30 مرداد 1396 11:23:25
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18

جلسه: 73 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 18 آذرماه ‏1333  

 

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس‏

2) تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر دارایى‏

3) بیانات آقاى وزیر بهدارى در قبال بیانات جلسه قبل آقاى فرود

4) سؤال آقاى قنات‌آبادى راجع به مطبوعات و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر

5) سؤال آقاى دکتر بینا راجع به مالیات بر درآمد و جواب آقاى وزیر دارایى‏

6) سؤال آقاى دکتر مشیر فاطمى راجع به مصرف درآمد آسفالت و جواب آقاى وزیر راه‏

7) تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر جنگ‏

8) تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان عمیدى نورى و کاشانى‏

9) بقیه مذاکره و گزارش کمیسیون قوانین دارایى راجع به مالیات بر ارث و نقل وانتقالات بلاعوض‏

10) تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.


مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18

 

 

جلسه: 73

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 18 آذرماه ‏1333

 

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس‏

2) تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر دارایى‏

3) بیانات آقاى وزیر بهدارى در قبال بیانات جلسه قبل آقاى فرود

4) سؤال آقاى قنات‌آبادى راجع به مطبوعات و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر

5) سؤال آقاى دکتر بینا راجع به مالیات بر درآمد و جواب آقاى وزیر دارایى‏

6) سؤال آقاى دکتر مشیر فاطمى راجع به مصرف درآمد آسفالت و جواب آقاى وزیر راه‏

7) تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر جنگ‏

8) تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان عمیدى نورى و کاشانى‏

9) بقیه مذاکره و گزارش کمیسیون قوانین دارایى راجع به مالیات بر ارث و نقل وانتقالات بلاعوض‏

10) تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت و بیست و پنج دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس.

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: دکتر سید امامى، حشمتى، اسفندیارى، امیدسالار، محمود ذوالفقارى، مصطفى ذوالفقارى، ثقته‌الاسلامى، بوربور، علم، قوامى، ابراهیمى، سلطانى، مهندس شاهرخشاهى، ایلخانى‌زاده، محمودى، دکترسعید حکمت، اورنگ، شوشترى، دکتر وکیل، دکتر حمزوى.

غائبین بى‌اجازه- آقایان: شفیعى، دولت‌آبادى، سنندجى.

دیرآمدگان. زودرفتگان با اجازه آقایان: تیمورتاش، اخوان، خاکباز، دکترافشار، مهندس جفرودى، معین‌زاده، محمود افشار، اردلان، بزرگ‌نیا، صادق بوشهرى، موسوى، سالار بهزادى، امامى خویى، عبدالحمید بختیار.

دیرآمدگان و زودرفتگان بى‌اجازه- آقایان: بهبهانى، اعظم زنگنه، بوداغیان، کى‌نژاد، دکتر آهى، دکتر شاهکار، مهندس اردبیلى، دهقان، مشایخى، سلطان‌مراد بختیار، کاشانى، فرید اراکى، سعیدى، قرشى، تفضلى، تربتى، پیراسته، نراقى، مسعودى، دکترعمید، نقابت، میراشرفى، شادمان.

رئیس- آقاى کریمى.

کریمى- در بیانات بنده در صورت مجلس یک مقدار غلط چاپى هست که بنده تصحیح کردم و می‌دهم به اداره تندنویسى.

رئیس- بدهید تصحیح شود. آقاى عبدالصاحب صفایى.

صفایى- در صورت مجلس دو جا بنده را غایب نوشته‌اند یکى غایب در رأى یکى ده دقیقه دیرآمده بنده آن روز رفته بودم به حسابدارى راجع به بودجه مجلس یک سوابقى را می‌دیدم استدعا می‌کنم بااجازه محسوب بفرمایید.

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى عباسى.

عباسى- خواستم به عرض مقام ریاست برسانم که آقاى سنندجى کسالت دارند.

رئیس- هر کدام از آقایان که کسالت دارند یا نمى‌توانند حاضر شوند خودشان باید اطلاع بدهند وقتى اطلاع ندادند طبعاً غایب بى‌اجازه خواهند بود.

عبدالصاحب صفایى- قربان ده دقیقه که قابل پیش‌بینى نیست ده دقیقه است مال بنده.

رئیس- آقاى پیراسته.

پیراسته- بنده قربان همان طوری که آقاى صفایى در حسابدارى بودند براى محاسبات مجلس بنده هم چون عضو کمیسیون محاسبات هستم همان جا بودم که آقاى صفایى بودند.

رئیس- بسیارخوب. آقاى ارباب.

ارباب- در عرایض بنده مقدارى غلط چاپى هست که می‌دهم به تندنویسى اصلاح کنند.

رئیس- بسیارخوب. آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار- بنده جلب توجه مقام ریاست را به این عرضى می‌کنم می‌نمایم در صورت مجلس در این ستون نوشته غایب بى‌اجازه دکتر شاهکار بلافاصله نوشته است.

آقاى رئیس- دکتر شاهکار نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

رئیس- آقا گویااشتباه می‌کنید آن غیبت مال جلسه قبل است و آن اجازه مربوط به جلسه بعد است

(دکترشاهکار- بنده جوابم را شنیدم) آقاى مهندس اردبیلى.

مهندس اردبیلى- بنده از اول وقت حاضر بودم بنده را غایب نوشته‌اند آقاى موسوى هم شاهد هستند.

عبدالصاحب صفایى- این جلسه همه را ببخشید.

رئیس- جلسه بعد را چه بکنیم؟ الان دو و بیست دقیقه به ظهر مانده است جلسه هنوز تشکیل نشده بنده هفت هشت دقیقه هم ارفاق کردم آیین‌نامه ماده 69 می‌گوید که اگر یک ربع بعد از ساعت مقرر آقایان حاضر نشدند جلسه را باید ختم کرد

(عبدالصاحب صفایى: امروز را بفرمایید از فردا همه حاضر می‌شوند) آقاى بهبهانى.

بهبهانى- بنده را جز دیرآمدگان نوشته‌اند در صورتی که بنده سر وقت آمده‌ام. خواهش می‌کنم اصلاح شود.

رئیس- زودرفتگان هم همین حال را دارند اگر مى‌خواهند تشریف ببرند باید بنویسند، آقاى فرود.

فرود- استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند براى رفع سوءتفاهم این مطلب لازم است. عرایض بنده در جلسه گذشته مقصودم تکذیب جناب آقاى دکتر صالح وزیر بهدارى نبوده مقصود بنده تکذیب گزارشاتى بود که به ایشان تقدیم شده است و خدا شاهد است اگر

+++

جز این در صورت مجلس باشد یا من اشتباهى کرده باشم این خیلى اسباب تأسف من است خود آقاى دکتر می‌دانند من به ایشان کمال ارادت را دارم و جنابعالى مورد احترام و تعظیم بنده هستید جنابعالى از دانشمندان بسیار محترم و معزز هستید بنده مقصودم تکذیب گزارشاتى بوده است که به شما تقدیم شده است و ضمناً بنده جز تجلیل پروفسور شمس که جنابعالى هم به همین اندازه نزد بنده محترمید آن جناب آقاى دکتر عمید استاد دانشگاه رئیس دانشکده نزد بنده محترمند اگر استادان دانشگاه اگر دانشمندان مورد احترام ما نباشند پس کى باید باشد من مطلقاً و ابداً نسبت به جنابعالى و مقام جنابعالى نه فقط این که چنین اسائه ادبى نکردم بلکه صلاحیت ندارم که جنابعالى خیلى بالاتر از این است که بنده اسائه ادبى بکنم

(امامى- دکتر صالح بى‌نظیر است)

رئیس- دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟

(کاشانى- راجع به غیبت‌ها هم بفرمایید) راجع به غیبت‌ها هم اصلاح می‌شود در جلسه آینده خواهش می‌کنم آقایان سر وقت تشریف بیاورند در صورت مجلس نظر دیگرى نیست؟ (گفته شد - خیر) صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد وارد دستور می‌شویم دستور امروز اول سؤالات است بعد هم لایحه مالیات بر ارث.

2- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر دارایى.

رئیس- آقاى وزیر دارایى.

وزیر دارایى- (دکتر امینى)- در اجراى قانون لغو اختیارات آقاى دکتر مصدق چند فقره لایحه قانونى است که خواستم تقدیم مجلس شوراى بکنم در یک قسمتش چون یک عده از نمایندگان محترم با این قانون مخالف بودند بنده خواستم توضیحى عرض بکنم راجع به وصول مطالبات غیرمالیاتى دولت (عمیدى نورى- این درست نیست) یک کمیسیونى بوده و این کمیسیون داراى اختیاراتى بود حالا این کمیسیون تا بیست روز دیگر اختیاراتش تمام می‌شود در هر صورت براى تأیید عملیاتش بنده این راتقدیم می‌کنم در کمیسیون هم که آقا تشریف دارید بنده توضیح عرض می‌کنم و بنده اصولًا این را هم عرض کنم که براى این پرونده‌هاى معوق باید یک فکر اساسى کرد که مردم از این کار خلاص بشوند.

3- بیانات آقاى وزیر بهدارى در قبال بیانات جلسه قبل آقاى فرود.

رئیس- آقاى وزیر بهدارى.

وزیر بهدارى- (دکترصالح)- بنده می‌خواستم از جناب آقاى فرود که سابقه بیست سال دوستى با ایشان دارم تشکر کنم که اظهار لطف و مرحمت به بنده فرمودند بنده یقین داشتم که مطالبى را که ایشان فرمودند یا تحریف شده است یا روزنامه‌ها آن طوری که باید دقت نکرده‌اند زیرا جناب آقاى فرود همان طور که فرمودند در قسمت چشم پزشکى که جزء گزارشاتى که رسیده تخصصى که نداشتند نظرى هم به خصوص به بنده ندارند و بنده از ارادتمندان ایشان هستم فقط بنده متأسف شدم دیدم که در روزنامه یک مطالبى نوشته شده است ولى چون این یک بحثى است که مربوط به مجلس شوراى ملى نیست و یک مطلب علمى است ولى چون اینجا مطرح شده است و خیلى‌ها همین طور که آقاى فرود تلفن کردند و به خود بنده هم تلفن کردند اینجا محضر مقدسى است که بایستى مطالب گفته شود بنده آن روز نظرم از بحث این مطلب در مجلس این بود که چون جناب آقاى دکتر جزایرى سؤالی فرمودند مطلب روشن بشود که مبارزه با تراخم بیشتر با سالم‌سازى است یعنى بهداشت یعنى فاضلاب چاه‌هاى عمومى وضع مستراح‌ها نظافت عمومى شهرى وقتى که در نظر گرفته شد بالنتیجه تراخم هم خود به خود از بین می‌رود اما راجع به دانشگاه هم که نوشته‌اند دو دستگى ممکن است در دانشگاه باشد بنده خواستم عرض کنم که در دانشکده به خصوص و تمام دانشگاه به طور عموم جز وحدت نظر و اتفاق چیز دیگرى نیست و اگر در مطالب علمى ملاحظه می‌فرمایید که گاهى روى موضوعى بحث می‌شود این در تمام دنیا رسم است که در یک موضوع علمى یک استادى یک نظر دارد کما این که در موضوع تراخم دکتر باستان و دکتر علوى که از استادان مشهور چشم پزشکى هستند به کلى با نظر آقاى دکتر شمس مخالفند و این دلیل ندارد که یا آقاى دکتر شمس اشتباه کنند یا آقاى دکتر باستان و دکتر علوى به خصوص براى تراخم که تا به حال دنیا براى معالجه آن تصمیمى نگرفته است بنابراین اگر دیدید آقایان استادان با هم اختلاف نظرى از حیث مبارزه با تراخم دارند این مربوط به نظر شخصى نیست و مربوط به مجلس شوراى ملى هم به عقیده بنده نیست با وجود این بنده بااجازه آقایان این مدارکى که راجع به تراخم بود حضور جناب آقاى رئیس تقدیم می‌کنم و هر کدام از آقایان استادان دانشگاه یا هر کدام از آقایان نمایندگان محترم مایل بودند ملاحظه بفرمایند.

امامى- عیب کار اینجاست که تو خودت آدم خوبى هستى.

رئیس- آقاى دکتر بینا. (تشریف ندارند) آقاى قنات‌آبادى

(فرود- استدعا می‌کنم تقدیم آن مدارکى که گفتند در صورت مجلس قید شود)

4) سؤال آقاى قنات‌آبادى راجع به مطبوعات و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر

قنات‌آبادى- سؤالى که بنده کردم این است که طبق چه قانونى با مطبوعات رفتار مى‌شود و به چه مجوزى شهربانى و حکومت نظامى در مطبوعات مداخله می‌نمایند (بعضى از نمایندگان- یک مرتبه دیگر قرائت بفرمایند) طبق چه قانونى با مطبوعات رفتار می‌شود و به چه مجوزى شهربانى و حکومت نظامى در امر مطبوعات مداخله می‌نمایند. بعضى مطالب است که نمی‌تواند اختصاص به فرد و اشخاص داشته باشد من چند روز قبل آمدم اینجا دیدم ورقه مخالف و موافق لایحه حکومت نظامى را به تابلو نصب کرده‌اند من به عنوان مخالف اسمم را ثبت کردم یکى از دوستان من به من گفت که حکومت نظامى در مبارزة با کسانى که به نفع کمونیستى عمل می‌کنند خدماتى کرده است بنده هم قبول دارم (احسنت) و من همیشه عقیده‌ام را در این مورد با کمال صراحت اظهارداشتم من گفتم هیچ منافاتى ندارد اصولًا یک آدمى که در دنیا می‌خواهد آزاد فکر بکند و اعتقاد قطعى و جدى و واقعى به مرام دمکراسى دارد نمی‌تواند با حکومت نظامى موافقت بکند من هم تصمیمم این است که در هر زمان و هر دوره‌اى که وارد در جریان سیاسى هستم و حق اظهار نظر در امورات مربوط به اجتماع دارم با موضوع حکومت نظامى جداً مخالفت بنمایم چه دولتى باشد که موافقش باشم چه مخالف باشم فرقى نمی‌کند اساساً من نمی‌توانم با حکومت نطامى موافقت بکنم

(یک نفر از نمایندگان- مگر به طور استثنا) استثنا ندارد ما قانون داریم دولت‌ها را حمایت بکنیم کسانى که به ضرر ملت یا به ضرر استقلال مملکت ما و به نفع اجنبى عمل می‌کنند دولت را حمایت بکنیم با چوب قانون مغز آنها را متلاشى بکنداحتیاجى هم به حکومت نظامى نداشته باشیم. یکى از مطالب مهم موضوع مطبوعات است آزادى مطبوعات به این معنى که اشخاص بى‌نظر مطلع فداکار از خود گذشته بتوانند افکار خود و آنچه که ملت می‌خواهد و احتیاجات مردم را منعکس بکند این یک مطلبى است که اگر در حکومت‌هاى دموکراسى وجود نداشته باشد می‌توان گفت که آن دمکراسى و آن مشروطه ناقص است (صحیح است) لذا من از وقتى که وارداجتماع شدم و شنیده‌ام می‌بینم که طرفداران حکومت دمکراسى و مشروطیت و کسانى که علاقمند به بقا این رژیم در این مملکت هستند به مطبوعات عنوان رکن 4 مشروطیت را داده‌اند من خودم به شخصه براى آزادى مطبوعات و براى این که روزنامه‌نویس بتواند حرفش را بزند و اظهار عقیده بکند از مدتى که وارد مبارزات سیاسى شدم به سهم خودم خیلى مبارزه کردم همه آقایان نظرشان هست که یک روزى در این مملکت روزنامه‌ها را زیاد تحت فشار گذاشتند که منجر به تحصن دسته جمعى مدیران جراید شد در مجلس (پیراسته- در دوره دکتر مصدق ملى) اگر شما یک خورده حوصله داشته باشید.

رئیس- آقایان در هر کار مداخله می‌کنند صحبت‌تان را بفرمایید.

