرامت را بپردازیم شما هم نباید مانع فروش نفت ما بشوید. البته اگر وزیر امور خارجه تشریف می‌بردند به واشنگتن و لندن دستورات آقای لسانی را انجام می‌دادند آنها می‌گفتند بسیار خوب غرامت را طبق معمول بین‌المللی بپردازید بعد هم برای نفت خودتان فکری بکنید ولی بدانید پرداخت غرامت هم لازمه‌اش این نبود که حتماً ما بتوانیم نفت بفروشیم بلکه باید یک بازاری برایش تهیه می‌شد بنده برای تفریح آقایان مثلی که آقای ریبر که مردی بود فوق‌العاده مجرب در امور نفت و از ملاحی به ریاست شرکت تکساس رسیده بود نقل می‌کرد او می‌گفت که کار شما شبیه به کار کسی است که لباس او خیلی خوب و مرتب است ولی کسی او را به مهمانی دعوت نمی‌کند و این کافی نیست که آدم لباس داشته باشد و سر و صورتش هم درست باشد. به میهمانی دعوتش نکنند او می‌گفت حالا اگر شما آمدید و غرامت را پرداختید و نفت را هم راه انداختند تازه می‌رسید سر این مطلب که نفت را کی از شما بخرد تازه بر می‌خورید به پیدا کردن بازار که موضوع بسیار مشکلی است و سرمایه‌های هنگفتی لازم دارد حالا آقایان مخالفین اینجا هی از منابع زرخیز صحبت بکنند خوب آقا این زر در زیر اغلب اراضی ایران هست اما این را باید درآورد بیرون و تبدیل به زر کرد (دیوان‌بیگی- بعد زر کجا برود) (وزیر دارایی- توی جیب بنده) تا یک قطره این نفت تصفیه بشود و به بازار مصرف برسد مبالغ زیادی خرج دارد آقایان که تمامی روزنامه‌های نفتی را می‌خوانید و مطالعه می‌فرمایید کمتر بود به این مسائل فنی بفرمایند یکی از خوشبختی‌ها و یا بدبختی‌های مملکت ما این است که یک عده‌ای فوری در هر امری متخصص می‌شوند مهندس حبیبی که موجب بدبختی دکتر مصدق شد ایشان مهندس راه است مرد تحصیل‌کرده پاکی هم هست اما ایشان که اطلاعات نفتی نداشت (دیوان‌بیگی- شما اطلاعات و تخصص نفتی را از کجا پیدا کرده‌اید) دو سه مرتبه نشستند و مشورت کردند و چند تا کتاب خواندند حتی در مقابل هور، در مقابل سایر متخصصین گفت آنچه من می‌کنم درست است و ایشان در واشنگتن اظهار کرده است که من خواب دیده‌ام مسئله نفت حل می‌شود (یکی از نمایندگان- کسی که کار مملکت را با خواب حل بکند به درد مملکت  نمی‌خورد) بنابراین چون به محکمه نرفتیم قرار بر این شد که سازش کنیم اگر بنا شد در آن سازش هم عملیات محکمه‌ای بکند که اسمش سازش نیست سازش مستلزم گذشت است و مستلزم این است که این طرفین واقعاً بنشینند و حقیقت مطلب را بگویند حکمیت تفاوتش با محکمه این است که شما وقتی بین دو حکم می‌نشینید اطراف و جوانب کار را هم دخالت می‌دهید و حال آنکه در محکمه سند باید ارائه بدهید و قاضی هم به آن سند استناد می‌کند و بس پس وقتی بنا بر سازش است باید نشست و ادعاها جرح و تعدیل کرد (دیوان‌بیگی‌- به‌ طوری ‌که داخله بدهد خارجه ندهد) خدا بیامرزد مرحوم فاخرالمالک را عرض کنم خدمت آقایان که وقتی بنا بر سازش شد ما رسیدگی کنیم به حساب‌ها و یک مسئله‌ای که فوق‌العاده مورد علاقه آن‌ها و مورد علاقه ما بود یکی محاصره اقتصادی ایران و خسارتی که ایران از این راه دیده است و یکی هم ضرر و زیانی که مستقیماً به شرکت سابق در اثر قطع نفت ایران وارد شده است در کمیسیون خاص مذاکره شد و آقایان در آنجا فرمودند که در این قسمت تقصیری نداریم خودشان چنین گفتند چنان کردند و بالاخره ضرر و زیان به ما زدند و اینجا هم آقای دیوان‌بیگی بیلان 49 ساله شرکت سابق را خواندند بنده از نظر اخلاقی و احساساتی صد درصد موافقم با جنابعالی و به تمام آقایان این را گفتم و هم در مجلس شورای ملی تذکر دادم که بنده از روز اول برداشت مطالب با نمایندگان شرکت سابق این بود که اصولاً یک لیره به عنوان خسارت می‌دهیم و قضیه را تمام می‌کنیم و حتی بنده این طور استدلال را کردم و به آقایان گفتم شما یک مملکتی هستید غنی و ما یک مملکتی هستیم فقیر بنابراین اگر بنا باشد گذشتی بشود شما باید گذشت بکنید علی‌الخصوص که شرکت سابق در گذشته استفاده سرشاری کرده و به جبران آن استفاده از غرامت ‌صرف‌نظر کنید اشکالی نخواهد داشت و ضمناً در مجلس شورای ملی اضافه کردم که طرف ما شرکت سابق بود نه دولت انگلستان و شرکت سابق تاجر است و تاجر هم احساسات سرش نمی‌شود و خیال می‌کنم که آقای وکیلی اول کسی باشند که این مطلب را تصدیق بکنند ولی شما می‌خواهید معاملات‌ تجارتی بکنید گریه تأثیری ندارد.

چون راجع به ‌رسید خواستن از کشتی‌ها زیاد صحبت شد ناگزیرم اینجا تذکر بدهم که وقتی ما مطلب را طرح کردیم ایشان کتاب سفیر انگلستان را باز کردند و خواندند که در همان تاریخ شرکت سابق قبول کرده بود رسید بدهد منتها با ذکر حفظ حقوق طرفین و رسید و گویا آقای دکتر متین دفتری که در جنوب بودند با این فرمول موافق بودند ولی دولت قبول نکرد و گفت بلاشرط باید رسید بدهند نمایندگان شرکت سابق گفتند خوب آقا این ‌رسید را خودتان حاضر نشدید بدهید بالاخره صورتی از خسارتشان ارائه دادند که صورت موجود است.

من مدافع شرکت سابق نیستم ولی حقیقت مطلب را باید گفت در مقاله (‌والترلیوی‌) که البته آقای لسانی می‌فرمایند چرا به آن استناد شده حالا ایشان صحبتی هم به والترلوی ندارند زیرا که او یکی سهامداران نفت است خوب، بالاخره ایشان به حرف‌های دیگران استناد نمودند والا این‌ها اشخاصی هستند که صلاحیتشان کمتر از والترلوی است ما اطلاعاتمان مبنی بر کتاب است با نوشته‌ها است‌، والترلوی ویگنفر دیگر که از طرف سنای آمریکا مأمور شد که خسارت انگلستان را از قطع به سود نفت ایران برآورد کند خسارت آن‌ها را تصدیق کرده‌اند.

