30 مرداد 1396 14:02:51
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

جلسه: 106 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 22 فروردین ماه 1334  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: امامی- خلعتبری- حائری‌زاده (ضمناً از ماده 87 استفاده نمودند) وزیرکشور و وزیردارایی

3- طرح برنامه دولت آقای علاء نخست وزیر

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه


مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 106

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 22 فروردین ماه 1334

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: امامی- خلعتبری- حائری‌زاده (ضمناً از ماده 87 استفاده نمودند) وزیرکشور و وزیردارایی

3- طرح برنامه دولت آقای علاء نخست وزیر

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

(مجلس دو ساعت و بیست و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید)

1- تصویب صورت‌مجلس‏

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: نقایت، دکتر شاهکار، امید سالار، کاشانیان، موسوى، عمیدى نورى، استخر، صادق بوشهرى.

غائبین بی‌اجازه- آقایان: سرمد، بیات ماکو، پیراسته، عبدالحمید بختیار، خزیمه علم، جلیلوند، مکرم، احمد صفایی، شادلو، میراشرافى، بوربور، بهادرى، بزرگ ابراهیمى، قراگزلو، سعیدى، امیرحشمتى، سلطانى، خاکباز، کریمى، کدیور، پناهى، ثقه‌الاسلامى.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان: اخوان 15 دقیقه، امیرتیمور 15 دقیقه، مهدوى 30 دقیقه.

رئیس- آقاى شوشترى نسبت به صورت‌مجلس نظرى دارید؟

شوشترى- بلى‏

رئیس- بفرمایید

شوشترى- در ضمن صورت‌مجلس قید شده است وقتی که بنده مطالبى قبل از دستور عرض می‌کردم دو جمله به طور توهین‌آمیز نسبت به من از رفقاى محترمم تکذیب شده در صورتی که هیچ‌وقت بدون مستند و دلیل عرضى نکرده و کتاب دوره شانزدهم را آورده‌ام و طبق ماده 87 هم می‌توانستم استفاده کنم ولى چون در برنامه دولت مذاکره می‌کنم با اجازه آقایان و مقام محترم ریاست توضیح این مطلب را در برنامه خواهم داد (احسنت)

رئیس- نسبت به صورت‌مجلس نظر دیگرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت‌مجلس تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: امامى- خلعتبرى- حائرى‌زاده (ضمناً از ماده 87 استفاده نمودند) وزیر کشور و وزیر دارایی

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند - آقاى نورالدین امامی‌ بفرمایید.

نورالدین امامى- در سال نو براى اولین مرتبه که پشت تریبون می‌آیم امیدوارم سال نو براى ملت ایران و تمام مسلمان‌هاى دنیا سال خیر و برکت و شادمانى باشد (انشاءالله) جناب آقاى انتظام حضرت مولاى متقیان در وصیت به حسن ابن على (ع) فرمود پسرم: اگر من از این ضربت خلاص شدم خودم می‌دانم با ضاربم و اگر شهید شدم اگر می‌توانید ضارب مرا ببخشید و اگر نتوانستید به من یک ضربت زده شما هم به او یک ضربت بزنید شمشیر را بر ندارید به جان مسلمان‌ها بیفتید این را امیرالمؤمنین گفت، آقا اصلاح مملکت با رفتن زید و آمدن عمر و نیست بروید سرچشمه را ببندید می‌خواهیم یک وقتى وزارتخانه‌ها را اصلاح کنیم آقایان وزرا‌ این را بدانید آنهایی که حقیقتاً دزدند آنها باندشان قوى است اگر کارد به استخوانشان برسد کارى می‌کنند که 50 نفر را از ادارات بیرون بکنند که چهل نفرش پاک و امین باشند آن ده نفر دزد در بین آن چهل نفر بر می‌خورند آن پاک‌ها حامی‌دارند فردا آقا، بنده، زید و عمر و می‌گوییم این تقصیر ندارد آنها که برگشتند این دزدها جلوتر از آنها می‌آیند با آن دسته رفته‌اند با این دسته می‌آیند آقا سه روز مطالعه و یک دقیقه کار ما مطالعه نداریم ما پنج روز کار می‌کنیم یک دقیقه مطالعه نمی‌کنیم من نمی‌دانم امروز که بنده وزیر شدم پشت میز می‌روم از کجا باید بگیرم از اول باء بسم‌الله الرحمن الرحیم از کجا بگیرم تمام گرفتاری‌ها بر اثر این نقل و انتقالات است.

مستخدمی‌ که مطمئن نیست امروز پشت میزش هست و فردا نیست این تا به یک جایی رسید می‌خواهد برود جیبش را پر کند و در برود او که نمی‌داند فردا صبح پشت میزش هست یا نیست اولین شرط اصلاح و درستى مستخدم اعتماد و اطمینان مستخدم به صندلى است بنده یک روز در وزارت دادگسترى گفتم آقا، وزیر دادگسترى خوب باید ناظر شدید خوب باشد دزد را بگیرد مستخدم بد دادگسترى را فورى بگیرد بدهد به دستگاهى که باید مجازات کند آن هم فورى رسیدگى کند و مجازات کند وزیر خوب یعنى که مطالعه کند و بعد کار کند به من تلفن می‌کردند دیشب حسن رفته حسین آمده است براى چه؟ اگر بد است چرا محاکمه‌اش نمی‌کنید چرا دارش نمی‌زنید؟ چرا به مردم اعلام نمی‌کنید که آقا این شخص این کار را کرده است؟ بگیرید بدهید اول محاکمه‌اش کنند بعد هم مجازات کنند بنده نمی‌دانم در کدام کابینه بود که جناب آقاى دکتر اقبال وزیر راه بود بهش گفتم آقاى وزیر راه ما دیوان کیفر، حبس، تبعید از این مجازات‌ها داریم چیزى از شما نمی‌خواهیم غیر از این‌که بدکارها را مجازات کنید ممکن است سن آقایان اجازه ندهد براى اولین مرتبه که در تهران آسفالت شروع شد جلو شهردارى و میدان سپه را آسفالت کردند این آسفالت تکان نخورد تا چند سال پیش از این‌که آن برف کذایی آمد یک شهردار آزادیخواه خوبى هم داشتیم این قدر صبر کرد، صبر کرد تا