قنات‌آبادى- فرقى نمی‌کند آقا از نظر بنده هر کس با حکومت نظامى بخواهد حکومت بکند بد کارى می‌کند دکتر مصدق هم این کار را می‌کرد بد می‌کرد و بعد از سى‌ام تیر وقتى که قانون حکومت نظامى را آوردند به مجلس شوراى ملى من آن وقت از موافقین جدى آقاى دکتر مصدق بودم اول کسى که آمد پشت این تریبون و با حکومت نظامى مخالفت کرد بنده بودم این شخص ارتباط ندارد در زمان آقاى دکتر مصدق چه بعد از ایشان ادامه دادن حکومت به وسیله حکومت نظامى از نظر آن کسانى که اعتقاد به رژیم مشروطیت دارند خوب نیست چه در زمان ایشان چه قبل از ایشان اصلاَ حکومت نظامى را مسلط کردن بر مطبوعات خوب نیست بنده معتقدم آقا باید براى مطبوعات یک فکر حسابى کرد مدت‌ها است که با مطبوعات بازى می‌کنند تعیین تکلیف نمی‌کنند یک قانونى باید بیاید به مجلس و در مجلس تصویب شوداولًااین قانون متناسب باوضع زمان ما که می‌خواهیم همه چیز را تقلید کنیم از ممالک متمدن دنیا ما باید ببینیم در دنیا با مطبوعات چه می‌کنند هر معامله‌اى که در رژیم‌هاى دمکراسى دنیا با مطبوعات می‌شود همان معامله را هم ما با مطبوعات انجام بدهیم همان قانون را هم ما براى مطبوعات تدوین کنیم این که معنى ندارد من خوشم بیاید بگویم تو حق ندارى روزنامه بنویسى اساساً ما نباید بگذاریم و اجازه بدهیم آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى که نمایندگان مردم هستند و به نام رژیم مشروطیت اینجا نشسته‌اند نبایداجازه بدهند که سطح احترام روزنامه آن قدر پایین بیاید که بدون محاکمه و قضاوت صحیح بدون رسیدگى یک روزنامه را امروز توقیف کنند بعد هم بنده تلفن کنم آقا تلفن بکنید آقا خواهش کند آقا استدعا کند که این روزنامه را آزاد کنید این اصلًا براى شأن مطبوعات یک کشورى خوب نیست این که بنده سؤال کردم طبق چه قانونى با مطبوعات رفتار می‌شود

(فرامرزى- قانون حکومت نظامى معلوم است دیگر) حکومت نظامى جناب آقاى فرامرزى آن ماده هشتش لغو شده

(فرامرزى- اصلًا خودش یعنى چه حکومت نظامى 12 ساله) ما که جناب آقاى فرامرزى به همه‌اش اعتراض داریم آن ماده 8 حکومت نظامى درباره مطبوعات لغو شده است و تأسفم همین است که اگر ماده 8 بود می‌گفتم طبق ماده 8 با مطبوعات رفتار مى‌کنند آقا ماده 8 حکومت نظامى مربوط به مطبوعات لغو شده (صحیح است) و این معامله‌اى که با مطبوعات می‌شود روى میل اشخاص است و منشأ و مجوز قانونى ندارد علت واقعى که من این سؤال را کردم این بود که دولت را متذکر کنم حتماً باید یک قانونى متناسب با وضع زمان و مناسب با رفتارى که کشورهاى دموکراسى با مطبوعات می‌کنند به مجلس بیاورند و نمایندگان مجلس شوراى ملى هم به این

+++

مطلب توجه کنند که این قانون را زودتر و سریعتر تصویب کنند تا مطبوعات مملکت چه در این دوره و چه در دوره‌هاى بعد از این وضع اسف‌انگیزى که دارند نجات پیدا کنند و دیگر یک مأمور شهربانى حق نداشته باشد برود در مطبعه به روزنامه‌نویس بگوید آقا تو این خبر را حق ندارى بنویسى یا این که این خبر را حق دارى این شأن مطبوعات یک کشور دمکراسى نیست البته تمام این مطالب بنده منافاتى با این ندارد که بنده عرض کردم یک فردى هستم که در این کشور اعتقاد دارم که کمونیستى چیز بدى است و باید با آن مبارزه کرد و مجال نداد که افکار کمونیستى در این مملکت رسوخ پیدا کند و رخنه پیدا کند قانون اساسى ما مذهب ما اجازه نداده است که در کشور اسلامى ایران کمونیست‌ها مجال نفس کشیدن پیدا کنند چه برسد به این که تبلیغ کنند چه برسد به این که روزنامه بنویسند تکلیف آنها معلوم است هم از نظر دین ما و هم از نظر قانون اما توى این مملکت یک دسته‌اى بودند مطبوعات کمونیستى بودند و ناشر این قبیل افکار مضره بودند غیر از آنها دیگران کمونیست نیستند و به مملکت هم علاقه دارند و به کشور و مشروطه و شاه و رژیم دمکراسى و همه چیز علاقه دارند و اینها هستند که باید بال و پرشان را نسوزاند بال و پرشان را نبرید به آنها باید اجازه داد که آن چه در اجتماع بد هست و بد می‌بینند منعکس بکنند و اولیا امور هم باید به تذکرات و انتقادات آنها کاملًا توجه بکند و معایب و بدى‌ها را رفع کند به همان دلیلى که آقایان نمایندگان محترم حق دارند آنچه که به نظرشان بد می‌آید با کمال حسن نیت و صفا از پشت تریبون مجلس به اطلاع اولیاى امور برسانند روزنامه‌نگارانى هم که متعلق به مردم ما هستند وفادار به وطن ما هستند آنها هم حق دارند این تذکرات را بدهند بنابراین من می‌خواهم که دولت در جواب عرایض بنده این مطلب را بگوید که اساساً براى روزنامه‌نویسى در این مملکت چه فکرى شده است آیا یک روزنامه‌نویسى می‌تواند مطابق قوانین و طبق اصول با اتکاى به قانون اساسى از کارهاى بد و از کارهاى بى‌رویه و از طبقه فاسد و اشخاص فاسد انتقاد بکند یا نکند اگر نمی‌تواند بکند اصولًا موضوع ندارد روزنامه‌نویسى و این مطلب را هم عرض کنم بنده از ابتدایى که درباره آزادى مطبوعات صحبت کردم اتفاقاً اکثراً و غالباً مورد بى‌مهرى مطبوعات طرفدار دولت‌هاى وقت بوده‌ام یعنى هر وقت هر دولتى که من با او مبارزه می‌کردم مطبوعاتى که از دولت پشتیبانى می‌کرده است با کمال بى‌لطفى و بى‌مهرى به من تاختند مع‌ذلک کلمه این تأثیرى در عقیده من ندارد بایستى مطبوعاتى که مال مملکتند یعنى غیر از آن دسته مطبوعات که مروج و مبلغ بلشویکى و کمونیستى هستند سایر مطبوعات دراین مملکت از آزادى عادلانه و عاقلانه برخوردار شوند و بتوانند درباره امورات مملکت قضاوت بکنند و بحث بکنند.

رئیس- آقاى معاون نخست‌وزیر.

معاون نخست‌وزیر- (فولادوند) بنده یک مقدمه‌اى باید عرض کنم که خاطر آقایان نمایندگان محترم و آقاى قنات‌آبادى که سؤال فرمودند اول از نیت بنده استحضار حاصل بفرمایند در زمان حکومت آقاى قوام‌السلطنه در دوره پانزدهم بنده وکیل مجلس بودم (صحیح است) یک روزى جناب آقاى فرامرزى عبدالرحمن فرامرزى مدیر روزنامه کیهان طرحى آوردند که نمایندگان امضاء کنند براى الغاء حکومت نظامى بنده جزء طرفداران دولت بودم به بنده فرمودند تو چون که طرفدار دولت هستى امضا نخواهى کرد البته هر وکیلى آزاد است طرحى را امضاء کند یا نکند بعضى‌ها عقیده نداشتند امضا نمی‌کردند بعضى‌ها عقیده داشتند امضاء می‌کردند به بنده فرمودند تو چون طرفدار دولت هستى این طرح را لابد امضاء نمی‌کنى بنده به ایشان عرض کردم امضاء می‌کنم و امضا کردم بلافاصله از طرف دولت به بنده گفته شد براى چه این طرح را امضاء کردى گفتم براى این که عقیده داشتم آقاى فرامرزى هم الان در مجلس هستند و شاهدند اینجا بودند رفتند بیرون. در زمان آقاى دکتر مصدق‌السلطنه قانون مطبوعات را که به مجلس آوردند بنده عرض کردم بنده همیشه با آزادى مطبوعات موافقم چرا؟ چون از آزادى مطبوعات به شخصه ترس ندارم گفت آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ولى من عقیده‌ام این است که مطبوعات اگر احترام اشخاص را حفظ نکنند عکس‌العمل این قضیه به ضرر خودشان تمام می‌شود (صحیح است) ممکن است به وسیله حکومت نظامى جلوى آنها را بگیرند و پیشنهاد هم کردم که به پادشاه مملکت هر روزنامه‌اى که اهانت کرد مجازات بشود زیرا گر به پادشاه اهانت بشود مملکت به روز سیاهى خواهد افتاد (صحیح است) آقاى قنات‌آبادى خود جنابعالى از جریان این موضوع کاملًا واقف هستید آقاى کاشانى با بنده صحبت کردند که تو پیشنهادت را پس بگیر عرض کردم این مصلحت نیست که به پادشاه اهانت بشود (قنات‌آبادى- صحبت راجع به پادشاه تنها نبود).

رئیس- شما سؤالتان را کردید یک مرتبه هم تکمیلى دارید.

معاون نخست‌وزیر- بنده پیشنهاد کرده بودم که به پادشاه و خانواده سلطنت و مذهب اسلام اهانت نشود به بنده گفتند خانواده سلطنت برادر و خواهر شاه هم هست عرض کردم خانواده را قانون مدنى ایران تصریح کرده است خانواده عبارت است از مادر، و عیال و اولاد بعد آنهایى که مملکت را به این روز نشاندند تحریک کردند به قدر یک اطاق روزنامه به من اهانت بکنند (صحیح است) بعد خودشان فهمیدند چه غلطى کردند بنده همیشه شخصاً طرفدار آزادى مطبوعات بوده و هستم زیرا همیشه بنده گفته‌ام هیچ کس به بنده نمى‌تواند بگوید تو یک کارى خلاف قانون و عدل و انصاف کردى هر کس گفت بنده محکومم در زمان حکومت آقاى قوام‌السلطنه زمان حکومت آقاى مصدق‌السلطنه با حکومت نظامى خودشان مخالفت کردم و اینجا باز بعضى از نمایندگانى که معلوم شد که در چه حال و چه صورت هستند به بنده حمله کردند عرض کردم بنده همیشه موافق آزادى مطبوعات بوده‌ام و الان هم هستم اما راجع به این که با مطبوعات مطابق چه قانونى رفتار می‌شود

(فرامرزى- این که جواب نشد) جنابعالى آن شهادت را دادید که من براى طرحى که در کابینه قوام‌السلطنه امضا کردم (فرامرزى- بلى) بنده سؤال ایشان را از وزارت کشور سؤال کردم که با مطبوعات مطابق چه قانونى رفتار می‌شود جوابى داده‌اند به شماره 710 ر 12- 4- 33 وزارت کشور جواب می‌دهد: که فعلًا با مطبوعات طبق لایحه تصویبى آقاى دکتر مصدق مصوب 15 بهمن ماه 1331 عمل می‌شود یعنى مطبوعات در دیوان جنایى با حضور هیئت منصفه محاکمه می‌شوند

(درخشش- به حضرت عباس دروغ است) این لایحه فعلًا در مجلس است اختیار قانون‌گذارى هم با بنده نیست هر جور آقایان نمایندگان مصلحت مملکت را می‌دانند همین جناب آقاى بهبهانى هم که سؤال فرموده‌اند

(عبدالرحمن فرامرزى- حالا قانونى براى مطبوعات هست یا نیست؟) اجازه بدهید قسمت دوم سؤال آقاى قنات‌آبادى این است که به چه مجوزى شهربانى و فرماندار نظامى در امر مطبوعات دخالت می‌کنند جواب این است: طبق ماده 8 حکومت نظامى

(عمیدى نورى و قنات‌آبادى- ماده 8 لغو شده) مصلحت نمی‌دانید لغو کنید مصلحت می‌دانید اجرا کنید فعلًا شهربانى طبق ماده حکومت نظامى عمل می‌کند

(فرامرزى- این جواب صحیح بود؟)

رئیس- آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- بنده فکر می‌کنم که مقصود واقعى از این سؤال‌ها و جواب‌ها این باشد که یک نماینده‌اى راجع به یک موضوع خاصى مطالبى را بگوید و آن کسى که از طرف دولت می‌آید جواب بدهد در حقیقت تشریح کند و بیان کند که روش و سیاست دولت در آن مورد چیست  و آن چیزى که می‌شوداستنباط و استفاده کرد بالخصوص در چنین امورات چیست. بنده به این جواب اعتراض دارم براى این که سؤال بنده این بوده است که طبق چه قانونى با مطبوعات رفتار می‌شود. جناب آقاى فولادوند فرمودند که طبق لایحه قانونى آقاى دکتر مصدق در صورتى که ما تاکنون از ابتداى تشکیل این دولت تاالساعه که در حضور شما هستم (این را بدانید می‌گویم و از عهده‌اش هم بیرون خواهم آمد) ندیده‌ایم که یک محاکمة مطبوعاتى با حضور هیئت منصفه شده باشد حالا نشده قبلًا هم نشده در خود دولت آقاى دکتر مصدق هم که این لایحه نوشته شده است نشده است اصولاَ در این مملکت با مطبوعات بازى می‌کنند بعد هم فرمودند که طبق ماده 8 شهربانى و حکومت نظامى در امر مطبوعات مداخله می‌کنند بنده می‌خواستم به اطلاع ایشان برسانم که ماده 8 راجع به مطبوعات از قانون حکومت نظامى لغو شده است

(فرامرزى- دلیلتان که لغو شده چیست؟) صورت جلسه هست بعداً ارائه می‌دهم و براى دولت می‌فرستم بنابراین مجوزى براى دولت با استناد ماده 8 نمى‌ماند آقا آن مطالبى که آقاى فولادوند راجع به خودشان فرمودند به کلى خارج از موضوع سؤال بنده بود چون ایشان در جواب سؤال بنده مطالبى را اینجا گفتند که ابداً به عرایض و سؤال بنده مربوط نبود على‌ایحال بنده همان طوری که عرض کردم از دولت و از آقایان نمایندگان محترم مجلس واقعاَ استدعا می‌کنم که بیایند و در امر مطبوعات یک فکرى بکنند یک قانونى تدوین کنند که متناسب با روش و رویه‌اى باشد که در دنیاى متمدن با مطبوعات می‌شود این معنى ندارد که مطبوعات البته یک عده‌اى بد می‌گویند من هم قبول دارم کسى نمی‌گوید که مطبوعات حیثیت و ناموس و شرافت را به بازى بگیرند و فحش بدهند و اما نبایستى چوب یک فحاش توى سر دیگران بخورد یعنى به استناد این که یک کسى فحش می‌دهد دیگران را از اظهار حقایق و ابراز مطالبى که به نفع کشور است باز بدارند این یک عقیده باطنى و واقعى من است و واقعاً از آرزوهاى زندگى من است که یک روش عادلانه و عاقلانه‌اى در این کشور براى مطبوعات معین شود (صحیح است- احسنت).

5- سؤال آقاى دکتر بینا راجع به مالیات بر درآمد و جواب آقاى وزیر دارایى.

رئیس- آقاى دکتر بینا.

دکتر بینا- تلگرافى است از کرمان رسیده تقدیم مقام ریاست می‌کنم و امیدوارم دولت در این قسمت توجه کامل داشته باشد تا حق مردم کرمان ضایع نشود.

رئیس- آقایان توجه کنند که مدت سؤال 15 دقیقه است یعنى ده دقیقه براى سؤال و پنج دقیقه هم براى قسمت تکمیلى آقایان سعى کنند از این مدت تجاوز نکنند. بفرمایید.