بنده یک مثلی عرض کنم راجع به خسارت مستقیم و آن این است که آقا اگر شما آمدید ده هزار تن برنج از من خریدید این ده هزار تن برنج را که خودتان نمی‌خواهید نگهدارید فعلاً یا بعداً می‌روید معامله می‌کنید با یک کسی و از این تفاوت خرید و فروش یک استفاده می‌برید حالا اگر من گفتم که این ده هزار تن را نمی‌دهم یا آقا زیر امضایتان باید بزنید که قطعاً این کار را نمی‌کنید یا اینکه اگر بخواهید امضاتان معتبر باشد و مشتری را نگه دارید باید بروید از آقای حسن اکبر گرانتر

+++

بخرید و تحویل بدهید پس بنابراین نمی‌شود گفت که در اثر از بین رفتن یک قرارداد خسارت مستقیم وارد نمی‌شود این حرارت‌هایی که بنده به خرج دادم و چانه‌هایی که ما می‌زدیم که متأسفانه شما ناظر نبودید این کار کوچکی می‌شود بنده عرض کردم که خسارت مستقیم غیر از عدم‌النفع است. عدم‌النفع یک مطلبی است و خسارت مستقیم یک مطلب دیگر البته اگر بنده عرض کنم که این مسائل اطلاع حقوقی و قضایی می‌خواهد باز هم خواهید فرمود چه کنیم آخر آقا هرکس نمی‌تواند در هر امری متخصص باشد.

دیوان‌بیگی- جز شما که در همۀ امور متخصص هستید.

وزیر دارایی- در مجالس خارجه وقتی امری مطرح می‌شود اگر کشاورزی است آنکه متخصص کشاورزی است باید اظهار نظر بکند و اگر سیاست خارجی است متخصص سیاست خارجی است - متخصص سیاست خارجی- آقا در مملکت ما یکی که شروع به صحبت می‌کند در هر مسئله اظهار عقیده می‌کند در قسمت مالی، اقتصادی، سیاسی، آقایان مخالفین در مورد قرارداد از جهت حقوقی از جهت مالی فنی از جهت اقتصادی صحبت کردند یکی هم نگفت که چطور این آقایان در همه چیز تخصص دارند از جهت آزادی بیان اشکال ندارد هر کس هر چه می‌خواهد بگوید ولی امیدوارم که آقایان نمایندگان تحت تأثیر این حرف‌ها واقع نشوند آقای لسانی ‌فرمودند چندین میلیارد بشکه ما ذخیره نفتی زیر‌ زمین داریم آقای دیوان‌بیگی فرمودند حوزه کنسرسیوم شامل دو ثلث ایران است دلیلی هم اقامه نکردند فقط ادعا نمودند طوری هم به بنده نگاه کردند که مثل اینکه این ادعا کافی برای متقاعد کردن بنده بود علی‌ای‌حال ایشان این ادعا را دارند بنده هم دلایل بی‌شماری بر رد ادعای آقایان دارم من انگلیسی‌ها گفتم شما مدعی هستید که محاصره اقتصادی نکرده‌اید ولی دولت انگلستان تمام وزن سیاسی خودشان را در کفه ترازوی شرکت سابق گذاشت و مشتریان را مرعوب کرد و این به نظر بنده تجاوز از حق است اگر کسی بخواهد از منافع اتباع خودش دفاع بکند باید یک طوری باشد که این دفاع‌اش ضرری به غیر برساند حتی در آن جا یک مثلی زدم که اگر بنا باشد یک حکمی از محکمه صادر بکنند دو هزار تومان از منزل بنده دو سه هزار تومان اثاثیه را شکستند برای اینکه هزار تومان را توقیف بکنند این اجرای حق نیست با این استدلال بنده این که تز را به طرف قبولاندم و اگر شما یک قدری توجه بفرمایید در اعلامیه مشترک این تز را آن‌ها قبول کردند.

دیوان‌بیگی- نتیجه

وزیر دارایی- خوب حالا ما فرض کنیم که اگر محاصره اقتصادی هم نبود ما چقدر می‌توانستیم نفت صادر کنیم آقایان همه مدعی هستند که تمام بازارهای دنیا در دست آن‌ها است بنده می‌خواهم بگویم این محل خالی که تشخیص فرمودید در بازار دنیا که هست برآوردش چقدر است که بنده بگویند بنده یک صورت مفصلی آنجا دارم که آقای لسانی فرمودند هیئت نمایندگی ایران مراجعه نکردند به پیشنهاداتی که از طرف ایتالیایی‌ها و ژاپنی‌ها و دیگران شده بود و اگر مراجعه می‌کردند قبل از انعقاد قرارداد با کنسرسیوم می‌آمدند این معاملات را انجام می‌دادند جناب آقای نخست‌وزیر در همان ابتدای تشکیل دولت کمیسیونی معین فرمودند و هرچه از آن پیشنهادات بود فرستادند که آقایان همه آن تعهدات را مطالعه بکنند که کدامش عملی است بنده نمی‌خواهم همه این‌ لیست را بخوانم زیرا شاید اسباب تصدیع آقایان بشود جمع کلیه این پیشنهادات و قطع نظر از پیشنهادکنندگان که اغلب جدی نیستند بیست میلیون و خرده‌ای تن نفت خام و تصفیه شده