+++

این برف‌ها یخ شد تمام آسفالت‌ها را که از بین برد چهارصد هزار تومان داد برف‌ها را بردند خارج شهر حالا چه شده است آسفالت این طرف خیابان تمام نشده آن یکى نصفش خراب است به آقاى دکتر اقبال گفتم ما از شما چه می‌خواهیم شما یک دفعه ‌امروز می‌توانید اعلام کنید که فلان شرکت که شرکایش اینها هستند فلان راه را کنترات کرده از بیت‌المال ملت این قدر پول گرفته در ظرف 15 ماه کارش خراب شده ملت ایران بدانید که این آقایان این جورى خیانت کرده‌اند. یک دفعه این ‌کار را بکنید براى مملکت (دکتر جزایرى- پس خود حضرتعالى هم موافقید که باید نادرست‌ها بروند) صد در هزار به شرط‌ها و شروط‌ها درست‌ها را حمایت بکنید، درست‌ها را تشویق کنید اعتماد داشته باشند پشت میز بنشینند تا قیام قیامت، نادرست را اعدام کنید چند دفعه گفتم چند مرتبه عرض کردم به تمام مقدسات عالم آقاى دکتر جزایرى اگر پنج تا نادرست را توى این میدان سپه اعدام کنند اگر یک نادست پیدا شد؟ (عبدالصاحب صفایی- از اعدام صحبت نکنید) بروید مجازات کنید امروز بنده بزعم زید نادرست هستم پس فردا کس دیگر می‌آید دو تا صندلى بالاتر هم می‌روم چه مدرکى توى پرونده این آقایان هست، چه مدرکى توى پرونده اشخاص درست هست؟ یک دفعه باید دزد را گرفت و به مردم هم فهماند که این به علت دزدى تعقیب و مجازات می‌شود پرونده‌اش را پاره کنید بیرونش کنید با ده نفر، 15 نفر دزد که این عمل را کردید بقیه حساب کارشان را خواهند فهمید، امروز على بنده را بر می‌دارد فردا حسن بنده را می‌گذارد این فایده ندارد جناب آقاى وزیر امورخارجه و جناب آقاى کفیل نخست‌وزیر دو تا سمت دارید بنده بحمدالله توفیق این را پیدا کردم که در ایام عید تشرف حاصل کردم به آستان مقدس مولاى متقیان عراق یک کشورى است که لااقل سالى پنجاه، شصت هزار ایرانى براى زیارت اعتات مقدسه به آنجا مشرف می‌شوند و هیچ مملکتى به نظر بنده در دنیا براى ایران مثل عراق نیست که این قدر ایرانى رفت و آمد بکند آن وقت در مقابل بودجه مأمورین ما در عراق مطمئناً به اندازه بودجه سفارت ایران در برزیل نیست در نجف یک خانه محقرى، یک خانه کوچکى که نه میز دارد نه صندلى دارد نه مستخدم دارد این کونسولگرى ایران است نواقص سفارت بغداد زیاد است دو، سه کلمه بیشتر راجع باین عرض نمی‌کنم باید دولت و وزارت امورخارجه توجه کاملى در این قسمت بکند و اگر نکند مجلس شوراى ملى کمیسیون بودجه شدیداً در این‌کار تصمیم خواهد گرفت و حتى حاضریم ما چندین سفارت را تعطیل بکنیم آبروى ملت ایران و دولت ایران در عراق باید صددرصد محفوظ باشد بهترین کونسول‌خانه باید در نجف ساخته بشود بهترین مبلمان در آن‌جا باید تهیه بشود مستخدمین آنجا باید زیاد بشود و تا مستخدم سرپایی پیرمرد دارند دو تا پیرمرد یکى کور است یکى کر یکى ساوه‏ای‌ است یکى قمى، خود کنسول حقیقتاً مرد خوبى است و حقیقتاً هم مأمورین ما در عراق اسباب روسفیدى هستند (صحیح است) قدس نخعى یک احترامی‌در عراق و در بغداد دارد خیلى آبرومند است (صحیح است) یک روز آن ساوه‌ای گم شده بود تا صبح این 3 نفر تمام نجف را گشتند آخر آن ساوه‌ای را در یک چاله‌ای پیدا کردند که اگر نرسیده بودند مرده بود، نه اتومبیل دارد، نه وسیله دارد نه فرش دارد این را شدیداً مجلس شوراى ملى و بنده که یک عضو کوچک آقایان هستم از حضور سرکار به خصوص که ارادتم به جنابعالى که خود آقا می‌داند خیلى زیاد است تقاضا دارم توجه شدیدى در این قسمت و توجه عاجلى بفرمایید (انشاالله) (پورسرتیپ- بشرط این‌که آقاى دکتر امینى هم موافقت بفرمایند) بنده عرایض خودم را کوتاه کردم ولى باز از حضور آقایان استدعا می‌کنم در این قسمت اول توجه بفرمایید، دقت بفرمایید بگفته بنده حسن را بر ندارید و به گفته زیدحسین را نگذارید مطالعه بکنید، دقت بکنید ببینید صلاح مملکت چیست اگر کسى دزد است بیرونش کنید خوب است تشویقش کنید تقویتش کنید فکر نکنید چون کابینه سابق، کابینه اسبق این را گذاشته باید برود نه هر کس خوبست باید بماند هر موقع و هر کس بد است باید برود باند هر کس می‌خواهد باشد (صحیح است) این دو تا را توجه بفرمایید (احسنت).

رئیس- آقاى ارسلان خلعتبرى بفرمایید.

ارسلان خلعتبرى- در ایام عید چیزى که جلب توجه بنده را کرد که در اولین فرصت به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم باز همان مسئله ایست که چندین مرتبه این‌جا تذکر داده شد یعنى مسئله اتوبوسرانى شهر تهران است که تمام مردم تهران از این وضع ناراضى هستند (صحیح است) و وضع طوری است که دیگر از دست در رفته، کمیسیون عرایض در ظرف شش هفت ماه با دقت زیاد رسیدگى کرد نسبت به وضع اتوبوسرانى و شکایاتى که از طرف مردم رسیده بود تصدیق کرد و گزارشى تقدیم مجلس کرد راجع به اتوبوسرانى و توصیه کرد اصلاح وضع اتوبوسرانى را و حتى به شهربانى تذکر داده شد که اگر چنانچه توجهى به توصیه کمیسیون عرایض نشود تقاضا خواهیم کرد که مقام ریاست موضوع را در دستور مجلس بگذارند. علت آن هم این بود که یک میلیون و چند صد هزار نفر مردم تهران هر روز با این وضع در تماس هستند و شهربانى اگر مدعى است عملى که کرده مفید به حال مردم است باید مردم تهران راضى باشند وقتى مردم تهران از وضع اتوبوسرانى عموماً ناراضى باشند پس دلیل بر این است که آن وضعى که قبلاً وجود داشته است بهتر از این وضعى است که اخیراً دارد، این است که می‌خواهم تذکر بدهم (تجدد- در اختیار شهربانى نیست اتوبوس کم است) (عبدالصاحب صفایی- رئیس شهربانى جناب آقاى ارسلان شخصاً خوب کار کرده در این قضیه) هر وقت ما در مجلس تذکر می‌دهیم منظورمان آن شخص به خصوص نیست مقصود ما این است که درست اداره نمی‌شود این کار و این براى توجه همان شخص است و الّا راجع به شخص نیست حالاهم وضع اتوبوسرانى خوب نیست آن وقتى که ما کردیم، مخصوصاً بنده از اعضاء کمیسیون عرایض می‌خواهم رسماً تشکر بکنم که آقایان با نهایت صمیمیت و علاقه این موضوع را دنبال کردند و به این نتیجه رسیدیم که وضع فعلى اتوبوسرانى تهران اصلاح نخواهد شد مگر این‌که خطوطى که به وجود آمده از میان برود و برگردد وضع به صورت اول یا به وضع شبیه آن، براى این‌که وضع سابق مطابق احتیاجات مردم بود و بر طبق احتیاج تنظیم شده بود بنده در چند روز قبل باز مجدداً با اشخاصى تماس گرفتم که از افسرهاى شهربانى هستند و سال‌ها هم در خارجه براى همین کار مطالعاتى کرده‌اند مخصوصاً حالا که آقاى وزیر کشور این‌جا تشریف دارند می‌خواهم بایشان (وزیر کشور- من الان مشغول این کار بودم) عرض کنم نقشه‌ای تهیه کرده‌ایم این نقشه را به شما می‌دهم به طور امانت که بعد به کمیسیون عرایض رد کنید مطابق این نقشه 15 روز عمل کنید، یک ماه عمل بفرمایید اگر لازم است متصدیان را عوض کنید چون بنده با نهایت ارادتى که به دوستان خود دارم اگر یک کسى در یک کارى موفق نشد یا باید کار را بگذارد زمین یا اصلاح کند (صحیح است) بنابراین چون ما با یک میلیون نفر مردم تهران تماس داریم توى اتوبوس می‌نشینند بوزیر و وکیل و سناتور فحش می‌دهند (عبدالصاحب صفایی- این را که حق دارند) بنابراین باید به احتیاجات مردم توجه کرد (دکتر جزایرى- هر اتوبوسى را بیست هزار تومان گرانتر فروختند) بنده براى توجه آقاى وزیر کشور عرض می‌کنم در انگلستان این مسئله اتوبوسرانى جزو شهربانى نیست من می‌دانم شما این کار را با نهایت علاقه دنبال خواهید کرد ولى یک قدمش به نظر من این است که این را یک اداره مستقل وزارت کشور کنید که بشود مثل سایر ممالک، یک فکرى باید کرد که این طریق عوض بشود تمام مردم تهران این عرایض بنده را تصدیق می‌کنند ولو این‌که شهربانى تصدیق نکند رئیس شهربانى هم مرد لایق، خوب و دوست بنده است اما در این موضوع باید این کار را انجام بدهد اشخاص با اطلاع باید این کار را انجام بدهند بنده خطوطى که فعلاً هست و خطوطى که قبلاً بوده اینها همه را صورت بردارى کرده‌ام این جا هست ممکن است بدهم مطالعه بفرمایید مسئله دوم تذکرات زیادى دارم راجع به شهردارى تهران و مخارجى که نبایستى بشود جناب آقاى وزیر کشور این مسئله پول شهردارى تهران یک چیزى نیست که چون آن دولت رفته ما بخواهیم پشت سرش حرفى بزنیم این مسئله مربوط به شهردارى تهران است به دولت مربوط نیست شهردارى تهران این چند مسئله‌ای که در نظر دارد اگر بخواهد اجرا بکند صحیح نیست این مربوط به پول مردم است مثل این‌که می‌خواستند یک خیابان 180 مترى بسازند گلکارى تا شمیران مردم که نان ندارند عمارت 15 طبقه و بولوار گل کارى دو فرسخى می‌خواهند چه بکنند؟ این است که ما تقاضا داریم این چند فقره کارهایی که شهردارى تهران می‌خواهد بکند اینها را متوقف بکنید اشخاص مورد اعتماد را دعوت کنید اگر تصویب کردند بکنید انجمن شهر را دعوت بکنید اگر انجمن شهر تصویب کرد بکنید و الّا پول مردم را براى سلیقه یک نفر نباید دور ریخت اینها مسائلى است که راجع به شهر تهران لازم بود تذکر داده بشود اصلاً در انظار مردم زننده است که شهرى که هیچ‌ یک از وسایل اولیه را ندارد بروند بولوار بسازند و گلکارى بکنند و عمارت 15 طبقه بسازند شهردار سابق در کمیسیون عرایض گفت که ما عمارت 15 طبقه را با پول خودمان نمی‌سازیم به مزایده و مناقصه واگذار می‌کنیم اشخاص داوطلب می‌شوند با پول خودشان بسازند و در ظرف 5 سال مال‌الاجاره بگیرند و بعد از 5 سال مال شهردارى بشود که بعداً از درآمد آن استفاده کنیم گفتم شما آمده‌اید تجارت کنید یا شهردار تهران هستید شهردارى که کارش تجارت نیست عمارت بسازد و مال‌الاجاره بگیرد بعضى از کلیمی‌ها سابقاً می‌گفتند که خانه می‌سازیم پول ورمی‌چیند یعنى اجاره می‌گیریم شهردار که نباید مال‌الاجاره براى شهردارى بگیرد اینها مسائلى است که مورد نظر مردم است. مسئله سومی‌که می‌خواهیم به آقاى وزیر اقتصاد و آقاى وزیر دارایی تذکر بدهم مسئله چاى است تصویب‌نامه‌ای که سابقاً تصویب شده بود آن لغو شده است و یک تصویب‌نامه‌ای نوشته شده است که این تصویب‌نامه از هر جهت منصفانه و عادلانه است ولى این تصویب نامه باید خوب اجرا بشود اگر خوب اجرا نشود و اشخاصى که در این‌کار بصیرند و تخصص دارند دعوت نکنید و اشخاص غیر متخصص را وارد کنید به نظر بنده نقض غرض است اشخاصى هم که سوابق بسیار خوبى دارند آقاى سرتیپ صفارى آقاى فاطمی ‌را شما می‌شناسید؟