دکتر بینا- سؤال امروز بنده راجع به وضع مالیات بر درآمد است و طرز وصول بنده شخصاً به جناب آقاى دکتر امینى ارادت دارم و ایشان را یکى از وزراى مالیه می‌دانم که واقعاً شخصیت خودشان را در موضوع بغرنج نفت به تثبیت رساندند و حقیقتاً در و فکر و تیزهوشى و کاردانى ایشان بنده هیچ تردیدى ندارم و اگر این صحبت‌ها را می‌کنم راجع به شخص ایشان نیست و این

+++

عرایض بنده مبتلا به تمام دولت‌ها بوده است و کار یک سال و دو سال و ده سال نیست و اگر بنده صحبت می‌کنم فقط براى طرز وصول بهتر مالیات است معمولًا بنده در کلیات صحبت نمی‌کنم و عقیده دارم وقتى شخصى در کلیات صحبت کنداصلًا آن موضوع لوث می‌شود و وزیر مسئول و مأمورین مربوطه نمی‌توانند استفاده کنند به این جهت بنده در صحبت‌هایم یک مورد را گرفته‌ام و در آن مورد صحبت کرده‌ام خواسته‌ام بلکه مأمورین بتوانند یک قسمتى را واقعاً اصلاح کنند و الّا اگر ما بخواهیم اصلاحات کنیم اصلاحات کلى می‌خواهیم همه چیزمان باید اصلاح بشود حتى طرز راه رفتن‌مان در خیابان اسلامبول هم باید اصلاح بشود (دکتر عدل- احسنت) ولى موضوعى که امروز از ایشان خواستم سؤال بکنم یکى این که مشاورین ایشان و این اشخاصى که به ایشان تحمیل می‌کنند کیستند که این افراد واقعاً اشخاص عجیب و غریبى هستند و کارمندانى که در هیچ جایى آنها را راه نمی‌دادند آقاى دکتر امینى اینها را قبول کرده‌اند از قبیل بنى‌اعراب و طعمه‌زاده و بیدادگران اینها که واقعاً یک عنصرهاى عجیب و غریبى هستند که وارد دستگاه‌هاى دولتى شده‌اند و انشاءالله خداوند ایشان را در این انتصابات مؤید فرماید اما سؤال امروز بنده راجع به پرونده مالیاتى آقاى نصیرزاده است بنده باایشان تماسى نداشتم و شهدالله نمى‌دانم که ایشان کى هست تنها از روى پرونده‌هایى که بنده دیده‌ام و مدارکى که به دست آورده‌ این قسمت‌ها را به عرض مجلس می‌رسانم چون آقاى وزیر دارایى را شخص منصف و منطقى می‌دانم و می‌دانم که در مقابل ادب و منطق و پرونده‌اى که مطالعه شده مثل همیشه وضع بدکار و طرز وصول بد را قبول خواهند کرد و انشاءالله در رفع نقیصه آن بر خواهند آمد. قبل از آن که وارد مطلب بشوم لازم است حقایقى را به عرض آقایان برسانم که واقعاً مالیاتى که در این مملکت وصول می‌شود از عایدى ناچیز خارکنان و بیوه زنان است و اینها از عوارض قند و شکر و چاى و دخانیات و غیره به دست می‌آید والا تجارى مانند نصیر نصیرزاده و غیره و معنوى و عزرام حکاک و عبداللهیان و مقدم و غیره و غیره به دولت مالیات آن می‌پردازند اگر ادعا کنم چرخ‌هاى مالى مملکت را بى‌بضاعت‌هااداره می‌کنند اغراق نگفته‌ام. در وزارت دارایى اداره کل درآمدها هست ولى این اداره به تمام معنى اداره کل درآمد است البته به جیب خودشان نه براى دولت با طرح این سؤال تصدیق خواهید فرمود که با ارقام بازى می‌کنند و با خرانه مملکت چه طور رفتار مى‌کنند این موضوع مالیات و تشکیلات و کمیسیون بازى و توافق بازى جز ترویج و تسهیل و ترغیب دزدى هیچ معنى و مفهومى ندارد بنده سابقاً در یکى از نطق‌هاى قبل از دستور خودم گفتم کارمندان دولت درستند و واقعاً هم نود و پنج درصد از کارمندان دولت درست هستند در دستگاه دولت اشخاص درستکار خیلى زیاد است ولى آن پنج درصد که گفتم نادرست است همه اینها در اداره درآمد جمع شده‌اند چندى قبل آقاى مدیرکل درآمد از آقاى وزیردارایى اجازه توافق بیش از پنجاه هزار تومان را تحصیل کرد البته این اجازه سابقاَ فقط با شخص وزیردارایى بود بنده می‌گویم تحصیل چنین اجازه‌اى اقدامى است فوق‌ متهورانه که آن را جز سوءنیت به چیز دیگرى نمی‌توان تعبیر نمود باید در نظر داشت که توافق‌هایى که در کمیسیون به عمل می‌آمد طبق قانون 22 مالیات بر درآمداست که اجازه می‌دهد (ادارات دارایى اختلافات حاصله را از طریق توافق حل و فصل نمایند و در صورت حصول توافق براى طرفین قطعى خواهد بود) ولى در پرونده‌هاى مانند نصیرزاده و غیره که تبانى در کار بوده و عامداً و عالماً حق دولت را یک مشت کارمند شیاد از بین برده است جمله (توافق قطعى خواهد بود) پشیزى ارزش ندارد بنده باید بگویم صادرکنندگان اخطار مالیاتى و توافق کنندگان را باید به عنوان اختلاس در اموال دولتى و مؤیدی را به عنوان کلاهبردار تعقیب و مجازات نمایید و به عقیده بنده کسانى که رشوه می‌دهند و کارکنان دولت را از راه راست منحرف می‌نمایند خطاى آنان بیش از کارمندانى است که در نتیجه اضطرار با کل میته متوسل می‌گردند طبق رسیدگى‌هایى که به وسیله اداره کل درآمدها به عمل آمده آقاى نصیرزاده را ز تجار بسیار مشهور و معتبر تشخیص داده‌اند. با در نظر گرفتن صورت واردات و صادرات تجارتخانه نام برده اخطار مالیاتى براى سال 31 به مبلغ یازده میلیون و پانصد و نود و پنج هزار و هشتصد و چهل و شش ریال صادر شده و در پرونده موجود است. البته چنان که عرض شد صدور چنین اخطارى مبناى صحیحى ندارد و تعیین این ارقام به عنوان مطالبه مالیات فقط به یک منظور است و آن براى ساخت و پایتخت قبل از موعد کمیسیون در خارج از کمیسیون است (صحیح است) وزارت دارایى وقتى تاجرى را به پرداخت چنین مالیاتى محکوم می‌نماید تاجر حاضر است در خارج از کمیسیون به هر مقدارى لازم است توافق بکند و با مأمورین مالیه کنار بیاید بنابراین بند و بست‌هاى خارج چندین برابر توافق رسمى است که در کمیسیون به عمل می‌آید یعنى مأمورین دارایى اگر در مقابل 11595846 ریال اخطار یک میلیون در خارج دریافت ندارند غیر ممکمن است در کمیسیون به 7 هزار تومان تمام بکنند معلوم نیست کمیسیون به چه علت بدون مطالعه پرونده و صورت حساب‌هاى بانکى مبادرت به توافق کرده‌اند و مدیرکل درآمد بر خلاف دستور بدون کسب نظر متصدیان دایره مربوطه با عجله زیر پیش‌نویس توافق را تأیید کرده است در صورتى که قبل از صدور رأى ضمن نامه شماره 23226 مورخ 14- 12- 32 به اداره کمیسیون‌ها دستور داده که چون نصیرزاده از بازرگانان معتبر است در موقع طرح پرونده اسناد و صورت‌هاى بانکى و دفاتر مؤیدى رسیدگى شود و منافع دولت رعایت شود با وجود چنین دستورى آقاى رئیس کل درآمد چنین پرونده‌اى‏ را به 7 هزار تومان توافق کرده است (خرازى- بنده تمام دارایى نصیرزاده را به یک میلیون و صد هزار تومان به شما صلح می‌کنم) (زنگ رئیس) بنده خواستم نظرآقاى وزیردارایى را به طرز کار اداره کل درآمدها جلب نمایم و نشان بدهم جریان پرونده‌هاى مالیاتى محمدعاصمى، همدانیان، شالچى، مقتدر شفیعا نصرت‌الله متحدین که در عرایض قبلى صحبت کردم با پرونده نصیرزاده یکى است و مجموع مالیات مطالبه شده در این پرونده‌ها به 34634346 ریال بالغ می‌شود که از این مبلغ فقط 70 هزارتومان وصول شده است در مورد توافق مسلماً به ماده 22 استناد خواهید کرد ولى باید توجه داشت که در این مورد قانون چنین اختیارى را به وزیر دارایى داده است و آقاى وزیر دارایى حق ندارند که اختیار خود را در اختیار مدیر کل درآمد بگذارند که هر مبلغ از مالیات مطالبه شده را به هر ترتیب که مایل باشد به سود خویش موافقت کند و یا تخفیف دهد باید در موقع تحقیق و رسیدگى تمام قسمت‌هاى مالیاتى و اسناد و صورت حساب‌هاى بانکى رسیدگى شود تا حقى از دولت تضییع نگردد در غیر این صورت وجود این تشکیلات وسیع ضرورت نداشت و آقاى مدیر کل درآمد ممکن بود با یک نفر فراشباشى در دفتر خود جلوس نموده و تمام مالیات مملکت را با کدخدا منشى حل و فصل و تصفیه کند

(دکتر مشیرفاطمى- خطاطان مرد بسیار درستى است).

رئیس- آقاى وزیر دارایى.

وزیر دارایى- بنده بدواً خواستم از آقاى دکتر بینا از اظهار لطف و محبت مستقیمى که به بنده کردند تشکر کنم و اطمینان هم دارم که آقاى دکتر بینا با این تذکراتى که می‌فرمایند حقیقتاً در نظر دارند در این دستگاه اگر معایبى هست آن معایب مرتفع بشود (صحیح است) چون یک مورد به خصوصى را تذکر داده‌اند بنده می‌خواهم که یک گزارش دقیقى در این قسمت بخوانم که اول شبهه را نسبت به این آقاى نصیر نصیرزاده رفع بکنم بعد جواب کلى فرمایش آقاى دکتر بینا را عرض کنم سؤال آقاى دکتر بینا این است چرا پیش آکهى مالیاتى آقاى نصیرزاده که به مبلغ15/ 11595864 صادر گردیده در کمیسیون به مبلغ 70 هزار ریال واقف شده است به طورى که آقاى نماینده محترم اطلاع دارند طبق قسمت اخیر ماده 6 قانون مالیات بر درآمد مصوب تیرماه 1328 در صورتى که بازرگانان از نگاهدارى دفاتر قانونى و تسلیم اظهارنامه خوددارى نمایند و یا دفاتر آنها مخدوش باشد درآمد آنها رأساً از طرف ادارات دارایى تشخیص و ابلاغ خواهد شد و به موجب ماده 22 همین قانون در صورتى که مؤدیان به پیش آگهى صادره از طرف ادارات دارایى معترض باشند مى‌توانند در ظرف یک ماه از تاریخ رؤیت پیش آگهى اعتراض خود را تسلیم نمایند ادارات دارایى مى‌توانند اختلافات حاصله را از طریق توافق حل و فصل کنند و در صورت حصول توافق براى طرفین قطعى است. آقاى نصیرنصیرزاده از جمله کسانى است که در سال 1331 از تسلیم اظهارنامه خوددارى نموده است و از این جهت با توجه به پروانه‌هاى گمرکى که به نام این شخص از اداره کل گمرک به اداره کل درآمدها رسیده پیش آگهى مالیاتى صادر گردیده است. مؤدى پس از رؤیت پیش آگهى در ظرف مقرر در قانون واخواهى تسلیم و پرونده جهت رسیدگى و رفع اختلاف به کمیسیون تشخیص ارجاع و در تاریخ 16- 12- 332 به کمیسیون دعوت شده است. آقاى نصیرنصیرزاده پس از حضور در کمیسیون اظهار داشته است که تجارت انفرادى ندارد و در شرکت چالوس و شرکت نسبى مقدم و توکلیان سهیم است و واردات و صادراتى که از اداره کل گمرک به نام او پروانه صادر گردیده مربوط به شرکت مقدم و توکلیان می‌باشد و تمام اسناد در دفاتر تجارتى شرکت مزبور منعکس می‌باشد و از این جهت خود را مشمول مالیات بازرگانى نمی‌دانند و براى صحت اظهارات خود نامه‌اى به شماره 619 مورخ 16- 12- 32 از شرکت نامبرده ارائه داده که در صفحه 139 پرونده آقاى نصیرزاده مضبوط و عیناً نقل می‌شود:» بدین وسیله گواهى می‌شود کلیه واردات و صادرات به شوروى به نام آقاى نصیر نصیرزاده در سال 30 مربوط به این شرکت بوده و در دفاتر شرکت منعکس می‌باشد «قبل از این که نتیجه رسیدگى و نظریه کمیسیون درباره مالیات سال 331 آقاى نصیرنصیرزاده به اطلاع آقاى دکتر بینا نماینده مجلس برسد لازم می‌دانم این نکته را تذکر دهد که وقتى یک پیش آگهى على‌الرأس براى مؤدى صادر مى‌گردد بایستى این پیش آگهى مبنى و مأخذ صحیحى داشته و با فعالیت تجارتى مؤدى تطبیق نماید در صورتى که رویه معموله در ادارات وصولى تاکنون چنین نبوده و صدور همین پیش آگهى‌هاى موهوم و فرضى موجبات بدبینى و سوءتفاهم مؤدیان مالیاتى را نسبت به دستگاه وصول فراهم ساخته است.

یک عده آقایان هستند که از این پیش

+++

آگهى‌ها شکایت دارند و حتى امروز آقاى شمس قنات‌آبادى می‌فرمودند که یک پیش آگهى که اصلًا مربوط به یک شخصى نیست آورده‌‌اند در منزل به ایشان داده‌اند

(قنات‌آبادى- نه در منزل توى مجلس) در مورد آقاى نصیرزاده مأخذ صدور پیش آگهى برگ بازدیدى بوده که به طور ناقص در سال 331 براى سال‌هاى 1330 و 331 صادر گردیده است. که:

اولاَ- برگ بازدید فاقد امضاء اعضاء هیئت بازدید مى‌باشد و فقط یک نفر بازرس بدون این که تحقیقات لازمه درباره مؤدى بنماید برگ بازدید را در اداره تهیه نموده و در ذیل آن با خط دیگرى روى ارقام فرضى مالیات سال 31 تعیین و در پیش آگهى منعکس گردیده است.

ثانیاً- در برگ بازدید از یک طرف مبلغ 5 میلیون ریال سرمایه و 3 میلیون ریال درآمد ویژه براى مؤدى تشخیص داده شده و از طرف دیگر سود واردات و صادرات جداگانه تشخیص و به سودى که قبلًا با اعمال ضریب نسبت به سرمایه تشخیص داده شده اضافه گردیده است و معلوم نیست چگونه با سرمایه واحد دو درآمد متفاوت براى مؤدى حاصل و جمع شده است.

ثالثاً- نقص دیگر برگ بازدید این است که در مقابل آدرس مؤدى نوشته شده» به وسیله شرکت منسوجات چالوس واقع در سراى امید یا به وسیله تجارتخانه مقدم «و خود این مى‌رساند که مؤدى محل ثابتى براى تجارت انفرادى نداشته و یا اگر داشته تهیه کننده برگ بازدید به آن محل مراجعه نکرده است.

رابعاً- برگ بازدید فاقد امضاء مؤدى بوده و ستون» نشانی‌ها «که ممکن است با توجه به آن قراینى براى تشخیص درآمد مؤدى به دست آید ناقص می‌باشد و چیزى در مقابل آنها نوشته نشده است.

در هر حال پس آن که پیش آگهى سال 331 آقاى نصیرزاده به طریق موصوف صادر و مؤدى در کمیسیون مدارکى ارائه می‌دهد که تمام واردات و صادرات مذکوربه نام او متعلق به شرکت مقدم و توکلیان می‌باشد و در نتیجه صحت اظهارات مؤدى مورد تصدیق اعضاء کمیسیون واقع مى‌شود ناچار کمیسیون براى تشخیص مالیات سال 331 سوابق مالیاتى مؤدى را در نظر می‌گیرد و چون تنها سابقه مالیاتى شخص مزبور رأى کمیسیون حل اختلاف بوده که در تاریخ 17- 8- 1332 صادر شده و طبق آن براى سال‌هاى 28 و 29 و متمم 29 و 1330 مؤدى جمعاً 250000 ریال مالیات تعیین گردیده کمیسیون تشخیص مالیات، مالیات سال 331 او را به مبلغ هفتاد هزار ریال توافق نموده و توافق مزبور مورد تأیید اداره کل درآمدها قرار می‌گیرد. به طوری که آقاى نماینده محترم ملاحظه مى‌فرمایند در مورد تشخیص مالیات آقاى نصیرنصیرزاده حقى از دولت تضییع نشده و اقداماتى که در کمیسیون مالیاتى و اداره کل درآمدها به عمل آمده با مقررات قانون و عدالت منطبق بوده است. در اینجا لازم می‌دانم به مقتضاى مقام مطلب به اطلاع آقایان نمایندگان محترم برسانم که براى متروک ساختن رویه گذشته و اختراز از صدور پیش آگهى‌هاى موهوم اقدامات مفیدى چه از لحاظ بازدید مالیاتى و چه از نظر جمع‌آورى اطلاعات مربوط به فعالیت بازرگانى آقایان بازرگانان و شرکت‌ها در اداره کل درآمدها به عمل آمده که با صدور پیش‌آگهی‌هاى سال 1331 آثار ظاهر و ادامه این ترتیب موجب خواهد گردید که به تدریج سوءتفاهم بین مؤدیان و دستگاه وصول مرتفع و صاحبان درآمد در پرداخت مالیات خود و تسلیم اظهارنامه قانونى از طریق صداقت و حقیقت منحرف نشوند. مطلبى که جناب آقاى دکتر بینا فرمودند این بود که بنده مشاورینى دارم که اینها یک اشخاص بدنام و بدسابقه‌اى هستند و اینها را به بنده تحمیل کرده‌اند (میراشرفى ارسنجانى که مدال 21 آذر هم از پیشه‌ورى دارد) آقا هم سوال بفرمایید من جواب آقا را عرض می‌کنم بنده حتى‌الوقد وزیر بار تحمیل نمی‌روم و خودم تا دقت نکنم کسى را نمی‌گذارم حالا آل طعمه فرمودند دادگران و غیره که اینها مأمورین منحرفى هستند بنده مشغول مطالعه هستم که از اینهااگراشخاص منحرفى هستند اینها را بگذاریم کنار و اشخاص صالحى جایشان بگذاریم ولى در خاتمه خواستم تقاضا کنم که اشخاصى که اطلاعاتى خدمت‌تان تقدیم می‌نمایند اینها را یک قدرى مطالعه و تحقیق بفرمایید چه اگر بنا بشود در مجلس شوراى ملى یک اظهاراتى بشود نسبت به تجار که مردمانى هستند با حیثیت و شرافت و البته در بین بازرگانان مملکت اشخاص فاسد هم هستند نمی‌خواهم عرض بکنم که اشخاص به در نباید تعقیب بکنیم ولى قدر مسلم این است که اگر بنا باشد بدو خوب با یکدیگر مخلوط بشوندآن وقت موجب می‌شود که اشخاص خوب هم فاسد شوند اشخاصى که فرمودند آقاى عبدالهیان و دیگران بنده اینها را مردمان بسیار خوبى می‌دانم (صحیح است)