یکی از نمایندگان- در چه

وزیر دارایی- عرض کنم مدت متفاوت است 10 سال دارد، 5 سال دارد، سه سال دارد که متوسطش 8 سال می‌شود باید اضافه کنم که پیشنهاد خرید غیر از یک معامله مقطوع و معامله با صرفه است و این را هم آقایان توجه بفرمایند که اگر تمام معاملات را ما انجام می‌دادیم باز هم نتیجه عملیات ما منفی بود چون ما مخارجی را که به دستگاه متحمل می‌شویم خیلی بیش از درآمد است دستگاهی که 30میلیون تن ظرفیت دارد وقتی شما می‌خواهید ده میلیون تن استفاده بکنید این دفعه باز مخارج تحمیل می‌شود آقای دیوان‌بیگی اظهار نگرانی کردند که‌ عده‌ای از کارگرها را می‌خواهند بیرون کنند من رسماً اعلام می‌کنم چنین چیزی نیست و این بیانات جز مشوب کردن افکار مردم نتیجه ندارد من باکی ندارم از این که بگویم ما بایستی اختلافمان را با انگلیسی‌ها حل می‌کردیم و رابطه ما با آمریکا و انگلستان باید بر‌اساس دوستی استوار باشد و به نظر بنده کسی هم معتقد نیست در عین حال که روسیه را تهدید کنند در دنیای امروز یک کشوری نمی‌تواند تنها زندگی کند و هر دولتی باید سیاست روشن و مشخصی داشته باشد اینکه آقایان خیال می‌کنند باید دور خودمان حصاری بکشیم و زندگی کنیم غیرممکن است با کسی معامله نکنیم آمد و رفت نداشته باشیم برای اینکه مبادا در امور ما دخالت کنند این عمل منطقی نیست مگر در دو نوبت که اعلان بی‌طرفی کردیم کشور ما را دیگران اشغال نکردند و هستی ما را نبردند بود حالا ما معتقد بودیم که کار غرامت باید حل شود به طرف‌های خودمان مکرر می‌گفتم که باید گذشته را طوری کرد که فراموش شود و قلوب ایرانیان را سوء‌رفتار مأمورین شرکت سابق جریحه‌دار کرده است جلب کنید و تذکر دادم که اگر از غرامت صرف‌نظر کنید من اطمینان دارم که از راه جلب قلوب ایرانیان و ایجاد محیط دوستانه چندین برابر غرامت را در آتیه این می‌توانند استفاده کنند این مطلب را شاید سفیر کبیر انگلیس که دیپلمات است بفهمد ولی نماینده‌‌ی یک شرکت تجارت خانه باید جواب صاحبان سهام خودش را بدهد و گذشت سیاسی غیر از گذشت تجارتی است در میسیون اولیه کنسرسیوم در ابتدای مذاکرات به آقای هاردن گفتم بین ما و بحرین کویت و سایر همسایه‌های ما تفاوتی باید باشد ایران از نظر اقتصادی و سیاسی و سابقه تمدن قابل مقایسه با دیگران نیست ایران از لحاظ اقتصادی عامل مؤثری است و اگر سطح زندگی ایرانی بالا رود ایران می‌تواند بازار بزرگی برای مصرف بشود بنابراین باید میزان استخراج نفت ما به‌ مراتب بیش از دیگران باشد هردن جواب داد مطالب شما درست است ولی این قسمت به ما که تاجر هستیم ارتباط ندارد بلکه این کار دولت‌ها است ما آمده‌ایم معامله نفت کنیم و سیاست کار ما نیست بنابراین با طرح‌های خودمان بحث مفصلی کردیم و ارقام را زیر و رو کردیم و این 15 میلیون لیره که اشاره فرمودند طرف‌های ما اظهار می‌کرد این در صورتی حق مسلم شما بود که قرارداد الحاقی را قبول کرده بودید و حالا نه فقط آن قرارداد را رد کردید اصل قرارداد 1933 را نیز لغو کردید.

لسانی- ژنرال روزرو چطور؟

وزیر دارایی- یک نکته‌ای که خواستم عرض کنم به آقایان این است که در اصلاح حقوقی بین حق و انصاف تفاوت است و زمین تا آسمان فرق است یک وقت شخص مطابق سند مسلم و یا صریح ماده قراردادی حقی را ادعا می‌کند این حق است وقتی می‌گوید که من انصافاً باید پیش از آنچه در این قرارداد ذکر شده به من برسد زیرا بی‌اطلاعی و یا دلایل دیگری مانع بود که من اطراف و جوانب کار را در نظر بگیرم و قرارداد را طوری تنظیم کنم که حقوقم تأمین شده باشد این استناد بر‌اساس انصاف و عدالت است نمی‌دانم قضات بین‌المللی تا چند در صد رعایت انصاف و عدالت را می‌کنند و آیا دلایلی که مخالفین برای عدم پرداخت ذکر فرمودند محکمه‌پسند باشد‌؟ راجع به ژنرال رزرو هم چانه زده شد قسمتی را که ما محق بودیم به حساب آورده‌ایم ولی در مورد 20 درصد در سایر تأسیسات عقیده آقای پروفسور ژیدل هم این طور بود که این ادعا شانس موفقیت در محاکم و یا حکمیت ندارد چون نظر ما به طوری که عرض شد بر سازش بود با رسیدگی به ارقام و مطالبات و دعاوی طرفین یک کاسه کردیم که مبلغی بدهیم خود این یک کاسه کردن مطالبات رویه‌ای است که اخیراً در حقوق بین‌المللی برای پرداخت غرامت پیش‌بینی‌شده و تصور می‌کنم که در برآورد مبلغ غرامت ما یک معامله شرافتمندانه‌ای کردیم به ‌طوری ‌که آقای کارابلیر مشاور فرانسوی ما معتقد بود که موفقیت بزرگی در این قسمت نصیب هیئت نمایندگی ایران شد چون نظر او این بود در محکمه دلایل و مدارک ما بابت ادعای عدم فروش نفت به واسطه محاصره اقتصادی  ضعیف است او می‌گفت شما جز یکی در قرارداد قرارداد مقطوعی ندارید و صرف پیشنهاد آن هم از طرف اشخاصی که معلوم نیست تا چه اندازه اعتبار تجارتی داشته باشند کافی نیست و حال آنکه طرف شما با قدرت و توانایی که دارد می‌تواند دلایل قوی بیاورد که ما مبالغ گزافی در اثر تغییر خط سیر کشتی‌ها و لزوم پرداخت مبلغ اضافی بابت کرایه و یا خرید نفت از منابع دیگر جهت انجام تعهدات پرداخته‌ و به این شکل وضع محکمه برای شما نامساعد می‌شد و معلوم نیست چه مبالغی محکوم می‌شدید ضمناً خواستم توجه آقای شریف امامی را که فرمودند آیا با کارشناسان مذاکره کرده‌اید یا خیر جلب کنم که تمام مطالعات شده‌ و تمام استهلاکات در نظر گرفته شده است جریانی را که آقای دکتر پیرنیا درنامه خودشان نوشته‌اند در وزارت دارایی سوابقی از آن به دست نیامد بر فرض که چنین باشد چطور ما نباید از بابت تأسیسات پخشی چیزی بپردازیم اگر یک تأسیساتی از نظر صاحب مال مستهلک شده باشد امروز که ما می‌خواهیم آن را مالک شویم نباید دیناری بپردازیم؟ این حساب کجاست‌؟ آقایان خوبست توجه به امور بازرگانی و صنعتی بفرمایند آن وقت تصدیق خواهند فرمود که این دلایلی که اقدامه می‌کنند درست نیست و اگر باید یک مرجع بی‌طرفی قضاوت کند به این حرف‌ها ترتیب اثر نمی‌دهد به ‌هر حال آنچه ما غرامت می‌پردازیم با احتساب بهای تأسیسات پخش کرمانشاه 25 میلیون لیره است و بس و بنده اطمینان قطعی دارم که اگر با آقای دکتر مصدق با این مبالغ توافق کرده بودند ایشان بسیار خوشوقت می‌شدند و این کار را با سلام و صلوات قبول می‌کردند من نمی‌خواهم ریز ارقام را برای آقایان بخوانم چون اسباب تصدیح می‌شود ولی آقایان بدانند در مورد این ارقام مذاکرات مفصل شده و ساعت‌ها وقت مصرف گردیده است ضمناً بد نیست یادآور شوم آقای ارسلان خلعتبری که یکی از اعضای کمیسیون رسیدگی مطالبات ایران بودند چه در کمیسیون خاص و چه در جلسه علنی مجلس شورای ملی راه‌حل غرامت را بزرگ‌ترین موفقیت دولت دانستند در مورد سرقفلی هم که آقایان مکرر تذکر دادند به آقایان اطمینان می‌دهم که یک‌شاهی از این مبلغ از جیب ایران نمی‌رود

+++

حالا اگر منکر هستید بنده چه عرض کنم‌.

