29 مرداد 1396 11:41:07
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

جلسه: 155 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم خرداد ماه 1330  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور - آقایان: امامى‌اهرى - آزاد - گنجه و معاون نخست وزیر

3 - طرح گزارش کمیسیون کشور راجع به اصلاح 2 ماده از قانون تشکیل شهرداری‌ها و انجمن شهر.

4 - ختم جلسه به عنوان تنفس‏


مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 155

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم خرداد ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور - آقایان: امامى‌اهرى - آزاد - گنجه و معاون نخست وزیر

3 - طرح گزارش کمیسیون کشور راجع به اصلاح 2 ماده از قانون تشکیل شهرداری‌ها و انجمن شهر.

4 - ختم جلسه به عنوان تنفس‏

 

مجلس ساعت 9 و چهل پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى نورالدین امامى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

نایب رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت مى‌شود.

غایبین با اجازه آقایان، یوسف شکرایى. شکرالله صفوى. هدایت‌الله پالیزى. محمدعلى مسعودى. آرام بوداغیان. عبدالحسین مجتهدى. منوچهر تیمورتاش. دکتر مجتهدى. دکتر سید امامى. پناهى قاسم فولادوند. ثقةالاسلامى. خزیمه علم‏

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز محمودى. قبادیان. منصف. قهرمان. دکتر طبا. تولیت. ابتهاج. شهاب خسروانى. رضوى. پیراسته. طباطبایى. جواد مسعودى.

دیرآمدگان با اجازه آقایان: دکتر علوى. دکتر جلالى. اسلامى. گودرزى. مرتضى حکمت. عرب شیبانى.

دیرآمدگان بى‌اجازه آقایان: برومند هراتى. حسن اکبر. ارباب. کهبد. امیر افشارى.

نایب رئیس - آقاى حاذقى نسبت به غایبین فرمایشى دارید؟ (حاذقى - نسبت به صورت جلسه) بفرمایید.

حاذقى - عرض کنم که در ضمن عرایضم بنده در جلسه گذشته توضیحى دادم که اینجا اصلاً حذف شده است عرض کردم که این کمیسیونى که براى پیش‌بینى‌هاى لازم و براى جلوگیرى از نظایر سال‌هاى گذشته راجع به حجاج ایرانى تشکیل شده بود نظامنامه‌اى تهیه نموده و به دولت داده هرچه زودتر باید دولت تصمیم خودش را راجع به این گزارش و آیین‌نامه اتخاذ کند و این را از 15 رمضان به موقع اجرا بگذارد و اگر به تأخیر بیندازد و باز هم نظایر آن گرفتاری‌هاى سنوات گذشته تکرار شود نمایندگان مجلس البته حق اعتراض‌شان محفوظ است که اعتراض بکنند این موضوع اصلاً نوشته نشده است‏.

نایب رئیس - اصلاح می‌شود آقاى صدرزاده‏

صدرزاده - یک اصلاحاتى است در نطق بنده که می‌دهم به تندنویسى اصلاح کنند ضمناً خواستم عرض کنم و یک تذکرى به مقام ریاست عرض کنم و آن این است که دستور جلسات براى 15 روز تعیین شود و مقرر بفرمایید که در هر جلسه نسبت به آن مسئله‌اى که مطرح و رسیدگى مى‌شود تابلو نصب شود که اشخاصى که مى‌خواهند و در آن موضوع علاقمند هستند به عنوان مخالف یا موافق صحبت کنند می‌توانند اسم‌نویسى کنند نه این که تمام دستور در یک صورت نوشته شود که چون اشخاص مطلع نمی‌شوند نمى‌توانند در قسمتى از دستور که مورد علاقه‌شان است ثبت‌نام کنند.

نایب رئیس - این فرمایش آقا عملى نیست چون ممکن است در یک روز 4 قانون طرح بشورد و به تصویب برسد طبق نظامنامه براى 15 روز در هیئت رئیسه دستور تعیین مى‌شود تابلوهایش هم نصب می‌شود و آقایان هم باید توجه به این قسمت بفرمایند.

صدر‌زاده - اقلاً روزى که نصب می‌شود آن روز را اعلام کنند.

نایب رئیس - آقاى ارباب‏

ارباب - اسم بنده را جزو دیر‌آمدگان نوشته بودند در حالى که دیر نیامده بودم ممکن است زودتر بنده حاضر بشوم اما دیر نمى‌آیم.

نایب رئیس - آقاى امینى‏

امینى - اشتباهاتى که در عرایض من هست البته یاداشت کردم و به تندنویسى می‌دهم اما در جلسه گذشته که موضوع سؤال مطرح بود بنده عرض کردم که سؤال جزء دستور است و جلسه فوق‌العاده لازم ندارد و حالا هم دو مرتبه تکرار می‌کنم استدعا می‌کنم بفرمایید وزرا بیایند جواب بدهند چون احتیاجى به جلسه فوق‌العاده ندارد.

نایب رئیس - اگر آقایان موافقت بفرمایند جلسه سه‌شنبه را اختصاص به سؤال بدهیم که سؤالات مطرح شود.

آزاد - نه آقا قبل از دستور صحبت داریم.

نایب رئیس - روز سه‌شنبه را عرض کردم موافقت بفرمایید به سؤالات اختصاص داده شود.

ارباب - روز سه‌شنبه دولت یک توجهى به سؤالات بکند که این دستگاه زنگ زده آن قدر اسباب زحمت مردم نشود.

نایب رئیس - آقاى ارباب بى‌اجازه صحبت نکنید نسبت به صورت مجلس دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: امامى‌اهرى -آزاد - گنجه و معاون نخست وزیر

نایب رئیس - آقاى امامى‌اهرى‏

امامى‌اهرى - شب پنجشنبه 16 خرداد رادیو لندن خبرى منتشر کرد که فرداى آن در اغلب جراید و روزنامه‌جات ضمن اخبار خارجه درج شد که براى هر فرد ایرانى فوق‌العاده حائز اهمیت است و آن عبارت از پذیرفته

+++

شدن عرض حال دولت انگلستان است در دادگاه بین‌المللى لاهه علیه دولت ایران در مودر ملى کردن صنعت نفت- راجع به اصل موضوع یعنى ملى کردن صنعت نفت به انداز کافى صحبت شده و قانونى از مجلسین گذشته و به توشیح ملوکانه نیز رسیده و ازکان قانونى آن تمام شده و به صورت یک قانون لازم‌الاجرا در آمده و صحبت در اطراف آن که اینک دولت و هیئت مختلط مشغول اجراى قانون مزبور هستند مورد ندارد جز تقاضاى تسریع در اجراى قانون و جلوگیرى از هر گونه مماطله و مسامحه در این امر حیاتى ملى موضوعى که حالا باید مورد بحث دقیق قرار گرفته و در صورت اقتضا جواب لازم به آن داده شود و تسلیم نبودن ملت ایران به تصمیم متخذه از طرف دیوان لاهه اعلام شود عبارت است از پذیرفته شدن دادخواست دولت انگلستان- ادعاى دولت انگلستان مبنى بر این که دولت ایران با اجراى قانون ملى کردن صنعت نفت در ایران با قوانین و موازین بین‌المللى مخالفت کرده و یک قرارداد بین‌المللى را نقض کرده بى‌اساس و غیر منطقى است زیرا اصل ملى کردن یک صنعت یا صنایع دیگر ارتباطى با قوانین بین‌المللى نداشته و یکى از اختیارات قانونى هر دولت مستقل و خودمختار بوده و دول متمدن جهان این اصل را به عنوان یک قانون بین‌المللى قبول کرده‌اند و ادعاى دولت انگلستان حتى با نظریه خود دولت مزبور که در موارد عدیده ابراز داشته مبنى بر این که هر دولت براى تأمین آسایش و سعادت ملت خود می‌تواند حتى به مصادره اموال خارجی‌ها مبادرت کند منتها با این شرط که خسارات وارده را به طرف بپردازد مخالف می‌باشد فوق‌العاده عجیب است که دولت انگلستان در کشور خود براى تأمین آسایش و سعادت اهالى و بالا بردن سطح زندگى آنها اصل ملى کردن صنایع را مانند صنعت فولاد و غیره قبول کرده و به موقع اجرا در آورده است عملى شدن ماده 298 قرارداد ورساى دائر بر مصادره اموال و افراد بیگانه را با جبران خسارات وارده براى امضا کنندگان قرارداد مزبور قبول کرده و به ملى شدن اموال اتباع خود در لهستان و یوگسلاوى و غیره تسلیم شده ولى چرا به عمل دولت ایران که حاکى از حقوق حاکمیت هر دولت بر منابع خویش می‌باشد و از مختصات یک دولت مستقل و خودمختار است ایراد و اعتراض دارد نمى‌فهمم و متعجبم و مثل آن یکى دیگر که مى‌گوید مرگ خوب است اما براى همسایه واقعاً مصداق مثل ایرانى یک بام و دو هوا را به طور محسوس در این مورد نمایان ساخته است.

