صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفتم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏7
[1396/05/02]

جلسه: 15‏ صورت‌مجلس روز سه‌شنبه چهارم دى‌ماه 1307 مطابق 12 رجب‌المرجب 1347  

فهرست مطالب:

1-معرفی آقای جم به سمت وزارت فوائد عامه از طرف آقای رئیسالوزرا

2-تقدیم و قرائت طرح جمعی از نمایندگان راجع به متحدالشکل شدن البسه اتباع ایران در داخله مملکت و مذاکرات نسبت به فوریت و اصل طرح مزبور

3-انتخاب 9 نفر به اقتراع جهت شرفیابی حضور اعلیحضرت همایونی

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏7

جلسه: 15‏

صورت‌مجلس روز سه‌شنبه چهارم دى‌ماه 1307 مطابق 12 رجب‌المرجب 1347

فهرست مطالب:

1-معرفی آقای جم به سمت وزارت فوائد عامه از طرف آقای رئیسالوزرا

2-تقدیم و قرائت طرح جمعی از نمایندگان راجع به متحدالشکل شدن البسه اتباع ایران در داخله مملکت و مذاکرات نسبت به فوریت و اصل طرح مزبور

3-انتخاب 9 نفر به اقتراع جهت شرفیابی حضور اعلیحضرت همایونی

(مجلس یک ساعت و سه ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید(

(صورت‌مجلس روز پنجشنبه بیست و نهم آذر‌ماه را آقاى اورنگ قرائت نمودند(

غایبین با اجازه جلسه قبل آقایان: امیر ابراهیمى - محمودرضا - عمادى - آشتیانى - پالیزى - اعظم - دربانى - تیمورتاش

غایبین بی‌اجازه جلسه قبل

+++

آقایان: میرزا حسن خان وثوق - آقازاده سبزوارى - مولوى - موقر - قوام - مرآت اسفندیارى - حاج رحیم آقا میرزا ابوالفضل - میرزا محمد‌تقى - محمدتقى خان اسعد - شیخ محمد‌جواد - حاج حسین آقاى مهدوى - شیخ على مدرس - حاج حسن آقا ملک - حاج غلامحسین ملک - محمد آخوند

دیرآمدگان با اجازه جلسه قبل‏ آقایان: نوبخت - کازرونى

دیر‌آمدگان بی‌اجازه جلسه قبل آقایان: بوشهرى - عراقى - ملک‌مدنى

رئیس- آقاى عدل در صورت‌جلسه حرفى دارید؟

عدل- بلى آقاى مولوى را غایب بی‌اجازه نوشته‌اند و حال آنکه در جلسه گذشته ایشان مریض بوده‌اند و توسط بنده عریضه عرض کرده‌اند به مقام ریاست و در کمیسیون هم گویا تصویب شده است.‏

رئیس- بنابراین در صورت‌مجلس نظرى نیست؟

(گفته شد خیر(

رئیس- صورت‌مجلس تصویب شد. آقاى رئیس‌الوزرا فرمایشى داشتید؟

رئیس‌الوزرا- آقاى جم را که از مجربین و اهل علم و عمل و صاحب خدمات در این مملکت هستند به سمت وزارت فواید عامه معرفى می‌کنم.

رئیس- آقاى عراقى‏

عراقى- البته خاطر آقایان نمایندگان کاملاً مسبوق است و مدت‌ها است در جراید ملاحظه می‌فرمایید که در بلاد ایران و شهرهاى ایران جشن‌هایى براى تغییر و توحید لباس می‌گیرند. در تمام جراید هم دیده‌اید بعضى نمایندگان (صحیح است) و انصافاً احساسات هر ملتى را مقدم بر هر چیز متحدالشکل بودن آن ملت نشان می‌دهد. همان طور که مى‌بینیند در تمام دنیا ملت‌ها متحدالشکل می‌شوند اختلافات لباس که از بین رفت البته ان‌شاءالله در زیر سایه‏ اعلیحضرت پهلوى اختلافات زبان هم به کلى از بین می‌رود معارف ما هم ان‌شاءالله توسعه کاملى پیدا می‌کند و در سر‌حدات ما مدارس ابتدایى و متوسط درست می‌شود و زبان‌هاى ما هم یکى می‌شود و اگر اختلاف زبان هم هست ان‌شاءالله رفع می‌شود و فعلاً چون آقایان محترم مبعوث از طرف ولایات و ایالات هستند و همیشه وکیل باید آن میلى را که موکلینش دارند در کارها در نظر بگیرد این است که نظر به آن میلى که مردم داشتند آقایان نمایندگان هم طرحى تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کنند و به قید دو فوریت تقاضاى تصویب آن‌ را امروز داریم.

یاسایی- اجازه‌هاى قبل از دستور چه شد؟

رئیس- قرائت می‌کنیم بعد اجازه‌هاى قبل از دستور داده می‌شود.

(طرح مذبور به شرح ذیل قرائت شد(

ساحت مقدس مجلس شوراى ملى‏

محسنات متحدالشکل نمودن لباس در ایران مستغنى از ذکر و وصف بوده و براى اینکه احساسات عمومى که فعلاً معطوف به این مقصود است در تحت اصول منظمى درآمده باشد طرح قانونى ذیل تقدیم مجلس شوراى ملى گشته و با قید دو فوریت تصویب آن درخواست می‌شود.

ماده 1- کلیه اتباع ایران که بر حسب مشاغل دولتى داراى لباس مخصوص نیستند در داخله مملکت مکلف هستند که ملبس به لباس متحدالشکل بشوند.

ماده 2- مجتهدین مجاز از مراجع تقلید مسلم که مرجع امور شرعیه باشند و حکما و متأهلین و پیشنمازهاى داراى محراب و محدثین که از طرف دو نفر از مجتهدین مجاز اجازه‏ روایت داشته باشند و طلاب مشتغلین به فقه و اصول که در درجه خود از عهده امتحان بر‌آیند و مدرسین آنان و روحانیون ملل غیر مسلم از مقررات این قانون مستثنى می‌باشند.

ماده 3- متخلفین از این قانون براى دفعه اول محکوم به جزاى نقدى از پنج الى سى تومان و براى هر دفعه تکرار به همان مبلغ نقد و از یک روز الى یک هفته حبس خواهند بود.

ماده 4- این قانون در شهرها و قصبات از اول فروردین 1308 و خارج از شهرها در حدود امکان

+++

عملى شدن آن به شرطى که از فروردین 1309 تجاوز نکند به موقع اجرا گذارده خواهد شد و دولت مأمور تنظیم نظامنامه و اجراى این قانون می‌باشد.

رئیس- میل دارید قبل از ورود به این موضوع صحبت‌هاى قبل از دستور شده باشد.

روحى- بنده پیشنهاد می‌کنم که بعد از این مسئله به مذاکرات قبل از دستور اجازه داده شود.

رئیس- بعد از این دیگر قبل از دستور موضوع ندارد آقاى اعتبار.

اعتبار- اگر آقایان اجازه بفرمایند این طرح مطرح بشود خودش دستور است در این صورت دیگر مذاکرات قبل از دستور مورد ندارد خوب است اجازه بفرمایند مذاکرات قبل از دستور بشود این طرح را مذاکره کنیم.

بعضى از نمایندگان- خیر خیر دستور.

رئیس- مذاکره در فوریت اول است. آقاى فیروز‌آبادى. فیروزآبادى‏

فیروزآبادى- حالا چون وقت زیاد داریم و در شهرها و قصبات از اول فروردین 308 و در دهات هم از اول فروردین 1309 مدت براى اجرا معین شده است به این جهت بنده تصور می‌کنم چندان محتاج به فوریت نباشیم بهتر این است به همین ترتیب طبیعى خودش که لوایح دیگر دو شور دارد این هم چون وقتش نمی‌گذرد همان‌طور عمل بشود تا در هر چیزى که به مجلس مى‌آید تقاضاى دو فوریت نشود والّا اگر به هر چیزى که به مجلس مى‌آید با دو فوریت بگذرد آن وقت معنایش این می‌شود که کمیسیون‌ها محل احتیاج نیست که لوایح رجوع به آنها بشود بعضى از ممالک را شنیده‌ام که سه شور در قوانین‌شان مى‌کنند و ما ترقی‌مان از این را شده که دو شورمان دارد یک شور می‌شود بنده عقیده دارم چون وقت این قانون زیاد است برود به کمیسیون و شور اول و دوم بشود و به ترتیب قانونى خودش بگذرد.

رئیس- آقاى وثوق.

آقاى سید ‌مرتضى وثوق- بنده عقیده‌ام این است طرحى را که آقایان نمایندگان پیشنهاد کرده‌اند اگر به طورى که آقاى فیروز‌آبادى می‌فرمایند به کمیسیون برود آن وقت معنایش این می‌شود که مردم تکلیف خودشان را نفهمند چون این قانون باید از اول فروردین 308 در شهرها و قصبات و از اول 1309 در دهات مجرى بشود به این جهت اگر در این جلسه به فوریت بگذرد گمان می‌کنم بهتر است.

رئیس- آقاى آقاسیدیعقوب‏

آقاسیدیعقوب- بنده به عقیده‏ خودم خوشبختانه یا متأسفانه هم در اصل هم در فوریتش و هم در موادش تمام مخالفم و از همکاران معظم محترم تقاضا می‌کنم یک قانونى که می‌آید شما که اکثریت دارید به مخالفین هم این قدر وقت بدهید که اگر یک صحبتى دارند بکنند تا اینکه تصور نشود ورود قانون بر سبیل اختناق است و خفه می‌خواهند بکنند شما که اکثریت دارید اگر یک اقلیتى در مجلس شوراى ملى باشد تقاضا می‌کنم از روى انصاف و از روى حقى که اقلیت در قانون و در مجلس دارند با آنها موافقت بفرمایید که حرف خودشان را بزنند چون حکومت با اکثریت است باز می‌توانید فوراً پا شوید رأى بدهید ولى حقیقت با مقام مشروطیت و آزادى و وجدان و قرآنى که قسم خوردیم که قانون اساسى را محفوظ بداریم حق اقلیت را به قدر امکان محفوظ بدارید این عرض را مقدمه‏ به طور عقیده‌اى که در اقلیت هست تقدیم مقام اکثریت می‌کنم و از اکثریت تقاضا می‌کنیم که به اقلیت ترحم بکنند این اولاً ثانیاً در فوریتش همین جورى که مقام ریاست فرمودند که باید در فوریت صحبت بشود و قطع نظر از آن بیانى که آقاى فیروزآبادى بیان کردند و قطع نظر از آن مقدمه که آقاى عراقى در اول صحبت کردند که ولایات خودشان متوجه هستند در مرکز هم که متوجه هستند بنابراین فعلاً مجلس شوراى ملى براى مردم چه می‌خواهد بکند؟ خود مردم که می‌کنند؟ خود مردم که متوجه هستند؟

+++

چه خدمتى است که ما براى موکلین‌مان بکنیم؟ به موکلین خودمان بگوییم که براى شما چه کار کردیم؟ بگذارید آقا جان خود مردم بر روى میل و رضا و رغبت بکنند عوض اینکه این بارها را مردم درست کنیم یک فشار دیگرى براى مردم درست کنیم؟ بگذارید مردم بالطبیعه به میل و آزادى خودشان و به اختیار خودشان بکنند وقتى که مردم آزاد بودند قهراً بیشتر متوجه می‌شوند تا اینکه ما بیاییم بگوییم رفتیم در مجلس شوراى ملى و این قانون را براى شما گذراندیم آخر فکر کنید این هیچ ترقى و تعالى و چیزى نیست اساساً پس حالا که می‌خواهید این قانون را بگذرانید همان طور که آقا بیان کردند بگذارید برود به کمیسیون مبتکرات بعد هم به کمیسیون‌هاى دیگر چون چند کمیسیون در این باید نظر بکند کمیسیون عدلیه باید نظر بکند از جهت حقوق قضایى آنها کمیسیون داخله باید نظر بکند براى اینکه مأمورین وزارت داخله در ولایات باید مأمور اجرا باشند یا مأمورین نظمیه که می‌خواهند کار با متانت باشد که تحمیلاتى بر مردم نشود بعد هم کم‌کم ماها بنده آقاى دیبا چهار نفر دیگر که عضو شما هستیم و برادر شما هستیم بیاییم در کمیسیون به ما هم بگویید ما هم کم‌کم بلکه شروع کنیم مردم را متوجه کنیم و هم اینکه چیز سختى نگذرانده باشیم. اساس عقیده و نظر بنده روى التجا براى حال مردم است که اسباب تضییعات‌شان نباشد این است که بنده تقاضا می‌کنم فوریت اولش نباشد یعنى برود به کمیسیون مبتکرات بعد هم در کمیسیون عدلیه یا جاهاى دیگر برود به این ترتیب با متانت و خرده‌خرده وارد بشود. آن وقت نه در واقع ما آمده‌ایم مردم را خفه کرده‌ایم که تحمیل به آنها کرده باشیم و هم مردم خودشان می‌کنند آقایان براى مردم ما کارى نکرده‌ایم خود مردم به واسطه‏ مراحمى که این شخص شخیص اعلیحضرت درباره‏ آنها کرده است در امنیت‌شان کرده است در اسلامیت‌شان کرده است در قدرت و توانایی‌شان کرده است خودشان عاشق هستند خودشان متوجه هستند این یک چیزى نیست که بگوییم ما برایتان کرده‌ایم. چکار کرده‌ایم؟ این است که بنده تقاضا می‌کنم این برود به کمیسیون و به ترتیب خودش بگذرد.

رئیس- قبل از اینکه به نوبه‏ ترتیبى به آقاى عباس میرزا وقت داده شود به آقاى آقاسیدیعقوب عرض کنم در مجلس هیچ مضیقه براى هیچ کس نیست و تمام اشخاص به آزادى می‌توانند اظهار عقیده بکنند (نمایندگان- صحیح است) آقاى عباس میرزا

عباس میرزا- آقاى آقاسیدیعقوب که مخالف با فوریت بودند در صورتى باید با فوریت مخالفت بشود که قانون با طرحى که در مجلس آمده است زمینه براى آن بین خود آقایان وکلا با خارج بین مردم تهیه نشده باشد در صورتی که زمینه این طرح که حالا پیشنهاد شده است درست مقابل آنکه آقاى آقاسیدیعقوب فرمودند راجع به رفاه و آسایش عامه است البته مجلس شوراى ملى باید یا مبتکر یک قوانینى باشد که از مجلس به مردم سرایت بکند یا آنکه باید یک وضعیتى که در مردم تولید می‌شود آن وضع را یک جریان قانونى بدهد که براى مردم محظوراتى پیش نیاید و من تعجب کردم از اینکه آقاى آقاسیدیعقوب اینجا لطف نفرمودند ببینند این طرح پیشنهادى آقاى عراقى عین رعایت آسایش حال عامه است و اینکه فرمودند این قانون برود در کمیسیون مبتکرات در کمیسیون مبتکرات فقط شش نفر از آقایان وکلا هستند در صورتی که این طرح بالاخره در پیش تمام آقایان مطرح شده و مدتى هم هست در جریان است فرمودند برود به کمیسیون قوانین عدلیه در صورتی که در عدلیه مدتى است البسه قضات و اعضای عدلیه را معین کرده‌اند لذا ما تصور می‌کنیم که اگر ما امروز تکلیف مردم را معین کنیم بهتر است مردم یک شوق و شعفى دارند براى اینکه کمک بکنند با فکر دولت و دولت هم همیشه در آسایش مردم ساعى است ولکن در اینجا خود آقا می‌دانند که چقدر از مردم بى‌تکلیف هستند ممکن است الان در بعضى جاها نظر به آن شوقى که دارند براى متحدالشکل شدن بگویند آقاى

+++

فلان مجتهد کلاه سرتان بگذارید در صورتی‌ که اینجا این استثنائات تعیین می‌کند وضعیات عامه را همیشه باید روى این اصل رفت که تکلیف مردم را مطابق قانون معین کرد به طوری که نه محظورى براى براى مجریان قانون باشدو نه بالاخره براى مردم زحمتى باشد لذا تصور می‌کنم این یک کار مهیا و حاضر و سابقه دارى است و آقاى آقا سّیدیعقوب هم مساعدت می‌فرمایند که با دو فوریت تمام بشود که تکلیف موکلین و همه مردم معلوم شود.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- رأى می‌گیریم به فوریت اول آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند(

رئیس- تصویب شد. فوریت ثانى مطرح است آقاى عراقى

عراقى- موافقم.

رئیس- آقاى افشار

افشار- موافقم.

رئیس- آقاى دشتى‏

دشتى- موافقم‏.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده‏

شریعت‌زاده- بنده با اصل این قانون کاملاً موافقم ولى بنده با فوریتش فقط از نظر لزوم مطالعه در قسمت مجازات مخالفم چون مجازات یک چیزى است که باید در ضمن قوانین مربوطه به آن وضعیات اجتماعى و وضعیات آن اشخاصى که باید آن مجازات‌ها را تحمل بکنند مداقه بشود از این نقطه‌نظر با تصریح به اینکه این قانون بایستى در مملکت در فلان مدت اجرا بشود بر هر ایرانى واجب است که فکر متحدالشکل شدن افراد جامعه را تأمین بکند بنابراین بنده این قسمت را لازم به مطالعه کامل می‌دانم و به این جهت پیشنهاد می‌کنم که به مرجع صحیح خودش که کمیسیون قوانین عدلیه است فرستاده شود که در قسمت مجازات تحقیقات کامله بشود که در اجرا آسایش اشخاصى که باید این قانون را عمل بکنند مراعات بشود به این جهت با فوریت ثانوى آن مخالفم.

