کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره دوم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏2
[1396/04/26]

جلسه: 172 صورت مذاکرات روزه سه‌شنبه 5 شهر ذیقعدة‌الحرام 1328  

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏2

 

 

جلسه: 172

صورت مذاکرات روزه سه‌شنبه 5 شهر ذیقعدة‌الحرام 1328

 

مجلس دو ساعت قبل از غروب آفتاب درتحت ریاست آقاى ذکاء‌الملک تشکیل شد.

صورت مجلس روز یکشنبه 3 را آقاى معاضدالملک قرائت کردند.

(غائبین جلسه قبل)

قوام الاسلام. نوبرى. حاج میرزا آقا. آقاى سیدعلى آقا. آقا سیدمحمد رضا. امام جمعه خوئى.

بدون اجازه‏

منتصرالسلطان. حاج فاتح‌الملک. آقاى کاشف‏

بااجازه غایب‏

حاج سیدنصرالله. ممتاز‌الدوله. آقاشیخ حسین یزدى. دکترامیرخان. هشترودى. معتمدالتجار. حاج آقا درموقع مقرره حاضر نشد.

آقاى حاج میرزا زین‌العابدین. و تربیت مریض بودند.

رئیس- درباب صورت مجلس ملاحظاتى که هست بفرمایید.

منتصرالسلطان- بنده مریض بودم که حاضر نشدم.

حاج سیدنصرالله- بنده سر وقت اینجا حاضر بودم اشتباه شده است.

بهجت- بنده درخصوص کمیسیون پروگرام می‌خواستم سئوال کنم که تاکنون چه کارکرده است حالا یک سال است از این دوره گذشته است وقتی که ما رجوع کنیم به فهرست خدماتى که مجلس کرده است همان کمیسیون شش نفرى است که در اواخر شعبان این احساس شده و یک کمیسیون 6 نفرى انتخاب شد و در تمام رمضان همین طور کارى نکردند بعد هم تقاضا شد و شش نفر دیگر بر آنها علاوه شد همین طور معلوم شد کارى نکرده‌اند اگرچه اطلاع داریم خیلى زحمت کشیده‌اند و مشغول کار هستند و ازخدمات آنها متشکر هستم ولى از قراری که شنیدم یک کلیاتى فعلاً در آن کمیسیون مطرح و یقین دارم که مدتى کار خواهد داشت که آنها حل شود حالا عرض بنده این است که اساس آن کلیات را که فعلاً در کمیسیون مطرح است خوب است راپورت بدهند که از امروز که شروع می‌کنیم به دستور روز بعد از روى کلیات همان نقشه حرکت کنیم تا بعد از آن مسائلى را که در نظر دارندحل کنند و از روى آن ترتیب عمل کنیم.

معززالملک- چون بنده مخبر آن کمیسیون هستم لازم است عرض کنم تصور می‌کنم آن کلیاتى که درکمیسیون مذاکره شده به مجلس بیاید فایده بکند بهجت آن که کلیاتش چه چیز است کلیات این است که باید این خرابی‌ها که درکار است اصلاح شود و لابد آن خرابی‌ها راهى دارد و باید راهش فهمید و پس از آن را‌ه‌ها معین شد باید بیاید به مجلس و از روى آن مجلس بتواند رفتار کند تا آن ترتیب تمام نشده است گمان نمی‌کنم بشود آن کلیات را بیاورند به مجلس و نتیجه هم نخواهد داشت.

 (راپورت شعبه اول قرائت شد)

که شعبه اول روزشنبه 2 ذى قعده به ریاست آقاى حاج فاتح‌الملک منعقد و براى کمیسیون عرایض به عوض آقا عبدالحسین راى گرفته شد به اکثریت ده راى از یازده راى براى ادیب‌التجار به عضویت منتخب شدند و نیز به جاى آقاى معاضدالسلطنه براى عضویت کمیسیون تفتیش نان ادیب‌التجار به اکثریت سه راى منتخب شدند).

آقامیرزا احمد- می‌خواستم عرض کنم که درجلسه گذشته جمعى ازنمایندگان تقاضائى کردند و فرستادند به هیئت رئیسه و آن تقاضا این بوده که وزیرداخله را حاضر کند تا در باب اوضاع جنوب مذاکره شود که این روزها اوضاع جنوب اهمیت پیدا کرده است و ترتیبى براى آنجا داده شود.

تلگراف واصله از قصر از طرف آقاى آقا سیدابوالحسن مجتهد اصفهانى ذیلاً نوشته می‌شود قرائت شد.

مجلس مقدس شوراى ملى شیدالله ارکانه هر چند از انتخاب مبعوثان عظام ایدهم الله تعالى خادم شریعت مطهره را به سمت عضویت هیئت مقدس مجتهدین اعضاء متشکر و آرزومند خدمت به دین و دولت و ملت بوده و هست لیکن نظر به موانع کثیرى ازاین توفیق محروم و همانطوری که حضورآقایان آیت الله دامت ظلالهم معروض داشتم استعفاى خود را به مجلس محترم با کمال اعتذار تقدیم و امید پذیرائى دارد انشاء الله تعالى (الداعى ابوالحسن الموسوى الاصفهانى).

رئیس- آقاى آقا سید ابوالحسن اصفهانى که جزو علماى خمسه انتخاب شده بودند برحسب این تلگراف استعفا داده‌اندحالا امروز یا فردا باید عوض ایشان به قرعه تعیین شود اظهار شدخوب است که امروز انتخاب شود.

رئیس- چون هرچه زودتر بشود بهتراست همین امروز انتخاب شود.

سلیمان میرزا- می‌خواستم عرض کنم این که براى کمیسیون تفتیش نان عضو معین می‌کنند. کمیسیون نانى نیست تا این که براى او عضو معین کنند یک کمیسیون نانى معین شد از براى عمل نان فقط یکى دو جلسه منعقدشد و رفتند تفتیش خودشان را کردند و راپورت دادندکه جنس وارد مى‌شود وارد مى‌شود و وارد هم خواهد شد و کمیسیون تفتیش پیش از این کارى نداشت وظیفه‌اش همان بود که انجام داد و این که آقاى ادیب‌التجار به جاى آقاى معاضدالسلطنه انتخاب شده‌اند براى یک چیزى است که وجود خارجى ندارد و براى این که رفع اشتباه شود این عرض را کردم همه بدانند کمیسیون نانى نیست.

آقامیرزابراهیم خان- تقاضائى است به امضاى (15) نفرنمایندگان قرائت می‌شود به قرارى که ذیلاً مندرج است (ما امضاء کنندگان ذیل پیشنهاد می‌کنیم به واسطه کثرت عده کمیسیون‌ها و اشغال فوق‌العاده آقایان وکلا درکمیسیون‌هاى مزبوره

+++

 جلسات مجلس مثل سابق هفته سه روز باشد امضاء کنندگان) دکترعلیخان آقاسیدجلیل. میرزاعلى اکبرخان دهخدا.طباطبائى. دکتراسمعیل خان.‌معتمد‌التجار.‌معاضد‌السلطنه.‌مرتضى‌قلی‌خان‌بختیارى.‌ناصرالاسلام. سلیمان‌میرزا.حسنعلى‌خان. میرزا مرتضى قلی‌خان. مستشارالدوله. سردار اسعد. آقا میرزا ابراهیم خان. آقاشیخ غلامحسین.

آقایان اعضاء کمیسیون‌ها اگر کار بکنند و جلسات مجلس راهم داشته باشند و این که عده جلسات مجلس را بخواهیم تخفیف بدهیم بنده صحیح نمی‌دانم و گمان می‌کنم که مطابق صورت تقسیم که کردند کمیسیون‌ها وقت دارند که کار بکنند نظر دیگری است و دراین صورت خوب است مجلس هم تشکیل شود.

آقا میرزا داودخان- دریک ماه قبل ازاین جلسات مجلس که 5 روز شد همین نمایندگان راى دادند از آن وقت هم عده کمیسیون‌ها را می‌دانستند باید علت را فهمیدکه چه شده آن روز این راى را دادند و امروز می‌گویند باید عده کم شود و علت این تجدید راى را باید دانست که چیست‏.

رئیس- تغییر راى به ملاحظه این است که بنده اطلاع دارم که واقعا از براى کمیسیون‌ها اسباب عسر و حرج شده است نمی‌دانم به واسطه ضیق وقت چه بکنیم مثلاً همین کمیسیون پروگرام را که بنده در آنجا هستم می‌بینم به واسطه ضیق وقت اگر بخواهیم آن کمیسیون را منعقد کنیم از کمیسیون‌هاى دیگر باز می‌مانیم و اگر بخواهیم آنها را منعقد کنیم از این بازمی‌مانیم و همچنین آن کمیسیون‌هاى دیگرهم که فوق‌العاده نیست همین حال را دارند

متین‌السلطنه- عرض می‌کنم این که پیشنهاد کرده‌اند که جلسات مجلس مثل سابق باشدبنده اولا آن راى سابق را صحیح نمی‌دانم به‌ واسطه این که تا کادر کمیسیون‌ها زیاد است می‌گویند هفته سه یا دو روز باشد وقتى که کار در کمیسیون‌ها کم است آن وقت می‌گویند هفته چهارم پنج روز باشدماده (115) نظامنامه داخلى به ما می‌گوید که رئیس مجلس قبل از این که مجلس را ختم کند در باب دستور جلسه آتیه تعیین روز و ساعت و موضوع مذاکرات با مجلس رجوع می‌نماید به این که هر وقت رئیس دید کار کم است عده جلسات را کم می‌کند هر وقت کار زیاد شد و مواقع را مقتضى دانست زیاد می‌کند و واقعا می‌تواند هفته هفت روز قرار بدهد.

رئیس- حالا خوب است در این باب تجدید راى کنیم ولى در هیئت رئیسه ملاحظه کارها را می‌کنیم اگر لازم باشد تخفیف درجلسات همان طور جلسات را کم می‌کنیم.

راپورت کمیسیون داخله راجع به طرح دکترامیرخان درخصوص تخصیص عشرمالیات براى مصارف (آبله کوبى) و (سرم) دیفترى قرائت شد کمیسیون پس از مذاکرات لازمه همان عشرمالیات نواقل را براى مصارف مذکور تصویب نموده بود که با اطلاع و تصویب انجمن حفظ الصحه رسمى که مرکب است از اطباى با دیپلم ایرانى و خارجه در تمام بلاد ایران به مصرف برسد.

طرح دکترامیرخان هم از قرار ذیل قرائت شد (چون یکى از مهمترین وظایف بلدیه رعایت امورصحیه ساکنین شهر است لهذا این بنده دو ماده قانونى ذیل را پیشنهاد می‌کنم).

اولاً از مالیات نواقل تومانى یک قران براى اصلاح امورحفظ الصحه و بالخاصه تعمیم آبله کوبى و گلو درد به طور مجانى تخصیص شود.

ثانیا وجوهی که ازاین ممر حاصل می‌گردد به مجلس حفظ الصحه رسمى دولتى داده می‌شود که به نظارت و تصویب مجلس مذاکره و به مصرف برسد.

امضاء کنندگان دکترامیرخان با پانزده نفرازنمایندگان.

دکترامیرخان- بنده خیلى امیدوار بودم که این طرح زودتر باید به مجلس بیاید و بگذرد و اگر زودتر مى‌آمد مى‌گذشت ممکن بود که خیلى ازاطفال وطن را که از نبودن مایه آبله و مخصوصاً اطفال فقرا را که یا به واسطه نداشتن پول یا به واسطه نبودن آبله تلف شدند نگاهدارى نمایند و حالا با وجود این که خیلى طول کشیده باز خیلى متشکرم دراین تشکر بنده هزارها طفل آبله‌دار شریک هستند و امیدوارم که آقایان نمایندگان محترم هم راى خودشان را اظهارنموده وهم خودشان را دراین اقدام خودپسندانه دردفتر نوع پرستى ثبت فرمایید تقاضاى فوریت آن را می‌کنم.

آقاسیدحسین کزازى- بنده اساساً با این طرح همراهم ولى به موجب اطلاعاتى که دارم هنوز مالیات نواقل به موقع اجرا گذارده نشده فقط مقدارى درطهران مجرى شده است خوب است خواسته شود که به موقع اجرا گذارده شود دراین صورت این هم موضوع ندارد زیرا که در سایر بلاد به موقع اجرا گذاشته نشده است.