در مورد ادعاى دیگر دولت انگلستان مبنى بر صالح دانستن دیوان دادرسى لاهه هم باید عرض کنم که یکى از موارد صلاحیت دادگاه مزبور هنگامى است که طرفین به میل خود به دادگاه متظلم شده و تقاضاى رسیدگى نمایند و در این مورد نه تنها از طرف دولت ایران چنین تقاضایى نشده بلکه صراحتاً اظهار مخالف شده و عدم صلاحیت دیوان مزبور در رسیدگى به شکایت دولت انگلستان اعلام شده و در قرارداد بین ایران و شرکت نفت نیز ماده‌اى که متضمن رجوع اجبارى به دادگاه را پیش‌بینى کرده باشد وجود ندارد و فرضاً هم قسمت مهم سهام شرکت نفت را دولت انگلیس خریده باشد و این عمل دولت انگلیس هم مبطل امتیاز قرارداد شرکت نفت نباشد چون با اطلاع و تصویب و رضاى دولت ایران نبوده است لااقل هیچ‌گونه تأثیرى از لحاظ حقوق ما نداشته و ایجاد حق براى دولت انگلستان و نتیجه ایجاد صلاحیت براى دیوان لاهه نخواهد کرد و دولت و ملت ایران صراحتاً و جداً با احاله رسیدگى امر اختلاف با شرکت نفت به دیوان لاهه مخالف بوده و دیوان مزبور را در این باب غیر صالح می‌داند و بعضى این عقیده را دارند که دولت ایران بهترین اقدامى‌که می‌تواند در این مورد بکند این است که اصلاً به طور کلى کناره‌گیرى خودش را از دیوان لاهه اعلام کند به هر حال دولت به هیچ دولت بیگانه و به هیچ عنوان اجازه مداخله در امور داخلى خود را نخواهد داد منتها چون مطلب به اینجا رسید این نکته را هم باید متذکر باشم که کشور ما در تاریخ چند هزار ساله خود فراز و نشیب‌هاى زیاد دیده و گرفتار جزر و مدهاى فراوان بوده است ولى از این پیش آمده نتیجه‌اى که متضمن یک انقلاب ایده‌آلى و فلسفى و فکرى باشد کم‌تر گرفته در ازمنه اخیر فقط نهضت مشروطیت است که یک انقلاب فکرى که آزادى ملت را در برداشته به وجود آورده و اینک این نهضت بزرگ ملى است که اساس یک تحول عظیم اجتماعى را براى ملت ایران پى‌ریزى می‌نماید و یکى از آثار مترتبه این امر وحدت و اتفاق بى‌سابقه‌ای است که بین مردم ایجاد شده و واقعاً ملت ایران رشد سیاسى و اجتماعى خود را در این باره به حد کمال بروز داده و بر‌خلاف اجانب یا بعضى اشخاص کوته‌نظر که در گذشته و حال اصرار داشته‌اند منکر احساسات و افکار عامه شوند وجود افکار عمومى را به منصه ظهور رسانده‌اند (صحیح است) ما هم به تبعیت از همین افکار عمومى حداکثر پشتیبانى و حمایت خود را از دولت جناب دکتر مصدق اعلام داشته‌ایم و حالا هم بر سر پیمان خود ایستاده‌ایم و آروزمندیم که آقاى دکتر مصدق حداکثر تسریع را در اجراى قانون مبذول داشته و ملت ایران را از انتظار بیرون آورده و آروزى ملت را بر آورد و هر چند هدف بسیار مقدسى در پیش داشته و انجام مسئولیت بسیار سنگینى را تقبل کرده‌اند اما باز هم باید عرض کنم که انتظارات ملت ایران از کابینه ایشان خیلى بالاتر از اینها بوده و هست من الان با ضیق وقت در مقام تشریح گرفتاری‌ها و بدبختی‌هاى مردم نیستم جایی که دوست و دشمن و خودى و بیگانه بدبختى و فقر و مذلت و بیچارگى توده ملت را تصدیق مى‌نماید جایى که مخبرین خارجى که دو روز به ایران آمده و مطالعه سطحى مى‌کنند مى‌نویسند اکثریت ملت ایران فاقد بدوى‌ترین وسایل زندگى است با قید این نکته که زارعین ایرانى به هیچ‌وجه سعادتمند نبوده و از وضع خود ناراضى هستند و فعلاً براى یک لقمه نان بخور و نمیر فعالیت مى‌کنند و امیدى به پیشرفت ندارند یا فقر و هرج و مرج داخلى رو به توسعه و تزاید است براى جنابعالى آقاى نخست وزیر که نیستند ولى طرف خطاب من ایشان هستندکه در نطق‌هاى متعدد تاریخى خود به حد اکمل این بدبختى‌ها را تشریح کرده‌اید و به خوبى می‌دانید ملت ایران از شما چه مى‌خواهد بیان این قبیل مطالب زاید است ملت ایران از شما انتظار داشت از وضع حاضر از این وحدت کلمه از این هماهنگى که براى کم‌ترین رجل سیاسى ایران تا کنون پیش آمده حداکثر استفاده را کرده و یک نهضت اصلاح‌طلبانه ایجاد کنید و اساس این تشکیلات فاسد را به هم بریزید سازمان ادارى فعلى ما را زیر و زبر کنید و الّا فرضاض هم که توانستید سالیانه مبالغ متنابهى پوند طلا از عواید نفت ایران تحصیل ‏کنید آیا تردیدى دارید که مثل پول‌هایى که از این ملت بدبخت ستمدیده گرفته شده به مصرف عیاشى و ولگردى و خوش‌گذرانى نور‌چشمى‌ها نخواهد رسید. آقایان والله بنشینید یک فکر اساسى به حال زار ملت و مملکت بکنید با فحش دادن و حمله کردن به فلان شخص یا دولت بیگانه کار ما اصلاح نمى‌شود (صحیح است) امروز از این ملت بیچاره متجاوز از یک میلیارد تومان مالیات گرفته مى‌شود. تعمدى هم هست که از طبقه پایین نشود بر اثر این که دولت ما نقشه ندارد بدبختانه همان نتیجه گرفته می‌شود که اگر تعمدى نبود بر این که هیچ‌گونه اصلاحى به عمل نیاید آقا تا کى این ملت بدبخت قند کیلویى دو سه ریال را در بیست ریال مصرف کند؟ والله شانه ملت زیر بار تحمیلات و ناملایمات خورد شده است نشان دادن زاغه‌هاى جنوب شهر را به مخبرین خارجى به عنوان مظالم شرکت سابق نفت بنده هم تعمداً قبول می‌کنم ولى آقایان بیایید در پیشگاه ملت ملتى که با وجود عدم بضاعت و توانایى یک میلیارد تومان مالیات می‌دهد اعتراف کنیم اعتراف تلخى بکنیم و بگوییم اى ملت نجیب بیچاره همه این وجوهى که از تو گرفته مى‌شود صرف تشکیلات پرسنلى عریض و طویل بى‌ربط و غیر مفید ادارات می‌شود (صحیح است) که غالباض نقاط حساس آن را هم آقازاده‌ها و نورچشمى‌ها و پسرخاله گرفته‌اند با مخارج سنگینى در نقاط مختلفه کشور دانشکده تأسیس کرده‌ایم ولى با وجود شکایات و درخواست‌هاى مردم و دانشجویان و تذکرات مکرر اشخاص علاقمند براى رفع نواقص اقدام نمی‌شود آقایانى که از تبریز تشریف آورده‌اند می‌دانند و اطلاعات کافى دارند که دانشکده تبریز درست شده است آنها تقاضاهاى خیلى مختصرى دارند با استخدام چند نفر استاد خارجى یا داخلى ایجاد یک لابراتور فرضاً نواقص آنها برطرف می‌شود و آن نتیجه‌اى که باید از این زحمات گرفته می‌شود ولى بدبختانه هر چه گفته می‌شود اثرى ندارد ضمناً متأسفم که بعضى از آقایان گاهى پیشنهاد بر چیدن این دانشکده‌ها را می‌فرمایند که ما کاملاً با این قسمت مخالفیم و معتقدیم که حتى‌المقدور باید تکمیل شود (صحیح است) در سال گذشته از طرف سازمان برنامه و وزارت راه در نقاط مختلفه کشور منجمله در آذربایجان راه‌هاى دائر را کنار گذاشته و حتى از تعمیر آن هم در عرض این مدت خوددارى کرده و به قول خودشان درصدد ایجاد راه‌هاى اساسى برآمده‌اند بسیار خوب آخرین آرزوى ما هم این است که راه‌هایى مطابق اصول صحیح پیدا بکنیم ولى نصف راه‌ها از خاکریزى و پل‌سازى و غیره انجام شده که نصف دیگر آن هم امسال درست شده و قابل استفاده گردد ( امینى - کجا را درست کرده‌اند؟) ولى بدبختانه تا کنون جزیى‌ترین قدمى در این راه برداشته نشده و مدت خیلى کمى از فصل مناسب این قبیل امور بیش‌تر نمانده است و نتیجه که گرفته شده یا می‌شود می‌دانید چیست راه‌هاى سابق بر اثر عدم مراقبت و تأمین از بین رفته و راه‌هاى اساسى هم اصلاح و تکمیل نشده است و نتیجه که عاید ملت بیچاره شده یا بى‌راهى یابد راهى است عرایض بنده تمام نشد ولى چون وقت تمام شده است خاتمه می‌دهم.

نائب رئیس - آقاى آزاد

آزاد - من عادت نداشتم تا به حال وقتى که پشت تریبون می‌آیم کاغذ بنویسم و بخوانم ولى چون مى‌بینم مطالبى که گوینده در پشت تریبون اظهار می‌کند براى مردم همان مطالبى است که

+++

روزنامه‌ها می‌نویسند روزنامه‌ها هم نمی‌توانند آن طورى که ناطق پشت تریبون صحبت مى‌کند تمام مطالب را یادداشت کنند و اغلب نطق‌ها در جراید سر و دست شکسته طبع و توزیع می‌شود و مردم خیال می‌کنند آن چیزى را که ناطق صحبت کرده است همان‌هایى است که در روزنامه‌ها نوشته‌اند بنابراین امروز براى اولین مرتبه مطالبى را می‌خواهم عرض کنم نوشته‌ام و قرائت می‌کنم‏.

آقایان می‌دانند که من عضو جبهه ملى و فراکسیون وطن بودم و مدتى با آقاى دکتر مصدق و سایر اعضای جبهه ملى همکارى مى‌کردم و روزى که آقاى دکتر مصدق کابینه خود را معرفى کردند من رأى به کابینه ایشان نداده و بعد از فراکسیون وطن استعفا کردم .... (حاذقى - کم لطفى فرمودید)

در اطراف استعفاى من تعبیر و تفسیر‌هاى زیادى شد که هیچ یک با حقیقت وفق نمی‌داد و من حالا مختصراً توضیح می‌دهم.

روزی که آقاى دکتر مصدق تمایل گرفت ما را به خانه خود دعوت کرد اعضای جبهه ملى حضور پیدا کردند در اطراف تشکیل کابینه بحث شد چند نفر گفتند آقاى دکتر را در انتخاب اعضای کابینه آزاد بگذاریم.

