کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پنجم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏5
[1396/04/28]

جلسه: 140 صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه بیست و دوم حوت یک 1303 مطابق شانزدهم شعبان‌المعظم 1343  

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏5

جلسه: 140

صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه بیست و دوم حوت یک 1303 مطابق شانزدهم شعبان‌المعظم 1343

مجلس دو ساعت و سه ربع قبل از ظهر به ریاست آقای مؤتمن‌الملک تشکیل گردید

(صورت مجلس یوم سه‌شنبه بیستم حوت را آقای میرزا جواد خان قرائت نمودند)

رئیس ـ آقای غلامحسین میرزا (اجازه)

غلامحسین میرزا ـ بنده از حضور ریاست استجاره کرده بودم

رئیس ـ باید از کمیسیون تحقیق شود ببینیم برای چه اجازه نداده است. آقای حائری‌زاده (اجازه)

حائری‌زاده ـ قبل از شروع به دستور عرض مختصری داشتم.

رئیس ـ آقای نظام‌التولیه (اجازه)

نظام‌التولیه ـ قبل از دستور عرض دارم.

رئیس ـ آقای حاج میرزا عبدالوهاب (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب ـ بنده هم قبل از دستور عرض دارم.

رئیس ـ صورت مجلس مخالفی ندارد یا نه؟.

جمعی از نمایندگان ـ خیر

رئیس ـ آقای حائری‌زاده (اجازه)

حائری‌زاده ـ در این چند روز تلگرافاتی راجع به عوارض جدیده که تحمیل بر بعضی اصناف می‌شود رسیده است و چون یزد یک شهر صنعتگری است از آنجا بیشتر شکایت می‌کنند. مثلاً صنف ابریشم‌باف یا دباغ شکایت می‌کنند که یک مالیات‌هایی از آنها مطالبه می‌کنند به وزارت مالیه مراجعه شد

وزارت مالیه عنوان می‌کند که بعضی از اصناف به کلی از بین رفته‌اند ما در عوض باید از بعضی دیگر بگیریم که جبران بشود. من هرچه فکر کردم فلسفه برای این موضوع پیدا نکردم اولاً دولت مالیات را بی‌اجازه مجلس شورای ملی حق ندارد بر مردم تحمیل کند و از جایی مطالبه کند.

(بعضی از نمایندگان ـ صحیح است)

به علاوه مملکت ما چهار تا صنعت قدیمی دارد که تقریباً دارد از بین می‌رود و اگر به آنها هم بخواهند مالیات تحمیل کنند به کلی از بین می‌رود. در مجلس چهارم آقایان یک قانونی گذراندند که مستخدمین دولت لباس وطنی بپوشند تا از این راه تشویق و ترویجی از امتعه وطنی کرده باشند که لااقل حالا که کارخانه‌جات حسابی نداریم و همان کارخانه‌جات دستی‌مان از بین نرود و در جریان باشد و حالا اگر بنا باشد از اینها هم یک عوارضی مطالبه کنند اسباب یأس و نومیدی‌شان می‌شود و این دو سه صنعت هم از بین می‌رود.

(صحیح است)

مثلاً‌ مأمورین مالیه در یزد فشار آورده‌اند و یک مالیات جدیدی می‌خواهند.

نجات ـ اسم ببرید.

حائری‌زاده ـ مثلاً به عنوان این که صنف چادرباف که سابق چادر می‌بافتند (و حالا دیگر از اروپا می‌آورند و این صنعت به کلی از بین رفته است) مالیاتش را چون کسی نیست بدهد و این صنف از بین رفته از فلان صنف دیگر که نساجی می‌کند مطالبه می‌کنند یا صنف ابریشم‌باف در قدیم این صنف یک مالیاتی می‌داده است. حالا که این صنف از بین رفته‌اند آمده‌اند و از صنف دیگر مطالبه می‌کنند.

یک روز هم خیال می‌کنم نماینده کلیمی‌ها این موضوع را در مجلس صحبت کرد و قرار شد به وزارت مالیه تذکر داده شود و نمی‌دانم بعد از آن تذکر بوده است که متعرض نساج‌ها شده‌اند یا قبل از آن در هر صورت یک عده کثیری از آنها در تلگرافخانه متحصن هستند و شکایت می‌کنند که این عوارض را به زور از ما مطالبه می‌کنند. در صورتی که مجلس در موضوع اقتصادیات خیلی توجه دارد.

کمیسیونی هم برای این کار انتخاب کرده است با این ترتیب اگر بنا باشد چهار پنج نفری که حالا دست‌شان به یک کاری بند است آنها را هم بخواهند از کار بیکارشان بکنند و یک عوارضی بر آنها تحمیل کنند صحیح نیست.

بنده استدعا می‌کنم از طرف مجلس به دولت تذکر داده شود که این تحمیلاتی را که در سنه حاضره در ولایات خیال کرده‌اند برای جبران کسورات خود بکنند موقوف کنند و یک لوایحی برای خرج و تعدیل این قبیل مالیات‌ها بیاورند به مجلس. مالیات ارضی یک لایحه است که الان

+++

در مجلس مطرح است و امیدوارم در این دوره تصویب شود. همین طور هم دولت مالیاتهاى صنعتى را به یک مورد صحیحى در بیاورد و بیاورد به مجلس تا مردم راحت شوند.

بعضى از نمایندگان - صحیح است‏

رئیس - آقاى نظامالتولیه (اجازه)

نظامالتولیه - جراید خراسان شرحى در عملیات بعضى از خوانین قوچان نوشتهاند که حقیقتاً به افسانه شبهتر است و الا تصور نمی‌شود کرد که بتوان در دوره مشروطیت هموچ عملیاتى را در یک محل‌هایی کرد.

بنده ابتدائاً عین آن شرحى که در روزنامه نوشته شده به عرض آقایان مى‌رسانم و عرض می‌کنم که علت وقوع این طور قضایا چیست. در ضمن اخبار قوچان مى‌نویسد: چندى قبل ولى خان قهرمانلو ملقب به ضرغامالسلطان به معیت حاج محمدحسین رستم آبادى و چند نفر سوار به کلاته سیاه رشت وارد مى‌شوند. به خان مزبور خبر مى‌دهند شیخ براتعلى نامى که به عوض او بوده در آن قلعه است دو نفر سوار به سراغ او رفته حاضر مى‌نمایند. پس از فحاشى و هتاکى زیاد نسبت به او از قریه قز بوده حرکت و به سمت رستم آباد رهسپار مى‌گردد به دو نفر سوار مزبور حکم می‌کند که شیخ را متعاقب او به رستم آباد مى‌برند سوارها نباید به دستور ارباب خودشان پس از خروج از قلعه گردن شیخ را با ریسمان به دم اسب بسته مشغول تاخت و تاز مى‌شوند.

مسافت بین دو قریه را که قریب دو فرسخ بوده به این حال طى می‌نمایند بین راه چند مرتبه شیخ بیچاره ضعف نموده روى زمین مى‌افتد مأمورین قسىالقلب به وسیله درفش و جوالدوز (که حسبالمعمول نوکرهاى این خان براى همین مواقع با خود دارند) او را از روى زمین حرکت داده و باز بناى اسب تارى به حال مذکور میگذارند. تا این که به قریه رستم آباد برسند درب قلعه اسطخرى بوده پر از گل و لجن قریب بیست مرتبه بیچاره را میان اسطخر انداخته بیرون مى‌آورند و در فواصل آن کتک زیادى می‌زنند و در آخر هم لباس‌هاى او را کنده از سر تا پاى آن را به گل سیاه گرفته به این هیئت پیش خان مذکور می‌برند آن مجسمه شقاوت.

ثانیاً بناى فحاشى و هتاکى گذارده و امر به حبس و زجر او مى‌نماید پس از مدتى حبس و آزار برادر حاج سابقالذکر رسیده و به حال او رقت مى‌نماید و به وساطت او خان از سر قتل و زجر او مى‌گذرد تا این که کسان او از قریه مایوان مسبوق شده می‌آیند و جسد نیممرده شیخ را روى الاغ انداخته به خانهاش مى‌برند پس از چند روز که فىالجمله رمقى پیدا نموده و تخفیفى در جراحت بدن او پیدا مى‌شود براى اظهار شکایت به شهر می‌آید و به مقامات عالیه اظهار مظلومیت و دادخواهى مىنماید. تاکنون چندین مرتبه حکم از مرکز براى رسیدگى به شکایت شیخ و رفع تظلم او صادر و به ملاحظاتى تمام مسکوتعنه مانده و شیخ بیچاره در کوچه‌هاى قوچان ویلان و سرگردان مانده است. حقیقتاً این قسم پیشامدها در شهر‌هایی که مدعىالعموم دارد خیلى عجیب است که تعقیب نمى‌شود و هر کارى که دلشان می‌خواهد مى‌کنند.

در صورتى که مشهد مدعىالعموم دارد براى رسیدگى به این طور قضایا که اگر مدعى خصوصى نداشته باشد مدعى عمومى باید خودش تعقیب کند. متأسفانه مدعىالعموم مشهد هیچ وقت در این قبیل قضایا دخالت نمىکند این که بستگى مخصوص به یک عضو مهم مرکز دارد و تقریباً می‌توان گفت که مدعىالعمومى مشهد قبول شده است و چندین سال است که ابداً تغییر نمى‌کند و البته اگر مدعىالعموم تعقیقب بکند ابداً ممکن نیست این قضایا روى بدهد و مدتى این شخص بیچاره در آنجا ویلان و سرگردان مانده است و به هیچوجه تعقیب نشده. بنابراین خواستم قضایا را به عرض آقایان برسانم و از طرف مجلس مقدس شوراى ملى به دولت تذکر داده شود که حقیقتاً چرا باید در یک ولایاتى در زمان مشروطیت یک حرکاتى بکنند که این طور رقتآور باشد.

رئیس - آقاى حاج میرزا عبدالوهاب (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب - بنده مى‌خواستم تقاضا کنم که مدت‌ها است دو فقره سؤال از وزارت مالیه کردهام تقریباً شش هفت ماه است و هنوز حاضر نشده‌اند جواب بدهند و همین حاضر نشدنشان باعث شده است که هر دوره یک مالیات جدیدى بر اهالى همدان تحمیل مى‌شود استدعا مى‌کنم مقرر فرمایید که زودتر بیایند و جواب سؤالات بنده را بدهند و جلوگیرى هم از این خلاف قانونها بکنند.

رئیس - تأکید مى‌شود

بعضى از نمایندگان - وارد دستور بشویم.

رئیس - خیر کمیسیون بودجه راجع به دوازده نفر مستخدمین بلژیکى مطرح است در کلیات مخالفى نیست؟

حاج میرزا عبدالوهاب - بنده مخالفم.

رئیس - بفرمایید

حاج میرزا عبدالوهاب - در این لایحه نوشته شده که بیست و هفت هزار و هشتصدو خوردهای تومان علاوه به این مستخدمین داده شود. به علاوه منزل هم داده شود البته کسى منکر خدمات مستخدمین بلژیکى نیست.

ولى یک مملکتى که این قدر بىپول است این قدر بذل و بخشش را بنده سزاوار نمى‌دانم باید اول تحصیل پولش را کرد بعد بذل و بخشش کرد تا محتاج به یک قرض و تحمیل طاقتفرسا به مردم بشویم و بنده این کار را سزاوار نمى‌دانم از این جهت مخالف هستم.

رئیس - آقاى آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب - بنده هم مخالفم.

عماد‌السلطنه مخبر کمیسیون بودجه - این که آقا فرمودند بیست و هفت هزار تومان و کسرى در این لایحه نوشته شده است ولى در همین لایحه هم نوشته شده است که کلیه این مبلغ در بودجه سنه 1302 و 1303 منظور شده و به هیچوجه موجب هیچ گونه اضافه مخارجى نیست.

اولاً بنده باید تاریخچه این مسئله را عرض کنم چنانچه پریروز هم عرض کردم این در نتیجه یک سهوى است که در نوزدهم جوزاى 1301 در مجلس شوراى ملى واقع شده است در موقعى که لایحه دولت راجع به دوازده نفر بلژیکى مطرح بوده است وقتى می‌خواستند رأى بگیرند. آقاى ارباب کیخسرو از وزیر مالیه وقت توضیح می‌خواهند (در صورت مجلس هست) که این کنترات‌ها از چه تاریخ است ایشان جواب می‌دهند از تاریخ تصویب در صورتى که از تاریخ تصویب نبوده است و از تاریخ انقضاى کنترات سابقشان بوده است و اگر در تاریخ تصویب بنا بود معمول شود.