فهیم‌الملک- اساساً این طرح و راپورت هردو صحیح است لیکن بنده ملتفت نیستم که چه مبلغى را براى چه مصرفى معین کرده‌اند و راى می‌دهندخوب بود بعد از این که این طرح رفت به کمیسیون داخله معین می‌کردند که مقصود این طرح چیست آیا براى حفظ‌الصحه مرکزاست یا ایالات و ولایات است یا این که براى سرحدات و تا چه اندازه مخارج می‌کنند و بعد مى‌رفت به کمیسیون بودجه آنجا معین می‌کردند که مالیات نواقل چقدر است عشرش چه اندازه‌ها می‌شود و چه اندازه مصارف لازم دارد آن وقت می‌توانستیم بگوییم چه مبلغى را براى چه کارى معین کرده‌اند والّا این طورى که احتمالاً نوشته‌اند عشرمالیات و نواقل براى حفظ‌الصحه درصورتى که هیچ معلوم نیست مالیات نواقل چیست و عشرآن چقدر خواهد بود این را بنده صحیح نمی‌دانم و عرض می‌کنم که این مطلب اساسا خیلى صحیح است ولى این راپورتى که ازکمیسیون آمده است از او چیزى فهمیده نمی‌شود.

حاج شیخعلى خراسانى- مطالبات نواقل البته خاطر آقایان مسبوق است که یک میزان معینى ندارد براى این که یک مبلغى است که ازنواقل دریافت می‌شود بسا هست که در یک سال خیلى و دریک سال کم‌تر دریافت می‌شود حالا هر قدرى که عایدشد هرساله عشرش دریافت شده به تصویب انجمن حفظ الصحه رسمى مصارف می‌شود حالا اگر انجمن حفظ الصحه رسمى نداریم بعداً تاسیس می‌شود (اظهار شد فعلا انجمن حفظ الصحه داریم) اگرهست بنده اطلاعى ندارم وچو‌ن این مالیات از عایدات بلدى است و راجع به مداخل داخلى است که از خود محل گرفته می‌شود و به مصارف خصوصى محلى می‌رسد به کمیسیون بودجه مربوط نیست و نباید به آنجا برود مثل این که مالیات نواقل هم داخل بودجه نمی‌شود جزء عایدى مملکتى نیست که منوط به تصویب کمیسیون بودجه باشد و این مالیات هم حالا در تهران بعدهم در باقى جاها البته عاید خواهد شد البته به تصویب انجمن حفظ الصحه عشر آن درمصرف همین آبله کوبى (سرم دیفترى) خواهند رسانید.

دکترعلیخان- یک مطلبى دراینجا است که بنده می‌خواستم سئوال کنم و آن این است که الان درطهران درمجلس حفظ الصحه است یک مجلس حفظ الصحه است که دولتى است و رسمى است و بنده آن را خیلى مهم می‌دانم و یقین دارم که اگراین کار رجوع شود به آنجا به طور صحیح انجام بشود و یک مجلس حفظ‌الصحه هم هست که بلدیه تشکیل داده است و احتمال می‌دهم اگراین مطلب بگذرد بلدیه اظهار کند که این باید به انجمن حفظ الصحه بلدى برسد پس باید این را هم مجلس معین کند که مقصود از مجلس حفظ الصحه رسمى کدام است که اسباب اشکال نشود.

ناصرالاسلام- بنده می‌توانم عرض کنم که این عنوانى نیست که آقایان نمایندگان این قدر در او مذاکره کنند و محتاج به دقت باشد به همان ترتیبى که مخبرگفت این مسئله ازهمان ده یک مالیات نواقل گرفته شده به تصویب انجمن حفظ الصحه مصرف خواهدشد و این هم مسلماً راجع شد به یک عده از فقرائى که نمی‌توانند از عهده مخارج این مسئله برآیند و مردمانى که شخصاً استطاعت ندارند و این از آن پیشنهادهاى بسیار مهم است که باید همگى درآن چندان مذاکره نکرده و زودتر راى بدهیم که بگذرد و به عقیده بنده این ترتیبات و تقصیلات راجع به ما نیست راجع به وزارت داخله است که باید بیبینند و باید به چه ترتیب مصرف شود.

حاج شیخ على خراسانى- این که آقا فرمودند راجع به اطفال فقرا است در هیچ جا رسم نیست که این تنها راجع به اطفال فقرا باشد این یک اداره‌ای است که به همه مردم و ساکنین باید داده شود اعم از این که فقرا یا اغنیا باشند نهایت این است که اگراین اندازه کفاف نداد براى مخارج آن باید از جاى دیگر تهیه شود.

محمدهاشم میرزا- آنچه به نظر دارم

+++

 وقتی که این قانون گذشت به اسم وسایط نقلیه گذشت خوب است باز همان اسم وسایط نقلیه باشد و اگر به اسم نواقل گذشته بود و بنده خاطرم نیست که مطلب دیگرى است.

حاج فاتح‌الملک- بنده می‌خواستم درجواب آقاى فهیم‌الملک عرض کنم مالیات نواقل مالیات معنى نیست هرچه عایدى نواقل شد عشر آن را به قول آقاى دکترامیرخان صرف این کارنمایند و این هم جزء عایدات مملکتى است که برود به کمیسیون بودجه.

دکترامیرخان- فرمایشى را که آقاى دکترعلى خان فرمودند خیلى صحیح است ولى خودمان را باید گول بزنیم و هرطبیبى را که تحصیل صحیح نکرده است و داراى دیپلم نیست نبایدگذاشت که آبله بکوبد زیرا تولید مرض دیگر روز زحمت می‌شود بعضى امراض هم هست که حتما لازم است دراین موقع جلوگیرى شود محض این که آبله شان صحیح کوبیده شود ازطرف دولت این را براى حفظ‌الصحه معین کرده‌اند و البته همین حفظ الصحه دولتى رسمى است که هم اطباى ایرانى صاحب دیپلم و هم اطباى خارجه یا دیپلم هستند و به طورى که عرض کردم هفته یک مرتبه منعقدمی‌شودکه اطفال فقرا را بیاورند آنجا مجاناً آبله بکوبند و آبهایى هم که ماده آبله است خواسته‌ایم و اگر این طرح بگذرد مجاناً حاضر مى‌شود و هر یک ازآنها در یک محله می‌نشینند اطفال را مجاناً معالجه می‌کنند.

حاج دکتررضاخان- بنده تقاضا می‌کنم یک دفعه دیگر این طرح را بخوانند.

 (ثانیا راپورت قرائت شد)

معاضدالملک- بنده گمان می‌کنم طرحى را که خود آقاى دکترامیرخان پیشنهاد کرده است بهتر است ازاین راپورتى که از کمیسیون آمده زیرا به طور قانونى نوشته شده و یک تفضیلى داده و آن ایراد هم که دکترعلیخان گفت صحیح است لفظ دولتى آنجا لازم دارد چون انجمن حفظ الصحه رسمى ممکن است شامل حفظ‌الصحه بلدى هم بشود اگرلفظ انجمن حفظ الصحه دولتى نوشته شود این اشکال را رفع می‌کند.

لسان‌الحکما- اگر نظر آقایان نمایندگان مجلس سابق باشد بنده این طرح را سابقاً پیشنهاد کردم ولى آن طوری که بود گمان می‌کنم که صرفه آن بیشتر باشد و آن تاسیس اداره مایه آبله سازى بود و این طور به نظر بنده چندان صرفه ندارد و بنده خاطر دارم که مرحوم مظفرالدین شاه حاضرشد براى تشکیل این اداره مبلغى هم تعیین شدکه مایه آبله بیاورند که آن مبلغ را به نام مواجب و حقوق بردند گمان می‌کنم اگر به آن طور ترتیب داده شود که اداره آبله سازى تاسیس شود بهتر خواهد بود و محل آن اداره هم سهل است.

موتمن‌الملک- اگر پیشنهاد تغییر می‌کنند عرضى ندارم والّا مقصود این بود که این مسئله خیلى مهم است اگر به این ترتیبى که گفته شد در اینجا قید نشود فردا در هر ولایتى یک انجمن به اسم حفظ‌الصحه تشکیل و داخل این مسئله خواهندشد و آن مقصودى که درنظر نوشته شود با اجازه مجلس حفظ الصحه دولتى که درمرکز منعقد است باید با اجازه یک همچه مجلسى باشد و‌الّا اگر این طور نشود دچار اشکالات خواهیم شد.

رئیس- چون که صاحب طرح آقاى دکترامیرخان هستند می‌فرمایند باید لفظ دولت نوشته شود و کمیسیون هم همین طرح ایشان را تصویب کرده است چیزى که هست یک اصلاح مختصرى لازم دارد عبارت راپورت هم قانونى نیست دراین صورت گمان می‌کنم که اگر به همان طرح دکترامیرخان راى گرفته شود بهتر است طرح دکترامیرخان قرائت شد.

دکترامیرخان- بنده درجواب آقاى لسان‌الحکماء عرض می‌کنم که مرکز ساختن آبله را صحیح است باید داشته باشیم ولى دراین باب مطالعات شد و بعد بنده این طرح را پیشنهاد کرده‌ام اولاً آن یک سال ونیم تا دوسال طول دارد که بعدما می‌توانیم مایه آبله برداریم به علاوه مخارج زیادى دارد و اگر بنا شود که از مراکز بخواهیم خرج کم‌تردارد وخیلى کم پول می‌شود مثلا به پانصد دینار ممکن است بیست نفر را معالجه کنیم این است که مطالعات شده و به این طور پیشنهادشده و به عقیده بنده خیلى خوب است براى این که یک سال یادوسال مدت نمی‌خواهد و هم مخارج آن کم‌تر است.

کاشف- هرقانونى که ازمجلس بگذرد لازم است که راجع به هر وزارتخانه است خود وزیر یا معاونش باشدحاضر باشدکه نظریات خودش را راجع به اجراى آن اظهار نماید از این جهت بنده خیلى لازم می‌دانم که یا وزیرداخله یا معاونش حاضر باشد که این قانون بگذردکه بعدها دچار اشکالات نشویم.

حاج شیخعلى- ما که حالا وضع قانون جدیدى نمی‌خواهیم بکنیم قانون نواقل که تاسیس می‌شد معاون وزارت داخله حاضر بود و اجراى آن را متعده شده و حالا فقط چیزى که هست این است پیشنهادشده که یک عشر از آن مجزا شود براى مصارف (آبله کوبى) و سرم دیفترى کمیسیون چیزى ازخودش اضافه نکرده است همان دو ماده آقاى دکترامیرخان را تصویب کرده است (دو فقره پیشنهاد به قرار ذیل ازطرف نمایندگان قرائت شد)

 (1) ازطرف دکترحاجى رضاخان‏

 (بنده پیشنهاد می‌کنم که گذشته از این که آبله کوبى و تنقیه سرم مجانى است خودمایه آبله هم بایدمجانى باشد).

 (2) ازطرف آقاى دکترعلیخان (بنده پیشنهادمی‌کنم که اندازه عایدى وسایط نقلیه هرمحلى است عشرآن مبلغ به تصویب مجلس حفظ الصحه محلى صرف آبله کوبى و سرم دیفترى آن محل شود).

حاج شیخعلى خراسانى- این حرف هم صحیح نیست به واسطه این که دربعضى ولایات مالیات نواقلمان زیاده ازخرج دولت دربعضى ولایات هیچ نداریم مملکت ایران که از هم مجزا نیست که ما این ملاحظات را بکنیم.

معاضدالملک- گمان می‌کنم اشکالاتى که دراین مورد ‌می‌کند صحیح نیست به جهت این که مخارج حفظ الصحه باید عمومى باید براى این که این چیزخیلى مقدمى است و از براى نوع است و تفاوتى نمی‌کند در این که عایدى طهران درکرمان صرف شود عایدى کرمان درطهران صرف شود ولى باید بنویسند و ولایات اگرهم چه عبارتى را مزید کنند آن وقت شامل مرکز و ولایات هر دو خواهدبود.

مشیرالدوله- بنده می‌خواستم عرض کنم که این مالیات مالیاتى است که بر وسائط نقلیه و از براى مصارف بلدیه گذاشته شده است و حالا عشرش را می‌خواهند مجزا کنند و بنده همچو تصور می‌کنم که این کار از وظایف مجلس نباشد این کارى است که خود بلدیه باید بکنند و دیگر این که اینجا مذاکره می‌شودکه این کار چطور و در کتابچه ترتیب باشد و البته در هر ولایتى هم یک وقایع نگارى وارد و ترتیب این کار را به طور صحیح مرتب می‌کند و الّا ا‌ین طور که ما در این باب مذاکره می‌کنیم باید بگوییم که باید یک لایحه هم پیشنهاد شود در باب ترتیبات این کار آقا میرزا ابراهیم خان ماده اول را پس ازاصلاح به قرار ذیل قرائت نمود.

ماده (1) ازمالیات وسائط نقلیه تومانى یک قران براى اصلاح امورحفظ الصحه و بالخاصه تعمیم آبله کوبى و تقسیم سرم گلو درد دیفترى به طور مجانى تخصیص شود)

رئیس- راى می‌گیریم کسانی که با ماده اول به طوری که قرائت شد موافقند قیام نمایند) اغلب قیام کردند)

ماده (2) نیز پس از اصلاح به عبارات ذیل قرائت شد.