این چند نفر شبیه به متولیان سابق مجلس بودند که وقتى نخست وزیرى انتخاب می‌شد محرمانه با او زد و بند می‌کردند بعد به سایر و کلامى‌گفتند نباید در انتخاب اعضای کابینه دخالت کرد دست نخست وزیر را آزاد بگذارید.

فقط چهار نفر با این نظر مخالف بودند یکى من و سه نفر دیگر آقایان ملکى- جلالى نائینى و دکتر فاطمى بودند من به آقاى دکتر مصدق گفتم شخصیتى که شما امروز پیدا کرده‌اید غیر از شخصیت چند سال قبل است دو سال قبل دویست نفر عقیده داشتند امروز در سراسر ایران شهرت پیدا کرده‌اید بلکه شخصیت بین‌المللى پیدا کرده‌اید.

این شخصیتى که امروز دارید به واسطه این است که من و سه هزار نفر عضو حزب استقلال پشت سر شما هستیم (حاذقى - چند نفر) (شوشترى - به شما چه) این شخصیت امروز شما در نتیجه این است که آقاى کاشانى با چند هزار نفر پیرو از شما حمایت می‌کند. این شخصیت امروز شما براى این است که حزب ایران و اعضای جبهه ملى پشت سر شما هستند. اگر شما می‌خواهید که شخصیت شما محترم بماند باید این دسته‌جات را راضى کنید و نظریات آنها را محترم شمارید.

شما مثل بعضى از نخست وزیرها نباشید که با کمک چند نفر از دوستان روى کار می‌آیند بعد دوستان را فراموش کرده دنبال مخالفین می‌روند مخالف می‌روند مخالف موافق نمی‌شود دوستان هم می‌رنجند و آن نخست وزیر از سر به زمین مى‌خورد صلاح شما در این است که دو نفر از حزب استقلال دو نفر از دوستان آقاى کاشانى دو نفر از حزب ایران دو نفر هم از جبهه ملى در کابینه داخل کنید که افراد این جمعیت‌ها و احزاب براى وزرا خودشان که در کابینه هستند از کابینه پشتیبانى کنند براى انتخاب چند وزیر دیگر هم آزاد باشید .... (فرامرزى - آقاى آزاد ما هم کمک کردیم سهم داریم) آقاى مکى قرقر کرد بیرون رفت اسم یک نفر هم برده شد بعد من به آقاى دکتر مصدق گفتم من پیش‌بینى می‌کنم که شما اعضای کابینه خودتان را از قبیل مصطفى فاتح انتخاب کنید با تعرض خارج شدم کابینه را که معرفى کردند دیدم پیش‌بینى من درست بود لذا نتوانستم به کابینه رأى بدهم زیرا من معتقد هستم که بدبختى کشور ایران در اثر اعمال نفوذ خارجى است وقتى که مى‌بینیم در کابینه‌اى یک نفر یا بیش‌تر عمال اجنبى عضویت دارند من اصولاً و بر‌خلاف معتقدات خود نمى‌توانم عمل کنم و باید با بیگانه‌پرستان مبارزه کنم مخصوصاً که این کابینه کابینه‌اى بود که براى خلع ید از کمپانى سابق نفت تشکیل شده بود من تعجب کردم که چگونه با دست بعضى از عمال انگلیسى مى‌خواهند خلع ید از کمپانى انگلیسى کنند (صحیح است) این قضیه شبیه به این است که دولتى بخواهد با انگلیس‌ها جنگ کند سرباز و قشونى که براى جنگ حاضر می‌کند افسر و سرباز انگلیسى باشد مدعى شود که من با سرباز و افسر انگلیسى مى‌خواهم انگلستان را مغلوب کنم.

مطلب دوم من راجع به موضوع نفت است این مطلب شامل 3 قسمت است‏

قسمت اول - مبارزاتى که ملت ایران از چندین سال قبل راجع به لغو قراردادها و استیفاى حق خود نموده است.

قسمت دوم - جریان عمل نفت است که منتها به ملى شدن صنعت نفت است .... (صحیح است)

قسمت سوم - مسامحه دولت است در اجراى قانون ملى شدن صنعت نفت‏

آقایان مسبوقند که موضوع استخراج نفت جنوب و کمپانى سابق موضوعى بود که از سالیان دراز ملت ایران به آن ابراز علاقه می‌کرد و در نتیجه همان ابراز علاقه بود که در سال 1311 دولت دیکتاتورى وقت از آن سوء‌استفاده کرده قرارداد دارسى را لغو و بعد قرارداد 1312 را براى مدت 93 سال منعقد نمود.

پس از قضیه شهریور علاقه ملت ایران به الغاى قرارداد نفت جنوب و استیفاى کامل از منابع آن شدیدتر گردید و هر کسى به سهم خود در روزنامه‌ها در مجالس و محافل و در مجلس شوراى ملى وارد مبارزه گردید شدیدترین مبارزات را در سال‌هاى اخیر حزب استقلال نمود حزب استقلال در روزنامه آزاد که ناشر افکار بود مقالات عدیده نوشت، چندین مرتبه میتینگ‌هاى سیار و ثابت داد حتى شعارهایى تحت عنوان این که نفت خون ملت ایران است 48 سال مکیدن این خون کافى است قرارداد 1933 باید لغو شود که الان هم آن تابلو به نظر آقایان می‌رسد روزها در خیابان‌ها به گردش در آورده بود در حادثه 15 به همین انگلیس‌ها که خیلى از عملیات حزب استقلال عصبانى بودند و الّا نژاد عضو حزب استقلال که فعالیت شدیدى علیه نفت می‌کرد به بهانه این که در روزنامه آزاد مقاله نوشته یک سال و نیم به وسیله محکمه نظامى محکوم به حبس نمودند.

من تا امروز یک کلمه راجع به فعالیت حزب استقلال درباره الغاى قرارداد 1933 و ملى شدن صنعت نفت چیزى نگفته‌ام خجالت هم می‌کشم که چیزى در این باره بگویم زیرا معتقدم اگر کسى وظیفه مذهبى یا ملى خود را انجام داد منتى بر دیگرى ندارد یک نفر که مدعى است مسلمان است اگر نماز خواند و روزه گرفت حق ندارد منت سر مردم بگذارد و هر ساعت به مردم بگوید من نماز می‌خوانم و روزه مى‌گیرم هر کس مسلمان است وظیفه دارد روزه بگیرد و نماز بخواند اگر روزه نگرفت و نماز نخواند مرتکب گناه شده است.

یک مردى که در کشورى زندگانى مى‌کند وظیفه دارد از منافع کشورش در مقابل بیگانه دفاع کند اگر دفاع کرد وظیفه معمولى خود را انجام داده است اگر نکرد مرد بی‌شرف و نامرد است. (صحیح است)

متأسفانه مى‌بینم چند نفر که درباره نفت مذاکراتى کرده‌اند هروز این عمل را به سر مردم می‌زنند و مسئله نفت را براى خود دکانى قرار داده‌اند.

آقایان می‌دانند در مسئله نفت تمام ملت ایران همت گماشت و در این اقدام تمام مردم سهیم و شریکند و مخصوص دسته معینى نیست و اگر کسى براى منافع کشورش اقدامى بکند و بعد او را همه روزه به سر مردم بزند آدم دنى‌الطبع و پستى است و امیدوارم حوادث در این دکان را ببندد. (صحیح است)

موضوع دیگر جریان ملى شدن صنعت نفت است (صحیح است) جریان ملى شدن نفت در اول به این صورت نبود به خاطر دارم روزنامه شاهد در مقالات اساسى خود نوشته بود اگر انگلیس‌ها نصف درآمد نفت را به ما بدهند این بزرگ‌ترین موفقیت براى ما خواهد بود.

خود من یک روز با آقاى دکتر مصدق راجع به الغاى قرارداد 1933 صحبت کردم گفتند آقا مگر مى‌شود قرارداد را لغو ولى پس از آن که حزب استقلال اعلامیه‌اى صادر کرد که قرارداد نفت باید لغو شود و من اعلامیه را در مجلس قرائت کردم و آقاى جمال امامى‌گفتند این عقیده رفقاى شما هم هست یا خیر و من گفتم این عقیده حزب استقلال است (صحیح است) متدرجاً موضوع نفت به صورت ملى شدن درآمد و کمیسیون مجلس این نظریه را تأیید کرد.

راجع به خلع ید- آقاى دکتر مصدق عقیده به خلع ید نداشت ایشان در روز دوشنبه دوم اردیبهشت 30 در فراکسیون وطن موادى را پیشنهاد کرده و در کاغذى ماشین شده به هر یک از ما نسخه‌اى دادند که در روزنامه اطلاعات شماره 7500 هم چاپ شده به قرار زیر است ..

« پروژه اول »

( این متعلق به آقاى دکتر مصدق است)

1 - هیئتى مرکب از چهار نفر نمایندگان مجلس سنا و چهار نفر از نمایندگان مجلس شورای ملى و وزرای مالیه دادگسترى- اقتصاد ملى و مدیر کل بانک ایران به نام هیئت تصفیه براى اجراى قانون ملى شدن صنعت نفت تشکیل می‌شود ..

2 - براى بهره‌بردارى فورى و بلاتأخیر از منابع نفت جنوب هیئت مزبور مکلف است چند درصد از عیدات جارى را براى تأمین مدعى به شرکت صاحب امتیاز سابق در بانک ملى ایران یا بانک مرضى‌الطرفین دیگر ودیعه گذارد.

در این ماده دوم به هیچ‌وجه اسمى از تاریخ خلع ید برده نشده (فرهودى - نوشته شده بهره‌بردارى فورى) بهره بردارى غیر از خلع ید است بگذارید کسانى که اطلاع ندارند ین حرف‌ها را بزنند.

3 - هیئت تصفیه مکلف است دعاوى حقه دولت و همچنین دعاوى حقه شرکت صاحب امتیاز سابق رسیدگى نموده نظریات خود را به مجلسین گزارش دهد و پس از تصویب مجلسین گزارش دهد و پس ازتصویب مجلسین به موقع اجرا گذارد.