همان طور که در این لایحه هم عرض شده است مستلزم این بود که یک عده از بلژیکى‌ها بدون استحقاق از حقوق کنتراتىشان علاوه دریافت کنند و یک عده دیگر بدون جهت از حقوق حقه خودشان کمتر دریافت کنند. براى این مسئله دولت ناچار بود به مجلس مراجعه کند که رفع این اشتباه بشود.

در آن وقت که مجلس نبود بعد هم که این لایحه را به مجلس تقدیم کردند مدتى در کمیسیون طول کشید چون لازم بود توضیحاتى از رئیس کل گمرکات در این باب خواسته شود رئیس کل گمرکات هم به مسافرت رفته بود بعد از آن که از مسافرت برگشت به کمیسیون آمد و توضیحاتى داد معلوم شد که هیچ گونه اضافه مخارجى نیست و همان است که در بودجه سنه سیصد و دو و سیصد و سه تصویب شده است این بود که راپورتش تقدیم مجلس شد همین طور هم در راپورت کمیسیون ذکر شده و از تصویب مجلس هم گذشته است.

بعضى از نمایندگان - مذاکرات کافى است

بعضى گفتند - کافى نیست

رئیس - آقایانى که مذاکرات را کافى مى‌دانند قیام فرمایند. (عدهای قیام نمودند)

رئیس - معلوم مى‌شود کافى است. آقاى آقا سید یعقوب. (اجازه)

آقا سید یعقوب - راجع به فرمایش آقاى عماد‌السلطنه. اولاً این را عرض کنم که راجع به اساس مالیه سخت است صحبت کردنش در مجلس براى این که مخبر کمیسیون بودجه آقاى عماد‌السلطنه است که به نظر بىمرحمتى حمله می‌کند و بنده نمی‌توانم به ایشان اعتراضى کنم خودشان تصدیق می‌کنند که این مال سیصد و دو و سیصد و سه است و مال سابق نیست. یعنى در بودجه هزار و سیصد و دو و سه منظور شده پس معلوم می‌شود که این یک اضافه مخارجى است که آورده در بودجه.

بنده و آقاى حاج میرزا عبدالوهاب با این اضافه مخالف هستیم چون همان طور که در سابق هم بنده عرض کرده‌ام اگر سابقاً آنها کنترات داشته‌اند که مطابق آن خدمتشان حقوق به آنها می‌دهند و اگر یک خدمت جدیدى به آنها رجوع کرده‌اند و مستوجب نصیحت جدیدى هستند که خوب است آن را هم آقاى مخبر بفرمایند که چون یک خدمت دیگرى به آنها رجوع شده در مقابل این خدمت این نعمت را هم باید به آنها داد.

و الا در صورتى که کنتراتشان در سابق تصویب شده و داراى یک حقوقى بوده‌اند دیگر اضافه براى چیست و همان طور که خودتان هم فرمودید در بودجه هزار و سیصد و دو و سه هم تصویب شده است در هر صورت مخالفت بنده و آقایان دیگر از این نقطهنظر است که این زیادتى براى چیست و چه خدمتى کرده‌اند که این اضافه بایستى منظور شود و در واقع توضیح این مسئله را می‌خواهم.

مخبر - اولاً بنده هیچ وقت حمله و تعرض نکرده‌ام که ایشان فرمودند حمله و تعرض می‌کنند و این فرمایش ایشان مورد ندارد. اما این که فرمودند چرا در بودجه 1302 و 1303 ذکر شده؟ جایش همانجا است چون در سنه 1311 کنترات اینها

+++

تجدید شده است آن وقت باید در بودجه هزار و سیصد و دو و سه این اضافاتشان ذکر شده باشد و از تصویب مجلس هم گذشته باشد همین طور هم شده و از تصویب مجلس گذشته است. اما این که فرمودند چه خدمت جدیدى کرده‌اند که این حقوق به آنها داده می‌شود این یک چیز جدیدى نیست و خدمت هم جدیداً نکردهاند. همان طوری که سایر مستخدمین خارجى در کنتراتشان قید هست در کنترات مستخدمین بلژیکى هم این مسئله قید شده است که در سال اول و دوم و سوم و همین طور در سنوات خدمتشان حقوقشان نسبت به سال قبل علاوه مى‌شود. این یک چیز تازهای نیست همچنانی که نسبت به مستخدمین داخلى ایران هم این مسئله منظور شده و از این اضافه بهرهمند می‌شوند و باز هم تکرار می‌کنم که به هیچوجه منالوجوه در این قسمتى که امروز مجلس تصویب می‌فرماید یک دینار بر بودجه که تصویب شده تحمیل نمی‌شود.

رئیس - آقاى کازرونى. (اجازه)

کازرونى - موافقم.

رئیس - آقاى حاج میرزا عبدالوهاب (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب - بنده معنى بودجه مصوبه را ندانستم اگر اینها واقعاً تصویب شده دیگر زیادى معنى ندارد. اگر چنانچه یک پول زیادى در گمرک جمع شده است آن را باید بدهند به خزانه مملکت نه این که چون آنجا یک پول زیادى جمع شده باید فورى برایش خرج بتراشیم و یک لایحه پیشنهاد کنیم به مجلس.

این معنى ندارد اگر این طور است الان تمام ادارات ما بىمواجب مانده‌اند اول حقوق آنها را بدهند بعد براى اینها پیشنهاد زیادى بشود.

مخبر - متأسفانه توضیحى که بنده می‌دهم آقایان توجه نمی‌فرمایند یا شاید بنده بد توضیح می‌دهم عرض کردم: اینها در جزو بودجه کل مملکتى از تصویب مجلس گذشته است ولى نظر به این که این اضافات براى مستخدمین بلژیکى به موجب کنترات است و باید این اضافات در حق آنها منظور شود اجازه مجلس شوراى ملى را لازم دارد ولى در هر صورت در جزو کل مملکتى و گمرک این مبلغ از تصویب مجلس گذشته است این عرض بنده‏.

بعضى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

بعضى گفتند - کافى نیست

رئیس - رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات. آقایانى که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند.

(معدودى قیام نمودند)

رئیس - معلوم می‌شود کافى نیست؟ آقاى سرکشیکزاده (اجازه)

سرکشیکزاده - توضیحاتى که آقاى عماد‌السلطنه دادند بنده را قانع نکرد. مقدمه لایحه را هم خوانده‌ام آقایان ملاحظه بفرمایند در موقعى که یک طرحى به مجلس می‌آید که مستلزم هزار تومان مخارج است یکى از نمایندگان مى‌گوید من مخالف با این حاتمبخشیها هستم. اگر این طور است بنده هم با حاتمبخشیها مخالف هستم. اگر این حقوق را به موجب تصویب مجلس شورای ملى می‌گیرند دیگر هیچ دلیلى ندارد دوباره مجلس رأى بدهد و اگر نمی‌گیرند این را هم خوب است آقاى مخبر توضیح بدهند که این بیست و هفت هزار تومان و کسرى از چه بابت به آنها داده می‌شود.

رئیس آقاى معتمد‌السلطنه (اجازه)

معتمد‌السلطنه - آقاى سرکشیکزاده در ضمن بیانات خودشان فرمودند که در اینجا حاتمبخشى می‌شود بنده تصور می‌کنم خبر کمیسیون بودجه خیلى روشن و واضح نوشته شده گویا کاملاً دقت نفرمودند در خبر کمیسیون نوشته شده است: که در سى و یکم جوزا 1302 کنترات مستخدمین بلژیکى به مجلس تقدیم شده و سى و یکم جوزا روزى است که روز آخر دوره تقنینیه مجلس چهارم بوده است کنترات مستخدمین بلژیکى در همان موقع به مجلس مطرح شد و همان طور که آقاى مخبر توضیح دادند آقاى ارباب کیخسرو از وزیر مالیه وقت سؤال کردند و ایشان جواب دادند که این کنترات‌هاشان باید از روز انقضاى کنترات سابقشان تجدید شود و به واسطه همین اختلاف این مسئله همین طور ماند و یک اضافاتى به بعضى‌هاشان داده شد و مبالغى هم از حقوق بعضى دیگر کسر شد و چون مجالى براى مجلس باقى نبود و در سى و یکم جوزا مجلس دورهاش خاتمه یافت و دیگر مجلس نبود که دولت پیشنهادى راجع به آنها تقدیم مجلس کند.

در دوره حاضر این پیشنهاد به مجلس آمد و آن اشتباهى که در دوره چهارم شد در این پیشنهاد اصلاح شده و آن تفاوتى هم که مى‌بایستى داده شود مجلس شوراى ملى در بودجه سنه 1302 تصویب کرده است و گمرک هم به اسم آنها کنار گذارده و منتظر است که پس از تصویب مجلس حقوق حقه آنها را به آنها بدهد و به هیچوجه موضوع حاتمبخشى و اضافه خرج نیست و این یک حق مشروعى است که مطابق سوابق و کنترات‌هایی که داشته و دارند باید به آنها داده شود و اگر به راپورت کمیسیون بودجه کاملاً مراجعه شود رفع تمام مشکلات خواهد شد.

رئیس - شاهزاده شیخ‌الرئیس تقاضا کرده‌اند که لایحه از دستور.

محمد‌هاشم میرزا شیخ‌الرئیس عرض کنم که ...

رئیس - آقا تأمل بفرمایید. مگر تقاضا نکرده‌اید که از دستور خارج شود.

محمدهاشم میرزا شیخ‌الرئیس - چرا ولى اول اجازه گرفته بودم.

رئیس - در هر حال ایشان تقاضا کردهاند که این لایحه از دستور خارج شود. بفرمایید.

محمد‌هاشم میرزا شیخ‌الرئیس - آقایان نسبت سهو به مجلس چهارم می‌دهند در صورتی که اشتباه می‌کنند مجلس می‌خواست تا موقعى که کنترات آنها تمام نشده اقدامات و عملیاتى خارج از قانون نکنند و ابداً سهو نکرده و به علاوه چون اذهان آقایان حاضر نیست و مطالب مهمترى از قبیل نظام اجبارى و غیره در دستور هست که مفصلتر است از این جهت بنده پیشنهاد کردم که از دستور امروز خارج شود.

مخبر - بنده عرض نکردم مجلس چهارم سهو است.

رئیس - آقاى شیروانى (اجازه)

شیروانى - بنده اساساً با این قبیل پیشنهاد‌ها مخالف هستم یک کارى که می‌آید به مجلس صحیح یا سقیم وقتى که در آن جزیی گیرى پیدا می‌شود و یک نظریاتى تولید می‌شود فورى آقایان می‌فرمایند از دستور خارج است و بنده با این ترتیب مخالفم.

اگر آقا موافقند موافقتشان را اظهار کنند اگر هم مخالفند مخالفتشان را بفرمایند دیگر چرا از دستور خارج شود.

رئیس - آقایانى که تقاضاى شاهزاده را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند)

رئیس - تصویب نشد. آقاى عراقى (اجازه)

حاج آقا اسمعیل عراقى - بنده در موقعى که مخبر محترم کمیسیون توضیح مى‌دادند نزدیک بود یک قدرى متقاعد شوم ولى توضیحى که آقاى معتمد‌السلطنه دادند بنده را در عقیده مخالفت خودم راسختر کرد. چون در ضمن توضیحات خودشان گفتند این وجه در خزانه گمرک موجود است تا وقتى که مجلس تصویب کند داده شود. معلوم مى‌شود یک پولى که تصویب شده براى یک شخص معینى نبوده است در خزانه ایران خیلى چیزها موجود است. پس هر جا چیزى موجود است فوراً در این مقام بربیاییم که تصویب کنیم به بعضى اشخاص داده شود. خیر این طور نیست.

چون یک قدرى پول در خزانه گمرک جمع شده بدهیم به این قبیل اشخاصى این ترتیب غریبى است و بنده تصور می‌کنم که این یک خرجى است تازه که مجدداً ما می‌خواهیم تصویب کنیم و من خیال می‌کنم قول آن کسى که ما حاتمبخشى کنیم درست باشد.