رئیس- آقاى افشار

افشار- بنده از این فرصت استفاده می‌کنم و می‌خواهم یک چیزى به آقاى فیروزآبادى عرض کنم. آقاى فیروزآبادى فرمودند در ممالک خارجه در بعضى جاها براى قوانین حتى سه فوریت قائل می‌شوند (بعضى از نمایندگان سه شور) بله سه شور ولى این قسمت را فراموش فرمودند که ممالک در خیلى از قسمت‌هاى مدنى شاید ششصد سال از ما جلوند و چون ما از آنها عقب مانده‌ایم بنای علیه باید خیلى سریع جلو برویم تا بتوانیم خودمان را به مقام آنها از حیث تمدن و قدرت برسانیم آقاى آقاسیدیعقوب در ضمن بیانات خودشان نسبت به اقلیت صحبت فرمودند البته نظرشان این نبود که ایشان در مجلس اقلیت دارند یا در اقلیت هستند نظرشان این بود که نسبت به این موضوع به خصوص در اقلیت هستند (آقاسیدیعقوب- صحیح است) این خیلى اسباب تأسف است و خود آقاى آقاسیدیعقوب که یک شخص آزادى‌خواهى هستند و تصور هم می‌کنم که بالاخره اصولاً با این عقیده رفقاى خودشان موافق باشند به علاوه این هم طرح است نه لایحه که از طرف دولت آمده باشد که گفته شود اختناق در کار باشد و به نظر بنده اگر آقایان یک توجهى بفرمایند این یک موضوعى است که اگر ما بتوانیم براى این موضوع ده تا فوریت هم قائل بشویم جا دارد اگر ما یک مسافرت‌هایى به اطرف و اکناف مملکت خودمان بکنیم یا سیاحت‌نامه‌هایى که مسافرین نوشته‌اند درست مطالعه کنیم تصدیق خواهیم کرد که ملت ما از حیث لباس یک وحدت شکلى ندارند. اگر یک سیاحى در مملکت ما به طرف شمال یا به طرف غرب مسافرت کند می‌بیند یک مردمانى هستند که چهار تا شال روى کلاه‌شان مى‌بندند و به عنوان کلاه سرشان است که بدبختانه اغلب اکراد ما این شکل هستند کلاه قسمت عمده‏ ایلات ما را اگر دیده باشند مى‌بینند یک کلاه خیلى بلند بزرگى روى سرشان می‌گذارند که ممکن است پشت آن کلاه سنگر‌بندى کرد و با یک عده

+++

دعوا کرد اگر طرف جنوب رفته باشند مى‌بینند ایرانی‌‌ها یک لباس‌هاى خیلى بلندى می‌پوشند یک شال هم به کمر مى‌بندند یک کلاه خیلی کوچک شبیه به فنجان چاى خورى سرشان می‌گذارند. بالاخره تصدیق مى‌فرمایید که این شکل زندگانى نیست و بالاخره ماهم مجبور هستیم یک روزى ملت خودمان را تمیز بدهیم که دیگران وقتى وارد مملکت ما می‌شوند ما را با لباس خودمان بشناسند در قسمت بیانات آقاى شریعت‌زاده بنده عقیده دارم ما هنوز داخل در مواد این طرح نشده‌ایم ایشان یک نفر وکیل خیلى مبرز و مسلم این مملکت هستند و مدت‌ها هم در مجلس کار کرده‌اند در قسمت مجازات اگر چیزى به نظر ایشان می‌رسد بهتر است خودشان مداقه بفرمایند و تحت عنوان پیشنهاد بدهند ما هم البته با نظر ایشان موافقت می‌کنیم و به نظر بنده بهتر است آقایان موافقت بفرمایند که این طرح زودتر امروز خاتمه پیدا کند.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

آقاسیدیعقوب- بنده با کیفیت مذاکرات مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

آقاسیدیعقوب- آقاى عراقى. این قدر عجله‌کردن لازم نیست شما اکثریت دارید بگذارید حرف زنیم یک قانونى که می‌خواهد در تمام مملکت اجرا شود به این عجله لازم نیست بنده عرض کردم التماس کردم و البته بنده در اقلیتم و در هر چیز در اقلیتم شما که مطمئن هستید با اکثریت خودتان بگذارید سه چهار نفر که یک صحبتى در اطراف آن دارند بکنند براى بصیرت خودتان هم بهتر است این همه عجله ندارد.

بعضى از نمایندگان- بفرمایید.

آقاسیدیعقوب- اجازه می‌فرمایید.

رئیس- نوبت ایشان نیست. آقاى عراقى‏

عراقى- بنده خیلى متأسفم از اینکه آقاى آقاسیدیعقوب می‌فرمایند بگذارید ما حرف بزنیم در صورتی که صحبت‌هایى که خواهند فرمود در مواد باید بفرمایند صحبتى را که ما در اینجا گفتیم کافى است راجع به فوریت بود نه در مواد بنده به آقا قول می‌دهم که در مواد چه ماده‏ اول چه مادهء دوم چه سوم چه چهارم هر چه میل دارند صحبت بفرمایند ما هم با کمال پاکیزگى فرمایشات آقا را استماع می‌کنیم البته خودشان تصدیق دارند یک چیزى را که اکثریت مجلس امضا کرده‌اند درش تعمق کرده‌اند مطالعه کرده‌اند چندین وقت است طرف توجه آقایان وکلا شده است مع‌هذا البته هر کدام از فرمایشات آقا را منطقى دیدند قبول می‌کنند و هر کدام را که باید جواب عرض کرد جواب می‌دهند ما اشکال‌مان در این نیست که ایشان در مواد فرمایشى نکنند مقصود ما این است که در فوریت مذاکرات کافى است حالا هم عقیده دارم رأى بگیرند بعد وارد مواد که شدیم صحبت و بحث بکنیم.

رئیس- رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند(

رئیس- تصویب شد. رأى می‌گیریم به فوریت ثانوى. آقایانی‌ که فوریت دوم را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان برخاستند(

رئیس- تصویب شد مذاکره در کلیات است آقاى دشتى‏

دشتى- البته بنده با اصل لایحه مخالف نیستم فقط یک نظریاتى دارم که مجبورم تحت عنوان مخالفت عرض کنم بلکه برخلاف بنده امروز را یک روز مبارکى می‌دانم از چندین حیثیات کسانی که یک خرده مطالعات در مسائل تاریخى و اجتماعى داشته باشند همین مسئله متحدالشکل شدن ملت ایران را یکى از مبادى بزرگ اصلحات می‌دانند زیرا یک تأثیر بزرگى در جامعه خواهد کرد حالا در اطراف ابن البته صحبت نخواهیم کرد براى اینکه حقیقت نه بنده و نه هیچ یک از موافقین نمی‌توانند فواید متحدالشکل شدن لباس را در طرف نیم ساعت صحبت بکنند و حقیقتاً یک کتابى لازم است.

+++

چون تمام متکى است به یک مسائل روحى و اجتماعى که به این زودی‌ها نمی‌شود تشخیص داد و از طرف دیگر بنده با فوریتش هم کاملاً موافق بودم و معتقد هم هستم که خیلى دیر شده است بنده نظرم هست که در ابتداى دوره‏ پنجم یک عده از وکلا تصمیم داشتند که این طرح را بیاورند و نوشتند و یک عده هم امضا کردند منتها یک قوانینى پیش آمد که این ماند و این خیلى به عقیده بنده دیر شده است و هیچ مطالعه هم در اطرافش ندارد باید حتماً متحدالشکل شد مخصوصاً وقتى این نکته را هم در نظر بگیریم که این قضیه اجرا شده است یعنى اراده‏ شخص اول مملکت این قضیه را در تمام نواحى مملکت اجرا کرده است و این در حقیقت یک روح وحدت و اظهار عقیده ایست که مجلس شوراى ملى نسبت به شخص اول مملکت نشان می‌دهد از این حیث اشکالى ندارد الان شما به خوزستان تشریف ببرید دیگر عربى با چفیه و عقال نمى‌بینید همه کت و شلوار پوشیده‌اند همه آدم شده‌اند.

آقاسیدیعقوب- آدم بودند.

دشتى- بنده عقیده دارم که شکل چفیه و عقال در ایران شکل آدم نیست و هم مخالف ملیت ما است (بعضى از نمایندگان- صحیح است) یک مسئله دیگر هم که ممکن است آقاى آقاسیدیعقوب ایراد کنند مسئله عمامه است البته طبقه روحانیون باید عمامه داشته باشند و طبقه ممتازى باشند و آن احتراماتى که مربوط به طبقه روحانیون است متوجه آنها باشد و هر کس خودش را قاتى آنها نکند چیز عجیبى است هر کس از خانه‌اش از زنش قهر می‌کرد یک عمامه گنده سرش می‌گذاشت و روحانى می‌شد و مردم را اغوا می‌کرد پس بنابراین از این نظر یعنى از نظر حفظ مقام روحانیت و از نظر ترقى اسلام هم باید مردم متحدالشکل شوند و بالاخره لباس روحانیون محدود به آنها باشد ما در این قسمت مخالفت نداریم ولى بنده فقط چند نقطه‌نظر دارم یکى در ماده دو است. ماده دو به طور شامل نوشته نشده اولاً به عقیده بنده وعاظ باید مستثنى باشند چون آنها هم مشمول امور روحانى هستند و باید منبر بروند مردم را هدایت بکنند باید آنها را هم اجازه داد عمامه سر بگذارند یکى هم ملاهاى دهات که آنها هم مباشر عقد و نکاح و امور روحانى اهل دهات هستند لذا در این موضوع پیشنهادى تقدیم می‌کنم و استدعا می‌کنم با نظر توجه در آن نگاه کنند که اضافه شود کلیه وعاظ و کلیه مباشرین امور روحانى مردم در دهات براى اینکه آنها نه مجاز هستندنه اجتهاد دارند نه اجازه روایت حدیث دارند در هیچ یک از اینها مجاز نیستند چرا؟ براى اینکه یک شیخى است در آنجا عقد می‌کند نکاح می‌کند امور مردم را باید اجرا کند این کارها را نمی‌توانند با کت و شلوار و کلاه پهلوى بکنند (ملک‌آرایی- مانعى ندارد) یعنى مناسب نیست. یکى هم اشکال بنده در ماده سه راجع به مجازاتى است که معین کرده‌اند البته این مجازات براى شهرى‌ها اهمیت ندارد ولى براى دهاتى‌ها سه تومان و پنج تومان زیاد است ما به نظرمان نمى‌آید چون حقوق‌مان سیصد تومان است اهمیت نمی‌دهیم ولى باور کنید که دهاتى‌هاى ایرانى سه تومان را نمى‌توانند بدهند باید گلیم‌شان را بفروشند سه تومان را بدهند این کار مشکلى است. این است که بنده عقیده دارم باید مجازات آنها را تخفیف داد و با آنها ارفاق کرد و مساعدت کرد که هم این اصلاح مهم اجتماعى شروع و اجرا بشود و هم حقیقتاً اهالى دهات و مردم دهات مستأصل و پریشان نشوند از همه‏ اینها گذشته شما با این مجازاتى که معین می‌کنید یک شمر‌خوانى به دست مأمورین دولت می‌دهد براى اینکه اینها الحمدالله نزده می‌رقصند به اصطلاح بیمه هستند وقتى بگویید که از دهاتى‌ها پنج تومان بگیرید متصل توى سر آنها می‌زنند و پنج تومان مى‌گیرند آن وقت این طرز نوشتن هم که اگر مکرر شد باید مجازات مکرر بشود این دیگر معنى ندارد آخر یعنى بنده امروز کلاه سرم نگذاشم ببرند نظمیه پنج تومان بگیرند بعد هم که بیرون آمدم هنوز کلاه براى خودم درست نکرده‌ام و مجبورم با همان کلاه

+++

راه بروم بدون کلاه که نمی‌شود توى آفتاب راه رفت باز دو مرتبه باید جریمه بشوم این هم یک ترتیب تسلسلى است که دنباله خواهد داشت و بالاخره تمول متمولین هم جبران این کار را نمی‌کند چه رسد به دهاتى که بخواهد هر دفعه پنج تومان بدهد و این را باید معین کرد که دفعه‏ اول مجازات مدتش چقدر است پانزده روز بیست روز باید مدت معین کرد که اگر بعد از این مدت نکرد دوباره تکرار شود یا بعد از یک ماه والّا یک‌ مرتبه امروز ازش بگیرند فردا هم بگیرند پس فردا هم بگیرند اینکه نمی‌شود یک اشکال بنده در ماده چهارم است ماده چهارم به عقیده بنده بد تنظیم شده است عرض کردم در شهرها و قصباتى که ادارات دولتى کاملاً هست نظیمه هست امنیه هست صلحیه هست حکومت هست اینها به عقیده بنده سه ماه کافى است زیرا امروز عموماً و اغلب داراى این لباس هستند سه ماه وقت براى آنها کافى است لکن در دهات که این چیز‌ها نیست باید مدت را زیاد قرار داد اولاً شش ماه یا نه ماه برایشان مدت باید قرار داد براى اینکه اصلاً در دهات کلاه‌دوز نیست تا آن دهاتى بیاید شهر پول هم داشته باشد و بخواهد کلاه بخرد مدتى طول دارد البته باید براى آنها نه ماه مدت قرار داد یکى هم براى ایلات است براى آنها یک مدتى با دوام‌تر از دهاتی‌ها باید معین کرد اگر براى دهاتى‌ها شش ماه معین کردند براى اهالى ایلات حتماً باید یک سال قرار داد یک طورى باید قانون نوشته شود که حقیقتاً عملى بشود صرف اینکه اینجا ما اظهار احساسات بکنیم و یک قانون تندى بنویسیم نمی‌شود باید یک طورى بنویسیم که واقعاً مأمورین دولت همدست‌شان توى پوست گردو نرود و بتوانند این قانون به این مهمى را اجرا و عملى بکنند و رأى مجلس هم محترم بماند.

رئیس- آقاى عباس میرزا

عباس میرزا- اقاى دشتى که در کلیات این قانون کاملاً موافق بودند بنده همان بیاناتى را که ایشان فرمودند باید در یک موقعى عرض بکنم که یک نفر مخالفت کرده باشد این قانون اساساً مخالف ندارد در محسنات توحید لباس و اثراتش مذاکره فرمودند البته همه موافقند جزییاتش هم که در مواد فرمودند البته اکثر آقایان هم ممکن است یک ایرادهایى و یک نظریاتى در مواد پیدا بکنند در طرز عمل و اجرا یا مسئله وجهى که باید به طور جریمه پرداخته شود یا در مجازات و البته آن طوری که فرمودند راجع به جزاى نقدى بنده هم نسبت به رعایا و این طبقه خیلى زیاد می‌دانم ولکن نه اینکه هیچ هم نباشدباید طورى باشد که قابل اجرا باشد ولى چیزى که هست البته در ضمن اینکه یک جزاى نقدى و یک مجازاتى معلوم می‌شود باید در این ماده تأیید بشود که وسائل پیشرفت کار هم در آن محل باید موجود باشد البته تا ترتیب کلاه‌دوز و ترتیب این کارها را در هر بلوکى ندهند که البته عملى نمی‌شود و این یک سال وقت دارد در این یک سال از اول 1308 و حالا هم که چند ماه به 1308 مانده است در این مدت باید یک کارهایى بکنند و به طوری که مذاکره شد در اکثر نقاط ایران این جریان الان موجود است و این ترتیب هم پیش خواهد رفت الان ما از حوزه‌هاى انتخابیه‏ خودمان اطلاع داریم که کلیه‏ این کار را کرده‌اند در ضمن این مواد هم ممکن است یک اصلاحاتى بشود و به طوری که فرمودند راجع به وعاظ یا دیگران در موقع طرح مواد ممکن است یک پیشنهاداتى آقایان بدهند بنده هم یک پیشنهادى دارم می‌دهم بعد در پیشنهادات مذاکراتى می‌شود و آقایان توافق نظر پیدا می‌کنند زیرا این قانون البته هر قدر مکمل بشود و هر قدر افکار مختلف آقایان که هر کدام افکار عالیه‌ای است با هم جمع بشود و در نتیجه آن یک موادى تنظیم بشود بهتر ست.

رئیس- آقاى افشار

افشار- موافقم.

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- موافقم‏.