آقای سناتور لسانی ضمن بیانات خودشان کارتل را تعریف فرمودند و اظهار داشتند که کارتل‌ها قدرت را یک مرتبه به دست نیاوردند به تدریج و با اعمال نقشه‌های مخصوصی تحصیل قدرت کردند و کاری کردند که شرکت‌های کوچک اساساً میدان عمل نداشته باشند تا رقابت با آن‌ها امکان‌پذیر شود و سعی دارند مناطق نفتی را در انحصار خودشان در بیاورند و نتیجه گرفتند که « همین است که من دادن چنین حقی را بر‌خلاف مصلحت مملکت می‌دانم » البته من جسارت نمی‌کنم عرض کنم که گویا ایشان طالب مجهول مطلق هستند ولی خوب بود  توضیح می‌فرمودند مقصودشان از این بیان چیست؟ آنچه در تعریف کارتل و نحوه تحصیل قدرت آن‌ها گفته‌اند مورد تصدیق همه است در تمام کتاب‌ها نوشته‌اند ولی آیا منظور ایشان این است که ما به جنگ کارتل‌ها برویم؟ آیا مقصودشان همان چیزی است که آقای مهندس حسیبی و دیگران در بیانیه‌های خودشان تصریح کرده‌اند که به موجب آن ما باید به کمپانی‌های کوچک کمک کنیم آن‌ها با کارتل‌ها بجنگند؟ این کار چه نتیجه‌ای برای ما دارد که ما به ضرر خودمان وارد معامله شویم تا شرکت‌های کوچک امروزی تقویت شوند و کارتل‌ها را شکست بدهند و خودشان کارتل‌های جدیدی تأسیس کنند و از نوع همان حلقه را بر دست و پای ما بگذارند؟ به علاوه در صورت شروع مبارزه حصول همین نتیجه غیرمنطقی هم برای ما مقدور نیست آقای لسانی باید مطمئن باشند که شرکت‌های کوچک نفت آمریکا بیش از ایشان برای شکستن سد کارتل‌ها مبارزه می‌کنند و نمونه برجسته آن مبارزه آن‌ها در آخر حکومت پرزیدانت ترومن بود و همه دنیا دیدند که نتیجه آن شکست قطعی شرکت‌های کوچک و تسلط تازه کارتل‌ها شد چه دامی دارد که ما مثل دن‌کیشوت زره و کلاه خود کنیم و به جنگ آسیاب بادی برویم؟ به ما چه ربطی دارد کدام شرکت با کدام شرکت بر سر منافع می‌جنگد ما دیدیم که شرکت سیتیز سرویس که یکی از شرکت‌های بزرگ مستقل آمریکایی است آمد و خواست نفت ما را بخرد و موفق نشد‌، حالا نوبت ریگن راده شده است، بعضی از آقایان پیشنهادات این شخص را جدی تلقی کرده‌اند من ویگن‌زاده را شخصاً نمی‌شناسم ولی ایشان طرفی دارند به اسم آقای حمید ابراهیمی که مرد شریفی است و مطالعات زیادی به قول خودشان در کار خرید و فروش نفت دارد ولی گمان نمی‌کنم تا حالا یک قطره‌‌ نفت معامله کرده باشند‌، چندی قبل ایشان به من مراجعه کردند که آمریکایی‌ها می‌خواهند ویگن‌زاده را که جواز کسب و کار ظاهراً ندارد از آمریکا بیرون کند شما اقدامی بکنید که چندی دیگر بماند من هم اقدام کردم حالا نمی‌دانم چطور چنین آدمی که معلوم نیست گرمایش چیست‌، سابقه‌اش کجاست می‌خواهد تمام سهم 5/12 را بخرند و تا تمام سهم ایران را ما نفت بگیریم و به این آقا بفروشیم هر وقت در ایران رفته‌اند معامله‌ای بکنند عده‌ای پیدا شدند و روی دست هم رفته‌اند و معامله را به قول تجار سنگ کرده‌اند به خاطر دارم و کابینه دکتر مصدق می‌خواستند مقداری آهن قراضه راه‌آهن را بفروشند چند بار مزایده داده بودند آخر در زمان وزارت آقای امیر همایون بوشهری بود ایشان پیشنهادی به دولت آوردند که آمریکایی‌ها حاضرند به دلار بخرند بعد از مذاکرات قرار شد پیشنهادات دیگران که گویا دیرتر رسیده بود مورد توجه قرار دهند و مزایده را تجدید کنند آن وقت بنده گفتم این معامله انجام نخواهد گردید چون پیشنهادکنندگان معلوم بود اشخاصی جدی نیستند و قصد به هم زدن معامله است بالاخره پس از یکی دو ماه آقای وزیر راه گزارش هیئت دولت دادند که آمریکایی‌ها صرف‌نظر کردند پیشنهاد دهنده ایرانی هم حاضر نشد و سپرده‌اش ضبط شد بعد روزی آقای دکتر مصدق با تعجب فرمودند شما از کجا حدس زدید این معامله انجام نمی‌شود عرض کردم کافی بود به اسامی پیشنهاددهندگان مراجعه می‌فرمودید بعد ضمن تأیید مطلب گفتند آقا انگلیسی ساپوتاژ کردند که ما در مضیقه مالی بمانیم.

(دیوان‌بیگی- آیا تجربه سه ساله و ضررهایی دیدید کافی نیست)

(لسانی- شما را در مقابل امر انجام یافته قرار دادند)

آقای دیوان‌بیگی عرض می‌کنم اگر ما می‌خواستیم امتیاز بدهیم این ایرادات نمی‌شدم‌.

(سزاوار- قرارداد است امتیاز نیست)

اگر می‌خواستیم امتیازهای مثل عراق و فلسطین تأسی بکنیم خیلی سهل و ساده بود آن قدر خودتان را دردسر نمی‌دادیم که شرکت عامل باشد و این قدر هم پیچ و خم داشته باشد ما برای اینکه در کادر قانون ملی شدن نفت عمل بکنیم و برای احراز و اثبات مالکیت خودمان در تمام تأسیسات و غیره آمدیم قرارداد عاملیت و فروش منعقد کردیم آقایان مخالفین راجع به  ماده چهار عبارت انتهای ماده ایراداتی ‌فرمودند که فرمودند که اختیارات عجیب و غریب شرکت‌های عامل داده شده است این یک مقدار توجه بفرمایند که آقای وکیلی هم خوب تذکر دادند و صدر و ذیل ماده را بخوانید اشکال برطرف می‌شود آقایان اگر بنا شد شما اختیاری به مباشری بدهید و صبح تا شام هم در کار او دخالت کنید که کارش پیشرفت نمی‌کند به علاوه قرارداد فروش نفت که قرارداد فروش نخود و لوبیا نیست که به این سادگی بیایند بگویند که آقا ما، یک نوکری هستیم و در حدود اختیارات نوکر می‌خواهیم این عمل را انجام دهیم عامل در همه جای دنیا به خصوص در قوانین آمریکا و انگلستان دارای اختیارات و حقوق است از طرف مالک اعمال می‌کند اگر این اختیارات و حقوق را نداشته باشد وظایفش را نمی‌تواند انجام بدهد‌.