(خرازى- مقدم بسیار تاجر خوبى است) اینها اشخاصى هستند که قسمت عمده فعالیت اقتصادى این مملکت را اداره می‌کنند ولى استدعا می‌کنم که خود آقا تحقیق کنند پرونده‌ها را هم مطالعه فرمایند و آن گوینده را هم که بنده نمی‌خواهم اسمش را بیاورم چون ایشان مسئول بازرسى در مالیات بر درآمد هستند و آنجا مسئول هستند و خودشان هم داعیه این را دارند که مدیرکل درآمدها بشوند و انشاءالله نوبت ایشان هم خواهد رسید بنده می‌خواهم از آقا تقاضا کنم که نسبت به مأمورین دولت به مأمورینى که با صداقت و امانت هستند بایستى قدردانى بفرمایند که مشوق اینها در کارهایشان باشد همین آقاى خطاطان یکى از بهترین مأمورین دارایى است (صحیح است) و این آدم با کسالت مزاج که پشت میز کارش حالت غش بهش دست داد چندین بار هم استعفا کرده بنده استعفایش را نپذیرفتم بنابراین یک کسى که صبح تا شب کار می‌کند و تاکنون هم خلاف امانتى ازش دیده نشده آقایان این از او تقویت بفرمایند تشویق بفرمایند و اگر نواقصى در دستگاه هست و متأسفانه هم هست این را کمک بفرمایید تا رفع بکنیم این که فرمودید اختیارى به ایشان داده شده و شاید ایشان رفته‌اند وسیله‌اى برانگیختند که این اختیار را بگیرند این طور نیست آقاى دکتر براى این که الان یک پرونده‌اى روى میز من هست که ایشان از این‏ اختیار خودشان صرف‌نظر کرده‌اند و این یک پرونده قطورى است وآن وقتى که می‌فرستادند پهلوى وزیر دارایى که وزیر دارایى تصمیم بگیرد آقاى داراب تشریف دارند یک دستگاهى که خودش صبح تا شب مواجه است و جزییات را می‌داند ولى بنده وزیر دارایى که هزار گرفتارى دارم یک پرونده قطورى اغلب اوقات آن وزیر مسئول این را نخوانده یا با اعتماد یکى دو نفر این را امضا می‌کند

(داراب- این فرار از مسئولیت است) و معلوم نیست که این تصدیقى که وزیر تأیید می‌کند این صحیح است و تصدیقى که رئیس مستقیم و مربوطه آن می‌کند آن صحیح نیست بنده خیال می‌کنم که باید مسئولیت را به اشخاص واگذار کرد و ازشان مسئولیت خواست و آنها را وادار کرد در مسائل تصمیم بگیرند (صحیح است) در قسمت کارهاى وصول و تشخیص بنده خیال می‌کنم که این معایب از سه قسمت ناشى است یکى اساساً خود قانون است و بنده خوشوقت شدم که در صورت مجلس مذاکرات می‌دیدم که در جلسه گذشته جناب آقاى خلعتبرى وقتى راجع به ضریب مالیاتى مذاکراتى فرمودند و بنده دیدم ایشان فرمودند که در زمان یکى از مستشاران امریکایى براى این که مرور زمان شامل نشوداظهارنامه‌ها را گفته‌اند بفرستید و احتیاطاً یکى دو صفر اضافه کنید چنانچه شما ملاحظه می‌فرمایید در یک دستگاهى براى این که در سر فرصت و با دقت تعیین کند پیش‌آگهى را با یکى دو صفر می‌فرستند که اگر صد هزار تومان است این بشود یک میلیون تومان و آن و قوانین نهصد هزار تومانى که اضافه شده است به صد هزار تومان ختم بشود بنابراین یک نقص در خود قانون است که در قانون جدید که بنده تقدیم کردم امیدوارم با توجه آقایان این عیب رفع شود یکى در خود دستگاه و مأمورین است

(یکى از نمایندگان- مخصوصاً باید ممیزى را اصلاح کرد) هیچ کدام از آقایان منکر نیستند که دستگاه درآمدها از حیث کارمند آقاى دکتر بینا متورم است  و این کارمندهایى که در این دستگاه هستند بنده نمی‌خواهم که عرض کنم نادرست هستند یک عده‌شان صلاحیت کار در آنجا را ندارند و آن عده‌اى هم که صلاحیت دارند و در اثر حملات مکررى که می‌شود بنده حس می‌کنم که روز به روز اینها از فعالیت‌شان کم می‌شود و قبول مسئولیت نمی‌کنند به همین جهت بود که در حکومت سابق آمدند و گفتند بنشینید و نسبت به این پرونده‌هاى معوق که از سال 1328 معوق هست سازش کنید و این کار را تمام کنید البته در دستگاه دولت هم مثل دیگر دستگاه‌ها حب و بغضى هست دنائت هست تقتین هست و بنده خیال می‌کنم که اغلب اوقات همین اظهار نظرها باعث می‌شود که خلط مبحث می‌شود و لوث می‌شود و ما نمى‌توانیم واقعاً کشف بکنیم و تشخیص بدهیم که اشخاص بد کدام هستند و اشخاص خوب کدام‌ها هستند بنده می‌خواهم که اینجا عرض بکنم که اغلب این کارمندان متوسل به خود آقایان هستند و اغلب هم می‌روند وسیله بر مى‌انگیزند و بنده هم البته تا آنجا که بتوانم استقامت می‌کنم ولى اگر یک مأمور خوبى را با تذکر مى‌آورم این توصیه نیست این تذکر و یادآورى است ممکن است یک شخصى را بنده روى خیال خودم بدانم اگر آمدند با دلیل و مدرک گفتند این آدم بدى است آقایان مطمئن باشند که بنده نه لجاج دارم و اگر با یک عده اشخاص و لو این که خیلى دوست و مربوط باشم دوستى را در امور مملکتى مطلقاً دخالت نمی‌دهم و آنها را نگه نمی‌دارم

(عبدالرحمن فرامرزى- بى‌لطفى می‌فرمایید عده‌اى از مأمورین به درانگه داشته‌اید)

(میراشرفى- یکیش آقاى آبتین رئیس گمرک است) آقاى آبتین مرد بسیار خوبى است آقا

(میراشرفى- تمام دزدی‌هاى گمرک‌ها روى همین است)

(عبدالرحمن فرامرزى- مسلماً این طور است دو میلیون قاچاق مى‌کنند حالا شما می‌گویید دروغ است) (زنگ رئیس- دعوت به سکوت)

رئیس- آقایان انتظام مجلس را باید حفظ کنید.

میراشرفى- حالا دیگر موضوع نفت نیست که ماحرف نزنیم آقاى دکتر امینى (زنگ رئیس).

رئیس- آقاى میراشرفى شما سؤال کنید استیضاح کنید و البته اینها جایش نیست.

میراشرفى- سؤال کردم ایشان هم شریک خودشان است.

وزیر دارایى- بنده هم تا سر این دستگاه هستم به هیچ وجه من‌الوجوه زیر بار این تحمیلات و اینها نخواهم رفت باید مشخص درستى مأمور بنده باشم.

عبدالرحمن فرامرزى- تذکر می‌دهم آقاى رئیس اگر مشخص دزدى ایشان هستند پس ما اینجا چه کاره‌ایم؟

+++

میراشرفى- آقاى رئیس ایشان به من توهین کردند (زنگ رئیس).

رئیس- شماهم بى‌نظمى می‌کنید

(میراشرفى- هرمزخرفى دلش می‌خواهد بگوید من نمى‌توانم بشنوم از مأمورین دزد حمایت می‌کند) شما نمی‌گذارید بشنوم حفظ نظم مجلس را باید بکنید شما حق استیضاح و رأى کمبود دارید از وزیردارایى استیضاح کنید و رأى کمبود بدهید ولى نظم مجلس را بایستى نگه بدارید

(میراشرفى- حالا دیگر آقاى سردار موضوع نفت نیست ما حق خودمان را می‌گیریم)

وزیر دارایى- مکرر از پشت این تریبون عرض کردم که اگر مأمور به کار خودش اطمینان نداشته باشد هر صبح تا شب مورد اهانت باشداین مأمور ازش مسئولیت نمی‌شود خواست بنابراین بنده خیال می‌کنم مأمور دولت مثل هر فردى بایستى تحت لوا و حمایت قانون باشد (صحیح است) و مادام که قانوناً دلیل و مدرکى بر علیه مأمور نیست بنده زیر بار نخواهم رفت (صحیح است- احسنت)

عبدالرحمن فرامرزى- اجازه می‌دهید بنده جواب ایشان را بدهم؟.

رئیس- سؤالى است یکى کرده و جوابش را می‌دهند آقاى دکتر بینا توضیح تکمیلى دارید بفرمایید؟.

عبدالرحمن فرامرزى- مگر مجلس ناظر بر اجراى قانون نیست.

دکتر بینا- من بسیار متأسفم که سؤال بنده باعث تشنج شد (دکتر عدل- همیشه این طور است)

بعضى از نمایندگان- شما هم سؤال نفرمایید) من چون می‌توانم سؤال کنم آقایان نمی‌توانند سؤال بکنند بله سؤال کردن هم راه دارد همه نمی‌توانند سؤال بکنند خیلى معذرت می‌خواهم که جناب آقاى وزیر دارایى که به ایشان ارادت دارم یک قدرى دلتنگ شدند (وزیر دارایى- ابداً) حقیقت عرض می‌کنم که خدمت ایشان ارادت دارم و اگر این تذکرات را دادم فقط براى این بود که ایشان را وزیردارایى لایق این مملکت می‌دانم و از ایشان می‌خواهم این کارها را درست کنند ایشان از شخصیت‌هاى بزرگ مالى این مملکت هستند

(دکتر جزایرى- به شرط این که از دزدها حمایت نکنند) انشاءالله نخواهند کرد ایشان شخصى هستند که حسن‌نیت دارند و این تذکر را بنده خواستم بدهم که با یک تذکر کوچک در دخانیات رضاییه 16 نفر را بیکار کردند و به دیوان کیفر فرستادند بنده الان اطلاع پیدا کردم که تمام اینها را بردند به مجازات برسانند و البته بنده هم تشکر می‌کنم همه اینها را به کیفر اعمال‌شان خواهند رسانید و اگر هم بنده دروغى گفته باشم حاضرم بروم و نشان بدهم بنده در حسن نیت دولت و حسن نیت ایشان تردیدى ندارم

(میراشرفى- ما تردید داریم) اما راجع به تجار وقتى اینجا صحبت شد باز هم شهدالله بنده تجاراین مملکت را با شرف‌ترین و بهترین مردم این مملکت می‌دانم که براى مالیه این مملکت خدمت می‌‌کنند و اگر تذکرى می‌دهم براى این است که براى آنها اخطارات غیرقانونى نفرستند تا بتوانند کار کنند دوست معظم جناب آقاى خلعتبرى فرمودند یک دیوان دادرسى دارایى درست بکنیدآقاى وزیردارایى اگر دیوان دادرسى دارایى درست بکنند هیچ کس رشوه نمی‌دهد هیچ تاجرى نمی‌ترسد که اگر امروز یک پیش‌آگهى یک میلیونى براى من آمد من در زیر بار آن خواهم ماند دیوان دادرسى دارایى درست بکنید مأمورین خاطى آن را در آن دیوان محاکمه کنید آنها هیچ وقت رشوه نمی‌دهند تجار ایرانى اگر بدانند مالیاتى که به خزانه مملکت می‌دهند صرف بهبود کارهاى مملکت خواهد شد ممکن نیست از زیر مالیات در بروند اما راجع به این پرونده متأسفانه آقاى وزیردارایى چون خودشان اسناد دستشان بود صحبت‌هایى کردند من هم یک یادداشت‌هایى اینجا کردم که جواب بدهم فرمودند در پرونده مورد بحث ما نامه‌اى به شماره 619 مورخ 16- 12- 32 از شرکت مقدم و توکلیان در صفحه 139 پرونده موجود است که شرکت مزبور نوشته است که کلیه واردات و صادرات به شوروى که به نام نصیرزاده در سال 30 منظور شده مطابق ارقامى که در دفاتر شرکت منعکس است مربوط به مقدم و توکلیان می‌باشد بنده تصدیق می‌کنم و واقعاَ تمام عرایض بنده را تأیید فرمودند اداره درآمدها معتقد است که پس از وضع این ارقام توافقى که با نصیرزاده به عمل آمده با توجه به سابقه مالیاتى که 250 هزار ریال بوده عادلانه است باید توجیه کرد که این عقیده از آن عقایدى است که اساسى ندارد اولًا در محتوی پرونده نصیرزاده صورتى که مشخص رسیدگى به دفاتر شرکت مقدم و توکلیان باشد و مفادنامه شرکت مزبور را تأیید کند موجود نیست ثانیاً با رسیدگى که اخیراً به حساب‌هاى مقدم به عمل آمده دو تخلف مشاهده شده یکى این که به مجرد دریافت نامه شرکت مقدم به دفاتر آن شرکت رسیدگى نشده است دوم این که پس از رسیدگى که به عمل آمده معلوم شده است دفاتر تجارتى دو شرکت با هم تطبیق نمی‌کند.

خرازى- دفاترتجارتى دو شرکت که نباید با هم تطبیق بکند بنده در رأیی نصیرزاده را یک میلیون و صد هزار تومان تحویل شما می‌دهم مقدم هم بهترین تجار ایران است نصیرزاده هم همین طور.

رئیس- آقاى دکتر بینا وقت شما تمام شد.

دکتر بینا- اجازه بفرمایید الان تمام می‌شود اولاَ اگر یک یا چند سال متصدیان وقت نسبت به بدهى مالیاتى یک مؤدى مسامحه و اعمال نظر کرده‌اند این دلیل ندارد که ملاک عمل مأمورین وصول باشد دوم مؤدى مالیات در یک سال مبلغ زیادى کار بکند و در یک سال مبلغ کمترى و این را هم مأمورین وصول نباید ملاک عمل قرار بدهند بنده اگر در این قسمت صحبت کردم عرض کردم چون به حسن نیت جنابعالى اطمینان دارم و در واقع به کار تجار با شرافت این مملکت هم اطمینان دارم این براى حمایت از تجارت است جناب آقاى خرازى این براى این است که تاجر را نباید برایشان این طور اخطار بفرستند و نباید با تجار این مملکت این طور بازى بکنند (خرازى- تشکر می‌کنم)

(قنات‌آبادى- یادداشت را مطالعه بفرمایید)

6- سؤال آقاى دکتر مشیر فاطمى راجع به مصرف درآمد آسفالت و جواب آقاى وزیر راه.

رئیس- آقاى دکتر مشیر فاطمى سؤال از وزارت راه کرده‌اند مطرح است بفرمایید.

دکتر مشیر فاطمى- بنده خیلى متأسفم که این سؤال بنده در موقعى می‌شود که جناب آقاى گرزن که مورد اعتماد مجلس و عموم مردم هستند وزیر راه هستند چون همه به ایشان اعتماد دارند (صحیح است) ولى به طوری که آقایان مسبوق هستند از سال 1325 یک عوارضى براى آسفالت راه‌هاى کشور وضع شد و به طویمه بنده در بودجه‌هاى مختلف دیدم در حدود سالى بین 8 و ده میلیون تومان عواید این مالیات و عوارض بنزین است باید 80 میلیون تومان در حقیقت وصول شده باشد (صحیح است) ولى آنچه که بنده و سایر آقایان دیدیم فقط دو جاده تا به حال آسفالت شده است یعنى جاده از تهران به قم و از تهران به قزوین این را هم اگر کیلومترى 70 هزار تومان حساب کنیم تازه می‌شود در حدود مثلًا 19 میلیون یا 20 میلیون تومان اگر کیلومترى صد هزار تومان حساب بکنیم می‌شود 29 میلیون تومان حالا البته به موجب یک ماده‌اى که در یکى از قوانین تصویب شده این بوده است که راه‌هاى شوسه‌اى هم که داخل شهرها عبور می‌کند از این محل آسفالت بشود بنده خیال می‌کنم که آن هم جمعش در تمام کشور بیش از 150 کیلومتر نباشد و این 30 یا چهل میلیون را هم در دولت سابق به مصرف حقوق رسانیده‌اند و از بین رفته است چه شده است نمی‌دانم بنده خودم الان چندین سال است می‌بینم از اصفهان به مورچه خور را سه دفعه تا حالا زیرسازى کردند و آسفالتش نکردند خوب اگر این راه جز ایران نیست یک مطلب علی‌حده‌اى است پس پول‌هاچه طور شده؟ بنده خواستم از این موقع هم استفاده بکنم و تصور می‌کنم که بهترین موقع باشد چون شنیدم در زمان حکومت آقاى مصدق‌السلطنه یک کمپانى آلمانى را آوردند اینجا و حاضر بود که تمام جاده‌هاى ایران را آسفالت بکند بعد در اینجا سر به‌سرش گذاشتند و رفت حال که جنابعالى وزیر راه هستید حقاً باید یک اقدامى بفرمایید که این راه‌ها تحت نظر یکى از کمپانى‌هاى معتبر شروع بکنند به آسفالت کردن راه‌ها چون این راه‌ها را باید در نظر بگیرید که ما چه قدر پول براى لاستیک و اسباب یدکى بدهیم تمام راه‌ها به واسطه بارندگى از بین رفته است و خراب است ما این قدر متمولیم که جاده‌های‌مان بایستى با لاستیک صاف شود این است که خواستم از آقاى وزیر راه تقاضا کنم اولًا معلوم بفرمایند این پول‌ها چه شده است اگر باقى مانده است به مصرف این راه‌هاى خراب برسانید و اگر باقى نمانده که به مصرف رسیده است چه فکرى کرده‌اید؟

رئیس- آقایان وزیر راه.