رئیس- آقاى آقاسیدیعقوب

+++

آقاسیدیعقوب- بدبختى این است که اسم تمام موافقین را هم جلوتر ثبت کرده‌اند بنده نمی‌دانم آقاى مؤید احمدى چه مرحمتى دارند که اسم مخالفین را عقب‌تر می‌نویسند این هم یک بدبختى است آن وقت مقام ریاست می‌فرمایند اختناق نیست اختناق کدام است؟ در نوشتن اسم فریاد بنده بلند است آن وقت اسم موافقین جلوتر نوشته می‌شود آن هم در این مطالب خوب الحکم‌الله‌ الواحدالقهار (خنده‏ نمایندگان) آمدیم در اصل موضوع بنده عرض می‌کنم آقا اصل وضع این قانون و ایجاد قانون خوب توجه بفرمایند با آنکه همان طور که آقاى دشتى بیان کردند مردم که بالطوع و الرغبه خودشان براى علاقه‌مندى به شخص اول مملکت و پادشاه اسلام متحدالشکل می‌شوند و علاقه‌مندى به این کار دارند دیگر مجلس شوراى ملى چه کار دارد که این را قانون بکند؟ این راجع به معارف مملکت است؟ امنیت مملکت است؟ صحیه مملکت است؟ چه چیز مملکت است؟ ما باید در این جور مطالب در مجلس بحث کنیم در مصالح و منافع مملکت صحبت کنیم مصلحت و منفعت این چه چیز است؟ اینکه فرمودند اگر کسى در ایران ... بنده عقیده‌ام این ست که آن طرف جزیرهالعرب هم جز ایران است ایران محدود به ایران فعلى نیست بنده معتقدم که مطابق سابقه اینها همه جز ایران است و نتوانستیم نگاه داریم و بنده تماماً اینها را جزء ایران می‌دانم و این عقیده را دارم و همین جور هم ما داریم و پیش می‌رویم اینکه می‌فرمایید آن کسى که چفیه عقال داشته باشد آدم نیست خیر آدم نیست ما تبعه‌مان بیشتر از این خواهد شد چرا؟ براى اینکه الحمدالله ما داراى یک شخصى هستیم که در تحت لواى این شخص جزیرهالعرب را هم یک روزى باید ان‌شاءالله بتوانیم داشته باشیم بنده عرض می‌کنم تبعه ایران در زمان داریوش خیلى بیش از اینها بوده است و یک قسمت از ملل دنیا در تحت تبعیت و لواى ایران بودند و مملکت ایران هم از رود دانوب تا دجله بوده است و تمام اهالى این جاها در تحت تبعیت ایران بوده‌اند و ایران آن طور بسط داشت همه هم این لباس‌ها را داشتند ایران محدود به این حدود مضیقى که جنوب و شمال و شرق و غربش محدود باشد نبوده راجع به متحدالشکل شدن لباس بنده عرض می‌کنم بیایید نگاه کنید فلسفه‏ نوشتن این قانون و فایده‌ای‏ که ما از این قانون براى این ملت تحصیل می‌کنم چیست؟

آقاى عباس میرزا یک چیزهایى می‌فرمایند بنده آقا قباله کهنه این مشروطه و قانون هستم آقاى عباس میرزا و آقاى عراقى به قدرى تند می‌روند که آیروپلان هم بشویم نمی‌رسیم همان طور که آقاى دشتى بیان کردند و همه‌تان هم تصدیق کردید این قانون یک معایبى دارد و باید برود در کمیسیون و مواد و مستثنیات و تمام اینها را در کمیسیون نگاه کنند و ترتیب اجرای آن را تحت نظر بگیرند و حالا که می‌خواهیم یک دسته گلى به دست ملت بدهیم یک کارى نکنیم که اسباب تضییعات براى اینها درست بکنیم می‌فرمایید شش نفر در کمیسیون مبتکرات هستند بلى شش نفر است ولى وقتى که این لایحه چاپ شد و بین مردم منتشر شد و مردم از نظر ما مطلع شدند اگر این قانون نقایص داشته باشد باید تکمیل کنیم پس فلسفه‏ کمیسیون چه چیز است؟ لایحه‏ را که دولت مى‌آورد به مجلس که طبع و توزیع مى‌شود بین همه پس کمیسیون براى چه تشکیل می‌شود؟

براى اینکه لوایح برود به کمیسیون و از مطالب آن همه مستحضر شوند و یک نظریاتى که دارند به کمیسیون بدهند مثل همین مطالبى که آقاى دشتى بیان کردند آقا این دهات وقتى که می‌خواهند به مرده‌شان نماز بخوانند باید آخوند باشد زن را حتماً باید آخوند عقد کند و یک کسى باشد که چهار ذرع کرباس دور سرش باشد مردکه عقیده‌اش این است یک خرده معارف را زیاد‌تر کنید آن وقت بگویید که اگر کسى کلاه هم داشته باشد می‌تواند این کار را بکند ولى هنوز این عقیده را ندارند به مرده‌اش اگر آخوند نماز نخواند دفن نمی‌کند مردم این طور هستند همین طور که آقاى دشتى فرمودند باید دقت کرد مرد که می‌گوید زنم را

+++

باید آخوند عقد کند می‌گوید به اطلاع نظمیه نمی‌خواهم باشد پس حالا باید آنها را بیشتر مستحضر کنیم و قانون را بیشتر درش بحث کنیم و افراد مردم را در این باب اطلاع بدهیم تا از این قانون خوب مطلع شوند چه ضررى دارد که برود به کمیسیون و درش یک بحث‌هایى بشود و در اطراف این قانون کاملاً مطالعه شود و تا این مخالفت‌ها نشود و در اطراف آن کاملاً مطالعه نشده است اصلاً بنده مخالف هستم با وضع این قانون.

رئیس- آقاى افشار

افشار- موضوع مذاکره و بحث ما در اینجا جغرافیاى قدیم ایران هیچ نبود که ما بخواهیم بگوییم بالاخره یک وقتى حدود و ثغور مملکت ما در دوره‏ سیروس یا اردشیر بابکان یا دوره‌ اول چه طور بوده است و ما حالا چه فرقى نسبت به گذشته ایران داریم البته وظیفه‏ هر ایرانى است که تاریخ گذشته خودش را فراموش نکند و مطرح نظرشان باشد که یک روزى به آرزوهاى دیرینه خودش برسد و به مملکت خودش توسعه بدهد این موضوع یک موضوعى است که راجع به وحدت لباس است که عقیده‏ یک عده این است که وحدت لباس در وحدت ملیت و وحدت زبان در استقلال تام و تمام مملکتى مؤثر است آقاى دشتى در قسمت بیانات خودشان فرمودند باید دایره استثنا را قدرى وسیع‌تر کرد بنده با وسعت دایره استثنا کاملاً مخالفم و عقیده‌ام این است که عمامه وعظ نمی‌‌کند واعظ وعظ می‌کند شخص واعظ اگر یک آدم متبحرى و یک شخص فاضل و مطلع از حقیقت اسلامى نباشد از بیانات احسن استفاده نمی‌شود و سوءاستفاده می‌کنند آقایان خودتان می‌دانید آقاى آقاسیدیعقوب توجه بفرمایید ما اخبار صحیح داریم اخبار سقیم داریم محکم داریم، ضعیف داریم متواتر داریم غیر متواتر داریم بالاخره اگر شخص واعظ نتواند حدیث صحیح را از سقیم و محکم را از ضعیف تشخیص بدهد و برود بالاى منبر یک عده که حقیقتاً از بدبختى و فقر معارف بى‌سواد هستند بروند پاى منبر وقتى که آن واعظ آن احادیث را تشخیص ندهد هر چه او می‌گوید مرکوز ذهن عوام می‌شود و تولید یک اختلافاتى در اذهان مردم می‌کند بنابراین عقیده بنده این است که دیانت یا لباس نیست اسلام هم لباس نداشته بالاخره ما ایرانى هستیم و در عین اینکه ایرانى هستیم متدین به دین اسلام هستیم و باید عمل به حقیقت اسلام بکنیم و حقیقت دیانت را ملاحظه کنیم نه اینکه فقط متظاهر باشیم به یک کسوت که تازه معلوم نیست این کسوت اسلام باشد بنده عقیده‌ام این است که همان طورى که این لایحه اینجا تنظیم شده است بگذرد باید علماى دهات مردمانى باشند که آن دهاتى که بالاخره فکرش یک فکر ساده‌ای است و هر صحبتى در ذهن او مرکوز و مرتسم می‌شود یک خبرى بشنود و به این دهاتى یک خبرى گفت که اگر حدیث یاد می‌گیرد حدیث صحیح یاد بگیرد دهاتى اگر حقیقتاً متدین است باید معتقد به این دیانت باشد والّا اگر فردا دهاتى بگوید که چون فلان زید یا فلان معلم یا آخوند که عمامه ندارد عالم نیست و معتقد به این باشد که شخص غیر عمامه نماز میت را نمی‌تواند بخواند بهتر این است که یک آدم عامى صرف عمامه به سر نماز میت آن را نخواند.

احتشام‌زاده- بنده اخطار دارم.

رئیس- بفرمایید.

احتشام‌زاده- مطابق ماده 42 که بنده قرائت می‌کنم می‌بایستى چون این طرح مربوط است از نظر مجازات به وزارت عدلیه و از نظر اجرا به وزارت داخله باید وزیر داخله و وزیر عدلیه حاضر باشند ماده 42 می‌نویسد اگر طرح قانونى که از طرف نماینده‏ پیشنهاد شده است راجع به یکى از وزرای مسئول باشد موافق اصل چهل قانون اساسى باید آن وزیر را مطلع نمود که خود با معاون او حاضر شده مذاکرات در حضور او به عمل آید.

بعضى از نمایندگان- اینجا مورد ندارد.

رئیس- آقاى عراقى

+++

عراقى- آقاى احتشام‌زاده یک اشتباهى در اینجا کردند و آن عبارت از این است که تصور کردند که ما می‌خواهیم یک قانونى براى عدلیه بنویسیم که وقتى یک نفر مجرم وارد محاکمه شد معین شود که چطور محاکمه کنند آن وقت لازم است وزیر مسئول بیاید اینجا خیر این طور نیست یک طرح قانونى داده‌ایم و مجازات آن را مجلس این طور معین کرده است و به علاوه آخرش هم نوشته است دولت و اسم هیچ وزیرى را نیاورده‌ایم دولت مأمور تنظیم نظامنامه و اجراى این قانون است این یک چیزى نبوده است که خود دولت داده باشد که ما بگوییم باید وزیر مسئول آن اینجا باشد و این طور نیست و اخطار جنابعالى وارد نیست.‏

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- موافقم.‏

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

فیروز‌آبادى- بنده مخالفم‏.

رئیس- بفرمایید.

فیروزآبادى- بنده عقیده‌ام این است که در این قبیل مطالب بیشتر از این صحبت شود و مذاکره شود و چنانچه مذاکرات کامل‌تر شود مطلب بهتر حل می‌شود و خوب است اجازه بدهند که مخالفیت و موافقین تماماً محبت‌شان را بکنند بعد وارد مواد شویم‏.

رئیس- آقاى عراقى‏

عراقى- متأسفانه بنده مى‌بینم که آقایان وقتى مذاکره می‌فرمایند می‌فرمایند که بگذارید مخالف و موافق صحبت کنند خوشبختانه بنده دیدم جز آقا و آقاى آقاسیدیعقوب مخالفى دیگر نیست و آقا هم که می‌فرمایند مذاکره کافى نیست در مواد مذاکراتى نفرمودند فقط آقاى آقاسیدیعقوب فرمایشاتى فرمودند و جواب هم به ایشان داده شد و بعد هم اشکالى داشته باشند می‌فرمایند و جواب به ایشان داده می‌شود و اینکه می‌فرمایید مذاکره کافى نباشد خودتان هیچ در مواد مذاکره نمی‌فرمایید اگر هم حرفى دارید ممکن است در هر ماده مطالب خودتان را بفرمایید و جواب داده شود دیگر عدم کفایت مذاکرات در اینجا مورد ندارد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات موافقین قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند(

رئیس- تصویب شد. رأى می‌گیریم به ورود در شور مواد، موافقین قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند(

رئیس- تصویب شد. ماده‏ اول

(به شرح سابق خوانده شد(

رئیس- آقاى افشار

افشار- موافقم‏.

رئیس- آقاى زوار

زوار- موافقم‏

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- موافقم‏.

رئیس- آقاى عباس میرزا

عباس میرزا- موافقم‏.

رئیس- آقاى فیروزآبادى‏

فیروزآبادى- بنده عقیده‌ام همیشه به اصلاحات و امنیت مملکت است که امروز الحمدالله دارا هستیم ...

آقاسیدیعقوب- (خطاب به آقایان منشیان) با بنده دشمنى دارید؟ چرا اسم مرا نمی‌نویسید؟ چه غریبى است!

رئیس- عرض کنم آقایان آگاهى دارید که در این طور مواقع تمام آقایان یا قسمت زیادى از آقایان اجازه می‌خواهند و براى منشى نوشتن اسامى یک مرتبه ممکن نیست چشمش به هر موردى که تصادف مى‌کند آنجا را می‌نویسد.

آقاسیدیعقوب- چرا این چشم به طرف من نمى‌آید؟ عجب چشمى است که تمام متوجه موافقین است؟

رئیس- آقای فیروزآبادى بفرمایید.

فیروزآبادى- بنده عقیده‌ام این است که ما باید

+++

در این مجلس در اصلاحات و در امنیت مملکت گفت‌وگو کنیم که به حمدالله دارا هستیم و باید شکر این نعمت را کرد که امروز مملکت ما یک امنیت خوبى را دارا است و تشکر می‌کنم از موجد آن اما اگر ما در کلاه و تنبان مردم در این مجلس صحبت کنیم این را نمی‌دانم صحیح هست یا نیست؟

آقایان بزرگان: شخص اعلیحضرت راضى نیستند به این مطلب که ما در کلاه و تنبان مردم در اینجا صحبت کنیم ما باید مردم را وادار کنیم به کارهاى خوب بیشتر وارد کنیم بهتر است والّا در اتحاد شکل بنده عقیده ندارم که در مملکت ما آن قدر نتیجه داشته باشد بنده شنیده‌ام که در لندن که مهد تمدن است بیست و هفت نوع لباس مردمش می‌پوشند و هیچ کس متعرض کسى نمی‌شود و بنده هم نشنیدم که در دنیا در هیچ پارلمانى بنشینند و قانون به جهت کلاه و تنبان مردم بنویسند اگر آقایان شنیده‌اند نمی‌دانم در مجلس باید نشست و به جهت مردم کار پیدا کرد که به آسودگى زندگانى نمایند در مجلس باید گفت‌وگو از استخراج معادن مملکت کرد که همه در زیر زمین دفن است و مردم در کمال پریشانى زندگانى می‌کنند در ایران باید ایجاد کارخانه‌جاتى کرد که تاکنون ما نتوانسته‌ایم ایجاد کنیم یک کارخانه‏ کاغذ‌سازى نتوانسته‌ایم در این مملکت ما تا حالا ایجاد کنیم و همیشه گفته می‌شود بعد خواهد آمد آقاى افشار می‌فرمایند که ما باید اتحاد زبان داشته باشیم در صورتی‌که ما سالى صدهزار تومان به جهت یاد‌گرفتن السنه‏ خارجه داریم خرج می‌کنیم شاید زیادتر دویست زبان عملى است و این مطلب داخل در بحث ما نیست که ما اتحاد زبان داشته باشیم یا نداشته باشیم در هر صورت بنده عقیده دارم که مردم را به آزادى خودشان بگذارند خدا شاهد است محبوبیت بین دولت و ملت در آزادى است و در لباس و بعضى چیزهاى دیگر پیدا نمی‌شود دیروز از دم دروازه می‌گذشتم دیدم عده‌ای‏ ایستاده‌اند هر کس مى‌آید کلاهش را می‌گیرند پاره می‌کنند بدون استثنا خوب حالا دیگر احتیاج به این چیزها نیست خود مردم یا به میل یا به غیر میل دارند متحدالشکل می‌شوند دیگر این چیزها لازم نیست و لازم نیست که ما قانون بگذرانیم که مردم متحدالشکل بشوند مردم بالطبیعه خودشان متحدالشکل خواهند شد و خوب نیست به مردم زیاد فشار آورد این اتحاد شکل یک نتیجه که امروز به ما داده است این است که غالب البسه وطنى ما را از بین برده عبا را برده پارچه‌هاى دیگر را برده و منحصر شده است لباس‌مان به استعمال البسه خارجى مگر یک عده قلیلى که امتعه و البسه‏ داخلى را استعمال می‌کنند بنده عقیده دارم و از قرارى که شنیده‌ام شخص اعلیحضرت هم عقیده‌شان این است که باید در اصلاحات کلى مملکت از قبیل استخراج معادن ایجاد کارخانه‌جات و فلاحت صحیح اقدام کرد اینها را باید اصلاح کنیم والّا متعرض کلاه و تنبان مردم بشویم هیچ نتیجه‏ای نخواهیم برد اگر چه در اطراف محسناتش هزار جور صحبت می‌کنند و حال آنکه اتحاد شکل در دنیا از محالات است در دنیا یکى سفید خلق شده است یکى سیاه یکى بلند یکى کوتاه یکى فربه یکى ضعیف اتحاد شکل نمی‌شود و چیز نشدنى را چرا ما تعقیب می‌کنیم؟

رئیس- آقاى افشار

افشار- نظر امضا‌کنندگان این طرح قانونى بالاخره این نبوده است که یک طرحى تهیه کنندکه تمام افراد این مملکت را بگذراند توى یک قالبى و متحدالشکل از حیث صورت بیرون بیاورند مقصود از اتحاد شکل از حیث لباس یعنى طرز تلبس است که ملت ایران داراى یک نوع لباس باشند و مقصود از حیث رنگ لباس هم نیست ممکن است یکى سفید بپوشند دیگرى سیاه و سایرین رنگ دیگر مقصود از این طرح داشتن یک نوع لباس است براى معرفى‌کردن یک ملت واحد آقا در لندن تشریف نداشتند و آن کسى هم که بیست و هفت نوع لباس لندن را خدمت آقا معرفى کرده است در لندن نبوده است بنده در لندن بوده‌ام و بیست

+++

و هفت نوع لباس در لندن نیست عرض کنم آقا بیان فرمودند که مجلس شوراى ملى باید بنشیند براى استخراج معادن براى ایجاد راه‌آهن براى کارهاى عام‌المنفعه وضع قانون کند این کارها هم در این مملکت و در این مجلس شده است و در آتیه هم خواهد شد ولى این را باید آقا تصدیق بفرمایند که در خارج هم به طرز لباس مردم پارلمان‌هاى دنیا پرداخته‌اند ...