آقای دیوان‌بیگی و آقای لسانی فرمودند هر کجا صحبت از اختیارات کنسرسیوم است عبارات روشن وصولی است در کجا صحبت از اختیارات شرکت ملی نفت است عبارات مجمل و تاریک است اگر توضیح مفصل بدهم که آقایان می‌فرمایند وقت تنگ است و یا فلانی شهوت کلام دارد اگر توضیحی ندهم ممکن است بیانات آقایان در مردم ایجاد تشویش خاطری بکند بنابراین ناچار توضیح می‌دهم بنده عرض می‌کنم که عبارات قرارداد فصیح و بلیغ نیست و هیچ وقت چنین ادعایی ما نکردیم ولی اگر با نظر بی‌طرفی و بی‌غرضی خوانده شود ملاحظه خواهید فرمود این طور نیست که آقایان می‌فرمایند منتها همان‌طور است که آقای وکیلی فرمودند آقایان در صدد تهیه دلیل مخالفت هستند با توجه به اصل موضوع می‌کنند آقای دیوان‌بیگی فرمودند که نسخة انگلیسی قرارداد را بنده و آقای بیات انگلیسی نمی‌دانم نخوانده امضا کرده‌ایم می‌خواهم به ایشان یادآور شوم که نسخ فارسی هم امضا شده و همه لاک و مهر کرده و در دفتر مجلس شورای ملی است‌.

دیوان‌بیگی- چه اثری دارد.

وزیر دارایی- ایشان ادعا می‌کنند که انگلیسی نمی‌دانند خوب استناد ایشان به این همه مجله انگلیسی و آمریکایی چطور است؟ قطعاً به زبان انگلیسی این مجلات را نخوانده‌اند و ان‌شاءالله مترجم ایشان مرد بی‌طرف و بی‌غرضی بوده برای آقای بیات هم همین کار را کردیم و ایشان دانسته و فهمیده امضا کردند آقای بیات مرد بسیار دقیق و فهیمی است و خیلی سعی کرده است که قرارداد را بفهمد و حتماً هم فهمیده به هر حال بنده که مکرر این ماده 4 را هم دقت کردم نفهمیدم که ایراد آقایان کجاست؟ آقای دیوان‌بیگی جزء (‌ح) را با یک التهابی خواندند و فرمودند که این عبارت «‌که نظارت باید طوری انجام شود که مانع کار شرکت‌های عامل نشود و با نتیجه سوء از آن حاصل نگردد» به کلی نظارت را فلج می‌کند به این شکل آقا چطور به حساب می‌رسد و نظارت درحساب چطور باعث بطوء عملیات می‌شود.

دیوان‌بیگی- این تشخیص شما است.

وزیر دارایی- اولاً آقا توجه نفرمودند که منظور از نظارت نفت نظارت در حساب نیست بلکه در کلیه امور فنی و اداری و غیره است و حالا اگر نظارتی اولاً اگر در حساب و غیره به عمل نیاید بنده فرمایش آقا را تأیید می‌کنم ولی باید توجه داشت که نظارت باید طوری باشد که مانع کار جاری نگردد ما خودمان درکارهای اداری گرفتار هستم مثلاً بنده خودم وزیر هستم بازرس‌های نخست‌وزیر می‌آیید در ادارات من رسیدگی کنند هر بار خواستن این پرونده و آن پرونده مزاحم کارهای جاری می‌شوند و به طور خلاصه کار کاغذ بازی که گاهی جنبه کارشکنی می‌کند  موجب می‌شود که دیگران احتیاط کنند این قیود را بگذارند و الا فی‌حد کف ذاته این قیود موجب نمی‌شود که نظارت و بازرسی بشود مثلاً بازرس می‌آید وسط کارخانه کف می‌خوابد بازرس فنی عمل بیاورد یا وسط کار محاسب دفتر را بخواهد این‌هاست که موجب بطوء کار ممکن است بشود و یا نتایج سوئی را به بار بیاورد بنابراین تصور نمی‌کنم این ایرادات حقیقت وارد باشد و هیچ اجمال و ابهامی وجود داشته باشد عرض کردم اگر ما قادر به رسیدگی نیستیم و حساب و حساب سرمان نمی‌شود و اهل نظارت نیستیم این در این صورت بنده اساساً بحث مورد ندارد و حال اینکه باید اهل حساب باشیم رسیدگی و مراقبت کنیم کسی هم نمی‌تواند مانع عملیات منطقی ما باشد آقایان من را یادداشت پیچ می‌کنند بنده هم نمی‌توانم توضیح بدهم البته توضیحات مفصل است آقایان مخالفین یک مواد را تنقید کردند؟ ایراد یکی راجع به حوزه عملیات بوده دیگر اینکه آقای دیوان‌بیگی تذکر دادند که در ذیل ماده 4 برای راه‌آهن و تلگراف و غیره به تمام ایران اجازه این کار داده شده آقایان باید استدلال باید با عقل و منطق توأم باشد آقا می‌خواهد ماده را بخوانم؟

دیوان‌بیگی- بخوانید.

وزیر دارایی- آقا آخرش و اولش را می‌خوانم حالا اگر شبهه را قوی بگیریم که فرمایش آقای دیوان‌بیگی صحیح باشد کنسرسیوم فرودگاه در تبریز بسازند برای چه کاری؟ راه بکشد تا مشهد‌؟ برای چه منظوری این که نوشته شده ایران بدون دلیل رد نخواهد کرد و در موقعی که مثل آوردم بلافاصله ایران این تقاضا را هر قدر هم که فرض باشد به علت نامعقول بودن رد می‌کند و اشکالی هم در این رد کردن نیست عباراتی را که در خیلی از این مواد می‌بینید که بدون دلیل موجه رد نمی‌کند یا در مدت معقولی جواب بدهد برای این است که مأمور گمرک بنده به علت تلگراف کردن به تهران و عناوین مختلف موجب معطلی نشود اما کنسرسیوم هم از مردمان دیوانه تشکیل نشده که بیایند بگویند ما می‌خواهیم راه‌آهن از خرمشهر تا تهران بکشیم بنابراین

+++

عملیات شرکت عامل محدود به حوزه عملیات است و نگرانی از این حیث نداشته باشد در مورد تعهدات و مواد 20 و 21 در کمیسیون مذاکرات آقایان اعضاء کمیسیون از کنسرسیوم نامه‌ای در تفسیر و تبیین جزء آخر ماده 20 گرفتم و به آقایان اطمینان می‌دهم اگر نفت ایران در خاورمیانه از حیث قیمت قابل رقابت باشد میزان نفت ایران نه فقط پایین نمی‌آید بلکه بالا هم می‌رود در مورد قیمت نفت که آقایان مخالفت فرمودند قیمت را آنها تعیین می‌کنند بنده سؤال می‌کنم پس کی باید تعیین کند؟ اگر آقایان معتقدند که خریدار و فروشنده خود شرکت‌های بزرگ هستند و بازار فروش دست این شرکت‌ها است پس نفرمایید قیمت را من و شما تعیین کنیم؛ علاوه براین قیمت روی عرضه و تقاضا تعیین می‌شود و با اینکه در مورد شرکت‌های نفت یک عامل انحصاری وجود دارد معذالک بین این شرکت‌ها باز رقابتی موجود است بنابراین از این جهت برای آقایان نگرانی نباشد.