4 - براى تبدیل تدریجى متخصصین خارجى به متخصین ایرانى هیئت تصفیه مکلف است آیین‌نامه اعزام یک عده محصل جامع‌الشرایط را که در هر سال براى فرا گرفتن رشته‌هاى مختلف معلومات و تجربیات مربوط به صنایع نفت باید به کشورهاى خارج بروند و مدارج تحصیل آنها از عایدات نفت پرداخته شود تدوین نماید و پس از تصویب هیئت وزیران به وسیله وزرات فرهنگ به موقع اجرا گذارده شود ..

5 - هیئت تصفیه باید هر چه زودتر اساسنامه شرکت دولتى نفت جنوب را که

+++

در آن هیئت عامله و هیئت نظارت مختلط از متخصصین داخلى و خارجى پیش‌بینى شود تهیه و براى تصویب به مجلسین پیشنهاد کند.

تبصره - ملیت هر یک از متخصصین خارجى باید در هر مورد به تصویب مجلسین برسد صلاحیت علمى- عملى- امانت و حسن سابقه هریک به تصدیق دولت متبوع آنان رسیده باشد ..

6 - کلیه خریداران محصولات نفتى حوزه امتیاز سابق از اول سال 1948 تا تاریخ تصویب ملى شدن صنعت نفت در ایران در صورت تساوى شرایط حق تقدم خواهند داشت ..

7 - کمیسیون تصفیه باید در ظرف 3 ماه از تاریخ اجرای این قانون به کار خود خاتمه دهد و گزارش عملیات خود را به مجلسین تقدیم کند. در صورتى که احتیاج به تمدید مدت داشته باشد دلایل موجه آن را در گزارش خود ذکر نماید.

پس از آن که این پروژه قرائت شد من دیدم صحبتى از تحویل مؤسسات نفتى در این پروژه نیست به آقاى دکتر مصدق گفتم چرا از تحویل مؤسسات و تاریخ آن ذکرى نکرده‌اید گفتند باشد. بعد من به آقاى دکتر مصدق پرخاش کرده چیزى نمانده بود با هم گلاویز بشویم من گفتم حتماً باید تاریخ تحویل صریحاً قید شود آقایان مکى و نریمان گفتند نظر شما را تأمین مى‌کنیم. آقاى دکتر مصدق تمام کاغذهاى ماشین شده را از ماها گرفته از اطاق بیرون رفتند و روز بعد در ماده دوم خلع ید فورى را ذکر کرده به جلسه آوردند و از تصویب مجلس گذشت. در مجلس سنا از آقاى دکتر مصدق پرسیده بودند چرا کلمه خلع ید را در پروژه نوشتید جواب داده بودند به من تحمیل کردند. من حدس می‌زنم می‌خواهند مؤسسات نفت را روى کاغذ به ما تحویل بدهند.

بنده چون خیلى وارد بودم در جریان سیاسى یک نکاتى را می‌خواهم به آقایان عرض کنم در سنه 1311 که قرارداد نفت را لغو کرده بودند نطق‌هاى خیلى غرایى در همین مجلس شورای ملى بر له الغاى قرارداد نفت به عمل آمد به خاطرم می‌آید ما در زندان بودیم روزنامه‌ها را آوردند دیدم آقاى دشتى یک نطق خیلى شدیدى کرده بودند بر علیه کمپانى نفت که کمپانى نفت جنوب یک عده زیادى از مردم بیگناه را آوردند حبس کردند و حالا ما لغو کردیم و باید آن مظالم جبران بشود آن اشخاصى که آقاى دشتى صحبت مى‌کردند در زندان بودند. مادر یکى از آنها یک کاغذى برداشت نوشت با امیدوارى زیاد و آورد دم در مجلس و داد به آقاى دشتى و گفت این پسر من و پسر خواهر من الآن در زندان هستند و چون شما این صحبت‌ها را کردید خوب است که دستور بدهید او را از زندان بیرون بیاورند. آقاى دشتى فورى این کاغذ را داد به یک پلیس که آن زن را هم بردند در زندان چند روز نگه داشتند و بعد هم التزام از او گرفتند که بعد از این کاغذ بنویسى راجع به پسرت، پدرت را در مى‌آوریم. در پشت تریبون آمدند نطق کردند که ما قرارداد را لغو کردیم و می‌خواهیم این مظالم را جبران بکنیم ولى بعد که این زن کاغذ نوشت از او التزام گرفتند و آنها که در زندان بودند وقتى مادر آنها کاغذ داد قبول نکردند.

باز اگر آقایان به خاطرشان باشد آقاى داور رفته بود در جامعه ملل و دیوان داورى نطق‌هاى شدیدى می‌کرد که ما قرارداد را لغو کردیم و مؤسسات را از انگلستان می‌خواهیم بگیریم و آن اشخاصى که در زندان افتاده‌اند آزاد خواهیم کرد. نطق‌هاى شدیدى می‌کرد برعلیه انگلستان، نطق‌هاى عجیب و غریب که الآن هست که ما همچین کردیم، همچون کردیم، قرارداد را لغو کردیم، انگلیس‌ها حق ندارند یک مرتبه دیدیم قرارداد شصت سال شد 93 سال، من دیگر به حرف گول نمى‌خوردم، ممکن است بازارى گول بخورد، ممکن است اشخاصى دیگر گول بخورند ولى من گول نمی‌خورم به حرف.

موقعى که گس آمده بود به ایران براى مذاکره و براى بستن قرارداد روزها در وزارت مالیه یک اطاقى راخلوت کرده بودند با هم صحبت می‌کردند و شب‌ها در منزل مهندس اتحادیه با آقاى دکتر متین دفترى هر شب جلسه داشتند و آقاى دکتر متین دفترى از گس راهنمایى می‌کرد حالا من تعجب دارم که این آقاى دکتر متین دفترى حرکت کرده است رفته است به آنجا دکتر متین دفترى که گس را راهنمایى می‌کرد متین دفترى به همین مستر گس، به همین مستر گسى که آمده بود قرارداد گس و گلشاییان را ببندد راهنمایى می‌کرد حالا من تعجب می‌کنم که آقاى دکتر متین دفترى حرکت می‌کند می‌رود به جنوب که از همان کسى که راهنماییش می‌کرد این نفت را تحویل بگیرد من که اینها را شوخى می‌دانم (فرامرزى - احتمال نمی‌دهید که اشتباه فرموده باشید؟) اشتباه چند روز روشن می‌شود که بنده اشتباه می‌کنم یا شما ( پیراسته - حتماً اشتباه می‌فرمایید) بلى مثل اشتباهاتى که جنابعالى می‌فرمودید.

(خنده نمایندگان)

نایب رئیس - آقاى آزاد وقت شما تمام شده.

جمعى از نمایندگان - بگذارید حرفشان را بزنند.

آزاد - اگر آقایان اجازه بدهند من ادامه مى‌دهم من از مجلس وقت می‌خواهم.

فرامرزى - من اخطار دارم‏.

نایب رئیس - بفرمایید.

فرامرزى - این باید قاعده باشد که هر کس آمد اینجا ایستاد اگر مجلس با او مخالفت نکرد حرف بزند یا باید بیش از آن مدتى که در آیین‌نامه تعیین شده حرف نزند. یک روز مى‌گویید می‌شود. یک روز مى‌گویید نمی‌شود.

نایب رئیس - استدعا مى‌کنم آقایان توجه بفرمایید. آقاى فرامرزى فرمایش‌تان را کردید حالا سرجایتان بنشینید و جواب بنده را هم بشنوید. (فرامرزى - بفرمایید) آیین‌نامه اجازه داده که 3 نفر قبل از دستور صحبت بکنند و هر نفرى 15 دقیقه و این سابقه هست و این سابقه را هم بنده گذاشتم در مجلس که به 15 نفر نطق قبل از دستور را اجازه ندهند استفاده کنند و بنده جلویش را گرفتم ولى این سابقه هم هست که اگر مجلس با اکثریت رأى داد و اجازه داد می‌تواند بیش‌تر صحبت کند (صحیح است) البته بنده بدون رأى مجلس به ایشان اجازه نمی‌دهم آقا اگر تأمل مى‌فرمودید سؤال مى‌کردم که چند دقیقه وقت می‌خواهید و اجازه مى‌گرفتم از مجلس آن وقت اجازه می‌دادم. حالا چند دقیقه وقت می‌خواهید آقاى آزاد؟

آزاد - ده دقیقه بیش‌تر نمی‌خواهم.

نایب رئیس - آقایانى که با ده دقیقه اضافه صحبت کردن آقاى آزاده موافقت دارند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید آقاى آزاد.

آزاد - من حدس می‌زنم می‌خواهند مؤسسات نفت را روى کاغذ به ما تحویل بدهند. کمپانى نفت سه هزار و دویست نفر انگلیسى در مؤسسات خودش دارد و یک مقدار دیگر هم خارجى در آنجا هستند دولت می‌خواهد 3 نفر را بفرستد که این مؤسسات را تحویل بگیرند. من نمی‌دانم چطور می‌شود که 3 نفر آدم برود آنجا سه هزار و دویست نفر انگلیسى و عده‌اى خارجى دیگر را تحت اطاعت خودش قرار بدهد؟ و استفاده کند (حاذقى - اینها مستخدمند) مستخدم را دولت ایران باید بگذارد (صحیح است) شما در قانون نوشته‌اید متخصص بایستى از خارج بیاورند شما نگفتید که مستخدم را از خارجه بیاورند. چرا بر‌خلاف مصالح ملتى که وکیلش هستى دارى صحبت می‌کنى؟ این ملت ایران از تو انتقام خواهد کشید. آقا ملت ایران نگفته است که شما به جاى ایرانى انگلیسى بگذارید. این خیانت است. آقاى حاذقى شما انگلیسى‌ها و هندی‌ها را مى‌گذارید آنجا محاسب باشند و دفتردار باشند این خیانت است آقاى حاذقى که شما انگلیسى‌ها و هندی‌ها را آنجا بگذارید کار کنند آن وقت ایرانى براى یک لقمه نان گدا و گرسنه باشد (دکتر بقایى - اینها در منزل سردار فاخر صحبت شده بگذارید بگویند) البته مردم می‌فهمند، چرا نمى‌فهمند. نه آقاى دکتر بقایى اینها در منزل آقاى سردار فاخر صحبت نشده، با توماس این حرف را زدم عزیزم نه با او، با توماس رفتم صحبت کردم نه با سردار فاخر خجالت نکشى، با توماس (دکتر بقایى - توماس کیست؟) توضیح می‌دهم آقاى دکتر، توماس را اینجا توضیح می‌دهم ماسک‌ها را بر می‌دارم. (کشاورز‌ صدر - توماس یعنى گوجه‌فرنگى) یکى از دیگر پرسید قیمه با قاف است یا با غین جواب داد قیمه نه با قاف است و نه با غین بلکه با گوشت است و روغن من مى‌بینم که دولت می‌خواهد قیمه با قاف را به حلق ملت فرو برد نه قیمه با گوشت و روغن را.

