کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهارم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4
[1396/04/25]

جلسه: 30 صورت مشروح مجلس یوم یک شنبه چهاردهم شهر صفر المظفر 1340 مطابق بیست و سوم میزان 1300  

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4

جلسه: 30

صورت مشروح مجلس یوم یک شنبه چهاردهم شهر صفر المظفر 1340 مطابق بیست و سوم میزان 1300

مجلس نیم ساعت قبل از غروب در تحت ریاست آقاى مؤتمن‌الملک تشکیل گردید. صورت مجلس یوم پنج شنبه بیستم میزان را آقاى بیان‌الدوله قرائت نمودند.

رئیس- آقاى آقا سید فاضل اجازه‏

آقا سید فاضل- مى‌خواستم عرض کنم که آقاى حاج آقاى شیرازى را در صورت مجلس غایب بى‌اجازه مى‌نویسند و حال آن که از قراری که بنده اطلاع دارم طبیب او را از حضور در مجلس منع کرده و کمیسیون عرایض و مرخصی هم به او دو ماهه اجازه داده‏.

رئیس- کمیسیون عرایض و مرخصى از این به بعد اجازه داده است ولى ایام گذشته را هم بنده اجازه داده‌ام و اصلاح خواهد شد دیگر اعتراضى نیست.

آقاى سید یعقوب- بنده عرض دارم‏

رئیس- بفرمایید.

آقا سید یعقوب- درجلسه قبل یک قسمت از عرض بنده راجع به انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى و راجع به مطبوعات بود و هیچ در آن باب اشاره نشده است.

رئیس- اصلاح خواهد شد. دیگر ایرادى نیست. اظهارى نشد. صورت مجلس تصویب شد. دستور امروز بحث در پروگرام هیئت وزرا است. ولى قبلاً بعضى مطالب است که باید به عرض آقایان برسد. شش نفر از اعضا کمیسیون خارجه که انتخاب شده‌اند از قرارى است که عرض می‌کنم آقاى مستوفى‌الممالک- آقاى مشیرالدوله- آقاى حکیم‌الملک- آقاى نصرت‌الدوله- آقاى مؤتمن‌السلطنه و بنده در صورتى که عرض کرده بودم به واسطه اشتغالاتى که دارم بنده را در هیچ کمیسیونى انتخاب نکنند معذالک انتخاب کرده‌اند. بعد لازم خواهد بود یک نفر دیگر را به جاى بنده تعیین نمایید. اعضا کمیسیون پست و تلگراف شاهزاده سردار مفخم یا آقای لسان‌الملک- آقاى مستشار‌السلطنه- آقاى میرزا على کازرانى- آقاى وقار‌الملک- آقاى آقا سید فاضل- آقاى رئیس‌التجار- آقاى امین‌التجار- خاطر آقایان مسبوق است که چندى قبل کسالت عصبانى بر آقاى حاج آقا عارض شده در نتیجه اطباى معالج توصیه کرده‌اند دو ماه استراحت کنند. کمیسیون عرایض و مرخصى شرحى نوشته و این مرخصى را تصویب کرده است. باید در مجلس هم تصویب شود. رأى می‌گیریم آقایانى که دو ماه مرخصى از امروز به بعد براى آقاى حاج آقا تصویب مى‌کنند قیام فرمایند. (اغلب نمایندگان قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. آقاى سلطان‌العلماء هم سه ماه مرخصى خواسته‌اند. عرایض بعدى این که عده آقایان کافى نیست و شاید مجلس از اکثریت نیافتد تصویب نکرد باید رأى بگیریم.‏

سردار معظم- نظر به این که بنده از احتیاجاتى که مسافرت آقاى سلطان‌العلماء را الزام می‌کند اطلاع دارم تصور مى‌کنم مقتضى بود مجلس هم با خیال مسافرت ایشان کمک کند. ولى چون آقاى سلطان‌العلماء مصالح عمومى را بر مصالح شخصى مقدم می‌دارند تصور می‌کنم خود ایشان هم با نظر کمیسیون عرایض موافقت کرده و اصرارى به رفتن نداشته باشند و یک چندى صبر کند و خسارات دیگرى هم به این خسارات بیافزایند و تشریف داشته باشند تا این که یک عده از نمایندگان حاضر شوند بعد تشریف ببرد و کارهاى شخصى خود را اصلاح کنند. تصور مى‌کنم اگر این ترتیب بشود بهتر خواهد بود. (گفته شد صحیح است).

رئیس- کمیسیون هم به ایشان توصیه کرده است تأمل کند بعضى از آقایان وکلا مى‌آیند آن وقت تشریف ببرند. (صحیح است). رأى می‌گیریم به راپورت کمیسیون.‏

سردارمعظم- خود ایشان قانع شدند.

سلطان‌العلماء- بلى قانع شدم‏.

رئیس- آقاى رفعت‌الدوله هم اجازه خواسته‌اند کمیسیون تصویب نکرده.‏

سردار معظم- خوب کارى کرده‌اند.

رفعت‌الدوله- اجازه می‌فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

رفعت‌الدوله- البته خاطر محترم حضرت آقاى رئیس مسبوق است‏ که بنده همیشه قبل از موعد می‌آیم و هیچ وقت طفره در این نوع کارها نداشته و ندارم و موجبات مرخصى را هم حضور مبارک عرض کرده‌ام به واسطه آن تصادفى بود که در روز عاشورا براى اطفال بنده اتفاق افتاده بود که آقاى تدین مى‌دانند بنده نذر کرده بودم که آنها زیر آوار نرفتند. اگر آقایان اجازه مى‌دهند می‌روم و الا اگر مى‌خواهند مانع نذر من بشوند بشوند. آنها براى این که باید سیدالشهدا (4) را در نظر بگیرند خوب است رأى بدهند و اگر رأى ندهند این مظلمه به گردن من مى‌ماند یا مجبورم بدون اجازه بروم.‏

رئیس- بسته به نظر آقایان است‏.

رفعت‌الدوله- بنده مال هم کرایه کردم.‏

رئیس- آقایانى که راپورت کمیسیون را تصویب می‌کنند. جمعى اظهار نمودند راپورت را بفرمایید.

رئیس- راپورت کمیسیون این است که اجازه نداده ایشان تشریف ببرند. رأى می‌گیریم به راپورت کمیسیون یعنى آقایانى که تصویب نمى‌کنند ایشان تشریف ببرند قیام فرمایند و اکثر نمایندگان قیام نمودند.

رئیس- رد شد. یعنى راپورت کمیسیون تصویب شد و بعضى اظهار نمودند بر آقایان مشتبه شده است‏.

رئیس- گمان می‌کنم مسأله را خوب بیان کردم عرض کردم اشخاصى که راپورت کمیسیون را تصویب مى‌کنند قیام نمایند. دیگر جاى اشتباهى باقى نیست‏.

رفعت‌الدوله- اجازه مى‌فرمایید. براى آقایان مشتبه شد. ممکن است دوباره بفرمایید.

رئیس- خیر دیگر نمى‌شود. براى ماده واحده دولت راجع به تعمیر سد جاجرود پانزده هزار تومان پیشنهاد کرده و کمیسیون تصویب نموده بود. در جلسه گذشته رأى گرفتیم چون درست نبود باید دو مرتبه رأى بگیریم. آقایانى که تصویب مى‌نمایند پانزده هزار تومان اعتبار داده شود ورقه سفید خواهند داد و آقایانى که تصویب نمى‌کنند ورقه کبود و اشخاصى هم که اوراق خود را همراه نیاوردند روى کاغذ سفید مى‌نویسند باید قید نمایند سفید است یا کبود و در این وقت اخذ آرا به عمل آمده و آقاى سهام‌السلطان شروع به استخراج آرا نمودند به ترتیب ذیل نتیجه حاصل شد.

عده حضار 67. ورقه سفید علامت قبول 57. امتناع ده 10.

اسامى رأى دهندکان‏

آقاى شیخ‌الاسلام ملایرى. آقاى نجات. آقاى تدین. آقاى تنکابنى. آقاى آصف‌الممالک. آقاى صدرالاسلام ابهرى. آقاى شیخ ابراهیم زنجانى. آقاى حاج میرزا مرتضى. آقاى آقا سید فاضل کاشانى. آقاى میرزا على کازرانى. آقاى محقق‌العلماء. آقاى بیان‌الدوله. آقاى سردار معظم کردستانى. آقاى ملک‌الشعرا. آقاى معتضد‌الدوله. آقاى وقارالملک. آقاى میرزا سید حسن کاشانى. آقاى حکیم‌الملک آقاى شریعتمدار. آقاى سلطان‌العلماء. آقاى مشیرو الدوله. آقاى حاج نصیرالسلطنه. آقاى احتشام‌الدوله. آقاى آقاشیخ محمد جواد آقاى حائرى زاده. آقاى رئیس‌التجار. آقاى سدید‌الملک- آقاى غضنفرخان- آقاى حاج میرزا اسدالله خان- آقاى آقا میرزا هاشم آشتیانى- آقاى سهام‌السلطان- آقاى میرزا ابراهیم خان ملک آرایى- آقاى مستشارالسلطنه- آقاى عدل‌السلطنه- آقاى آقا سید محمد کاظم- آقاى حاج امین‌التجار- آقاى منتصر‌الملک- آقاى آقا سید یعقوب- آقاى نصرت‌الدوله- آقاى حاج شیخ اسدالله- آقاى دکتر لقمان- آقاى مؤتمن‌السلطنه- آقاى سردار معظم خراسانى- آقاى عماد‌السلطنه طباطبایى- آقاى امین‌الشریعه شیرازى- آقاى رکن‌الملک- آقاى محمد هاشم میرزا- آقاى امیر ناصر- آقاى جلیل‌الملک- آقاى اقبال‌السلطان- آقاى عمادالسلطنه خراسانى- آقاى میرزا ابراهیم قمى- آقاى مدرس- آقاى سردار مفخم- آقاى نصیر دیوان- آقاى عمید‌الممالک- آقاى حاج مقبل‌السلطنه‏

رئیس- پیشنهاد کمیسیون تصویب شد. چندى قبل قرارداد راجع به جمع اتفاق ملل که از وزارت خارجه خواسته شده بود رسیده است فرستاده

+++

می‌شود به کمیسیون خارجه. محض اطلاع خاطر آقایان عرض کردم موضوع مذاکرات پروگرام آقایان وزرا است. مذاکرات درکلیات است. در کلیات کسى اجازه نخواسته است‏.

مستشارالسلطنه- بنده اجازه خواسته بودم.

رئیس- بفرمایید

مستشار‌السلطنه- بنده در جلسه گذشته در کلیات پروگرام اجازه خواسته بودم که راجع به معارف قدرى صحبت کنم. از یکى از اعضا محترم دولت شنیدم که تصمیمات کافیه و وافیه در این موضوع مهم دارند و البته در عین مواد پروگرام که مذاکره خواهد شد نمایندگان را متقاعد خواهد کرد.

آقا سید فاضل- بنده در آن شب پیشنهاد کردم که مذاکرات در کلیات پروگرام کافى باشد. نظر به این که عده براى رأى گرفتن کافى نبود اخذ رأى نشد. باز مجدداً پیشنهاد مى‌کنم که مذاکرات در کلیات کافى باشد.

رئیس- آقایان مذاکرات را در کلیات کافى می‌دانند. گفته شد کافى است‏.

رئیس- رأى می‌گیریم که داخل مذاکره در مواد شویم. آقایانی که تصویب مى‌کنند قیام نمایند (اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. داخل در مواد پروگرام مى‌شویم. در ماده اول شاهزاده نصرت‌الدوله اجازه خواسته بودند.