ماده (2) وجوهی که از این ممرحاصل می‌گردد به مجلس حفظ الصحه مرکزى دولت داده می‌شود که به نظارت و تصویب مجلس مذکور درتمام مملکت به مصرف برسد).

رئیس- راى می‌گیریم دراین ماده دویم کسانی که ماده دویم را به طورى که خوانده شد تصویب می‌نمایند قیام کنند (اکثر قیام نمودند)

رئیس- حالا بر مجموع این دو ماده راى می‌گیریم کسانی که مجموع این دو ماده را به طوری که خواند شد و راى داده شد تصویب می‌نمایند قیام نمایند) اغلب قیام نمودند و دو ماده مسطور به اکثریت ازمجلس شوراى ملى گذشت).

راپورت کمیسیون فوائدعامه راجع به قانون ادارى وزارت فوایدعامه را آقاى میرزابراهیم خان قرائت نمودند.

رئیس- این قانون رآقایان مطالعه کرده‌اند دیگرخواندن لازم ندارد حالا باید در کلیات آن شور شود آقایانى که درکلیات آن نظریاتى دارند بفرمایند.

حاج آقا- درکلیات این لایحه مذاکرات لازم نیست به واسطه این که آقایان فراموش کرده‌اند این لایحه قبلاً دراین مجلس آمده و درکلیات آن راى گرفته شد بعد داخل در مواد شدند به واسطه

+++

تفکیک و مجزی شدن ادارات از یکدیگر قرار شد برگردد و از همدیگر منفصل شود و دو مرتبه مطرح شور شود به این جهت گمان می‌کنم که این یک لایحه علیحده نیست بلکه همان قانون است که در آن شور کلی شد و فقط برای تفکیک رجوع شد به کمیسیون (گفتند صحیح است)

ماده اول به عبارت ذیل قرائت شد.

ماده (1) دوایر ادارات وزارت فواید عامه از قرار تفصیل ذیل است.

[1]دایره وزارت و کابینه وزیر[2]مدیر کل [3] دایره جنگل‌ها و ابنیه و باغات (4) دایره معادن و راه‌ها و میاه[5] دایره تفتیش (6) دایره محاسبات.

معاضدالملک- اینجا فقط در ماده اول خواستم عرض کنم که (دوایر ادارات)غلط است باید نوشته شود (شعب ادارات)برای این که دوایر لفظ جمع است .

منتصرالسلطان- در این مسئله که آقای معاضدالملک می‌فرمایند در کمیسیون به واسطه ضیق مالیه این طور رأی داده شد و نخواستیم تشکیل ادارات کنیم به این جهت همه را دایره کردیم و قرار شد در خود ماده اول بگنجانیم.

آقا میرزا ابراهیم خان- این که نوشته دوایر و ادارات برای این است که وزارت فواید عامه دارای شعب و ادارات خواهد بود ادارات آن شعبی است که به ولایات کشیده می‌شود و دارای دوایر و اداراتی چند است و دایره آن است که در خود وزارتخانه تأسیس می‌شود.

بهجت- اعتقادم این است که در باب تجارت هم در اینجا نظری کرده باشیم در کمیسیون عرض کرده بودم حالا هم واضح‌تر عرض می‌کنم الان مدتی است وزیر تجارت نداریم و کابینه هم که معرفی شدند هیچ اسمی از وزیر تجارت نبردند و همچه معلوم شد که آن وزارتخانه صفر و منحل شده است پس خوب است اعمال وزارت تجارت را که در جزء یکی از این دوایر بگنجانیم و اداره صناعت و زراعت و تجارت را یکی بکنیم که یک وزیر داشته باشد و تمام آنها در تحت اداره آن وزیر باشد مثلاً فرض بفرمایید که قانون شرکت‌ها که آقای مؤتمن‌الملک مرتب کرده است که باید بیاید به مجلس این لابد از یک نظری باید مذاکره کرد یک وزیری باید داشته باشد که دفاع کند و چنین کسی نیست و اعتقاد بنده این است که وزارت تجارت و اعمال تجارتی ما خیلی به وزارت فواید نزدیک است یا این که اعمال تجارتمان را راجع بکنیم از این دوایر یا یکی از شعبات که راجع به شرکت‌ها است که در عمل تجارت و زارعت و شرکت‌ها رسیدگی می‌کنند این هم جزء همان دوایر باشد.

منتصرالسلطان- وزارت و تجارت خودش یک تجارت‌خانه مخصوص است و اگر نظر آقایان نمایندگان باشد در چندی قبل آقای رئیس‌الوزراء که این مسئله را در نظر داریم و یک تأملی در این مسئله است که باید در کابینه وزراء مذاکره شود که ببینیم آیا امروز وزارت تجارت لازم است یا خیر و فعلاً قانون وزارت فواید عامه را نوشته‌ایم و نظری که به وزارت تجارت نداشتیم برای این که این هیچ مربوط به تجارت نیست خودش یک اداره مستقلی است و این را نمی‌شود جزء وزارت فواید عامه کرد حالا اگر لازم است یک وزارتخانه را ضمیمه یک وزارتخانه دیگر بکنیم آن را هم باید مجلس رأی بدهد که مجلس رأی نداد و فرمودند باید از همدیگر تفکیک شود و چون فعلاً دو وزارتخانه را در یک وزارتخانه گنجانیده‌ام به عقیده بنده دیگر نمی‌توانیم امروز یک وزارت تجارتی را هم ضمیمه یکی از این دو وزارتخانه بکنیم.

حاجی آقا- بنده اولاً این معنی را باید متذکر شوم که هر وقت یک لایحه از طرف وزیر پیشنهاد می‌شود در موقع شور آن باید خود وزیر یا معاون وزیر حاضر باشد و دفاع کند بدبختانه تا حال آن مسئله مراعات نشده است که قبل از آن که ما بگوییم آنها حاضر باشند و همیشه ببینیم مخبر کمیسیون عوض وزیر یا معاون مدافعه می‌کند و حال آن که چه بسا می‌شود که نظریاتی را که وزیر دارد کمیسیون مخالف آن نظریاتی را که وزیر دارد کمیسیون مخالف آن نظریات است این یکی و ثانیاً این راپورتی که از کمیسیون آمده گمان می‌کنم که در این تغییر خیلی اشتباه شده است برای این که می‌نویسد که «دوایر ادارات وزارت فواید عامه» بدیهی است دوایر یک هیأت‌های کوچکی است که در تحت اداره و کوچکتر از اداره است و از اول که اینها مجلس آمد ادارات نوشته بود درست خاطرم هست که گفته شد اینها ادارات است ودر آن مذاکرات به اشکالات شد که این ادارات زیادی است و خوب است همه در تحت یک اداره عنوان دایره داشته باشد به این جهت اینها برگشت که آن دوایر در تحت آن اداره نوشته شود و حالا ببینیم کمیسیون به کلی آن را حذف کرده است گویا آن نقطه نظر را کمیسیون فراموش کرده است که ادارت کم شود و مصارف زیاد نشود و مخصوصاً احساسات نمایندگان این بود که غالب این ادارات زیادی کمتر شود و با وجود این که ممکن بود دایره جنگل‌ها و باغات و معادن تماماً یک دایره مخصوص شود باز نمی‌دانم چرا آنها را از هم تفکیک کردند به واسطه این که ممکن بود دوایر جنگل‌ها و باغات و راه تمام را یکی بکنند و اغلب این ادارات تشکیل شود.

منتصرالسلطان- آن نظری را که فرمودند در باب اداره ودوایر ما هم نظر را داشتیم و تمام آنها که اداره بودند دایره نوشته‌ایم و فقط دو دوایر در اینجا گنجانیده‌ام یکی دایره جنگل‌ها و باغات است دیگری دایره راهها و میاه است و این را چطور می‌شد که یکی بکنیم جنابعالی خوب است تصور این را بفرمایید که هنوز معادن کشف نشده و آن چیزهایی که کشف شده است الان وزارت فواید عامه بیشتر از صد هزار تومان می‌گیرد یعنی غیر از معادن جنوبی هفتاد و پنج هزار تومان می‌شود که ما خبر داریم و شعبه جنگل‌ها که امروز باید مرتب شود جنگل‌های دولتی و اربابی باید از همدیگر تفکیک شود و مرتب شود و نمره گذاشته شود و در تحت نظر وزیر فواید عامه اصلاحات بشود و هم چنین آنهایی که قطع می‌شود به جای آنها عرض بشود و اما در خصوص باغات و ابنیه دولتی بنده خیلی تعجب می‌کنم به چه نظر این را می‌فرمایید در صورتی که ابنیه دولتی منحصر به طهران و اطراف طهران نیست بلکه در ولایات هم هست که باید تمام آنها رسیدگی شود بدیهی است یک دایره نمی‌تواند تمام این‌ها را رسیدگی نماید دیگر راه‌ها که امروز تمام این راه‌ها که در ایران است که بعضی از آنها را امتیازش را داده‌اند به بعضی کمپانی‌ها و این تا اندازه اسباب اشکال شده است و بعضی‌ها را هنوز مشغول نشده‌اند و همه روزه با بعضی‌ کمپانی‌های خارجه و داخله مشغول هستند و یک دایره نمی‌تواند از برای تمام اینها کار بکند و همچنین راجع به میاه که عبارت از رودخانه و دهنه مرداب‌ها باشد و بعضی ترتیباتی که باید رسیدگی شود بعقیده بنده هر کدام از آنها یک ترتیبی دارد که باید صحیح شود حالا خواهید فرمود امروزه دولت ما این اندازه کار ندارد بنده می‌گویم کمیسیون به همین ملاحظه که اینها هنوز مرتب نشده‌اند منقسم به دو اداره کرده‌اند در صورتی که باید منقسم بهشت اداره بشود که هر اداره شعب و دوایر مختلف داشته باشد.

حاج شیخ اسدالله- بنده تقویت می‌کنم فرمایش آقای حاجی آقا را که فقط تبدیل کردن اداره را به دایره این تقلیل مخارج نمی‌کند این بیاناتی که فرمودند صحیح است ولی یک چیزی ناقص داشت که لازم بود بفرمایید و آن این بود که این همه اشجاری که در این باغات و جنگل‌ها هست یک اداره نمی‌تواند رسیدگی بکند کدام باغات کدام جنگل‌ها کدام معادن تمام این‌ها را ممکن بود یک دایره کرد که بودجه مملکت ما کم بشود ملاحظه اوضاع حالیه مملکت ما شده باشد.

آقا میرزا احمد- لفظ ادارات اینجا زیاد است گویا سحو شده اگر چه فرق اداره و دایره واضح است البته دایره کوچک‌تر است و اداره شامل دایره است و از اول این قانون هم اگر ملاحظه فرمایید هیچ جای آن نیست که لفظ اداره باشد تمام دایره است اما مسئله زیادی بودن این دوایر آن چیزی که در لایحه وزیر بود هشت دایره بود ابنیه و باغات هم علیحده یک دایره بود میاه و راه‌ها هم یکی بعد در کمیسیون این طور مذاکره شد با معاون وزیر فواید عامه و معاون اصرار داشت در این که اینها باید باشد و دلایلی برای اینها ذکر کرد که نمی‌شود این دایره‌ها منحل شود و البته باید باشد مدیر کل که سمت حاکمیت دارد و فوق سایر دوایر است آن را هم نمی‌شود مخلوط کرد فقط چیزی که هست که آن دایره است از قبیل دایره ابنیه و باغات و جنگل‌ها و دایره معادن و راه‌ها و میاه آن را می‌شود دایره گفت ولی محاسبات آنها باید مجزا باشد شغلشان سواست و صورتشان هم جدا است آن چیزی که می‌توان گفت یکی شود دایره جنگل‌ها و دایره باغات و ابنیه است چیزی را که می‌شود یکی قرار داد همین دو دایره است و خوب اگر تصور بفرمایید ملتفت خواهد شد که این همه کار را یک دایره نمی‌تواند انجام دهد پس به این واسطه شش دایره زاید نیست و لازم است.