آقاسیدیعقوب- افغان‏

افشار- و هیچ مقتضى نیست که ما را در این مملکت اجازه بدهیم که به وسیله‏ تشتت طرز لباس یک حس وطن‌پرستى محلى ایجاد بشود فرض بفرمایید که اگر یکى برود به خاک قشقایى اهالى قشقایى تصور می‌کنند که ایرانى باید آن لباس خودشان و آن عبا را بپوشند و ایران هم عبارت است از آنجایى که ایل جلیل قشقایى زندگانى می‌کنند براى اینکه لباس تعصب مى‌آورد تعصب وقتى که توسعه پیدا نکرد و نسبت به مملکت شامل نبود و به محلى شامل شد قطعى است که مملکت وحدت ملى خودش را نمی‌تواند حفظ کند و عده‌ای هستند (خود آقا تصدیق می‌فرمایند) که کلمات فارسى را به مخارج عربى ادا می‌کنند و خودشان را عالم می‌دانند و حکم تکفیر صادر می‌کنند از اشخاصى که حقیقتاً روحانى هستند متمایز باشند ما می‌خواهیم مقام شامخ روحانیت در این مملکت متمایز و محترم باشند و ما می‌خواهیم یک اشخاصى که حقیقتاً عالم نیستند خودشان را به کسوت آنها داخل نکنند و یک کسى که از زمره غیر روحانى است از حیث معلومات داخل زمره روحانى حقیقى نشود ما نظر نداریم مقام روحانیت را در این مملکت متزلزل کنیم با اینکه عده آنها را به این وسیله تقلیل کنیم وقتى شما مقام روحانیت را تعظیم و تکریم کردید عده حقیقى روحانى در این مملکت زیادتر می‌شود و وقتى که قدر و قیمتى براى آنها پیدا شد دیگر هر نخودى خودش را داخل آش نمی‌کند و بگوید که من روحانى هستم و ما مخالف این ترتیب هستیم.‏

رئیس- آقاى شریعت‌زاده‏

شریعت‌زاده- عرضى ندارم.‏

رئیس- آقاى مفتى‏

مفتى- در این ماده عرضى ندارم.

رئیس- آقاى یاسایی‏

یاسایی- استدعا می‌کنم ماده اول یک مرتبه دیگر قرائت شود تا مخالفتم را عرض کنم .

(ماده‏ اول مجدداً خوانده شد)

یاسایی- بنده با دو فوریت و اساس این مسئله موافق بودم و رأى دادم ولى در مواد آن یک نظریاتى دارم که می‌خواهم به عنوان مخالفت عرض کنم اما در ماده اول کلیه‏ اتباع ایران باید به نظر بنده اتباع ذکور باشد چون که با این ترتیب شامل آن هم می‌شود و قانون را نباید طورى بنویسیم که ابهام داشته باشد دیگر اینکه عبارتى که در ماده هست براى مستخدمین دولت گمان می‌کنم کافى نیست ما براى مرمان آزاد یک ترتیبى قائل می‌شویم که وقتى که می‌روند توى بازار ملبس به لباس متحدالشکل باشند ولى مستخدمین دولت که دارند لباس را مسخره می‌کند وبیرون که مى‌آیند لباس دیگر می‌پوشند و از خزانه دولت هم ارتزاق می‌کنند اطاعت از نظامات وزارتخانه هم نمی‌کنند با این ترتیبى که این ماده می‌نویسد معاف هستند یعنى همان طوری که رفتار می‌کنند مختارند و به عقیده بنده این عبارت باید اصلاح شود و یک پیشنهادى هم تهیه کرده‌ام و تقدیم می‌کنم که کلیه‏ مستخدمین چه در موقع اشتغال به کار ادارى و چه در غیر آن مورد مکلف هستند که لباس مخصوص خود را بپوشند و لباس اداریشان به حال سابق باشد والّا جرم می‌شود.

رئیس- آقاى زوار

زوار- نماینده محترم با ماده مخالفت نفرمودند که جواب ایشان را بدهم فقط در قسمت اناث و ذکور بود که به ایشان اطمینان می‌دهم که این قانون برای ذکور وضع می‌شود.

+++

رئیس- در اینجا پیشنهاد کننده آقاى عراقى به بنده تذکر دادند و در موقع تصویب کلمه ذکور را علاوه می‌کنیم و این اعتراض اعتراضى به موقع است. آقاى آقاسیدیعقوب‏

آقاسیدیعقوب- آقاى افشار فرمودند که وقتى لباس را وحدت دادیم حس وطنى‌پرستی پیدا می‌شود و این حرف در مردم ایجاد حس می‌کند صاحب عقیده و صاحب حس در لباس پیدا می‌شود؟ حس وطن‌پرستى در لباس پوشیدن پیدا می‌شود این یک معنایى است که در اشخاص بزرگى که داراى یک مقامات عالیه هستند پیدا می‌شود این طور نیست که حس وطن‌پرستى در لباس پیدا شود بروید داراى عقیده پیدا کنید کسانى که داراى عقیده هستند ثبات قدم دارند به هیچ بادى در نمی‌روند آنها کسانى هستند که در مقابل سیل‌هایى که مى‌آید مى‌ایستند و حفظ خودشان را می‌کنند لباس ابداً مدخلیت ندارد نه در اسلام نه در غیر اسلام نه در ایران و نه در غیر ایران به هیچ‌وجه لباس در وطن‌پرستى مدخلیت ندارد حس وطن‌پرستى همان حسى بود که در مواقع آن اشخاصى که مقاومت کرده بودند و نام آنها هم در تاریخ هست نه مثل آنهایى که موقع امتحان که مى‌آید تغییر عقیده پیدا می‌کنند خدا نکند که روز امتحان پیش بیاید و امیدوار هستم که همین جور سلطنت پهلوى برقرار باشد و روز امتحان پیش نیاید که بنده خدمت جنابعالى خجالت بکشم.

اما مسئله تکفیر در کار نبود که بیایند و عربى بگویند و حکم تکفیر بدهند صحبت اینها نبود و صحبت اینها که من می‌دانم و خودت در آن مقام آزادى‌خواهى می‌دانى نبود صحبت این است که ما آمده‌ایم براى این ملت کار کنیم و بارى از دوش این ملت برداریم ما آمده‌ایم که این ملت را به یک مقام عالى برسانیم همین حقى را که آقاى حاج سید رضا بیان کردند این قانون به جز از بین‌ ‌بردن آن چیزهایى که در ایران ساخته می‌شود براى مردم اثر دیگرى ندارد عبا‌بافى از بین رفت ...

یک نفر از نمایندگان- پالتو کنند.

آقاسیدیعقوب- فوراً پالتو، کت، نیم‌کت شلوار از فرنگستان مى‌آید آقایان: شما خوب بود اولاً در این قانون تصویب می‌فرمودید که از منسوجات وطنى خودتان لباس درست کنید و منسوجات وطنى خودتان را ترقى بدهید کم‌کم این احتیاجات خودتان را از البسه خارجه بردارید معناى متحدالشکل بودن در واقع ایجاد عقیده و حس ملیت پیدا کردن در مملکت بنده عرض می‌کنم این قانون چطور این معنى را ایجاد می‌کند؟ غیر از آن اشخاصى که داراى عقیده‏ جنابعالى هستند و در مواقعش این کار به کله‌تان می‌زند غیر از این نتیجه دیگر ندارد اساساً بنده عرض می‌کنم که وضع و ایجاد قانون باید در روى منافع عامه باشد و منافع عامه درش ملاحظه شود این قانون منافع عامه را ندارد بگذارید مردم آزاد باشند تا کى ما در همه چیز مردم دخالت کنیم؟ آخر این مردم بی‌چاره که داراى قانون اساسى شده‌اند داراى مجلس شوراى ملى شده‌اند وحکومت‌شان حکومت ملى است در هیچ چیز نباید آزاد باشند؟ بگذارید به آزادى خودشان باشند و مسلماً وقتى که منافعش را خودشان دانستند همان جورى که تا به حال اقبال کرده‌اند اقبال می‌کند و اگر ما بیاییم فشار بیاوریم اگر چه وقتى که این قانون وضع شد خوشم می‌آید که دیگر از بین مى‌رود آن وقت معلوم می‌شود که خوب کار کردید بنده عرض می‌کنم که مردم را به آزادى خودشان باقى بگذارید بهتر پیشرفت خواهد کرد مجلس شوراى ملى مداخله آزادى مردم نباید بکند مداخله در دماغ گرفتن مردم نباید بکند عجب حکایتى است! آقا این برعکس نتیجه مى‌بخشد مجلس شوراى ملى باید آزادى و اختیارات مردم را زیاد کند نه اینکه ما بیاییم هى این اختیارات را محدود کنیم هى حقوق آنها را محدود کنیم و یا این ترتیب متصور نیست که حس وطن‌پرستى و علاقه از این ترتیب ایجاد شود. علاقه به وطن و حس وطن‌پرستى فرع بر معارف است. معارف را زیاد کنید و الاّ

+++

محدود ‌کردن و مضیق‌ کردن و گرفتن حقوق مردم هیچ فایده ندارد و این قانون هیچ نتیجه ندارد غیر از اینکه یک تحمیلاتى به مردم می‌شود و آن مجازات‌هایى هم که در ماده سوم نوشته شده است بعد از این در دهات خواهد شد و یک ترویج کاملى از امتعه‏ خارجى می‌شود و عجب کارى کردیم در دوره چهارم که قانون البسه وطنى را گذراندیم اینها تمام نتیجه همان قانون است قانون البسه وطنى را گذراندیم که بلکه مردم بتوانند از دست‌رنج خودشان ارتزاق کنند و لباس ببافند و بپوشند ولى خدا شاهد است این قانون ریشه‌اش کنده شد نگذارید بیشتر از این کنده شود بگذاریداین قانون به حال خودش باقى باشد.

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- بنده آقاى آقاسیدیعقوب را خیلى ذکى‌تر و باهوش‌تر از این می‌دانستم.

آقاسیدیعقوب- ندان آقا ندان.

اعتبار- که در یک امر بدیهى و مسائل قطعى که خودشان قطعاً آن را احساس می‌فرمایند آن قدر مقاومت بفرمایند البته این اصرار از نقطه‌نظر لباس فعلى خودشان است که یک قدرى می‌خواهند بر خلاف میل باطنى خودشان صحبت کنند.

آقاسیدیعقوب- علم به باطن من هم دارید؟

اعتبار- بلى، فرمودند که توحید لباس توحید فکر نمی‌کند بنده تصور می‌کنم خود آقاى آقاسیدیعقوب اگر توجه بفرمایند به وضعیات ولایات و ایالات و عشایر مخصوصاً به لباس‌هاى مختلفى که آنها دارند و بالاخره همان لباس ایجاد دوییتى که بین آنها می‌کند و آن دوییت نتیجه‌اش به یک کشمکش و بالاخره جنگ و جدال و خون‌ریزى که سوابقش براى ما متاسفأنه هنوز محفوظ است اینها بیشتر در اثر لباس‌هاى مختلف بود و بنده تصور می‌کنم اینکه می‌فرمایید که بارى به مردم تحمیل می‌کنم بالعکس این بارى است که از دوش مردم برمی‌داریم مجلس و نمایندگان مجلس صالح‌ترین مردمى هستند که در مضار و مصالح مردم که آنها نمی‌بینند وضعیات را دخالت کند و در آن مضار و مصالح وارد شود و ایجاد قوانین آن اختلاف را مرتفع می‌نماید الان ملاحظه بفرمایید همان طور که فرمودید یک عده روى یک شوق و شعف چنانچه آقاى عراقى توضیح دادند در ولایات جشن‌ها گرفتند و تغییر لباس دادند ولى یک عده همین طور مانده‌اند و مرددند که چه کار کنند و بالاخره یک ملاحظاتى و یک رو‌دربایستى‌ها هست که براى آنها یک تکلیفى معین نیست واقعاً این سفرى که بنده مخصوص در این قسمت کردم می‌دیدم که یک عده از آقایان میل دارند بردارند ولى منتظر است و مردد است که ببیند آن یکى چه می‌کند بر می‌دارد که او هم بردارد این قانون را که ما گذراندیم این تکلیفات برداشته می‌شود و مردم به آن نیت باطنى خودشان که دارند اقدام می‌کنند مطلب دیگر اینکه این قانون ملاى صحیح در این مملکت درست می‌کند شاید الان این طور نباشد یعنى تابه حال آزاد بودند اشخاص که عمامه سرشان بگذارند و هر قدر هم عمامه بزرگ‌تر بود به همان اندازه معنون‌تر بود ولى امروز اگر چنانچه ما براى همه یک خصوصیاتى قائل می‌شویم و براى آن طبقه یک خصوصیاتى دیگر قائل می‌شویم براى همین منظور است و البته یک علماى خوبى در نتیجه‏ این تهیه می‌شود یک قسمتى را آقاى آقاسیدیعقوب فرمودند که به عقیده‏ بنده این جور چیزهاى کوچک در مقابل اصلاحات اساسى خیلى کوچک است عبا برود به جهنم.

آقاسیدیعقوب- عصا دست مى‌گیریم‏.

اعتبار- بلى عصا دست می‌گیریم پالتویش مى‌کنیم من جمله خود آقاى آقاسیدیعقوب از این لباس آقا چند دست کت و شلوار در‌مى‌آید؟ از این عبا و قبا و لباده سه دست چهار دست لباس بیرون مى‌آید و این به صلاح و صرفه همان دهاتى‌ها است که آقا به آنها توجه دارند وقتى لباده را دو دست کت و شلوار کردند دو مرتبه به جاى یک مرتبه مى‌پوشند در هر حال به عقیده بنده مصالح و منافع این قانون به اندازه‏ای

+++

بدیهى است که هر چه ما بخواهیم در اطراف آن بحث کنیم تکرار است و هر قدر هم آقا در این قضیه مبالغه بفرمایند بنده قطع دارم که این عقیده قلبى‌شان نیست و از نقطه‌نظر لباس فعلى‌شان است این هم ان‌شاءالله اصلاح می‌شود با تصویب این قانون.

آقاسیدیعقوب- نفرمایید آقا. نفرمایید. چه حرفى است می‌زنید من از شما نمی‌گذرم خدا از شما نگذرد من اهل عقیده هستم چرا دروغ می‌گویید؟

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

کازرونى- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

کازرونى- عرض کنم که بنده یکى از موافقین این لایحه هستم لکن عقیده‌ام این است اگر کسى یک فکرى دارد اجازه بدهند آن فکرش را بگوید و اظهار‌ نظر بکند اینکه ضررى ندارد اگر با این مخالفت در کفایت مذاکرات یک تغییراتى در اوضاع پیدا می‌شود که بنده استرداد می‌کنم و الّا بگذارید حرف زده بشود دو دقیقه سه دقیقه نوبت به یک نفر برسد و اظهار نظر بکند و این قدر هم بنده عقیده ندارم عجله بشود.

رئیس- رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات، آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند(

رئیس- معلوم می‌شود کافى است. پیشنهادات قرائت می‌شود.

عراقى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید.

عراقى- خوب است قبل از قرائت پیشنهادات بفرمایید در ماده اول بعد از اتباع لفظ ذکور اضافه بشود تقاضا مى‌کنم آقاى منشى بنویسند اتباع ذکور ایران‏.

رئیس- اضافه می‌شود. پیشنهادات قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد(

پیشنهاد آقاى یاسایی

بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده اول اضافه شود و کلیه مستخدمین دولت مکلف هستند چه در موقع اشتغال به کار دولتى و چه در غیر آن به لباس مخصوص قضایى یا ادراى ملبس شوند.

یاسایی- بنده توضیحى که لازم بود قبلاً دادم و گمان می‌کنم وقتى که مردم آزاد را ما مجبور کنیم خوب است مستخدمین دولت را هم مکلف کنیم که از این وضعیت امروزى بیرون بیایند و به همان لباس ادراى یا قضایى ملبس باشند.

رئیس- آقاى زوار

زوار- عرض کنم که اینجا نماینده محترم مقصودشان رؤساى ادارات و مستخدمین ادارات است که مخصوصاً مقید کردند در پیشنهادشان و البته لباس هم یک اصل مسلمى است که همه موافق هستند ولى قضات در موقع اشتغال به کار قضاوت یک لباس مخصوصى دارند در خارج هم یک لباس مخصوصى دارند مثل لباس سایرین و البته این ماده شامل حالشان می‌شود چون هم مستخدم دولت هستند هم از اتباع ایران هستند دیگر ذکر این پیشنهاد گمان می‌کنم بى‌مورد است چون مستخدم که لباس خودش را دربردارد قاضى هم که در خارج لباس متحدالشکل را می‌پوشد و فایده و نفعى ندارد این پیشنهاد.