وزیر راه (سرلشگر گرزن)- جناب آقاى مشیر فاطمى راجع به آسفالت‌هایى که از سال 25 تا حال شده و عوایدى که وصول شده سؤال فرمودند و آنجا بیاناتى ایراد فرمودند نظرشان کاملًا صحیح است بیش از 80 میلیون تا به حال وصول شده است در حدود از اواسط سال 25 تا آخر سال 32 مبلغ45/ 836184066  ریال وصول شده است و براى 90 نقطه به مصرف آسفالت یا تعمیر آسفالت رسیده و صورت هزینه‌اش که تهیه شده تقدیم مقام ریاست می‌شود که آقایان اگر بخواهند مراجعه فرمایند البته صورت ریز هزینه‌اش هم در دفاتر هست اگر آقایان بفرمایند ممکن است که دفاتر در اختیار خود آقاى دکتر فاطمى و یا سایر آقایان گذارده شود مطلبى که فرمودید و بسیار صحیح بود این بود که با این مبلغ بایستى مقدار زیادى آسفالت داشته باشیم و چرا نداریم بنده می‌خواستم که به عرض آقایان برسانم بنده از بدو پیدایش آسفالت نبودم و مثل سایر آقایان ناظر بودم از دور و عملیاتى که آسفالت کارى آن روز می‌شد با عملیاتى که امروز می‌شود خیلى فرق داشت (صحیح است) آسفالت کارى سابق مثل این که تازه شده بود در ایران نضجى نگرفته بود و اطلاعاتى نداشتند مأمورین در خود تهران شاید آقایان خاطرشان باشد زیرسازى نمی‌شد به آشفته و آهک زیرسازى می‌کردند و این هنوز خودش را نگرفته بود و خیس بود رویش آسفالت می‌کردند بدیهى است وقتى که هوا گرم می‌شد آن رطوبتى که زیر آسفالت بود یعنى می‌کرد که خودش را خارج بکند و آسفالت ورقه ورقه می‌شد و از بین می‌رفت

(ارباب- دستور بفرمایید راه آسفالت را هم آسفالت بکنند) بسیار خوب دستور داده‌ام (عبدالرحمن فرامرزى- راه قشم به بندرعباس را هم) مجبور می‌شدند همین خیابان‌هاى تهران را چندین مرتبه آسفالت کنند راه قم و قزوین را که ملاحظه می‌فرمایید همان جاده سابق خاکى بود بدون این که زیر

+++

سازى بشود روى آن را آسفالت کردند بدیهى است این مقاومت کافى ندارد وقتى که یک راه به طور اساسى زیرسازى نشود و پل و ابنیه و غیره با اصول فنى ساخته نشود رطوبت به این حمله می‌کند و بزرگترین دشمن جاده‌ها هم رطوبت آب است بنابراین یک کارى باید اول به طور اساسى باشد و براى مدت زیادى دوام پیدا کند نشده و مجبور و هستند روز این عمل را تکرار کنند بنده از دی ماه گذشته که به وزارت راه آمدم راه قم و قزوین که سابقاً قابل عبور نبود و الان هم خوب نیست و مصادف بود با زمستان که نمی‌شد آسفالت کرد تعمیر کرد مقدمات این کار را فراهم کردیم و امسال از اردیبهشت شروع کردیم یک قسمتش در خرداد شروع شد و اگر تمام خط را می‌خواستیم تعمیر کنیم بودجه زیادى می‌خواست چون در حدود کیلومترى هفتاد هزار تومان خرج دارد و آنجایی که ابنیه فنى مى‌خواهد در حدود کیلومترى یک میلیون ریال یعنى صد هزار تومان خرج دارد و البته 147 کیلو متر راه قزوین و 149 کیلو متر راه قم ملاحظه می‌فرمایید که بیش از تمام بودجه وزارت راه پول محو است بنده فکر کردم که از بدترین نقاط شروع بکنیم به تعمیر اساسى و آنجایى که خیلى بد نیست لکه‌گیرى بکنیم براى این که مزاحمت مردم کم بشود تا سال دیگر اگر بودجه‌اى رسید و پولى به ما دادند باز همین طور ادامه پیدا کند باز بدترین جاها را شروع بکنیم و براى این که مقدمات کار فراهم شود و اگر پولى رسد وقت تلف نشود براى مناقصه واین کارهااین بود که ما اکیپ‌هایى فرستادیم براى نقشه‌بردارى و تمامش را انجام دادند و حالا نقشه‌بردارى شده و جاى تعمیرکاری‌ها معین شده این توضیحى بود که بنده می‌خواستم عرض کرده باشم راجع به این قسمت و همان طوری که خود جناب آقاى مشیر فاطمى اشاره فرمودند یک مقدار زیادی براى شهرستان‌ها مصرف شده است و بنده جمع نزده‌ام که چه قدر شده ولى ارقامش هست

(دکتر مشیر فاطمى- چیزى باقى نمانده؟) امسال که ما هر چه داشتیم تعهد کردیم و تعمیرات قزوین و قم و راه کرمانشاه و جاده شمیران

(احمد فرامرزى- جاده شمیران چرا باید با وزارت راه باشد؟) بله شهردارى تقبل کرده بود که به ما بدهد و این کار قبل از بنده شروع شده بود و حالا فعلاَ مکات می‌کنیم شاید بشود مخارج آن را از شهردارى گرفت در هر حال نود و یک قلم است که تا آخر سال 32 به مصرف تعمیرات راه‌ها رسیده است و این صورت را بنده تقدیم می‌کنم به مقام ریاست و صورت ریز هزینه حاضر است در وزارت راه چون مشکل بود براى این که خیلى بود بنده نیاوردم و هر وقت آقایان بخواهند ممکن است در اختیارشان بگذاریم راجع به یک مطلب دیگرى که فرمودند براى آتیه بنده براى آتیه می‌خواهم اطمینان بدهم که اقداماتى در جریان است که براى ده دوازده روز دیگر انشاءالله نتیجه اقداماتش معلوم می‌شود و راه‌هاى مهم کشور بلکه با یک دستگاه‌هاى بسیار مجهز با ترتیب صحیحى ساخته بشود یک ساخته می‌شود یک قسمت آسفات می‌شود (احسنت احسنت)

پیراسته- راه طهران به همدان را هم از راه ساوه فراموش نفرمایید.

رئیس- آقاى دکتر مشیر فاطمى شما دیگر توضیح تکمیلى ندارید؟

(دکتر مشیر فاطمى- خیر) آقاى وزیر جنگ بفرمایید.

7- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر جنگ.

وزیر جنگ (سپهبد هدایت)- نظر به تبصرع ماده واحده قانون الغاى کلیه لوایح دکتر مصدق ناشیه از اختیارات لایحه قانونى رسیدگى به دعاوى اشخاص بر علیه دولت راجع به املاک که مشتمل بر 8 ماده است و ادامه آن ضروری است تقدیم واستدعاى تصویبش را دارم.

8- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان عمیدى نورى و کاشانى.

رئیس- آقاى عمیدى نورى فرمایشى دارید؟

عمیدى نورى- بنده یک سؤالى دارم که تقدیم می‌کنم راجع به قیمت نفت است این نفت که قرار شده است کنسرسیوم بخرد گویا قیمتش کمتر از قیمت خلیج فارس است.

رئیس- آقاى کاشانى.

کاشانى- چون دولت نسبت به تذکرات بی‌غرضانه آقایان نمایندگان در موردانتخابات شهر کرمان توجهى نکرده و از فرد اخذ رأى در محیط متشنجى شروع خواهد شد من ضمن تقدیم این سؤال دولت را مسئول هر نوع پیش آمد نامطلوبى در شهر کرمان می‌دانم و بدین وسیله اتخاذ سند می‌کنم.

9- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون دارایى راجع به مالیات بر ارث و نقل و انتقالات بلاعوض

رئیس- دستور جلسه پیش مالیات بر ارث بود دنباله آن ادامه داده می‌شود جلسه قبل پیشنهاد کفایت مذاکره داده شد و موکول به رأى شد البته آقایان در نظر دارند که این پیشنهاد کفایت مذاکرات داده شده است آقایانى که موافقند با کفایت مذاکره در کلیات این لایحه قیام کنند (اکثربرخاستند) تصویب شد. رأى می‌گیریم به ورود در مواد. آقایانى که موافقند قیام بفرمایند اکثر برخاستند تصویب شد. ماده اول مطرح است. قرائت می‌شود. (به شرح زیر خوانده شد)

ماده اول- هر گاه در نتیجه فوت شخصى اعم از فوت حقیقى یا فوت فرضى اموالى ارثاً به کسى برسد و ارث متوفى بر طبق این قانون مشمول مالیات بر ارث می‌شوند.

رئیس- آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار- بنده مطالب خودم را در عرایضم که در کلیات کردم عرض کردم و عرضى ندارم. (مشایخى- بنده در ماده اول اسم‌نویسى کردم)

رئیس- آقاى نقابت در ماده اول مخالفید؟ (نقابت- بلى مخالفم) بفرمایید.

نقابت- عرض کنم که مقصود این است که مجلس شوراى ملى وقتى وارد در مواد قانون می‌شود و نسبت به اساس کار شروع به مذاکره می‌کند یک حس خستگى در آقایان پیدا مى‌شود در صورتى که اگر سؤال استیضاح و مناظره در بین باشد بیشتر توجهات معطوف به این مذاکرات است ولى در متن مطالبى که مربوط به کار اساسى کشور است گاهى خستگى پیدا می‌شود. در ماده اول این قانون که على‌الاصل می‌شود تذکراتى در کلیات هم داده توجه دقیقى لازم است. بنده لایحه پیشنهادى دولت و گزارش کمیسیون هر دو را دارم و حتى مقایسه هم کردم، حتى یک (واو) حتى یک (الف) در این دو لایحه فرق نکرده

(داراب- چرا در ماده 2 فرق کرده) ولى باید گفت اصلاحات عبارتى یا اصلاحاتى در معانى غالباً باید در کمیسیون بشود و خواهش می‌کنم که آقایان یک توجهى بکنند زیرا که اصلاح بعضى مواد در مجلس شوراى ملى بسیار مشکل است و باید به صورت پیشنهاد داده بشود و در ظرف زمان محدود پنج دقیقه توضیح و افهام این معنى بسیار مشکل خواهد بود و آن وقت هم با یک همهمه و سر و صدایى ممکن است که حق مطلب کاملًا ادا نشود (صحیح است) در ماده اول می‌گوید هر گاه در نتیجه فوت شخصى اعم از فوت حقیقى یا فوت فرضى

(شمس قنات‌آبادى- فوت فرضى چیست؟) شما دارید می‌روید بیرون بنده نمی‌توانم بگویم

(یک نفر از نمایندگان- غایب مفقودالاثر)

(قنات‌آبادى- بنده اینجا ایستادم که ببینم فوت فرضى چیست؟) فوت فرضى که در قانون مدنى به عنوان موت فرضى تلقى شده است در ماده 1020 قانون مدنى است و آن وقتى است که مردى مفقودالاثر مى‌شود و مدتى از او خبرى نیست. در چنین حالى ورثه یا بستانکار یا هر شخص ذی نفعى حق دارد به دادگاه مراجعه کند و تقاضاى صدور حکم موت فرضى آن شخص را بنماید

(شمس قنات‌آبادى- مدتش چه قدر است؟) این مدت بنا به سن اشخاص است یعنى ده سال بعد از 75 سال هر گاه شخصى که مفقودالاثر شده است به سن 75 رسیده باشد و ده سال از او خبرى نباشد محکمه براى او حکم موت فرضى صادر می‌کند. این در حالات طبیعى است ولى حالات مختلف و استثنایى دارد که باز در جلد دوم قانون مدنى پیش‌بینى شده از قبیل این که مرد مسافرى در کشتى حرکت کرده باشد و آن کشتى به مقصد نرسیده باشد ؤ در خلیج فارس یک سال، در بحر عمان و اقیانوس هند دو سال و در سایر نقاط عالم سه سال، اینها همه در قانون پیش‌بینى شده. به این جهت این کلمه موت فرضى که در اینجا گفته می‌شود یک اصطلاح خاصى است و صحیح هم هست. منتهى قانون هر دو را ستعمال کرده هم موت فرضى و هم فوت، مطلب بنده در اینجا نیست، مطلب بنده در اینجا است که وقتى اموالى تقسیم می‌شود قاعدتاً مالیات گرفته می‌شود از آن کس که بدون زحمت نفعى از راه ارث یا از راه وصیت می‌برد و در واقع مجاناً حقى به او رسیده است دولت می‌خواهد بگوید که چون وارث یک نفعى تصادفاً عایدش می‌شود بایستى مالیات بدهد. دراینجا یک مسامحه فرارآمیزى در متن ماده 2 هست مثلًا نوشته می‌شود که مطالبات قابل وصول و حقوقى از هر قبیل مانند حق الاختراع و حق‌التألیف پس از ضع بدهی‌هاى محققه متوفى و واجبات مالى، این جمله واجبات مالى بسیار مسامحه‌آمیز است زیرا ما واجبات مالى در قانون عنوانى نداریم در حقوق مدنى اطلاق می‌شود یعنى خمس، زکات، رد مظالم سهم امام، اینها واجبات مالى است یعنى یک حقوقى است که بر مال تعلق می‌گیرد و اگر کسى بدهکار بود آن مقدارى که بدهکار است واجبات مالى اوست. اگر ملکش وثیقه رهن بود آن ملک متعلق حق غیر است، اینها واجبات مالى است اما اینها را ما تحت عنوان حقوق و بدهی‌هاى مختلفه مستثنى کردیم، پس مقصود از واجبات مالى چیست؟ اگر می‌خواهید ثلث وصیت و نذر و این حقوقى را که میت مقرر می‌دارد و حق دارد مقرر بدارد، اینها را بگوییم واجبات مالى چرا اصطلاح قانونى خودش را نگوییم که بعد ما را دچار تفسى در وزارت دارایى نفرمایید مااصطلاح قانونى خودش را می‌گوییم که اگر مالى به ارث برسد در چه شرط می‌رسد، مطابق صریح قرآن من بعد وصیت یوصى بهااودین عبارت این است، بعد از وصیتى که موسى به آن وصیت کرده است یا دین، دین را تصدیق کرده‌اند ما متشکریم ولى وصیت را اسم بردند و آن وقت وصیت را تحت عنوان واجبات مالى باز بپذیریم در اینجا هم پیداست که می‌خواستند این حرف را بزنند: وصیت بر دو نوع است یا وصیت عهدى است و یا تملیکى، وصیت تملیکى اشکالى ندارد که مالیاتش را بدهند زیرا که وصیت تملیکى حقى است که میت براى زید عمروبکرو خالد و وصى خودش یا اولادش مقرر مى‌دارد در هر صورت یک مالى است مجانى و این در پرداخت مالیاتش اشکالى نیست اماهر گاه

+++

بخواهید که وصیت عهدى را هم مشمول مالیات قرار بدهید صحیح نیست زیرا وصیت عهدى عبارت از این است که شخصى وصیت می‌کند که مالى را به دست زیدى بدهند که او در مقابل یک کارى را انجام بدهد یعنى مال مجانى نیست، مالى است معوض و آن وصى مکلف است به انجام آن امور و هر گاه این وصیت تملیکى را شما بخواهید با هبه یا صلح غیر معوض قیاس بکنید صحیح نیست زیر آن مرد وصى دیگر چاره ندارد و نمی‌تواند که از جیب شخصى خودش برود انجام بدهد و ناچار آن حقوق را باید انجام بدهد حال این حق هم کنترل شده است در قانون مدنى و متأسفانه عرض کردم که توجه نشده است و آن این است که آقاى موصى نمی‌تواند زائد بر ثلث وصیت بکند مگر با تصویب ورثه و ورثه هم هیچ وقت ماندید به تصویب بکنند که حق زائد بر ثلثیبه خودشان ضرر بزنند براى رضایت پدر و غالباً عکس آن دیده شده است حالا پس وقتى که حق شخص متوفى است که معادل ثلث اموال خودش را وصیت بکند و وصیت عهدى هم می‌کند که کارى انجام بدهند شما باید این وصیت را حتماً مشمول معافیت مالیاتى بدانید