سلیمان میرزا- در اینجا نظریات مختلف است برای این که اگر فرض کنیم این خودش یک وزارتخانه‌ای است می‌شود اینها را برای او تصور کرد اما اگر تصور کنیم این یک شعبه است

+++

 در یک وزارتخانه نمی‌توان اینها را براى او تصور کرد این دلایلى که گفته شده است که چون این یک شعبه‌ای است از وزارت معارف نباید داراى این ادارات باشد درصورتى که این طور باید گمان می‌کنم دایره وزارت کابینه وزیر هم مکرر است به واسطه این که درقانون ادارى معارف ذکر شده است دایره تفتیش هم زیادى است براى این که دایره تفتیش درقانون ادارى معارف است و به همین قسم محاسبات اینجا نوشته شده است درصورتی که این هم زیادى است به واسطه آن که همان محاسبات به تمام شعبات رسیدگى می‌نماید پس اگر هر شعبه یک دایره محاسبات بخواهد پس آن وقت یک دایره وزیر یک کابینه یک دایره تفتیش هرکدام ازاینها یک دایره محاسابت می‌خواهد دیگر این که مخبر محترم می‌فرمایند چون قانون می‌نویسیم اینها را هم باید بنویسیم براى این که اگر یک روزخواستیم اینها را مجزى کنیم بایددرقانون باشد که کامل باشد و تمام جهت در او منظور شود و امروزه اینها را هم که اسم برده‌ایم اضافه بر بودجه نخواهدبود و این نه از براى آن است که براى هردائره یک وزیر باشد و از براى آنها یک بودجه معین شود بلکه براى آن است که این دایره ها در تحت قانون ادارات خودش باشد پس اگر این طور باشد آن وقت آقایان اشکالى نخواهند داشت که فقط  به دو دایره باشد یک دایره جنگل‌ها و باغات و یکى ابنبه و میاه دراین صورت ممکن است تصویب شود.

منتصرالسلطان- تصدیق می‌کنم فرمایش حضرت والا را مطابق است به اظهار معاون وزارت فوائدعامه که این فقط از براى قانون نوشته شده است و فقط همین دو ماده به اجرا گذاشته می‌شود ولیکن همان دو ماده مرتب شده و می‌شود.

معززالملک- بنده اولاً همان طوری که آقاى حاج آقا فرمودند که بایددر وقت مذاکره درشور لایحه قانونى وزیر یا معاون حضورداشته باشند تایید می‌کنم اظهارات ایشان را که وزیر در موقع شور باشد حاضر باشند نظریاتی که دارند بفرمایند و بنده هم اینجا چند ایراد دارم اولاً اینجا وزارت فوایدعامه نیست یک اداره فوایدعامه است وقتى که ما در اینجا قانون بگذاریم مثل این است که دو سه وزارتخانه را درتحت یک وزارتخانه قرار بدهیم پس ازاین که این کار را کردیم دردوائرکه داخل شدیم بعضى ازچیزها خواهد افتاد مثل در ماده اول دایره وزارت و کابینه خواهد افتاد بعد مدیرکل هم می‌افتد و به این ملاحظه بنده شریکم با آن کسانى که می‌گویند باید دوایر جنگل‌هاو باغات و میاه و ابنیه و راه‌ها و معادن یکى باشد به جهت این که ما نباید درآن موقعى که قانون وضع می‌کنیم به نظر بیاوریم که چقدرجنگل و چقدرمعدن داریم باید به نظر بیاوریم که چقدر پول داریم چقدر قوه داریم چند اداره را امروز می‌توانیم اداره کنیم هروقت که قانون وضع مى‌کنند اینها را تعیین و معلوم کنند اینها را تعیین ومعلوم کنند قانون براى داخله وضع می‌شود و براى این است که رفع احتیاجات فورى براى مقتضیات وقت یعنى براى آنچه که حالیه می‌توانند ازآن فایده و نتیجه ببرند و آن چیزى راکه برطبق قانون بتوانیم کارهاى خودمان را ترقى بدهیم و بتوانیم به آن واسطه مالیه خودمان را مرتب نماییم بعد از آن که توانستیم ادارات خودمان را بیندازیم و یا پولى و ثروت مالى پیدا کنیم و دوایر خودمان را وسیع کنیم و یک وزارت فوائدعامه تشکیل بدهیم و ترتیبات مالیه مملکتى و ثروت را دارا شدیم قوه مجریه آن زمان پیشنهادى خواهدکرد و مقنن حاضرخواهد بود که لایحه وزیرعامه را این طورى که پیشنهادکرده است بپذیرد و بس حالا ما هیچ محتاج نیستیم به این که این قانون را بگذرانیم و از پى اسبابى یک مدت زیادى این قانون اجرا شود و این اداره ما تکمیل شود و قانون فقط براى رفع احتیاجات وضع می‌شود و درآن باید ملاحظه اوضاع زمان را نمود به این واسطه به عقیده بنده این هم دو اداره کردن این دوائر زیاد است و یک اداره تمام اینها را به خوبى می‌تواند اداره نماید.

محمدهاشم میرزا- بنده می‌خواستم عرض کنم خوب است قانون وزارت فوایدعامه و اوقاف همان طوری که آقاى معززالملک فرمودند نوشته شود اگر بعضى اعتراضى بفرمایند که پس چرا اینها را که موادشان داخل هم بود جدا کردند عرض می‌کنم البته باید ازهم جدا کنندبراى این که اگرحالا دست یک وزیراست شاید بعد از این دست دو وزیر بیفتد و موافق مذاکراتى که درجلسات گذشته شد این قانون برگشت درکمیسیون دوره این را مذاکره کردند و مجزاکرده به مجلس عودت دادند و گمانم این است که این ترتیب بسیارخوبى است و چون معارف به عنوان وزارت بگذاریم و اگر این طور نمى‌بایست شود پس چرا آن ترتیب اول را رد کردیم عقیده بنده این است که بهمین ترتیب خوب است بگذرد.

حاجى وکیل‌الرعایا- استخراج معادن که یکى از کارهاى این وزارتخانه است راه آهن مى‌خواهد اگر بگوییم معادنش را نداریم داریم دیگر آن هم می‌دانند که دایم راه آهن را درمملکت هرکه می‌داند ایجاد کند مگر یک نفر وزیر اولش که او راساقط کردیم می‌گوییم وزیر نمى‌خواهد بعد می‌گوییم که اداره را هم نمی‌خواهیم بعدچه می‌ماند همان که بود بنده هم با همه آقایان شریکم که مخارج را باید کسر کرد لکن نه به اندازه که مملکت را از فایده بیندازد راه پول پیداکردن ازهمین جاها است و به همین جهت است که بنده تصور می‌کنم که بعد از کارهاى اولیه کاری که لازم است تعیین یک وزیرخیلى خیلى با تدبیرى لست که وزیرفوائدعامه است اولاً براى شروع صنعت وکشف معادن و یکى هم ازبراى ازدیاد تجارت از راه خودش نه از راه تجارت مملکتى تعیین راه ثروتى که پول پیدا می‌کند این که ما امروز این طور مذاکره می‌کنیم معنیش این است که هیچ پول لازم نداریم براى این که یکى از راه‌هاى پول پیداکردن همین جاهااست براى چه پول نداریم براى این که سال‌ها این دو وزارتخانه را نداشته‌ایم وزیرش بوده است اگرهم بوده است کسى به او هم خیال نبوده است و از براى ازدیاد تجارت از راه خودش و از راه ثروتى مملکت از همین راه‌ها باید پول پیدا کنید این کارها را نمی‌کنیم آن وقت می‌نشینیم هى ازبراى خودمان خرج تهیه می‌نماییم پس عرض می‌کنم امروزه باید قدرى دقت شده همراهى شود که این اداره زودتر تاسیس شود براى این که یکى از چیزهایی که دردست این اداره سپرده است جنگل‌ها است که چیزکوچکى نیست اگر به همین حال بماند چیزى از او باقى نمی‌ماند و خیلى زودخواهید دید که دیگر نمى‌توانید بگوییدجنگل داریم براى این که خیلى اصلاحات لازم داردو هکذا و بنده عرض می‌کنم که باید تقلیل کردولى نه به اندازه‌ای که هیچ چیز نداشته باشیم و به جاى اولى برگردیم این تقلیل ادارات هم یک نظرى بود که تجربه کردیم که ادارات بعضى جاهایش یک اندازه زیادى است اما به این اندازه هم که حالا برگشته‌ایم که همه چیز را کم کم این مثل این است که باز به جاى اولى برمی‌گردیم و هیچ کارى اصلاح نمی‌شود عرض می‌کنم که تا اصلاح نشود پول پیدا نمی‌شود براى این که راه پول پیداکردن همین است ما هى می‌گوییم پول نداریم پول درهمین جاها خواهید داشت دیگربنده عرضى نداریم همین قدر عرض می‌کنم یک قدرى بیشتر دقت بفرماییدکه این نظر به ما بین گرفته بودند و نه مثل این که اعضائى که براى وزارتخانه لازم است کاسته شود اگر این طور باشد تصور می‌کنم هیچ فایده و منفعت ازاین ترتیب نبریم.

منتصرالسلطان- بنده تقاضا می‌کنم که بفرمایید این مواد را بخوانند چون حس می‌کنم که اغلب ازنمایندگان محترم این را درست ملاحظه نفرموده‌اند در مجلس این که بدانند وظیفه اینها چه چیز است و اینها چه باید بکنند بفرمایند یک مرتبه این قانون خوانده شودکه آن وقت بدانندکه ممکن نیست چند اداره هم از عهده این کار برآید و ما که دو اداره کرده‌ایم منتهاى ملاحظه را نموده‌ایم‏.

پیشنهادى ازطرف آقاى معززالملک به عبارت ذیل قرائت شد.

ماده 1 دوائر اداره فوایدعامه ازقرارتفضیل ذیل است‏:

 (1) مدیراداره (2) دایره جنگل‌ها وابنیه‌ و باغات و معادن و راه‌ها و میاه‏

بهجت- مطلب چون به قدر لزوم تشریح نشده است باید عرض شود که منابع ثروتى که در مملکت ممکن است اداره شود و منافع کلى به دولت برسد همین جنگل‌ها است که اسباب امیدوارى ما است که به توسط آن کسى خودمان را پرکنیم ازاوقاف و غیره ممکن نیست فایده ببریم جنگل‌هایى که درمملکت ایران است اگراداره شود می‌توان گفت عایدى او از سالى سه کرور متجاوز است و بدبختانه تا امروز اداره نشده است حتى این که انگلیس‌ها درخت‌هاى کنار خلیج فارس رامی‌اندازند براى کشتى‌ها کار مى‌کنند و همین طور سایرجنگل‌ها و جنگل‌هاى مازندران و جاهاى دیگر که اسمش راهم نشنیده‌ایم آمدیم به سرابنبه یک یک از قلعه‌جات شما قلعه سلاسل است که به توسط گمرک اجاره کرده‌اند و قریب ده هزار تومان مصارف آنجا شد در صورتی که ممکن

+++

 بود هفت هشت هزارتومان ازآنجا عاید دولت شود همین طور تلگرافخانه و گمرک خانه‌ها از قلعه‌جات دیگر تمام اینها داخل درابنیه هستند و یکى دیگر باغ‌هاى دولت می‌باشد بعضى ازآقایان نمایندگان تصور می‌فرمایند که باغات منحصر به همین باغات طهران است درصورتی که دولت دراطراف و ولایات خیلى باغ دارد من جمله قصر و کرمانشاهان و همچنین سایر جا‌ها است که به واسطه عدم مراقبت اغلب آنها خراب شده است. آمدیم به سرمعادن یکى ازمعادن ،معادن خلیج فارس است که خیلى اهمیت دارد و همچنین معادن دیگر که درایران است حالا شما مى‌خواهید تمام اینها را رجوع بکنید به یک دایره خوب است خودتان ببینید یک دایره مختصر می‌تواند سالى هفت کرور را براى شما اداره کندحالا اگر تا به حال دیدیدکه کارى از بیش نرفته است این نه از این جهت است که اداره کار نکرده است والّا ادارات هست نهایت این است که باید یک امتحانى بکنند و اشخاص کافى را بیاورند همین که اینها کار نکردند دلیل این است که اینها را لازم نداریم شما چرا مالیات را نمى‌توانید زیاد کنید همین هفت هشت کرور عایدى براى شما حاصل خواهد کرد و از این طور کارها به خوبى ممکن است که برمالیات افزود و از این راه اقلش قریب سه کرور براى شما عاید خواهد شد اینها را باید اخذکرد یا آن که همان طور که سال‌ها است مانده است بماندالبته اینها را باید اداره کرد مثلاً براى یک باغى که چندنفر باغبان لازم دارد بگویند چهار باغبان کافى است درصورتی که آن چهار باغبان به واسطه زیادتى کارشان درست نمی‌توانند به عمل باغ رسیدگى نمایند موقع رسیدگى به موجبات یک وقتى خبردار می‌شوند که میوه‌جات رسیده و پوسیده شده و گندیده و ضایع شده و کلى ضرر وارد آمده است براى آن که ملاحظه مواجب و حقوق جزئى چند نفر را خواستند بکنند که صرفه جوئى شود و درضمن دچار ده مقابل ضرر آن شدیم اگر بخواهیم به این طور رفتار کنیم و تا این اندازه صرفه جوئى و در ضمن دچار ده مقابل ضرر آن شدیم اگر بخواهیم به این طور رفتار کنیم و تا این اندازه صرفه‌جوئى نماییم این درحقیقت خیلى دورى است از ترقى البته این ادارات باید تشکیل شود و شعبات آن هم کشیده شود به ولایات تا بتوانیم کسر بودجه را پرکنیم این کارهایى که فایده دارد باید زودتر اقدام کرد که بشود زودتر از آن نتیجه گرفت.