تعجب می‌کنم که تاریخ تکرار می‌شود در سنه 1311 که قرارداد دارسى لغو شد همه مردم مظنون بوده مى‌گفتند زیر کاسه نیم کاسه است من در زندان بودم یک روز دیدم یک نفر زندانى تازه‌اى آوردند و درب اطاق او را قفل کردند پرسیدم این کیست گفتند مستر اسمیت ذغال‌فروش که عضو انتلیجنت سرویس است‏.

گفتم چرا او را به زندان آوردند گفتند این مستر اسمیت و یک نفر انگلیسى دیگر علیه الغاى امتیاز نفت فعالیت مى‌کنند و دولت اینها را حبس کرده در شهر هم انتشار داده بودند اگر قرارداد دارسى را برحسب امر انگلیس‌ها لغو کرده‌اند پس چرا دولت دو نفر انگلیسى را حبس کرده است.

صبح که می‌شد افسر نگهبان می‌آمد پیش مستر اسمیت می‌پرسید ناهار چه میل دارید مى‌گفتن جوجه با سوپ عصر افسر نگهبان مى‌آمد می‌پرسید شام چه میل دارید مى‌گفت چلو با زرده تخم‌مرغ.

پس از 40 روز این دو نفر انگلیسى را مرخص کردند و قرارداد هم به مدت 93 سال بسته شد.

وقتی که آقاى دکتر مصدق در جلسه خصوصى روز پنجشنبه 9 خرداد لایحه‌اى قرائت کردند که دو نفر مخبر انگلیسى را به جرم این که اخبار نادرستى راجع به نفت مخابره کرده‌اند از ایران بیرون کردند تعجب کردم از این که تاریخ تجدید می‌شود و حوادث یکى است منتها یک حادثه در تاریخ 1311 و دیگرى در تاریخ 1330 است عامل حادثه 1311 تقى‌زاده و عامل حادثه 1330 آقاى دکتر مصدق است (کشاورز‌ صدر - این طور نیست آقاى آزاد) یک ماه دیگر معلوم می‌شود.

تاریخ قضاوت مى‌کند. (کشاورز‌صدر- دکتر مصدق خیانت نمی‌کند) خیانت نمى‌کند، ممکن است اشتباه بکند.

+++

خیلى مضحک است که تمام اعضاى جبهه ملى آقاى دکتر مصدق و صالح و حائرى‌زاده مکرر در اینجا شدیداً اظهار داشتند که می‌خواهیم قرارداد نفت جنوب را ملغى و صنعت نفت را ملى کنیم که دست انگلیس‌ها از دامن ملت کوتاه شود آنها مکرر در پشت همین تریبون گفتند که ضرر سیاسى شرکت نفت بیش‌تر از ضرر مالى است من نمی‌دانم با آن اظهارات چطور شده که همان آقایان باز به بقاى انگلیس‌ها در ایران و تسلط بر مؤسسات نفتى موافقت کردند اگر آن حرف‌ها را از روى عقیده گفتند چرا عقیده‌شان را تغییر دادند ...... (دکتر بقایى - انگلیس‌ها پول آوردند تقسیم کردند) در خاتمه عرایضم من به انگلیس‌ها مى‌گویم ملت ایران تصمیم گرفته است تصرف کامل در تمام مؤسسات نفتى به عمل آورد و از این تصمیم هم انحراف حاصل نخواهد کرد (صحیح است) اگر دکتر مصدق این عمل را انجام ندهد ملت ایران اشخاص دیگرى را مأمور اجراى این عمل خواهد کرد (صحیح است) و این مطالبى را هم که انگلیس‌ها مى‌گویند و اظهاراتى که مى‌کنند یک شاهى براى ملت ایران ارزش ندارد. ملت ایران با کمپانى سابق نفت طرف است نه دولت انگلیس به عقیده من دولت ایران حق نداشت که نمایندگان انگلیس را اینجا بپذیرد (یک نفر از نمایندگان - نپذیرفتند) فردا مى‌آیند. ما یک قانونى وضع کردیم که آن قانون صریح بود که ما برویم و مؤسسات را تحویل بگیریم البته این یک برنامه‌اى لازم داشت. لااقل هزار نفر آمدم لازم داشت که بروند این بنگاه‌هایى که آن جا است از لحاظ محاسبات و از لحاظ مالى تحویل بگیرند ولى سه نفر را فرستادند آنجا و این 3 نفر البته قادر نیست که با 3 هزار نفر انگلیسى و ده هزار نفر هندى طرف بشود و تصرف بکند و استیلا پیدا بکنند (فرامرزى - جنگى نیست) براى تصرف این 3 نفر نمی‌توانند کارى بکند الان خواهید دید و من معتقدم که دولت اصلاً با آنها نباید وارد مذاکره بشود مگر راجع به آن موادى که در این قانون نوشته شده است مثل این که اگر ادعاى خسارتى کردند و الّا در سایر موضوعات دولت هیچ حقى ندارد که با اینها وارد مطالب اساسى بشود.

( در این موقع عده‌اى از تماشاچیان کف زدند)

جمال امامى - یعنى چه آقاى رئیس اخطار بکنید.

حاذقى - آقا این مجلس نیست مرده شور اینجا و مقام چند روزه را ببرد که آدم این جور صحنه‌سازى نکند این کارها مورد اعتراض ما است این خیانت است نسبت به ملت ایران.

نایب رئیس - آقاى حاذقى اجازه بدهید اگر با اجازه آقایان این مجلس را من باید اداره کنم مطابق آیین‌نامه دستور می‌دهم که این تماشاچیان را که تظاهر کردند اخراج کنند.

این بد حرکتى است نمایندگان مجلس شورای ملى آزادند براى هر گونه مذاکره و صحبت تظاهر له و علیه برخلاف نظامنامه است.

اسلامى - حالا این دفعه را عفو بفرمایید.

حمیدیه - اینها را مخصوصاً آورده‌اند دست بزنند به این وطن‌فروش‌ها بنده رفتم و استعفا هم می‌دهم.‏

( با حال تعرض از مجلس خارج شدند)

نایب رئیس - ماده 206 قرائت می‌شود.

( به شرح زیر خوانده شد)

تخلفات تماشاچیان و مجازات آنان‏

ماده 206 - هر یک از تماشاچیان و نمایندگان جراید که باعث اغتشاش یا اختلال نظم مجلس شود و یا نسبت به رئیس یا نمایندگان مجلس و یا وزرا و معاونین و یا سایر افراد توهین و یا تهدید نماید به امر رئیس مجلس از تالار جلسه اخراج و توقیف می‌شود و در صورتى که عمل او مستوجب تعقیبات کیفرى باشد در ظرف 24 ساعت به مراجع صالحه تسلیم خواهد شد.

نایب رئیس - طبق ماده 206 عمل می‌شود، آقاى گنجه بفرمایید.

گنجه - مطالبى که بایستى بنده امروز به عرض مجلس شوراى ملى برسانم موضوع بیانیه‌ای است که از طرف دانشجویان دانشکده پزشکى تبریز رسیده چون در این زمینه آقاى امامى‌اهرى هم توضیحاتى دادند بنده بدون این که وارد این بحث بشوم هم این بیانیه را هم تلگرافى که علماى اعلام و مدیران جراید و عده‌اى از معاریف شهر تبریز تلگراف کرده‌اند به وسیله بنده به مجلس شوراى ملى آن را قرائت مى‌کنم براى اقدام و تقدیم مقام ریاست خواهم کرد محترمین تبریز از وضعیت دانشگاه فوق‌العاده نگران هستند و البته حق هم به طرف آنها است براى این که آتیه فرزندان خود را بایستى در نظر داشته باشند و من در این قسمت با آقاى وزیر فرهنگ صحبت کرده ایشان وعده اقدام صریح دادند.

دکتر مجتهدى - این دانشجویان راکه نفرمایید اینها را تحریک کرده‌اند و آن آیت‌الله‌ها و علماى اعلام که می‌فرمایید اسم ببرید که ببینیم کى‌ها هستند.

گنجه - خواهش مى‌کنم از جنابعالى حرف نزنید و تحریک نکنید اینها الان در حال اعتصاب هستند (دکتر مجتهدى - نیستند) بایستى وسایل تحصیل آنها را در دسترس‌شان بگذاریم و شکایاتى که دارند از یک عده استادهایى است که من نمى‌خواهم وارد این مبحث بشوم و اگر لازم باشد بنده اسم آنها را خواهم برد.

دکتر مجتهدى - شما با دکتر اقبال مخالفید این حرف‌ها را چرا می‌زنید؟

دکتر معظمى - الان مملکت محتاج به اتحاد است و این منظره‌هاى زشت قابل تحمل نیست.

( آقاى دکتر معظمى از تالار جلسه خارج شدند)

گنجه - آقاى دکتر مجتهدى شما دکتر هستید باید از آنها طرفدارى بکنید.

دکتر مجتهدى - ما دکتر هستیم ساعت هفت رفتیم تمام این نواقص را هم درست مى‌کردیم ساعت هفت وزارت فرهنگ بودم عوض این که بیایید اینجا پشت تریبون دانشجویان بیچاره را تحریک کنید کار بکنید.

گنجه - حالا من تلگراف را قرائت مى‌کنم توجه کنید.