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى یاسایی آقایان موافقین قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند(

رئیس- قابل توجه نشد پیشنهاد آقاى لاریجانى:

(این قسم قرائت شد(

بنده پیشنهاد می‌نمایم که به عنوان تبصره در ماده اول اضافه شود تبصره به اتباع ایران که به خارجه مسافرت مى‌نمایند و همچنین اتباع ایران که در خارجه اقامت دارند مشمول این ماده مى‌باشند.

جمعى از نمایندگان- عملى نیست.

لاریجانى- در صورتی که این پیشنهاد بنده عملى نباشد پس می‌گیرم.

+++

(همهمه نمایندگان- صداى زنگ رئیس(

کازرونى- بنده قبول می‌کنم.

آقاسیدیعقوب- بنده قبول می‌کنم.

رئیس- بنده می‌بینم قضایایى که مطرح می‌شود با التهاب است و با این ترتیب گمان نمی‌کنم کار خاتمه پیدا کند تمنا می‌کنم قدرى آهسته‌تر جلو برویم چون بالاخره بنده نمی‌توانم نطق هیچ ناطقى را تشخیص بدهم مگر اینکه قدرى با متانت حرف بزنید. آقاى آقاسیدیعقوب

آقاسیدیعقوب- عرض می‌کنم این قانونى را که ما داریم مى‌نویسیم براى بعد از این و مردمانى که از سرمایه شخصى‌شان می‌خورند آنها را مجبور مى‌کنیم خوب است آن کسانى را هم که از سرمایه و خزانه مملکت ارتزاق مى‌کنند مشمول باشند بنده معتقدم که شاگردان مدارس که به خارجه اعزام می‌شوند مأمورین دولت که از خزانه ارتزاق می‌کنند و نوکر این خزانه هستند آنها هم در خارجه بگذارند ...

جمعى از نمایندگان- نمى‌گذارند.

آقاسیدیعقوب- چرا نمى‌گذارند مجبورشان کنید پول می‌گیرند شاگردان ما - مأمورین ما - سفراى ما - وزراى ما - قنسول‌هاى ما - شارژدافرهاى ما هم باید داراى این لباس باشند چه عیبى دارد؟ می‌گویید بیرون‌شان مى‌کنند؟ خیال می‌کنید که دوره‏ شاه وزوزک است؟ خیر. دوره‏ اعلیحضرت پهلوى است چطور بیرون مى‌کنند؟

رئیس- آقاى ارباب کیخسرو

ارباب کیخسرو- بنده در عین اینکه با این پیشنهاد کمال موافقت را دارم ولى می‌دانم که این پیشنهاد عملى نخواهد شد مثل اینکه نظیر این را هم دیدیم وقتی که لباس وطنى تصویب شد در این مجلس براى مستخدمین کشورى ما در خارجه هم مستخدمین داشتیم نشان بدهید یکى از آنها این را عملى کردند؟ بنابراین بنده عقیده ندارم که یک چیزى را ما تصویب کنیم که مورد پیشرفت نداشته باشد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهادى که اخیراً آقاى آقاسیدیعقوب قبول کردند آقایان موافقین قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند(

رئیس- قابل توجه نشد پیشنهاد آقاى کازرونى‏

(این قسم قرائت شد(

کلیه اتباع ذکور ایران مکلف هستند که در داخله مملکت کلاه پهلوى بر سر گذارده و از این حیث متحدالشکل باشند.

کازرونى- بنده کم‌کم می‌بینم که آقایان یک قانونى مى‌گذارنند که بعد دچار اشکال می‌شود و به واسطه اشکال عقیم مى‌ماند عرض کنم که مردم یک کلاه‌هاى مختلفى تا به حال برسر مى‌گذاشتند ما گفتیم که این کلاه‌ها را بردارند و متحدالشکل شوند از حیث کلاه پهلوى اگر بنا باشد که کت و شلوار را هم تمام مردم بپوشند باید یک نظر هم به خارج طهران بکنیم ببینیم می‌شود یا خیر؟ بنده قسمت جنوب را به شما نشان می‌دهم که مردمان صحرایى و دهاتى که اکثریت ایران را تشکیل می‌دهند لباس آنها عبارت است از یک پیراهن و یک عباى نازک و یک شلوار شما می‌خواهید آنها را مکلف کنید که کت و شلوار بپوشند؟ اینکه نمی‌شود بنده عرض می‌کنم که مقصود کلاه پهلوى است که مردم افتخاراً برسر مى‌گذارند ولى اگر بنا باشد که به مردمان جنوبى و سواحل جنوب گرمسیرى بگویند که شما بروید کت و شلوار پیدا کنید اولاً کجا دسترس دارند که کت وشلوارشان را بفرستند به طهران! آنجاها هم آن خیاطى که بتواند کت و شلوار بدوزد وجود ندارد و دسترسى هم به خیاط ندارد به علاوه آن کسانى که لباس‌شان منحصر به یک پیراهن و زیرشلوار است که زنش می‌دوزد قادر نیست که این لباس را بپوشد و ندارد و این اساساً غیر عملى می‌شود این عقیده بنده است حالا خود دانید.

رئیس- آقاى عراقى‏

عراقى- بنده واقعاً خیلى متأسف هستم از فرمایش آقاى کازرونى که همیشه می‌فرمایند جنوب. جنوب.

+++

آقا تشریف ببرید یک قدرى به مازندران گیلان و سواحل شمال آنهایى که در جنگل گوسفند می‌چرانند درخت می‌اندازند صید می‌کنند تمام کت و شلوار می‌پوشند سرکار هى جنوب را می‌فرمایید شمال را هم توجه بکنید آن کسى که می‌فرمایید یک عبا دارد و پیراهن خیلى خوب همان پیراهن را زنش برایش کت می‌کند و شلوار را هم قدرى تنگ‌تر می‌کند و می‌پوشد اینکه مى‌فرمایید کلاه پهلوى ما نخواسته‌ایم در این قانون اسم ببریم حالا قطعى است لباسى که فعلاً در بین مردم متداول است عبارت از همین کلاهى است که سر همه‌مان هست و لباسى که تن همه‌مان هست و مى‌بینید کلاه پهلوى و کت و شلوار است سرکار هم لازم نیست خیلى براى مردم تأسف بخورید براى اینکه این لباس تحمیلى بر مردم نمی‌کند یک زیادتى هم بر مردم نمی‌کند مگر ما گفتیم آقاى کازرونى که لباس‌شان را بفرستند اینجا پیش هامبارسون و با متر قدش را اندازه بگیرد و برایش بدوزد؟ آقا همان پیراهن که می‌فرمایید زنش می‌دوزد یا کسى که تا به حال برایش می‌دوخت آن را کت می‌کنند مى‌دوزد و شلوارش هم که هست پس این ایراد نشد ما گفتیم که مردم متحدالشکل باشند همان پیراهن هم تنش باشد آن‌‌قدر هم لباس قبیح به این قانون نپوشانیم.

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى کازرونى آقایان موافقین قیام فرمایند.

(دو سه نفر قیام نمودند(

رئیس- قابل توجه نشد پیشنهاد آقاى دشتى درآمده اول پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل اضافه شود مقصود از متحدالشکل‌شدن کلاه پهلوى و لباس کوتاه ملل متمدنه می‌باشد

دشتى- عرض کنم که بنده یک تذکرى داشتم که در ماده اول می‌خواستم بدهم و نشد و نوبت به بنده نرسید حالا پیشنهاد کردم و این تذکر را لازم دانستم که در مجلس شوراى ملى داده شود تا مردم از روح قانون مطلع باشند که این قانون چه چیز است و مأمورین دولت هم بهتر بتوانند مقصود را انجام بدهند و حقیقتاً آن اخطار اظهار آقاى احتشام‌زاده هم به جا بود و حق بود که یکى از اعضای دولت در اینجا باشند و در مذاکرات با ما شرکت کنند عرض کنم که متحدالشکل به این شکلى که در ماده نوشته شده است بنده معنایش را نفهمیدم چون خیلى مجمل است و مبهم و خیلى کلى است مثلاً اگر یک مأمورى ما داشته باشیم مثل میرزا ابوالقاسم خان بودجه در ولایات این ممکن است که لباس متحدالشکل را بگوید لباس چهار‌تکمه باشد والّا باید جریمه بشوند هر کس فرضاً ردنکت پوشید باید جریمه بشود یا حتماً باید لباس او یقه عربى باشد و اگر نبود مجازات می‌شود این ماده با این شکل ابهام دارد و باید توصیح داده شود که مقصود از متحدالشکل چه چیز است والّا چیز غریبى می‌شود با این اوضاعى که مأمورین ما در ولایات در قوانین می‌کنند بعضى موشکافى‌هاى احمقانه که بعضى اوقات در قوانین می‌کنند برخلاف صریح قانون و مقصود مقننه‌اى اسباب زحمت می‌شود و هر کس متحدالشکل را یک جور خیال می‌کند و اسباب زحمت مردم می‌شود البته مقصود از متحدالشکل این نیست که یک کت و شلوار برش و معین باشد مقصود است که از این لباس‌هاى دراز و کج‌وکوله و کلاه‌هاى به قول آقاى افشار مثل دیگ یا فنجان نجات پیدا کنیم و اگر چنانچه ما بخواهیم حقیتاً مردم متحدالشکل بشوند باید معین کنیم که چه چیز باشد و اما اینکه آقاى فیروز‌آبادى فرمودند آن هم صحیح است البته در آنجا همه یک شکل لباس نمى‌پوشند و نوع لباس آنها یکى نیست البته اختلافات دارند ولى ما می‌خواهیم از حیث لباس و کلاه همین طورى که در تمام دنیا معمول است لباس کوتاه؟ (کت) پوشیده شود که دیگر مأمورین دولت و نظمیه و غیره براى مردم تولید اشکال نکنند مقصود بنده این بود که رفع این ابهام بشود که زحمت مردم کم بشود و پیشنهاد خودم را هم مسترد می‌دارم.

رئیس- پیشنهاد آقاى یاسایی‏

(این طور خوانده شد)

+++

پیشنهاد می‌کنم به ماده اول اضافه شود.

و کلیه مستخدمین دولت اعم از قضایى و ادراى مکلف هستند در موقع اشتغال به کار دولتى به لباس مخصوص قضایى یا ادراى ملبس شوند و در غیر آن موقع باید به لباس متحدالشکل ملبس کردند.

یاسایی- آن اشکالى که در آن پیشنهاد کردند در اینجا اصلاح کردم.

جمعى از نمایندگان- صحیح است رأى. رأى.

رئیس- رأى می‌گیریم به قابل توجه‌ بودن این پیشنهاد آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند(

رئیس- قابل توجه شد پیشنهاد آقاى احتشام‌زاده پیشنهاد می‌کنم آخر ماده اول - به طرق ذیل اصلاح شود به لباس متحدالشکل (کلاه پهلوى و نیم‌تنه) بافته شده در ایران ملبس شوند.

احتشام‌زاده- در اینجا بنده در نظر دارم یکیش فقط از نقطه‌نظر تذکر است و ممکن است استرداد کنم و آن راجع به کلاه پهلوى و نیم‌تنه است ولى یک نکته‌اش که مربوط است به بافته‌شده در ایران آن را اصرار دارم که قید بشود در قسمت متحدالشکل آن را همان طور که آقاى دشتى فرمودند لازم است تشخیص شود که نوع لباس چه چیز است که فردا اسباب زحمت مردم نباشد ولى چون طرز لباس موکول شده است به یک نظام‌نامه که دولت خواهد نوشت در آن قسمت اصرارى ندارم ولى از نقطه‌نظر بافته‌شده در ایران بنده نظر دارم از نقطه‌نظر تعدیل واردات و صادرات مملکت و عملى هم هست و آقایان ملاحظه بفرمایند اگر چنانچه شما امروز این قضیه را عملى بکنید ..

دولت‌شاهى- عملى نیست.

احتشام‌زاده- بسیار خوب عملى است آقایان خوب است تأمل بفرمایید که اگر شما هر قدر بخواهید مساعدت کنید به کار کارخانه‌هاى داخلى خودتان با اینکه پارچه‌هایش ضخیم و خشن است ولى بالاخره یک روز موفق خواهند شد که پارچه‌هاى خوب ببافند و تشویق که شدند خوب‌تر و بهتر مى‌بافند که با پارچه‌هاى خارجى برابرى و رقابت نمایند ولى اگر توجه نکنید این جزیی هم که هست از بین می‌رود لذا بهتر این است در این موقع که می‌خواهند متحدالشکل کنند این قید را هم بکنند که از نقطه‌نظر اقتصادى خیلى مفید واقع خواهدشد اگر چه یک قانونى جداگانه تصویب شده است ولى اگر در اینجا هم تذکر داده باشیم بهتر است که پارچه‌هاى خارجى را کمتر استعمال نمایند و خودشان را مردم ملزم بدانند پارچه داخلى و وطنى استعمال نمایند.

رئیس- آقاى عراقى‏

عراقى- تصور می‌کنم آقاى احتشام‌زاده قسمت اول را که فرمودند براى تذکر است قسمت دومش هم تأمین شده باشد در قانون استخدام کشورى هست که مستخدمین دولت باید در موقع کار لباس وطنى بپوشند و البته آقایان وکلا هم همین طور موظف هستند و چنانچه مسبوقید در هیئت‌رئیسه هم تصمیم گرفته‌اند و از 15 دی‌ماه باید لباس وطنى پوشید و اما اینکه می‌فرمایید سایر مردم هم لباس وطنى بپوشند عجالتاً وسایلى که سى کرور یا بیست کرور یا ده کرور مردهاى شما را لباس بدهد در مملکت شما موجود نیست (صحیح است) و الّا بنده خودم میل دارم همه ایرانی‌ها در وطن‌پرستى (که کاملاً وطن‌پرست هستند) و اگر لباس وطنى برایشان فراهم شود البته خودشان مقدم خواهند بود و شما می‌توانید بعدها از دولت تقاضا کنید از کمپانى‌ها از سرمایه‌داران‌تان که پول‌هایشان را قایم می‌کنند تقاضا کنید در بیاورند و این کارها را بکنند کارخانه پارچه‌بافى درست کنند و انشاءالله خواهید دید که مردم هم خودشان خواهند پوشید ولى حالا این یک تضمینى می‌شود و بنده از سرکار خواهش می‌کنم که این پیشنهاد خودتان را هر دو قسمتش را مسترد فرمایید و به علاوه این پیشنهادات بیشتر موجب تعویق کار می‌شود خوب است اجازه بفرمایید که این قانون زودتر تصویب بشود و بگذرد.

+++

احتشام‌زاده- مسترد می‌کنم‏.

رئیس- چهار فقره پیشنهاد از آقاى احتشام‌زاده، طاهرى، شریعت‌زاده و کیا در ضمن پیشنهاد آقاى یاسایی تأمین شده است و ضرورت ندارد.

شریعت‌زاده و کیا- صحیح است.

رئیس- رأى می‌گیریم به ماده اول به اضافه اصلاحى پیشنهاد آقاى یاسایی، آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

رئیس- تصویب شد ماده دوم مطرح است.

(این قسم قرائت شد(

ماده دوم- مجتهدین مجاز از مراجع تقلید مسلم که مرجع امور شرعیه باشند وکلای متألهین و پیشنمازان داراى محراب و محدثین که از طرف دو نفر از مجتهدین مجاز اجازه روایت داشته باشند و طلاب مشتغلین به فقه و اصول که در درجه خود از عهده امتحان برآیند و مدرسین آنان و روحانیون ملل غیر مسلم از مقررات این قانون مستثنى می‌باشند.

جمعى از نمایندگان- ختم جلسه

رئیس- بنده خاطرتان را متوجه می‌دارم که به پیشنهادهاى شفاهی ترتیب‌ اثر نمى‌دهم هر پیشنهادى دارید کتباً بدهید آقاى روحى با ماده موافقید؟

روحى- مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

روحى- بنده بر خلاف عقیده همکار محترم خودم آقاى دشتى که می‌خواهند توسعه به ماده بدهند بنده بر‌عکس می‌خواهم تقلیل بدهم این دایره را که واقعاً اگر مستثنى می‌شوند یک عده روحانى مسلم درجه اول که مراجع تقلیدند و محترمند آنها معاف باشند و این قانون هم از نقطه‌نظر عظمت آنها وضع می‌شود یک عده هستند مثل طلاب که اینجا بى‌ربط استثنا شده‌اند بنده عرض می‌کنم که طلبه ممکن است فقه و اصول را تحصیل بکند و کلاه هم داشته باشد منتهى وقتى به درجه اجتهاد رسید کلاه خود را بردارد و عمامه برسر بگذارد این عیبى که ندارد فقه و اصول خواندن مستلزم عمامه داشتن نیست اولاً ممکن است یک قسمت تحصیلات عالیه دیگرى هم باز بکند و فقه و اصول تنها که نیست یک تحصیلات وسیعى است و ممکن است خیلى بالا برود هر وقت که به درجه اجتهاد رسید عمامه بگذارد و الّا اگر این طور باشد که هر کس فقه و اصول تحصیل می‌کند عمامه‏ای باشد باید محصلین مدرسه عالیه حقوق و سیاسى هم که فقه و اصول می‌خوانند عمامه‏ای باشند در هر حال این مستثنیات ماده دوم قانون را به کلى از اثر مى‌اندازد به این معنى که من می‌گویم فقه تحصیل می‌کنم و یک جامع عباسى زیر بغلم مى‌گذارم یا شب در خانه‌ام مى‌خوانم و عمامه مى‌گذارم خیر باید کلاه بگذارد وقتى که به درجه اجتهاد رسید عمامه بگذارد این یکى. دیگر اینکه در اینجا یک کلمه قلنبه‏ای بنده شنیدم که هیچ تا به حال نشنیده بودم (حکماى متألهین) این کلمه گویا تازه پیدا‌ شده است بنده نفهمیدم که این یعنى چه و این حکماى متألهین کی‌ها هستند که باید عمامه سرشان بگذارند چه خصوصیتى دارند و از کجا آمده‌اند و چه طبقه هستند که بنده نفهمیدم و الّا بنده هم الان ممکن است جوهر و عرض و هیولا و این چیزها را شرح بدهم و یک مباحثه طولانى بکنم خوب پس بنده از جمله حکماى متألهین هستم و باید عمامه سرم بگذارم؟ اینکه معنى ندارد آقا. و ذکر کلمه حکماى متألهین

+++

را در این ماده به کلى بى‌مورد می‌دانم و بى‌ربط است و اگر بخواهید این کار را بکنید این قانون عملى نمی‌شود آقایان نمایندگان محترم اصفهان می‌دانند که مرحوم جهانگیر خان قشقایى یکى از اجله و علماى بزرگ ایران بود و عمرش را با کلاه گذراند و فقط وقتى که به امامت جماعت اشتغال داشت یک پارچه دور سرش مى‌پیچید و یکى از علماى منور و درجه اول و مسلم‌القول هم بود باید در مملکت معرف اشخاص علم و معرفت‌شان باشد نه یک عمامه که پنج من وزن داشته باشد و بر وى سر بگذارند این دلیل بر علم نیست در هر حال خوب نیست این کار را یک قدرى توسعه بدهیم و باید محدوش کرد تا قانون عملى شود و بنده یک پیشنهادى دارم که قسمت طلاب و حکماى متألهین حذف شود این قدر استثنا که قانون نباید داشته باشد.