آقاى معتمد‌السلطنه برطبق فرمایشى که فرمودند تصدیق کردند که ما یک پولى داریم بدهیم به دیگرى. خیر.

مطابق آن بودجه که سابقاً تصویب شده است براى مستخدمین بلژیکى یک حقوقى تصویب شده است و این اضافه است. مخبر محترم هم در ضمن فرمایششان فرمودند که یک اضافه که به یک کسى می‌بایستى داده شود داده نشده و به دیگرى در عوض آن داده شده که مستحق آن نبوده است. حالا بهتر این است که ما این پولى را که داریم بدهیم به این شخصى که مستحق بوده و نگرفته. بنده معناى این را نفهمیدم حقیقتاً شکل غریبى است و بنده نمى‌توانم با این لایحه موافقت کنم.

رئیس - آقاى کازرونى (اجازه)

کازرونى - موافقت بنده فقط متوجه این نکته است که حقیقتاً بلژیکى‌ها براى ما یک نوعى کار کرده‌اند و گمرکات ما را مرتب کرده‌اند که مستوجب تقدیر و تحسین هستند. بنده بر خودم لازم می‌دانم که اظهار قدردانى کنم. اگر کسى درست مربوط باشد به گمرکات و عملیات آنها را نگاه کند حسن اداره آنها را تصدیق می‌کند که یا بهتر از بسیارى از گمرکات خارجه است یا مثل یکى از گمرکات جنوب خارجه است.

در گمرکات ما اطمینان مى‌دهیم که هیچ تعدى و خیانت وجود ندارد. با این که تجار را محکوم کرده است که آن آخرین مرتبه اعلاى حقوق گمرکى را بپردازند. معذلک هیچ وقت کسى از گمرک شکایتى نکرده است و همه وقت راضى بودهاند. عایدات گمرکى ما هم خیلى زیادتر شده است و روز به روز هم در تزاید است و بنده چندان مهم نمی‌دانم که حقوق این جور مردم زیاد شود ما بایستى در مقابل سایر مستخدمین که حقوق ما را منظور نمى‌دارند نسبت به کسانى که منظور مى‌دارند قدرى

+++

حقشناسى کنیم که سوء تفاهم نشود.

رئیس - شاهزاده شیخ‌الرئیس (اجازه)

محمد‌هاشم میرزا شیخ‌الرئیس - مطلب خیلى مخلوط شد و آن مطلبى که می‌فرمایند زیاد کم است مربوط به مستخدمین بلژیکى نیست معلوم نیست کسى که مخالفت می‌کند بگوید این‌ها خدمتگزارى نکردهاند. خیر غرض این است که مجلس چهارم از روزى که این کنترات را تصویب کرده باید منظور شود یا نه؟ آقایان مى‌فرمایند که اگر رأى بدهیم فرق نمی‌کند. بنده نمی‌دانم چطور فرق نمی‌کند؟!

اگر رأى بدهیم البته بر بودجه تحمیل خواهد شد. بنده که وقتى که حساب می‌کنم مى‌بینم در صورت رأى دادن بر بودجه زیادتر مى‌شود. آقایان مخبر و اعضای کمیسیون باید این حساب را کرده باشند که این بیست و هفت هزار تومان را اگر بدهیم زیادتر مى‌شود و چطور مى‌شود نه زیادتر می‌شود نه کمتر من که نفهمیدم. لذا عقیده دارم از روزى که مجلس شوراى ملى کنترات را تصویب کرده موضوع حقوق از آن روز است.

باین جهت مخالفت کردم نه این که بگویم بلژیکى‌ها بدرفتارى کرده‌اند خیر خیلى هم خوب رفتار کردهاند.

رئیس - آقاى تدین (اجازه)

تدین - اینجا دو مطلب طرف توجه آقایان شده یکى راجع به مبلغ بیست و هفت هزار و هفتصد و هفتاد و دو تومان براى حقوق آنها و یکى هم منزل براى سکونت آن‌ها. همان طوری که آقاى مخبر توضیح دادند این مبلغى که در این لایحه از طرف دولت به کمیسیون پیشنهاد شده است و کمیسیون هم تصویب کرده است چیز تازهای نیست مستخدمین بلژیکى که در گمرکات مشغول خدمت هستند مخصوصاً این دوازده نفرى که اسامىشان اینجا هست تمامشان سابقه ادارى در ادارات دولتى بلژیک داشته‌اند و از مستخدمین رسمى دولت بلژیک بوده‌اند که کنترات شده آمده‌اند به ایران و چون اینها به تدریج به ایران آمده‌اند و کنترات‌هاى آنها منعقد شده است.

قبل از مجلس چهارم در وضعیات داخلى آنها یک تعدیلى بوده است به این معنى که یک نفر که سابقاً خدمتش در مالیه و گمرک زیادتر بوده است در کنتراتى که با دولت داشته است یک قدرى حقوق زیادتر برایش منظور شده و آن که کمتر بوده است یک قدرى کمتر حقوق به او داده شده و به این ملاحظه یک توازن و تفاوتى مابین افراد بلژیکى که در گمرک بوده‌اند بوده است و همین مسئله باعث دلگرمى آن‌ها بوده تا این که در مجلس چهارم در اواخر مجلس (که اغلب آقایان هم در آن دوره بودهاند) و خوب هم مسبوق هستند اصلاً وضعیت فضا یک طورى بود که علاقمندى به استخدام طبقه خارجى نشان داده نمی‌شد و فقط موضوع بحث مالیه بود و این که از آمریکا براى مالیه مستشار بیاورند.

در اثر این وضعیت که از تأثیر فضا و محیط پیدا شده بود این بود که کنترات پانزده نفر از مستخدمین بلژیکى از طرف دولت وقت به مجلس پیشنهاد شد و باز در اثر همان تأثیرات سه نفر را قبول نکردند و دوازده نفر را قبول کردند و در اثر یک وضعیاتى آمدند یک کنترات متحدالشکلى درست کردند و بر طبق قانون دوره چهارم و این کنترات متحدالشکلى که تصویب شده است و چهارم سنبله سال آینده تمام می‌شود و مدت کنترات‌هاى هر دوازده نفرشان منقضى مى‌شود یک تغییرى در تعادل و توازن وضعییات سابقه خودشان در کار بوده است و این مسئله تولید اشکال کرده چون این بیست و هفت هزار تومان را در سابق آنها مى‌گرفتند ولى با یک ترتیب مخصوص خودشان تقسیم مى‌کردند و براى این که تعادل و توازن دو مرتبه برقرار شود آمده‌اند و میگوید این ترتیب را مجلس پنجم تصویب کند و این که کلمه سهوى اینجا گفته شد نسبت سهو به مجلس داده نشد ایشان هم این طور اظهار نکردند نمى‌دانم آقایان مقدمه این راپورت را خوانده‌اند یا نه؟

در این مقدمه تصریح شده است که سهو شده اما سهو را به مجلس نکرده و این اشکال در نتیجه سهوى که از طرف وزارت مالیه وقت در دوره چهارم در موقع گذشتن کنترات‌ها به عمل آمده حادث گردیده. مى‌بایست وزارت مالیه وقت در آن تاریخ درست توضیح بدهد و این اشکالات پیش نیاید به این جهت در جزو صرفهجویی‌ها و بودجه گمرک همان طور که قبل از دو سال معمول بوده است در بودجه منظور شده ولى چون مجلس رأى داده است که در یک حدود معینى حقوق بگیرند.

اینها نتوانسته‌اند از بودجه گمرک بردارند به این جهت است که آمده‌اند ثانیاً تقاضا کرده‌اند و از طرف دولت هم لایحه آن تقدیم شده است که در صورتى که مجلس مقتضى و صلاح بداند تصویب کند. از همان مجلس‌هایی که صرفهجویی شده است به آنها بدهند و تا چهارم سنبله سنه آتیه کنترات همهشان منقضى می‌شود آن وقت اگر خواستند تجدید نمایند موضوع دیگری است این راجع به این قسمت.

و اما راجع به منزل: اینها دوازده نفر هستند چنر نفر از آنها که مأمور نقاط خارج می‌باشند چون بنا و عمارت براى گمرک از خود دولت در آن نقاط هست در آنجا منزل دارند و در مقدمه این راپورت هم ذکر شده از قبیل انزلى، آستارا، مشهد، سربندر، جز، سیستان، بندر شاه عباس و محمره و جلفا و تبریز در این نقاط دولت عمارات گمرکى دارد و هر یک از این مستخدمین بلژیکى که مأمور آن نقاط می‌شوند البته در آن عمارات دولتى منزل می‌کنند و دیگر دولت براى آنها منزل جداگانه اجاره نمی‌کند و فقط سه نفر اینها می‌مانند. بعد از آن که کنترات آنها در مجلس چهارم گذشت این اختلاف هم در آنجا موجود شده است.

قبل از دوره چهارم دولت به هر یک از آنها منزلى که شایسته مقامشان باشد می‌داده است حالا در این یک سال و نیم و دو سال سه نفرشان بىمنزل مانده‌اند آن وقت آن نقطهنظر اخلاقى و احتیاجات ادارى رئیس کل گمرکات می‌گوید شما که به آن هشت نفر یا نه نفر که منزل داده‌اید این سه نفر هم اهمیتى ندارد در ازی خدمات صادقانه کرده‌اند در واقع یک اجارهخانه در ماه آن هم به این طورى که کمیسیون رأى داده است از بیست و پنج الى پنجاه تومان مالالاجاره نسبت به این سه چهار نفر بدهند و خانه اجاره نمایند بنابرین تصور می‌کنم که این یک چیز تازه نیست و تحمیلى هم بر بودجه نیست و علت این اشکال همان بود که به طور خلاصه به عرض آقایان رساندم و اگر آقایان توجه بفرمایند و به مستخدمین گمرک که از بلژیک آمده‌اند مبلغى پول به هر قصد یا اجارهخانه یا انعام یا اضافه مخارج داده شود با سوابقى که داشته‌اند یک تشویقى است و موضوع حاتمبخشى هم نیست. در ازای خدمت است پول مفت هم داده شده است.

جمعى گفتند - مذاکرات کافى است

بعضى گفتند - کافى نیست.

رئیس - آقایانى که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس - معلوم می‌شود کافی است رأى می‌گیریم براى شور مواد آقایانى که دخول در شور مواد را تصویب می‌کنند قیام فرمایند. (اغلب قیام فرمودند)

رئیس - تصویب شد. ماده اول قرائت شد. (به شرح آتى قرائت شد)

ماده اول - وزارت مالیه مجاز است براى مأمورین بلژیکى گمرکات که در اماکن دولتى سکنى دارند منزلى متناسب با اهمیت مشاغل آنها در حدود ماهى 25 الى 50 تومان اجاره و به اختیار ایشان بگذارد

رئیس - آقاى مساوات (اجازه)

مساوات - اگر چه آقایان توضیحاتى دادند که خیلى کافى بود ولى این بنده یک مسئله راجع به این طور مسائل از مجلس گذشته است به آقایان تذکر مى‌دهم و آن راجع بوده است به مسئله کنترات عموم خارجى‌ها که در دوره چهارم تصویب شده است و گذشتن آن قانون از روى این فلسفه بود که دیده می‌شد در بودجه خارجى‌ها وقتى که با دولت حساب می‌شد یک مخارج و یک اسامى خرجى هست که هیچ ربطى به کنترات ندارد مثلاً خرج درشکه دیده شده و خرج بعضى چیزهاى تجملى از قبیل مبل و اثاثیه و بعضى بعضى چیزهاى دیگر را می‌نوشتند. براى این که دولت محدود باشد در وضع کنتراتها قرار دارند که کنترات خارجى‌ها وقتى به مجلس مى‌آید باید خدمت او وسعت او و وجهى که او را کنترات می‌کنند و مدتش را به مجلس بیاورند و تصویب شود و حقوقى اضافه بر آنچه که مجلس تصویب کرده داده نشود و این براى همین مسئله است مخارج سبک هم مثلاً داده نشود این مسائل براى شخصى بخصوص نیست و براى بلژیکى و غیر بلژیکى نیست مستخدمین بلژیکى هم البته خیلى خدمت کرده‌اند و منظور نظر هم مى‌شد و گویا عموم وکلا هم از آنها خشنود باشند اما این چون مخصوص یک دسته نیست بنده اساساً مخالفت دارم که یک دینارى زیادتر از آن کنتراتى که گذشته است داده شود و مخالفتم از این جهت است‏

مخبر - اینجا یک شبهه براى آقاى مساوات شده که لازم است رفع آن را بکنم اولاً آن قانونى که فرمودند از مجلس گذشته البته محترم است و کنتراتهایی هم که شده است البته از آن قانون تجاوز نکرده و نمی‌کند. هر کنترات یک شرایط اصلیه و یک شرایط فرعیه دارد. شرایط اصلیه همان طور که فرمودند باید به مجلس بیامد و شرایط فرعیه را هم باز مطابق یک ترتیبى که خودش تصویب کرده است باید معین کند اما این موضوع مخالف با آن مسئله نیست و این یک چیزى بر خلاف کنترات و اضافه کنترات نیست.