(وزیر دارایى- در ماده اول است یا دوم؟) در ماده دوم این هم حکم شرع است و هم حکم قانون است  و بنابراین پس از وضع بدهی‌هاى‏ محققه متوفى باید اضافه بکنیم و وصیت‌ عهدى متوفى، این مطلب حل می‌شود. این که در ماده دوم عرض می‌کنم براى این است که مطابق فرمول مجلس در ماده اول می‌شود تذکرات کلى هم داد منتهى دیگر واجبات مالى به هیچ وجه نداریم مگر وصیت و گفتیم که فقط باید وصیت‌هاى عهدى را اضافه کنیم

(صدرزاده- یعنى به جاى واجبات مالى) امور خیریه واجبات مالى نیست

(صدرزاده- وصیت ممکن است باشد) وصیت را خودش را ذکر می‌کنیم، وصیت عهدى را ذکر می‌کنیم نه وصیت تملیکى را خیرات و مبرات هم به موجب ما دیگر مطلقاً معاف است و مورد بحث ما نیست، چون وصیت عهدى قید نشده است و معاف شناخته نشده است و فقط به صورت مالى قید شده است و کلمه واجبات مالى یک اشکالى دارد که ممکن است وصیت را نگیرد تقاضاى ما این است که این کلمه وصیت عهدى تصریح بشود مطلب دیگر این است که جناب آقاى وزیردارایى توجه بفرمایند تناقض صریحى بین ماده 6 و ماده 7 موجوداست در ماده 6 پس از آن که اداره دارایى تشخیص داد و ابلاغ کرد که البته آن هم باید ابلاغ واقعى باشد و طرف اعتراض نکرد و واخواهى در ظرف مدت مقرر نرسید می‌نویسد نظر دارایى قطعى شده و بر طبق آن مالیات گرفته می‌شود البته منظور این است که موقتاً گرفته می‌شود اگر کسى اظهارنامه نداد یا مالیه اعتراض کرد و اظهارنامه صادر کرد و ابلاغ کرد و طرف اعتراصى نکرد نظر دارایى قطعى می‌شود و آن حق از او وصول می‌شود. اما در ماده 7 دیده می‌شود که این کار در چنین صورتى می‌رود به کمیسیون تشخیص و بعد از کمیسیون تشخیص می‌رود به کمیسیون تجدیدنظر تشخیص پس این منافات درد که در ماده 6 بگوییم که قطعى است و در ماده 7 بگوییم غیرقطعى و قابل اعتراض و قابل مراجعه به کمیسیون بدوى و تجدیدنظر است به این جهت راه حلش این است که در ماده 6 بعد از این کلمه در مدت مقرر اعتراض نرسید نظر دارایى قطعى است باید بگوییم نظر دارایى موقتاً قطعى است براى این که آن حق مقرر در ماده 7 محفوظ بماند و حق هم این است که محفوظ بماند

(پیراسته- موقتاً که قطعى نمى‌شود به نوعى سید موقتاً قابل اجرا است) موقتاً قطعى بودن از لحاظ این است که مالی را زیر نظر بگیرند که حق دولت پس از تشخیص به باد فنا نرود زیرا تا وقتى که تشخیص بدهید و از کمیسیون‌ها بگذرد ممکن است نقل و انتقالاتى بشود و مؤدى یک مرد فقیر و معسرى قلمداد بشود بنابراین موقتاً باید یک همچو عملى بشود

(سرمد- بنویسند با رعایت ماده 7 قطعى است) مطلب دیگر در ماده 8 است که استدعا می‌کنم آقاى وزیر دارایى توجه کنند که دستور ثانى این مطلب اصلاح بشود ماده 8 دارد که هر گاه ورثه یا کسانى که متصدى امور ورثه هستند در طرف مدت مقرر در ماده 5 اظهارنامه ندهند مالیات آنها رأساً از طرف دارایى بر طبق تحقیقاتى که به عمل خواهد آمد تشخیص و به فورى ابلاغ می‌شود و بر طبق ماده 6 رفتار مى‌شود در صورتى که گفتیم ماده 6 قطعى است. باید بگوییم بر طبق ماده 6 و 7 عمل می‌شود زیرا که در مورد ورثه هم باید حق تجدیدنظر و تشخیص کمیسیون بدوى ملحوظ باشد ولى در ماده 8 طورى نوشته شده است که حق ورثه ساقط شده است و باید بنویسیم بر طبق ماده 6 و 7 رفتار مى‌شود و در اینجا اقتضا دارد که یک تبصره‌اى هم اضافه بکنیم و آن مربوط به حالاتى است که ورثه معلوم نباشند یا اختلاف بین ورثه باشد زیرا غالباً دعوا حصر وراثت هست مخصوصاً راجع به متمولین با این که ما قانون ازدواج داریم، قانون ثبت اسناد داریم و ازدواج‌ها الزاماً در دفتر اسناد رسمى واقع بشود با همة این مقرراتى که داریم متأسفانه دیده می‌شود که وقتى یک مرد متمولى می‌میرد بلافاصله برایش چند تبچه درست می‌کنند یک زنى پیدا می‌شود. مثل مرحوم دکتر معاون رفیق خودمان در مجلس، عرض کنم که این مرد در نتیجه تصادف اتومبیل فوت کرد، کسى پیدا شد و گفت که آقا بنده زن او هستم و بچه هم دارم و همین طور راجع به اشخاص دیگر، وثوق‌الدوله قوم و خویش آقاى وزیر دارایى که هنوز دعواشان در محکمه مطرح است و سایرین هم هستند که به محض این که یک مرد متمولى مرد چند نفرى پیدا می‌شوند یک استشهادى و حتى در یک موردى بنده دیدم که سجل هم گرفته‌اند می‌روند در اداره ثبت احوال و دو سه تا هم شهادت می‌دهند و سجل می‌گیرند و سجل هم قطعى است تا اثبات خلاف و سند رسمى است تااثبات خلاف و این اختلاف بین ورثه یا در نتیجه تشخیص و یا شاید به واسطه معلوم نبودن وارث ایجاد می‌شود مثلًا مرد بوده است که اولادى ندارد یا اولادى دارد و پیدایش نمى‌شود آن وقت نتیجه این می‌شود که دو ماه می‌گذرد آن وقت مالیه یک تشخیصى داده است و قطعى است و حقوق اشخاص و حق دفاع اشخاص ساقط می‌شود براى این که مبادا تصدیع‌تان بدهم این قضیه را هم عرض می‌کنم و مرخص می‌شوم. یک مرحوم ندیم باشى بود که مرحوم شده بود سید خیلى فاضلى بود و اهل کتاب بود، این روبه‌روى خانه اعلیحضرت همایونى منزل داشت و همیشه هم صندلیش کنار خیابان بود و یک کتابخانه‌اى داشت که حالا کتابخانه او در کتابخانه ملى در شعبه‌اى به نام ندیمى کتابهایش هست و اتفاقاً در خوب جایی است و کتابهایش خوب جایى رفته و این شخص وارثى نداشت واهل خراسان بود و یک عده قوم و خویش هم در مشهد دارد، خواهر و خواهرزاده و اینها

(پیراسته- حاج ندیم باشى پدر دکتر خوشبین است) این شخص غیر از آن است این شخص اینجا مریض شد و مرد. یک خانه‌اى داشت با این کتاب‌ها و اثاثیه. باغبان اعلیحضرت فقید می‌رفت آنجا و مى‌آمد و با این آشنا بود. یک روزی این سید ناخوش شد و مرد و باغان اثاثیه‌اش را جمع‌آورى کرد و اموالش را هم تحت اختیار گرفت و چون وارثش نبود یک روزى به عرض اعلیحضرت می‌رساند که این آقاى ندیم باشى مرحوم شد و به من گفته است که این اموالش مال اعلیحضرت، تصدق، این منتظر بود که اعلیحضرت بفرمایند که من لازم ندارم مال تو اعلیحضرت فرمودند که من لازم ندارم اگر وصیت محقق است خانه‌اش را شهردارى ببرد و کتابهایش را هم فرهنگ و دیدیم که همین طورهم شد، کتاب را فرهنگ برده و خوب جایى هم هست، جاى محفوظى است‏. اگر دست دیگرى بود کنار بازار مى‌ریختندو مى‌فروختند اما خانه‌اش را شهردارى برد و این خانه را رفتند سند مالکیتى را که به نام سید صادر شده بود بر خلاف قانون عوض کردند و به نام شهردارى کردند و تا این تاریخ یک بی‌غوله خرابى بود و خاکروبه‌دانى خیابان پهلوى است و ورثه این بدبخت هم مدت‌هاست اینجا التماس وزارى می‌کنند توى ادارات و به جایى نمی‌رسند چون هم مالیه روى قانون مالیات بر ارث و وارث غیر معلوم روى آن دست گذاشته و هم شهردارى خانه را برده و به کسى نمی‌دهد و سپور آن خیابان آنجا نشسته و آنجا را خاکروبه‌دانى کرده، این گونه بى‌عدالتى‌ها و عدم توجه به حقوق عامه دیده می‌شود و بعد نمونه‌اش را ذکر می‌کنند در یک محافلى آدم بیچاره می‌شود بگویدقانون نداریم داریم، بگوید مرجع رسیدگى کننده به اینها نیست که هست، بگوید حقوق کافى نمی‌گیرند، می‌گیرند. اما با آن که تمام این وسایل در ما جمع است در خارج این اطاق می‌بینیم که حقوق بین زمین و هوا معلق است و کسى نیست که حقوق برسد براى آن که مطالعه دقیق و توجه عمیقى به این کارها نمی‌شود. استدعا دارم آقاى وزیر دارایى حالا که این قانون مالیات بر ارث بعد از تقریباً پانزده شانزده سال آزمایش، چون ما این قانون را در 1316 گذراندیم و بعد از آن هم پانزده یا شانزده سال وزارت دارایى تجربه دارد، مطالعه کرده است حالا که قانون دارد می‌گذرد، یک قانونى مجهز و مکمل بگذرد. هیچ یک از آقایان مخالف نیستند که مالیاتى از ارث گرفته بشود و همه معتقد هستند که روى یک اصولى باشد که شأن قرن بیستم است. اگر چه تا آخر مواد مطلب بسیار است ولى بنده خودم خسته شدم و به این جهت رفع زحمت می‌کنم.

مشایخى- بنده به عنوان موافق اسم‌نویسى کردم.

رئیس- پیشنهادى رسیده است از آقایان عبدالرحمن فرامرزى که این لایحه مسکوت بماند و این بر وفق ماده 144 است پیشنهاد قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

رئیس- به طور اختصار باید توصیح بدهید.

عبدالرحمن فرامرزى- بسیار خوب به اختصار توصیح می‌دهم، اما نفرمایید که مربوط نیست اگر من مربوط نکردم آن وقت بفرمایید. عرض کنم که من این پیشنهاد را دادم براى این که مجلس در دست دولت‌ها، مثل خود قانون شده است در دست دولت‌ها، دولت‌ها خیال می‌کنند که قانون این نیست که درباره دولت و ملت هر دو اجرا بشود، خیال می‌کنند که قانون براى این است که وقتى خواستند با یک کسى رفتارى بکنند بگویند مطابق ماده فلان و اما به این که خودشان هم به قانون معتقد باشند هنوز به فکر دولت‌ها نرسیده، مجلس هم همین طوراست. در این اواخر دوره مصدق که هنوز مجلس بود یک کسى صحبت مجلس و اینها را می‌کرد که براى چه نگهش داشته‌اند یک وقتى من اینجا گفتم مجلس براى این است که اگر دولت خواست یک کارى بکند و بگویند چرا کردى بگوید من نکردم مجلس کرد و در خارج از اینها هر کارى دل‌شان خواست می‌کنند دولت‌ها

+++

نه خودشان را دولت مجلس می‌دانند و نه مقید هستند. مثلاَ ما در همین مجلس اعلام جرم کردیم راجع به آنهایی که کمک کردند به رفراندم و بستن مجلس یعنى تعطیل مشروطیت، آنها که ما علیه اینها اعلام جرم کردیم و مجلس را بستند اینها هنوز هستند و دولت‌ها نگهشان می‌دارند یعنى دهن کجى به مجلس مى‌کنند می‌گویند شما اعلام جرم کردید اما ما مقید نیستیم که اجرا کنیم آنچه را که مجلس می‌خواهد (صحیح است) اینجا آقاى دکتر امینى فرمودند که تشخیص صلاحیت را من می‌دهم، صحیح است، هر کسى حق دارد به موجب تشخیص خودش عمل بکند، تردیدى نیست، بعد فرمودند که اجزا به وکلا متشبث می‌شوند آنها هم توجه می‌کنند، این هم راست است شما آقاى دکتر امینى می‌خواهید تکذیب بکنید، می‌خواهید تصدیق بکنید هیچ کارى توى دستگاه شما بدون توصیه انجام نمی‌شود. حالا ممکن است که این توصیه را من بکنم، یک وکیل بکند، وکلا بکنند یا خارج بکنند.

رئیس- آقاى فرامرزى این مربوط به مسکوت ماندن نیست از موضوع خارج نشوید علتش همین است که هیچ کس آیین‌نامه را رعایت نمی‌کند. مجلس شأنش این است که وکیل آیین‌نامه را رعایت بکند تا وزیر تکلیف خودش را بداند وکیل هم به آنجا وظیفه خودش واقف باشد وقتى مخلوط شد همین می‌شود.

فرامرزى- مخلوط نیست می‌خواهم بگویم که یک وکیلى چه جور اعتراض بکند، ما چه جور حرف بزنیم که یک وزیرى نگوید من زیر بار تحمیل نمی‌روم مرتب وزیر به وکیل تهمت بزند؟

رئیس- استیضاح کنید، راهش این است.

فرامرزى- الان قانونى مطرح است و وزیر دارایى موافقش است من می‌خواهم بگویم که قانون معنى ندارد در یک همچو مملکتى و اصلًا بی‌خود آورده‌اند در این مجلس و اینها که این قانون را آورده‌اند به مجلس بى‌احترامى می‌کنند یک وزیرى می‌گوید که من زیر بار تحمیل نمی‌روم مگر وکیل نمی‌تواند بگوید که من هم زیر بار خودسرى وزیر نمی‌توانم بروم من زیر بار تحمیل نمی‌روم یعنى وکلا به من تحمیل می‌کنند و من زیر بار نمی‌روم. ما چه جور حرف بزنیم آقاى دکتر امینى؟ ما ملاحظه رفاقت سپهبد زاهدى را می‌کنیم، ما زهل من مبارزه طلبیدن فلان وزیر نمی‌ترسیم مخصوصاً که نقطه‌هاى ضعف ما با هم خیلى تفاوت دارد.

رئیس- حالا رأى به مسکوت گذاشتن لایحه بگیریم یااسترداد می‌کنید؟

پیراسته- بنده بااین پیشنهاد مخالفم.

فرامرزى- خیر پس نمی‌گیرم.

پیراسته- بنده مخالفم اجازه بفرمایید صحبت کنم.

رئیس- آقاى پیراسته.

پیراسته- عرض کنم که بنده متأسفم که با پیشنهاد آقاى فرامرزى که سمت استادى بر بنده دارند و هم افتخار این را دارم که در یک فراکسیون با ایشان هستم مخالفت کردم و دلایل مخالفتم را عرض می‌کنم و تمنى می‌کنم که آقاى فرامرزى هم بعداً استرداد کنند مطلب براى همیشه باید حل شود محققاً دولت، هر دولتى می‌خواهد باشد، مبعوث مجلس و منتخب مجلس است و تا موقعى می‌تواند سر کار بماند که مورد اعتماد مجلس باشد (صحیح است) و دولت اگر، این دولت یا هر دولت دیگرى اگر مورد اعتماد مجلس نباشد و بخواهد دقیقه‌اى بماند آن وقت به او آن رسد که به آقاى دکتر مصدق‌السلطنه رسید، دولت بایستى با مجلس کار بکند و ما همان طور که جناب آقاى فرامرزى به عرض مجلس رساندند اسیر احساسات‌مان نسبت به شخص سپهبدزاهدى هستیم از نظر همکارى که با هم داشته‌ایم با هم هستیم، ما نشستیم قسم خوردیم.

مسعودى- بگویید ما وزرا را نمی‌خواهیم.

پیراسته -آقا اجازه بدهید حرفم را بزنم شما چه حقى دارید وسط حرف من حرف می‌زنید.