افتخارالواعظین- بنده با فرمایشات آقاى بهجت مخالفم یک قانونى آمد به مجلس که آن قانون وزارت علوم اوقاف و فوایدعامه بودیعنى قانونى بودکه با وزیرعلوم و فواید و اوقاف ایران نوشته بودچون ادارات را در وزیر یک دیگر نوشته بود و مجزا نکرده بودند درمجلس ایراد شد و قرار شد که مجزا کنند و بیاورند به مجلس آقاى حاج وکیل‌الرعایا گویا اشتباه کردند امروزگفته شدکه بروید یک قانون وزارت فوائدعامه و یک قانون وزارت معارف درست کنید و بیاورید از براى ما و گفتند که ادارات این سه وزارتخانه در این یک وزارتخانه اداره خواهدشد ولى از هم مجرى کنید بنده عرض می‌کنم اگر این قانون را براى وزارت فوایدعامه انگلیس‌ها می‌نویسیم اینها را لازم داشتیم لکن ما قانون اداره فوایدعامه ایران را می‌نویسیم ما امروز بنا به تجربه که کرده‌ایم دیده‌ایم ازتاسیس ادارات که فایده برده‌ایم زیادى مخارج بوده البته هر وقت که ایران داراى معادن مکشوفه شد تمام اهالى داراى کارشد و خطوط راه آهن تاسیس شد و مثل سایر دول متمدنه ادارات ما مرتب شد و جنگل‌هاى ماهم مثل جنگل‌هاى دول متمدنه صورت ادارى پیدا کرد باید به حسب مقتضاى وقت اداراتش را مرتب کرد و قانونش اجرا شود بنده عرض می‌کنم که قانون هیچ وقت نوشته نمی‌شود مگر براى اجرا قانونی که نوشته می‌شود براى سه سال یا ده سال یا 20 سال بعد بنده عرض می‌کنم آن قانون نیست باید درهمان وقتى که نوشته می‌شود شروع به اجرا شود قانون بسته است به اسباب یعنى باید ببینیم به هراندازه که پول داریم به هراندازه که وسعت داریم به همان اندازه پول و وسعت خودمان اداره تشکیل کنیم بلى وقتى که آمدند تمام معادن ایران را از ما امتیاز گرفتند و مشغول شدند آن روز ما باید یک اداره فوایدعامه تشکیل بدهیم که داراى دوائر و شعب باشد ولى بدبختانه بنده می‌بینم که تا امروز هر امتیاز‌ى که به اینجا آمده است ما در آخر آن امتیاز قیدمی‌کنیم که شرکت با اتباع خارجه نشود و بنده عرض می‌کنم که این یک سد سدیدى است که جلو ترقیات ما را می‌گیرد برفرض یک وقتى دولت یک امتیازات غیرصحیحى داد این سبب نمی‌شود که ما امروزخائف نشویم و درتمام امتیازخودمان این کلمه را در آخر قانون قید کنیم که اتباع خارجه نداشته باشند با این که می‌دانیم که سرمایه ما نمی‌تواند معادن ما را اداره نمایدسرمایه ما نمی‌تواندخطوط راه آهن براى ما راه بیندازد بنده عرض می‌کنم به اندازه که ما امروز پول داریم و اسباب داریم و می‌توانیم قانون را اجراکنیم به همان اندازه نباید اداره تشکیل کنیم به اندازه که 20 سال بعد اداره لازم داریم لازم نیست که امروز قانون وضع کنیم پس امروز باید براى رفع احتیاجات فورى خودمان قانون وضع بنماییم براى ده سال بعد که کارها وسعت پیدا می‌کند قوه مقننه همان وقت یک قانونى وضع خواهدکرد و قوه مجریه اجرا می‌کند پس امروز همان طوری که بعضى از نمایندگان محترم فرمودند خوب است اداره اوقاف ومعارف فوائدعامه درتحت اداره یک وزیرباشد بعضى اعضاى دیگر هم لازم ندارد به این جهت بنده تصویب می‌کنم که باغات و معادن و راه‌ها ومیاه هم درتحت یک دایره باشد.

رئیس- همین قدرعرض می‌کنم که آقایان فراموش کردندخودشان اصرار داشتند که این لایحه برگردد تفکیک شود حالا این مذاکرات را مى‌فرمایند این که اینجانوشته شده است  وزیرفوائدعامه امروز لازم نیست که به محض این که این قانون گذشت فورى وزیر فواید معین شود این قانونى است که براى اداره فواید عامه نوشته‌اند و معلوم است که فعلاً اداره فواید عامه و علوم یکى است و پس مایک وزیر یک مدیر یک ترتیب محاسبات خواهیم داشت و حالا مذاکره دراین است که آیا این اداره دایره باشد یا یک دایره باقى مذاکرات زیادى است.

حاج آقا- بنده کاملاً با این فرمایشى که فرمودید موافقم و هم چنین در این که ماده اول و دوم باید باشد نهایت این است که درمقام بودجه نباید تصویب کنیم وچون راى داده‌ایم که باید این دو قانون از همدیگر تفکیک شود بالواسطه نمی‌شود توام باشدولى این مسئله را عرض می‌کنم ما نباید آن نقطه نظرى راکه درآن وقت داشتیم فراموش کنیم دراین ماده سیم اگرچه ما بخواهیم فقط لفظ اداره را برداریم و به جاى او دایره بگذاریم و اشخاص هم همان اشخاص و بودجه هم همان بودجه که بو دباشد هیچ فایده ندارد به کلى نقص خواهد بود تا وقتی که تبدیل اداره به دایره قرار دادیم براى این بود که رئیس اداره را یک مواجبى رئیس داشت و مواجبشان خیلى فرق می‌کند و اما این مطالبى که آقایان مى‌فرمایند نظیر همان مطالبى است که در موقع لایحه امتیاز چرم‌سازى و صابون سازى می‌گفتند و گمان می‌کنند که ما نمی‌خواهیم اداره شود و گویا خیال می‌کنندکه یک کسى هست اینجا که مخالف باشد و بگوید که جنگل‌هاى ما نباید اداره شود یا این که باغات و راه‌ها نباید اداره شود گمان نمی‌کنم که یکى از افراد این مملکت بگوید که نباید باشد لکن بنده می‌گویم اگر ما امروزه ده تا منبر و صندلى دیگر در طهران زیادکردیم آیا فردا مازندران کرمانشاهان عربستان از تطاول داخله وخارجه محفوظ می‌ماند یا آن که می‌گویند اشخاص کافى بیاورید کار بکنید اگراشخاص مملکتمان همین اشخاصند که ما می‌بینیم از زیادکردن دایره هیچ فایده نبرده‌ایم و هیچ ثمره از آن ندیده‌ایم تا وقتى می‌توانیم این معادن ثروت خودمان را حفظ کنم که قواى نظامى خودمان را تکمیل کنیم باقدرت قشون وحکومت این فواید را حفظ کنیم ولى مادامیکه ازاین قشون وحکومت محروم هستیم هى اداره زیاد کنیم هیچ فایده غیر از ضرر بودجه نداریم و به جهت این بود که پیشنهاد کردم که این ادارت را یکى بکنند.

دراین موقع پیشنهادى از آقاى فهیم‌الملک به عبارت ذیل قرائت شد.

این بنده پیشنهادمی‌کنم ماده اول این طور نوشته شود.

1- اداره جنگل‌ها و ابنیه و باغات ومعادن و طرق و شوارع و میاه یک نفرمدیرکل خواهد داشت ترتیب تعیین شعب جزء بسته براى وزیر بلاواسطه اداره مزبوره است که موافق مقتضیات موقع و اهمیت کارشعب این اداره رامعین خواهدنمود.

منتصرالسلطان- دراین مسئله که اینجا مذاکره کردند بنده همراه نیستم فرمودند که این ترتیب طرق و شوارع مرتب نیست چه باید کرد و چه خواهدشد این بالقوه مقننه است که بخواهد از هیئت دولت که چرا ا‌ین کارها مرتب نمی‌شود و

+++

 چرا مجازات نمی‌دهند و به واسطه نبودن مجازات است که این کارها تابه حال این طور شده است و چگونه می‌توان تصور کرد که این دو ماه یکى شود درتحت یک اداره درصورتى که یک اداره غرض بفرمایید باید اجازه بدهد باید قرار آن کار را بدهد مثلا یکى ازکارهاى اینها معادن است که باید امتیاز بدهد یا بعضى کنترات‌ها ببندد یک کلکسیون تشکیل بدهند و بیاورند در وزارت معادن که هرکس بخواهد کلکسیون را بخواند در زیر سنگى گذاشته شده است وکتابچه مخصوص باشد که بیایند آنجا و بنویسند که این معدن درفلان نقطه است چقدراست اسم او چه چیز است چقدر فقره دارد و ملاحظه کرده‌ایم و نقشه‌هاى این معادن از چه شکل است هرکدام چند ذرع درچندذرع است یا این که درفلان جا نقطه پیداشده است به چه ترتیب و به چه شکل یکى هم معادن است که چندین کارها دارد از قبیل نقشه کشى و غیره و یکى از آنها جنگل‌ها است که تقریباً شصت و هشت یاهیجده فرسخ جنگل‌هاى بحرخزر است بعضى جاها بیست فرسخ بعضى کم‌تر بعضى بیشترهمچنین بعضى جاها یک فرسخ و بعضى جاها به تفاوت و همین طور سایر جاها ما نباید این کارها را بکنیم براى این که پول نداریم بنده می‌گویم و عرض می‌کنم حکماً باید دوائر خودمان رامرتب کنیم بنده شخصاً متقاعد نمی‌شوم و می‌گویم پول ندارید باید فرض کنید و آن کارها را کردید اشخاصى که کار نکردند و تقلب کردندمجازات بدهید و حاضر شوید براى این کار یک لحظه راحت نکنید تا آن که اداره فواید شما صورت ادارى پیدا کند عایدى پیدا کند و آسایش براى اهالى این آب و خاک فراهم نمایید به عقیده بنده اگر بیاییم اینجا بنشینیم و قانون وضع کنیم و بگوییم چون پول نداریم نباید این ادارات تشکیل شود این هم یک ضررى خواهد بود بر مملکت یکى دیگرهم درباب ابنبه بود یک فقره از آن ابنیه را به شما نشان می‌دهم دریکى ازاماکن مقدسه که درجوارحضرت معصومه است امام زاده‌ای است و خشت‌هایى از کاشى داردکه مبالغى قیمت دارد و یکى از خشت‌هایش را دزدیده بودند از قراری که تحقیق شده است برده بودند در فرانک و چند هزار فرانک فروخته‌اند وحالا ازطرف وزارت فوایدعامه مامورمخصوص فرستاده شده که آنها را محافظت کنند و همچنین درمقبره شیخ صفى در اردبیل که یکى از اماکن محترمه است درآنجا کاشى هاى قیمتى است و بعضى چیزهاى دیگر که به واسطه نبودن اداره اوقاف ما نمی‌دانیم که چه خبرها در آنجا هست و چقدرسرقت شده است مطلع نیستیم که چه بوده و چه نیست براى این که اگر مطلع بودیم اینجا نمی‌نشستیم بگوییم که این اداره امروز لازم نیست مدت‌ها است که اسباب وآلات این اماکنه مقدسه را سرقت می‌کنند و مى‌برند و تصور نمى‌فرمایند از این قبیل اماکن مقدسه سه هزارها داریم که هیچ خبر نداریم و دایم دارند خشت‌ها و اسباب‌هاى آنجا را سرقت می‌کنند و اشیاء آنها را می‌برند این یکى راجع به ابنیه عتیقه و جدیده که باید به تمام اینها رسیدگى کنند و دیگر مسجدهاى کهنه از جمله یکى مسجدجمعه اصفهان که داراى کاشى هاى قیمتى است وقتى علیهذا یکى دیگرمسئله راه‌ها بودکه فبل از وقت توضیح دادم چگونه می‌توانیم به‌ اتمام این کارها که هریک از آنها کنتارتشان و ترتیباتشان چه اندازه کار دارد و لا‌ینقطع محتاج می‌شوند به یک اداره مخصوص براى ترتیبات کارشان یکى دیگر در باب دریاچه شاهى است چقدر مذاکره لازم دارد این است که بنده حقیقت عقیده‌ام این است که وزراء و ادارات خیلى کارکرده‌اند ما نباید به این اندازه قدرناشناس باشیم این کارها کى درایام قدیم مجرى می‌شد یا این که رسیدگى می‌شد تا چیزى می‌شود می‌گویند صندلى و میز زیاد بکنیم بنده عرض می‌کنم که این صندلى و میز بسیار خوب کار کرده است چون ما درخارج از این شهرنرفته‌ایم که بدانیم چقدر کار کرده‌اند و چون اهل کارنیستیم نمی‌دانیم بنده از وزارتخانه‌ها خیلى متشکرم و می‌دانم چقدر کار کرده‌اند و چون اهل کارنیستیم نمی‌دانم بنده از وزراتخانه‌ها خیلى متشکر هستم و می‌دانم چقدر کارکرده‌اند و ما داریم لاینقطع مردم را ازخودمان مأیوس می‌کنیم و یک جارو برداشته‌ایم تمام اینها را جاروب می‌کنیم.