نصر‌ت‌الدوله- چون در موقع بحث در پروگرام در روز قبل یک مذاکرات طولانى نسبت به مرام بودن و مرام نبودن پروگرام شد بنده قبل از این که داخل در عرایض مربوطه به سیاست خارجى شوم و براى این که اعتراض به خودم متوجه نشود عر ض مى‌کنم سهل‌ترین مقاصد و آسان‌ترین چیزها در صورت عدم اقدام براى نیل بدان ممکن است مرام باشد و نسبت به مشکل‌ترین و بعیدترین مقاصد قبل و از سعى و کوشش جهد و تلاش در آن راه اطلاق حفظ مردم غلط است. آقاى رئیس‌الوزرا در مقدمه پروگرام خود اظهار فرمودند دوره سعى و عمل است. یقین دارم که به مجرد اجراى این خیلى چیزها که مرام بوده است بعد از این در مسائل عملى بشود. بارى در سیاست خارجى هیئت محترم دولت در پروگرام خودشان این طور اظهار فرمودند روابط ایران و دول متحابه همواره در کمال و داد و حسن مناسبات است و حکومت حاضره تیره‌تر می‌شد و تشیید مناسبات حسنه را باکلیه دول همجوار و غیر همجوار یکى از تکالیف مسلمه خود مى‌شمارد. البته در طى این عیادت یک مسأله مسلمى را بیان فرمودند چون خوشبختانه بین دولت ایران و هیچ یک از دول متحابه حال جنگ و قطع روابط نیست اطلاق روابط حسنه بین دولت ایران و دول خارجى بحمدالله مصداق کامل دارد. اما این که حکومت حاضره تزئید و تشئید مبانى این حسن روابط از وظایف خود شمرده است این هم البته یک اصل غیر قابل انکار است. زیرا احساسات نیک خواهانه و صلح طلبى تصور مى‌کنم از براى هر دولتى بهترین پروگرام‌ها است. على‌الخصوص از براى ما که نیل به سعادت و ترقى مملکت خودمان را همیشه به وسیله احساست صلح طلبى و دوستى با همه دول عالم خواستار بوده‌ایم. وضعیات جغرافیایى روابط تاریخى و حیثیات دیگرى که اکنون ذکر آنها زائد است ما را از قدیم سال محتاج و هواه‌خواه بهترین روابط و صمیمى‌ترین دوستی‌ها با دولت بزرگ همسایه خودمان کرده و البته وظیفه هر دولت خیرخواه از براى این مملکت همین است که سعى کند در پرتو این محبت و داد روابط تجارتى و اقتصادى ما دائم در توسعه و ازدیاد بوده استفاده‌هاى ممکنه از همجوارى و همسایگى ممکن شود. ولى چیزى که مرا به این کرسى نطق آورده است این است که مى‌خواهم ببینم آیا عبارت پروگرام دولت از براى طرح سیاست خارجى در مجلس شوراى ملى و عرضه داشتن آن به افکار عامه کافى است یا خیر. تصور نمى‌کنم و یقین دارم آقایان نمایندگان مثل من انتظار داشته که دولت در موقعى که پس از شش سال دوره فترت دوره‌اى که فاقد مرکز صلاحیت‌دار ملى براى مداخله حقه در سیاست بوده است امروز مصادف با مجلس شوراى می‌شود سیاست خارجى را روشن‌تر و تصمیم علمى خودش را واضح‌تر از این اظهار کند تا وکلا را بیشتر قادر به تقویت خود نماید. البته گمان نمى‌کنم محتاج به تذکر باشد که این اظهارات من از نقطه نظر این است که نسبت به نیات آقاى رئیس‌الوزرا یا همکاران محترمشان سوءظن یا شبه دارم. آقاى رئیس‌الوزرا به واسطه عملیات خود و مخصوصاً عملیات قابل تقدیرى که در سیاست خارجى در میان هزاران محظور و یک دنیا بى‌اسبابى نموده‌اند تولید اطمینان براى من و رفقاى من نموده و همان طوری که در چندى قبل نسبت به ایشان اظهار اعتماد کردیم امروز هم با کمال قوت قلب در این جا حاضر شده‌ایم که اوراق سفید خودمان را نثار خدمت‌گذارى صادقانه ایشان نسبت به این آب و خاک نکنیم ولى تنقید من راجع به یک رویه و اسلوب کهنه است که از هر حیث ناموافق با احتیاجات فعلى و افکار امروزى است و آن نهفتن حقایق استتار وقایع و بالاخره قائل شدن سیاست مخفى و اعتقاد به مقابر دیپلماتیکى و پلتیکى یا به عبارت اخرى کابینه‌هاى وزارتى است. آقاى رئیس‌الوزرا فرق این پرده‌هاى اوهام و ترک این کهنه پرستی‌ها و سلب اعتقاد از مودت در این سابقه‌ها از شأن شما و از وظایف اولیه این مجلس و نمایندگان دوره چهارم است. زیرا که در یک عصرى که قوی‌ترین حربه و بزرگ‌ترین وسیله پیشرفت امور انفاذ حقایق در دنیاى متمدن و توسل به افکار عامه است تعقیب رویه مخالف حقیقت نقصان در اداره وظایف است. آقاى رئیس‌الوزرا اتخاذ این رویه و مسلک از شأن شما خارج است زیرا عملیات شما باعث افتخار خودتان و موجب رو سفیدى و خوشوقتى هواخواهان شما است. بگذارید همه عالم و تمام سیاست‌مداران دنیا از زبان شما از پشت این کرسى بشنوند که روابط حسنه و دادیه متساویه را با تمام ملل عالم شما مربوط و منوط به این کرده‌اید که سیاست آنها منافى با استقلال ملت ایران نباشد. بگذارید تمام صاحبان افکار منور دنیا بدانند که مراکز قدرت این مملت تصمیم گرفته‌اند بدون مداخله و نفوذ اجنبى هر اجنبی در کارهاى این مملکت خاتمه دهند و از مداخله اغیار در عزل و نصب مأمورین و وساطت راجع به دوستان و همکاران خودشان جلوگیرى نمایند. بگذارید همه مردم بدانند که ما اعتماد خودمان را به دولت مقید به این شرط کرده‌ایم و وفادارى در عهد خودمان را تا موقعى حاضریم که شما بتوانید ایفاى به این وظیفه نمایید. گفته شد صحیح است. بر عکس آنهایى که در سیاست خارجى قناعت به کلیات مبهم و مجمل بودن عبارات را مقید می‌دانند من معتقد هستم که کشف حقایق و فاش و آشکار کردن مسائل بهترین وسیله احتراز از سوء تفاهم و جلوگیرى از یک کدورت‌هاى بین‌المللى است و یقین دارم آقاى رئیس‌الوزرا نطق لرد کروزن وزیر محترم خارجه دولت بهیه انگلستان را که در تارخ 36 ژوئیه سنه جاریه در مجلس اعیان انگلستان ایراد کرده‌اند به وقت ملاحظه فرموده‌اند و یقین دارم که تصدیق خواهند فرمود یک قسمت از این اظهارات نتیجه سوءتفاهم و از اثر پروپاکاند نشدن مقاصد حقیقى ما است و البته باز تصدیق خواهند فرمود که اشاعه و انتشار این قبیل اظهارات و توضیح شدن آنها در معرض افکار عامه دنیا ممکن است موجب سردى و کدورت بین دو ملت گردد و البته این بر خلاف آرزو و مرام ملت ایران و ملت بزرگ انگلستان است. البته مورد ندارد که همه قسمت‌هاى نطق وزیر محترم خارجه دولت انگلستان را در این جا مورد بحث قرار دهیم یا این که بخواهم ما بین این نطق و دو نطق دیگر ایشان که قبلاً ایراد کرده‌اند یکى مورخه شانزدهم نوامبر 1920 و دیگرى نوزدهم سپتامبر 1919 مقایسه نماییم. على‌الخصوص که مقصودمان تنقید و مشاجره نیست بلکه مقصود این است که بدانیم آیا ذکر حقایق ممکن است رفع سوء تفاهم‌هایى که باعث شده است وزیر خارجه دولت انگلستان در یک قسمت نطق خودشان اظهار یأس کامل از وضعیات ایران کرده و در یک مورد دیگر اظهار تأسف از نطق مأیوسانه خود نسبت به ایران مى‌نماید. اگر مراکز رسمى ما به واسطه ابلاغیه‌ها و پروپاکاندها در داخله مخصوصاً در خارجه افکار را متوجه کرده بودند که تغییر سیاست دنیا و تغییر اوضاع سیاسی قطعات همسایه ایران در این مدت اخیر تغییر سیاست متخذه در دو سال قبل یعنی سیاست قرارداد را ایجاب مى‌نمایند. این تغییر سیاست به تزلزل و تردید افکار ایرانى و موجود شدن دسایس دیگر تعیین نمی‌شد و الغاء قرارداد که یکى از آمال و آرزوى عموم ملت شده بود نتیجه یک انتریک‌هاى خارجى قلم نمی‌رفت. اگر وسایل کافى و وافى براى اشاعه و پروپاکاند تهیه کرده بودیم و مى‌توانستیم ابلاغیه جمادى‌الثانیه وکلاى حاضر در طهران را همه جا انتشار بدهیم آیا الغاء قرار داد نتیجه فکر یکى از زمامداران ما به قلم می‌رفت. اگر ما آشکارا و بدون ملاحظه اظهار کرده بودیم که در تعقیب دولتى کامل یا دولت عظیم‌الشان انگلستان چه انتظاراتى نسبت به پیشرفت مقاصد مشروع خودمان در

+++

کنفرانس صلح داشتیم و چطور این امیدها مبدل به یأس شد که در همان موقع این یأس را خود من به همین وزیر خارجه محترم یادداشت کردم و یا اگر ما با کمال وضوح افکار عامه را مستحضر می‌داشتیم که در موقع آزمایش یک اصول روشن و واضحى چطور گرفتار تغییرات مغایر با مقصود و تضییقات عملى مى‌شدیم امروز مواجهه با ایراد ضمن قدرناشناسى نمى‌شدیم. لرد محترم در یک قسمت نطق خودشان اظهار می‌دارد که ایرانى به طور وضوح کمک دولت انگلستان را براى وصول به سعادت خود رد کرده است و دوباره سیاست قدیمى خود را که مبنى بر بازى کردن بین دو ملت خارجى بوده است ترجیح داده و بالاخره خود را حاضر به معاشقه نمودن با دولت سویت نموده است. مقصود از رد کردن کمک دولت انگلیس ناچار رد کردن مستشارها و صاحب منصبان نظامى است. خوب اگر ما نیات خود را ظاهر کرده بودیم و به همه کس گفته بودیم که این تصمیم نداشتن مستشار و صاحب منصبان انگلیسى براى ما این است که ملت ایران که همیشه مایل به دوستى با دولت انگلستان است نیات دوستانه دولت انگلیس را سوءتعبیر ننموده و تصور نکند که به این وسیله یعنى به وسیله مستشاران مالیه و صاحب منصبان نظامى دولت انگلیس شاید خواستار این است که به استقلال و سیادت کهن سال ایران صدمه و لطمه وارد سازد. آیا تصور می‌فرمایید وزیر خارجه انگلستان این لحن را از براى اظهار این مطلب اتخاذ مى‌کرد یا این که ممکن بود ملت انگلستان بر خلاف واقع تصور بکند که ملت و دولت ایران از دولتى با آن ملت بزرگ چشم پوشیده است. اگر ما به همه گوشزد کرده و عملاً ثابت بنماییم که مقصود ما تولید رقابت براى استفاده نیست و همان طورى که‏ این کمک را از دولت انگلستان نمى‌خواهیم به دولت روسیه نیز براى این قبیل کمک‌ها مراجعه نمى‌کنیم و وسیله سعادت خودمان را نه تنها در تسلیم شدن به مسکو بلکه در تسلیم شدن به هیچ دولت خارجى فرض نمى‌کنیم آیا این قبیل اظهارات مى‌شد. البته یک حقیقت دیگرى را هم نمى‌شود مستور داشت که ما نسبت به هر کس یا نسبت به هر سیاست که با نظریه و مرام استقلال خواهى ما عملاً نه لفظاً موافق باشد خوش‌بین و نسبت به هر سیاستى که خواهان مخالف این باشد بدبین و خشمناک خواهم بود. اگر ما این حقایق را به طور کافى بیان و عموم دنیا را مستحضر مى‌ساختیم تصور نمى‌کنیم که در قضیه انحلال پلیس جنوب چنین اظهارات بدبینانه که خود سرود یاد مستان دادن است مى‌شد. زیرا وزیر خارجه محترم انگلستان همان طورى که در نطق خودشان متذکر شده‌اند همیشه دوست و خیرخواه ایران بوده مکرر گفته‌اند که خواستار ترقى و امنیت ایران هستند و ازدیاد در روابط سیاسى و تجارتى انگلستان و ایران را در پرتو استقلال و امنیت ما مى‌خواهند. بالاخره اگر ما به آواز بلند اصرار و تکرار نماییم و همه فاش و آشکارا بگوییم که نهایت درجه علاقه‌مندى به دوستى و حسن رابطه و یگانگى با دو همسایه بزرگ خودمان هستیم و فقط آرزو و آمال این است که همان طور که خودشان مکرر اظهار کرده‌اند را در سیاست و مسائل بین‌المللى همسر و مساوى خود دانسته و معاملاتى را که نسبت به خودشان روا نمى‌دارند نسبت به ما هم ننمایند یقین دارم هیچ وقت سوءتفاهم تولید نشده و روابط حسنه حقیقی دائم برقرار خواهد ماند. از این اصل کلى که بگذریم در زمینه حسن روابط خیلى خوشوقت مى‌شدم که آقاى رئیس‌الوزرا نیات خود را نسبت به اهمیت این حسن روابط با عموم دول اسلامى و على‌الخصوص با دولتین جدید‌التأسیس افغانستان و بین‌النهرین اظهار و همه ما را از این حسن تصمیم مسرور و مشعوف می‌کردند. گفته شد (صحیح است). حالا اجازه مى‌خواهم چند کلمه مختصرى هم نسبت به اداره وزارت خارجه عرض کنم. البته آقایان متوجه شده‌اند که همیشه در پروگرام‌ها (به اندازه‌اى که من در نظر دارم وزارت‌خانه از شمرده شدن در جزء آنهایى که اصلاح خواهد شد محروم است. اگر این محرومیت براى این است که وزارت خارجه را مستغنى از اصلاح می‌دانند اشتباه است و اگر این محرومى از براى این است که اهمیت به آن اداره نمی‌دهند این را هم تصور نمى‌کنم زیرا یقین دارم دولت به خوبى متوجه اهمیت این وزارت‌خانه است. مقصودم از این تذکار عطف توجه دولت است به لزوم اصلاح در این اداره على‌الخصوص در سفارت‌خانه‌هاى ما در خارجه و مرتب نمودن وضعیات نمایندگان ما در مرکز دول اروپا و امریکا. از دیر زمانى معمول بوده است که اصول سیاست ما بلکه تمام فروع آن را رئیس‌الوزرا ما یا وزیر خارجه ما در همین طهران فیصله می‌دادند و فراموش مى‌نمودند که ما هم مأموریتى در پایتخت‌ها و مراکز دول دیگر داریم. در صورتی که به تجربه و عمل ثابت شده است که پیشرفت امور در مراکز اروپایى بیشتر انجام مقاصد حقه در آنجاها به مراتب آسان‌تر از گرفتن نتیجه مطلوبه از سفارت‌خانه‌هایى است که آلوده به این محیط ما شده‌اند. به این ملاحظه تصور مى‌کنیم که دولت یکى از بزرگ‌ترین اصلاحات را اصلاح سفارت‌خانه‌ها و ترتیب کار نمایندگان ما در خارجه باید بدانند تا انشاء‌الله در آتیه از این گرفتاری‌هایى که داشتیم به واسطه راه افتادن این چرخ‌هاى معظم قدرى آسوده شویم. آقاى رئیس‌الوزرا باید بدانند که ما به خوبى می‌دانیم که ایشان با چه محظوراتى مصادف هستند. ما قدر فداکارى شما را در قبول این بار سنگین مسئولیت می‌دانیم و براى همین است که من به خودم اجازه دادم که این عرایض را اینجا بکنم و تقاضا نمایم که شما در اینجا افکار عامه خودتان را به طور وضوح بیان کنید تا این که ما هم با قوت قلب و جبهه گشاده به این که افکار عمومى موکلین خودمان که هیچ وقت آن را از نظر نباید دور بکنیم قادر بر این باشیم که در مقابل هجوم حوادث و اوضاع گوناگون سیاست از شما و دولتى که تشکیل کرده‌اید تقویت بکنیم. گفته شد صحیح است.