شما یک یک مأمورینى می‌فرستید به یک چند نقطه از این نقاط عمارات دولتى دارند مثل این که نه نقطه است که دارند و در راپورت نوشته شده است از قبیل انزلى، آستارا، بوشهر، بندر جز، سیستان، بندرعباس، محمره، جلفا، تبریز در یک قسمت‌ها عمارات دولتى هست و در یک قسمتهایی هم از طرف دولت دستور ساخته شدن داده شده است

+++

اما یک جاهایی که عمارات دولتى ندارد رئیس گمرک وقتى به آنجا می‌رود البته منزل مى‌خواهد و این منزل را البته باید دولت بدهد.

این حرف مشروع و حسابى است منتهى کمیسیون بودجه مقدار و مبلغش را هم معین کرده است که از پنجاه تومان کرایهخانه و اثاثیه تجاوز نکند یعنى از بیست و پنج تومان الى پنجاه تومان و این قبیل دقت‌ها در یک کمیسیونى که هجده نفر هستند و شاید در آنجا هم مجال رسیدگى و تحقیق و تدقیق بیش از مجلس شوراى ملى باشد شده و تصور هم نمی‌کنم ماها میل داشته باشیم چیزى را بدون جهت و سبب بیاوریم از تصویب مجلس بگذرانیم یا چیز‌هایی بگوییم که خلاف واقع باشد.

بعضى از نمایندگان - مذاکرات کافى است‏

رئیس - آقاى تهرانى (اجازه)

آقا شیخ محمدعلى تهرانى - بنده با این ماده و ماده بعد هر دو مخالفم و فلسفه مخالفتم دو امر است یک امر این است که این اصول غریبنوازى که در مملکت ما پیش آمده است یک مقدمهاى است براى این که یک عده زیادى مستخدم که ما از خارج آورده‌ایم وقتى که دیدند ما یک موضوعى را براى یکى گذراندیم این فتح باب مى‌شود و یک راهى پیدا می‌کنند

مستخدمین غیر بلژیکى هم که از هر ملتى باشند آنها هم همین تقاضا را دارند ثانیاً مگر مستخدمین خارجى همه خائن بودند که مستخدمین بلژیکى حتماً باید برایشان خانه تهیه بشود؟

مستخدمین ایرانى را هم که از مرکز مأموریت می‌دهند بروند به یک جایی حقوقشان را هم نمى‌دهند که بروند به محل برسند. چه فرق مى‌کند اگر بنا به خدمت است آخر ما مستخدمین ایرانى کم داریم و باید براى آن‌ها هم همین وجه منظور نظر باشد.

ثانیاً عیبى که پیدا مى‌کند این است که سى نفر به ملیت‌هاى دیگر در این مملکت هستند که مستخدمین ایرانند آنها هم فردا تقاضا مى‌کنند که چطور شما به بلژیکى‌ها خانه داده‌اید باید به ما هم بدهید. چطور به آنها اضافه داده‌اید به ما هم باید بدهید. آخر ایرانى‌ها چه فرق با آنها دارند که باید گرسنه بمانند؟ شش ماه به شش ماه حقوق نگیرند محو شدند؟ ولى مستخدمین خارجى علاوه بر حقوق باید بر ایشان یک کرایهخانه هم تصویب کنیم.

وزیر مالیه - آقاى تهرانى توجه بفرمایید این که ما اینها را کنترات کردیم براى یک مصلحتهایی بود و الا البته هیچ وقت مستخدمین خارجى نمى‌آوردیم و امیدوارم که در یک مدت قلیلى رفع احتیاجاتمان از مستخدمین خارجى بشود اما مادامى که باید آنها را نگاهدارى کرد البته یک نفر که از خارج مى‌آید غیر از مردم این مملکت است و با مستخدمین خودمان مطابق قانون استخدامى که شما تصویب کرده‌اید رفتار می‌کنیم آنها هم راضى هستند و باید هم راضى باشند ولى خارجى‌ها را که مى‌آوریم باید وسایل راحتیشان را فراهم کنیم.

رئیس - آقاى حاج میرزا عبدالوهاب (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب - بنده فرمایشات آقاى وزیر مالیه را تصدیق می‌کنم ولى آن روزى کى می‌آیند کنترات می‌شوند تمام این جزییات لازمه منظور شده است براى خانهشان و درشکه شان تمام اینها منظور شده است دیگر مدام هر روز لایحه بیاورند با این وضع بودجه مملکت ایران بنده صلاح نمی‌دانم حالا اگر اکثریت آقایان صلاح می‌دانند به بنده مربوط نیست و با این کسر بودجه بیست و هفت هزار تومان به عنوان اندامیته و چه و چه این حرفها را بنده مقتضى بودجه حاضر نمی‌دانم.

مخبر - براى آقا یک اشتباهى حاصل شده است. اینها را که کنترات کرده‌اند براى تهران کنترات کرده‌اند و قرار نشده است که بروند بندر جز یا بوشهر و البته وقتى که می‌روند به بندر جز یک منزلى مى‌خواهند و این اشکالى ندارد.

رئیس - آقاى مدرس پیشنهاد کرده‌اند از دستور خارج شود

مدرس - اگر چه به نظر این طور مى‌آید که به شخص بنده بربخورد ولى من از بین مستخدمین خارجى عقیده به بلژیکى‌ها دارم. عقیده شخصیام این است چون ده دوازده سال است که در این شهر هستم و آنچه به من خبر رسیده است و تحقیق کرده‌ام اینها صادقانه به این مملکت خدمت کردهاند. ولى این لایحه چون با ذهن ما مسبوق نیست توى ذهن بعضى‌ها می‌زند آنها هم حق دارند لهذا تقاضا کردم از دستور امروز خارج شود و در خارج در اطراف آن مطالعه بشود یا اینها قانع بشوند یا آنها من مستخدمین بلژیکى را بهترین مستخدمین مى‌دانم که در این مملکت آمده‌اند لهذا اگر آقایان صلاح می‌دانند باشد بعد در اطرافش مطالعه بشود آقایان قانع بشوند بعد بیاید به مجلس.

رئیس - آقاى تدین (اجازه)

تدین - این راپورت کمیسیون تقریباً در بیست و دوم رجب طبع شده و توزیع هم شده و در جلسه گذشته هم تقاضا شد که جزو دستور امروز شود. بنده تصور می‌کنم آقایانى که نفیاً یا اثباتاً علاقمند بوده‌اند با این راپورت که قبول بکنند یا رد بکنند مطالعات خود را کرده‌اند و با این که آقاى مدرس تصدیق می‌فرمایند خدمات صادقانه مستخدمین بلژیکى را و تصور می‌کنم سایر آقایان هم در این باب همعقیده باشند بنده تصور می‌کنم زیاد در این باب صحبتى نخواهد شد مگر این که موضوع مکرر شود براى این که آقایانى که مخالف بودند دلائل خودشان را اقامه کردند و موافقین هم توضیحات خودشان را دادند و چیزى هم که قاطع است رأى است.

حالا امروز از دستور خارج بشود و در خارج تبادل نظر شود نمى‌دانم عملى خواهد بود یا نه مگر این که آقاى مدرس پیشنهادشان را اصلاح بفرمایند که براى جلسه بعد باشد بعد رأى بگیرند

مدرس - قبول مى‌کنم

رئیس - آقایانى که این تقاضا را تصویب مى‌کنند قیام فرمایند

یک نفر ازنمایندگان - با اصلاح (عده کمى برخاستند)

رئیس - تصویب نشد

نصرتالدوله - اجازه می‌فرمایید. آقاى مدرس خودشان تقاضاى اصلاح کرده‌اند

رئیس - اصلاحى به بنده نرسید

نصرت‌الدوله - بنده پیشنهاد مى‌کنم (پیشنهادى تقدیم نمودند) پیشنهاد آقاى نصرت‌الدوله به شرح ذیل قرائت شد

تقاضا می‌شود که لایحه امروز از دستور خارج و در جلسه آتیه جزو دستور شود

رئیس - توضیحى دارید آقا

نصرت‌الدوله - خیر توضیحى ندارم

رئیس - آقایانى که این تقاضا را تصویب مى‌کنند قیام فرمایند

(اکثر قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد قانون سربازگیرى عمومى مطرح است مذاکرات راجع به کلیات است. آقاى دامغانى (اجازه)

دامغانى - بنده در کلیات عرضى ندارم.

رئیس - آقاى یاسایی (اجازه)

یاسایی - موافقم

رئیس - آقاى کازرونى (اجازه)

کازرونى - قانون را وضع مى‌شود نباید از نقطهنظر حسن ظن یا سوء ظن نسبت به اشخاص باشد بنده عقیده دارم که بایستى عقیده خودم را اظهار کنم. مثلاً آقاى مدرس (که مقام بنده نسبت به ایشان معلوم و مسلم است) با این قانون موافقند بنده اگر بنا باشد به تبعیت ایشان عقیده خودم را گمان کنم عقیده‌ام است که یک نوع خیانتى به عقیده خودم کرده باشم قانون فى حد ذاته خوب است بهتر است از عدم آن لیکن بایستى قبل از وضع قانون زمینه را ملاحظه کرد زمینه قوانین اخلاق و احوال و اوضاع عمومى مملکت است اگر یک قانونى وضع شد در صورتی که زمینه حاضر نداشته باشد یعنى اخلاق، عادات، اطوار. وضعیات موافق با آن قانون نباشد هر چند آن قانون خوب باشد بنده تصور می‌کنم اثرش چندان خوب نباشد.

ما قوانین در مملکت خیلى وضع کردیم حالا بعضىاش اجراء شده بعضىاش نشده. بعضى خوب اجراء شده بعضى بد. به طور کلى ما بایستى قبل از آن که قانون وضع زمینهاش را در نظر بگیریم که به ضرر دولت مآلاً و بضرر مردم حالا تمام نشود. نوشتن قانون سهل است و اشکالى ندارد لکن همان طورى که عرض کردم قبلاً باید زمینهاش را تهیه کرد.

بنده عقیده‌ام این است که ما بایستى اولاً در نظر بگیریم که یک اشخاصى که به عنوان سربازى وارد مى‌کنیم پس از این که خارج مى‌شوند متخلق به یک اخلاقى باشند که هم براى خودشان و هم براى جامعه مفید باشد اگر این را قبلاً در نظر گرفتیم و تأمین کردیم. البته بنده موافق هستم روح مملکت به اخلاق مردم مملکت است اگر اخلاق عمومى رو به فساد رفت مملکت به طرف فساد مى‌رود قبل از همه چیز باید این مسئله را تأمین کرد مطمئن و خاطر جمع شد بعد قانون وضع کرد در هر صورت بنده عقیده‌ام این است براى امروز که یک عده زیادى از مردم چه در مرکز و چه در ولایات و چه در قراء بیکارند و بالعکس یک عده از مردم بالطبیعه داراى مشاغل هستند یا کاسب یا تاجر یا زارع یا حمال هستند و بالاخره متصدى و مباشر امور جامعه هستند در اقلیت هستند و اکثریت مردم بیکار هستند بنابر

+++

این بایستى بیکارها را زیر اسلحه آورد نه کاردارها را ولى به طور عمومى اشخاصى که داراى شغل و کار هستند مجبور باشند زیر اسلحه بیایند و بالعکس مردم زیر اسلحه نروند خوب نیست و بنده معتقدم به مقتضاى حال امروزى مملکت ما که یک فقر عمومى در مملکت حکمفرما است نظام باید داوطلب داشته باشد و بنده عقیده به نظام داوطلب دارم نه اجبارى ..