رئیس- مذاکره دراین ماده کافى است حال شروع می‌کنیم به شور در ماده دوم ماده دوم به عبارت ذیل قرائت شد.

فصل دوم در وظایف وزیر و اعضاء ادارات‏

ماده (2) وظایف وزیر (2) ترتیب لوایح قانونى و اجراى قوانین موضوعه درتصحیح و تکمیل امور فوائد عامه‏

 (3) ترتیب شعبه و دوایر وزارتخانه درایالات ولایات‏

 (4) حفظ ارتباط ادارات وزارت فوایدعامه با سایر دول‏

 (5) سعى در ازدیاد منافع و عایدات دولت از منابع طبیعى مطابق قوانین موضوعه‏

 (6) دقت و مراقبت در مواد فصل امتیازاتى که راجع به فواید عامه پیشنهادمی‌شود.

آقامیرزا احمد- درفقره سیم نوشته است ترتیب شعب و دوایر ایالات و ولایات بعد از آنى که درمرکز دایرشد در ولایات شعب است و این دوایر زیادى است.

افتخارالواعظین- بنده باز عرض اولیه خودم را تکرار می‌کنم که اگر مراد از این قانون این است که بعدها هم هرقدر که توانستیم درایالات و ولایات برحسب اقتضاى وقت شعب و دوایر تاسیس نماییم و امروز که این قانون گذشت مجرا نخواهد شد بنده تصویب می‌کنم والّا اگر غرض گذشتن این قانون از مجلس شوراى ملى این است فوراً دایره وشعبى درمرکز و ولایات تاسیس شود و ملاحظه بودجه و مقتضیات زمان نشود به هیچ وجه من‌الوجوه همراه نیستم.

فهیم‌الملک- در امور راجعه به اداره جنگل‌ها و غیره اینجا در بالا نوشته‌اند وظایف وزارت فواید عامه و بعد در اینجا نوشته است وظایف اعضاء وغیره وچیزهاى دیگر وزارت داشتن اهمیتى ندارد وزیر یک لایحه پیشنهاد می‌کند می‌گوید در فلان نقطه فلان مخارج لازم است نباید بگوید در ایالات ولایات لازم نیست که دراینجا نوشته شود زیرا که دایره و شعب بسته به نظر وزیر است چنانچه صلاح بداند معین می‌کند و لایحه پیشنهاد می‌کندکه درفلانجا هم فلان قدر مخارج امروز لازم است و در اینجا قید کردن این هیچ لزومى ندارد دیگر می‌نویسد سعى در ازدیاد منافع طبیعى موافق قوانین موضوعه وزیرتکلیفش نیست که آن قانون را به موقع اجرا بگذارد اگر حالا منافع زیاد نشد دیگر وزیر چه مسئولیت دارد به عقیده بنده این مسئولیت زیادى است ازدیاد منافع باشد ولى این مسئولیت بى جا است نباید باشد.

حاج وکیلالرعایا- تقریباً این که اینجا ذکر کرده است اگرقدرى روشن شود گمان می‌کنم اشتباهى باقى نماند آن این است که اول یک اشخاصى را براى خدمت معین می‌کنند و از آنها اصلاحات می‌خواهند اگر ما می‌خواهیم به آن اصلاحات برسیم قبل ازاین که آنها را به آن اشخاص واگذارکنیم دیگر در هیچ جاى عالم بنده ندیده‌ام که ازکسى مسئولیت بخواهند اینها اول یک مقدمه دوم دارد مقدمات اول آن یک وزیر است بعد از آن تقسیم کار سیمى نتیجه اگر از ابتداء جلو کار را بگیریم به نتیجه نمی‌رسیم و اینها را چون مقدمه کار می‌دانیم گمان می‌کنم که یک اسرافى کرده باشیم به این جهت تصور نمی‌کنم که بشود این‌ها را تصویب کرده اگر بخواهیم وضع ما به حال حالیه نماند و اگر بخواهیم بحال حالیه بماندخیلى ازاین چیزها را می‌شود ترک کرد و اگرخواسته باشیم به نتیجه برسیم و باید داشته باشیم ممکن است که منتظرشد این کارها را از قرار صدى بیست وپنج بتوانند اصلاح کنند و اما این که یکى ازآقایان فرمودند راه این تا چند سال دیگرممکن است بنده می‌دانم ممکن نیست ولى عرض می‌کنم اگرشما یک وزیر با تدبیرى باشید تاسه سال دیگر ممکن است که راه آهن داشته باشید فقط مانع شما نداشتن وزیر است چه ندارید براى چه معطلید تمام اسباب موجود است فقط براى نداشتن آدم معطل هستید بعضى ازآقایان دائم اظهار می‌دارند که ما خیلى از بودجه کسرداریم درصورتی که بنده اطمینان می‌دهم که دراین مدت که یک دوره تقنینیه است دولت مخارج خودش را کرده است و حقوق فشون و انتظامات اداره مملکت راهم پرداخته‌اند از عایدات مملکت و قرض نکرده است‏.

آقامیرزا احمد- آقاى فهیم‌الملک دوسه اشکال دراینجا کرده‌اند اشکال اولشان این است که ریاست وزیر دراین جا نوشته نشده است اگر نظرى بفرمایید در وظایف مدیرکل خواهید دید در ماده راجعه به مدیرکل مسئول در نزد وزیراست درتمام دوایردولت و تمام ادارات و شعبات مسئول دارند در نزد وزیر اما درباب دائره دوایر لازم نیست که بگوییم وزیرمسئولیت دارد به واسطه آن که وزیر

+++

ریاست عالیه دارد اما این که درمسئله سیم فرمودند که ترتیب شعب در ولایات و ایالات باشد لازم نیست بنده عرض می‌کنم اگر وزیر مصلحت دیدخواهد کرد پس آن قاعده باید بگوییم هیچ کدام لازم نیست به جهت آن که تمام همین طور است البته باید معین کرد که اگر یک وقتى عمل کرد برطبق این ماده از او استیضاح شود اما اشکالى که درمسئله سعى در ازدیاد فرمودند خیلى غریب است سعى در ازدیادشدن منافع است وزیراول سعى خودش را باید بکند منتهى اگر زیاد نشد اومسئول نیست البته او باید سعى خودش را بکند و مسامحه و مماطله اگر نماید مسئول است پس مسئولیت سعى در ازدیاد است نه در ازدیاد.

فهیم‌الملک- می‌فرمایند که اینجا نوشته شده است مدیرکل مسئول وزیراست درست است اینجا نوشته شده است که او باید اداره را منظم کند به همان ترتیب که نوشته شده است او براى این است که آن قسمتى از کارهاى دولتى که درآن قسمت از وزارتخانه باید بشود مخصوصاً مسئولیت آن مدیر باید معین باشد این یک چیز اساسى است مخصوصا دراین مملکت تاکنون بیست وزیرداشته است و حالا که مى خواهید کار‌ها را به طور قانونى اداره کنید وزیر رسیدگى به کدام یک ازشعب دولتى می‌تواند بکند در این جا که می‌نویسد رسیدگى به امورات ادارات با مدیران باید باشد اولش مسئولیت در کارهاى مرجوعه است درحدود آن قرار دادمنظور خواهد شدولى این ماده هم که نوشته شده است درجزء وظایف وزیر باید این مطلب معلوم شود زیرا که اینجا می‌نویسد مدیرجنگل‌ها و معادن بعدمسئولیت صحت عمل درتصرف ادارى شعبه دیگران ترتیب رامعین نکرده است حفظ ارتباط فوایدعامه باسایردول معین اگرسایر جنگل‌ها خواست با خارجه یک امتیازى بدهد می‌تواند آن مدیر رابطه داشته باشد وزیر او را بایدحفظ کرده باشددرصورتى که این وظیفه وزیراست باشعب نیست نه به اسم مدیرادارات و نه به اسم مسئول شعبه‏.

آقاشیخ ابراهیم- به عقیده بنده اینها که اینجا نوشته شده است تمام را می‌خواهد وهمه از وظایف وزیراست اجراى اینها هم باید بشود وظیفه وزیرمسئولیت اجراى قوانین وترتیب لوایح قانونى واجراى وظایف تمام درتحت این است بلکه این کافى است اگر بخواهیم شعبه بکنیم زیاد می‌شود بدیهى است معلوم است که وزیر در تمام اینها مسئولیت دارد.

رئیس- مذاکرات به قدر کفایت شد بقیه این قانون می‌ماند براى جلسه آتیه حالا یک تقاضائى شده است ازطرف چند نفر از نمایندگان که به ملاحظه اهمیت فارس کمیسیونى مرکب ازشش نفر یا وکلاى فارس تشکیل شود که بروند با وزرا مذاکره نمایندکه هرچه زودتر ترتیبى براى آن داده شود.

آقا میرزا ابراهیم خان- تقاضاى مزبور را که ذیلاً نوشته می‌شود قرائت نمود.

به ملاحظه اهمیت موقع فارس تقاضا ازمجلس داریم که کمیسیون مرکب ازشش نفرانتخاب شودکه با وکلاى فارس وزرا را ملاقات کرده و اهتمام عجله دراصلاحات جنوب را یادآورى نموده که هرچه زودتر ترتیب اصلاحات فارس داده شود و امرجنوب بگذرد (امضاء کنندگان حاج سیدابراهیم نماینده فارس با 15 نفردیگر از نمایندگان).

افتخارالواعظین- بنده همین قدرمی‌خواستم عرض کنم که غرض از انتخاب این کمیسیون مداخله دراجرائیات نیست غرض این است که یک مددفکرى به وزیر بدهد و یک نظرى داشته باشد در این که هیئت وزراء دراصلاح امور جنوب اهالى بنمایند و مدد فکرى به آنها بدهندکه درتنظیمات امر جنوب بیشتر از آن که مقتضى است اهتمام نمایند.

ارباب کیخسرو- اهمیت مسئله جنوب را بنده فوق این اظهارات می‌دانم و در باب اهمیت آنجا بحث ندارم عرض می‌کنم که انتخاب کمیسیونى مخصوص به جهت مداخله درتعیین حکومت و امثال آن از وظیفه قانونى ما خارج است و درصورت لزوم مددفکرى هم باید وزیر مسئول چنین تقاضایى بنماید فقط وظیفه ما این است که جداً از وزیرمسئول حاکم و امنیت کلیه فارس و سایرنقاطى که بى حاکم و مختل است بخواهیم درصورت غفلت وزیر درتحت سئوال و استیضاح به تکلیف خود عمل نماییم غیر از این بنده معنى تعیین کمیسیونى ازطرف مجلس مخصوص این کار که بروند با وزیر مشغول مذاکره و سئوال و جواب شوند نمی‌فهمم‏.

حاج مصدق‌الممالک- بنده خواستم عرض کنم که اگر چنین کمیسیونى لازم است تشکیل شود اختصاص به فارس ندارد براى این که اغلب ولایات حکام نداردچرا یک توجه‏ به غرب نمی‌کنید چرا به کردستان توجه نمی‌فرمایید و همین طور بروجرد لرستان که دو ماه است که بى حکام مانده است اگر همچه کمیسیونى لازم باشدچرا براى تمام ولایات معین نمی‌کنید.

معاضدالسلطنه- بنده به بعضى مناسبت یک قدرى اهمیت می‌دهم به این کمیسیون و اگر وکلا دقت بفرمایند در تشکیل این کمیسیون می‌دانندکه این کمیسیون خیال دخالت دراجرائیات را ندارد چنانچه سابقاً‌ در وقتى که می‌خواست اردو براى آذربایجان برود چند نفراز وکلا رفتند و همین طور درمسئله زنجان وکاشان بنده وآقاى میرزا اسمعیل نوبرى رفتیم و چندشب و روز مشغول شدیم حتى درصورت حساب بنده سند دادم دروزارت مالیه تا این که لوازم تهیه شد و ابوالقاسم خان رفت براى رفع اشرار به این جهت بنده تقاضا می‌کنم که این شش نفر را همان طور که تقاضاشده است خود آقاى رئیس انتخاب بنماید که بروند آنجا و براى ترتیبات که لازم است از پول و غیره هرطورى هست سعى کنند که زودتر اردوئى به آنجا برود و زودتر امر آن نقطه اصلاح شود.