رئیس- شما راجع به سکوت می‌خواهید حرف بزنید بفرمایید یک کلمه خارج از موضوع اجازه نمی‌دهم همین موضوع است که مجلس را به این صورت انداخته است

پیراسته- آقا اجازه بدهید حرفم را بزنم ایشان چه حقى دارند که حرف بنده را قطع مى‌کنند آقا جلو ایشان را بگیرید.

عبدالرحمن فرامرزى- همین بى‌ادبى‌هاى وزیر است که مجلس را عصبانى می‌کند.

نقابت- مجلس عصبانى نمى‌شود دو نفر عصبانى می‌شوند.

رئیس- صحبتتان را بکنید آقاى پیراسته.

پیراسته- بنده خواهش می‌کنم که وقتى صحبت می‌کنم آقایان وسط عرایض بنده صحبت نکنند چون خداى نخواسته ممکن است اسائه ادبى بکنم که باعث رو سیاهى بنده بشود. در هر صورت قانون اساسى وظایف هر یک از ما را معلوم کرده است  و بنده خواستم این مطلب را تذکر بدهم که همان طور که مجلس باید با دولت همکارى بکند یک یا چند نفر اعضاى دولت هم نباید بیایند و تحریک بکنند و هل من مبارز بطلبند

(داراب- ایشان نکردند آقا)

عبدالصاحب صفایى- به نظر بنده از باقى بیانات‌تان صرف‌نظر بفرمایید بهتر است.

پیراسته- بنده معتقد هستم

عبدالرحمن فرامرزى- آقا بنده پیشنهادم را پس گرفتم، بفرمایید.

رئیس- آقاى پیراسته پیشنهادشان را پس گرفتند بفرمایید و دیگر صحبتى هم نفرمایید. آقاى مشایخى موافق ماده اول هستند. بفرمایید آقاى مشایخى.

مشایخى- بزرگترین مشکلاتى که دولت حاضر با آن مواجه بوده از بدو تشکیل تاکنون موضوع مالى کشور بوده وقتى که دولت فعلى زمام امور را به دست گرفت آقاى دکتر امینى استدعا می‌کنم توجه بفرمایید وقتى که دولت فعلى زمام امور را به دست گرفت خزانه کشور تهى بود وضع مالى بد بود (بهبهانى- حالا هم بد است) آقاى وزیر بهدارى همان موقع گفتند که ما در مریضخانه‌ها باند نداریم ما باید این را تصدیق بکنیم که مدتى بیش از یک سال گذشته وضع مالى مملکت بهتر شده است اگر قرض هم گرفته‌ایم لیاقت داشته‌ایم

(خرازى- آقاى مشایخى قرض نگرفته‌ایم) ببخشید اشتباه کردم

(میراشرفى- قرض نگرفته‌ایم کمک فنى بود) اشتباه کردم. اداره کردن امور مالى مملکت یکى از مسائل حساس بوده و نمایندگان از این نظر از حسن اداره امور بسیار اظهار خوشوقتى می‌کنند اما راجع به مالیات بر ارث عرض می‌کنم لوایح مالى و موضوعات مالى هم کاملًا ارتباط مستقیم با اوضاع اقتصادى کشور دارد اوضاع اقتصادى کشور طورى است که وقتى ما می‌خواهیم یک قانون مالیاتى وضع کنیم بایستى وضع اقتصادى و وضع مالى را از هر نقطه‌نظر در تنظیم این قانون مؤثر بدانیم و متأسفانه وضع اقتصادى مملکت ما هیچ وقت ثابت نبوده و در اثر حوادث و وقایع ناشى از جنگ بیشتر ثباتش را از دست داده و متغیر شده است به این جهت است که به عقیده بنده قوانین مالى که قبل از جنگ وضع شده است متناسب بااحوال اقتصادى آن روز بوده و بالاخص در موقعى که مسئله نفت خاتمه پیدا کرده و ما می‌خواهیم کارهاى عمرانى به وسیله درآمدهاى نفت شروع بکنیم و هزینه کشور از طریق پرداخت مالیات باید تأمین بشود با توجه به وضع اقتصادى امروزمان قوانین مالی‌مان را تطبیق بکنیم و قوانین‌مان را طورى تنظیم بکنیم که با اوضاع اقتصادى کشور در حال حاضر متناسب باشد موضوع عدم تناسب قوانین مالى با وضع اقتصادى مورد توجه دولت‌هاى گذشته هم کم و بیش بوده مخصوصا از سال 1317 به بعد در اکثر قوانین مالیاتى ما تجدیدنظر شده قانون مالیات بر درآمد در سال 1317 در سال 1322، 1325، 1328، 1331 مورد تجدیدنظر قرار گرفته قانون مالیات بر مستغلات مصوبه سنبله 1294 شمسى در سال 1322 و 25 و 28 و 32 مورد تجدیدنظر قرار گرفته در مالیات‌هاى نزولى و مالیات‌هاى مقطوع با توجه به اوضاع و احوال تجدیدنظرهایى کردند ولى تنها قانونى که تاکنون دست نخورده باقى مانده و تجدیدنظر نشده همین قانون مالیات بر ارث است که همان طور که آقاى نقابت تذکر دادند این قانون مصوبه سال 1316 است و از سال 1316 تا حالا یعنى 17 سال این قانون به مرحله اجرا در آمده و عمل شده بود نه تنها در کلیات قانون بلکه در هیچ یک از موادش هم اصلاحى به عمل نیامده بود هزینه زندگى قبل از جنگ به مراتب نازل‌تر از زندگى امروز بوده در زمان جنگ هزینه زندگى خیلى ترقى کرد بعد از جنگ طرز هزینه زندگى متفاوت بود تردیدى نیست تصدیق هم می‌کنید که امروز هم هزینه زندگى خیلى سنگین است. مخصوصاً طاقت‌ فرسااست براى مستخدمین دولت و دولت هم بایستى براى گرانى زندگى مخصوصاً از نظر طبقة بگیرد یک فکرى بکند همین طور که هزینه زندگى تغییر کرده است سطح درآمدها قبل از جنگ خیلى پایین بود و با درآمدهاى امروز قابل مقایسه نیست قبل از جنگ طبقه بازرگان اگر قند وارد می‌کرد و می‌فروخت معروف است که می‌گویند به سود فروش گونیش بالغ بود ولى در زمان جنگ به واسطه احتکار و اسپکولاسیون و سفته بازى وضع طورى شد که هر یک از بازرگانان صد هزار تومان استفاده بردند و بایستى تصدیق کنیم که امروز سطح درآمدها قابل مقایسه با درآمدهاى قبل از جنگ نیست پس به همین دلیل که هزینه درآمدها متغیر است نرخ‌هاى مالیاتى هم با توجه به این دو مطلب باید متغیر باشد

(داراب- با نرخ‌ها کسى مخالفت نکرد) آقاى داراب شما از اول مجلس تا به حال هیچ وقت صحبت نکرده‌اید و هر وقت هم شما

رئیس- آقایان الاثنین صحبت نکنید.

مشایخى- در ماده اول در کلیات صحبت می‌کنم و من هم چون در قوانین مالیاتى بى‌اطلاع نیستم تصور می‌کنم که دوستان من اجازه می‌دهند که از حق خودم استفاده بکنم و عرایض خودم را به عرض برسانم بنده می‌خواستم به عرض آقایان برسانم که قوانین مالى ارتباطش با وضع اقتصادى کشور از دو نقطه‌نظر است یکى از نقطه‌نظر نرخ مالیاتى است از نقطة‌نظر بخشودگى درآمد است از نقطه‌نظر نرخ مالیات قبل از جنگ یک مالیات مقطوع بود براى تاجر که حداقل پانزده تومان و حداکثر 250 تومان مالیات می‌شد و به همین جهت که درآمدها ترقى کرد نرخ مالیات بر درآمد هم در زمان جنگ تا 80 درصد بالا رفت و امروز هم 30 درصد می‌گیریم بنابراین با توجه به سطح ترقى درآمدها

+++

بایستى نرخ مالیات‌ها هم مورد توجه از نقطه‌نظر گرفتن مالیات شود نرخ مالیات هم باید بالا برود راجع به بخشودگى هم منظور این است فعلًا بخشودگى راجع به مالیات بر درآمد در بدو تصویب قانون 500 تومان بود و بعد به هزار و دویست تومان و 2500 تومان رسید و اگر امروز بخواهیم عادلانه بخشودگى قائل بشویم باید حداقل 5000 تومان باشد چون 5 هزار تومان حداقل زندگى یک خانواده است که می‌خواهد دو تا بچه را نگاه دارد و سیصد تومان کرایه خانه بدهد حداقل 5000 تومان خرج دارد بنابراین حداقل این بخشودگى متناسب است با درآمد یک فرد کشور (صحیح است) بعد از ذکر این مقدمه می‌خواهم به این نتیجه برسم که متأسفانه قانون مالیات بر ارث آن دوره که تا حال حاضر در حال اجرا بود متناسب با بنیه اقتصادى و وضع مالى کشور وضع نشده بوده است و امروز هم حتماً نامتناسب است اگر به او درجه‌هاى قبل را نگاه کنیم می‌بینیم که بزرگ‌ترین رقم بودجه یک کشورى رقم مالیات‌هاى مستقیم است ولى در بودجه مملکت ما براى مالیات بر ارث در سال 33 اگر نگاه کنید می‌بینید 3 میلیون و هفتصد هزار تومان پیش‌بینى شده است 3 میلیون و هفتصد هزار تومان نسبت به بودجه کل کشور که یک میلیارد و دویست هزار تومان است ملاحظه بکنید که یک سیصدم است این به هیچ وجه تناسب ندارد که ما بگوییم‏

در کشور از مجموع سرمایه‌دارهایى که فوت می‌کنند مجموع مالیات بر ارثش فقط 3 میلیون و هفتصد هزار تومان است و من عقیده‌ام این است که اگر وزارت دارایى بخواهد که 3 میلیون و هفتصد هزار تومان را وصول کند با توجه به این که هزینه وصول چندین برابر این است که از این رقم درآمد صرف‌نظر بکنند اما حقاً و انصافاً مال بر ارث بایستى یکى از ارقام قابل توجه بودجه کشور باشد در جلسه گذشته جنابان آقایان خلعتبرى و دکتر شاهکار راجع به کلیات این قانون صحبت کردند، آقاى دکتر معتقد بودند که این نرخ مالیاتى سنگین است بنده عقیده دارم که نه تنهااین نرخ مالیاتى سنگین نیست

(قنات‌آبادى- خیلى هم سبک است) بنده این را عادلانه می‌دانم و می‌دانم که حداقل نرخى که متناسب با اوضاع اقتصادى امروز باشد این است چرا؟ ملاحظه کنید آیا یک  فردى که چند نفر وارث داشته باشد اولاَ مالیات از ما ترک گرفته می‌شود نه از مجموع ثروت و از سهم‌الارث گرفته می‌شود نه از مجموع ما ترک و وقتى که سهم‌الارث هم تعیین شد براى هر کسى یک حداقل معافیت دارد که ده هزار تومان است و اضافه برده هزار تومان را مالیات می‌دهد مطابق یک اشلى که این تهیه شده یک کسى که 20 هزار تومان سهم‌الارث بهش می‌رسد دویست تومان می‌دهد آن کسى که سى هزار تومان بهش می‌رسد پانصد تومان 40 هزار تومان نهصد تومان و آن کسى که پنجاه هزار تومان بهش می‌رسد 1400 تومان و بالاخره آن کسى که صد هزار تومان بهش سهم‌الارث برسد مالیاتش از 4800 تومان تجاوز نمی‌کند بنابراین تصدیق می‌کند که این رقم با توجه به درآمدهاى حاصله از مالیات بر ارث که در دنیا می‌گیرند به هیچ وجه قابل مقایسه نیست بنابراین باید بگوییم که این مالیات بر ارث پیداست که خیلى نازل است اگر معتقد باشیم که نازل نیست این هم به این دلیل می‌توانیم بگوییم نازل نیست که در مالیات بر ارث سابق ماخذ اکثر خرج چهار تا پنج درصد بود و چون حالا تا صد هزار تومان را آورده‌اند به مأخذ 16 درصد رسانده‌اند و ترقى نرخ‌هاى مالیاتى هم باید به مرور رو به تدریج انجام بشود من عقیده دارم که ترقى بیشتر صلاح نیست واین کاملًا منصفانه است و اگر یک کسى که صد هزار تومان بهش سهم‌الارث می‌رسد 4800 تومان 5000 تومان مالیات بدهد تأثیرى در زندگیش پیدا نمی‌کند چون عدالت هم همین است که یک کسى که یک ثروتى به رایگان تحصیل کرده و این ثروتش مرهون فعالیت اجتماع در زمان مورث او بوده است او هم حالا یک مبلغى به اجتماع تقدیم بکند به نام مالیات بر ارث اما راجع به حداقل معافیت آقاى خلعتبرى معتقد بودند که اصلاَ بخشودگى لازم نیست البته منطق اصولى جنابعالى که هر کس یک پول تحصیل می‌کند بایستى مالیات بر درآمد بدهد و هر کس یک پولى بلاعوض گیرش می‌آید باید مالیات بلاعوض بدهد و ارثى که یک دارایى به ارث به او رسیده باید مالیات بدهداز نظر اصولى صحیح است ولى از نظر انطباق با عمل و طرز عمل و نتیجه مطلوبى که براى وزارت دارایى حاصل می‌شود؟ حداقل بخشودگى لازم است.

رئیس- آقاى مشایخى وقت  شما تمام شد.

مشایخى- در دو ماده دیگر هم صحبت می‌کنم ده دقیقه دیگر هم اجازه بفرمایید صحبت کنم.

رئیس- وقت شما تمام شده است.

مشایخى- بنده از یازده و چهل دقیقه صحبت کردم هر وقت امر بفرمایید ختم می‌کنم. عرض می‌کنم که اگر بخواهیم بخشودگى قائل نشویم در همین شهر تهران باید براى هر متوفى یک پرونده تشکیل بشود بروند دنبال تحقیق ببیننداین دارایى داشته یا نداشته خود این کار یک سازمان عجیبى می‌خواهد که این سازمان خرج وصولش عجیب خواهد شد ثانیاً اگر کنیم که یک کسى بمیرد و ده هزار تومان دارایى داشته باشد و پنج تا اولاد داشته باشد یکى دو هزار تومان می‌شود اصلًا مالیاتش چه قدر می‌شود؟ براى هر نفرى ده تومان این مقدار نه کمک به بودجه کشوراست و نه کمک به اجتماع است و به عکس براى یک کسى که یک سهم‌الارث کوچک بهش رسیده ما با دیک کارى بکنیم که او نیروى فعاله‌اش از لحاظ سرمایه کافى باشد از نقطه‌نظر زحمت کشیدن و ایجاد کار و نیروى تولید بنابراین من معتقدم که آن حداقل معافى آن روز که 2500 تومان به ده هزار تومان ترقى داده شده است به همان دلیل که هزینه زندگى بالا رفته است جداً بخشودگى منصفانه‌اى است و این قانون نسبتاً جامع‌الاطراف است ولى یک نواقصى دارد که این نواقص را بایستى به عنوان شور اول و دوم مرتفع کرد مثلًا در آنجا گفت است که مؤدى باید در عرض 15 روز اظهارنامه بدهد این صحیح نیست عرف و رویه‌مان این است که یک کسى که می‌میرد تا چهله‌اش عزاداریم و تا چهله وارث به جمع‌آورى و تسلیم اظهارنامه نمی‌رسند و اگر پانزده روز برایش قائل بشویم چه بسا ممکن است اشخاصى باشند که هنوز سرپرست خانواده‌شان تعیین نشده هنوز اموالشان را جمع‌آورى نکرده‌اند و این تکلیف را نمى‌توانند انجام بدهند و ممکن است که یک رویه شدید و غیرمنصانه در مورد آنها اعمال شود به عقیده من این قسمت قانون باید اصلاح بشود. یا ارجع به آنجایى که در نظر گرفته شده که موصى یا وارث موظف است که مالیات را پرداخت کند در این قانون پیش‌بینى شده است که براى تعیین حق‌الارث وزارت دارایى حق داشته باشد که اموالش را توقیف کند اگر ما اجازه بدهیم به وزارت دارایى براى دریافت مالیات سهم‌الارث که قسمتى از اموال موقتى را توقیف بکند فرض بکنید اگر یک ملک مزروعى باشد، املاک مزروعى حالا هم در دست دولت داده می‌شود، وضع آن معلوم است اگر دولت بخواهد آن ملک را اداره بکند مسلوب المنفعه می‌شود و عایداتش از بین می‌رود مالیات هم گیرد دولت نمی‌آید به این جهت بنده معتقدم که در این قانون باید این اصلاحات بشود و نظریاتى که داریم پیشنهاد کنیم در موقع شور اول و دوم که انشاءالله مورد توجه واقع شود به هر حال این قانون قانون خوبى است و چون مقام ریاست بیش از این مقتضى ندانستند به عرایضم خاتمه می‌دهم. (احسنت).

رئیس- آقاى وزیر دارایى.