(همهمه بین نمایندگان - صداى زنگ رئیس)

کازرونى - بنده عقیده‌ام این است که باید نظام با داوطلب باشد زیرا نتیجهاش این مى‌شود مردم بیکارى که حاضرند منحصراً براى یک لقمه نان یک مشغولیاتى براى خودشان تحصیل نمایند شاغل کار مى‌شوند و بالعکس اشخاصى که داراى شغل و کارى هستند از شغل خودشان باز نمى‌مانند و اگر غیر از این باشد بنده عقیده‌ام این است همان طورى که دولت عثمانى نتیجه خوبى نگرفت ما هم نتیجه خوب نخواهیم گرفت.

یک قدرى دقت کنید ببینید این نظام اجبارى که همیشه یک قسمت از مملکت را به حال تزلزل مى‌اندازد با این و حقیقت امروزى آیا هیچ لطمهای به زراعت و فلاحت اقتصاد تجارت وارد می‌آورد یا نه؟

زیرا قبل از همه چیز خواهشمندم در نظر بگیریم و رفقا در نظر بگیرند نظام باید کاملاً بر طبق احکام و قوانین شرع که یک قانون معین و مشخصى دارد باشد دو مورد دارد باشد یا جهادات یا دفاع. دفاع فرض ذمه تمام افراد مردم است به طور وجوب کفایی که از جانشان و مالشان و تمام حیثیتشان از وطن و دین خودشان دفاع و مدافعه بنمایند و این یک ترتیبى دارد معین. یا این است که جهادات از روى یک شرایط معین در موقعش باید اشخاص معین زیر اسلحه بروند و بنده با موافق هستم.

یا این است که ما بایستى اگر امروز مقتضى ندیدیم که به تمام معنى آن قانون را در موقع عمل بگذاریم ملاحظه کنیم ببینیم بهترین دول عالم چطور معامله مى‌کنند ما هم از امور آنها تبعیت کنیم. یکى از دولى که در امور مملکتى خیلى خوب کار مى‌کند و در مملکتدارى قابل است انگلیس است نظام اجبارى ندارد ژاپن است که مترقى است و هم متمدن و هم متقدم است و هم متجدد است و نظام اجبارى ندارد.

یکى امریکا است که نظام اجبارى ندارد و بالاخره بسیارى از دول متمدنه است که نظام اجبارى ندارد. دولت عثمانى نظام اجبارى داشت لیکن مراجعه کنید ببینید اثراتى که نظام اجبارى براى دولت عثمانى گذاشت چه بود و چه نتیجه گرفتند این است عقاید من.

سالار لشگر مخبر کمیسیون نظام - البته آقایان محترم تصدیق می‌فرمایید که این قانون یکى از مهمترین قوانینى است که به مجلس آمده و البته وضعیات روحى یک مملکتى را به کلى تغییر خواهد داد و یک قدم بزرگى است به طرف ارتقاء و تجدد و دخول در عداد ملل حیه. براى این که ملل حیه مللى هستند که همیشه از حقوق خود بتوانند دفاع کنند و در رشته دولى محسوب شود که افراد در حفظ مملکت شرکت مى‌کنند حالا مسائلى را که آقاى کازرونى فرمودند یکى یکى جواب مى‌دهم و آنها را رد مى‌کنم‏

اولاً ایشان نسبت به اخلاق فرمودند و فرمودند پس از آن که یک عده داخل شدند باید دید اخلاق آنها چه می‌شود. در اینجا یک دور و تسلسلى است هم باید مشاهده کرد که براى دخول در نظام چه اشخاصى لازم است و هم باید دید از آنجا با چه اخلاقى بیرون مى‌آید.

مسئله دیگرى که آقاى کازرونى فرمودند اصول داوطلبى بود که فرمودند اشخاص بیکار و اشخاصى که هیچ نمى‌توانند از عهده معاش خود برأیند آنها بردند و داوطلب در یک عده قشونى باشند که براى اخذ یک وجوهاتى داوطلب می‌شدند نه براى خدمت نظامى یا دفاع از مملکت و بالاخره اصول داوطلبى این قانون را متزلزل می‌کند. براى این که در چند سال اخیر بر ما ثابت شد که چیز بدى است براى این که ژاندارم را به طور داوطلب مى‌گرفتند بریگارد قزاق هم داوطلب بود و بالاخره بعد از یک مدتى به ترتیب به نتیجه مراجعه شد معایب داوطلب این است اشخاصى که مى‌روند آنجا و داوطلب مى‌شوند البته اخلاق خوبى ندارند. ولى وقتى که جامعه مردم براى خدمت سربازى حاضر شدند آن وقت از تمام خوشاخلاقهاى مملکت و اشخاص صحیح مى‌روند در تحت بیرق دولت و در آنجا مشغول خدمت مى‌شوند و در آنجا البته اخلاق‌شان از هر حیث بهتر می‌شود.

اولاً تساوى که از حیث طبقات پیدا مى‌شود یعنى در نظام اجبارى طبقات ممتازه و عالى و رنجبر و رعایا تمام در یک مقصد دوش به دوش سر می‌کنند و تربیت می‌شوند و همه آنها همدیگر را خواهند شناخت و خواهند دید که با هم چه تفاوتى دارند و اشخاصى که از طبقه پایین هستند با معاشرت طبقات عالیه البته کسب اخلاق بهترى مى‌کنند.

از آن طرف اشخاص بالاتر و نازپرورده در ثروت در آنجا به مشقت و زحمتى که طبقه رنجبر دارند آشنا میشوند اینها که با هم ممزوج شدند از آنها یک جامعه تولید می‌شود که حس می‌کند مملکت چیست؟ وطن چیست؟ و بالاخره خودش را در موقعش براى جهاد و دفاع مهیا می‌کند و این که مخبر فرمودند شرعاً دفاع یا جهاد لازم است چون خود آقاى کازرونى جزو مجاهدین بودند می‌دانند که اگر کسى قبل از وقت عادت به تفنگ یا توپ انداختن نداشته باشد چطور مى‌تواند در مقابل یک عساکر منظمه جهاد کند و همین اصول سربازگیرى عمومى اساساً از روى شرع بوده و خود مردم باید بالطبع حاضر شوند. لهذا هم از حیث اخلاق و هم از حیث شرع بنده تصور می‌کنم که بهترین مسائل مسئله نظام اجبارى است. حالا آمدیم سر منافع باید دید که براى ملت چه منافعى دارد و براى دولت چه منافعى دارد. آنچه منافع که راجع به ملت بود مختصراً حالا می‌آییم بر سر منافع دولت.

آقاى کازرونى در ضمن بیاناتشان از ژاپن و امریکا صحبت فرمودند که نظام اجبارى ندارند. بنده اگر چه نمی‌خواهم به آقایان تصدیع بدهم ولى اگر به تاریخ مراجعه کنند ملاحظه خواهند کرد آنچه که دولت ژاپن است اگر نظام اجبارى نداشت به این درجه ارتقاء و عظمت نمی‌رسید و در آن مملکت این مسئله کاملاً جارى است. نظام اجبارى محسناتى که براى این دولت دارد این است که ارزانتر تمام می‌شود و پس از آن که براى دولت ارزان تمام شد آن وقت یک طبقاتى از جمعیت تولید می‌شود و به طورى که در قانون ملاحظه مى‌فرمایید طبقات مقدم و ذخیره تالى و پاسبان ولى در اصول داوطلبى یک آدمى که از یک جایى بیاید و معلوم نباشد که اخلاق او چطور است این شخص چهار پنج سال خدمت می‌کند و زحمات دولت و مخارج دولت نسبت به این آدم به هدر می‌رود و در موقع لزوم به درد نمی‌خورد. ولى با ترتیب نظام اجبارى به ترتیبى که تمام دنیا آن را اتخاذ کرده‌اند خیلى منافع دارد.

حالا متذکر می‌شوم که کى آن را اتخاذ کردهاند. اساس این قضیه در موقعى بود که ناپلئون با دولت پروس مى‌جنگید و پس از شکستى که به آلمانها در دنیا داد قشون دولت پروس را محدود کردند به هشتاد هزار نفر که دولت پروس حق نگاهدارى بیش از هشتاد هزار نفر نظامى نداشته باشد. آنها این ترتیب را محرمانه اتخاذ کردند که پس از سه چهار سال که مجدداً جنگ شروع شد به جاى هشتاد هزار نفر سیصد هزار نفر خبر کردند.

پس از آن که در اغلب ممالک دنیا به جز ممالکى که مثل امریکا احتیاج زیاد به دریا و کشتى دارند در سایر ممالک متمدنه این ترتیب اتخاذ شده است. به جز ممالک مغلوب که می‌گویند زیادتر از فلان حد نباید قشون داشته باشند و الا مملکت مستقلى که روى پاى خودش مى‌خواهد زندگى کند باید قشون اجبارى داشته باشد. باید افرادش تحت سلاح بروند و صرفه این ترتیب این است که وقتى ما پنجاه هزار نفر تحت سلاح داشته باشیم در موقع لزوم با این ترتیب ذخیره داراى صد و پنجاه و دویست هزار نشویم و فعلاً هیچ دولتى نیست که امروز ترتیب داوطلبى یا طریق دیگرى را اتخاذ کرده باشد.

فقط دولت انگلیس قبل از جنگ به ترتیب داوطلبى بود و این ترتیب براى این بود که احتیاج او به قشون برى خیلى کم است و مملکتى است بحرى و در موقع جنگ بینالملل آقایان مطلع هستند که قشون اجبارى را داخل مملکت خودشان کردند و به واسطه همان قشون اجبارى بود که فتح هم کردند و هم فتح آنها به تأخیر افتاد.

زیرا اگر از اول قشون آنها زیاد بود و جنگ بینالملل پنج شش سال طول نمى‌کشید و امروزه دولى که قشون اجبارى نمى‌گرفتند مجبور شده‌اند که به مرور این ترتیب را عمل کنند. این است که تصور می‌کنم از هر حیث این بهترین قانون باشد. در کلیات هم گمان نمى‌کنم آقایان محترم نظریاتى داشته باشند و راجع به مواد هم خود دولت در بعضى مواد یک نظریاتى براى جرح و تعدیل دارد که ممکن است در ضمن شور آن اصلاحات به عمل آید و بیش از این هم نمی‌خواهم در کلیات صحبت کنم. عرایض بنده همین بود که عرض کردم.

رئیسالوزرا - بنده قبل از آقاى سالار لشکر می‌خواستم عرایضى عرض کنم

+++

ولى فرصت نشد و همین طور عرض می‌کنم که نطق آقاى کازرونى هیچ طرف انتظار نبود و جاى تأسف بود که در مقابل یک همچون قانونى اظهار مخالفت بشود ولى به طور خلاصه عرض می‌کنم که این ترتیب به نتیجه حاضره قابل ادامه نیست و شش ماه شاید بگذرد که نمی‌توانیم از روى نتیجه نفرات بگیریم و مملکت هم بىپاسبان نمی‌شود. همین دو اصل را در نظر بگیرند و بیش از این هم بنده عرضى نمى‌کنم‏.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

بعضى گفتند - کافى نیست

رئیس - رأى می‌گیریم آقایانى که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس - معلوم می‌شود کافى است. رأى می‌گیریم براى دخول در شور مواد آقایانى که تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اغلب برخاستند)

رئیس - تصویب شد. چند دقیقه تنفس داده می‌شود.

(در این موقع جلسه براى تنفس تعطیل و پس از نیم ساعت مجدداً تشکیل گردید)

رئیس - ماده اول قرائت می‌شود: (به شرح ذیل خوانده شد)

ماده اول - کلیه اتباع دولت ایران اعم از سکنه شهرها و قصبات و قراء و ایلات به خدمت سربازى مکلف می‌باشند.

رئیس - آقاى دامغانى. (اجازه)

دامغانى - ما می‌خواهیم قشون اجبارى شود براى این که دولت عده نظامى و پاسبان و ذخیره به قدر احتیاج داشته باشد و البته بناى قانون از بدو اسلام هم همین طور بوده براى این که اگر این حکم نظامى بودن و سرباز شدن عدل است تعلق به همه داشته باشد و اگر ظلم است ظلم بالسویه هم عدل است به عقیده بنده تنها اجبارى بودن قشون کافى نیست. براى این که دولت بتواند احتیاجات خودش را اداره کند بلکه علاوه بر نظام اجبارى یک ترتیباتى هم باید در ضمن باشد که مرکب شود از خوف و طمع.