حاج شیخ اسدالله- این که پیشنهاد شده است که این کمیسیون انتخاب شود بنده نمی‌دانم مجلس شش نفر را انتخاب کندکه بروند چه بکنندحاکم معین کنند به ما چه ربطى دارد مداخله دراجرائیات من نمی‌دانم این کمیسیون چه کار باید بکند اصلاح امر فارس به ما چه ربطى دارد این کمیسیون را شاید انتخاب بکند و کارى از بیش نرود آن وقت می‌گویند گردن مجلس است الان سه ماه است فارس حاکم ندارد و هرچه سئوال و استیضاح کردیم حاضرنشدندکه جواب بدهند وقتى که کار به این جا رسید به یک همچه بلیه مبتلا شدیم حالا می‌گوییم مجلس باید کمیسیونى معین کند که بروند مذاکره کنند بنده نمی‌فهمم مقصود از این مذاکره چه چیزاست و این کمیسیون چه کار باید بکند پس اقلاً خوب است (معین کنند که این شش نفر بروند چه بکنند آن وقت ببینیم که راى بایدبدهیم یاخیر).

حاج سیدابراهیم- بنده لازم نیست خاطر نمایندگان را از اهمیت فارس مسبوق نمایم که چه موانعى براى اصلاح آن درپیش است ولى درجواب آقاى ارباب کیخسرو عرض می‌کنم که بعضى تلگرافات فارس راکه ما دیدیم درروزنامه درج کردند ایشان به ما اعتراض کردند که شما نمایندگان داراى مقام رسمى هستید چرا این تلگرافات را ندادید به رئیس که اقدام صحیحى بشود بنده عرض می‌کنم البته وزیر وقتى که تاخیرى در کارش شد یا به واسطه مانع یا به واسطه قصورمقتضیات باید نماینده به مجلس اظهار کند و مجلس آن وقت حق سئوال و استیضاح را به او می‌دهد ولى درمملکت ما آن ترتیب چون معمول نیست و همین که می‌گوییم فلان کار را بکن به مثل مشهور (ندادید بنباو دیدنش فرمود) به وزیر می‌گوییم حتى انتظام بده اما آنچه به نظر خودت می‌رسد نکن و به ملاحظه همان اصرار و ایرادات خود ارباب که شما چرا به مجلس اظهار نکردید و از مجلس نخواستید لهذا بنده که یکى ازنمایندگان فارس هستم و سایرنمایندگان فارس که یک اندازه ازسایرین دراین خصوص بیشتر مساعدت کردندگفتیم که طریقى را که مجلس می‌تواند مساعدت کند این است که کمیسیونى انتخاب نماید براى این که مجلس نمی‌تواند یک روز رسمى را صرف این کار کند کمیسیونى تشکیل می‌شود و این کار رامی‌کندیعنى اگر قصورمقتضیات و وجود مانع است که رفع می‌کنند و اگر نیست تاکید مى‌کنند زیاد بر این عرض ندارم و عقیده من این است که مجلس این کمیسیون را انتخاب کند و ما را مجبور نکند که صریحاً بگوییم موانع خارجى چیست و مانع کیست.

حاج آقا- بنده در انتخاب این کمیسیون همان طورى که آقاى معاضدالسلطنه تقاضا فرمودند مخالفتى ندارم ولى این معنى را می‌خواستم خاطرنشان آقایان بکنم که فراموش نکنند که روح مشروطیت و حقیقت سلطنت ملى را آنهایی که بصیرت داشتند و از این مقامات به خوبى آگاه بودند تفکیک قواى ثلثه از یک دیگر گفتند یعنى قواى مملکتى را که درقانون اساسى می‌نویسد سه فقره است اصل قوه مقننه و دوم قوه قضائیه و قوه اجرائیه عقبش هم می‌نویسد که این قواى ثلثه ازهم منفصل و ممتازند و هر دولتى که بخواهد اصول مشروطیت را درمملکت خود مجرى بدارد این اصل را باید سرمشق خود قرار بدهد اما چون ترتیب کارهاتان ازاین مطالب گذشته است عرض می‌کنم که من مخالف نیستم با این که یک کمیسیون از مجلس منتخب شود ولى این مطلب را مجبورم بگویم که به واسطه

+++
 ملاحظه بعضى‌هایی که حقشان نبود در امور مملکتى مداخله بکنند بود که این قدر مداخله کردند و کردند تا کارها را به جایى رساندند که ما مجبور شدیم ازتمام ترتیبات خودمان دست برداشتیم و می‌گوییم امروز دست بدست همدیگر داده کارى بکنیم که شاید اصلاحى بشود و تمام این تقصیرات حقیقت این بی‌ترتیبى کردن آن کسانى است که می‌آیند اینجا محل نطق قسم می‌خورند و می‌ایستند و عنوان می‌کنند که چنین و چنان در راه مشروطیت و وطن خدمت کرده‌ایم و می‌کنیم ولى حقیقت استبداد و تخلیط قواى ثلثه دولتى را آنها اجرا مى‌کنند و وقتى که قوه مجریه مهیا می‌شود از براى اصلاح ترتیبات امور مملکت گذشته از این که مانع می‌شوند تهدیدش هم مى‌کنند و از تهدید هم بک ندارند و مادر این مدت یک سال دیدیم که قوه ثلثه به واسطه این مداخلات و تهدیدات چه شده قواى دولتى منحصر شد و قواى ثلثه تماماً در یک دست گرفته شد گاهى با هم ضدیت می‌کردند و گاهى اعمال هم دیگر را تنقید مى‌نمودند و گاهى هم متوقف می‌کردید به دلخواه یک نفر و بعدهم دیدیم که از به چنگ گرفتن قواء دولتى به یک دست و از مداخله یک نفرى که مداخله او برخلاف وظیفه است و برخلاف وجدان و خلاف قانون و قسم ما است نتیجه و فایده‌اش این شد که استبداد عود کرد والان ناچارشدیم ازاین که بگوییم که قوه به او منحصر است و هرترتیب غیرشرعى را مى‌خواهد درمملکت می‌کند و ما هیچ نگوییم به این که همه مان متملق هستیم و می‌دانیم ابتکار برخلاف قسمى است که خورده‌ایم و برخلاف اساس حریت و آزادى است که خون‌هاى جوان‌هاى ایرانى براى آن ریخته شده است اینها را می‌دانیم که برخلاف تمام این مطالب است و معذلک بهم می‌گوییم نباید مخالفت کنیم چون قوه مان همین است بنده عرض می‌کنم این را نباید بگوییم و نباید مرعوب بشویم و باید ملتفت باشیم که خودمان باعث شده‌ایم که نقشه انحصار قوا پیشرفت که حالا درقضیه جنوب به واسطه ناچارى این کار را مى‌کنند و بنده موافقم به این که با وزرا باید کمک فکرى کرد و راى هم درباب تشکیل این کمیسیون بدهیم ولى جداً می‌گویم تاقواى این مملکت درتحت یک مرکزی است نیامده است و تا قوه مجریه نتواند مملکت را به اختیار خودش اداره کند و نتواند مختارانه اقدام درکارهاى راجع به خودش بکند و با هیئت دولت درحوزه مسئولیت خودشان مختارنباشند و تا یک نفر بختیار‌ى به میل خودش تصرفات مالکانه درقوه دولتى می‌کند و نمی‌داند که حد او با یک نفر از افراد این مملکت مساوى است واگرشرفى داشته باشدشرف خدمت بملت ونوکرى افراد این مملکت است و اگریک روزى ازاین جاده خدمت به ملت منحرف شد همان قواى ملى که مرکب ازبنده وسایرین است همان قواى ملى که او را از اولین درجه ذلت بلندکرده و به اعلى مرتبه سعادت رسانیده همان هایی که محمدعلى میرزا را از تخت سلطنت کشیدند او را پائین خواهند آورد این اقدامات مفید فایده نخواهدبود و هیچ شبهه نداردکه باید هر کسى که این کار را می‌کند این معنا را بداند و بفهمد بنده این مطلب را اینجا علناً می‌گویم و هیج پرواز تهدیدات ندارم براى این که می‌دانم اگرکشته شوم ملت ایران می‌فهمند و می‌دانندکه یک نفر وکیل نماینده شان بودکه بى ترس و بى پرده حرف زد حق شناس مى‌باشد و نخواهند گذاشت خود من پامال شود.

حسنعلى خان- بنده عرض می‌کنم که یک قسمتى ازفرمایشات آقاى حاج آقا خارج از موضوع و خیلى راجع به این پیشنهاد نبود ولى دوکلمه هم بنده لازم می‌دانم عرض کنم و آن این است که نمایندگان ملت وقتى که درمجلس شوراى ملى جمع می‌شوند به هیچوجه نمی‌شود گفت فلان وکیل فارس است و فلان وکیل عربستان است و هریک از وکلا نماینده تمام این ملت و مملکت و وکیل تمام نقاط ایران هستند و بنده عرض می‌کنم هیچ شبهه و شکى نیست دراین که قانون اساسى تصریح می‌کندکه قواى ثلثه باید از هم مجزا و منفصل باشد این را بنده هیچ اشتباه ندارم و می‌دانم که این یکى ازچیزهائى است که سایرممالک آن را در قانون اساسى خودشان قیدکرده‌اند لکن ما باید ببینیم که حال امروزه مملکت آن طور نیست که بگویند یک هفت نفرى بروند و یک گوشه بنشینند و نظریات خودشان را در اصلاح امور به قوه مجریه بگویند و به وزراى خودمان بگوییم که ما به شما نه کمک فکرى و نه کمک عملى می‌کنیم و هر روزی که ازشما خطائى سر زد از شما استیضاح خواهیم کرد سئوال خواهیم کرد امروز آن روزنیست‏.امروز آن روزى است که همانطوری که آقاى حاج آقا فرمودند ما دست به دست هم بدهیم و اموراین مملکت را اداره کنیم مگر دست بدست هم دادن عیب است مگر وزراء از افراد این مملکت نیستند ما نمایندگان ملتیم آنها هم نمایندگان دولت هستند نمایندگان دولت و ملت باید هم کارى کنند و ازمعلومات همدیگر استفاده کنند و یکى از اشخاصى که این تقاضا را امضاء کرده است بنده‌ام عرض می‌کنم که حال امروز فارس طوری است که بایدخیلى او را اهمیت داد آقاى حاجى مصدق‌الممالک که اختصاص به فارس ندارد صحیح است باید براى تمام زودترحاکم معین کرد و اصلاحات نمود ولى البته درروزنامه‌جات که خوانده‌اید می‌دانید که موقع امروزه فارس خیلى باریک‌تر از این است که درمجلس یک ساعت از آن مذاکره و صحبت کنیم و در این چند روزه اقداماتى نشده است و واقعاً یک حکومتى منصوب نکرده‌اند و یک قوائى نفرستاده‌اند بنده‌ام این مخالف قانون اساسى نمی‌دانم که یک هیئتى بروند و از وزیر داخله و هیئت دولت بخواهندکه شما باید تا فلان ساعت یک ایالتى براى فارس معین کنید این را بنده ابداً وبه هیچ وجه خلاف قانون نمی‌دانم بلکه ازحقوق مشروعه خودمان می‌دانم به جهت این که اگر خداى نخواسته صدمه ازبراى هریک ازنقاط این مملکت وارد بیاید آیا وزراء بیاورد مسئولند یا نه خیر تمام ماها مسئولیم این حرف کدام است موقع از اینها گذشته است بنده عرض می‌کنم که شما یک کمیسیون تفتیش معین کنیدکه برود در امرنان تفتیش کنند چه شما را وادار می‌کند که این کار را بکنید براى این که می‌دانید اگر امرنان منظم نباشداسباب زحمت شما و سلب آسایش و راحت ازمردم مى‌شود و دچار اشکالات خواهیدشد. به همین جهت بنده عرض می‌کنم که اهالى فارس دریک زحمتى هستندولى حکومت آنها را دچار اشکالات و سختى خواهد کرد تقاضا می‌کنم که یک کمیسیونى ازمجلس انتخاب و بهتر این است آقاى رئیس خودشان انتخاب کنند براى این که اشخاصى را مناسب می‌دانند انتخاب خواهند نمود و فکر هم نکنند که حکما وکلاى فارس باشندخیربنده عرض می‌کنم وکلاى گیلان باشد از تهران باشد ازخراسان باشد و همین طور ازسایرجاها هیچ فرق نمی‌کند به جهت این که این وکلا تمام وکلاى این مملکت و نمایندگان همه ملت ایران باشند وباهم هیچ فرقى ندارند.