وزیر دارایى- بنده بدواً خواستم از توجه آقایان نمایندگان محترم راجع به قانون مالیات تشکر بکنم چون بنده می‌دانم که برنامه دولت و مخصوصاً نظر آقایان نمایندگان این است که در قوانین مالیاتى تجدیدنظر بشود از دو جهت یکى راجع به اجراى عدالت اجتماعى و یکى هم راجع به این که با ازدیاد هزینة دولت مالیات‌هایى که وضع می‌شود متناسب باشد بنده خیال می‌کنم که در مالیات بر ارث همان طوری که آقاى مخبر محترم کمیسیون تذکر دادند یکى از مالیات‌هاى عادلانه است (صحیح است) و براى این فاصله‌اى که بین طبقات به وجود آمده بنده خیال می‌کنم که هر قدر این مالیات شدیدتر باشد به شرط این که مانع وصول نباشد عادلانه خواهد بود براى این که یک کسى که مال مفتى به دست می‌آورد عیبى ندارد که براى بهبود وضع مملکت یک مقداریش را مالیات بدهد بنده خواستم به جناب آقاى نقابت اطمینان بدهم که همان طورى که نظر دارند نظر وزارت دارایى هم این بود که بعد از چهارده پانزده سال بلکه متجاوز که قانون اولیه مالیات بر ارث اجرا شده با توجه به مشکلات و تطبیق با اوضاع فعلى یک قانون جامع‌الاطرافى که رعایت همه اطرافش شده باشد در نظر بگیرند و تقدیم مجلس شوراى ملى بکنند در کمیسیون قوانین دارایى که بنده خودم متأسفانه نتوانستم مرتباً شرکت کنم این قانون حلاجى شده است ولى البته نمی‌توان مدعى شد که این قانون صد در صد کامل است بنده خیال می‌کنم که تقدیم قوانین به مجلس براى این است که مورد بحث بشود و نظرى که آقایان محترم دارند مورد توجه واقع شود و بنده خواستم این اطمینان را خدمت ایشان و سایر آقایان عرض بکنم که هر گونه اصلاح عبارتى به شرطى که مفادش را عوض نکند و رفع مشکل بکنداین را قبول می‌کنم و چون لایحه دو شورى است البته در فاصله بین دو شور دوم هم در کمیسیون آقایان هر پیشنهاد و نظر اصلاحى دارند بفرمایند به عمل می‌آید و هر چه قدر به نظر بنده قانون سهل‌تر و ساده‌تر باشد و مورد تعبید و تفسیر مأمورین وصول وقع نشود بهتر خواهد بود (صحیح است) راجع به تصویب این مالیات همان طور که آقاى مشایخى توضیح دادند و توصیحات صحیحى هم بود البته با قانون 1316 که نرخ زندگى بالا رفته به همان ترتیب هم این ضریب‌ها بالا رفته و حداقل بخشودگى هم در این قوانین مالیاتى وجود دارد حالا نظر آقاى خلعتبرى این بود که بخشودگى نباشد به این ترتیب نمی‌شود کسی که سهم‌الارثش ده هزار تومان است با وضع فعلى از ده هزار تومان نمی‌شود مالیاتى وصول کرد همه مالیات‌ها یک حداقل درش هست از جهت دیگرش هم بنده خیال نمی‌کنم که ضریب‌هاى خیلى بالایى داشته باشد که موجب فرار از مالیات باشد اگر یک قسمت‌هایى بود که موجب فرار از مالیات می‌شد در نقل وانتقالات بلاعوض و صلح و قبل از فوت که به آسانى مقدور بوده است فرار کرد جلویش گرفته شده است البته با یک مطالعه بیشترى به نظر آقایان اگر ممکن است یک راه‌هایى برسد تذکر بدهند تا جلویش گرفته شود در اینجا تذکر جناب آقاى نقابت

+++

دادند آنها را بنده یادداشت کردم که مطالعه بکنم و البته در صورتى که وارد بود امیدوارم که نظرشان تأمین بشود اگر خاطرشان باشد در آیین قانون مالیات بر ارث 1316 که خودشان تشریح فرمودند ماده 2 مجمل بود اینجا به نظر بنده براى رفع این اجمال و ابهام این واجبات مالى را ما گذاشتیم اما حالا اگر واقعاً از نظر حقوق مدنى ممکن است مشکلاتى ایجاد شود و آن وصیت تعهدى که فرمودید ممکن است آن را به جاى این بگذاریم که رفع این نقیصه شده باشد در قسمت تناقض بین ماده 6 و 7 بنده خیال می‌کنم در این قسمت یک اشتباه چاپى شده باشد و خیال می‌کنم که ماده 7 باید این طور باشد چنان که مؤدى به تشخیص دارایى تسلیم نشود و در ظرف مدت مقرر واخواهى بدهد که اینجا (ندهد) چاپ شده یعنى دو مورد پیدا شده در مورد اول مؤدى واخواهى نمی‌دهد و نسبت به اظهارات دارایى واخواهى نمی‌دهد بنابراین رأى قطعى می‌شود ولى در صورتى که نسبت به اظهارات دارایى واخواهى بدهد حق این است که در یک مرجع بالاترى به رسیدگى دارایى و اعتراضات مؤدى رسیدگى بکنند و رفع اشکال را کرده باشند بنابراین بنده خیال می‌کنم که این یک اشتباه چاپى شده یک تذکرى آقاى مشایخى فرمودند که درآمد مالیات بر ارث خیلى کم است و باید خیلى بیش از اینها باشد ولى آقایان توجه بفرمایند که مالیات بر ارث یک مالیات مخصوصى است غیر از لوایح دیگر مالیاتى است که باید وصول شود باید یک عده‌اى متمول بمیرند و یک ارثى برسد تا ما وصول کنیم در مملکتى که اغلب اشخاص فقیر هستند و حتى وقتى که فوت می‌کنند مخارج کفن و دفن ندارند تصدیق بفرمایید که میزان مالیات به این مبالغى که آقایان می‌فرمایند نمی‌رسد

(ارباب- بیشتر هم فقرا می‌میرند) و اما در باب فرمایشات جناب آقاى فرامرزى که نسبت به بنده مسائلى فرمودند جوابى نمی‌خواهم در این قسمت داده باشم من باب استحضار آقایان خواستم عرض کنم که من در مذاکراتم هیچ وقت عدم رعایت نزاکت را نکرده‌ام بنده همیشه با نهایت ادب و نزاکت عرایض خودم را کرده و توقع بنده هم این است که آقایان که طرفدار رژیم دموکراسى هستند باید همان طور که آزادى بیان براى نماینده هست براى وزیر هم قائل باشند بنده جناب آقاى فرامرزى همان طور که بارها عرض کردم بنده به صندلى وزارت نچسبیده‌ام

(عبدالرحمن فرامرزى- ما هم به صندلى وکالت نچسبیده‌ایم) و به تصدیق خود آقاى نخست‌وزیر که در اینجا تأیید کرده‌اند بنده دنبال کسى نرفته‌ام و نقطه ضعفى ندارم که فرمودید تفاوتى بین بنده و جنابعالى هست بنده یک وظایفى دارم نسبت به مملکت و مردم و تا وقتى که در این پست هستم با نهایت قدرت این وظایفم را انجام می‌دهم البته همان طور که آقاى پیراسته فرمودند بالاخره مجلس سوورن است و رأى مجلس‏ قاطع است اگر از یک دولتى خوشش نیامد یک رأى می‌دهد آن را  برمی‌دارد و یک دولت دیگرى می‌آورد اما آقایان فرض می‌فرمایید که در اثر علاقه‌مندى به آقاى نخست‌وزیر ما را نگه مى‌دارید خیر بنده با تمام احترام و تمام این علاقه‌اى که به جناب آقاى نخست‌وزیر دارم اما تصدیق بفرمایید که مطابق قانون اساسى و سنت پارلمانى هر وزیر مسئولیت دارد و آقایان نمایندگان مجازید بگویید که از فلان وزیر خوشمان نمی‌آید و عذر فلان وزیر را بخواهید و این استدلال واقعاً صحیح نیست و بنده یقین دارم که خود آقاى نخست‌وزیر هم از چنین استدلالى خوششان نمی‌آید

(پیراسته- ماده 87) حالا هر دولتى خوب یا بد بنده خیلى افتخار می‌کنم که از اکثریت آقایان نمایندگان در پشتیبانى از علمم برخوردارم (صحیح است) راجع به کار نفت هم بنده در این مملکت یک وظایفى دارم وظیفه‌ام را انجام داده‌ام و ابداً منتظر تقدیر و پاداش هم نیستم و به نظر بنده هر یک از آقایان همان قدر سهم دارند که بنده دارم یک مجلسى که با 113 رأى قرارداد نفت را تصویب کرده است خودش سهیم و شریک است و اشخاصى که با بنده همکارى کرده‌اند چه در دولت و چه در غیردولت اینها سهم خیلى بیشترى از بنده دارند بنده ابداً در انجام وظیفه خودم انتظار پاداش ندارم آن روزى هم که آقایان از این طرز کارى که بنده می‌کنم خوششان نیاید عذر بنده را بخواهند اما بنده این را می‌خواستم عرض کنم که بنده هیچ وقت بى‌احترامى به احدى نمی‌کنم و اگر هم دفاع از مأمورین زیر دست خودم می‌کنم این وظیفه اخلاقى من است (احسنت، احسنت)

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم که در ماده اول مذاکرات کافى است. محمدعلى مسعودى.

رئیس- آقاى مسعودى بفرمایید.

پیراسته- بنده اظهار داشتم طبق ماده 87 اجازه بفرمایید توضیح بدهم، آقاى وزیر دارایى به بنده اشاره‌اى کردند.

رئیس- چرا بى‌اجازه صحبت می‌کنید؟

پیراسته- خواستم اجازه بگیرم. اجازه خواستن خودش یک صحبتى است آن وقت می‌فرمایید چرا بى‌اجازه صحبت کردى بنده عرض می‌کنم که آقاى وزیر دارایى راجع به بیان بنده یک اشاره‌اى کردند و مطابى گفتند که بنده از ماده 87 می‌خواهم استفاده کنم.

محمدعلى مسعودى- بنده در ماده اول پیشنهاد کفایت مذاکرات دادم از روزى که مجلس دوره 18 افتتاح شد چه در جلسات خصوصى و چه جلسات علنى بنده می‌بینم که عموم آقایان وکلا متفق القولند که بایستى یک اصلاحاتى در مملکت بشود (صحیح است) و قوانین مالیاتى ما اصلاح بشود در جلساتى هم که در حضور اعلیحضرت همایونى بودیم و ایشان فرمودند و از طرف عموم نمایندگان تأیید شد و بنده ندیدم که کسى مخالف باشد با این موضوع ولى وقتى که لایحه می‌آمد به مجلس پس از این که تقدیم کمیسیون مى‌شود می‌رود آنجا شور مى‌شود مشورت می‌شود این لایحه دو شورى است بنده می‌بینم هر کسى یک جور پیشنهاد می‌کند واقعاً اگر نسبت به دولت و اعضا دولت نظرى هست و یا دوست ندارند که آقاى دکتر امینى وزیر مالیه باشد خوب اشکالى ندارد ایشان را استیضاح کنید (چند نفر از نمایندگان- خیر دوستش داریم) وقتى که آقاى پیراسته فرمودند عرض کردم جسارتى هم به ایشان نکردم ایشان فرمودند بنده چه جور هستم می‌خواستم بگویم که بنده این جورى نیستم (یکى از نمایندگان- شما فقط این جورى نیستید) حالا ملاحظه بفرمایید چند نفر این جورى نیستند بنده وقتى که می‌گویم طرفدار دولت دکتر زاهدى (چندنفر- سپهبد زاهدى) ببخشید سپهبد زاهدى هستم یعنى کابینه‌اى که آقاى دکتر امینى و آقاى دکتر جهانشاه صالح تویش باشد اگر نیستم می‌آیم دکتر امینى را استیضاح می‌کنم آن هم آقاى دکتر امینى وزیرى که به شرافتم قسم تملق به کسى نمی‌گویم خودآقاى پیراسته می‌داند که من نترس‌ترین افرادم و از هیچ کس هم جز خدا ترسى ندارم دکتر امینى از روزى که در این کابینه آمده بنده اول با ایشان مخالف بودم به خداى متعال وقتى دیدم او با کمال لیاقت و شرافت و کاردانى کار کرده صد در صد با ایشان موافق هستم.

رئیس- آقاى مسعودى این چیزها خارج است راجع به پیشنهاد کفایت مذاکرات بفرمایید.

مسعودى- اطاعت می‌کنم بنابراین پیشنهاد کفایت مذاکرات بنده مربوط به این موضوع بود که اگر آقایان این حرف‌هایى که می‌زنند براى اصلاح و وضع قوانین رأى بدهید به کفایت مذاکرات تا داخل شور مواد دیگر بشویم و چون یک شورى هم هست هر نظرى دارند پیشنهاد بدهند به کمیسیون برود.

پیراسته- ماده 87

رئیس- آقاى نراقى‏

فرامرزى- آقاى رئیس این صحبت‌ها مربوط به کفایت مذاکرات بود؟

رئیس- مگر فرمایشات جنابعالى هم مربوط به سکوت بود همان بود که این وضع را به وجود آورد همه اینها خارج از موضوع است بنده می‌توانم اخطار کنم ولى نمی‌خواهم بنده از همه آقایان خواهش می‌کنم که رعایت آیین‌نامه را بفرمایند.

نراقى- همیشه در پارلمان‌هاى دنیا این از اصول قدیمه است‏.

پیراسته- بنده طبق ماده 87 اجازه خواستم.

رئیس- به شما که چیزى نگفتند مجلس که گود زورخانه نیست، مجلس جاى بحث واستدال است.

پیراسته- آقاى رئیس بنده باید از آیین‌نامه استفاده کنم.

رئیس- تشخیص با من است

(پیراسته- ما که به چه مکتبى نیستیم) آیین‌نامه را بروید بخوانید جنابعالى که قاضى هستید شب بروید آیین‌نامه را بخوانید با من است. ماده 87 خوانده می‌شود (ماده 87 آیین‌نامه به شرح زیر قرائت شد)

ماده 87- اگر در ضمن مذاکرات صریحاً یا تلویحاً نسب سویى به یکى از نمایندگان داده شود یا عقیده و اظهار او را بر خلاف واقع جلوه دهند و نماینده مذکور براى رد آن نسبت یا رفع اشتباه اجازه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت به او اجازه داده می‌شود و نطق او نباید از مدتى که در تبصره چهار بند الف تعیین شده تجاوز نماید.

رئیس- اگر نسبت سویى داده شده می‌توانید رفع اشتباه بفرمایید نسبت سو را هم بفرمایید چه موردى بوده

(پیراسته- بیانات بنده را تحریف کردند) حالا اجازه بفرمایید آقاى نراقى صحبتشان را بفرمایند.

نراقى- عرض مى‌شود در پارلمان‌هاى دنیا دو موضوع وقتى مطرح می‌شود به آن دو موضوع بیش از هر چیز توجه می‌شود یکى موضوع بودجه است و دیگرى موضوع مالیات‌ها صحبت از عدالت اجتماعى و برداشتن فاصله طبقاتى هم خیلى وقت است در این مملکت هست ولى هنوز از دایرة حرف تجاوز نکرده است البته قانون مالیات بر ارث لفظاً این قانون جز یک رشته از این اصلاحات ایده‌آلى است که صحبت از آن شده ولى با نهایت تأسف این قانون در ماده اولش یک اشتباهى شده‏.

رئیس- آقاى نراقى راجع به کفایت مذاکرات بفرمایید مذاکرات را کافى

+++

می‌دانید یا ادامه بدهند.

نراقى- بنده چرا مذاکرات را کافى نمی‌دانم براى این که از ابتداى قانون یک اشتباهى شده است بنده مطالعه در قوانین دنیا و مخصوصاً در قانون امریکا کرده‌ام و کتاب‌هایش را هم موقع بحث در مواد الحاقى می‌آورم در این قانون در مقدمه‌اش گذشته است مالیات بر ارث براى این که اشتباهى در مواد این قانون نشود که در ابتدا بگویند این قانون مالیات بر ارث است بعد بگوینداین قانون مالیات سر ماترک متوفى است و نتیجه این شده است که اسمش 25 درصد.

رئیس- آقاى نراقى این اشل و ضریب در اینجا مربوط به کفایت مذاکرات نیست.

نراقى- چون اشل که 25 درصد مى‌نماید در حقیقت 25 درصد نیست مالیات را که تعیین کردند بنده با کفایت مذاکرات مخالفم براى این که بحث بیشترى بشود و مطابق اصولى که مالیات بر ارث دنیا هست اصلاح بشود.

رئیس- آقایانى که با کفایت مذاکرات در ماده اول موافقند قیام کنند (اکثرا برخاستند) تصویب شد.

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

رئیس- حالا جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه خواهد بود و دستور هم بقیه همین لایحه. (مجلس یک ربع بعداز ظهرختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت.

+++

Parameter:294900!model&5137!print -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)