رئیس- در ماده اول دیگر کسى اجازه نخواسته است.‏

آقاى مشیر‌الدوله اجازه نطق‏

مشیرالدوله- بنده با یک قسمت از بیانات شاهزاده نصرت‌الدوله موافقم. از این که باید در کلیه سیاست چه راجع به داخله و چه راجع به خارجه باشد باید حقایق را حتى‌المقدور گفت و باید با توجه به افکار عامه کار کرد. ولى در آن قسمتى که راجع به سیاست کابینه‌هاى گذشته نطق لرد کارزن در مجلس اعیان در تواریخ مختلف فرمودند بنده موافق نیستم. بنده عقیده‌ام این است که کابینه‌هاى گذشته روشن بوده و هر وقت هر رئیس‌الوزرایى مشغول کار شده شاید یک استثناء داشته باشد باقى تماماً سیاست خود را روشن می‌نمودند و در بیانیه‌هاى خودشان به اطلاع عامه می‌رسانیدند چون لازم می‌دانستند که در غیاب مجلس شوراى ملى به اطلاع عامه برسانند. در قسمت راجع به سیاست خارجه هم آنچه لازم بود بکنند مى‌کردند و غیر از آنچه گفته بودند نمى‌کردند. اگر در خارجه در مجلس اعیان مذاکره شده بخواهند تلویحاً یا تصریحاً برسانند که سیاست ما تغییر و تبدیل پیدا کرده و چنین و چنان شده بنده بر خلاف واقع می‌دانم. گفتم شاید به استثناى یک کابینه بقیه کابینه‌هاى ما آنچه را که می‌کردیم همان طور بود که مى‌گفتم. (صحیح است). مثلاً یکى از کابینه‌ها کابینه بنده بود و سیاست راجع به خارجه بسیار روشن و صاف بود. از اول من که داخل کار شدم گفتم قرارداد به موجب قانون اساسى ما باید راجع به مجلس باشد. (گفته شد صحیح است). باید در مجلس تکلیف قرار داد معلوم شود و مادام که مجلس در این باب اظهار عقیده نکرده است باید اجراییات موقوف و در مدت آن کابینه هر قت که خواستند به ما تکلیفى بکنند گفتیم ما با شما قرارى گذاشته‌ایم به لندن تلگراف کرده‌اید و جواب داده‌اید پذیرفته است. همان طور که قرار داده‌ایم امور راجع به صاحب منصبان قشون و مستشاران مالیه تا وقتى که مجلس تشکیل مى‌شود موقوف‌الاجرا باشد تا مجلس تشکیل و تکلیف آن را معین کند ما غیر از آنچه گفتیم کارى نکردیم و در ابلاغیه و بیانیه خودمان هم به اطلاع تمام مردم رساندیم. اما در باب این که به نطق لرد کارزن اشاره کردند که ما با یک دولت دیگر معاشقه مى‌کنیم یا بهتر گفته باشم خود را به آغوش دولت دیگرى انداخته‌ایم بنده به کلى تکذیب مى‌کنم. چون فرستادن سفیر فوق‌العاده به مسکو در زمان کابینه من بود و مجبورم این مسأله را توضیح بدهم. اگر چه عمر کابینه بنده وفا نکرد که این کار را انجام دهم چون هنوز سفیر ما وارد مسکو نشده بود که کابینه مجبور به استعفا شد. ما وقتى که او را فرستادیم مخفى و پس پرده نبود. (على رؤس‌الاشهاد) به همه گفتیم ما مجبوریم با دولتى که همجوار ما است مناسبات داشته باشیم. على‌الخصوص که آنها به ما می‌گویند باید با یکدیگر رابطه داشته باشیم. ما باید اول این مسأله را معین کنیم بعداً اگر دیدیم مى‌خواهند با ما داخل مناسبات شوند ما هم حرفى نداریم. در موقعى که قرارداد معروف را بسته بودند مى‌گفتند یکى از فلسفه‌هاى این قرارداد این است که ما باید با شما همراهى کنیم و شما باید یک نقطه اتکایى داشته باشید که شما را حفظ کند. ولى یک وقت دیدیم ژنرال شام پابیاتى از انزلى عقب نشست و رشت را تصرف کردند. یک

+++

روز دیگر هم ملتفت شدیم و دیدیم منجیل را هم تخلیه کرده‌اند. به هر حال این که ما خود را در آغوش دیگرى انداخته‌ایم و هم‌چنین با سایر دولى که همجوار هستند به کلى تکذیب می‌کنم. اعلى درجه آزادى ما این است که با دول همجوار روابط همسایگى داشته باشیم و هم‌چنین با سایر دولى که با ما همجوار نیستند با تمام آنها زندگانى کنیم و در عین حال می‌خواهیم مدنیت و قومیت و تمامیت ما محفوظ باشد براى این که ما که ایرانى هستیم متعدى متعدى است. (احسنت احسنت ). چه روس باشد چه انگلیس باشد چه آلمان باشد. (احسنت احسنت). در نظر ما که ایرانى هستیم هیچ دولت براى ما فرق نمى‌کند اگر با ما خوش رفتارى کنند و تعدى ننمایند دوست ما هستند و ما هم حاضریم همه قسم با آنها دوستى داشته باشیم وقتى که نکردند و دشمنى کردند ما هم به آنها به چشم دشمنى و عداوت مى‌نگریم و هیچ تفاوتى بین این دول نیست. این است عقیده بنده و عقیده تمام ایرانی‌ها. (صحیح است احسنت) به این جهت است که عرض مى‌کنم با آن قسمت نطق شاهزاده نصرت‌الدوله همراه نیستم نطق ایشان چنین مى‌فهماند که لرد کرزن حق دارد و ما سیاست خودمان را آشکار نکرده‌ایم. بنده تکذیب مى‌کنم سیاست کابینه‌هاى ما هم کابینه وثوق‌الدوله و هم کابینه آقاى صمصام‌السلطنه و هم کابینه آقاى سپهدار اعظم و هم کابینه بنده تماماً روشن بود و اگر این نطق‌ها را در بعضى جاها مى‌کنند که چنین و چنان شد کابینه ما تغییر کرد هر روز سیاستى پیش آمد سیاست ایران مخفى بوده تمام را تکذیب مى‌کنم. تمام کابینه‌ها سیاستشان مبنى بر حکمیت تام مجلس بوده و هیچ چیز آنها زیر جلکى و پس پرده نبود اگر بعضى اظهاراتى می‌کنند خود شاهزاده نصرت‌الدوله و آقایان می‌دانید که این‌ها همه انتریک‌هاى دیپلماسى است براى این که یک چیزى را که قبول کردند پس از چندى بگویید اطلاع نداشتیم ولى ما نباید به این حرف‌ها از میدان بگریزیم. حرف همان است که گفتیم ایرانى با تمام دول و ملل می‌خواهد آمیزش و دوستى و روابط داشته باشد زیرا محتاج است. تمام ملل عالم به یکدیگر محتاج‌اند. امروز روزى نیست که دیوار چین دور مملکت کشیده شود. امروز روزى نیست که ملل در پرده زندگانى کند. همان طور که ما به انگلیس محتاجیم آنها هم به ما محتاجند. همان طورى که ما به روس محتاجیم آنها همین طور. همان طور که به عثمانى و افغانستان و غیر آنها محتاجیم آنها هم به ما محتاجند. پس وقتى که این طور شد همه در محکمه عدالت بشریت مساوى هستیم. باید حقوق ما را حفظ کنند اگر حفظ نکردند و تعدى کردند هیچ تفاوتى ما بین نیست. حتى همان عثمانى و افغانستان هم اگر تعدى کردند با آنها هم مخالف خواهیم بود. این است که باز هم عرض می‌کنم که ما در سیاست خودمان هیچ مطالب پنهانى نداشته‌ایم و هر چه وعده داده‌ایم رفتار کرده و اگر نکرده‌ایم وعده نداده‌ایم (احسنت احسنت)

رئیس- آقاى نصرت‌الدوله (اجازه نطق)

نصرت الدوله- بنده خیلى تأسف دارم که بیان بنده قاصر بوده است و الا گمان نمى‌کردم که آقاى مشیرالدوله این طور از عقیده بنده استفاده کرده باشند. بنده هیچ نوع مخالفتى ندارم. بنده مقصودم از این اظهار و خطاب به آقاى رئیس‌الوزرا همین بود که این حرف‌ها را زده شود. اگر گفتم که آن اصل استتار حقایق را تعقیب نکنیم و اگر مخصوصاً لفظ تعقیب را گفتم به طور یک اصل کلى بود. و الا در حقیقت همان طوری که آقاى مشیرالدوله فرمودند بنده کاملاً موافقم و از براى اثبات این که با ایشان هم عقیده‌ام ممکن است ایشان را مراجعه دهم به یک نطقى که خود من در لندن در ده سال قبل کرده‌ام. اینجا بنده اظهار کرده‌ام که نیات کابینه‌هاى ایران تمام روشن است و براى این که دولت همان سیاست را داشته باشد و تعقیب کند این عرایض را عرض کردم و مقصود بنده از این اظهار همین بود. در این مسائل فقط به عبارت کلى (حفظ روابط حسنه) اکتفا نشود و همان طورى که وکلا و وزرا آن دولت از بالاى تریبون در میان مجالس اعیان و محافل عام فریاد مى‌زنند و عموم مردم را از آینده و حال مستحضر مى‌کنند ما هم موقع فرا رسیده مطالب خودمان را بگوییم. این نطق لرد کارزن در 26 ژوئیه چهار ماه قبل مى‌باشد و در این مدت من ندیدم از طرف دولت ایران هیچ نوع جوابى به آن نطق داده شود و این سکوت را من از براى مملکت مضر مى‌دانم. چرا؟ براى این که همان طور که آقاى مشیرالدوله فرمودند در خیلى از مسائل آن نطق تلویحاً مطالبى گفته شده که گمان نمى‌کنم با وقایع تطبیق بکنند. پس با این ملاحظه تصور مى‌کنم این توضیح که در بیان خود دادم کافى باشد و اگر قصورى در تلقین الفاظ شده باشد خیلى متأسفم. اما هیچ نوع مخالفتى در بین دو اظهار و این دو عقیده نیست.

رئیس- آقاى سردار معظم اجازه.‏

سردارمعظم- بعد از بیان آقاى مشیرالدوله فعلاً عرضى ندارم مگر بعد لازم شود.

رئیس- آقای سلطان‌العلماء (اجازه)

سلطان‌العلماء- به عقیده بنده بعد از بیانات و فرمایشات آقاى مشیرالدوله در سیاست خارجه دیگر مجالى براى مذاکره سایرین باقى نمى‌گذارد و بنده عقیده‌ام این است که از مذاکره در این موضوع اگر آقایان تصویب مى‌فرمایند صرف نظر شود.