مثلاً سرباز و تابین را به اندازه حقوق بدهد که کفایت مخارجش را بکند بنابراین باید دولت از بعضى محلها بکاهد و بر حقوق سرباز و تابین بیفزاید تا آنها هم بتوانند امور معاش خود را هم اداره کنند و همچنین جامعه باید از آنها قدرشناسى کند و یک احتراماتى بخصوص براى افراد پست سرباز قائل شود تا این که این دو قسمت موجب تشویق مردم شود و علاوه بر این که اجبارى است خود مردم هم داشته باشند و الا همیشه دولت محتاج می‌شود فرارى را تعقیب کند به طوری که عملاً هم تا به حال دیده نشده و برخلاف احساسات آقاى کازرونى بنده معتقدم که خدمت قشونى بزرگترین خدمت است براى این که حضرت امیر می‌فرماید ان الجهاد باب من ابواب الحه نفتح اله لخاصه اولیائه حضرت امیر علیه السلام این قسمت را اختصاص می‌دهد از براى خواص مردم نه مردم پست و خیلى شغل بزرگى است و با شرافتترین کارها است.

دیگر این که بنده در این ماده معتقدم که باید بین قوا و حکومت یک تناسبى باشد و سنخیت بین علت و معلول معروف است و لازم است. یعنى همان طور که قشون باید متحدالشکل باشد همان طو ر باید متحدالفکر هم باشد.

متحدالفکر بودن قشون موقوف بر این است که از کلیه اتباع مملکت سواى ملل متنوعه سرباز گرفته شود براى این که ملل ملل متنوعه در امان و تأمین حکومت اسلام هستند و قواى اسلامى عهدهدار حفظ ملل متنوعه است و در ممالک اسلامى اسلام به عهده گرفته است که آنها را حفظ کند و حوایج آنها را در مقابل یک مبلغ مالى ادا کند و عملاً هم به تجربه ثابت شده است و در جنگ بینالمللى دیده شده. وقتى که روح قشون با روح حکومت مخالف بود به نفع حکومت خاتمه پیدا نیافت مثلاً قشونى که عثمانى‌ها از ارامنه داشتند به نفع عثمانیها خاتمه پیدا نکرد.

رئیس - یک قدرى ملاحظه کنید چرا ملاحظه نمى‌کنید.

دامغانى - بالاخره بنده معتقدم به این که حکومت اسلام عهدهدار حفظ ملل متنوعه است و بایستى از آنها سرباز نگرفت و در عوض مساعدت مالى بنماید.

رئیس - آقاى آقا سید یعقوب. (اجازه)

آقا سید یعقوب - عرضى ندارم.

رئیس - آقاى مدرس (اجازه)

مدرس - همین قسمتى که آقاى رئیس غالباً می‌فرمودند بعضى مطالب راجع به کلیات را در ماده اول مى‌شود مذاکره کرد من هم چون حالم اقتضا ندارد همیشه می‌گذارم در ماده اول بعضى عرایض را بر سبیل اقتضا عرض می‌کنم.

عقیده من این است که قشون عمومى را تمام دنیا از اسلام اتخاذ کردند و آنهایی که در تاریخ دیده‌اند می‌دانند روز اولى که پیغمبر صلى الله علیه و آله مبعوث شد یکى از احکامى که آورد جهاد بود یعنى در هزار و سیصد سال قبل. پس تاریخ نشان می‌دهد که در هزار و سیصد سال قبل قشون عمومى و اجبارى بوده است و این مسئلهای است که آقایانى که اهل فقه هستند می‌دانند که یک بابى از ابواب کتب فقه ماسبق و رمایه است. یعنى مشق کردن به تیراندازى و اسبسوارى این البته به مقتضاى آن روز بوده است و سوارى و تیراندازى شخصى را از براى علم جنگ مهیا کرده است. ولى اگر امروز کتاب بنویسیم مى‌نویسیم: طیارهسوارى.

پس باید عموم مسلمین مهیا باشند از براى این که اگر اتفاقى افتاد بتوانند دفاع کنند و اگر اتفاق نیفتد جهاد هم می‌توانند بکنند. چون عقیده ما در زمان غیبت دفاع است و در زمان غیبت ما عقیده به جهاد نداریم. یعنى حمله به غیر نمی‌کنیم اما هر کس به ما حمله کند همان قسم که بر هر مکلفى نماز واجب است واجب هم هست که دفاع کند.

(جمعى از نمایندگان - صحیح است)

بناء علیهذا هر مسلمانى که عقیده به نماز و خمس و زکات و حج دارد باید به جهاد و دفاع عقیده داشته باشد و این عقیده هم همین طورى فایده ندارد که من عقیده داشته باشم اگر دزد خانه‌ام آمد در بروم این که فایده ندارد باید یاد بگیرم که در نروم حالا اگر آقایان در اینجا تأمل دارند و مى‌فرمایند که آن چند تا دیگر را باید یاد گرفت. اما این یکى را نباید یاد گرفت و هر وقت دشمن آمد آن وقت آدم در برود. بنده عقیده‌ام این است که هر کس صاحب این عقیده باشد منکر ضرورى از ضروریات دین اسلام است.

یعنى کافر است پس باید آن را هم یاد بگیریم و مسئلهای که آقایان فرمودند که یک قسمتى را یاد بگیریم و یک قسمتى را یاد نگیریم این طور نیست آن وقتى که بنیچه را قرار دادند که اجبارى خصوصى باشد یا شاید قدرت نداشتند و یا اگر قدرت داشتند چون مردم مهیا نبودند نمی‌شده است.

لکن امروز من عقیده‌ام این است که مردم هم مهیا هستند چون دیده‌اند که اکثر بلکه تمام دنیا بلد هستند من ژاپن و آنجاها نرفته‌ام ولى اینجاها که مى‌شنوم مى‌گویند همه مردم بلد هستند. ما هم می‌خواهیم بلد باشیم. حالا اگر آقایان طریقى براى این که همه جنگ کردن را بلد باشند غیر از این طریق در نظر دارند همان را پیشنهاد کنند براى این که مقصد این است که همه یاد بگیرند.

آقاى کازرونى چون اهل ولایتشان همه بلد هستند. چون من دشتى و دشتستان بوده‌ام دیده‌ام که مردم آنجا همه اسب سوارى و تیراندازى را بلد هستند.

اما تهرانىها هیچ کدام بلد نیستند باید یاد بگیرند و براى همه هم اسباب زحمت است و از حالا باید شروع کرد تا در ظرف ده یا پانزده سال دیگر که ماها همه مرده‌ایم آن وقت همه این قسمت را بلد باشند و به این قسمت دین لااقل عمل بکنند. باقى قسمتها را اگر مسامحه میکنند این یک قسمت را به جهت دینشان و مملکتشان و استقلالشان بالاتر بگویم به جهت بنیه و مزاجشان خوب است عمل کنند.

همه اینها حکمت‌هاى فوقالعاده دارد و اختصاص به یک حکمت دو حکمت ندارد و در بعضى فرمایشاتى که بعضى از آقایان فرمودند البته به مقتضاى مذاقشان فرمودند.

شاهزاده سلیمان میرزا بودند در قصر شیرین حساب کردیم که مخارج یک فوج قشون داوطلب ما مساوى با مخارج 6 فوج قشون عثمانى بود چون آن روز ما هم داخل کار و اهل جنگ بودیم و به دقت حساب کردیم دیدیم که مخارج یک فوج ژاندارم مساوى با مخارج شش فوج قشون عثمانى بود.

داوطلب معنایش این است که هر چه پول زیادتر بدهند مى‌آیند و فردا هم که دلش نمی‌خواهد نمى‌آید وقتى که ما جنگ نداریم به قدرى داوطلب جمع می‌شود که نهایت ندارد. اما اگر صداى شیپور بلند شد صبح که رئیس قشون یا صاحبمنصب بیدار می‌شود خودش است و اسبش. چرا این طور است؟ براى این که داوطلب است.

این را باید ایرانیها بدانند که تکلیف بدهى من که وطن را خیلى هم دوست دارم این است که این طور عمل کنم و وطنپرست هم آن است که بنده عرض می‌کنم ما می‌خواهیم مملکتمان و دیارمان قوى بشود. کارى هم به کسى نداریم. اما اگر کسی کار به ما داشته باشد بتوانیم در نرویم. این مقصود اصلى است.

پس بناء علیهذا اگر آقایان طریق بهترى در نظر داشته باشند ممکن است بفرمایند. اما من پس خیال می‌کنم این طریق خوب طریقى است و این لوایحى که می‌نوشتند (برنخورد به هیئت دولت) حتى لوایحى را هم که فضلا مى‌نویسند وقتى که آدم نگاه مى‌کند مى‌بیند که خیلى اشکال دارد. لیکن از باب اتفاق نمی‌دانم چطور

+++

شده و از ادعاى کى بوده است. از کى بوده است که این لایحه نوشته شده است و من آن را مطالعه کردم دیدم کم اشکال است و تعجب کردم و گفتم شاید اساتیدى در کار بوده‌اند که ما آنها را نمی‌شناسیم و خیلى مهارت داشته‌اند از این جهت من موافقم و گمان می‌کنم به آن ترتیبى که در نظر است اگر دولت موفق بشود آن ترتیب را اجرا کند خیلى خوب است و آن ترتیب این است جوان‌هایی که می‌روند زیر اسلحه دو چیزشان محفوظ باشد.

یکى صحتشان که خیلى مهم است و یکى هم اخلاقشان اگر این دو کار را کردیم بهترین قدمى است که از براى مملکت برداشته‌ایم و این کار بسیار خوب است. چه عیبى دارد که پسر من زیر اسلحه برود آیا هیچ جا عکس و شکل حضرت امیر را دیده‌اید بىشمشیر دیدهاید؟

بنده گمان می‌کنم خیلى کم جایی دیده شده است که شکل حضرت امیر باشد و بىشمشیر باشد. آخر آنها که شمشیر داشته‌اند این تعلیم است براى ما که ما هم برداریم پس عیب و عار نیست بلکه فخر ما است که این کار را بکنیم و البته مجلس شوراى ملى و دولت‌هاى ما باید مراقبتهاى کامل داشته باشند که اخلاق آنها محفوظ باشد حیثیتشان هم محفوظ باشد.

البته مى‌روند مشق مى‌کنند و علم پیدا مى‌کنند. لیکن ضمناً عرض مى‌کنم که این تکلیف براى مسلمین واجب است چون دیدم بعضى از آقایان نظرشان بر غیر مسلمین هم هست عرض می‌کنم بر غیر مسلمان واجب نیست.

لدىالقتضاء ممکن است دولت آنها را استخدام کند. اما اگر بخواهند توى سرشان بزنند و آنها را بیاورند اقتضا ندارد آن کسى را که باید توى سرش بزنند و وارد کنند مسلمان است که اگر به تکلیفش عمل نکرد باید اجباراً او را آورد. اما غیر مسلمان که تبعه ایران هستند مجبور نخواهند بود دولت لدىالاقتضاء مى‌تواند آنها را استخدام کند. اما اگر او حاضر نشود دولت نمى‌تواند مجبورش کند و این یکى از فلسفه‌هاى بزرگى است به جهت مراعات آنها.

حالا مى‌بینیم آقایان دست مى‌زنند به خیالشان بر خلاف ترتیب است خیر این فوق عدالت است بلکه خیلى تفضل است که نسبت به ما احیاء کرده است و نسبت به آنها اجبار نکرده است این است عقیده من پیشنهادى هم در این زمینه کردهام.

رئیسالوزرا - فرمایشات آقاى مدرس روى دو اصل بود: یکى از نقطهنظر حفظ الصحه و اخلاق البته آقایان تصدیق خواهند کرد در وضع قشون امروزه این دو نکته خیلى مراعات شده است و به علاوه در همین قانون هم قید شده است. قسمت دوم راجع به ملل متنوعه فرمودند که آنها مجبور نیستند البته منظور آقاى مدرس این است که این افتخار نصیب مسلمانها باشد و بنده تصدیق می‌کنم که آنها نباید مجبور باشند. ولى در مواقع لزوم باید در خدمت قشون بیایند...