+++

(صفارى- بلى آدم خوبى است) (ارباب- آدم بى‌نظرى هم نیست) مرد با اطلاعى است در امور چاى چون من استاندار گیلان بودم بدون این‌که این شخص را بشناسم به تهران گزارش دادم که مرد با اطلاعى است و مردم گیلان از زحمات او راضى هستند می‌خواهم عرض کنم که اشخاص خوب را دعوت کنید منظور اول این است که کشاورزى که این چاى را تولید می‌کند در موقع تولید وقتى برد به کارخانه به قیمت صحیح و به قیمتى که تعیین کردند از او بخرند و معطلش نکنند چوى چاى بعد از 24 ساعت می‌پلاسد و از بین می‌رود بعضى‌ها نسبت به کشاورزان رفتار خوب نمی‌کنند و چاى را وقتى بردند به کارخانه‌ها اینها را آن قدر معطل می‌کنند که دلال‌هایی می‌آیند و این چاى را به نصف قیمت می‌خرند و کشاورز و باغدار بدبخت و بیچاره می‌شود چاى هم فاسد می‌شود و از بین می‌رود علاج این چیست نه بخشنامه و نه دستور نه ‌امر، یک اکیپ مطمئن مجهز و سالم تحت نظر یک متخصص خوب که کارخانه‌ها را کنترل کند تا جیپ‌ به آنها بدهند و آنها در حرکت باشند به طریق سیار که کشاورز بیچاره‌ای که از 3 فرسخ راه با دوشش این چاى را آورده با قیمت خوب از او بخرند و همین‌طور طرز کار کارخانه‌ها را مراقبت کنند که کارخانه‌ها جنس بد تولید نکنند براى این‌ که اگر جنس بد تولید بکنند صدمه به جنس داخلى می‌خورد این تذکرى بود که مخصوصاً می‌خواستم خواهش کنم که عمل کنید که ‌امسال مردم کشاورز گیلان مازندران و یک چیز تازه‌ای از شما ببینند مسئله سوم جناب آقاى وزیر کشاورزى مسئله آفت پرتقال و مرکبات است در منطقه مازندران و گیلان (ارباب- و میناب بندرعباس) آفت دارد این مرکبات را از بین می‌برد این منبع مهم از بین خواهد رفت دو مرض آنجا هست یکى مرض شیشه دیگرى قرنطینه تاکنون مبارزه صحیح با اینها نشده است یا اصلاً مبارزه نکنید یا این ‌که یک قدرى جدى تلقى کنید آخر این طرف‌هاى مرزما هستند ممالکى که باغ‌هاى مرکبات و پرتقال دارند اسباب شرمندگى است که ده، دوازده سال این مرض در آنجا دوام دارد پول خرج می‌کنند ولى به نتیجه نمی‌رسد براى این‌ که یک بار مبارزه صحیح نمی‌کنند اجبارى نمی‌کنند به مردم بى‌بضاعت کمک نمی‌کنند همه مردم پول ندارند، کشاورزها پول ندارند که دفع آفت بکنند اعتبار هم داده است مجلس این را یک مرتبه چند اکیپ مجهز قوى تحت نظر مستخدمین صحیح‌العمل تعیین کنید که بروند در تمام مناطق مرکبات کارى یک مبارزه اساسى بکنند و یک متخصصینى بخواهید از آمریکا از ایتالیا، از فلسطین یا بغداد یک کارهاى اساسى بکنند که ‌امسال اگر این را علاج نکنید این محصول از بین می‌رود مردم مأیوس هستند این را نمایندگان مازندران و بنده همگى در این تقاضا شریک هستیم بنده از حرف آقایان صحبت می‌کنم با آقایان صحبت کرده‌ام این است که نظر شما را به این مطلب جلب می‌کنم مسئله پنجم که باز می‌خواهم به آقایان وزرا‌ عرض کنم این است که‌ امسال در تمام مملکت مساعده به کشاورزان بدهید براى این‌که سلف فروشى نکنند همه آقایان تصدیق می‌کنند در گیلان و مازندران خرج برنج کارى خیلى سنگین است همین‌قدر عرض می‌کنم که یک گاو اگر کرایه بکند براى برنج کارى هفت قوطى یعنى 210 کیلو اجرتش است یعنى کرایه باید بدهد براى اجاره گاو در دو ماه ‌امسال قیمت برنج تنزل کرد مرکبات دچار آفت شده است آن تصویب‌نامه غلط یک قدرى قیمت چاى را پایین آورده اینها مجموعاً وسیله می‌شود که سرمایه کشاورزان از بین برود به کشاورزان گیلان و مازندران» اگر می‌توان ید به همه جا «ولى فعلاً این دو منطقه که برنج کاشتن مستلزم مخارج زیادى است و اگر نداشته باشند باید محصول‌شان را به ثلث قیمت به سلف بفروشند آقاى وزیر دارایی آقاى رئیس بانک ملى را ببینید به هر طریقى است یک مبلغى به اینها اعتبار بدهید به همه جا بدهید دویست تومان سیصد تومان، پانصد تومان بدهید به هر خانواده‌ای پانصد تومان بدهید و تا سه ماه دیگر از این بدبخت‌ها بگیرید اینها نمونه کار است و مفید است این در دولت سابق هم صحبت شد چند ماه پیش ولى عملى نشد من از شما تقاضا می‌کنم براى کمک به کشاورزان گیلان و مازندران دریغ نکنید همه اینها چشم‌براه این کمک هستند اعتبار هم بانک ملى به بانک کشاورزى یک اعتبار شش ماهه یک اعتبار یک‌ساله می‌دهد و آن‌ها هم سر محصول قرض‌شان را رد می‌کنند بنابراین فقط یک تصمیم و یک نقشه می‌خواهد اینها مطالبى بود که بنده لازم می‌دانستم به عرض برسانم که توجه باین مسائل بفرمایید که از لحاظ کشاورز بى‌اندازه مهم است عرض دیگرى ندارم.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده- امروز تقریباً من موفق شدم که یک ربع ساعت قبل از دستور صحبت کردن را کسب اجازه کنم و براى استفاده از ماده 87 هم یک ربع ساعت براى بنده وقت هست امیدوارم در نیم ساعت بتوانم مطالب خودم را به عرض مجلس شوراى برسانم من روزنامه‌ها را که می‌خواندم فرمانى که اعلیحضرت همایونى براى معاف کردن سپهبد زاهدى صادر فرمودند تاریخش 16 فروردین است تاریخى که ایشان فرمان معافیت سپهبد زاهدى را امضاء‌ کرده‌اند 16 فروردین است این روزنامه مال غروب روز 17 فروردین است جریان را که می‌نویسد سپهبد زاهدى چه گفت وزیر سابق راه چه گفت منجمله از مطالبى که در این‌جا هست من براى آقایان می‌خوانم مال روز 17 فروردین متوجه تاریخ باشید مقارن ساعت 11 آقایان استیونس سفیر انگلیس و رایت مستشار سفارت کبراى انگلستان در وزارت امورخارجه حضور یافتند و مدت یک ساعت با آقایان دکتر امینى و انتظام ملاقات و مذاکره کردند پس از ملاقات هنگامی‌که آقایان دکتر امینى و انتظام از وزارت امورخارجه خارج می‌شدند اظهار داشتند فلان، که این مورد بحث من نیست مقعى که کابینه اگر فرمان اعلیحضرت را ما موجب انحلال کابینه بدانیم کابینه منحل وزرا‌ بی‌کار کدام وزیر آن وزیرى که خودش را کاندید کرده برود در مجلسى که ممالک آسیایی و آفریقایی که از زیر بار استعمار و استثمار بیرون آمده‌اند جمع می‌شوند که فکرى براى بدبختى خودشان بکنند در آن روز که سمتى آقایان نداشتند کسی که خودش را کاندید مقامی‌کرده و با رؤسای دولت‌ها بلکه رئیس جمهور هم شنیده‌ام در آن مجلس هست می‌خواهد بنشیند براى نجات ازش استعمار و استثمار فکرى بکنند این آقا چه کار داشتند با سفیر انگلیس در وزارت امورخارجه؟ این مقدمه بود می‌خواستم عرض کنم حالا وارد ماده 87 می‌شوم‏