رئیس- آقاى مدرس پیشنهادى فرمودند. جمله بالخصوص با دول اسلامى به این ماده اضافه شود.

رئیس‌الوزرا- بنده بیانات آقاى مشیرالدوله را تصدیق وتقدیس می‌کنم. شاهزاده نصرت‌الدوله در ضمن مذاکراتشان می‌فرمایند که خوب بود در پروگرام دولت در موضوع سیاست خارجى بیشتر بسط مقال شود. بنده تصور مى‌کنم عبارتى که در پروگرام نوشته شده جامع باشد اگر چه مختصر است ولى غرض این نبوده است که دولت یک سیاست مبهمى را اتخاذ کرده باشد که حقوق و حاکمیت ملت ایران در آن متضمن نباشد. من تصور مى‌کنم در دنیاى متمدن امروز که در واقع عدل و انصاف و حقانیت اساس سیاست عالم شناخته و شمرده شده است هیچ دولتى نمى‌تواند به حقوق دیگر خاصه این که با آن دولت دوستى یا روابط تجارتى داشته باشد تجاوز کند و همین طور هیچ ملتى نمى‌تواند تحمل بکند که به حقوق او تجاوزاتى یا تعدیاتى بشود. البته دولت و مجلس شوراى ملى همیشه این سیاست را تعقیت کرده و یقین دارم پیشرفت هم خواهد کرد. به این مطلب توجه بفرمایند همین قدر که دیده شد احساسات ملت ایران بر این است که مستشار از دول خارجه در ایران نباشد طورى شد که مستشار مالیه (آرمیتاژ اسمیت) خودش براى فسخ کنترات خود حاضر شد و هیچ اعتراضى هم نشد و از این جا معلوم مى‌شود که خیالى در بین نبوده و مسلک دولت ایران هم هیچ وقت تیره و تار نبوده است و مطالب هم همیشه علنى گفته شده است. ضمناً لازم مى‌دانم خاطر آقایان نمایندگان را متوجه کنم که با دولت کمک و مساعدت کنند همین سیاست و روابط حسنه که من در پروگرام خود ذکر کرده‌ام حفظ کنند و البته خوب است از بعضى چیزها که اسباب سوء تفاهم مى‌شود و بعضى احساسات خارج از نزاکت پرهیز کنند. اما این که گفته مى‌شود چیزى به پروگرام دولت الحاق شود تصدیق مى‌کنم مثلاً اگر پیشنهاد شود با حفظ حقوق حاکمیت ایران با حفظ استقلال ایران من تصدیق می‌کنم.

رئیس- آقاى سردارمعظم اجازه.‏

سردارمعظم- قبل از این که داخل مطلب خود شوم می‌خواهم با بیاناتى ناقص از آقاى مشیرالدوله تشکر کنم. اظهاراتى که ایشان کردند عین همان افکارى بود که ملت ایران کمال میل و نهایت اشتیاق و علاقه را به آن دارد. ایشان وقتى که در این مجلس اظهار عقیده مى کند نه تنها مظهر فکر شخص خودشان مى‌باشند بلکه مظهر افکار عمومى که در تمام ملت ایران است مى‌باشند و از آقاى مشیرالدوله و ابراز احساسات ایران خواهانه ایشان تشکر کرده و زیادتر اظهار مسرت می‌کنم که ما بین دو ناطق محترم هیچ نوع مخالفتى نبوده. فقط در ادا مطلب سوءتفاهمى حاصل شده است. بلى بنده هم با ناطقین محترم هم عقیده هستم ولى فرمولى را که دولت در ذکر سیاست خارجى خودش اتخاذ کرده است غیر کافى می‌دانم. به عقیده من این فرمول مکرر در مکرر در پروگرام‌هاى دولت‌هاى سابق دیده شده است و این فرمول به درجه کامل حکایت نمى‌کند. از آن درجه صداقت و صمیمیتى که ما ازطرف خودمان در سیاست خارجى اعمال مى‌کنیم و از دیگران انتظار داریم این فرمول در واقع یک فرمول تشریفاتى شده است. سیاست خارجى همیشه روشن و معین بوده است. آیا در مقابل این صمیمیت‌هاى ما از طرف مقابل هم با ما همین معامله شده است یا خیر؟ به جرأت می‌توانم بگویم که سیاست‌هاى خارجى دولت‌هاى ایران همیشه سیاستى بوده که می‌خواسته است حقوق سایرین را حفظ کند. اما نمی‌توانم بگویم که هیچ وقت از طرف دیگران نسبت به منافع ایران که تخطى و تجاوز نشده است و به همین علل است که این فرمولى که اتخاذ

+++

شده کافى نمى‌دانم. این فرمول چه چیز است. حفظ مناسبات حسنه با دول متحابه این یک فرمولى است که کوشش‌هاى ما به این فرمول عادت کرده است و ما دیده‌ایم که در تحت لواى این فرمول مناسبات حسنه از طرف ما کاملاً رعایت شده. ولى در مقابل تعدى و تجاوزاتى از دیگران به ما شده است و آقاى نصرت‌الدوله فرمودند که من منکر استتار حقایق نیستم. آقاى رئیس‌الوزرا در جواب چند کلمه راجع به آرمیتاژ اسمیت و راجع به طرز رفتن او بیان فرمودند و ضمناً نمایندگان را متوجه کردند که مراعات نزاکت را بکنند. بنده می‌خواستم جسارت کنم و عرض کنم که خود این فرمایشات ایشان هم یک استتارى است. زیرا رفتن آرمیتاژ اسمیت به این سهولت که فرمودند نبوده و مطلعین می‌دانند که اگر تصمیم دولت و مجلس بر این بود که آرمیتاژ اسمیت را نمى‌برد این امر نمى‌شد و مقتضى بود که دولت در پشت کرسى نطق همین حقیقت را گوشزد ملت بنماید. بنده خودم معتقدم که ملل عالم از نقطه نظر و زندگانى سیاسى و اقتصادى مانند حلقه‌هاى زنجیر به هم مربوط و پیوسته هستند و زندگانى تمام ملل عالم به هم مربوط است. این مسأله هیچ محل تردید و شبهه نیست و همان طور که آقاى مشیرالدوله فرمودند امروز روزى است که ملل عالم مستیماً بتوانند حوائج زندگانى خود را انجام داده و مستقلاً جدا جدا زندگانى کرده یا دیوارى دور مملکت خود بکشد. امروز تمام این یک خانواده و عائله وسیعى را تشکیل می‌دهد و اما این خانواده منافع و مضراتشان با هم پیوسته است. از طرف دیگر کاملاً معتقدم که ملت ایران احتیاجات شدید به دیگر ممالک گیتى دارد. همان طور که سایر ملل عالم احتیاجات به ملت ایران دارند و از همین نقطه نظر است که من وظیفه ملت ایران را اول نسبت به سایرین بیان خواهم کرد و بعد دیگران را نسبت به خودمان اظهار می‌کنم. البته دولت ایران مجبور است که با همه دول و ملل عالم مناسبات حسنه نیک‌خواهانه داشته باشد. باید به نظر محبت و دوستى به همه نگاه کند و حقوق مشروع آنها را در داخله مملکت خود حفظ کند و روابط خودش را با ملل عالم در تحت یک انتظام به نزاکتى در آورد و اگر یک تقبلاتى به نام دولت ایران می‌شود آن تقبلات و عهود در نظر دولت و ملت ایران با قدر شمرده شود. حقوق اتباع خارجه باید در مملکت ما محفوظ باشد ولى در مقابل این تصمیم و در مقابل این طرز رفتار که ملت و دولت ایران باید به موقع عمل گذارد حقاً باید از طرف دیگران هم نسبت به ما همین معامله شود. چون دنیاى متمدن در روابط خارجى خودش یک فرمول معینى اتخاذ کرده است. آن فرمول‌ها مبنى بر نزاکت بر عدالت و مراعات استقلال و آزادى هر ملت و مبنى بر حفظ حق زندگانى و حیات و سعادت هر ملتى است. ملت ایران حق دارد این تقاضا را از همه ملل عالم بکند. البته ما حاضریم به دولت‌هاى خود اجازه دهیم که بر روى اساس سیاست نیک‌خواهانه با دول خارجه رفتار کند و به همان درجه می‌خواهیم ملل و دول دیگر با ما همین معامله را بکنند. ما حاضر نیستیم دولت‌هاى ما به قدر سر سوزن مدافعه خارجى را در سیاست داخلى و زندگانى ما قبول نمایند و این مداخلات از هر طرف که باشد نباید مورد توجه و قبول ما واقع شود. این مداخله اگر در تعیین وزیر است نباید پذیرفته شود همچنین اگر فلان سفارت‌خانه انفصال فلان مأمور را خواستار شود دولت ایران نباید تسلیم شود. باید مقاومت کند و بالنتیجه دیگران حق نخوهند داشت که در امور داخلى ما مداخله کنند زیرا حق مشروع ما است و لازمه استقلال و آزادى ما است. زندگانى داخلى ما مربوط به خودمان بود و دیگران هیچ گاه حق مداخله نخواهند داشت و از هر طرف که این مداخله بشود نباید مورد قبول دولت ما بشود. بنابراین فرمولى که در پروگرام هیئت دولت نوشته شده است کافى نیست. فرمول دیگرى که در پروگرام ما اتخاذ شده است و به عقیده من بهتر مطلب را می‌رساند و رساتر است این است که مناسبات و روابط حسنه متساویه با تمام دول عالم مادام که مناسبات آنها منافى با استقلال ایران ومانع ترقى ایران نباشد اگر این شرط گذارده شود ما دیگر هیچ حرف به دولت نداریم و اختلاف نظرى با پروگرام نخواهیم داشت. ولى چون این شرط گذارده نشده است و فقط گفته شده است حفظ مناسبات بادول متحابه یعنى همان فرمول کهنه همان فرمولى که ما مکرراً آن را دیده و دولت‌هاى وقت مکرر آن را پیشنهاد کرده‌اند و در تحت لواى همین فرمول به ما تعدى شده و در عمل و فعل بر خلاف این فرمول رفتار شده است به این جهت ما متوقع هستیم در این دوره در عمل با ما موافقت کند و ما می‌خواهیم دولت نیات و سیاست خودش را در قالب‌هاى روشن‌ترى بیان کند که مورد اختلاف نظر بین ما و ایشان نباشد. (گفته شد صحیح است)

وزیر پست و تلگراف- اولاً تشکر می‌کنم بعد از مدت مدیدى به این افتخار نائل مى‌شویم که در مقابل مجلس شوراى ملى اظهار عقیده بکنم و در ثانى راجع به ماده سیاست خارجى که آقایان ناطیق محترم اظهار کردند که کافى نمى‌دانند و باید به عبارت آن چیزى اضافه شود. در هیئت وزرا در این خصوص مذاکرات لازمه شده و شاید در جزو پروگرام دولت بیش از این مقتضى نباشد ذکر شود. دولت پروگرامى را در این دوره تقنینیه به مجلس پیشنهاد مى‌کند و ضمناً لازم دانسته است نسبت به روابط خارجى مختصر تذکارى داده شود. معمولاً آقایان می‌دانند که در پارلمان‌هاى خارجه هم وقتى که وکلا مذاکره در باب سیاست خارجه را لازم بدانند به دولت اظهار می‌کنند و دولت هم حاضر مى‌شود و توضیح می‌دهد. حالا هم که صحبت به این جا کشیده و آقایان اظهار عقیده فرموده‌اند که کتمان مطالب در این دوره مقتضى نیست و باید حقایق گفته شود یک قسمت از آقایان حقایقى فرموده‌اند که شاید غیر مفید بوده و یک قسمت هم به عقیده بنده کتمان کردند. این که به دولت‌هاى گذشته یک اعتراضاتى نمودند که سیاست خارجى را به طور مبهم اظهار کرده‌اند تصدیق می‌فرمایند که اگر در یک مواقعى کاملاً حفظ منافع و مصالح دولت را ننموده‌اند یک محظوراتی داشته‌اند این که پیشنهاد مى‌شود که در پروگرام دولت اضافه شود حفظ روابط حسنه به شرط این که مخالفتى نسبت به استقلال مملکت نداشته باشد این یک چیزى است واضح و گمان مى‌کنم در پروگرام دولت هرچه اشاره بشود زیادى است چون سایر دولت‌ها هم همین نظریه را داشته‌اند و بدون تردید می‌توان بگویم که هیچ کدام قصور نکرده‌اند. به طوری که همه اطلاع دارند همه دولت‌هاى وقت جد وجهدهاى کافى مى‌کردند و هر چه از دستشان در حفظ مصالح و حقوق مملکت بر مى‌آمد خوددارى نمى‌کردند اما اگر محظوراتى براى آنها پیش مى‌آمده است که نمى‌توانسته‌اند رفع آنها را بکنند بر آن تقصیر و جرمى وارد نیست. حالا در پروگرام فعلى که دولت پیشنهاد مى‌کند ضمیمه کردن این مطالب گمان مى‌کنم صلاح نباشد. این اصل در آن مندرج است دولت وقت وظیفه‌اش این است که هر اجنبى نسبت به حقوق و مصالح مملکتى یا نسبت به استقلال ما تجاوزاتى بکند با تمام قوا بکوشد که او را دفع کند ولى در جشن در پروگرام زائد است و کاملاً دولت این مسأله را در نظر دارد و رفتار خواهد کرد. وضعیات امروز عالم هم به مقتضیات آن روز که براى دولت ما اشکالات پیدا مى‌شد فرق کرده است و به طوری که گفته شد سیاست عالم تغییر کرده و حتى دولت‌هاى کوچک دیگر هم راضى نخواهند شد تحمل کنند که نسبت به حقوق آنها تعدى و تجاوزاتى بشود و البته دولت عظیم‌الشان شش هزار ساله ایران هم هیچ گاه راضى نخواهد شد که تجاوزاتى به حقوق او وارد آید و از تمام ملت خاصه وکلاى پارلمان خواهش مى‌کنم که در این مقصود مقدس با دولت همراهى کامل بکنند و نظر به این که ذکر این مسأله زیادى است این پیشنهاد دولت را قبول بکند.