دیوان‌بیگی- ‌بله هیچ نگرانی نیست !!

وزیر دارایی- ثانیاً وجود این شرکت‌های بزرگ موجب می‌شود که تثبیتی در قیمت‌ها بوجود می‌آورد که به نفع تولیدکنندگان نفت است.

آقای شریف امامی راجع به اینکه پرداخت کنسرسیوم به لیره است مطالبی فرمودند من می‌خواهم به ایشان و دیگران عرض کنم که اگر لیره‌های ما مسدود بوده البته حرف آقایان درست است ولی وقتی این لیره‌ها در تمام کشورهای اروپا و آسیا بدون قید و شرط قابل انتقال باشد و تا حدود مورد احتیاج دلار دولت قابل تبدیل به دلار باشد چه اشکالی دارد؟ ما این لیره‌ها شما با تمام کشورهای امریکا و کشورهای گروه استرلینک می‌توانید معامله بکنید.

آقای دیوان‌بیگی فرمودند که ما در سابق هم تحت سلطه اقتصادی انگلستان بودیم حالا هم همین طور خواهد شد اگر به آمار گمرکی مراجعه فرمایید قبل از ملی شدن بازار فروش نفت ما در نیمکره شرقی بود و مقدار مختصری به گروه دلار نفت صادر می‌شد آقا فرمودند که به این شکل ما تمام اجناس خودمان را باید از انگلستان بخریم ایشان فراموش فرمودند که قبلاً ما این همه جنس و کارخانه از آلمان و سایر کشورها خریدیم ارزش را از کجا آوردیم.

دیوان‌بیگی- قبل از 1949 با حالا فرق داشته است.

وزیر دارایی- مگر همین لیره‌ها نبود که تبدیل به پول‌های دیگر می‌شد گونی و شکر و سایر اجناس را از انگلستان آوردیم؟ حالا اگر واقعاً آقایان چون خودشان را ضد انگلیسی می‌دانند یا لیره هم مخالف هستند خود دانند. من خیال نمی‌کنم دولت انگلستان برای 50 میلیون لیره ایران اعتبارات خودش را در دنیا متزلزل کند. و روی هوی و هوس پول ما را مسدود نماید آقای دیوان‌بیگی مدعی شدند که معاملات امروز دنیا حداکثرش روی دلار است بنده به ایشان یادآور می‌شوم که درست عکس است نزدیک هشتاد درصد معاملات دنیا بر پایه لیره است نه دلار.

دیوان‌بیگی- هشتاد درصد معاملات روی لیره است؟

وزیر دارایی- برای حفظ این اعتبار تجارتی انگلستان هیچ ‌وقت عملی برخلاف ترتیب نخواهد کرد. اگر فرض کنید که اعضای کنسرسیوم هر کدام سهمشان را به پول خودشان می‌دادند تازه چهل ‌درصد دلار و چهل درصد لیره و چهارده درصد فلورن هلندی یا لیره و شش درصد فرانک فرانسه بود حالا نمی‌شود فرض کرد روزی هلند پول ما را بلوکه کند آن وقت ما با هلند جنگ خواهیم کرد؟

ولی با انگلستان نمی‌توانیم بجنگیم؟ آخر این چه طرز فکری است؟ شما فرض می‌کنید دولت انگلستان یک دولت هوسرانی است و وزیر مالیه انگلستان یکروز صبح بلند می‌شود میلش می‌کشد که لیره‌های ایران را ندهد و در بانک انگلستانی بلوکه کند؟

اینکه هر کس به انگلیسی‌ها فحش بدهد خیال می‌کند که وجیه‌المله می‌شود هرکس با منطق و روی انصاف جانب‌داری کند مورد نفرت مردم قرار می‌گیرد من مخالف این طرز فکر هستم و باید انسان شهامت و شجاعت داشته باشد که حرف حساب را بزند والا این عوام‌فریبی‌ها به ضرر و زیان مردم است آقای دیوان‌بیگی فرمودند که قسمت مربوط به دلار را وزیر دارایی گفت محرمانه است بلی محرمانه است از این نظر که ممکن است دستاویزی برای کشورهای دیگر باشد و اگر روزی دولتی که مورد اطمینان آقایان است بگوید از فلان موضوع مصلحت نیست در جلسه علنی گفتگو شود کار بدی است؟ مجدداً عرض می‌کنم که پورسانتاژ قابل تبدیل به دلار احتیاج ما را تأمین می‌کند. در مورد تبدیل ارز مربوط به مخارج شرکت‌های عامل که مورد ایراد آقایان قرار گرفت عرض می‌کنم که طبق مقررات ارزی کشور ما ارز دو نوع بیش نیست، ارز صادراتی و غیر صادراتی، ارز غیرصادراتی ارزی است که سفارتخانه‌ها یا سیاحان می‌فروشند و ارز صادراتی ارز حاصل از فروش صادرات است کنسرسیوم تقاضایش این است که در مورد ارز مربوط به کنسرسیوم تبعیضی نشود ارز آن را که صادراتی است به نرخ ارز صادراتی کالای درجه یک تسعیر شود. نرخ تسعیر ارز با خود دولت است روزی دلار صد ریال بود بعد دلار 90 ریال شد امروز 84 ریال است بعد هم با توجه به وضع اقتصادی پایین‌تر خواهد آمد. ما تعهدی از حیث نرخ در مقابل کنسرسیوم نداریم و اختیار تنزل نرخ با خود دولت است و قطعاً باید بعد از حل کار نفت در امور اقتصادی و به خصوص نرخ ارز تجدیدنظر شود و رویه قطعی و روشن اتخاذ گردد در مورد نرخ هم که نوشته شده است بهترین نرخ باید تصدیق کنم که این عبارت ناشی از سوء‌ظن است والا معنا و مفهومی ندارد. فرض شده است که روزی برای همان کالاهای درجه یک چند نرخ ارز تعیین شود مثلاً برای پنبه یک نرخ برای پشم نرخ دیگر- برای پوست هم نرخ خاص آن وقت بین این چند نرخ بهترین نرخ را باید اعمال کرد آنها هم مثل ما فرض می‌کنند روزی وزیر دارایی سرکار آید و هوس کند که برای کالائی که عرض کردم به هر کدام نرخی گذارد آن وقت تکلیف آنها با چنین عملی چه خواهد بود؟ بعضی از آقایان فرمودند بعد یک وزیر دارایی را خودشان می‌آورند و هر چه دلشان خواست می‌کند من از آقایان تقاضا می‌کنم این فرمایشات را در یک محل رسمی نفرمایند و سعی کنند وزیر دارایی و وزیر اقتصاد ملی تعیین کنند که وارد به کارشان باشند فهیم باشند، وطن‌پرست باشند تا این پیش‌بینی‌هایی که آقایان می‌کنند پیش نیاید تذکری آقایان راجع به اختیارات وسیع وزارت دارایی در ماده 37 قرارداد دادند این ایراد هم از سوء‌ظن زیاد ناشی شده است زیرا هر کاری اصولاً مرجعی لازم دارد الان هم الان هم مرجع کار نفت وزارت دارایی است حالا نمی‌دانم وزارت دارایی یا وزیر دارایی چه خواهد کرد وزراء وزارتخانه‌هایی را با نخست‌وزیر و دولت در میان می‌گذارند و کسب تکلیف می‌کنند چطور ممکن است اگر انتقال سهامی در بین باشد بدون مراجعه به هیأت وزیران موافقت کنند.