رئیس- آقا ماده 87 را وقتى وارد دستور شدیم استفاده کنید حالا نطق قبل از دستور را بکنید.

حائرى‌زاده- چون مطالب ماده 87 زیاد می‌شود و یک ربع بیشتر وقت ندارم من می‌خواهم مطالب را قاطى کنم و با هم بگویم.

رئیس- بسیار خوب فعلاً یک ربع وقت دارید صحبت کنید.

حائرى‌زاده- در ضمن فرمایشات‌شان جناب آقاى دکتر امینى در روز پنجشنبه 26 اسفند در جلسه 104 مجلس که من کسالت داشتم و حالم مقتضى این‌که بیشتر بتوانم ادامه بدهم تذکراتم را راجع به بودجه نبود ایشان فرمایشاتى فرمودند منجمله فرمودند که زحمت کشیدم خودم را سپر بلا کردم و از آقاى حائرى‌زاده فحش شنیدم و نوکر انگلیس شدم، بنده فحش ندادم در جلسه سابق هم گفتم که اگر کسى به من بگوید که تو پسر میر سید على حائرى که مرجع تقلید شیعه بوده است هستى فحش است؟ و خیلى هم افتخار دارد ولى من هیچ‌ وقت نخواسته‌ام افتخار کنم که جد بزرگ من کیست زیرا جد من گفته است این الفتى من یقول‌ها اناذا لیس الفتى من یقول کان ابى، من روى دستور او عمل می‌کنم اگر من گفتم جناب دکتر امینى خواهرزاده مرحوم محمدعلى میرزا یا نواده مرحوم مظفرالدین‌شاه یا داماد وثوق‌الدوله بود این فحش نبود افتخارى هم نداشت براى ایشان این را چرا فحش تلقى کرده‌اند عبارت نوکر انگلیس من نگفته‌ام من آن موقعى که راجع به نفت صحبت می‌کردیم گفتم من نسبت با انگلیس‌ها سوء‌ظن دارم هر حرفى که می‌زنند من با دیده بدبینى خودم نگاه می‌کنم تا مخالف مصلحت ما نباشد اگر مخالف مصلحت ما هست مقاومت کنیم من حسن‌ظن نسبت به آن دستگاه ندارم برخلاف جناب آقاى دکتر امینى که حسن‌ظن هم این است که وقتی که می‌خواهند تشریف ببرند به مجلسى که از زیر بار استعمار و استثمار بیرون بیاید در موقعى که وزیر نبودند بقول خودشان با سفیر انگلیس در وزارت امورخارجه می‌نشینند چه می‌گویند من نمی‌دانم خودشان بهتر می‌دانند که چه گفته‌اند (عبدالصاحب صفایی- احوالپرسى می‌کردند) (قنات‌آبادى- لاس می‌زنند) (خنده نمایندگان) یک فرمایشاتى ایشان فرمودند چون در جلسه سابق حضور نداشتند صحبت کردند حالا در حضور خودشان می‌خواهم آن را تکرار کنم گفته‌اند» که در نتیجه این فداکارى آقاى حائرى‌زاده در مملکت آرام و مرفه زندگى می‌کنند اینها همه را ندیده می‌گیرند «من از خودشان انصاف می‌خواهم از ملت ایران نمی‌خواهم حائرى‌زاده که در دوره زندگانیش غیر از توسرى خوردن از امثال آقا حبس و تبعید و دربدرى و فشار و بدبختى چه سهمی‌داشته که مرفه زندگى می‌کند در سایه خدمات شما که در هر کابینه‌ای فورى رنگ همان کابینه را گرفتید و متصدى امر شده‌اید (قنات‌آبادى- خواص ظروف مرتبطه است) نمی‌خواهم دیگر راجع به بقیه‌اش صحبت کنم اگر مملکت دستگاه ارز حسابى داشت و دستگاهى بود که ارز قاچاقى که به خارج می‌رفت تحت کنترل قرار می‌داد معلوم می‌شد که در سال چه مبلغ از خون این ملت فقیر من پول به اروپا یا آمریکا فرستاده‌ام یا جناب آقاى دکتر امینى (وزیر دارایی- هر چه پیدا کردید مال خودتان) نه غصه نخورید با اطلاعاتى که به من رسیده شما را تسلیم محکمه خواهم کرد.

وزیر دارایی- نه مطمئن باشید من از این جور صحبت‌ها نمی‌ترسم.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده خودتان بهتر می‌دانید ماده 87 براى رفع اشتباه است اگر نسبتى به آقا بدهند می‌توانید رفع کنید نسبتى به سایر آقایان دادن این جزء ماده 87 نیست.