رئیس- آقاى رونگ‏

اورنگ- نماینده محترم حضرت آقاى روحى یک کلمه قلنبه فرض کردند در صورتی که بنده این کلمه را از فامیل ایشان یاد گرفتم و این کلمه نباید به گوش ایشان بى‌معنى و قلنبه بیاید تمام فامیل ایشان به داشتن علم معقول مشتهرند در ایران و شخص ایشان این کلمه به خصوص نباید در گوش‌شان قلنبه بیاید تمام علماى شامخ ایران جامع علوم معقول و منقول هستند و علما وقتى تعریف علم را می‌کنند می‌‌گویند که پیغمبر فرمود (العلم علمان علم‌الابدان و علم‌الادیان( علم عقل مقدم است بر علم نحو و حکما در ایران الان هم مبناى اجتهاد که ما می‌گوییم فقه است و اصول را مبناى فقه گرفته‌اند اصول بى‌ دیدن کلام و حکمت معنى ندارد علم معقول علمى است شریف، حضرت مستطاب عالى آقاى روحى اگر الماجد‌شان زنده بود گمان می‌کنم که با احترام ابوت و پدرى این بیان را نمی‌فرمودند من عقیده‌ام این است که شخص ایشان بیشتر باید احترام کنند به این علم که مبناى همه علوم است اگر حضرت مستطاب عالى براى خاطر سنخ روحانیون عمامه را قائل هستید داشته باشند پس علت حرمان حکما چیست؟ به جهت اینکه آنها معارف‌شان مبناى عالى عرض می‌کنم (اگر این بیان از طرف من مى‌شد شایسته بود براى مردم جاهل و دور از این بساط) ولى از حضرت مستطاب عالى که از یک خاندانى هستید که بداشتن علم حکمت مشتهر بوده‌اند در ایران و عمامه هم برسر داشته‌اند و بسیار هم به جا بود فلک بر نهادش به سر آن کلاه که بنوشت روى که برشو به ماه آن عمامه را بر سر گذاشته بودند شما نباید این را بفرمایید بالجمله همان طورى که آقاى عراقى فرمودند این کلمه را اضافه کنند راجع به حکماى متألهین خوبست که حضرت مستطاب عالى هم قبول بفرمایید که ما هم احترام بکنیم به معلومات و علم و این مقدمه هم درتان باشد که علماى علم معقول علم معقول نمی‌دانند در ضمن‌العمل این را هم محرز باشد در هر حال این بود نظر بنده و پیشنهادهایى هم در ضمن ماده دوم و سوم تقدیم می‌کنم که در موقع قرائت به نظر آقایان برسد مرحمت شما زیاد.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

کازرونى- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

کازرونى- ماده مهم این قانون به عقیده بنده این ماده است و استدعا می‌کنم آقایان اجازه بدهند که اقلاً عقاید اظهار بشود و هر کس نظرى دارد بگوید و الّا کسى مخالف با اصل لایحه نیست بنده تعجب می‌کنم که بعضى‌ها می‌خواهند این طور نشان بدهند که ما مخالفیم خیر کسى مخالف نیست یکى از امضاکنندگان طرح بنده هستم ولى خوب است اجازه بدهید که نظریاتم را عرض کنم.

عراقى- بنده خیال می‌کنم همان طوری که آقاى کازرونى فرمودند اجازه بدهید مخالفتى صحبت کنند اصل قانون را هم ملاحظه بکنند نظامنامه مى‌نویسد موافق و مخالف باید حرف بزنند آقا هى می‌فرمایند مخالفى ندارد بعد خودشان می‌فرمایند مذاکرات کافى است اظهار موافقت می‌فرمایند در اصل قضیه بعد با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنند بنده تصور می‌کنم خوب است اجازه بدهند ماده بگذرد و بیشتر از این هم نمی‌‌شود دامنه مستثنیات را زیاد کرد و بیش از این را ما قائل نیستم حتى بعضى از آقایان معتقد به تقلیل آن هستند ما مجتهد را مستثنى کردیم طلاب را همین طور مدرسین را همین طور پیشنماز صاحب محراب را همین طور مستخدمین را همین طور دیگر جاى صحبت ندارد و بالاخره بنده نمی‌دانم چقدر باید استثنا کرد و در اطراف این ماده چقدر باید حرف زد؟ اگر چنانچه نظرتان این است که قانون معطل بشود که بنده مخالفم و ان‌شاءالله امروز این قانون به تصویب می‌رسد اگر هم غیر از این نظرى دارید و مستثنیات را کم می‌دانید و باز سرکار می‌فرمایید که شما در جنوب یک طلبه دارید که پول ندارد و آن طلبه را هم مستثنى بدارید این را دیگر چه عرض کنم.

+++

رئیس- رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند(

رئیس- تصویب شد پیشنهادات قرائت می‌شود.

(این قسم قرائت شد(

بنده پیشنهاد می‌کنم که در دنباله جمله مجتهد مجاز محل رجوع امور شرعیه در ماده دوم کلمه در محل خود اضافه شود. (اورنگ(

اورنگ- عرض کنم که خاطر محترم همه آقایان مسبوق است که غالب از مجتهدین اتفاق مى‌افتد که از شهر خودشان به شهر دیگر و غالب‌شان هم به مرکز مى‌آیند و در مرکز محل رجوع امور شرعیه نیستند حق هم همین است چون مردى است غریب آمده است اینجا براى مداوا و یا براى کارهاى دیگر و بالاخره براى نمایندگانى آمده است و در شهر خودش هم محل رجوع امور شرعیه است و محضر دارد ولى وقتى که تشریف می‌برد به یک شهرى به یک ولایتى غیر از ولایت خودش البته آنجا دیگر محل رجوع نیست یعنى او را دعوت نمی‌کنند براى عقد و طلاق پیش او صیغه نمى‌خوانند معامله بیع شرط نمی‌کنند خرید و فروش نمی‌کنند یا طلاب آن شهر (چون به این شهرى که این آقا تازه وارد شده کسى او را نمى‌شناسد) در محضر او به درس حاضر نمی‌شود خلاصه و هر امرى که مربوط است به رجوع خلق به ملا درباره این مجتهد تازه‌ وارد به این شهر اجرا و اعمال نمی‌شود پس ما می‌گوییم که نسبت به این شخص باید قبول کرد که معاف باشد و اگر ما بگوییم محل رجوع امور شرعیه به طور مطلق این آقایى که تازه اینجا تشریف آورده و مجتهد است و مجاز است و کامل است و جامع شرایط است ولى در این شهر افراد و ساکنین شهر به او رجوع نمى‌نمایند در امور شرعى‌شان و باید مطابق این قانون محروم باشد در هر حال من این کلمه را که پیشنهاد کردم (درمحل خود) رفع این اشکال را می‌کند به هر حال این بود توضیح بنده خدمت آقایان و یک وقت کامل در این موضوع لازم است و اگر آقایان صلاح دانسته این جمله را قبول بفرمایند که به دنباله این جمله مجتهد مجاز محل رجوع امور شرعیه در محل خود هم اضافه شود اگر شایان و مناسب دیدند که قبول می‌فرمایند.

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- بنده تصور می‌کنم که این یک توضیح واضحى است زیرا وقتى که ما در ماده اول تعریف کردیم اصل موضوع را و بعد در ماده دوم یک خصوصیاتى براى مجتهد قائل شدیم که تحت چه عنوان اجازه داشته باشند وقتى که داراى جواز شدند ما او را به اجتهاد مى‌شناسیم آن وقت چه در محل خودش که باشد چه در سایر محل‌ها همه جا با داشتن اجازه و جواز می‌تواند مستثنى باشد در هر حال بنده با نظر آقاى اورنگ مخالفتى ندارم ولى این را یک توضیح واضحى می‌دانم و به عقیده بنده لزومى ندارد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به قابل توجه بودن پیشنهاد آقاى اورنگ آقایان موافقین قیام فرمایند.

(عده قلیلى برخاستند(

رئیس- قابل توجه نشد پیشنهاد آقاى مجد ضیایی.

(این طور خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم به ماده دوم اضافه شود اشخاص معمم که بالاتر از 60 سال دارند از این قانون مستثنى باشند.

مجد ضیایی- بنده توضیح زیادى ندارم ولى اشخاص معمم دیگر نمی‌توانند خودشان را با این لباس ملبس کنند و عمامه را بردارند و خیلى براى آنها شاق است تغییر لباس دادن خوب است قبول کنند که کسانى که بالاتراز 60 سال دارند مستثنى باشند.

رئیس- آقاى عراقى‏

عراقى- عرض کنم که قانون وقتى وضع می‌شود نسبت به تمام افراد این مملکت مساوى است و شامل حال همه‌شان می‌شود مگر مستثنیاتى را که خود قانون ذکر

+++

می‌کند آن هم از روى یک دلیلى استثنا می‌شود که بتوان به آن استناد کرد دیگر من شصت سال عمر دارم بدون اینکه هیچ مزیتى داشته باشم این دلیل نمی‌شود 70 ساله هم باشد ممکن است کلاه بر سر بگذارند و آدم شصت ساله و بیست ساله هر دو مشمول قانون مملکت هستند و در تحت حکم کلى قرار می‌گیرند یک دلیلى اقامه بشود که آنها را هم در قانون در تحت عنوان استثنا ذکر کرده‌اند ولى شصت ساله بودن به عقیده بنده دلیل نیست دلیل باید قانونى باشد مثل فرضاً قانون انتخابات که آدم 70 ساله را منع می‌کند که نمی‌تواند انتخاب بشود بنابراین بنده از همکار محترم آقاى مجد ضیایی تقاضا می‌کنم پیشنهادشان را مسترد بدارند و این اهمیتى ندارد من که شصت سالم است عمامه برسر بگذارم.

مجد ضیایی- مسترد می‌کنم.

رئیس- پیشنهاد آقاى مؤید احمدى:

(این قسم قرائت شد(

در ماده دوم پیشنهاد می‌کنم کلمه وعاظ بعد از مستخدمین علاوه شود.

مؤید احمدى- بنده اگر چه تصور می‌کنم که کلمه مستخدمین در صورتى که مجاز باشد شامل وعاظ هم می‌شود به کلى البته قانون باید واضح باشد که همه کس بفهمد به این شکل همه کس نمی‌فهمد عیبى ندارد که وعاظ هم اضافه شود که در صورتی که مجاز باشند با اجازه روایت آنها هم مستثنى باشند.

رئیس- آقاى عباس میرزا

عباس میرزا- خوب میل دارند ایشان بفرمایند.

رئیس- آقاى عراقى‏

عراقى- عرض کنم که دو نظر در این قانون هست یکى اتحاد شکل - یکى هم استثنا پاره‏ای اشخاص از قبیل مجتهد و محدث مجاز و پیشنماز صاحب محراب خوب وعاظ اگر عبارت باشد از کسى که اجازه روایت دارد یعنى آن کسى که دروغگو نیست که بهش اجازه به روایت داده‌اند ولى اگر مراد از واعظ کسى است که برود روى منبر توى یک خانه یا خیابانى و هر چه دروغ دلش می‌خواهد بگوید و گریه بگیرد و اگر گریه نگرفت توى سر خودش بزند تا گریه بگیرد این آدم هم باید عمامه‌اش را بردارد هم باید قدر منبر اسلامى محفوظ بماند و باید بداند که این منبر محل بزرگ و شریفى است و جاى بزرگان است ما می‌خواهیم کسانی که روى منبر می‌روند ندانند که این منبر بزرگ‌ترین انبیا است و باید اشخاصى روى آن بنشینند که لیاقت و علم داشته باشند نه کسى که بگوید شمر چه کار کرد و چه کار کرد و از این دروغ‌ها بگوید.

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى مؤید احمدى آقایان موافقین قیام فرمایند.

(عده قلیلى برخاستند(

رئیس- قابل توجه نشد. پیشنهاد آقاى دیبا

پیشنهاد می‌کنم که به جاى مدرسین آنان نوشته شود مدرسین فقه و اصول آنان.

عبدالحسین خان دیبا- بنده امیدوارم که مدارس مذهبى ما که یکى از مدارس مهم ما است بعد از این یک رفرمى درش بشود و محتاج به یک معلمین زیادترى بشود و بنده گمان می‌کنم که بعد از این لازم است براى طلاب مدرسین فیزیک و شیمى و اینها معین کرد که نزد آنان علوم جدیده را تحصیل کنند و از این جهت بنده پیشنهاد کردم که فقط مدرسین فقه و اصول آنها مستثنى باشند نه کلیه مدرسین که بعدها باید براى آنها معین شود.

رئیس- آقاى افسر

افسر- عرض کنم که عبارت قانون با آن زمینه که هست و با آن قید وقتى درش نوشته می‌شود طلاب علوم دینیه و مدرسین آنان مقصود البته همان مدرسین فقه و اصول آنها است و نظر آقا تأمین شده است که طلاب مشغول فقه و اصول و مدرسین آنان یعنى مدرسین فقه و اصول و مدرسین دیگر را شامل نیست.

+++

حاج آقا رضا رفیع- استرداد می‌کنند.

رئیس- مسترد می‌کنید؟

دیبا- خیر، مسترد نمی‌کنم‏.

رئیس- رأى می‌گیریم به قابل توجه بودن این پیشنهاد آقایان موافقین قیام فرمایند.

(عده‌اى قیام نمودند(

رئیس- قابل توجه نشد. پیشنهاد آقاى احتشام‌زاده، پیشنهاد می‌کنم در ماده دوم اضافه شود وعاظ و ذاکرین که سن آنها متجاوز از چهل سال و بیش از ده سال سابقه اشتغال منبرى دارند.

دیوان‌بیگى- آقا اینجا خصوصیات را داخل نکنید.

رئیس- آقاى احتشام‌زاده‏

احتشام‌زاده- از نظر اصول کلى البته بنده هم معتقد هستم که حتی‌المقدور مستثنیات این قانون خیلى کمتر باشد و البته اشخاصى که می‌خواهند در آتیه منبر بروند یا پیشنماز باشند یا خودشان را در مسلک روحانیون دربیاورند به عقیده بنده باید شروط سخت و سنگینى از نقطه‌نظر حفظ حیثیات مقام روحانیت داشته باشند و این پیشنهادى که بنده عرض کردم از نقطه‌نظر وضعیت فعلى است که یک عده زیادى که تاکنون اشتغال‌شان اشتغال منبرى بوده است و مدتى هم در این کار سابقه داشته‌‌اند و سن‌شان هم یک طورى است که اگر از این کار دست بکشند از عهده سایر کارها بر نمى‌آیند تصدیق بفرمایید این دسته از مردم یک عائله‌هایى دارند و اگر چنانچه بگوییم آنها روضه نخوانند یا حدیث نگویند و کلاه برسر بگذارند در حقیقت معیشت آنها را قطع کرده‌ایم قطعاً هیچ یک از آقایان راضى نمی‌شوند یک جمعیت زیادى که متأسفانه وضعیات گذشته آنها را وادار کرده است از این محل اعاشه کنند امروز در اثر وضع و تصویب این قانون خودشان که ازبین می‌روند هیچ هر کدام که یک عائله‌هاى چهارده پانزده نفرى دارند از بین بروند از نقطه‌نظر رأفت و شفقت به عائله این قبیل اشخاص که امروز هم وسیله براى حفظ عائله خودشان ندارند بنده معتقد هستم بایستى به عائله آنها شفقت کرد و عجالتاً به آنها اجازه داد که بتوانند آن وسیله که سابقاً براى اعاشه خانواده‌شان داشته‌اند به همان وسیله اعاشه کنند متأسفانه هنوز در مملکت ما کار زیاد نیست و کسب رونق ندارد که به آنها بگوییم بروند عملگى کنند.