حالا اگر واقعاً بنا را بر دیوانگی و خل‌خلی بگذاریم مطلب دیگری است والا اگر کار براساس صحیح و عاقلانه باشد این فروض بی‌مورد است.

آقایان مخالفین در مورد سلب حق حاکمیت ایران مطالبی فرمودند که در ماده 42 قرارداد حق حاکمیت ایران از بین رفته است این‌ها درست نیست و اغلب استدلال آقایان روی خواب و خیال است است همان ‌طور که اقتصادیون یک مردموهوم را به عنوان هوم اکونومی‌کوس در نظر می‌گیرند و تئوری‌های اقتصادی روی این درست می‌کنند آقایان مخالفین هم تمام امتیازنامه‌ها و قراردادهای نفت کشورهای مختلف را مطالعه کرده‌اند و تمام مزایای آن‌ها را در نظر گرفته و قراردادی پیش خودشان تنظیم کرده و فقط در انتظار یک خریدار و یا خریدارهایی هستند که آن‌ها کور و کر باشند و طرف معامله قرار دهند نمی‌دانم تمام این‌ها را که جمع کردید و حلوایی درست کردید آن وقت این حلوا را کی می‌تواند بخورد ؟ و گمان می‌کنم هیچ ابلهی این کارها را نکند خوب است آقایان آن خریدار فرض را به ما معرفی کنند اگر یک قدری احساسات را کنار بگذاریم و با منطق و عقل قضاوت کنیم ملاحظه خواهید فرمود، که ما زحمت کشیده‌ایم و کار خودمان را تا جائی که مقدر بود انجام داده‌ایم و ادعای زیادی هم نکرده‌ایم و گفتیم که این قرارداد ایده‌آل نیست ولی در شرایط حاضر و با توجه به وضع بازار نفت و تمام این قدرت هایی که خود آقایان شرح دادند بهتر از این مقدور نبود بنابراین اگر آقایان مخالفین خودشان منطقی هستند از این صغری و کبرئی که گفتند نتیجه می‌گیرند‌؟ پس بنده خیال می‌کنم در وضع حاضر شاید بهترین قراردادی باشد که می‌شد بست حساب مادی آن را هم داردیم آن را هم آقایان مخالفین منکر شدند و بدون اقامه دلیل فرمودند می‌برند و می‌خورند و ما نظارتی در حساب و کتاب ندارید اگر این طور استدلال فرمایید من عرضی ندارم ولی اگر آقایان دقت کنید و زحمتی به خودتان بدهید و این قرارداد را از اول تا آخر مطالعه کنید و مواد را روی هم بریزید آن وقت ملاحظه خواهید فرمود حقیقت غیر از این است که می‌فرمایید و اگر هم اشکالی در مواد داشتید بیایید از کارشناسان سؤال کنید آن وقت روشن می‌شوید و نگرانی‌های فرضی رفع می‌شود در خاتمه عرایضم از آقایان سناتورهای محترم که واقعاً صبر و حوصله فراوان نشان دادند و به تمام بیانات موافق و مخالف با دقت کامل توجه فرمودند نهایت تشکر و امتنان را دارم.

سزاوار- بنده یک کلمه توضیح دارم اگر اجازه می‌فرمایید عرض کنم.

رئیس- بفرمایید.

سزاوار- چون نسبت به قرارداد فروش نفت تغییراتی شد به نام امتیاز بنده به مخبر کمیسیون برای ضبط در صورت مجلس عرض می‌کنم که این قرارداد برای فروش نفت تنظیم شده است و ضمیمه ماده واحده به مجلس آمده هر گونه تعبیر و تفسیری ضمن مذاکرات شده و در آتیه بشود راجع به اینکه این قرارداد امتیاز است مربوط و قابل ارزش نیست‌.

دیوان‌بیگی- قول شما را قبول می‌کنیم.

سزاوار- یکی هم راجع به قسمت آخر بند ب از ماده 4 است که در آن قید شده است و آن را آقای وزیر دارایی شرح دادند راجع به ایجاد خطوط راه‌آهن و تلفن و تلگراف‌.

رئیس- دو پیشنهاد برای کفایت

+++

مذاکرات رسیده که قرائت می‌شود. 

(به شرح زیر خوانده شد)

مقام محترم ریاست مجلس سنا اینجانب پیشنهاد می‌کنم پس از بیانات جناب آقای وزیر دارایی چون دیگر مخالفی نیست نسبت به لایحه دولت اخذ رأی به عمل آید.

شمس ملک‌آراء

مقام محترم ریاست مجلس سنا پس از پاسخ آقای وزیر دارایی کفایت مذاکرات را پیشنهاد می‌کنم.

دهستانی

رئیس- رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده واحده قرائت می‌شود و اخذ رأی به عمل می‌آید پیشنهاد دیگری است که خوانده می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

مقام محترم ریاست مجلس سنا امضاکنندگان ذیل طبق ماده 118 جزء 4 تقاضا می‌کنیم نسبت به ماده واحده قرار داد نفت اخذ رأی با ورقه به عمل آید.

سید مهدی فرخ- شریف امامی- سرلشکر بقایی- مجد لسانی- دکتر اقبال.

(نمایندگان- مخالفی نیست)

رئیس- با ورقه اخذ رأی به عمل می‌آید موافقین ورقه سفید خواهند داد.

(آقایان زیر در محل نطق حاضر شده و رأی دادند)

آقایان: حبیب‌الله آموزگار . محمدتقی اسعد . دکتر اقبال . حسن اکبر. جمال امامی. سپهبد امیر احمدی . سرلشکر بقایی . جواد بوشهری . بهبهانی . دکتر بیانی . سپهبد جهانبانی . محمد حجازی . دکتر حسابی . حق‌نویس. ابراهیم حکیمی . خواجه‌نوری . دادگر . دشتی. دهستانی. دیوان‌بیگی. دکتر سجادی. سزاوار. شریف امامی. شمس ملک‌آراء. صدر. دکتر صدیق . عبدالمهدی طباطبایی. ابوالفضل عضد. سید مهدی فرخ. سرلشکر فیروز . دکتر قاسم‌زاده. لسانی. دکتر سعید مالک. عباس مسعودی. سرلشکر مطبوعی دکتر مهدی ملک‌زاده . محسن مهدوی . نبیل صمیمی . نیک پور . والاتبار. علی وکیلی . علی قلی هدایت . محمدعلی مجد. اسدالله مامقانی. نظام فاقی. علی‌اکبر سیف افشار . محمود ناصری . سید جواد امامی . مؤید ثابتی.