مدرس- بنده تقاضا کردم دولت در این ماده اضافه بفرمایند بالخصوص با دول اسلامى. غرض این است به طوری که آقایان فرمودند دولت و ملت ایران باید سیاستش نسبت به دول عالم به نظر واحد باشد. سیاست این تقاضا را دارد ولى بر همه واضح است که دول و ملل اسلامى طبیعتاً یک خصوصیتى با هم دارند کما این که از پارلمان‌هاى دولت اسلامى قریب به این مضمون یک اظهارات خصوصى شده. ما هم در این پارلمان که پارلمان اسلامى است باید یک اظهار خصوصیتى با دول اسلامى بکنیم. چون بعضى دول جدید‌التأسیس اسلامى پیدا شده است. البته باید ما هم یک نظر خصوصى به آنها داشته و روابط حسنه خاصه با آنها پیدا کنیم. لهذا بنده از هیئت محترم دولت تقاضا کردم که به این ماده جمله بالخصوص با دول اسلامى اضافه شود و هیچ ضررى هم ندارد. بنده کاملاً با فرمایشاتى که آقاى وزیر پست و تلگراف فرمودند موافقم. واضح است این قضیه به قضیه قباسات‌ها معما است. لکن این حسن روابط اگر نسبت به یکى زیادتر باشد ضرر ندارد و دلیل نظر سوء نسبت به دیگران نیست. حالا اگر هیئت دولت می‌فرمایید متشکرم و الا مختارید و عرضى ندارم.‏

رئیس- گمان مى‌کنم آقایان قدرى خسته شده‌اند. اگر چند دقیقه تنفس شود بد نباشد (جمعى گفتند صحیح است. در این موقع عموم نمایندگان خارج و پس از بیست دقیقه مجدداً مجلس تشکیل گردید).

+++

رئیس- آقاى مشیرالدوله اجازه نطق‏

مشیرالدوله- بنده تصور مى‌کنم با مذاکراتى که در اطرف پروگرام هیئت دولت در موضوع سیاست خارجه شد هیئت محترم دولت کاملاً از نیات مجلس شوراى ملى مطلع شدند و فى‌الواقع آن مذاکرات شرح ماده اول بود و در این صورت اگر آقایان موافقت داشته باشند پیشنهاد می‌کنم همان فرمولى که هیئت دولت پیشنهاد کرده‌اند از مجلس بگذرد.

رئیس- مذاکرات در این باب کافى است. بعضى گفتند کافى است‏.

رئیس- مذاکره در ماده دوم است. آقاى امین‌الشریعه اجازه نطق‏

امین‌الشریعه- ماده 2 در تکمیل قواى نظامى دولت است البته حفظ حیثیات دولت‏.

رئیس- اجازه مى‌دهید. چون ماده دوم مشروح‌تر از این است که مى‌فرمایید قرائت مى‌شود. آقاى تدین ماده دوم را به مضمون ذیل قرائت نمودند. تکمیل انتظامات قشون و قواى تأمینیه و جلب صاحب‌منصبان معلم از دول غیر همجوار.

امین‌الشریعه- در این موضوع جاى تردید نیست که حفظ حدود و ثغور و بقاى امنیه در مملکت منوط به تکمیل قوا و قشون است و البته وجوهى که باید خرج این قوا شود مقدم است بر جمیع مصارف دیگر و براى احدى در این باب تردید نیست و شرافت‌مندى این افراد هم بر سایر کارکنان از این رهگذر است که این‌ها در حقیقت براى سایر طبقات ملت فداکارند. این است سایر طبقات ملت که مشغول کارند چه از بابت فلاحت یا تجارت یا صناعت در سایر فداکارى که شمشیر آنها است و البته آن حقوقى که به آنها داده مى‌شود در واقع به منزله خون‌بهاى آنها است و ملت آن قسمت از مالیاتى را که می‌دهند و صرف این هیئت مى‌شود از تمام قسمت‌هاى دیگر شکفته‌تر و با کمال خرسندى و شعف و رضایت‌مندى تأدیه مى‌کند براى این که امنیت او باقى باشد. حافظ ناموس و جان ملت این طبق هستند از این جهت است که خداوند رحمتى مى‌فرماید فضل‌الله المجاهدین على القاعدین ولى بنده در این موضوع یک نظر مختصرى دارم و عرض مى‌کنم و آن این است که قشون ترکیب شود از افراد ایرانى براى این که افراد ایرانى بلاشبهه داراى خون پاک و گرم و سلحشورند. هیچ وقت افراد ایرانى که در تحت سلاح مى‌آیند به خیال تمرد و طغیان از حکم دولت نیافتاده و نمى‌خواهند موجبات زحمت ملت خویش را فراهم سازند. براى این که اولاً هم ایرانیند و هم مسلمانند و بالاخره داراى عقاید حسنه بوده و حب مخصوص به این آب و خاک و وطن مألوف نیاکانى خود دارند. چنان که در موقع امتحان شجاعت خویش را به منصه ظهور رسانیده و نشان داده‌اند همین ایرانى است که اگر در تحت ریاست صاحب‌منصبان ایرانى وطن‌خواه سرداران عاقل کافى دلدار فداکار علاقه‌مند به وطن در آیند شمشیر و سلاحش بر افلاک کار می‌کند و دنیا را از خون خویش نیلگون مى‌کند. تاریخ شهادت داده قضاوت مى‌کند و نیز همین افراد است که متأسفانه اگر در تحت نظر صاحب‌منصب یا سردار یا قائد غیر کافى در آید هیچ مصاف و رزمى را از عهده فاتحیت و مظفرىت بر نیامده و همواره مقهور و منکوب خواهد بود. شاهد این موضوع هم در تواریخ بسیار است. لازم نیست بنده در این جا شرح دهم پس مسلم است که این افراد مسلمان ایرانى را به شاهراه مقصود هدایت کردن و بالاخره به کار انداختن و از آنان نتیجه گرفتن منوط و مربوط به نظریات فایدین و صاحب‌منصبان است. این است که در این جا هیئت محترم دولت باید در انتخاب و برگزیدن صاحب‌منصبان صالح و سرداران صحیح‌العمل وطن‌خواه توجه خاصى مبذول فرمایند. یک نظر هم به اخراج اشخاص قاسد متمرد که علاقه‌مند به حفظ استقلال مملکت نیستند و اسباب زحمت براى ملت درست مى‌کنند در اسقاع و زوایاى مملکت پراکنده و خموده‌اند و هر روز فسادى ایجاد مى‌کنند بنمایند و بعد از این باید تشکیلات قشونى را اساسى قرار داده و صاحب منصبانى انتخاب کنند که سابقه از این تنظیمات کامل داشته باشد و دیگر از قبیل محمد تقى خان‌ها در خراسان و یاور علیقلى خان‌ها در فارس احداث نشود.

دوم راجع به استخدام معلمین خارجى است که بنده با این موضوع موافقم. البته قشون ما تعلیمات صحیحه لازم دارد و باید معلمین خارجى را جلب کنیم. ولى این مطلب را باید متذکر شد که در موقع جلب باید این موضوع مهم را در نظر داشته باشند که اشخاصى را که جلب مى‌کنند به سمت معلمی جلب کنند نه به سمت فرمانفرمایى نه به سمت فرمانفرما بودن و صاحب مطلق و مالک‌الرقاب تام بودن به درجه که دولت حساب از آنها بخواهد پس ندهند. این نمى‌شود مگر این که اشخاصى را که جلب مى‌کنند از دول غیر همجوار با یک تصمیماتى باشد که دولت متبوع آنها در صحت عمل آنها داده باشد و در خاتمه عرض می‌کنم که این قواى مهم که به قیمت حیات ملت ارزش دارد تکمیل و باز برمی‌گردد به حفظ عایدات و مالیه کشور که حرف خود آنها مى‌شود. چنان که از پطر کبیر سؤال کردند که به چه وسیله موفق شدى به تکمیل قشون و اصلاحات مملکتى. می‌گوید به وسیله حفظ عایدات از حیف و میل شدن و صرف نکردن آنها به مصارف مملکتى. بنابراین باید نظر عمده دولت به حفظ عایدات و تعدیل بودجه مملکت باشد.

رئیس- آقاى مدرس اجازه نطق‏.

مدرس- ماده دوم دو جزء دارد. جزء اولش تکمیل انتظامات قشون و قواى تأمینیه است اگر چه داخل اصل کیفیت نشده ولى آقایان خاطرشان است در دوره سابق عقیده من و بعضى از آقایان بر این بود قشونى که ایران در این مدت داشته است قشون اساسى نبوده به واسطه این که عمده قشون ایران قشونى بوده است که از شصت سال به این طرف تخمیناً بوده است و قشون بى‌نتیجه باشد و این قشون در حقیقت پیر شده کما این که در این اواخر استفاده از آنها کم مى‌شد. یک تشکیلاتى در این چند سال اخیر به اسامى مختلفه از قبیل قزاق بریگاد ژاندارم و داوطلب و غیره داده‌اند عقیده من بر این است که دولت چون نظریات اصلاح و تأسیسات جدید دارد و از آقایان نمایندگان محترم هم این طور حس مى‌شود بنابراین باید لایحه‌ای در این موضوع ترتیب داد و شروع به گرفتن قشون عمومى نمود و زیاده بر این در این موضوع صحبت نمى‌کنیم و مزاحم نمى‌شوم. فقره اول و دوم این ماده استخدام صاحب منصبان از دول غیر همجوار است شاید به نظر بعضى مى‌آید که این بیان از من خیلى بى‌مناسب است. و لکن عرض مى‌کنم و دولت را در این نظر تقدیس مى‌کنم که ما ملت ایران را این طور معرفى مى‌کند که ما در صدد ترقى هستیم. در ماده چهارم هم نظیر همین مطلب است که جلب متخصصین براى اصلاحات مالیه ذکر شده این مطلب را هم تقدیس مى‌کنم. ولى خیلى تأسف دارم که در ماده سوم متعلق به وزارت فوائد عامه است این نکته را قید نکرده‌اند. در صورتی که این سه ماده همه باید داراى این قید باشد بلکه در ماده سوم الزام است و جلب مهندسین و متخصصین فنى و غیر فنى براى فوائد عامه خیلى لازم است البته جاهل باید علم را در هرکجا که هست جلب کند. (گفته شد صحیح است) خصوصاً وظیفه اهل ایران و عجم همیشه بر این بوده است و در اخبار هم ذکر شده است که اگر در آسمان هم علمى باشد آنها جلب نمایند. این از صفات خاصه ایرانى‌ها است که هر جاى دنیا هر علمى هست جلب مى‌کند به واسطه این که این علوم متعلق به معاش و زندگانى است. اگر انشاءالله الرحمن دولت همین قسمى که در پروگرام ایشان نوشته‌اند عمل کند نه یکى نه دو تا و نه صدتا بلکه هزار نفر عالم هم از اطراف دنیا به جهت هر فنى و صنعتى جلب و باز تکرار مى‌کنم و تذکار مى‌دهم خصوص در ماده سوم فراموش نشود که اهمیتش از همه زیادتر است بلى فقط این پروگرام در ماده است که جلب متخصص نمى‌خواهد. یکى ماده اول است که مذاکره شد یکى هم د ر ماده بعد که اصلاح قوه قضاییه باشد که جلب متخصص لازم ندارد. ولى در این سه ماده دیگر از اهم امور است که من دولت را تشویق مى‌کنم به یک و دو و صد نفر اکتفا ننمایند بلکه در هرکجاى دنیا معلمین و متخصصین هستند (حالا به واسطه مصالحى از دول همجوار اقتضا ندارد) از دول غیر همجوار جلب کنند. اما این شرطهایى را که می‌کنیم باید عمل کنند و تا امروز معلم و متخصص که در مملکت ما علم بیاورد نیامده است. فقط یک پارلمارسن آمد در این مملکت یک قدم برداشت که اتفاقاً در اسباب رو سفیدى مملکتش شد. اگر چه بعضى آمدند و رو سفید را مبدل به رو سیاهى کردند. دیگرى شوستر بود آن هم چهار روزى آمد و یک قدمى در این مملکت برداشت به مشکلاتى برخورد و موفق نشد و الا دیگر ندیدیم که یک مستشار یا متخصص بیاید و اصلاح نماید اگر هم بود شاید من نمى‌دانم. (از گمرک که اطلاع ندارم).