( به شرح زیر قرائت کردند)

« جناب آقاى وزیر فرهنگ رونوشت وسیله گنجه‌اى مجلس شوراى ملى کپیه وسیله جناب آقاى دکتر متین دفترى نمایندگان محترم مجلس سنا. به پاس مردانگى‌ها و فداکارى اهالى آذربایجان و زیان‌هاى جبران‌ناپذیر حوادثى که به این استان وارد آمد (دکتر مجتهدى - همه اینها را واردیم آقا) چهار سال پیش دولت بر اثر تقاضاى مکرر دانشگاه تبریز را تأسیس نموده اهالى میهن‌پرست آذربایجان امیدوار بودند که هیئت محترم دولت به اعزام شخصیت‌هاى برجسته عمومى توسعه این مؤسسه جوان فرهنگى و تربیت نسل آتى کشور اقدامات اساسى انجام دهد.»

نایب رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست (لحظه‌اى بعد اکثریت حاصل شد) بفرمایید.

( بقیه تلگراف را به این شرح قرائت نمودند)

« متأسفانه از شکایات مکرر دانشجویان که با هزاران امید به این دانشگاه آمده‌اند و اظهارات مطلعین بر مى‌آید که منظور اصلى از این مؤسسه تأمین نمی‌شود چنان که دانشجویان سال چهارم پزشکى که از پیشقدمان تأسیس دانشگاهند تا کنون به علت نقص وسایل و عدم تدریس بعضى مواد از گذراندن امتحان خوددارى نموده‌اند تعجب می‌کنم که چطور این مطلب را متوجه نشدید که اینها را تحریک نکرده‌اند (دکتر مجتهدى - نخیر متوجه شده‌ایم) « هرگز صلاح نیست نسبت به تقاضاهاى قانونى دانشجویان توجه نشود علیهذا انتظار و تقاضاهاى آذربایجانیان فرهنگ‌دوست این است که با تعیین شخصیت‌هاى برجسته علمى و اعزام استادان عالى‌مقام و توسعه بیمارستان دانشگاه تبریز را در خور شأن آذربایجان افراد مفید خدمتگزارى باشند امضاهای‌شان را بنده مى‌گویم که آقاى دکتر مجتهدى توجه کنند.

دکتر مجتهدى – آیت‌الله‌ها را بخوانید.

گنجه - الان مى‌خوانم همه‌اش را مى‌خوانم آقاى وحید‌الدین مرعشى نجفى آقاى کاظم طباطبایى سید مصطفى خلخالى آقاى سید ابراهیم میلانى مدیران جراید. مهد آزادى تبریز منادى- اختر شمال و غیره و سایر معاریف شهر این تلگراف را من تقدیم مقام ریاست مى‌کنم و آقا هم خواهش می‌کنم که با ما هم‌آواز باشید که وضع دانشگاه آنجا اصلاح بشود و الا با سرپوش گذاشتن روى معایب هیچ وقت کار اصلاح نشده است و یک روزى منفجر مى‌شود. ما علاقمندیم به این دانشگاه آنجا فرزندان ما تحصیل می‌کنند آنجا است که فرزندان براى آتیه مملکت بایستى تهیه بشوند این را نمى‌شود سرسرى تلقى کرد چون برادر من در فلان جا استاد است خواهرزاده‌ام آنجا دانشیار است نباید معایب را ندیده گرفت و این را نمی‌شود همین طور تلقى کرد آقاى دکتر این از شما بعید است شما باید هم‌آواز باشید (دکتر مجتهدى - اخلال مى‌کنند) شما این نواقص را اگر رفع کردید هر کسى اخلال بکند محرک باشد باید سرش را کوبید وقتى دانشجویان وسایل تحصیل مى‌خواهند باید در دسترسشان گذاشت بنابراین تصدیق بفرمایید (دکتر مجتهدى - تصدیق ندارم جلسه دیگر انشاء‌الله توضیح می‌دهم) عرض مى‌کنم که تندروى فرمودید عرض دیگر بنده راجع به خانه‌هاى خراب شده در مسیر خیابان است یک تلگرافاتى رسیده از اهالى آنجا خانه‌های‌شان که در مسیر خیابان بوده خراب شده است پول‌شان را مى‌خواهند و البته من عقیده دارم آنها که قیمت خانه‌های‌شان هزار تومان دو هزار تومان بیش‌تر نیست نبایستى آنها را معطل کرد و با این وضعیت ناراضى

+++

درست کرد و یک عده‌اى که پول‌هاى زیادى مى‌خواهند داده شود (شوشترى - مگر آقا آنجا شهردارى مستقل ندارد؟) شهردارى ما یک وضعیتى دارد که یک روز خدمت آقا عرض مى‌کنم مستقل نیست نیمه مستقل است یکى هم مطلبى است راجع به ساختمان‌هاى فرهنگ و بهداشت این را هم آقایان تصدیق مى‌کنند که براى این ساختمان‌ها و این عباراتى که از پارسال بود وجوهى پرداخت نمى‌شود و این ساختمان‌هایى هم که بعضاً شروع شده بود هنوز نیمه تمام مانده و همه از بین می‌رود پس اگر پاییز و زمستان بیاید اینها همه از بین خواهد رفت بنابراین تقاضا دارم از جناب آقاى وزیر کشور که این مطالب را یادداشت بفرمایند در دولت مطرح بفرمایند و ترتیب بدهند این کارها را

نمایندگان - دستور

نایب رئیس - آقاى معاون نخست وزیر.

معاون نخست وزیر - مطالبى جناب آقاى آزاد در نطق قبل از دستور فرمودند که قبلاً هم سؤال کرده بودند از دولت و جناب آقاى نخست وزیر بنده را مأمور فرمودند که به اطلاع مجلس شورای ملى برسانم که براى جواب سؤالات ایشان هم دولت حاضر است ولى ایشان قبل از این که دولت حاضر شود و سؤال مطرح بشود اینجا توضیحات‌شان را فرمودند ( آزاد - نخیر بنده راجع به آن هنوز صحبت نکرده‌ام) البته روزى هم که سؤال مطرح خواهد شد مطالب‌شان را خواهند فرمود و دولت جواب خواهد داد فقط نکته‌اى را که مى‌خواهم خدمت‌شان عرض کنم این است که فرمودند چند هزار نفر مستخدم انگلیسى در شرکت نفت وجود دارد که با سه چهار نفر یا هفت نفر نمى‌شود از آنها خلع ید کرد بنده خواستم خدمت آقاى آزاد عرض کنم که چند هزار نفر کارگر ایرانى هم در آنجا وجود دارد اگر که تصور مى‌فرمایید که چند صد نفر یا چند هزار نفر مستخدم انگلیسى می‌توانند جلوى اجراى قانون را بگیرند باید توجه آقا را به بازوى تواناى کارگران جلب کرد که تا آن کارگران ایرانى در آنجا هستند فرصت اخلال به چند نفر یا چند صد نفر کارگر انگلیسى نخواهند داد (فرامرزى - کارگر انگلیسى آنجا نیست) منظورشان مستخدم بود. مطلب دیگرى که آقاى آزاد فرمودند یک سلسله پیش‌بینى‌هایى بود که هم خود ایشان و هم تمام ملت ایران یقین دارد که این پیش‌بینى‌ها هیچ وقت به مرحله عمل نخواهد رسید براى این که جناب آقاى آزاد خود شما مدت‌ها و ماه‌ها با جناب آقاى دکتر مصدق همکارى مى‌فرمودید و از این که ممکن است یک روزى یک پیش‌بینى ضعیفى به وقوع بپیوندد امروز در یک مبارزه بزرگى که ملت ایران که خود شما هم سهم بسزایى در این مبارزه دارید نباید طورى بشود که در این اتحاد و اتفاق ملى در این وحدتى که در تاریخ ایران سابقه نداشته است خللى وارد بشود (صحیح است) امروز جناب آقاى آزاد ملت ایران مثل همه وقت از جنابعالى و امثال جنابعالى انتظار وحدت دارد بنده عرض مى‌کنم که موقعى که جنابعالى دیدید کوچک‌ترین تخلفى دولت کرد نه تنها سؤال بفرمایید بلکه استیضاحش بفرمایید ولى دولتى که دارد در یک فرونت خارجى با این شدت می‌جنگد جنابعالى و امثال جنابعالى نبایستى جناب آقاى آزاد تضعیف بکنید و بنده خیلى متأسفم جناب آقاى آزاد که گاهى اوقات بعضى اشخاص از حرف‌هاى شما خوش‌شان مى‌آید که دیروز درصف دشمنان شما بودند و در حقیقت از دشمنان شما بودند بنده بیش‌تر از این چیزى عرض نمى‌کنم (صحیح است)

3 - طرح گزارش کمیسیون کشور راجع به اصلاح دو ماده از قانون تشکیل شهرداری‌ها و انجمن شهر

نایب رئیس - دستور ما یک شور دوم در عهدنامه‌ها بود که برحسب تقاضاى جناب آقاى وزیر امور خارجه به جلسه آینده موکول شد جناب آقاى وزیر کشور و آقاى دکتر فاطمى توجه بفرمایید در جلسه سه‌شنبه سؤالات طرح خواهد شد آقایان وزرا تشریف بیاورند که سؤالات مطرح می‌شود ( یکى از نمایندگان - سه‌شنبه عصر؟) خیر سه‌شنبه صبح فعلاً گزارش کمیسیون کشور راجع به اصلاح 2 ماده از قانون تشکیل شهرداری‌ها قرائت می‌شود و توجه بفرمایید آقایان که این دو ماده در مجلس سنا طرح شده و تصویب شده (فرامرزى - باید ما ببینیم بخوانند) (کشاورز‌ صدر- بخوانند و طبع و توزیع شود) متأسفانه اقایان اساساً هیچ وقت توجه ندارند این قانون در 30 اردیبهشت توزیع شده تابلوش در 30 اردیبهشت نصب شده و 5 یا 6 نفر هم موافق و مخالف اسم‌نویسى کرده‌اند توجه نفرموده‌اید.