حائرى‌زاده- اولاً که امروز من در قسمت نطق قبل از دستور آزادم هر چه میل دارم صحبت کنم. یکى هم راجع به توضیحاتى که از ماده 87 باید استفاده کنم و این موضوعى که عرض می‌کنم براى استدلال حقیقتى است که در ماده 87 باید عرض کنم این جناب دکتر امینى یک خوشبختى یا بدبختى دارد، من نظرم هست در موقع انتخابات بود یک دکتر على امینى دیگرى هم بود که او هم اعلان کرده بود من کاندید هستم و یک کشمکشى شده بود. به من خبر رسید که در آمریکا یک على امینى دیگرى هم پیدا شده (مهندس جفرودى- هم شهرى ماست) که یک میلیون پولى اشتباهاً به حساب او

+++

برده‌اند و بعد پس گرفته‌اند. حالا آن را باید تحقیق بکنم وقتى که اسناد آن پیدا شد آن وقت من استیضاح خواهم کرد و تسلیم محکمه می‌کنم (وزیر دارایی- من خودم تعقیب می‌کنم) هنوز من تحقیق نکرده‌ام، على‌ایحال در آمریکا یک چنین قضیه‌ای اتفاق افتاده ولى هنوز مدارک تمام نشده است که بنده عرض بکنم (اکبر- او لنگرودى است و دکتر هم نیست) به هر صورت على امینى چه فرقى می‌کند؟ پولى به حساب على امینى آن‌جا رفته بعد هم پس گرفته‌اند و به حساب دیگرى باید می‌رفت، خوب از این اشتباهات گاهى یک حقایق مسلمی‌ بعد از قرارداد نفت روشن می‌شود ما در مملکتى هستیم که دیدیم بعد از قرارداد 1919 یک معاملاتى کردند حق‌السهم بود یا نمی‌دانم، حالا در قضیه نفت هم ممکن است یک چنین حساب‌هایی باشد هنوز روشن نیست پیش من و چون درست روشن نیست رویش بحث نمی‌کنم وقتى روشن شد در اطرافش صحبت می‌کنم (یکى از نمایندگان- لابد شرکایی هم دارند.) البته (صفایی- در هر حال همه‌اش را که فرمودید دیگر چیزى باقى نماند.) یک موضوع دیگر که جناب دکتر امینى خیلى تخصص دارند در مغالصه و خلط موضوع و تحصیلات ایشان الحمدالله در این قسمت خیلى خوب بود در بیاناتى که می‌فرمایند می‌گویند‌ آقاى حائرى‌زاده عمرى در سیاست بوده‌اند و بنده خودم وقتى شاگرد مدرسه بودم در همین لژ تماشاچیان ناظر بودم عملیات ایشان را که در اقلیت بودند و با سردار سپه که در آن موقع وزیر جنگ بودند مخالفت شدید می‌کردند و بنده اینطور استنتاخ کردم که مخالفت ایشان آن روز هم اصولى نبوده براى این‌که اعلیحضرت فقید یک مردى بودند مصلح و کاربر و استقامت کردند و کارهاى مثبتى براى مملکت انجام دادند ‌(صحیح است) این بیاناتى بوده است که ایشان فرموده‌اند چون در غیاب ایشان من گفته‌ام و حالا هم لابدم در حضورشان تکرار کنم زندگانى اشخاص یک پرده‌هاى زشت و زیبایی دارد، هیچکس معصوم نیست و هیچکس نیست که در تمام جهات عارى از خطا و خدشه و خلل باشد من حیث‌المجموع را در نظر می‌گیرند و قضاوت می‌کنند، سردارسپه آن روزى که ‌آمد کودتا کرد و وزیر جنگ شد و بعد رئیس‌الوزرا‌ شد تمامش معصوم نبود، خیلى کارها کرد در قسمت‌هاى خویش موافق و در قسمت‌هاى بدنش هم مخالف بودم منجمله از وقایعى که پیش آمد عملى بود که نسبت به قانون اساسى خواستند بکنند، من معتقدم این قانون اساسى سندى است که باید همه ما محکم نگاهداریم، هر کدام یک فصلى در این قانون اساسى به نفعمان هست براى زارع کارگر، وکیل و وزیر هست، شاه هست، گدا هست، تمام ماها باید نگذاریم لطمه و خدشه‌ای در این قانون وارد شود. بعضى از اصول مع‌التأسف این چهل پنجاه سال اجرا نشده همین جور سمبل شده و بارى به هر جهت گذشته، اگر قانون اساسى را خواستند تغییر بدهند مملکت مرده‌ها نیست که کسى چیزى نگوید. آن روز می‌خواستند بعضى از اصول را تغییر بدهند گر چه لطمه‌ای به حیثیت مملکت نبود، حقوقى بود که از فامیل قاجار سلب می‌شد و به فامیل پهلوى داده می‌شد این موضوعى بود که چندان مهم نبود ولى باب دخالت در قانون اساسى را مفتوح شدن من مخالف بودم و مخالفت کردم تا در صورت خودش و از مجلس مؤسسان عملى شد. آن روزی که آقا می‌فرمایند شاگرد مدرسه بودند، خیلى از حرف‌هاى من خوش‌شان آمده و جزو کف‌زن‌ها بودند، والده ایشان به قول مرحوم مدرس کسى بود که خیلى مقاومت می‌کرد و پیش من خیلى محترم است این والده محترمه که از فامیل خودش دفاع می‌کرده، ولى آقازاده ایشان با کسى که براى منافع فامیلى ایشان جنگ می‌کرده جنگ دارند و این دفاع را حربه‏ می‌کنند، نمی‌دانم اسمش را چه باید بگذاریم جز سفسطه کردن چیز دیگرى نمی‌شود اسم این عمل را گذاشت، یک فرمایش دیگرى کردند راجع به این مرامنامه» آتش به جان من بیفتد، این را من به دست ایشان داده‌ام یک وقتى که من در گوشه انزوا بودم فکر کردم که اگر یک دولتى یک روزى سر کار آمد که بنده هم شرکت داشته باشم و یا از رفقاى بنده تشکیل شود بد نیست سر فرصت مطالعه‌ای بشود که یک برنامه‌ای براى کار آن دولت تنظیم شود و بنده این برنامه را تنظیم کردم و براى عده‌ای از رفقا فرستادم، ایشان هم تشریف آوردند الهیه، یک روزى آن‌جا نشسته بودند با هم صحبت می‌کردیم درد دل می‌کردیم گفتند که شنیده‌ام شما برنامه‌ای تهیه کرده‌اید عرض کردم بله همچو چیزى هست، یک نسخه هم خدمت آقاى حائرى‌زاده تقدیم کردم ایشان این برنامه را جرح و تعدیل کردند و بعد هم گفتند به نام خودشان ‌موقعى که در این مملکت حزب و صنف و تشکیلاتى نبود ما مبارزه می‌کردیم حبس و تبعیدمان می‌کردند و گرفتار بدبختى بودیم شما در مدرسه الفبا یاد می‌گرفتید آن وقت می‌گویند من بیایم درس برنامه نوشتن را از جناب دکتر امینى یاد بگیرم، البته من عشق دارم حالا هم عاشقم که در مملکت باید صنف و حزبى تشکیل شود، حکومت اشخاص باید از بین برود، اراده اشخاص باید محکوم شود باید صنفى، مرامی‌و حزبى رویش بایستند و مملکت را از این وضع بدبختى و فلاکت و بیچارگى نجاتش بدهند، این عقیده من بوده و هست و کراراً هم سعى کرده‌ام که یک جمعیتى گردهم جمع بشویم متأسفانه هر بار خارجى‌ها با ابزار داخلى نگذاشتند یک عده صالحى گرد هم جمع شوند یک عده‌ای هم که جمع شدند بالاخره صیدشان کردند یا به دست غارتگرهاى داخلى صید شده‌اند و یا به دست سیاست‌هاى خارجى صید شده‌اند. من چون عاشق حزب بودم و هنوز هم هستم و هنوز هم با حال شکستگى و کمال خستگی مأ‌یوس نیستم و معتقدم که اولش از همین مجلس شروع کنیم اگر یک دسته‌ای حزبى در مجلس بسازیم ده بیست نفر باشیم بتوانیم در خارج یک حزب مجهز سیاسى حسابى درست کنیم که آلت و ملعبه سیاست‌هاى خارجى نشود وقتى شنیدیم این آقاى الموتى که جزو 51 نفر بودند، رفیق من هم هست بسیار مرد خوبى هم هست و جمعى دیگر که نقطه مقابلش بودند دارند یک فکرى می‌کنند من خرسند شدم. این عقیده‌ای که حالا درباره دکتر امینى هفت هشت ماه است پیدا کردیم بیشتر نداشتم، دکتر امینى را می‌گفتم حالا به پدرش بیرق روس را بالاى خانه‌اش لشت نشاء بالا برده کارى ندارم خودش مدرسه رفته جوان است تحصیل کرده است براى مملکت ممکن است وجودش مؤثر باشد و مفید باشد عقیده داشتم حتى ارسنجانى یک روز آمده بود منزل من صحبت این بود که آقاى دکتر مصدق قرار است ایشان را به وزارت دعوت کنند گفت که بین وزارت دارایی و اقتصاد حرف است ما هم با هم صحبت می‌کردیم به ایشان گفتم که اگر می‌خواهى آقاى دکتر وزیر باشى آقاى دکتر مصدق وزیر لازم ندارد نوکر لازم دارد، من با ایشان صمیمی ‌و جدى بودم و معتقد بودم که به دست دکتر امینى می‌شود کارهایی انجام داد ولى هفت هشت ماه پیش یک پرده‌هایی برداشته شد و من روشن شدم و فهمیدم که من اشتباه کرده بودم و براى رسیدن به مقام هیچ چیز نیست وطن، ملت، فامیل، دیانت، اینجور چیزها در طومار بعضى‌ها قیمت ندارد، معنى ندارد این جور که ما را پدرانمان تربیت کرده‌اند بعضى‌ها را پدرانشان تربیت نکرده‌اند براى رسیدن به هدف و مقصودشان هر جور پیش بیاید، خارجى باشد، داخلى باشد، خدمت باشد، خیانت باشد، هر رنگى پیش بیاید اشکالى ندارد و این است که عقیده من که پیش خودم نسبت به ایشان داشتم نقطه مقابلش شد، ولى در مورد این جمله از فرمایشات ایشان باید بگویم که لازم نیست من درس حزب‌سازى و برنامه‌نویس را از جناب دکتر امینى یاد بگیرم باز از فرمایشات ایشان است‌ بنده در ضمن می‌خواهم جسارت کنم و تمام گذشته سیاسى ایشان را عرض کنم که ایشان اساساً با کسى نمی‌سازند دلیل و مدرک هم لازم نیست براى این‌که برخلاف این‌که می‌فرمایند آزادیخواه می‌باشند به عقیده بنده دیکتاتور به تمام معنى هستند دیکتاتور این نیست که بیاید در مملکت دیکتاتورى کند، یک‏ فردى هم ممکن است در تمام اعمال و رفتار خودش دیکتاتور باشد ‌من این را براى نسل آتیه، این بیان را خیلى خطرناک می‌دانم، اگر کسى در بیان و عقیده خودش ثابت باشد، این، دیکتاتور است؟ پس باید همه بوقلمون بشوند، و اگر من معتقدم که یک اصولى باید در مملکت‌دارى داشته باشیم چه در اقلیت باشم، چه در اکثریت باشم، این اصول را محترم بشمارم، این اسمش دیکتاتورى است؟ من همیشه با جمعى که نشسته‌ام تصمیمی‌که اکثریت آن جمع گرفته است پیش من محترم بوده است. نظر خودم را گفته‌ام، انتقاد خودم را کرده‌ام عقیده خودم را اظهار کرده‌ام ولى تسلیم مرا در قبال قوانین خیال می‌کنم در این مملکت در کمتر کسى شما پیدا بکنید. بیاناتى که ایشان در آن جلسه کردند، من مریض بودم و عصبانى بودم ولى ایشان که جوان و سالم بودند تعجب می‌کنم که چرا برخلاف حقیقت این بیانات را فرموده‌اند یک فرمایش دیگرى دارند این‌جا می‌فرمایند که‌ بنده مسئول هستم که جد و آباء بنده فلانکار را کرده‌اند، خوب جد و آباد ایشان هم ممکن است در یزد یک عده‌ای را استثمار کرده باشند «من اگر این فرمایش را ایشان نکرده بودند متأثر نمی‌شدم که اصلاً وقت بخواهم بیایم پشت تریبون و وقت مملکت را صرف این قبیل حرف‌ها بکنم، من چون دستورى از اجدادم دارم که هیچ‌وقت راجع به این موضوع‌ها صحبتى ندارم ولى حالا ناچارم بگویم گردن‌کش‌ها براى عوام فریبى همیشه رفته‌اند سر تربت اجداد من چه در یزد که پدر من مدفون است و چه در نقاط دیگر که مدفن اجداد من است، براى این‌که مردم را گول بزنند و غارتگرى و چپاول بکنند. استعمار و استثمار را ما به تهران که آمدیم داریم این درس را یاد می‌گیریم (عبدالرحمن فرامرزى- روى ممکن است که قضاوت نمی‌شود کرد) حالا با ممکن است خیلى چیزها می‌شود گفت آیا صحیح است بگویند؟ یک جمله‌ای این‌جا هست می‌فرمایند» فرمودند این پول‌هایی که از آمریکا گرفته‌ایم چه کرده‌ایم بنده چندین بار لیست این خرج‌ها را اینجا خواندم و خدمت آقایان عرض کردم که این لیست محرمانه نیست در خزانه هم هست و بالاخره بنده یک روزى چاپ و منتشر می‌کنم این همه موضوع را به رخ ما کشیدن یعنى چه؟ مگر این پول را بنده برده‌ام و خورده‌ام و یا خزانه مملکت را بنده غارت کرده‌ام این حساب‌هاى بنده روشن است بفرمایید برسید ببینید مگر خزانه‌دارى بدون تعهد خرج بدون بودجه مصوب می‌تواند یک‌شاهى بپردازد؟ و بنده هم یک چنین اسنادى را می‌توانم امضا‌ کنم «این فرمایشات ایشان است این جمله معترضه را هم بنده عرض کنم روزى در قیطریه رفته بودم خدمت جناب سپهبد زاهدى، ایشان یک داستانى براى من گفتند، نمی‌دانم راضى هست که من بگویم در این مجلس یا راضى نیست ولى مصلحت هست که گفته