دولتشاهى- عملگى هست‏.

احتشام‌زاده- بنده می‌دانم عملگى هم به اندازه‌اى است که همه آنها بتوانند بروند عملگى کنند و اگر هم بود بنده هم تصدیق می‌کردم که بروند و عملگى کنند بنده چنانچه عرض کردم نظرم از نقطه‌نظر آتیه نیست براى اینکه در آتیه هر کس بخواهد منبر برود باید حتماً این شرایط را دارا باشد و نظرم نسبت به گذشته است که یک عده اشخاص از این کار و از این راه اعاشه می‌کرده‌اند بنده خیال می‌کنم باید نسبت به عائله آنها ترحم و شفقت کرد و به آنهایى که سن‌شان از چهل سال زیادتر است و نمی‌توانند بروند کار دیگر بکنند و ده سال است مشغول کار منبرى بوده‌اند اجازه داده والّا از نقطه‌نظر روحانیت بنده هیچ مانعى نمى‌بینم که روضه‌خوان یا واعظ با کلاه پهلوى بروند وعظ کند ولى از نقطه‌نظر اینکه ترتیب طورى است که اگر روضه‌خوان کلاه پهلوى سرش بگذارد شاید مردم دعوتش نکنند و این عرایض بنده از نقطه‌نظر حفظ معیشت یک عائله‌هاى بیچاره است.

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- بنده گمان می‌کنم آقاى احتشام‌زاده جمله‏ اخیرى که خودشان فرمودند که هیچ مانعى ندارد با کلاه پهلوى هم روضه بخوانند این جواب خودشان بود و به علاوه ما می‌خواستیم این مسائل اهمیت بدهیم نه اینکه اذهان مردم ساده را با یک اخبار دروغ مجعولى مشوش کند و براى شور انداختن مجلس یک رطب و یابسى بگوید به علاوه در خود قانون مقصود آقا تأمین شده است زیرا اگر یک مردمان با سوادى هستند بروند از دو نفر از مجتهدین اجازه بگیرند بیایند وعظ کنند و اگر هم سواد ندارند احتیاج نیست آنها وعظ کنند.

+++

رئیس- رأى می‌گیریم به قابل توجه بودن پیشنهاد آقاى احتشام‌زاده آقایانى که موافقند قیام فرمایند.

(معدودى برخاستند(

رئیس- تصویب نشد. پیشنهاد آقاى اورنگ قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده دوم اضافه شود و مستخدمین مشاهد مشرفه در وقت انجام خدمات خود در حرم‌ها و صحن‌ها و رواق‌ها.

رئیس- آقاى اورنگ‏

اورنگ- عرض کنم اولاً یک مقدمه خیلى مختصر دارد اکثریت یک سطر خود آقایان می‌دانید که رأى شما آقایان اکثریت حاکم است این را من هم می‌دانم شما هم می‌دانید حالا که کار دست شما است یا رد می‌کنید پیشنهاد را یا قبول می‌کنید.

وزرا- رد می‌کنیم.

اورنگ- ان‌شاءالله در صورتی که رد می‌کنید یا قبول می‌کنید نیم دقیقه فکر کنید بعد این کار را بکنید دست خودتان است عرض می‌کنم به حضور شریف‌تان همه آقایان تصدیق می‌فرمایید هر چیزى در حد خودش محترم است مملکت در حد خودش محترم است عقیده هم در حد خودش محترم است در تمام ادیان در تمام ملل به اعتقادات روحانى آن امت دیگر هم احترام می‌کنند ما امروز متحدالشکل شدن اتباع ایرانى را در خاک ایران می‌خواهیم بگذرانیم بسیار هم کار خوبى است ولى شما همه‌تان می‌دانید که در حرم مطهر حضرت رضا (ع) یا در حرم مطهر حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) آن افرادى که در حرمند اگر بخواهیم همین امروز تزریق کنیم به تمام آحاد و افراد این مملکت که این طور خیال بکنند این اشخاصى که توى این حرم هستند و دارند درب این ضریح را باز می‌کنند کلاه سرشان باشد اهمیت ندارد اگر اعتقادمان این است که اینکه ما می‌گوییم خلق‌الله هم قبول می‌کنند یک قدرى کم تجربه هستیم زیرا خلق‌الله قبول نکرده و نمی‌کند ملاحظه بفرمایید سه شب مانده به عید در حرم حضرت رضا معمول این است که یک عده می‌روند درب ضریح را باز می‌کنند و ضریح را می‌روبند و این را می‌گویند جاروب آخر سال اگر کسى این شب را درک کرده باشند (من این را درک کرده‌ام براى اینکه یک سال و نیم در آنجا مأمور بودم رئیس استیناف بودم) آن شب این جور آدم را اینجا راه نمی‌دهند اگر هم راه بدهند همان جورى راه می‌دهند که خودشان هستند ..

بعضى از نمایندگان- (با همهمه) چرا راه نمی‌دهید؟ کلاه سر گذاشتن که گناه نیست. (زنگ رئیس- دعوت به سکوت(

اورنگ- تأمل کنید آقایان. بنده خیلى مواظب هستم که کلماتم به هیچ کجا هیچ جور و به هیچ ترتیب بر نخورد یک امر خارجى را می‌خواهم عرض کرده باشم عرض کنیم متوجه باشید عادات خلق توهین نیست صد‌هزار دفعه استغفرالله از توهین بنده اگر توهین بود خودم سرم نمى‌گذاشتم ...

زوار- بنده اخطار دارم.

رئیس- در وسط نطق نمی‌شود.

اورنگ- شما باید فکر کنید به عقیده مردم به علاوه پیشنهاد بنده این نیست که وقتى از حرم بیرون آمدند و از استخدام خودشان دست کشیدند همان لباس را بپوشند خیر این طور نیست وقتى که مشغول آن کا رهستند در حرم و رواق و صحن با آن لباس‌شان باشند ولى وقتى که از حرم بیرون آمدند لباس همه‌مان را بپوشند هیچ ضرر و زیانى ندارد قضات شما براى قاضى تمیز لباس مخصوص دارید آقایان به حرم حضرت رضا هم به قدر محکمه تمیز اهمیت بدهید ...

جمعى از نمایندگان- (با همهمه) این حرف‌ها چیست؟ کى اهمیت نمی‌دهد.

اورنگ- شما آقایان براى اعضای تمیز لباس چین‌دار آستین‌دراز درست کرده‌اند و پیشنهاد آقاى یاسایی

+++

را قبول کرده‌اید که این آقاى قاضى تمیز وقتى که در تمیز است این لباده را به این کیفیت بپوشد وقتى که بیرون آمد لباس سایر آقایان را بپوشد ..

بعضى از نمایندگان- پس عمامه سر بگذارند؟

اورنگ- بنده می‌گویم آقایان شما وقتى که این کار را می‌کنید اگر براى مستخدمین حرم‌هاى خودتان هم یک لباس خاصى قائل شوید که وقتى در آنجا مشغول خدمت هستند آن لباس را بپوشند و وقتى هم که بیرون مى‌آیند لباس معمولى را بنده هم حرفى ندارم منتها عمامه‏ آنها را به شکل خاصى معین کنید که غیر عمامه روحانیون باشد حالا هم تأمل کنید و عصبانى نشوید ممکن است یک دقیقه فکر کنید با من همراه شوید و ممکن هم هست الان بلند شوید و قال‌وقول کنید و رأى بدهید و بگویید درست شد ولى شق اول را اختیار کنید بین خودتان و من و وجدانتان خجل نمی‌شوید و ننگى بر شماها در قبول این پیشنهاد من وارد نمی‌شود ...

رئیس- (خطاب به آقاى زوار) اخطار خودتان را بفرمایید.

زوار- بنده ماده 63 را اخطار کردم.

رئیس- مقصودتان از تذکر این ماده چیست؟

زوار- ماده شصت و سه می‌گوید وقتى که یک نفر پیشنهادى داد باید به اختصار توضیح بدهد.

رئیس- این اختصار را کى باید تمیز بدهد.

زوار- آقاى رئیس. ولى بنده هم حق اخطار دارم.

بعضى از نمایندگان- ماده شصت و سه راجع به پیشنهاد‌هاى شور دوم است.

رئیس- عراقى‏

عراقى- فرمایش نماینده محترم در توضیح پیشنهاد خودشان بسیار بسیار خوب بود ولى قبل از توضیح‌دادن پیش آقایان بالاتر و والاتر از آنچه آقا بفرمایند هست حرم جاى شریفى است .. معبد ما است ما هم مسلمانیم او هم رئیس اسلام است ما هم متدین به دین اسلام هستیم ولى در هیچ یک از آیات قرآنیه یا در اخبارى که از ائمه اطهار سلام‌الله علیهم‌اجمعین رسیده نوشته نشده است که قباى او یک ذرع و هفت گره باید بلندیش باشد و هم چنین ندارد که عمامه او باید چطور باشد اگر لباس قضا را می‌فرمایید؟ وزیر عدلیه براى آنها یک لباس مخصوصى درست کرده است اینجا هم متولى خراسان نایب‌التولیه خراسان می‌تواند براى خدام یک لباس مخصوصى درست کند این مربوط به قانون‌گذارى نیست از نماینده محترم هم استدعا می‌کنم همان طور که فرمودند یک دقیقه فکر کنید بعد مخالفت کنید هر وقت خودشان هم می‌خواهند پشت تریبون تشریف بیاورند یک قدرى فکر بفرمایند بعد تشریف بیاورند صحبت بفرمایند. این صحبتى را که فرمودند به قدر محکمه تمیز حرم را محترم بشمارید آقا حرم معبد من است محکمه تمیز را از بابت ترس می‌روم ولى حرم معبد من است آقاى من است محکمه تمیز را از این جهت محترم می‌دارم که اگر محاکمه‏ به آنجا افتاد بتوانم به یک نحوى از دستش نجات پیدا کنم در صورتی که بپرسند بنده هیچ محکمه‏ را ندیده‌ام ولى تشکر می‌کنم خدا را سال‌ها در مشاهد متبرکه زندگى کرده‌ام ما مسلمانیم و هر جایى که معبد ما است پیش ما محترم است و به قدرى احترام دارند که ما نباید در لباس مستخدمین آنها دخالت کنیم و متولى باید دخالت کند این است که استدعا می‌کنم از نماینده محترم که پیشنهادشان را مسترد بفرمایند.

رئیس- مسترد داشتند. پیشنهاد آقاى شریعت‌زاده.

(به مضمون ذیل خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم در ماده دوم به جاى ملل غیر مسلم (اتباع غیر مسلم) نوشته شود.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده.

شریعت‌زاده- چون این طوری که در ماده نوشته شده گمان می‌کنم ملیت از نظر روحانیت فرض شده است و بنده میل دارم به این قسمت توجهى بشود و تذکر بدهم که ملت ایران اعم از اینکه مسلم باشند یا غیر مسلم همه‌شان تشکیل یک ملت را می‌دهند و تعبیر ناشى از

+++

اختلاف دیانت بالاخره موجب تصدیق وجود ملل مختلفه در یک مملکت نیست و اختلاف دیانت مستلزم وجود ملل مختلفه در مملکت ایران نیست از این نظر بنده اتباع مسلم را لازم می‌دانستم به جاى ملل غیر مسلم پیشنهاد کنم.

بعضى از نمایندگان- صحیح است.

اعتبار- مخالفى ندارم.

رئیس- رأى می‌گیریم به قابل توجه بودن پیشنهاد آقاى شریعت‌زاده آقایانی که قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

(اغلب برخاستند (

رئیس- تصویب شد. تصور می‌کنم پیشنهاد آقاى ارباب کیخسرو هم تأمین شد پیشنهاد آقاى مفتى قرائت می‌شود.

(به مضمون ذیل خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم که در ماده دویم بعد از طبقه مجتهدین این عبارت اضافه شود: و مفتیان اهل سنت‌ جماعت که از طرف دو نفر از مفتیان مسلم اهل سنت اجازه فتوى را داشته باشند.

جمعى از نمایندگان (صحیح است) همه موافقند.

رئیس- رأى می‌گیریم آقایانی که این پیشنهاد را قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند(

رئیس- تصویب شد. پیشنهاد آقاى فیروزآبادى‏

(این طور خوانده شد(

بنده پیشنهاد می‌کنم که در ماده دوم اضافه شود: و متولیان و مستخدمین اماکن مشرفه که سن آنها زیاده از پنجاه سال باشد.

بعضى از نمایندگان- این رد شد.

رئیس- گویا آن پیشنهاد را مسترد داشتند رد نشد. على‌ای‌ّحال توضیح بدهید.

فیروزآبادى- همه آقایان تصدیق می‌فرمایند اشخاصى که تا سن پنجاه سال در اماکن متبرکه مشغول خدمت بوده‌اند حالا اگر بخواهند آنها را تحت این قانون بیاورند و ملبس به این لباس بکنند به آنها یک قدرى گران مى‌آید و اسباب زحمت‌شان است زیرا با آن لباس یک اندازه طرف توجه مردم بوده‌اند ما نباید همیشه درصدد برآییم که یک عده که در دنیا زندگانى کرده‌اند و یک رویه‏ داشته‌اند به کلى رویه زندگانى آنها را از دست‌شان بگیریم اگر در مملکت ما یک وقت کار زیاد شد البته مسئله‏ نیست ولى حالا بحمدالله که کار نیست علاوه از این سالى سى چهل کرور هم داریم به خارجه پول می‌دهیم و هنوز نتوانسته‌ایم یک جا نفت استخراج کنیم بنده عقیده‌ام این است که این اندازه فشار نباید به مردم وارد ساخت این اشخاصى که پنجاه سال دارند نزدیک مردن هستند و در این چهار روزه عمرشان که باقى‌مانده است اجازه بدهید در اماکن مقدسه به همان لباس خودشان باقى باشند.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده‏

یک نفر از نمایندگان نیستند.

رئیس- آقاى عباس میرزا

عباس میرزا- پیشنهادى که نماینده‏ محترم دادند در دو مورد رد شد. یکى در موردى که آقاى مجد ضیایی پیشنهاد کردند یکى هم در مورد پیشنهاد آقاى احتشام‌زاده و دیگر این پیشنهاد مورد ندارد. و اینکه فرمودند یک عده‏ که یک مدتى عادت کرده‌اند به یک زندگانى براى آنها اشکال دارد گمان نمی‌کنم اشکال داشته باشد زیرا خواه‌نخواه در این تبدلات دنیا انسان همیشه زندگانیش در تغییر است منتها خودش منتقل نیست و به قول فلاسفه اولوسیون کرئاتریس زندگانى همیشه در اولوسیون است و آن کسى که شصت هفتاد سال دارد یا چهل سال فرقى نمی‌کند جامعه که هر طور که باشد باید شخصى تابع آن باشد.

رئیس- رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقاى فیروز‌آبادى‏

آقایانی که قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

(معدودى برخاستند(

رئیس- تصویب شد. پیشنهاد آقاى دبستانى کرمانى.

(به شرح ذیل خوانده شد)

+++

بنده پیشنهاد می‌کنم که براى طلاب علوم دینیه شرط شود در صورتی که لااقل شرح لمعه و فصول یا مستأجر و فواید شیخ مرتضى را امتحان بدهند و براى پیشنمازى شرط شود که نجات‌العباد و اصول کافى را امتحان بدهند.

رئیس- آقاى دبستانى‏

دبستانى- پیشنهاد بنده از این نظر است چون اصل قانون دو نظر درش هست یکى رعایت وحدت ملى و دیگرى احترام علما و بزرگان در صورتی که محدود نباشد و مقید نکنیم به یک ترتیبى ممکن است خیلى از اشخاص براى فرار از نظام‌وظیفه و براى اینکه یک احتراماتى را که لایق نیستند حائز شوند مى‌آیند اسم خودشان را می‌گذارند طلاب .. این است که پیشنهاد می‌کنم به یک نصابى از علم برسند که در واقع معلوم باشد که نیت اینها این است که می‌خواهند تحصیل کنند و مجتهد شوند پیشنهاد بنده این است اگر آقایان مى‌بینند صحیح است تصویب بکنند و الّا هیچ.

رئیس- آقاى زوار

زوار- استدعا می‌کنم رأى گرفته شود.

رئیس- آقاى افسر

افسر- عرض کنم در پیشنماز شرط کردن که نجات‌العباد امتحان بدهند محتاج نیست زیرا در پیشنماز عدالت شرط است و وقتى که یک نفر پیشنماز عادل شد دیگر از او نمى‌پرسند تو نجات‌العباد بلد هستى یا نه اگر عادل است پشت سرش نماز می‌کنند و الّا خیر. در آن قسمتى که فرمودند شرح لمعه و فصول یا جیز دیگر را بلد باشد به عقیده بنده کسى که اینها را خوانده باشد باید قریب‌الاجتهاد یا فارع‌السوح اسمش را بگذاریم دیگر اسمش طلبه نیست گمان می‌کنیم همین پیشنهادى که آقایان نمایندگان امضا کرده‌اند حد معتدلى است و خوب است نه باید از این مضیق‌ترش کرد نه وسیع‌تر و به عقیده بنده این طور که نوشته شده بهتر است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دبستانى آقایانی‌ که موافقند قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند(

رئیس- تصویب نشد. پیشنهادى آقاى همراز کرده‌اند که به نظر بنده پیشنهاد حذف یک جمله است.