(بعضى از نمایندگان - صحیح است)

و البته در خدمت‌هاى پایینترى که کمتر از صف است داخل می‌شوند.

بعضى از نمایندگان - مذاکرات کافى است

بعضى گفتند - کافى نیست

رئیس - رأى می‌گیریم. آقایانى که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند.

(عده کثیرى قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد پیشنهادها قرائت می‌شود. (به مضمون ذیل قرائت شد)

پیشنهاد آقاى داور: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده 1 به طریق ذیل اصلاح شود:

کلیه اتباع دولت ایران اعم از سکنه شهرها و قصبات و قراء و ایلات و ایرانیان مقیم خارجه به خدمت سربازى مکلف می‌باشند.

پیشنهاد آقایان حاج سیدالمحققین و تهرانى: این جانبان پیشنهاد مى‌نماییم که پس از لفظ ایلات اضافه شود چه در داخل مملکت باشند و چه در خارج.

پیشنهاد آقاى سرکشیکزاده: بنده در ماده اول اصلاح ذیل را پیشنهاد مى‌کنم:

ماده 1- کلیه اتباع ذکور الى آخر

پیشنهاد آقاى صدرالاسلام: نظر به این که در ماده 1 به طور عموم کلیه اتباع ایران ذکر شده و در هیچ ماده دیگرى طبقه نسوان از این اطلاق و عموم استثناء نشده پیشنهاد می‌کنم که در ماده اول توضیح داده شود یا در فصل دوم در تحت 1 ماده زنها را مستثنى و معاف نمایند.

پیشنهاد آقاى دامغانى: بنده پیشنهاد می‌کنم ملل متبوعه از خدمت سربازى معاف و در عوض مساعدت مالى بر ایشان فرض بشود.

پیشنهاد آقاى مدرس: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده اول به طریق ذیل اصلاح شود:

کلیه اتباع مسلمان ایران اعم از سکنه شهرها و قصبات و قراء و ایلات به خدمت سربازى مکلف می‌باشند و سایر اتباع لدىالاقتضاء استخدام خواهند شد.

پیشنهاد آقاى کى استوان: ماده اول این طور نوشته شود: کلیه اتباع ایران به خدمت سربازى مکلف می‌باشند.

رئیس - ماده دوم: (به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 2 - مدت خدمت سربازى از سن 21 سالگى شروع شده و در 45 سالگى خاتمه مى‌یابد و این 25 سال به سه دوره تقسیم می‌شود:

دوره اول - خدمت نظامى و مدت آن 6 سال است دو سال اول تحت سلاح و 4 سال بعد احتیاط.

دوره دوم - ذخیره و مدت آن 13 سال است. شش سال اول ذخیره م دم و 7 سال دوم ذخیره تالى.

دوره سوم - پاسبان و مدت آن شش سال است

تبصره - در حوزهای که تحریر نفوس و قانون سجل احوال اجراء شود سپس سربازگیرى اجبارى شروع خواهد شد.

رئیس - آقاى دامغانى (اجازه)

شریعتمدار دامغانى - در اینجا ابتداى خدمت سربازى را از 21 سالگى گرفته‌اند و به عقیده بنده کم است براى این که در سن بیست سالگى هنوز بنیه شخصى به طورى قوى نیست که بتواند از عهده وظایف نظامى برآید و بنده معتقدم که باید ابتداى خدمت را از سن 25 سالگى گرفت 6 سال دوره خدمت نظامى 8 سال براى ذخیره و شش سال هم دوره پاسبان باشد.

ثانیاً یک قدرى این ماده مجمل است هیچ در اینجا پیشبینى نشده است که بعد از این که این قانون تصویب شد اشخاصى که سنشان 25 سال یا 35 است یا در بین این سنوات واقع هستند تکلیف اینها چیست اگر اینها بنا باشد سرباز شوند دوره خدمت و ذخیره و پاسبانشان چقدر است؟ و دیگر در اینجا در تبصره نوشته است (در حوزهای که تحریر نفوس و قانون سجل احوال اجراء شود سپس سربازگیرى اجبارى شروع خواهد شد)

البته قانون سجل احوال در تمام مملکت یک مرتبه اجراء خواهد شد و به طور اختلاف اجراء خواهد شد در این صورت آنجاهایی که شروع نشده و عقب مانده در آن نقاط تکلیف سرباز چه خواهد شد؟

آیا باز از روى نتیجه قدیم است: از روى این قانون؟ خوب است آقاى مخبر توضیح بدهند.

مخبر - اولاً راجع به سن که فرمودید عرض می‌کنم همان 21 سال است چون در سن این تمام قواء بدن از حیث رشد در حالت تکمیل است و از نقطهنظر طبى هم در سن 21 سالگى سخص مى‌تواند مواجهه با سختى‌ها و کارهاى نظامى بشود و یک نکته دیگر هم که باید گفته شود.

این است که چون خدمت سربازى را همه مکلف هستند باید قبل از این که یک کارى را پیدا کرده باشند این دین خود را اداء کنند و بعد داخل در مراحل زندگانى خصوصى بشوند و این که آقاى دامغانى فرمودند این ماده مجمل است و اشخاصى که متجاوز از بیست و یک سال دارند چه خواهد شد؟

البته این قانون قاطع است و پس از گذشتن این قانون شامل اشخاصى است که 21 سال دارند و آنهایی که 23 و 24 سال دارند از این قانون خارج هستند و البته تصدیق می‌فرمایید تا خدمت اولیه را نکرده باشند قادر به این که داخل در احتیاط و ذخیره باشند نخواهند بود.

مطلب دیگرى که فرمودند که آیا پس از تحریر نفوس و اجراء سجل احوال تکلیف چه خواهد بود؟ عرض می‌کنم در نقاطى که سجل احوال جاى نشده است به همین ترتیب حاضره اجراء خواهد شد و تا این قانون کاملاً اجرا نشود ترتیبات اولیه ملغى نخواهد شد.

رئیس - آقاى یاسایی (اجازه)

یاسایی - توضیحاتى که آقاى مخبر دادند راجع به اعتراضات آقاى دامغانى بنده را که متقاعد نکرد بنده هم با ایشان همعقیده هستم که باید سن سرباز از 25 سالگى باشد و بنده نمی‌خواهم توضیحاتى در این مسئله بدهم.

سن سرباز باید از 25 سال شروع شود و اشخاص 21 ساله هنوز اعضاى بدنىشان درست قرص و محکم نشده و نمى‌شود آنها را به خدمت نظامى واداشت و البته آقایان متوجه نکاتى هستند و بیش از این بنده نمى‌خواهم توضیح بدهم و باز مکرر عرض می‌کنم که سن 25 سالگى باشد نه 21 سالگى.

اعتراض دیگرى که آقاى دامغانى فرمودند این بود که اشخاصى که سن آنها از 21 سال متجاوز است مثلاً در سن 22 یا 27 هستند تکلیفشان چیست؟ آیا آنها را به خدمت نظامى می‌برند یا خیر؟ مطابق توضیحات آقاى مخبر آنها را به خدمت دعوت نمی‌کنند و این به عقیده من موجب یک فترتى در امور نظامى می‌شود.

+++

تدین - ابداً نمی‌شود

یاسایی - بنده حالا توضیح می‌دهم که ببینید می‌شود یا نه؟ مطابق این قانون شما می‌خواهید اصول نتیجه را الغاء کنید وقتى که الغاء کردید آن وقت موافق آن ترتیب باید رفتار کنید فرض بفرمایید سرباز دامغانى که الان سر خدمت است پانصد و بیست و پنج نفر مشغول خدمت هستند.

دوره خدمتشان 3 ساله است. دو سال و نیم گذشته است شش ماه دیگر مرخص می‌شوند. خوب حالا که مرخص شدند آن وقت شما می‌خواهید از دامغان و مطابق این قانون نظامى بگیرید. یعنى از اشخاص 21 ساله آیا آنها به درد فرونت و جنگ می‌خورند.

خیر. زیرا باید سرباز دورهاش را طى کند و بیرونش کند تا بتواند خدمات نظامى را انجام دهد. پس به عقیده بنده این مسئله موجب اختلال می‌شود و باید پیشبینى کرد و به عقیده بنده باید از اشخاصى که از 25 سال سنشان شروع می‌شود تا سى سال آنها به تدریج دعوت شوند تا این که به جاى افرادى که فعلاً مطابق بنیجه حاضر خدمت هستند بتوانند از اشخاص دیگرى کاملاً صلاحیت قشونى را دارا باشند تهیه کنند و الا اگر بنا باشد که یک عده اشخاص 21 ساله بیاورید وارد در نظام کنید بنده نمى‌دانم چه صورتى پیدا می‌کند.

رئیسالوزرا - این تعیین سنى که براى سربازى عمومى شده است حداکثری است که مطابق قوانین تمام دنیا منظور داشته‌ایم و در سایر نقاط در مواقع لزوم از 16 سالگى و 17 سالگى و در مواقع عادى از 18 سالگى سرباز می‌گیرند و 21 سال حداکثر است بالاتر از آن هم از نقطهنظر نظامى و صحى صلاح نیست.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - پیشنهادت‌ها قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد آقاى مدبرالملک: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده دو به جاى 21 سال 22 سال نوشته شود.

پیشنهاد آقاى میرزا آقا خان: نظر به این که دوره تحصیل را تمام نکرده لذا پیشنهاد می‌کنم از بیست و پنج سالگى شروع شود.

پیشنهاد آقاى محمدولى میرزا: پیشنهاد می‌کنم در ماده 2 از سن 20 سال باشد.

پیشنهاد آقاى تهرانى: این بنده پیشنهاد مى‌نمایم که عبارت به این طریق اصلاح شود که پس از تمام شدن بیست سال شمسى مدت سربازى شروع شود. الى آخر.

پیشنهاد آقاى کازرونى: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده دوم این طور اصلاح شود: سربازگیرى از سن 25 سالگى شروع می‌شود الى آخر

رئیس - ماده سوم قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 3 - ترتیب احضار هر یک از دوره‌هاى سهگانه مذکوره در ماده دوم مطابق نظامنامه تجهیزات عمومى وزارت جنگ معین خواهد شد و در مواقعى که تجهیز جزو احضار قسمتى از قشون را ضرورت ایجاب نماید از دوره احتیاط شروع و به پاسبان ختم خواهد شد.

رئیس - آقاى دامغانى (اجازه)

شریعتمدار دامغانى - عرضى ندارم

رئیس - آقاى یاسایی (اجازه)

یاسایی - عرضى ندارم

رئیس - آقاى تهرانى (اجازه)

آقا شیخ محمدعلى تهرانى - عرضى ندارم.

رئیس - آقاى دستغیب (اجازه)

دستغیب - عرضى ندارم

رئیس - مخالفى ندارد ماده چهارم (به شرح ذیل خوانده شد)

ماده 4 - مملکت ایران به 6 ناحیه سربازگیرى مطابق تشکیلات قشونى تقسیم مى‌گردد.

رئیس - مخالفى دارد؟

شریعتمدار دامغانى - بنده مخالفم

رئیس - بفرمایید

شریعتمدار دامغانى - البته این 6 ناحیه که در اینجا سربازگیرى فرض شده طورى نیست که سرباز‌هایی را که در محل می‌خواهند بگیرند همه را بیاورند. در آن ناحیه بایستى مأمورینى داشته باشند که حوزه‌هاى جزیی تشکیل بدهند که در همان حوزه‌هاى جزء سربازها را تهیه کنند و هر کس هم که قرعه به نام او آمد براى سربازگیرى جلب شود و بنده عقیده دارم که باید یک ضمیمه در این ماده باشد که مملکت ایران به شش ناحیه سربازگیرى مطابق تقسیمات قشونى فعلى تقسیم می‌شود و هر ناحیه نیز به حوزه‌هاى جزء تقسیم می‌گردد.

مخبر - این مسئله را که آقا فرمودند یک چیزى است طبیعى براى این که در اینجا نظامنامه که به مجلس نیاورده‌اند این قانون است و البته یک تیپت‌هاى مختلف در قشون هست. افواج مختلف، گروهانهاى مختلف. در نواحى سربازگیرى و در مرکز کل البته یک شعبات جزیی هم هست و این مربوط به نظامنامه است و به اینجا مربوط نیست.

جمعى از نمایندگان - مذاکرا ت کافى است.