موافقین- آقایان : سرلشکر فیروز. دکتر بیانی. حقنویس. سیف افشار. سپهبد امیر احمدی. دکتر اقبال. والاتبار. شمس ملک‌آراء. سپهبد جهانبانی. بهبهانی . عضد. دادگر. دکتر صدیق اعلم. اسعد. سزاوار. حسن اکبر. سرلشکر بقایی. دشتی. خواجه‌نوری. بوشهری. عبدالمهدی طباطبایی. آموزگار. صدر. دکتر سعید مالک. مسعودی. حکیمی. جمال امامی. وکیلی. حجازی. مجد. نظام مافی. علی قلی هدایت. دکتر قاسم‌زاده. سرلشکر مطبوعی. نیک‌پور. ظهیرالاسلام. نبیل سمیعی. ناصری. مؤید ثابتی. دکتر ملک‌زاده. دکتر سجادی.

مخالفین- آقایان: لسانی. دکتر حسابی. مهدی شریف امامی. دیوان‌بیگی.

رئیس- عده حاضر 49 نفر موافق 41 و مخالف 4 و سفید و ممتنع 4 رأی بنا بر این لایحه قرارداد فروش نفت ایران با 41 رأی موافق تصویب شد (مبارک است انشاءالله و به دولت اعلام می‌شود)

نخست‌وزیر- اجازه می‌فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

نخست وزیر (سپهبد زاهدی)- بنده هر چند کسالت داشتم از ادب دور دیدم که شرفیاب نشوم و از لطف آقایان سناتورهای محترم تشکر نکنم مطالبی را که آقایان توضیح دادند امیدواریم ما از عواید و منافع نفت این وظیفه‌ای که در مقابل مملکت و ملت ایران داریم به نحو احسن بتوانیم انجام وظیفه کنیم و همچنین تشکر می‌کنم از آقایان که وقت خودشان را صرف کردند و بر ما منت گذاشتند و به مسئله حیاتی کشور رأی دادند ضمناً می‌خواستم که یک موضوعی که امروز گفته که آقای دیوان‌بیگی فرمودند من عرض کردم کلاه سر کنسرسیوم گذاشته‌ام بنده با این کلمات آشنا نیستم و تکذیب ‌می‌کنم و استدعا دارم که عرایض بنده را تحریف نفرمائید.

2- تقدیم و تصویب یک فوریت لایحه مربوط به کارمندان دولت

رئیس- آقای فولادوند بفرمایید.

فولادوند- لایحه‌ای راجع به کارمندان دولت است که با قید دو فوریت برای تصویب تقدیم می‌کنم.

رئیس- لایحه‌ای است راجع به کارمندان که قرائت می‌شود‌.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس سنا

چون لزوم ابراز وفاداری کلیه کارمندان دولت اعم از رسمی و پیمانی و خدمتگزار جزء و روز مزد و کلیه کسانی در بنگاه‌های دولتی و یا مؤسساتی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن از بودجه دولت تأمین می‌شود و همچنین کارمندان شهرداری‌ها نسبت به قانون اساسی مملکت و تاج و تخت سلطنت با انجام مراسم تحلیف و امضاء سوگندنامه‌ای که منظور عالی فوق را شامل است از هر جهت به مصلحت کشور می‌باشد و همچنین تعین مجازات کسانی که از صندوق دولت استفاده ولی برخلاف مصالح عالیه مملکت رفتار می‌کنند و برخلاف سوگند مزبور عمل می‌نمایند برای تشویق خدمتگزاران صدیق کمال لزوم و ضرورت را دارد بنابراین ماده واحده ذیل و 4 تبصره ضمیمه آن را با قید دو فوریت تقدیم و تقاضای تصویب آن را می‌نماید.

ماده واحده

از تاریخ تصویب این قانون لغایت دو ماه به کلیه کارمندان دولت اعم از پیمانی و روزمزد خدمتگزار جزء و کلیه کسانی که از بنگاه‌های دولتی و یا مؤسساتی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن از بودجه دولت تأمین می‌شود و کارمندان شهرداری‌ها و همچنین کارمندان منتظر خدمت مکلف می‌باشند با انجام مراسم تحلیف سوگندنامه ذیل را خوانده آن را امضاء نمایند من به خدواند قادر متعال و کتاب آسمانی و شرف و وجدان خود سوگند یاد می‌کنم که در اعمال و رفتار خود خداوند را همیشه شاهد و ناظر دانسته و پیوسته قانون اساسی مملکت را که ضامن استقلال بقاء ایران است محترم بشمارم نسبت به سلطنت مشروطه و شاهنشاه وفادار بوده میهن خود را عزیز و گرامی بدارم و کوچکترین اقدامی که برخلاف مصالح عالیه کشور و زیان ایران عزیز باشد ننمایم ضمناً تعهد می‌کنم که در هیچ یک از احزابی که دارای مرام اشتراکی یا رویه که نتیجه فعالیت آن ترویج مرام اشتراکی باشد و یا غیرقانونی اعلام شده باشد شرکت نداشته و بعداً شرکت ننمایم استنکاف از انجام مراسم تحلیف و امضاء سوگند تا به موجب انفصال ابد از خدمات دولتی خواهد بود.

تبصره 1) کسانی که بعداً وارد خدمت دولت و هر نوع مشاغل مندرج در ماده واحده می‌شوند در بدو شروع به کار یابد به ترتیب مذکور ماده واحده سوگند یاد نمایند.

تبصره 2) ترتیب مراسم تحلیف را نظام‌نامه‌ای که به تصویب هیأت دولت خواهد رسید معین خواهد کرد.

تبصره 3) کسانی که در خدمت دولت هستند یا بعداً وارد می‌شوند اگر برخلاف سوگند عمل کنند تخلف آنها در کمیسیونی مرکب از رئیس محاکمات اداری وزارتخانه مربوط رئیس کارگزینی مربوط رئیس بازرسی نخست‌وزیری به اسرع وقت رسیدگی در صورت لزوم از متهم توضیحاتی خواهد خواست رأی این کمیسیون که منتها بعد از 15 روز از تاریخ ارجاع پرونده به کمیسیون در مورد ابقاء یا انفصال دائمی آن عضو باید صادر شود قاطع و قابل اجرا خواهد بود.

تبصره 4) در مورد تخلف مستخدمین قضائی برطبق مقررات انتظامی قضات اقدام خواهد شد.

نخست‌وزیر دارایی وزیر دادگستری

2- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس- در فوریت این لایحه مطرح است.

فولادوند- یک فوریت آن را پس می‌گیرم با یک فوریت تقدیم می‌کنم.

رئیس- به فوریت این لایحه اخذ رأی به عمل می‌آید آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد به کمیسیون مراجعه می‌شود امروز جلسه را ختم می‌کنیم و جلسه آینده روز دوشنبه 10 آبان ساعت 9 خواهد بود و دستور لایحه قرارداد ژنو خواهد بود.

(بیست دقیقه قبل ازظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمی

+++

 

یادداشت ها
Parameter:296862!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)