(این طور قرائت شد(

پیشنهاد می‌کنم اول ماده این ترتیب نوشته شود (مجتهدین مجاز از مراجع تقلید) بدون ذکر جمله مرجع امور شرعیه باشند.

رئیس- آقاى همراز

همراز- چون نظرم به این است که احترامى به علم شده باشد و براى مجتهدین یک احترامات مخصوصى قائل شویم و اکثر دیده شده است مجتهدینى که مرجع امور دینیه هستند اینها عالم اجتهادیشان کمتر از آنهایى است که منزوى و گوشه‌گیرى می‌کنند و ما براى اینکه احترامات آنها را در نظر داشته باشیم این پیشنهاد را کردم هر چه فکر کردم به چه نحوى باشد البته به صورت حذفى می‌شود تعبیرش کرد ولى بنده پیشنهاد کردم که جمله‏ اول این طور نوشته شود عرض نکردم آن حذف شود دیگر منوط به نظر آقایان است اصرارى هم ندارد.

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى همراز آقایانی‌ که موافقند قیام فرمایند.

(اغلب برخاستند(

رئیس- تصویب شد. آقاى عدل پیشنهاد ختم جلسه را کرده‌اند.

اعتبار- بنده مخالفم.

رئیس- آقاى عدل‏

عدل- عرض کنم خاطر آقایان مسبوق است که ما فعلاً در مجلس آن‌قدر کارى نداریم که عجله داشته باشیم قوانین زود‌زود بگذرد به این ملاحظه بنده پیشنهاد کردم حالا هم که یک ساعت بعد از ظهر است جلسه ختم شود و تصور می‌کنم اقتراع هم به جهت شرفیابى حضور اعلیحضرت لازم است روز پنجشنبه جلسه بشود و این قانون را تصویب کنیم.

رئیس- آقاى یاسایی

+++

یاسایی- عرض می‌شود خواهش می‌کنم از آقاى عدل موافقت کنند که این ماده تمام شود و مواد دیگر بماند براى جلسه بعد چون مذاکرات زیاد در اطرافش شده است چند تا پیشنهاد است زود تمام می‌شود.

عدل- بسیار خوب، باشد این ماده تمام شود.

رئیس- پیشنهادى است از طرف آقاى آقا سید مرتضى وثوق، دشتى، آقا سید حسین آقایان، هزار‌جریبى و احتشام‌زاده.

(به ترتیب ذیل خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم عبارت ذیل به آخر ماده دو قبل از جمله (از مقررات) اضافه شود کلیه وعاظ صاحب منبر مباشرین امور روحانى دهات مانند عقد و نکاح و غیره.

رئیس- آقاى دشتى.

دشتى- بنده مخصوصاً از رفقاى خودم تقاضا می‌کنم که عرایض بنده را گوش بدهند عرض کنم بنده شخصاً در دوره زندگانیم این را تجربه کرده‌ام که در هر کارى افراط و تندروى بخواهیم بکنیم اصل قضیه از بین می‌رود و باور کنید که بنده این اصلاح و این کار را از کارهاى اساسى می‌دانم و بعد از تغییر الفبا اولین اصلاح مهم می‌دانم و منتهى درجه به این کار علاقه‌مندم ولى نباید در طوفان احساسات خودمان طورى خفه شویم که چشم‌مان جاى دیگر را نبیند و باید وضعیت مردم را در نظر بیاوریم و قانون بگذاریم. ما غرض‌مان از این لایحه چه چیز است؟ غرض‌مان این است که تمام ملت ایران یک شکل بشوند و فقط یک صنف ممتاز در این میان باشند و آن صنف ممتاز عبارت از صنف روحانیون است منتها در تعریف صنف روحانیون اینجا اختلاف نظرى که بین بنده و سایر رفقا هست همه‌اش روى این مسئله است که بنده واعظ را جزء روحانیون می‌دانم یعنى واعظ که باید برود بالاى منبر و احکام اسلام را وعظ کند او را روحانى می‌دانم و وجودشان را هم خیلى مفید می‌دانم و معتقد هستم همان امتیازاتى که براى روحانیون قائل شده‌ایم براى اینها هم باید قائل شد. حتى عقیده دارم که دولت جواز وعظ بدهد به اشخاصی‌که لیاقت وعظ دارند که بروند بالاى منبر و مردم را موعظه کنند و تصدیق کنید که یکى از مفاسد بزرگ ایران این است که مردم به مبادى دینى و اخلاقى و وطنى معتقد باشند ما آن وقت می‌توانیم امیدوار بشویم که اصلاحات بزرگ می‌کنیم و یکى از معایب بزرگ این است که به هیچ چیز اعتقاد ندارند پس بنابراین یکى از کارهاى مهم ما این است که حقیقتاً واعظ ایجاد کنیم یعنى اگر مملکت ما واعظ نداشته باشد مدرسه درست کنیم و واعظ ایجاد کنیم که حقیقتاً اصول دیانت اسلام (نه خرافات را) به مردم یاد بدهند و آن وقت تمام این وعاظ جزء روحانیون باید باشند براى اینکه مردم به آنها بگروند و حرف آنها را بشنوند و تعلیمات آنها را عمل کنند شما تصور می‌فرمایید در تمام ایران اگر پنج‌هزار واعظ یا سه‌هزار واعظ عمامه سر بگذارند اصلاحات ما خراب می‌شود؟ خیر.

بنده قول می‌دهم که اگر بیست‌هزار هم باشد اصلاحات خراب نمی‌شود شما باید همیشه سعى کنید که مملکت روى یک خط اصلاحى بیفتد و مردم هم روى عسر‌وحرج نیفتند و باید تا اندازه‌ای ارفاق کرد با مردم و یک قدرى تساهل در نظر داشت و با این تساهل نظر ممکن است یک کارى بکنیم که بعد از یک سال یا دو سال دیگر یک ترتیباتى فراهم بیاوریم که اصلاً روحانیون در تحت انتظام در بیایند و باور کنید آن روزی که روحانیون تحت انتظام بیایند و مدارس بزرگ برایشان تأسیس شود و فقط علماى مجاز حق داشته باشند از آنجا بیرون بیایند و بیفتند در جامعه و مردم را هدایت کنند آن روز یکى از روزهاى خوشبختى این مملکت خواهد بود و به عقیده بنده اگر شما وعاظ را مستثنى بکنید این خودش یک مقدمه‌ای است و مخصوصاً بنده از رفقاى خودم خواهش می‌کنم که روى ما را زمین نیندازند و با این پیشنهاد موافقت کنند و اگر چیز بدى از تویش در‌آمد ممکن است بعد از سه ماه دیگر یک لایحه بیاورند و آن را اصلاح کنند یکى هم این است که

+++

این روحانیون دهات فلان آخوند توى ده که عقد و نکاح و طلاق و اجاره مردم دستش است مجاز هم که نیست اجازه اجتهاد هم که ندارد هیچ اجازه حدیث هم ندارد یک قدرى درس خوانده است امور حسبیه مردم دستش است و تمام امور دینیه مردم را می‌گذارند چه ضرر دارد که آنها هم عمامه سرشان باشد و مشغول کار خودشان باشند و اگر بخواهند اصلاح اساسى آن وقتى است که مدارس روحانى را دولت تحت نظر بیاورد و طلاب تحت یک انتظامى آنجا مشغول درس بشوند و البته بعد که بیرون مى‌آیند عالم هستند آن وقت علماى منور‌الفکر که اصول اسلام را ترویج کنند در آنجاها درست شده است و هیچ اشکالى ندارد که ما این کار را بکنیم وعاظ اگر کلاه سرشان باشد یا عمامه به هیچ کجاى مملکت بر نمی‌خورد ما فقط براى یک اشخاصى که اهل حرفه نیستند می‌خواهیم یک امتیازى قائل بشویم و الّا حقیقتاً بین یک نفر پیشنماز و یک نفر واعظ چه فرقى هست در صورتی که واعظ مراتب روحانیتش بیشتر از پیشنماز است پیشنماز فقط با عدالت پیشنماز می‌شود ولى واعظ باید تمام احکام اسلامى را بداند.

رئیس- آقاى کازرونى‏

کازرونى- موافقم.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده‏

شریعت‌زاده- عرضى ندارم‏.

رئیس- به قسمت کلمه وعاظ نمی‌شود رأى گرفت. آقاى عراقى‏

عراقى- اگر ماده قرائت شود و درست درش دقت شود بنده تصور می‌کنم نظر آقایانی که این پیشنهاد را داده‌اند تأمین شده است براى اینکه آقایان می‌خواهند وعاظ مستثنى یعنى ملبس به لباس روحانى بشوند و جزء روحانیون باشند و در ماده محدثین که گفته شده است‏

مقصود همان واعظ است محدث آن کسى است که علم حدیث داشته باشد و روایت صحیح را بداند آقا فرمودند (واعظ) فردا هر بچه روضه‌خوانى می‌گوید من واعظم چون ما قائل به یک حدى نشده‌ایم بعضى درویش‌ها هستند که می‌روند سر منبر خیلى هم خوب می‌خوانند فردا آنها هم می‌گویند ما واعظیم شما می‌گویید واعظ نیست ولى او می‌گوید واعظم شما یک عبارتى مى‌آورید در قانون نه آن درویش قرقر هم می‌گوید من واعظ هستم این محدث که اینجا ذکر کرده‌ایم براى این است که معلوم شود چه کسانى علم حدیث دارند بنده نمی‌خواهم اسم بیاورم ولى مثلاً آقا میرزا عبدالله چه عیب دارد واعظ باشد ایشان هم علم حدیث دارند هم روایت نقل می‌کنند هم سر منبر دروغ نمى‌گویند ولى بعضى روضه‌خوان‌ها هستند که شاید بعضى از آقایان هم بدانند یک روضه‌خوانى در طهران می‌گفت من بکى او ابکى اوتبا کى وجبت له الجنه یعنى بین او و بهشت یک وجب است جدم فرموده است که بین او و بهشت یک وجب است فردا او هم می‌گوید من هم واعظم بنابراین به عقیده‏ بنده همان عبارت ماده که می‌گوید محدثین که از دو نفر اجازه داشته باشند نظر آقایان را تأمین می‌کند.

رئیس- به قسمت وعاظ نمی‌شود رأى گرفت چون قبلاً آقاى مؤید احمدى پیشنهاد کردند رد شد.

دشتى- این یک پیشنهاد مستقلى است.

رئیس- در هر حال به قسمت وعاظ نمی‌شود رأى گرفت رأى گرفته می‌شود به مابقى این پیشنهاد آقایانی که قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند(

رئیس- تصویب شد. پیشنهاد یاسایی قرائت می‌شود.

(به شرح آتى خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم به ماده دوم اضافه شود هر کدام از طبقات مذکور در این ماده استفاده حقوقی از شهریه یا مستمرى از خزانه دولت می‌نمایند باید به لباس متحدالشکل ملبس شوند.

رئیس- آقاى یاسایی‏

یاسایی- بنده گمان می‌کنم آن مجتهدینى که از خزانه

+++

دولت ارتزاق می‌کنند جامع‌الشرایط نیستند چون داراى مرتبه‏ عدالت نیستند و این قدر مسلم است و ما باید مردم این مملکت را همان طور که آقاى دشتى هم تذکر دادند سوق بدهیم به یک راهى که آن پیشنمازی که مستمرى می‌گیرد پشت سرش نماز نخوانند زیرا این پولی‌که از مالیه مملکت می‌گیرند پول رسومات هم جزوش هست و بالاخره پشت سر ملاى شهریه‌بگیر نباید نماز خواند.

رئیس- آقاى افسر

افسر- بنده گمان می‌کنم بر فرضى که پنج نفر یا ده نفر هم این طور اشخاصى باشند معلوم نیست کسی که شهریه از دولت بگیرد و از نظر فتوى آن را صحیح بداند و ممکن هم هست که دولت با مجلس یک وقت مصلحت بداند و براى کمک و رعایت حال یک عده مخصوصى به آنها مراعات کند و این هم منافات با لباس ندارد بنده معتقد به این پیشنهاد نیستم و عقیده‌ام این است که اگر این پیشنهاد پس ‌گرفته شود بهتر است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى یاسایی آقایانی که قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند(

رئیس- تصویب نشد. پیشنهاد آقاى رحیم‌زاده قرائت می‌شود.

(به ترتیب ذیل خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم چون موافق اصول مذهب اهل سنت و جماعت براى علمای درجه‏ اول مقام اجتهاد را قائل نیستند در ماده دوم علما و مشایخ و مدرسین طراز اول سنت و جماعت براى حفظ مراتب احترام مذهبى و روحانیت او مدلول این قانون معاف باشند.

رئیس- آقاى رحیم‌زاده‏

رحیم‌زاده- چنانچه عرض کرده‌ام واضح است که علماى درجه اول و علماى طراز اول را داخل در این قانون بدانند که مجریان قانون ایراد نگیرند که شما مجتهد نیستید به این جهت بنده این پیشنهاد را کردم.

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- در پیشنهاد آقاى مفتى که قبول شد گمان می‌کنم نظر آقا هم تأمین شده باشد و این پیشنهاد تکرار است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به این پیشنهاد آقایانی‌ که موافقند قیام فرمایند.

(عده‏ قلیلى قیام نمودند(

رئیس- تصویب نشد. پیشنهاد آقاى اورنگ‏

(به مضمون ذیل خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم در ماده دو دنباله‏ جمله‏ طلاب مشتغل به تحصیل علوم فقه و اصول کلمه‏ حکمت اضافه شود.

احتشام‌زاده- حکمت الهى‏

بعضى از نمایندگان- مخالفى ندارد. صحیح است.

رئیس- رأى می‌گیریم به این پیشنهاد آقایانی‌که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند(

رئیس- تصویب شد. پیشنهاد آقاى شریعت‌زاده‏

(به مضمون ذیل خوانده شد(

پیشنهاد می‌کنم با جمله (طلاب علوم) از ماده دوم حذف شود.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده‏

شریعت‌زاده- البته آقایان به استدلالى که راجع به وضع این قانون شده است توجه فرموده‌اند مقصود اصلى تعظیم به مدارج اسلامى و احترام به لباس روحانیون است بنابراین تشخیص شده است که هر کس مجاز از مراجع تقلید باشد و داراى این صفات باشد او مجاز است که ملبس به این لباس بشود این استدلال مقتضى است که بگوییم هر کس به آن مقام نرسیده است ملبس به این لباس نباشد و چون لباس روحانیت علامت تعالى و مدارج عالیه آن علم است و اشخاصی‌ که مشغول تحصیل هستند داراى آن مقام نیستند بنده عقیده‌ام این است که آن اشخاص معاف نباشند و به این جهت این پیشنهاد را کردم.

+++

رئیس- آقاى عباس میرزا

عباس میرزا- بنده تصور می‌کنم در اینجا آن طوری که آقا فرمودند نباید این اندازه اغراق گفت چون اشخاصى که می‌خواهند به آن مدارج برسند باید معلوم باشند و این مسئله در همه جا هم معمول است مثلاً در مدرسه نظام شاگردها در صورتی که هیچ درجه‏ هم ندارند آن لباس را می‌پوشند یا در مدارس مختلف هر صنفى در ایران و ممالک خارجه یک لباس مخصوصى دارند حالا براى اینکه آن اشخاصی که مشغول تحصیل هستند از اول معلوم باشند که اینها چه کاره هستند و قیوداتی که آن لباس براى آنها وارد می‌کنند معلوم باشد بهتر این است در همان عالم خودشان زندگانى کنند و در همان عالم بالا بروند تا برسند به آن مدارج عالیه و البته رسیدن به مقام اجتهاد یک کار خیلى مهمى است و اگر در سن چهل سالگى یا پنجاه سالگى به آن مقام رسید بخواهد لباس عوض بکند چندان خوب نیست بنده همین طور که در قانون نوشته شده است از اول ملبس به همان لباس باشد بهتر است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى شریعت‌زاده آقایان موافقین قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند(

رئیس- تصویب نشد. از طرف سه چهار نفر از آقایان پیشنهاد ختم جلسه شده است هفت فقره پیشنهاد دیگر هم در ماده دوم باقى مانده است آقاى ملک‌مدنى توضیح بدهید.

بعضى از نمایندگان- مخالفى ندارد.

رئیس- بسیار خوب قبل از اینکه جلسه را ختم کنیم براى تشریف به حضور اعلیحضرت فردا که روز عید سعید حضرت امیر است استقراع می‌کنیم.‏

(اقتراع به عمل آمده آقایان مفصله‏ ذیل معین شدند(

(آقا سید میرزا هاشم آشتیانى(

بعضى از نمایندگان- مریضند.

(آقا سید کاظم یزدى - حمدالله خان بیات ماکویى - مفتى - طلوع - دیبا)

بعضى از نمایندگان- کدام دیبا - دیباى مطلق؟

اورنگ- اگر اضافه داشت می‌خواندم‏.

(محمد حسن خان مسعودى - علی‌ خان اعظم - افشار(

یک نفر از نمایندگان- عضو هیئت‌رئیسه هستند.

(حاج آقا حسین رهبرى - سید ابراهیم ضیا(

رئیس- آقاى روحى فرمایشى داشتید.

روحى- خیر.

رئیس- جلسه آتیه روز پنجشنبه دستور بقیه این قانون.‏

(مجلس یک ساعت و نیم بعداز ظهر ختم شد(

+++

یادداشت ها
Parameter:293072!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)