+++

شود، گفت موقع 28 مرداد که ما آمدیم، هنوز وضعمان درست معلوم نبود، یک 5 میلیون دلارى از یک مقامی ‌براى مخارجى که ما نمی‌توانیم اسمی ‌برایش قائل شویم تحت اختیار من گذاشتند (یکى از نمایندگان- چقدر؟) 5 میلیون دلار تحت اختیار من گذاشتند و من فکر کردم که من این را به اختیار شخص خودم خرج کنم یا بگذارم به حساب مملکت دیدم که صلاح است این را بگذارم به حساب مملکت که بعد نگویند مثل دستگاه چیانکاى چک شد و پولى از آمریکایی‌ها گرفتند به جیب زدند من این پول را گذاشتم به حساب خزانه، ایشان این مطلب را جزو حرف‌ها و صحبت‌ها گفتند اخیراً من شنیدم که آن نماینده‌ای که از این‌جا رفته صورتى داده است که پول‌هایی که به عنوان کمک بلاعوض و فلان داده شده اینها چه مبلغى هست و آن 5 میلیونى که ایشان می‌گفته‌اند، در آن صورت نبوده است، ایشان از خزانه خواستند که علاوه بر اینها یک 5 میلیونى هم بوده این را من شنیدم لابد آقایانى که در هیات دولت سابق بوده‌اند و حالا هم حضور دارند بهتر از بنده اطلاع دارند من اطلاعى از موضوع ندارم.