فرامرزى – به بنده نرسیده.‏

نایب رئیس - گزارش کمیسیون کشور قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون کشور به مجلس شورای ملى‏

طرح قانون راجع به اصلاح دو ماده از قانون تشکیل شهرداری‌ها و انجمن شهرها و قصبات که به تصویب مجلس سنا رسیده است در کمیسیون کشور با حضور آقاى وزیر کشور مطرح گردیده پس از مذاکرات لازمه ماده 15 مصوب مجلس سنا عیناً و ماده 29 با اصلاحاتى به قرار زیر تصویب گردیده که اینک گزارش آن را براى تصویب مجلس شورای ملى تقدیم می‌دارد.

ماده 15 - دادن رأى مخفى است و همین که رأى دهنده به اطاق انجمن یا شعبه وارد و واجد شرایط بودن او به دادن رأى تشخیص داده شد باید رأى خود را با نهایت آزادى شخصاً روى یک برگ از اوراقى که براى کار تهیه شده و در انجمن به او تسلیم می‌شود بنویسد و در حضور انجمن در صندوق انداخته خارج شود.

ماده 29 - انجمن شهر با رأى مخفى یک نفر از بین خود یا از اشخاص خارج از انجمن در مرتبه اول با اکثریت تام و در صورتی که در نوبت اول اکثریت تام حاصل نشود در مرتبه دوم با اکثریت نسبى براى ریاست شهردارى به مدت دو سال انتخاب و به وسیله فرماندار به وزارت کشور معرفى مى‌نماید.

چنانچه از اعضای انجمن کسى به عنوان شهردار انتخاب شد و قبول نمود خود به خود از عضویت انجمن شهر مستعفى شناخته مى‌شود و نفر بعد که حائز اکثریت بوده به جاى او عضو انجمن شهر خواهد شد.

تبصره‌هاى این ماده به قوت خود باقى است.‏

مخبر کمیسیون کشور- امیر‌قاسم فولادوند

نایب رئیس - چون مخبر کمیسیون نیست آقاى ملک‌مدنى رئیس کمیسیون قبلاً توضیحاتى می‌دهند بعد آقایان موافق و مخالف صحبت می‌کنند.

ملک‌مدنى - چون آقاى قاسم فولادوند مخبر کمیسیون کشور نیستند و در مجلس تشریف ندارند به عنوان مخبر کمیسیون یک توضیحى راجع به این دو ماده مى‌دهم.

نایب رئیس - اکثریت نیست آقاى ملک‌مدنى قدری تأمل بفرمایید (پس از چند دقیقه اکثریت شد)

ملک‌مدنى - عرض کنم در کمیسیون کشور گزارش مجلس سنا با یک اصلاحاتى تصویب شد ولى فرم ماده‌بندى در موقعى که می‌خواستند گزارش را تهیه کنند اشتباه شده اصل آن یک ماده واحده بود که دو ماده اصلاحى جزء آن ماده واحده است گزارش مجلس سنا هم همین طور است بنده خواستم این توضیح را به عرض آقایان برسانم که این ماده واحده دو جزء است و در واقع در ماده واحده صحبت مى‌شود براى آن که خبر مجلس سنا همین طور است آقایان اگر مطالبى دارند مى‌فرمایند بنده هم به نام مخبر چون آقاى مخبر کمیسیون اینجا نیستند و جوابى که لازم باشد عرض می‌کنم.

نایب رئیس - پیشنهادى از طرف آقاى نبوى رسیده که قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که قانون شهردارى فعلاً مسکوت بماند. نبوى‏

نایب رئیس - آقاى نبوى (ارباب- 6 نفر منشى داریم جز یک نفر وظیفه‌شناس که اینجا هست هیچ کدام نیستند)

نبوى - بنده چنین استنباط می‌کنم که دولت‌ها خودشان نمى‌خواهند انجمن شهر در شهرها باشد البته نظرم دولت فعلى نیست دولت‌هاى گذشته هم همین طور بودند (صدرزاده - نمونه‌اش تهران است) براى تشکیل انجمن از طرف دولت‌ها همیشه از هیچ قسم کارشکنى فروگذار نمى‌شود اگر بنا بود انجمن تشکیل شود 2 سال است که این قانون گذشته در بعضى از شهرها انجمن تشکیل شده و مشغول کارند و ثابت هم شده که آنجاهایى که انجمن تشکیل شده وضع شهردارى به مراتب بهتر شده ولى چون مطابق قانونى که حالا هست وقتى که انجمن در یک شهرى تشکیل شد کار از دست متصدیان وزارت کشور خارج مى‌شود این است که نمى‌خواهند انجمن شهر را تشکیل بدهند و الّا قانون انجمن شهرها و شهردارى بیش از یک سال بلکه قریب به دو سال است که تصویب شده باید دولت مجرى قانون مى‌بود و قانون را اجرا می‌کرد چون اجرا نکردن قانون جرم است باید در همه جا انجمن‌ها را تشکیل می‌دادند و حالا مى‌بینند که آنجاهایى که انجمن هست و ثابت شده و تجربه شده که وضعش به مراتب بهتر است از تهران و یا آنجاهایى که انجمن ندارد البته به مجلس سنا چیزى نمى‌خواهم عرض کنم شنیدم در روزنامه خواندم و یقین هم ندارم که این طور باشد شنیدم که نامه‌اى نوشته‌اند از سنا که چون این قانون در آنجا مطرح است مادامى‌که این قانون در آنجا مطرح است ماد‌امى که این قانون تصویب نشده است انجمن‌ها را تشکیل ندهند (صدرزاده- این خلاف قانون است) اگر راست است این کار این خلاف قانون است و دولت نمى‌تواند به استناد چنین نوشته‌اى از تشکیل انجمن‌ها خوددارى بکنند قانون انجمن شهرداری‌ها در زمانى که مجلس سنا نبوده تصویب شد و قانونیت دارد و تا اصلاح نشده آن قانون به قوت قانونیش باقى است وحتماً می‌بایست اجرا بشود به نوشته مجلس سنا نباید این قانون ترک بشود طرح‌هایى تنظیم مى‌شود چه راجع به انتخاب شهردارى چه راجع به انتخابات مجلس اغلب مى‌بینیم که مطابق نظریات شخصى است اشخاص اوضاع و احوال خودشان

+++

را در نظر مى‌گیرند که به چه طریق وضع انتخابى آنها بهتر می‌شود رفقا را چه جور بهتر مى‌توانند به کار وارد کنند و انتخاب کنند قانونى به آن صورت تنظیم می‌کنند غالب قوانینى که بنده دیدم براى انتخابات آورده‌اند به مجلس نظر چند نفر را تأمین مى‌کند یک کسى فکر می‌کند که اگر در فلان شهر آنهایی که سواد دارند رأى بدهند و انتخاب مى‌شود فوراً طرحى تهیه مى‌کند و مى‌آورد به مجلس و دیگرى برخلاف این فکر می‌کند و طرحى درست مى‌کند و مى‌آورد اینجا این فکر صحیح نیست بایستى مصالح تمام مملکت را در نظر گرفت قانون اساسى را باید توجه کرد آنچه مستفاد قانون اساسى است و آنچه را که قانون اساسى مى‌گوید باید توجه کرد نه آن که بنده وضعیت انتخاباتى خودم را در نظر بگیرم و طرحى درست کنم و بیاورم به مجلس این قانونى که الان درست شده به نظر من این طور است اشخاص فکر خودشان را در نظر گرفته‌اند مصالح خودشان را در نظر گرفته‌اند و آن را به صورت طرح آورده‌اند به مجلس و می‌خواهند به تصویب برسانند در این طرح عده‌اى را از رأى محروم کرده‌اند این صحیح نیست آقا ما در این مدت نگذاشته‌ایم مردم باسواد بشوند دولت‌ها در طى این 40 سال مشروطیت اضافه‌اش را کارى ندارم مکلف بودند که کارى بکنند که این مردم اصلاً خواندن و نوشتن را یاد بگیرند نکردند این کار را نکرده‌اند و حالا مى‌خواهند اینها را محروم کنند از رأى دادن این مردمى را که شما در بازار تهران می‌بینید مردمى هستند وطن‌پرست از اول حکومت مشروطه چهل سال است که در انتخابات شرکت مى‌کنند مصالح‌شان را خوب تشخیص مى‌دهند مى‌خواهند اینها را محروم بکنند و صرفاً چند نفرى که به نظر اشخاص ممکن است به نفع رأى بدهند به اینها حق بدهند این اصلاً صحیح نیست نباید این کار را کرد حتماً بایستى تمام مردم در این امر شرکت بکنند این نقص مال بنده است تقصیر دولت‌ها بوده است که نگذاشته‌اند آنها با‌سواد شوند تقصیر این بیچاره‌ها چیست؟ بخواند و راه ندادش کجا رود بدبخت به بست دیده درویش و دیدنش فرمود بنابراین طرح مخالف قانون اساسى هم هست.

نایب رئیس - راجع پیشنهاد خودتان صحبت بفرمایید.

نبوى - چون این مطالب در قانون اساسى هم هست قانون اساسى تمام اختیارات و حقوق مشروطیت را براى عموم افراد یکسان تأمین کرده چون این مطالب در این طرح نیست و از طرفى درست است که این طرح چاپ و توزیع شده است ولى در آیین‌نامه براى دستور مجلس قاعده‌اى هست که بایستى 15 روز یک مرتبه کمیسیونى تشکیل و در آن کمیسیون دستور مجلس تعیین شود و در روزى که باید لایحه طرح بشود باید معلوم بشود که بنده بدانم و یادداشت‌هایى که تنظیم کرده‌ام بیاورم این قانون که الآن مطرح می‌شود یک یا دو ماده از یک قانون مفصلى را تغییر داده کسى که می‌خواهد به این رأى بدهد باید از آن قانون مطلع باشد باید آن را مطالعه کند و این را هم مطالعه کند تا بتواند رأى بدهند چون این ترتیبات درست نشده و این قانون به این ترتیب مطرح نشده است و ذهن آقایان هم مسبوق نیست بنده پیشنهاد کردم که این قانون مسکوت بماند ممکن است که مقام ریاست تعیین بفرمایند که کى در دستور گذاشته می‌شود که آن روز بنده بیایم و در اطرافش صحبت کنم.