اینها آمدند از آن ساعت اول خواستند قادر على‌الاطلاق شوند. من مخالف با مستشار صاحب اختیار هستم من مى‌گویم دولت استخدام معلم بکند هم از براى فوائد عامه هم از براى مالیه و هم از براى نظام معلم یا نوکر که تعلیم بدهد آن هم نه مانند مستشاران و معلمین که ده سال پنج سال آنها را استخدام بکنند و در یک اداره بیایند خدمت بکنند وقتی که مى‌خواهند بروند آن اداره مثل اول است و یک نفر را ترتیب نکرده.

+++

این ترتیب ضررهاى دیگرى دارد و آن این است که ما ملت را معرفى مى‌کنند به این که این‌ها هیچ نمى‌فهمند ما را استخدام مى‌کنند به جهت معلمى و هیچ کسى را تعلیم نمى‌دهیم پس از 5 سال 10 سال مى رویم آن وقت یکى دیگر را مى‌آورند. آنچه را شنیدیم در نظمیه یک نفر را تربیت کردند و آن استوار بود آن را تربیت کردند به یک مقامى رسید لکن تربیتش به آخر نرسید. و الا در هیچ اداره این مستخدمین و مستشاران کسى را تربیت نکردند بلکه شب و روز در صدد بر آمدند که اختیار تام بگیرند. ملخص عرض بنده این است که با اختیار دادن به مستخدمین خارجه من مخالف هستم. فقط با معلمین متخصص آن کسى که صاحب صنعت فنى باشد موافقم که آن را به این ترتیب استخدام کنند که دولت کنتراتش را به مجلس بیاورد و آن معلم وقتى بیاید بفهمد که آمده دو یا سه چهار سال یک اشخاصى را تعلیم و تربیت کند. بناء علیهذا این مستخدمین خارجى که اکنون داریم که عنوان مستشارى یا عنوان دیگر استخدام شده‌اند با اختیاراتى که به آنها داده شده بنده که این جا ایستاده‌ام تصدیق ندارم که دولت کنترات هیچ کدام را تجدید بنماید و هرکدام را لازم دارد به عنوان معلم متخصص استخدام نماید وکنترات او را به مجلس بیاورد. و الّا اگر طریق دیگر باشد بنده موافقت ندارم. فقط با استخدام معلم متخصص موافق هستم‏.

رئیس- دیگر کسى اجازه نمی‌خواهد.

سردارمعظم- چرا بنده اجازه خواسته‌ام‏

رئیس- بفرمایید.

سردارمعظم- بنده با قست اعظم اظهارات آقاى مدرس موافق هستم. فقط مى‌خواهم چند کلمه راجع به قشون‌گیرى عرض کنم و امیدوار هستم در یک آتیه نزدیکى دولت ایران بتواند ترتیب قشون اجبارى و عمومى را فراهم نماید. ولى لازم است گفته شود که بدبختانه در مملکت ما موجبات قشون‌گیرى اجبارى فراهم نیست و لازم است گفته شود که در مملکت ما باید ترتیب قشون‌گیرى به طور بنیچه باشد و به عقیده من این یکى از یادگارهاى خوب قدیم ما است که باید او را محفوظ بداریم و بر خلاف سایر یادگارهاى گذشته که بدبختانه در نقص کردن یا لغو کردن آنها ناچار مى‌شویم در این موضوع بالعکس باید رفتار نماییم و دقت نماییم که این یادگار قدیم را با دقت هر چه تمام‌تر محفوظ بداریم البته محفوظ داشتن این اصل یعنى ترتیب قشون‌گیرى به طور بنیچه موقتی خواهد بود وینده آرزومند هستم موجباتی پیش بیاید که در این مملکت طرز قشون گیری اجبارى و عمومى فراهم بشود. قشون بنیچه حقیقت همان قشون اجبارى است فقط فرقى که دارد این است که این قشون محدود به نقاط معین است و از نقطه نظر پایدارى و با اساس بودن قشون هم قشون بنیچه با اساسى‌تر و پایدارتر است. این نکته را هم بنده مى‌خواستم یادآورى کنم که سوءتفاهم نشود و فقط دولت مسبوق باشد نظر آن اشخاص که به قشون علاقه‌مند هستند فقط متوجه به این نکته است که باید اساس قشون محکم باشد و اساس قشون محکم نخواهد شد مگر با اصلاح اساس قشون بنیچه. چند کلمه هم مى‌خواستم در باب لزوم جلب متخصص قشونى عرض کنم با همان رابطى که آقاى مدرس فرمودند و البته نمى‌خواهم از این اظهار خوددارى کنم و باید اظهار تشکر کرد از وزیر جنگ حالیه که قشون ما را جنگجوتر و سلحشورتر و بهتر از ادوار سابقه نموده است و این یکى از خدمات شایانى است که وزیر جنگ نسبت به قشون ابراز نموده‌اند و بهترین دلایل براى اثبات این مطلب موفقیت‌هایى است که قشون ما حالا دارد حاصل مى‌نماید. من در جلسه گذشته نمى‌خواستم اظهار امتنان کنم راجع به رفع غائله خراسان. ولى فراموش کردم در ضمن این تشکر اظهار امتنان و تقدیر از یک قسمت قشون محلى خراسان مى‌نمایم که در رفع غائله خراسان ابراز نهایت درجه فداکارى را کرده‌اند و بالاخره بدون این که بگذارند قواى دولتى حرکت کند و به آنجا برسد خود آنها به واسطه جمعیت و غیرت و به واسطه این که می‌دانستند خراسان جزء لایتجزاى ایران است و همیشه ملحق و ملصق به ایران باشد بر ضد ماجراجوها کوشیدند و به قوه خودشان آنها را قلع و قمع کردند و این اقدام از طرف سرکردگان خراسان شایان تقدیر است. ولى بنده نهایت متأسف هستم که در صورتى که همان ایل زعفرانلو و همان ایل شاملو که این همه فداکارى و خدمت‌گذارى کردند اسامى آنها در مرکز اسباب ملعبه مى‌شود. همین تشکر را هم از قشونى که مأمور و مشغول رفع کردن غائله گیلان هستند می‌نمایم. یعنى همان لانه زنبورى که شش هفت سال است در تحت تاثیر پول اجنبى اداره مى‌شود و خواسته است این یک قسمت را از مملکت مجزى نماید و اکنون تاثیر سرنیزه‌هاى قشون ما دارد به آنها سرایت مى‌کند و امیدوارم به زودى گیلان هم یک قسمت مستقل و ملصق به ایران یعنى یک قسمت پاک شده و خالى شدن از ماجراجوها بشود.

رئیس- آقاى اقبال‌السلطان (اجازه نطق)

اقبال‌السلطان- آقاى مدرس در ضمن بیانات خودشان فرمودند که مستشارانى را که ما در ایران جلب کردیم نتوانستند شاگردانى را بپروانند که بعد از آنها بتوانند قائم مقام آنها باشند. به عقیده بنده مستشارانى را که براى ایران آورده‌اند که به آنها مجال داده‌اند که کار بکنند مستشاران پست و گمرک بوده‌اند و این مستشاران شاگردان خوب هم پرورانده‌اند من جمله آقاى میرزا محمد على خان فرزین هستند که یکى از اجزا گمرگ بوده‌اند و اکنون هم خزانه دار کل مملکت ایران هستند.

سردارمعظم- بی‌خود

اقبال‌السلطان- در اداره پست هم اجزایى هستند که می‌توانند امروزه اداره پست را در کمال خوبى اداره نمایند.

رئیس- در ماده دوم مذاکرات را آقایان کافى می‌دانند. (بعضى گفتند کافى است)

رئیس- ماده سوم آقاى امین‌الشریعه (اجازه نطق)

امین‌الشریعه- این ماده سوم به عقیدن بنده ماده 1 به مواد واصل‌الحیات است و اگر به مقام عمل و اجرا بیاید مملکت ما را صاحب ثروت و افتخار علوم تمدن و همه چیز خواهد کرد چون در ضمن کلیات مذاکره شد که باید مواد پروگرام دولت مرام نباشد. بنده عرض مى‌کنم مرام وقتى است که بخواهیم اجرا کنیم و الا هیچ امرى در پیش همت رجال مرام نخواهد بود. دیگران هم که کردند قبلاً مثل ما بودند خواستند و کردند. بلى وقتى لفظى باشد و گرد عمل نگردیم مرام است و الا در پیش همت رجال هیچ چیز اهمیت ندارد که به مرام و آرزو بماند. چنان که نظایرش را در روى کره ارض دیده‌ایم و اگر گفته شود که سایرین وسایل عمل را داشتند و ما نداریم نقل کلام به سوى اصول مى‌شود. آن وقتى که آنها نداشتند و شروع کردند شاید حالیه خیلى ما هم خیلى از حالت اولیه آنها روشن‌تر و بهتر باشد. پس مرام دانستن حرفى است لغو مگر آنچه را که گفتیم نخواهیم بکنیم. آن وقت مرام می‌شود یعنى نمی‌خواهیم بکنیم اگر بخواهیم مى‌شود. ولى موضوع این ماده یک موضوعى است که اگر حقیقتاً به مجرى نیاید ما را هر گونه خیالى که در ماده دیگر نوشته‌اند از قبیل تکثیر عایدات و تقلیل مخارج بى‌ثبات خواهد داشت. مقام قدرت و ثروت و استغناى مملکت را به جایى خواهد رسانید که به تحقیق می‌توانم بگویم که از این عایدات فعلى می‌توان صرف نظر نمود در جلب آن گنج‌هاى بى‌منتهایى که در ذیل این ماده خوابیده ارباب علم و بصیرت می‌دانند که عایدات فعلى به منزله صفر است. فقط به یک مثل کفایت مى‌کنم و خاتمه می‌دهم. یک مورد از موارد آن که در زمان ناصرالدین شاه مرحوم واقع شد نفت جنوب بود که امتیاز آن را دادند. با این که شاید حفظ منافع ایران در آن وقت کماکان نشده و حالا چه فوائدى دارد و امروزه عایدات مستقیم و غیر مستقیم که به جمع دولت وارد می‌شود تقریباً چهل کرور است. ولیکن این را هم باید ملاحظه کرد که این مالیات‌هایى که به این مقدار رسیده از ابتدا چه مقدار افزوده شده و چقدر مملکت را در زحمت انداخته‌اند که اغلب مردمى که به مدارس می‌روند وقتى بیرون می‌آیند متوجه‌اند یک قسمت از این عایدات را ببرند. در این صورت این عایدات مکفى به خرج نخواهد بود. ولى امساله در همان موضوع نفت جنوب شنیده‌ام تقریباً 12 کرور یا ده کرور به ایران می‌رسد. در این صورت اگر به توسط متخصصین فنى که از خارج جلب می‌شوند این ماده به موقع اجرا بیاید و تأسیس شرکت‌هاى بین‌المللى و داخلى و خارجى بشود البته مدارج نجات مملکت را در آن وقت طبى خواهم کرد و عقیده بنده بر این است که اهم مواد و اهم این 9 ماده و موجب اجراى جمع مواد اقدامات در این ماده است و زیاد بر این عرضى ندارم.‏

رئیس- دیگر کسى اجازه نطق نخواسته است معلوم می‌شود مذاکرات در این ماده کافى است. در ماده چهارم آقاى شیخ‌الاسلام مخالف هستند.