حائرى‌زاده- من همین‌قدر می‌دانم که از کیسه خلیفه یک خرج‌هاى عجیب و غریبى می‌شود که من منبع یکى از این کیسه‌هاى خلیفه را گشتم پیدا کردم. یکى پول صدى یک فروش سیگار است سیگارى که در این مملکت فروخته می‌شود صد یکش به اختیار مقامات عالیه است بیگى می‌خواهند پنج هزار تومان انجام بدهند فورى مرحمت می‌کنند می‌خواهند صد هزار دلار به کسى بدهند فورى مرحمت می‌کنند این پول در سال از یک میلیون بیشتر است ممکن است نزدیک دو میلیون بشود از صدى یک فروش همین پول‌های محرمانه داده می‌شود ممکن است آن یک میلیون دلار هم از یک چنین محلى باشد که رفته باشد به حساب جناب دکتر امینى و اشتباه شده باشد این هنوز مدارکش جمع‌آوری نشده و من در این موضوع به طور تفصیل صحبت نمی‌کنم از این پول‌های محرمانه و از این خرج‌هایی که گاهى می‌شود کسى نگفت پولى که آمده به چه حسابى رفته طرز دزدى طرز بردن پول انواع و اقسام دارد من یک پیشکار مالیه در نظرم هست در اوایل دخالت آمریکایی‌ها در امر مالیه قبض و سند صحیح و این حرف‌ها نبود جزو جمع‌ها را در هر بلوکى معین کرده بودند که اینجا 10 هزار تومان بود 20 هزار تومان بود 30 هزار تومان بود.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده نیم‌ساعت وقت آقا تمام شد.

حائرى‌زاده- من عرایض زیادى دارم.

رئیس- در قسمت برنامه هم اسم نوشته‌اید می‌توانید در آن موقع استفاده کنید.

حائرى‌زاده- اگر آقایان اجازه بدهند یک ربع دیگر وقت می‌خواهم.

رئیس- ولى اگر بخواهید آن را اعاده بدهید دیگر نمی‌شود نیم‌ساعت تقریباً به آن ماده 87 مصرف شد دیگر آن را اعاده ندهید.

حائرى‌زاده- حالا اگر آقایان اجازه می‌دهند من حرف می‌زنم.

رئیس- عرض کردم حالا رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند آقاى حائرى‌زاده صحبتشان را یک ربع دیگر ادامه بدهند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

حائرى‌زاده- خیلى متشکرم از آقایان که به من کمک کردند این پیشکار دارایی موقعى که پول گرفته بود از تحصیلدارها قبضش را درست داده بود دست آن‌ها، 10 هزار تومان تحصیلدار پول آورده بود و آن هم 10 هزار تومان رسید داده بود، ولى در ته چک و دفتر 5 هزار تومان بیشتر وارد نشده بود در نتیجه مالیات محل که 200 هزار تومان بود صد هزار تومانش را به جیب زده بودند براى تفاوتى که وجوه در دفتر ثبت شده با حقیقت آن پولى که گرفته شده بود بعد این موضوع کشف شد که آن رئیس حسابدارى و جناب پیشکار دارایی با هم سازش کرده بودند و این پول را به جیب‌زده بودند از متن مالیات قبض صادر شده بود به دست حسن مودى مالیاتى 10 هزار تومان داده شده بود ولى در صندوق و ته چک و دفتر و تمام اینها پنج هزار تومان وارد شده بود. دزدى انواع و اقسام دارد، البته حساب‌ها وارد خزانه می‌شود ولى ما باید ببینیم چه می‌شود حکومت مصدق 28 ماه دوام کرد، یک مشت ذخایرى بود اینها را خرج کرد یک مشت اسناد خزانه، اسناد قرضه ملى، اینها را خرج کرد ولى این کمک‌ها را نداشت، نفت هم که نبود آخر کار دو ماه حقوق عقب افتاده بود نداشت که بدهد چند میلیون دلارى که بعد وارد مملکت شد مگر کسر بودجه ما چه مبلغ بوده است؟ اگر مقصود نفله کردن پول و تضییع مال مملکت نبوده، باید صورتى داشته باشد که ما براى کسر بودجه چه مبلغ خرج کردیم چه مبلغ براى کارهاى تولیدى و عمرانى صرف کردیم، من یک موضوعى را براى مسطوره عرض می‌کنم من از مسافرت برگشته بودم چون بدبختانه جمعى به من اعتماد کرده بودند و در بانک بیمه بازرگانان یک سمت نظارتى من داشتم. وقتى وارد شدم دیدم که یک شخص صد هزار تن شکر کوبا را حاضر شده است که به فروشد از قرار 102 دلار تحویل بنادر ایران و این پولش مبلغ معتنابهى می‌شود و این به اقساط چند ساله می‌فروشد به من گفتند موقعى که مملکت بى‌پول است چندین میلیون پول صد هزار تن شکر می‌شود که به دست مردم می‌آید این تنگى شکر و جیره‌بندى هم از بین می‌رود، هر کس هر چیز خواست بهش بدهند دولت حقوقى که راجع به قند و شکر دارد از گمرک و عوارض و هر چه دارد می‌گیرد و به حقش می‌رسد، مردم از فشار تنگى شکر نجات پیدا می‌کنند و یک رواجى در بازار ایران پیدا می‌شود و تا دو سه سال این پول در دست تجار می‌ماند، پولى که در بازار ایران صدى بیست و چهار تا صد سى نزول دارد آن هم صد سه نزولش را می‌گیرد پس رواجى در بازار ایران پیدا می‌شود و سرمایه خارجى می‌آید در ایران و این موضوع را هم در بانک توسعه صادرات صحبت کردیم پولى را که خواسته‌اند از ما بانک تضمین می‌کند و حق تضمینش هم عایدش می‌شود و براى مردم کار می‌شود مالیات و عوارضى هم که دولت راجع به شکر داشته بیشتر و بهتر وصول می‌شود، این یک کار مفیدى است خواستند از من که برو صحبت کن من رفتم خدمت جناب وزیر دارایی این جریان را به عرض ایشان رساندم، ایشان یک فرمایشاتى فرمودند که من حالیم نشد، بعضى مسائل اقتصادى پیچیده است من گفتم که خودش برود صحبت کند، رفت و صحبت کرد موضوع را هم گفت و بالاخره گفت ایشان موافقت نمی‌کنند، معلوم شد یک شرحى هم در تاریخ 17/ 11 آن سال که گویا 32 بوده نوشته‌اند به بانک توسعه صادرات راجع به معامله یک صد هزار تن شکر به این مضمون اشعار می‌دارد چون وزارت دارایی در حال حاضر مصرف شکر کشور را براى یک‌ سال تأمین کرده است نظرى به معامله اقساطى شکر به ترتیب پیشنهاد شده ندارد- خیلى خوب شکر یک ‌سال تأمین شده است و دولت ایران محتاج نبوده است که شکر تازه‌ای بخرد این حرف حسابى است در تاریخ 11/ 11/ 32 جواب داده از براى خرید شکرى که 102 دلار بوده و تحویل بندر ایران می‌شد ولى در خرداد ماه سال 1333 یا تیر 4 ماه بعد از آن تاریخ همین وزیر دارایی از موجودى که در صندوق داشته می‌رود شکرى می‌خرد ده دوازده دلار گران‌تر از شکرى که 102 دلار ما پیشنهاد کرده بودیم و وعده چند ساله هم بود پیشنهادش این‌جاست شرایطى که داشته است سه سال بوده است (عبدالرحمن فرامرزى- جنس شکرش هم تفاوت داشته یا نه؟.) این شکر کوبا بوده آن هم شکر کوبا بوده و فرقى نداشته، آن را 102 دلار می‌فروخته‌اند و پولش را متدرجاً می‌گرفته‌اند بعد از چند سال بافرع صدى 4 (وزیر دارایی- آن یکى بدون فرع) در موقع طرح لایحه قرضه می‌آمدند این‌جا پشت تریبون و می‌گفتند صلاح است که این پول بیاید در ایران حالا وارونه می‌گویند در صورتی که همان استدلال شما حجت است براى شما، آن پول صد بیست و چهار تا 30 که در ایران نزول دارد صد چهار که باشد این به نفع مردم است که سرمایه خارجى بیاید ایران و سود بیاید پایین و ایشان نوشته‌اند که شکر نمی‌خواهیم و تأمین شده است و 3 یا 4 ماه بعد رفته‌اند از پول خزانه از اسعارى که دولت خیلى احتیاج داشته پول نقد داده‌اند ده دوازده دلار گرانتر خریدارى کرده‌اند نسبت به مقدارى که خریده‌اند سیصد، چهارصد هزار دلار بیشتر یا کمتر تفاوت می‌کند اگر صد هزار تن حساب کنیم یک میلیون هم بیشتر تفاوتش می‌شود ولى چون ایشان پول نداشته‌اند کمتر خریده‌اند این‌جا اگر یک سودى نباشد اگر یک دلالى و حق‌العملى در این کار نباشد هیچ منطقى من براى این کار نمی‌توانم فرض کنم که جناب دکتر امینى با صحت عمل خواسته‌اند این عمل را انجام بدهند و من خیال می‌کنم که در آن پنج میلیون دلارى که سپهبد زاهدى می‌گفت محرمانه به من داده‌اند و من به حساب خزانه گذاشته‌ام آن‌جا هم خیلى کمتر یعنى یک میلیون دلارش که نباشد 100 هزار دلارش که بکنیم لابد یک مقدارى بوده که به حساب نگذاشته‌اند حالا من بیشتر نمی‌توانم توضیح بدهم.