کاشف- بنده عرض می‌کنم ولى خیلى مختصر است ازبس مذاکرات می‌شود در آنجا (محل جلوس) شنیده نمی‌شود آمدم اینجا (محل نطق عرض کنم ماخواست تا اندازه ازتجربیات متنبه شویم بعضى ازآقایان اظهارمی‌دارند که دراین موارد باید سئوال یا استیضاح کنیم بنده عرض می‌کنم که ما باید ازحال فلک‌زده‌هایى که درفارس هستند آگاه باشیم و قدرى تامل کنیم و تصور کنیم آنها درچه حال هستند مدت‌ها است که آنها درآن گرفتاری‌ها می‌سوزند و ما به آنها محل نگذاشتیم و هر وقت که که بنا شد اقدامى بکنیم باز بتا‌خیر انداختیم و بنده دراین پیشنهاد هیچ ایرادى نمی‌بینم که بازهم بعضى‌ها ایراد بگیرند بعضى از آقایان همچه تصور کردندکه این کمیسیون براى مداخله دراجرائیات است خیراین طور نیست این کمیسیون براى این تشکیل می‌شودکه بروند و یک تاکیدى کنند در این که هرچه زودتر یک حکومت معین شود که بعدازاین مردم آنجا در تزلزل نباشند و با آن تفضیلاتى که آقایان ازاوضاع مالیه فارس گفتند دیگر بنده نمی‌خواهم تکرارکنم و عرض می‌کنم که خوب است بیش از این دراین خصوص مذاکره نکنیم و بگذاریم زودتربگذرد.

شیبانى- بنده یک دوکلمه به نظرم رسیده است لازم است عرض کنم این که آقایان می‌فرمایندکه تکلیف ما نیست درقوه مجریه مداخله کنیم عرض می‌کنم مداخله آن است که مخالفت بکنیم با راى وزیر لکن موافقت کردن باخیال او مداخله نیست و گمان می‌کنم که تکلیف مشروع ما است و اگردریک همچه موردى با وزیرجنگ فکرى نکنیم پس کى خواهیم کردو دیگر درلزوم این کمیسیون عرض نمی‌کنم.

حاج شیخ اسدالله- بنده عرض کردم و بازعرض خودم را مکرر می‌کنم (اگر وکلابا بنده مساعدت کنند) بنده نظرم هست که با وکلاى فارس در زمانی که باحکومت عین‌الدوله بودرفتیم پیش وزیر التماس کردیم اصرارکردیم او بعضى چیزها به ما پیشنهاد کرد و عاقبت نتیجه نداشت حالا بنده عرض می‌کنم که اگر بنا بود در این موقع یک عده از وکلا انتخاب و بروند خوب باشد یا بد اگرچه انشاء‌الله خوب است ولى اگرخداى نکرده یک وقتى سوء نتیجه حاصل شد تمام تقصیرها گردن ما مى‌افتد و اگر

+++

نتیجه خوب حاصل شد ربطى به مجلس ندارد و راجع به ما نیست.

ارباب کیخسرو- این که آقاى حاج سیدابراهیم فرمودند که بنده به ایشان ایراد کردم بنده ایراد نکردم که چرا وکلا ورقه فوق‌العاده انتشار دادند بنده عرض کردم که خوب بود اول استمداد به مجلس می‌گردد و مجلس نظریات خودش را معین می‌کرد آن وقت اگر مجلس کارى نتوانست بکند این ورقه را اشاعه می‌دارند دیگر این که این کمیسیونى که انتخاب می‌شود خوب است قسمتى مداخله در اجرائیات نکندکه فردا اگر یک نفر حاکم نالایقى را فرستادند بگویند به موجب تصویب کمیسیون بوده است.

عزالملک- بنده چون تصور می‌کنم که درعرایض بنده آن اثرى که بایدمرتب بشود نمی‌شود به آن جهت اینجا اظهار عقیده نمی‌کنم واگربخواهم عقیده خودم را عرض کنم شایدچهارکتاب بردارد.

آقا میرزا ابراهیم قمى- آقاى حاج شیخ اسدالله فرمودندکه مادخالت در اجرائیات نباید بکنیم بعدخودشان فرمودند که ما براى تعیین حاکم چند روز رفتیم و التماس کردیم دیگر این که درموقعى که امرنان یک قدرى سخت شده بود ما یک عده را انتخاب کردیم که بروند در امر نان تفتیش کنند بنده عرض می‌کنم امریک قسمت بزرگ مملکت که درکار آتش گرفتن است اهمیتش کم‌ترازامرنان نیست‏.

حاج شیخ اسدالله- عرض کردم رفتن ما نه به واسطه مداخله دراجرائیات بود ما رفتیم براى التماس کردن براى عجزکردن دخالت کردیم دخالت آن است که برویم آنجا و حاکم معین کنیم‏.

حاج آقا- بنده اول با این پیشنهاد مخالف نبودم و عقیده خودم را عرض کردم و حالا هم عرض می‌کنم که موقع از این چیزها گذشته است که مابنشینیم اینجا و این مذاکرات را بکنیم این که فرمودندخوب بود اول ازمجلس استمداد می‌کردیم عرض می‌کنم ما چهارماه بودکه هرقسم توانستیم درمجلس گفتیم فریادها کردیم و بیان موانع تعیین حکومت آنجا و سایر موانع را نمودیم و درخواست کردیم که زودتر از این ترتیبات جلوگیرى شود و این خودش درمعنى استمداد از مجلس بود بعد از این که گفتیم دیدیم نتیجه نبخشید نوشتیم و به ملت اعلام کردیم و تکلیف خودمان را نزد موکلین خودمان رد کردیم و چنانچه عرض کردم باز هم تکرار می‌کنم که بنده هم با این پیشنهاد موافقم لکن این مطلب را نباید فراموش کرد و بیدار باشید که بعضى‌ها هستندکه نقشه‌هاى بى‌جا و بیدار باشید که بعضى‌ها هستندکه نقشه‌هاى بى‌جا مى‌کشند و مداخله بی‌جا درقواى دولتى می‌کنند این را بنده امروز بى پرده می‌گویم و اگر درکتاب آقاى عزالملک نوشته شود اهمیتى ندارد.

حاج شیخ‌الرئیس- بنده هیچ حاضر نبودم که عرض بکنم و زحمتى بدهم ولى چون بعضى مذاکرات دراینجا شد که ناچارم چندکلمه عرض کنم والّا بعضى ازنمایندگان اینجا ا‌ظهار می‌دارند که وکلا هر کدام ازهر نقطه و شهرى انتخاب شده‌اند نماینده تمام ایران و وکیل (25) کرور ملت غیورایران می‌باشند ما هم این را می‌دانیم ولى براى این که دلسوزى کنیم به جاى وکلاى فارس و سایر وکلاى دیگرعرض می‌کنم که مثلاً درباب مازندران و اهالى فارس که نماینده انتخاب کرده‌اند هیچ نظرشان به این نیست که از آقاى حسنعلى خان هم حق وکالت بخواهند و آن وکیلى را که معین کرده‌اند تمام نیک و بدصفحه خودشان را نسبت به وکیلشان می‌دهند و او را مرجع مى‌دانند مثلاً در مازندران اگریک امرى واقع شود می‌گویند اگر شیخ‌الرئیس عرضه می‌داشت و کارى ازدستش برمی‌آمد می‌رفت درمجلس فریاد می‌کرد گریبان می‌دوید و روزنامه‌نویس‌ها می‌نوشتند تا بدانند که ما نطق وبیانى داریم این جواب ایشان اما این که می‌فرمایند که باید یک کیسیونى معین شود براى این که به وزرا به یک اصلاح فشار و به یک اصطلاح با آنها مبادله افکار بکنند و تمام اینها یک حرفهایى است بى مغز و یک هیکل‌هایى است بی‌روح مجلس چه وفت مساعدت با رئیس‌الوزراء کرد آن وقتى که شایدخیالش متزلزل بود که مجلس شاید به او اعتماد نداشته باشد و نمایندگان محترم آن اعتقاد و اعتماد را به او ندارند و به امر رئیس قیام کردیم و به واسطه اکثریت قریب باتفاق (یعنى به غیر از یکى دونفرکه قیام نکردند) اظهار اعتماد کردیم به رئیس‌الوزراى خودمان حالا اگر به آن رئیس‌الوزراء اعتماد دارید اگر او را خائن نمی‌دانید همین مساعدتى است که براى این رئیس‌الوزراء شده بایدگفت اگرحاکم معین کرده‌اید چه از مرکز و چه ازخارج مرکز چه مانعى دارید که الان او را نمى‌خواهید بنده هیچ اعتقادى ندارم به این کمیسیون بفرمایش بعضى ازآقایان باید دیدکه قصور درمقتضى است یا وجود مانع است اگر قصور در مجلس یا نمایندگان است که بگویند فلان وکیل فلان نماینده یا مثلا فلان کس مخالف است زیرا که میل ندارد آن حاکم برود و اگر برود فردا مى‌رود بالاى منبر که عذر آن مخالف را با احترام یا خداى نکرده به بى‌احترامى بخواهند و اگرنه کمیسیون چه می‌کند و چه می‌گوید همین چیزهایى که شما وکلا در پرده می‌گویید بى پرده می‌گوید و به قدر یک جو حال فارس و جنوب و تمام جهات اربعه ایران فایده ندارد مگر این که وزراء را بخواهید که موانع را بگویند و آن موانع را مطرح قراربدهیم و مذاکره کنیم و اگر راجع به خودمان است رفع کنیم و بگوییم حکومت این مملکت را معین کنیدهرکه می‌خواهدباشدبه من و شما چه برویم التماس کنیم التماس خیلى لفظ قبیحى است مقام وکلا را من آن قدر تقدیس می‌کنم که هرگز لفظ التماس به مقامشان نسبت نمی‌دهم که بگویم براى التماس پیش یک وزیرى بروند.

حسینعلى خان- اولاً بنده عرض کردم که موکلین بایدبدانند عرض کردم و ما وکلا باید این نکته را ملتفت باشیم که وقتى که می‌آییم اینجا بایدخودمان را نماینده تمام ایران بدانیم دیگر این که حاج سید ابراهیم فرمودند که این عده بروند و حاکم معین کنند بنده عرض کردم که این کمیسیون به هیچ‌وجه نمی‌رود که حاکم معین کند بلکه عرض کردم این عده می‌روند که تاکید در این که وزارت داخله زودتر حکومت آنجا را معین نماید.

معاضدالملک- بنده بااین پیشنهادى که کرده‌اند مخالف نیستم لکن این توضیحى را که آقاى حسینعلى خان داده مخالف قانون می‌دانم می‌فرمایندکه این کمیسیون برود از وزراء بخواهد که حاکم فلان محل را معین کند بنده عرض می‌کنم قانون به ما این اجازه را نداده است بلکه به ما حق داده است که هر وقت تعیین حکومت یک محلى را می‌خواهیم باید سئوال یا استیضاح کنیم و بگوییم که این حاکم را معین کنند نه این که از طرف مجلس یک کمیسیونى معین شود و از آنها بخواهد که حکومت فلان جا را معین کنید حالا بخواهد به عنوان تفتیش کمیسیونى معین کنیدو بفرستیدکه سئوال کنند از این که چرا حکومت فارس به تاخیر افتاده است آن ممکن است.

رئیس- مذاکرات کافى است راى می‌گیریم کسانی که موافقند با تعیین یک کمیسیون شش نفرى به جهت این که بروند در امر حکومت فارس و درتاخیرتعیین تفتیش کنند قیام نمایند (اغلب قیام نمودند و به اکثریت تصویب شد).

دراین موقع پیشنهادى ازطرف آقاى ادیب‌التجار قرائت شد این کمیسیون امرتفتیش را نسبت به سایر ولایات هم به عمل آورد چون مخالفى نداشت این تقاضا پذیرفته شد اوراق راى براى انتخاب کمیسیون مزبور توزیع و اخذشد آقاى حاج میرزارضاخان با قرعه آقایان آقا شیخعلى شیرازى و دکترامیرخان و افتخار‌الواعظین رابراى استخراج آراء معین نمود.

رئیس- استخراج این آراء دربیرون می‌شود (مستخرجین به اطاق دیگررفتند).

رئیس- حالا قرعه کشیده می‌شود براى تعیین یک نفر به جاى آقاى آقاسیدابوالحسن که مستعفى هستندنیزآقاى حاج میرزارضاخان به قرعه آقایان ممتازالدوله حاج شیخ على آقاشیخ محمدحسین یزدى را براى استقراع معین نموده چون اسامى آقایان علما معرفین درمجلس حاضر نبود استقراع به جلسه آتیه موکول گردید.

رئیس- (جلسه آتیه روز پنجشنبه و دستور آن دستور امروز است).

مجلس یک ساعت ازشب گذشته ختم شد.

+++

 

یادداشت ها
Parameter:292315!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)