شیخ‌الاسلام نماینده اصفهان- بلى در پروگرام هیئت معظم دولت در ماده چهارم مرقوم شده است جلب متخصصین از دول غیرهمجوار. دیروز و امروز و فردا سیاست ایران راجع به متخصصین یا مستشار که این دو لفظ به عقیده بنده بالنتیجه در مملکت ما یک معنى خواهند داشت فرق می‌کند. دیروز خیال مى‌شد نافع

+++

است. امروز خیال نمى‌شود و فردا را نمی‌دانیم. دیروز جلب متخصصین یا مستشار خارجى موجباتى داشت. از یک طرف در تمام کله‌ها فرو برده بودند که ایرانى وحشى و سایرین متمدن هستند. ایرانى جاهل و سایرین عالم هستند. ایرانى غیر امین و سایرین امین هستند. این حرف‌ها را همه می‌زدند و شاید بسیارى از ایرانى‌هاى منورالفکر هم خیال صحت مى‌کردند. از یک طرف اگر از صد نفر ایرانى مى‌پرسیدند مستشار یا متخصص یعنى چه از نود و پنج نفر جواب مى‌شنیدیم یعنى معلم یعنى راهنما یعنى دست نشانده یعنى مستخدم یعنى مزدور. از طرف دیگر چنان ایرانى از دست رفتار سوء اداره کنندگان سوء به تنگ آمده بودند و خیال مى‌کردند این از ما بهتران به اندک فرصتى ادارات این مملکت را رشک گلشن خواهند نمود و این موجبات منقضى شد و ملت ساکت شد و وکلا به اشتباه جلب مستشاران خارجى را به حدود معین تصدیق نمودند دولت علیه آنها را دعوت نمود. امروز این موجبات از پیش رفته است. ایرانى خودش را وحشى نمى‌داند. طاس از بام افتاده و صداى آن تمام عالم را پر کرد و دنیا را تکان داد امروز ایرانى نسبت به اداره کردن ادارات مملکت خود خود را جاهل و دیگران را عالم نمی‌داند. همه دیدیم که این عزیزان با جهت در اداراتى که دست یافتند چه کردند. چه هرج و مرج‌ها تولید کردند. چه فتنه‌ها برپا کردند. چه میز و صندلی‌هاى بى‌قائده قطار کردند. چه پول‌هایى خرج کردند. چه مبالغ هنگفتى بردند. چقدر از جوانان ایرانى را فاسدالاخلاق کردند. میرزاى ایرانى به پانزده قران الی پنج تومان قانع بود. این‌ها به ایرانی‌ها تمتغ هزار و پنج هزار و ده هزار بلکه صد هزار تومان به او دادند. در چند سال قبل بنده در تهران بودم بعضى اشخاص که در جریانات ادارى بودند مى‌گفتند امسال مرنارد بلژیکى مستشار مالیه سى هزار قران کاغذ مگسى براى ادارات مالیه مرکز خریده است. امروز بچه‌هاى ایرانى هم فهمیده‌اند که مستشاران خارجى یعنى مالک‌الرقابانى مطلق یعنى فعالان مایشاء یعنى دست‌هاى خارجى یعنى آشوب طلبان بر ضد مملکت بالاخره یعنى کسانى که ریشه استقلال ما را کنده دم آب می‌دهند و اسم ما را از صفحه روزگار بر مى‌اندازند امروز ملت ایران به اداره کنندگان سوءسابق راضى شده منتهاى آمال او این است که این دفتر هرج و مرج و این بساط انحطاط برچیده شود و به حالت اولیه خود برگردد و امروز روح ایرانیت از جلب مستخدمین خارجه بیزار است. باید هم بیزار باشد. ایرانى مسلمان است. در زمان خلافت عمر ابن الخطاب رضى الله عنه ابوموسى اشعرى والى مصر بود یک نفر نصرانى را در مالیه استخدام نمود. جزیه خارجه رسید در آن زمان پیش خلیفه و والى‏

رئیس- آقا اکثریت نیست قدرى تأمل بفرمایید تا بعضى از آقایان که خارج شده‌اند حاضر شوند. پس از چند ثانیه بعضى از نمایندگان حاضر شدند.

رئیس- بفرمایید.

شیخ‌الاسلام- چهار و پنج مراسله رد و بدل شد خلیفه به ابوموسى نوشت نصرانى را از مالیه مسلمین خارج کن. ابوموسى جواب نوشت این نصرانى اجرت کم می‌گیرد کار زیاد می‌کند امین است چه می‌کند چه نمى‌کند. عاقبت خلیفه نوشت مات‌النصرانى اى ابوموسى. دست از جانم بردار من نمى‌گذارم نصرانى در مالیه مسلمین مستخدم باشد. فرض کن امشب نصرانى مرد فردا چه خواهى کرد آن کار را امروز بکن. خلاصه این که امروز ایرانى می‌تواند ادارات کنونى مملکت خود را اداره کند. به شرط آدم براى کار پیدا کردن نه کار براى آدم پیدا کردن. نه این که مهندس نمره اول ایرانى رئیس سطل سازهاى بلدیه باشد و مدعى‌العموم استیناف یک ایالت در یک کاغذ دولتى بنویسد امروز اعضاى عدلیه گرفت کرده‌اند و اعضا را باظاء (مؤلف) بنویسد. ایران ابناى عالم دارد نهایت وسایل ممکنه که موجب دخول در ادارات است در دست آنها نیست. البته به این آنها را از کنج انزوا خارج کرد به کار وادار نمود از وجود آنها استفاده کرد. امروز به عقیده بنده داخل شدن یک نفر اروپایى در ادارات ایران سم مهلک است. جوان‌ها را بفرستند فرنگ تحصیل کنند یا معلم بیاورند به جوانها تعلیم بدهند. سه سال پنج سال ده سال طول بکشد براى عمر یک ملتى زیاد نیست. عرایض بنده فعلاً یک مؤید قوى دارد. سال گذشته زیر این آسمان احدى باور نمى‌کرد که یک جوان ایرانى پیدا شود به فاصله هفت ماه طورى قشون ایران را ترقى بدهند که عملیات چهار ساله صاحب‌منصبان اروپایى را که میلیون‌ها پول از این مملکت بردند محو و نابود کند. امیدوار هستم که تا دو ماه دیگر هم یک مؤید قوى دیگر هم پیدا نمایم و امیدوارم که حضرت اشرف آقاى مصدق‌السلطنه هم در یک آتیه خیلى نزدیکى عملیاتى در مالیه بفرمایند که عقل‌ها را حیران کند. روح مملکت‌داری و استقلال هم در همین دو وزارت‌خانه است. در خاتمه اگر خارج از موضوع نبود عرض مى‌کردم که ما در مملکت یک فوج نیم خارجه بدتر از خارجه هم داریم که ارامنه هستند.

رئیس- اغلب از فرمایشات جناب‌عالى خارج از موضوع بود این قسمت خیر بیشتر از همه خارج از موضوع بود.

رئیس‌الوزرا- بنده با این که اساساً معتقد هستم که در ادارات ایرانى بایستى ایرانى تربیت بشود و کار بکند ولى با اظهارات جناب شیخ‌الاسلام کاملاً مخالف هستم و لازم می‌دانم گفته شود این عقیده شخصى خودشان است. عقیده وکلاى محترم مجلس شوراى ملى نیست. (صحیح است) و باز می‌گویم که ایشان به قدر من از امورات مملکت مطلع نیستند و با این که تصدیق دارم که بایستى مستخدمین ادارات ایران ایرانى باشند ولى براى این موقع استخدام مستخدمین خارجى را همان طورى که مذاکره شد لازم می‌دانم و امیدوار هستم که این مذاکراتى که آقاى شیخ‌الاسلام فرمودند تکرار نشود که مانع از اجراى نظریات دولت خواهد بود.

رئیس- آقاى سردارمعظم اجازه نطق.‏

سردارمعظم- بنده اظهارات خود را شروع مى‌کنم از عدم موافقت یا خاتمه بیان آقاى شیخ‌الاسلام. ایشان یک عبارتى فرمودند نسبت به ارامنه که مستخدم ادارات دولتى ایران هستند. ارامنه اتباع ایران که در خاک ایران هستند همه از نقطه نظر ایرانیت با ما مساوى هستند و ما مکلف هستیم که هر قدر نسبت به ایرانی‌هاى خدمت‌گذار قدردانى مى‌کنیم نسبت به ارامنه حق شناسى و حق‌گذارى کنیم و نظریه نژادى نداشته باشیم و با فرمایشات آقاى شیخ‌الاسلام راجع به جلب مستشاران خارجى مخالفم. آقاى شیخ‌الاسلام بالاخره چه دلایلى براى بدى جلب مستخدمین خارجى اقامه فرمودند. بلى نسبت به بدى مستخدمین گذشته من هم معتقدم آن دقتى که لازم بوده است به عمل نیاورده‌اند و وظایف خود را نسبت به این مملکت انجام نداده‌اند و تا درجه که لازم بوده است هم خود را براى اصلاح این مملکت مصروف ننمودند. ولى باید تصدیق بفرمایید که بدى اشخاص وظیفه ناشناس نمى‌تواند یک اصل ثابتى را متزلزل کند. ما امروز باید به این حقیقت معترف باشیم و این حقیقت را بیشتر از سایرین بگوییم که ایرانى باید زندگانى خودش را با زندگی سایر ممالک دنیا تطبیق کند. ایرانى از همان اصلاحاتى که در تمام دنیا معمول است باید استفاده کرده و بهره‌مند بشود. ما اگر اعتراف کنیم که از نقطه نظر اطلاعات فنى و ادارات اطلاعات ما به درجه خارجى‌ها نرسیده است نقصى بر ما وارد نیست. زیرا یک وقتى هم بوده است که اطلاعات آنها نسبت به ما ناقص بوده و همان طور که آنها آن وقت کسب اطلاعات از ما مى‌نمودند ما هم باید مستخدمین خارجى را جلب بنماییم منتهى با شرایط معینه نه تنها براى مالیه بلکه براى تمام ادارات دولتى. من آن روز را منتهى خوشبختی خودمان و سعادت مملکت می‌دانم که تمام ادارات ما به دست متخصصین فنی اداره شود منتهی مستثنیاتى هم دارد که آقاى مدرس فرمودند. به استثناى آنها تمام ادارات ما باید به دست مستخدمین فنى اصلاح شود لکن شرایطى دارد. شرط اول این است که کلیه مستخدمینى که ما استخدام مى‌کنیم باید از دول غیر همجوار باشد زیرا اگر از دول غیر همجوار نباشد ممکن است اطلاعات فنى آنها با نظریات سیاسى مخلوط شود و مستخدمین وسیله اعمال نفوذ سیاسى بشوند و آن مقصودى که ما در نظر داریم فوت بشود. از این نقطه نظر است که همیشه گفته و باز هم می‌گویم که براى کلیه ادارات دولتى مستخدمین خارجى لازم است و مجلس شوراى ملى هم اگر بالاتفاق موافقت نکند در هرصورت یک اکثریت قریب به اتفاقی با این مسأله موافقت خواهند نمود. ولى شرط اولش این است که این مستخدم از دول غیر همجوار باشد. شرط دیگر این است که در انتخاب مستخدمین بیشتر دقت شود و متأسفانه مجبورم اعتراف کنم در سابق اشخاصى بودند که لیاقت آن مقام را نداشتند و شاید علت این باشد که از طرف مأمورین خودمان یا از طرف خود آنها دقت کاملى که باید بشود نمى‌شود و آنها اطلاعات کاملى در مملکت خودشان نداشتند و البته این طور اشخاص قادر نخواهند بود که موفق به اصلاح ادارات ما بشوند. این بود نظر بنده نسبت

+++

به مستخدمین و ضمناً به آقاى شیخ‌الاسلام تذکر می‌دهم که در همان موقع که با جلب مستخدمین خارجى اظهار موافقت مى‌نمایم عرض مى‌کنم در میان ایرانى‌ها هم اشخاص کافى و لایق موجود است و البته وظیفه مجلس شوراى ملى و وظیفه دولت است که از این قبیل اشخاص استفاده کنند. زیرا ایرانی‌ها داراى ذوق سلیم و استعداد کافى مى‌باشند ایرانی‌ها خیلى زود حقایق را درک مى‌کنند و ممکن است در مدت قلیلى قائم مقام آن معلمین بشوند معهذا داشتن این عناصر لایق ما را مستغنی از داشتن معلمین فنى نمى‌کند بلکه در همان ضمن که مستخدمین خارجى را جلب مى‌کنیم باید یک عده از ایرانی‌ها را هم براى تحصیل به خارجه بفرستیم. این دو مطلب باید با هم تؤام شود تا در یک مدت قلیلى ما از وجود مستخدمین خارجى مستغنى بشویم و جاى آنها را با اشخاصى که در خارج تخصیل کرده‌اند واگذار بنماییم. ولى خود من یک نظریات دیگر در باب ماده چهارم داشتم که مجبورم به طور اختصار عرض کنم.ماده چهارم حاکى از اصلاحات مالیه ما است یعنى شعبه که بیشتر از سایر شعب محتاج به اصلاح است. از این نقطه نظر بنده تصور مى‌کنم ماده چهارم قدرى مبهم باشد. نمى‌گویم که این ماده را هیئت دولت تغییر بدهد ولى می‌خواهم با توضیحاتى که هیئت دولت می‌دهد نظریه دولت مشخص شود. اگر ما این ماده را تجزیه بکنیم مى‌بینیم به فقرات ذیل تقسیم مى‌شود.

اول- حذف و تقلیل مخارج‏

دوم- تکثیر عایدات.