رئیس - ماده 5 قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 5 - افراد قشونى در مراکز حوزه‌هاى سربازگیرى خود گرفته خواهند شد.

رئیس - آقاى دامغانى (اجازه)

شریعتمدار دامغانى - عرضى ندارم

رئیس - مخالفى ندارد؟

(گفته شد - خیر)

ماده 6 (این طور خوانده شد)

ماده 6 - مادامى که احتیاجات قشونى کمتر از میزان افرادى است که به سن سربازى داخل شده‌اند دولت هر ساله به قدر احتیاجات خود افراد لازم را با اصول قرعه از بین افراد واجد شرایط سربازى انتخاب مى‌نماید و آنهایی که قرعه به نامشان اصابت ننماید تا آخر دوره دوم جزو ذخیره محسوب خواهند شد و افراد ذخیره هر دو سال یک ماه براى مشق نظامى حاضر می‌شوند.

رئیس - آقای دامغانی (اجازه)

شریعتمدار دامغانى - اینجا تصریح می‌کند که اگر دولت به قدر افراد احتیاج به قشون نداشت به حکم قرعه یک عده را انتخاب مى‌کنند و یک عده را جزو ذخیره محسوب خواهد داشت. البته تصدیق مى‌شود که قرعه هیچ عاطفه ندارد و هیچ مرجحى هم در نظر نمی‌گیرد. ممکن است صد نفر باشند و ده نفر را دولت احتیاج داشته باشد آن وقت قرعه به نام یک ده نفرى بیرون بیاید که در نهایت فقر و پریشانى و تأهل باشند.

به عقیده بنده باید یک زحماتى قائل شد مثلاً اول باید دو قسمت کرد زندارها و عزب‌ها آنها را که زندار هسنتد مستثنى هستند و بین عزب‌ها قرعه بکشند بعد هم که اگر لازم شد بین اولاددارها و بىاولادها یک مرجحى باشد و در ضمن یک تشویقى هم شده باشد به این که مردم ازدواج نمایند و مثل حالا مردها و زن‌ها بلاتکلیف نباشند و بالاخره قرعه موقعى است که امر مشکل شود و هیچ مرجحاتى هم نباشد ولى در صورتى که یک مرجحى باشد البته باید عمل ترجیح کرد و قرعه آخرالدواء است.

مخبر - در این مسئله که آقاى دامغانى فرمودند البته موضوع قرعه خیلى قضایا را سهل می‌کند و بالاخره قرعه احتیاجات را تأمین می‌کند و عمومى هم نخواهد بود چون یک مسئلهای است که در این ماده اصلاح می‌شود و نزدیکتر است با نظر آقاى دامغانى و آن این است که اشخاصى که قرعه به نامشان اصابت نکرده باشد ازاد هستند و دو سال بعد باید بیایند و قرعه درباره آنها کشیده شود به این جهت نظریه آقا هم تأمین خواهد شد.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - پیشنهادها قرائت مى‌شود (به مضمون ذیل خوانده شد)

پیشنهاد آقاى مدرس: بنده بپیشنهاد مى‌کنم ماده ششم به طریق ذیل اصلاح شود:

مادامى که احتیاج قشونى کمتر از میزان افرادی است که به سن سربازى داخل شده‌اند دولت هر ساله به قدر احتیاجات خود افراد لازم را در صورتى که از معاینه آنها به قدر لزوم داوطلب کلاً یا بعضاً حاضر به خدمت نشوند الى آخر.

مدرس - اجازه مى‌فرمایید توضیح بدهم.

رئیس - حالا شور اول است پیشنهادها قرائت می‌شود و می‌رود در کمیسیون توضیح در شور دوم است.

پیشنهاد آقاى ضیاءالملک: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده 6 این طور اصلاح شود. بعد از هر دوسال سه ماه براى مشق نظامى حاضر مى‌شوند

رئیس - ماده 7 (به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 7 - در تمام مملکت ایران به موجب تصمیم هیئت وزرا و صدور فرمان همایونى از پانزدهم میزان هر سال تا آخر عقرب همان سال عمل سربازگیرى شروع و خاتمه خواهد یافت.

رئیس - آقاى دامغانى (اجازه)

شریعتمدار دامغانى - البته همه آقایان تصدیق می‌فرمایند که از پانزدهم میزان تا عقرب ابتداى سال فلاحتى و موقع زراعت است و باید مواد اولیه زندگانى در آن موقع تأمین شود شروع سربازگیرى از پانزدهم میزان تا پانزدهم عقرب تصور می‌کنم لطمه بزرگى به اصول فلاحت وارد آورد زیرا این سربازى داوطلبى نیست و اجباری است و البته مردم و زارعین و رعایا هم از این مسئله کراهت دارند و بین ارباب و مالکین و تزلزل پیدا می‌شود مالکین نمی‌دانند تکلیفشان چیست و رعیت آنها کیست و زارعین هم همین طور بلاتکلیف و بالاخره نتیجه این می‌شود که از اول میزان که موقع زراعت و بذرکارى است تا اول عقرب امور زراعتى معطل بماند به این جهت بنده معتقدم قبل از این موقع یعنى از پانزدهم اسد تا پانزدهم سنبله سربازگیرى شروع شود و خاتمه پیدا کند.

رئیس - آقاى آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب - بنده خیلى تعجب کردم از فرمایش آقاى دامغانى و خواستم به آقاى

+++

دامغانى عرض کنم که اگر شما می‌خواستید لااقل ملاحظه رعایا را بکنید پیشنهاد کنید از اول جدى این کار را بکنند زیرا موقع زمستان است رعایا کار ندارند و توى خانهشان نشسته‌اند نه این که اسد را که وقت کار و زحمت و تحصیل معیشت است بفرمایید پس معلوم می‌شود که این نکته را در نظر نگرفته‌اید حالا آن چیزى را که دولت پیشنهاد کرده است بنده موافقم چرا؟ براى این که خرمن تا میزان آنچه باشد به دست آمده است و خودتان مى‌دانید که سنبله موقع تخم کاشتن و شخم زدن است همه رعیت هستیم و اطلاع داریم.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - ماده 8 قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 8 - هر سال در ابتداى حمل در شعبه سربازگیرى هر ناحیه قشونى صورتى از کلیه افرادى که در آن سال به سن سربازى مى‌رسند و در ثبت حوزه‌هاى جزا می‌باشند از دفتر کل نفوس آن ناحیه استخراج و صورت عده نفراتى که در آن سال باید گرفته شود به اضافه صدى 20 به جهت معافى و فرارى براى رؤساى حوزه‌هاى جزء و یک نسخه دیگر به وزارت جنگ ارسال می‌گردد

رئیس - آقاى دامغانى (اجازه)

شریعتمدار دامغانى - عرضى ندارم‏

رئیس - مخافى ندارد؟

(گفته شد - خیر)

رئیس - پیشنهاد آقاى ضیاءالواعظین (این طور خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که جمله (به جهت معافى و فرارى) در آخر سطر چهارم از ماده 8 حذف شود.

رئیس - آقاى مدرس پیشنهاد کرده‌اند جلسه را ختم کنیم

بعضى از نمایندگان - ماده نهم را هم بخوانند که یک فصل تمام شده باشد.

مدرس - بسیار خوب قبول می‌کنم

رئیس - ماده نهم قرائت می‌شود: (به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 9 - پس از آن که اوامر وزارت جنگ به امراى لشکر و مأمورین سربازگیرى برسد مأمورین مزبور با صاحبمنصبان ساخلو که براى هر حوزه جزو معین شده‌اند با دفاتر مزبوره در ماده 8 به مراکز خود رفته به اطلاع مأمورین کشورى اسامى کلیه افرادى را که داخل سن سربازى شده و در آن حوزه حضور دارند یا مسافرت کرده باشند از دفتر نفوس استخراج و حاضرین را به محل سربازگیرى و مجلس قرعه احضار نمایند به استثناى مسافرین و اشخاص علیل غیر قادر به حرکت که باید کدخداى محل پدر یا برادر یا یکى از بستگان ذکور آنها را در مجلس قرعه حاضر نمایند.

وزیر فواعد عامه - این ماده محتاج به یک اصلاح عبارتى است باید نوشته شود. پس از صدور اوامر وزارت جنگ مأمورین سربازگیرى الى آخر. آن قسمت امراى لشکر و مأمورین باید حذف شود. چون اینها عملیاتى است که مربوط به نظامنامه است و یک اصلاح دیگرى هم در این ماده لازم است بشود. کلیه افرادى که داخل سن سربازى شده باید اضافه شود و همچنین اشخاصى را که در دو سال قبل بر حسب قرعه از خدمت معاف شده‌اند چون این ماده مربوط است به آن ماده 5 که فعلاً گذشت چون مطابق آن ماده این طور بود هر کس که همان سال از قرعه معاف شد دیگر متعرض او نباید بشوند و در صورتى که مقصود این نبود و مقصود این بود که دو سال بعد در جزو کسانى که باید نسبت به آن‌ها قرعه کشیده شود حاضر باشند و این ماده هم چون مربوط به آن ماده است باید اصلاح شود و این اصلاحات را هم چون آقاى مخبر کمیسیون شرکت داشته و دارند در کمیسیون اصلاح خواهند فرمود.

رئیس - آقاى دامغانى (اجازه)

شریعتمدار دامغانى - عرضى ندارم

رئیس - آقاى تهرانى (اجازه)

آقا شیخ محمدعلى تهرانى - عرضى ندارم.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - پیشنهادت‌ها قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى میرزا آقا خان: بنده پیشنهاد می‌کنم به جاى ساخلو (حاضر خدمت) نوشته شود.

پیشنهاد آقاى اخگر: بنده پیشنهاد می‌کنم عبارت صاحبمنصبان ساخلو به عبارت (صاحبمنصبان نگهبان) تبدیل شود.

رئیس - جلسه آتیه روز شنبه: دستور اولاً خبر کمیسیون بودجه راجع به دوازده نفر بلژیکى.

مشار اعظم - بنده اجازه خواسته‌ام

رئیس - بلى مى‌دانم عرض مى‌کنم اگر تصویب فرمودید تغییر می‌دهیم. بعد جمعى پیشنهاد کرده‌اند که 2 فقره خبر کمیسیون تجدید نظر در قانون استخدام کشورى نسبت به مواد تفسیرى که از طرف وزارت مالیه پیشنهاد شده است و راپورت کمیسیون معارف راجع به حقالتدریس مستخدمین دولتى در مدارس بعد آقاى حائرىزاده پیشنهاد کرده‌اند قانون بلدیه جزو دستور جلسه آتیه شود. نسبت به 13 نفر بلژیکى که مخالفى نیست؟

آقا سید یعقوب - بنده مخالفم

رئیس - بفرمایید.

آقا سید یعقوب - مکرر در این مجلس صحبت شده است که دستور مجلس و تعیین آن با خود مجلس است بنده معتقدم این قانون اجبارى که یک فصلش گذشته است این قانون را تمام کنیم و بعر داخل در قسمت‌هاى دیگر شویم.

رئیس - آقاى تدین (اجازه)

تدین - اولاً نسبت به راپورت کمیسیون بودجه در همین جلسه پیشنهاد آقاى مدرس اصلاح شد و همه آقایان تصویب کردند در ظرف یک ساعت که نمى‌شود تغییر رأى داد بنابراین بنده تصور می‌کنم محتاج به رأى جدید نباشد و اما آن قسمت دیگر راجع به تفسیر دو ماده است که از طرف وزارت مالیه پیشنهاد شده و یکى هم شرح قانونى از طرف آقایان نمایندگان در اینجا تنظیم شده است که راجع به قسمت حقالتدریس معلمین است و به کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع شده و تصور می‌کنم چندان وقتى هم لازم نخواهد داشت لهذا معتقدم این هم بعد از راپورت کمیسیون بودجه مطرح شود.

محمد‌هاشم میرزا شیخ‌الرئیس - بنده مخالفم.

تدین - حالا لازم نیست عصبانى بشوید و رأى ندهید.

رئیس - چون عده کافى نیست جلسه را ختم می‌کنم.

(مجلس یک ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس - مجلس شوراى ملى مؤتمنالملک‏

منشى - علىاقبالالممالک‏

منشى - معظم‌السلطان‏

+++

یادداشت ها
Parameter:292670!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)