نایب رئیس - قبلاً در دستور گذاشته شده قسمت ششم دستورى که چاپ شده اصلاح این دو ماده است و در دستورى که روز 30 اردیبهشت در هیئت رئیسه تعیین شده در دستور گذاشته شده آقاى ارباب مخالفید؟ (ارباب- خیر)

حاذقى - بنده مخالف بودم و اول هم گفتم.

نایب رئیس - آقاى حاذقى.

حاذقى - بیانات نمایندگان و همکار محترم مرا بى‌اندازه متأثر کرد براى این که امروز متوجه شدم که بیانات همکار محترم آقاى عبدالقدیر آزاد خودش یک نمونه‌اى بود از اختلاف کلمه و در موقعی که مملکت احتیاج به وحدت کلمه و اتفاق و اتحاد دارد اسباب تأثر است که بعضى از همکاران ما یک مطالب حساسى که قابل اغماض و گذشت هست و جنبه خصوصى دارد این طور مطرح بکنند در مجلس و همین طور همکار محترم آقاى گنجه و آقاى دکتر مجتهدى راجع به دانشگاه تبریز مطالبى فرمودند.

نایب رئیس - این مربوط به پیشنهاد آقاى نبوى نیست در پیشنهاد بیاناتتان را بفرمایید.

حاذقى - بلى اسباب کمال تأسف مجلس شد و حالا هم این بیانات آقاى نبوى که مورد مخالفت عده زیادى از همکاران‌شان هست (سعید مهدى - این طور نیست آقا مطالب آقاى نبوى مورد موافقت همه است) باز جاى تأسف است، اجازه بفرمایید در حال حاضر مطالبى که در دستور مجلس گذاشته می‌شود و یا مطالبى که خواه ناخواه در محیط مجلس کشانده می‌شود بایستى حتى‌المقدور با یک نظر وسیع مملکتى و بدون در نظر گرفتن این قبیل اعتراض و شکایت شخصى مطرح بکنیم و مورد اخذ تصمیم و رأى قرار بدهیم. نماینده محترم آقاى نبوى فرمودند اولاً این دو ماده‌ای که اصلاح شده است راجع به قانون انتخابات انجمن‌هاى شهردارى باید قبلاً اعلام بشود، باید عرض کنم که این را هیئت رئیسه مجلس جزء دستور منظور کرده‌اند و در دستورى که چاپ شده است و در سرسراى مجلس گذاشته شده قید شده است که این جزو دستور مجلس است نکته دیگرى فرمودند که در حال حاضر با تصویب این دو ماده اصلاحى قانون انتخابات انجمن شهردارى عده‌اى از مردم کشور از رأى دادن محروم می‌شوند، در صورتی که این دو ماده هیچ این طور نیست زیرا که در این دو ماده قید نشده است که اشخاص معینى از رأى دادن محروم هستند، بلکه قید شده است که رأى دادن باید مستقیم و به وسیله خود شخصى که می‌آید براى رأى دادن آرا نوشته شود نه این که آرایى بنویسند و به او بدهند در صندوق بیاندازد بدون این که بداند کى را نوشته‌اند.

نایب رئیس - آقاى حاذقى تأمل بفرمایید اکثریت نیست (چند لحظه بعد اکثریت حاصل شد) بفرمایید.

حاذقى - عرض کنم تصویب این دو ماده یکى از کارهاى بسیار ضرورى و مفید مجلس شوراى ملى است (چند نفر از نمایندگان - این نظر شخص شما است) نخیر نظر اکثریت مجلس است (سعید مهدوى - همچو چیزى نیست) نظر اکثریت مجلس است اجازه بدهید وقتى که به رأى رسید معلوم می‌شود اگر ریگى به کفشتان نیست اجازه بفرمایید مطرح شود و به رأى برسد پس طفره رفتن از انجام وظیفه و مسکوت گذاشتن همان طوری که عرض کردم جز ایجاد اختلاف کلمه بین ملت هیچ نتیجه‌اى ندارد. عده زیادى از مردم طرفدار این امر هستند. به ما هم مراجعه کرده‌اند توى کمیسیون عرایض هم یک پرونده قطورى موجود است از دوره چهاردهم آقاى ملک‌مدنى گواه هستند در دوره 14 آن موضوعى که مربوط به انتخابات مستقیم و مخفى مجلس شوراى ملى بود اینجا رأى دادند و براى این که نگذارند آن لایحه بگذرد.

نایب رئیس - در اطراف این پیشنهاد توضیح بدهید نه راجع به دوره چهاردهم و قانون انتخابات مجلس شوراى ملى.

حاذقى - در آن وقت موجباتى فراهم کردند که اصل لایحه به تصویب نرسد و الا این کار در دوره پیش باید انجام گرفته باشد حالا هم این کار آقایان باید انجام بگیرد این یک مغالطه‌ای است که مى‌گویند مخالف قانون اساسى است. چه مخالفتى با قانون اساسى دارد. در تمام قوانین قید شده که رأى دهنده باید خودش رأى بدهد و آزاد باشد و مستقیم رأى بدهد رأیى که بنویسند به دست اشخاصى که نمى‌توانند بنویسند بدهند، این رأى آن اشخاص نیست رأى آن مالکین است که به رعایا می‌دهند (آصف - چرا به مالکین توهین می‌کنید کى آنها رأى براى رعایا می‌نویسند) رأى آن صاحبان کارخانه‌ها است که به کارگرها می‌دهند. رأى آن متنفذینى است که به اشخاص می‌دهند. صحبت با‌سواد و بى‌سواد در اینجا نیست نباید اینجا مغالطه کرد. گفته شده است که بایستى رأى دهند بیاید پاى صندوق و رأى بدهد. این کار کاری است که با تمام قوانین و نظامات ما وفق می‌دهد. رأیى که نویسنده خودش حاضر نباشد این رأى رأى او نیست. همین طورى که عرض کردم منشأ اثر نیست (یکى از نمایندگان- آقاى حاذقى انتخابات انجمن شهر چه ارتباطى به این موضوع دارد) در هر صورت اجازه بفرمایید، با دستور مخالفم براى این که همان طور متناوباً با آن مواجه هستیم یک روز باید این تکلیف روشن بشود ما تسلیم اکثریت آرای مجلس شوراى ملى هستیم و دموکراسى معنایش حکومت اکثریت بر اقلیت است. نه حکومت اقلیت. اجازه بدهید به جاى خروج از دستور لایحه را مطرح کنیم: آقایان موافقین و مخالفین نظر خودشان رابدهند و به رأى منتهى شود اگر رأى اکثریت موافق بود این حرف‌ها زائد است و اگر هم مخالف بود ما تسلیم نظر اکثریت خواهیم شد. بنابراین من با خروج از دستور این لایحه مخالفم (احسنت)

ملک‌مدنى - اجازه بفرمایید بنده هم یک توضیحى بدهم.

نایب رئیس- بفرمایید.

ملک‌مدنى - آقاى حاذقى بی‌خود موضوع را تعمیم دادند به انتخابات ما فعلاً در موضوع انجمن شهر داریم صحبت مى‌کنیم. توجه بفرمایید وقتى که لایحه قانون انتخابات را دولت تهیه کرد و آمد به مجلس آن وقت بحث در آن موضوع می‌شود ما باعث تشنج مجس نباید بشویم ما همان طور که خودتان فرمودید باید از تشنج مجلس سنا تهیه شده و داده شده براى این که دو ماده از قانون انتخابات انجمن شهر را اصلاح کنند کمیسیون کشور هم با این دو ماده با یک اصلاحى موافقت کرده و خبرش را به مجلس

+++

داده و حالا هم پیشنهاد آقاى نبوى این است که از دستور خارج بشود به عقیده بنده هم جناب آقاى نبوى بهتر این است که تکلیف این کار را معلوم کنیم، توجه بفرمایید، همین جورى که ایشان اظهار کردند ما که در مجلس بودیم می‌دانیم این موضوع یکى از موضوعاتی است که باید روشن بشود، بنده خیال مى‌کنم که اگر چنانچه این دو ماده بحث و مطرح شود یک میزانى هم براى آن قانون انتخابات در دست می‌آید و وضعیت خود ما هم روشن می‌شود که آن کمیسیونى که مکلف شده کارش را انجام بدهند و جناب آقاى وزیر کشور هم در این موضوع یک قدرى روشن‌تر می‌شوند و بنده خیال مى‌کنم ما خیلى نباید در این مطلب متعصب باشیم همان طورى که خودتان همیشه به ما می‌فرمایید مصلحت این جور نیست، مصلحت این جور است که ما طرفدار یک ترقى و تکامل تدریجى باشیم، مصلحت این طور است این یک اصلى است که در شهر به عقیده بنده زیاد ضررى ندارد که ما بخواهیم باسوادها رأى بدهند البته رأى اکثریت مجلس قاطع است ولى بنده عقیده شخصى خودم را عرض کردم چون در کمیسیون هم رأى دادم (سعید مهدوى - آن عده‌ای که بیش‌تر از همه مالیات می‌دهند و به شهر کمک مى‌کنند نباید از رأى دادن محروم شوند اصناف را چطور از رأى محروم کنیم؟) عرض کردم اکثریت مجلس قاطع است و بنده عقیده خودم را عرض مى‌کنم چون عضو کمیسیون بودم و رأى داده‌ام موافقم از جنابعالى هم خواهش مى‌کنم پیشنهاد خودتان را پس بگیرید و بنده خواستم این توضیح را عرض کرده باشم که این لایحه باید تکلیفش در مجلس معلوم بشود. خوب نیست که مجلس سنا یک تصمیمى بگیرد و بفرستد اینجا و ما آن را در بوته اجمال بگذاریم، این به نظر بنده براى شأن مجلس شوراى ملى شایسته نیست.

نایب رئیس - آقاى نبوى پیشنهادتان را پس گرفتید؟

نبوى - خیر پس نگرفتم.

4 - ختم جلسه به عنوان تنفس

نایب رئیس - اگر آقایان اجازه بفرمایند چون عده کافى نیست چند دقیقه تنفس داده شود.

( مجلس ساعت یازده و بیست دقیقه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید و جلسه آینده به روز سه‌شنبه موکول شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - نورالدین امامى‏

+++

 

Parameter:294674!model&5137!print -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)