سوم- تعادل دخل و خرج

چهارم- وصول بقایا

پنجم- اصلاحات ادارات مالیه‏

ششم- جلب متخصصین از دول غیر همجوار

بنده تصور می‌کنم دولت با نوشتن فقرات مذکوره و قابل به یک تقدم و تأخر منطقى‌ترى موافق باشد. یعنى طورى باید نوشت که یکى نتیجه دیگر شود یعنى باید جلب متخصصین بر سایر فقرات مقدم نوشته شود. زیرا تمام آنها باید به دست متخصصین اجرا شود به عقیده من خارج از موادى که ذکر شده براى اصلاحات مالیه یک چیز از همه اهمیتش بیشتر است باید بگوییم که مالیه ما چرا خراب است. واقعاً ملت ایران زیر بار مالیات دادن نمى‌رود. مصدقانه باید گفت این طور نیست فقط قسمت اعظم خرابى مالیه ما به واسطه تفریط شدن عایدات است. هر دولتى قبل از همه چیز باید موفق به جلوگیرى از تفریط عایدات شود. به چه وسیله مى‌شود از تفریط جلوگیری کرد. البته با حسن اداره ممکن است از این تفریط کاری‌ها جلوگیرى نمود ولى یک اقدام دیگرى که مقدم است مجازات تفریط کننده است تا وقتى دولت معتقد به مجازات نباشد و ما بین کسى که دزدى مى‌کند و کسى که به صحت رفتار می‌کند فرق نگذارد هیچ قوه بشرى قادر نیست مالیه مملکت را اصلاح کند. براى این که مالیه منظم شود باید دست دزدها را از آنجا برید یا به طور جسمانى یا به طور روحانى باید در مالیه حساب و کتاب باشد. باید هر مأمور مالیه به هر جا می‌رود این اصل نزد او محرز باشد و این یک کار بتولى نیست که به او واگذار می‌شود. او را براى تعدى و غارتگرى نمى‌فرستند که تعدى به اهالى مظلوم ایران نکنید. واقعاً از نجابت و بردبارى ملت ایران متعجبم و تصور مى‌کنم نجیب‌ترین و بردبارترین و صبورترین ملت‌ها در دنیا ملت ایران باشد. پس باید از یک همچون مأمورى که فقط وجهه خود را براى تفریط کردن دارایى مملکت و مردم قرار می‌دهد جلوگیرى کرد تا وقتى که جلوگیرى نکنند تا وقتى که معتقد به مجازات نباشد ادارات اصلاح نمى‌شود. بنده بیاناتى که می‌کنم از نقطه نظر توضیح مطلب است و الا هیچ مخالفت نظرى بین بنده و هیئت محترم دولت نیست و مایلم بعد از من آقاى وزیر مالیه به این کرسى خطابه بیایند و در این مطالب توضیحاتى که شدید‌اللحن باشد بدهند. مسأله دوم که در اینجا ذکر می‌شود راجع به متخصصین است و چون مخالفت خود مرا با آقاى شیخ‌الاسلام عرض کردم دیگر تکرار نمى‌کنم. قدم دوم براى اصلاح مالیه ایران این است که دولت بدون فوت وقت عده کافى متخصص براى اصلاحات ادارات مرکزى و ولایات از خارج جلب کند و مطمئن هم باشد که از طرف مجلس شوراى ملى مساعدت کامل با دولت خواهد شد. در ضمن اصلاح مالیه یک مسأله هم هست که می‌خواهیم توضیح بدهیم. اینجا نوشته شده است حذف و تقلیل مخارج اگر این حذف و تقلیل مخارج از نقطه نظر کم نمودن حقوق باشد بنده مخالفم و معتقد به این مطلب هستم که با حقوق کم نمی‌توان متوقع کار خوب شد. بنده می‌گویم باید از عده کاست ادارات زیادى را حذف کرد ولى آن عده که باقى می‌ماند باید به آنها حقوق کافى داد. زیرا مستخدم دولتى که زندگانى او را دولت تامین مى‌کند حق دارد از براى ازدیاد عایدات خود به منافع دیگر متوسل شود و توسل به منافع دیگر متدرجاً در روى این سرازیرى لغزان و در تحت تأثیر احتیاج زندگانى بالاخره منجر به توسل منافع غیرمشروع خواهد شد. پس اگر نظر دولت در حذف و تقلیل مخارج و کم کردن عده و حذف ادارات زیادى باشد بنده از کسانى هستم که با نهایت جدیت براى موافقت حاضر هستم. ولى اگر نظر دولت تقلیل حقوق باشد یعنى بگویند کلیه حقوق ادارات را به عوض یک تومان پنج قران بدهند بنده با این شق ثانى مخالفم. زیرا همین اسباب خواهد شد و یک عده هم که دزدى نکرده‌اند در تحت تأثیر احتیاجات در این محیط دزد مى‌شوند و بنده لازم می‌دانم دولت این مسأله را توضیح بدهد. یک فقره دیگر راجع به تکثیر عایدات است. این مسأله هم یک قدرى محتاج به توضیح مى‌باشد. آیا به چه وسیله دولت مى‌خواهد عایدات را زیاد کند من این اصلى را که در جامعه پیدا شده است که به نام تکثیر عایدات منافع و مصالح مردم محفوظ نماند منکر هستم. من می‌گویم تکثیر عایدات دولت لازم است ولى محفوظ بودن حقوق مردم هم لازم است با محفوظ بودن حقوق ملت و تکثیر عایدات دولت من‏ موافقم. ولى باید جلوگیرى از تفریط کاری‌هاى فعلى بنماییم مادام که موفق نشده‌ایم یک بودجه ثابت در مملکت تشکیل بدهیم. مادام که موفق نشده‌ایم پول‌هایى که از مردم ایران مى‌گیریم به مصارف ضروریه خودش برسانیم. مادام که موفق نشده‌ایم به واسطه اصلاحات مالیه را از تفریط کارى‌هاى آن جلوگیرى کنیم حق نداریم یک تحمیلات تازه به ملت ایران بگذاریم و این تحمیلات اعم از این که وضع مالیات جدید باشد یا استقراض از خارجى باشد صلاح نیست. بلى اگر مقصود دولت از تکثیر عایدات جلوگیرى از تفریط‌هاى فعلى است و حذف ادارات بی‌قائده است و جلوگیرى از مصارف زیادى است من هم با شما موافق خواهم بود. بنده می‌توانم بگویم که در این موضوع مترجم احساسات جمیع نمایندگان هستم. ولى اگر مقصود از تکثیر عایدات توسل به استقراض‌هاى خارجى و وضع مالیات جدید باشد خواهم گفت که ما اصلاً مایل نیستیم بارى تازه به دوش ملت ایران بگذاریم. (گفته صحیح است). خوب است بیاییم دست به دست یکدیگر بدهیم و دست دزدها را کوتاه کنیم . از غارتگری‌ها جلوگیری بکنیم. عواید فعلیه را جمع‌آوری کنیم و مطالبات دولت را وصول کنیم. مخارج زیادی را حذف کنیم و بعد هم سعى کنیم بدون توسل به منافع خارجى زندگانى کنیم و خودمان را به مضیقه و سختى نیاندازیم. زیرا ما یک دولت فقیرى هستیم و نمى‌توانیم مثل سایر دول آن تفنن‌ها را بکنیم. ملت ایران پول تفنن نمى‌تواند بدهد یا باید فعلاً مثل یک شخصى باشیم که به نان جوین خود امورات خودش را می‌گذراند و دست تکدى دراز نمى‌کند یا باید این عزم را داشته باشیم و پس از این که این قدم‌ها را برداشتیم اگر دیدیم منافع و عایدات ما کافى نیست آن وقت مجلس شوراى ملى حاضر خواهد بود به نام اصلاحات تحمیلات تازه بر دوش ملت ایران بگذارد. اگر غیر از این زمینه دولت رفتار کند آن وقت متأسفانه منجر به اختلاف نظر بین مجلس شوراى ملى و دولت خواهد شد.

رئیس- مدتى از شب می‌گذرد اگر آقایان موافق باشند بقیه مذاکرات بماند براى روز سه شنبه‏.

مدرس- بنده چند گلمه می‌خواهم عرض کنم که ناقض همین مذاکرات است.‏

رئیس- روز سه شنبه بفرمایید آقایان مذاکرات را کافى می‌دانند. جمعى گفتند کافى است.‏

رئیس- آقاى حاجى میرزا مرتضى نماینده کرمان راجع به اوضاع کرمان سؤالى دارند. قبلاً وزیر داخله را مسبوق کردند یا خیر‏

حاج میزا مرتضى- خیر

رئیس- پس سؤال کنید اگر حاضر باشند جواب می‌دهند و الا مى‌ماند براى جلسه دیگر.

حاجى میرزا مرتضى- تعدیات فوق‌العاده روز افزون سردار اسعد مرا مجبور کرده است که بعضى سؤالات از دولت بکنم. آیا هیئت محترم دولت از تجاوزات و تعدیات نامشروع سردار اسعد بختیارى مسبوق هستند یا خیر. آیا از غارت گری‌هاى او خبر دارند که در دهات و اطراف کرمان چه می‌کند. آیا پول‌هاى هنگفتى که به نام حق‌الحکومه و بنام راه دارى و به نام رشوه ازمردم می‌گیرد مسبوق هستند یا خیر. عرض مى‌کنم هر ماهى سیزده الى چهارده هزار تومان به عنوان قراسورانى و سوار ایالتى می‌گیرد. در حالتى که تمام طرق و شوارع کرمان دستخوش اشرار و سارقین فارس است و هیچ قافله جرأت عبور و مرور ندارد. معذالک هیئت دولت باز دو هزار تومان بر حقوق ایالتى

+++

کرمان می‌افزاید. با این که همه روزه تلگراف‌هاى شکایتى که از رفسنجان و سایر نقاط می‌رسد آیا دولت این حاکم ظالم جبار را از آنجا معزول می‌فرماید. آیا وضع حکومت بختیارى بر آقایان پوشیده است که چه می‌کنند بختیاری‌ها. در هر کجا باشند تعدیات آنها چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد. ممکن است هیئت محترم دولت این حکومت بختیارى را تغییر بدهد و یک حکومت غیر بختیارى به آنجا بفرستد. کرمانی‌ها از هر جا ملایم‌تر هستند هر چه دولت به آنها تحمیل کند می‌پذیرند. پس خوب است هیئت محترم دولت یک حاکم غیر بختیاری برای آنها بفرستند و اگر هم به تقسیم باید به بختیارى حکومت بدهند خوب است به سایر قسمت‌هاى دیگر هم بفرستند. یعنى چند سال که در کرمان حکومت دارند. یک چند سالى هم به سایر نقاط دیگر بفرستند تا از این قائده که به کرمانى‌ها می‌رسد به سایرین هم برسد. از هیئت محترم دولت استدعا می‌کنم رفع مظالم این حاکم بختیارى را از کرمان بنمایند که بیش ار این گرفتار تعدیات سردار اسعد بختیارى نباشند.

رئیس- سؤال این نبود باید سؤال بکنند منتظر جواب باشند.

حاج میرزا مرتضى- اولاً پول‌هایى را که حکومت به اسم حق‌الحکومه مى‌گیرد خاطر مبارک مسبوق است یا خیر.

رئیس- عرض کردم به موجب نظامنامه از حدود سؤال خارج شدید. سؤال که کردید باید منتظر جواب باشید یا حالا جواب می‌دهند یا جلسه دیگر.

رئیس‌الوزرا- من از هیچ یک از اظهاراتى که ایشان اظهار نمودند مسبوق نیستم و سردار اسعد را هم یکى از حکام صالح می‌دانم و تا حال هم هیچ شکایتى از او نرسیده. بهتر این بوده اگر دلایلى راجع به مسائلى که اظهار کردند دارند بگویند و مواد شکایات خود را بنویسند تا رسیدگى شود و الا تا این ساعت من شکایتى از سردار اسعد نشنیده‌ام.

رئیس- آقاى رفعت‌الدوله مى‌فرمایند که راجع به ایشان رأی گرفته می‌شد و بعضی از آقایان مطلع نبودند که مقصود بنده چه چیز است و تقاضا کرده‌اند دوباره رأى گرفته شود. حالا براى رفع اشتباه دفعه دیگر رأى مى‌گیریم.

حاج شیخ اسدالله- به فاصله نیم ساعت مجلس رأی داده چطور می‌شود رأى گرفت. اگر آقایان خبر نداشتند چطور رأى دادند همه مسبوق بودند و رأى دادند اگر بنا شود باز رأى بدهند بر خلاف نظامنامه می‌دانم.

رئیس- چون بعضى از آقایان نمایندگان هم به ایشان گفته‌اند اشتباه شده است می‌ماند براى جلسه دیگر.

آقا میرزا على کازرونى- بلى براى بعضى اشتباه شده است.

محمدهاشم میرزا- اگر اشتباه شده باشد مجلس هم تصدیق کند با ورقه باید رأى بگیریم.‏

رئیس- می‌ماند براى جلسه بعد. آقایان اعضا کمیسیون خارجه و پست و تلگراف قبل از آن که به منازل خود تشریف ببرند جلسه تشکیل دهند و هیئت رئیسه خودشان را معین فرمایند و جلسه بعد را هم معین فرمایند که فوریت دارد. دستور جلسه سه شنبه دو ساعت به غروب اولاً بقیه مذاکرات در پروگرام هیئت محترم دولت ثانیاً تعیین اعضا کمیسیون‌هاى قوانین مالیه و عدلیه کمیسیون قوانین مالیه دوازده نفر کمیسیون عدلیه هشت نفر ثانیاً تعیین یک نفر مباشر با این ترتیب مخالفتى نیست. (مخالفتى نشد).

(مجلس 3 ساعت از شب گذشته ختم شد)

+++

یادداشت ها
Parameter:291983!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)