رئیس- آقاى وزیر کشور می‌خواهند راجع به اتوبوسرانی توضیحى بدهند، بفرمایید.

وزیر کشور (اسدالله علم)- بنده خیلى مفتخرم که در جلسه اولى که هیئت دولت به مجلس آمده فرصت پیدا کرده‌ام که عرایضى به عرض ساحت مقدس مجلس شوراى ملى برسانم. تصادفاً جناب آقاى ارسلان خلعتبرى راجع به مسئله اتوبوس‌رانی فرمایشاتى فرمودند و بنده‌ امروز صبح خیلى زود رفته بودم که باین مسئله رسیدگى کنم و اتفاقاً چند روز قبل هم به عرض همکاران رسانده بودم که این مسئله اتوبوسرانى باعث شکایت و ناراحتى مردم است (صحیح است) (مهندس اردبیلى- و بغرنج) بنده گمان نمی‌کنم خیلى بغرنج باشد دو مسئله هست من باب توضیح عرض می‌کنم و امدوارم که دولت مسلماً توفیق پیدا کند که این مسئله را حل کند (عده‌ای از نمایندگان- انشاءالله) عرض کنم مسئله مشکل اتوبوس یکى این است که خطوط کم است این را جناب آقاى خلعتبرى فرمودند اتفاقاً امروز صبح هم بنده توجه پیدا کردم دو علت دارد یکى این ‌که نقشه به هم خورده یکى این‌که اتوبوس کم است (یکى از نمایندگان- جمعیت تهران هم زیاد شده است) بنده در خصوص نقشه که به هم خورده یک مطالعه‌ای کردم دیدم در تمام خطوطى که سابقاً اتوبوس حرکت می‌کرده حالا هم حرکت می‌کنند این قطعاً هست (صحیح است) اما تعداد اتوبوس که

+++

در آن خطوط هست حتماً کم است یکى هم این است که بعضى خطوط هست که باید اضافه شود و تا حالا شهربانى می‌گفت که اتوبوس نو نداشتیم و این کار را نکردیم ولى تحقیقاتى کردیم و مذاکره شد و در این دو سه روزه گذشته چند شرکت قبول کردند و حاضر شدند که دو سه خط راه بیندازند و بنده گمان می‌کنم که در این هفته دو خط تا سه خط راه خواهد افتاد و برحسب تصادف بنده این خطوط را امروز صبح گرفته بودم و به عرض می‌رسانم تصادفى هم شده ‌امروز (عبدالصاحب صفایی- حسن تصادف بود.) همین‌طور که سئوال فرمودند اتفاقاً قرار نبود که سئوال کنند، بنده این صورت را توى جیبم گذارده‌ام، عرض کنم این دو خطى که قرار است راه بیفتد از این قرار است:

1- میدان شاه- خیابان رى- خیابان مولوى- خیابان سیروس- خیابان ناصرخسرو- میدان سپه- خیابان سپه- چهارراه حسن‌آباد- چهارراه یوسف آباد- خیابان شاه- چهارراه سى مترى- خیابان سى مترى- میدان 24 اسفند و بالعکس.

2- عباس آباد- جاده نظامی‌ عباس آباد- قصر- جاده شمیران- خیابان تخت جمشید- خیابان فرصت- میدان فردوسى- میدان سپه- خیابان سپه- چهارراه یوسف آباد- خیابان شاهپور- خیابان چرچیل- خیابان فردوسى- چهارراه فردوسى- خیابان فرصت- خیابان تخت جمشید- جاده شمیران- عباس آباد.

آن وقت این صورت را هم به استحضار مردم می‌رسانیم که به علت کمبود اتوبوس مسیر دیگرى به هر شرکت اتوبوسران و یا حمل و نقل و یا شخصى که بتواند 30 دستگاه اتوبوس قابل استفاده غیر از اتوبوس‌هاى موجودى شهرى به کار بیندازد واگذار نماید (کاشانى- به شرطى که از خطوط دیگر نیاورد) عرض کنم این کار همین‌طور على‌العمیا نشده یعنى در شهربانى یک مطالعاتى شده، بنده تصادفاً امروز با متخصصین این امر صحبت می‌کردم و آنها می‌گفتند اگر بخواهیم اتوبوس این خطوط را زیاد کنیم این مشکل حل خواهد شد و این دو تا خط که راه بیفتد مقدار زیادى از شکایات مردم حل خواهد شد و حالا مشکل دیگرى که هست این است که اصولاً در خطوط دیگر اتوبوس کم است منجمله خط شمیران 120 اتوبوس لازم دارد الان 60 و خورده‌ای مشغولند (یکى از نمایندگان- همه خطوط این‌طور است) این یک مسئله حساسى است که خیال می‌کنم در هیئت دولت روز چهار شنبه حل شود اتوبوس کردنش با اطاق ممنوع است و این مسئله هم قطعاً صحیح است به جهت این‌که اگر در ایران کارگرانى باشند که بتوانند اطاق بسازند (درخشش- این بنزها را پس چطور با اطاق وارد کرده‌اند؟) آن با تصویب‌نامه بوده ولى من وارد عمل دولت گذشته نیستم و ممکن است بعداً توضیح بیشترى عرض کنم، عرض کنم وارد کردن اطاق یک مسئله‌ای است و ساختن اطاق هم یک مشکلى دارد همانطور که شهربانى امروز ببنده گزارش می‌داد گمان می‌کنم ساختن اطاق باین تعداد اتوبوس که لازم داریم خیلى مشکل است (صحیح است) اما در عین حال نباید چشم پوشى کرد از کارگرانى که در ایران کار می‌کنند (احسنت) بنابراین بنده یک نظرى گرفته‌ام و تصمیم گرفته بودم که در هیئت دولت مطرح بکنم ولى استحضاراً به عرض مجلس می‌رسانم و آن این است که اگر توانستیم در هیئت دولت حل کنیم و راهى پیدا شد چه بهتر و اگر نه خواهیم آورد به مجلس که یک مقدار اتوبوس‌ها را با اطاق وارد کنیم و یک چند صدى را هم بیاورند بدون اطاق که در ایران بسازند (دکتر جزایرى- قبلاً چطور می‌ساختند؟) نسبت به احتیاجات مقدار بسیار کمی‌است مقدارى که می‌توانند بسازند بسیار بسیار کم است بنابراین بنده گمان می‌کنم راه‌حلى که پیدا شده این خواهد بود که یک مقدارى با اطاق بیاوریم و یک مقدارى را بدون اطاق (تیمورتاش- یعنى عمل دولت گذشته تایید می‌شود) حالا هر چقدر آقایان توى عرایضم بدوند بنده عرضم را می‌کنم بعداً اگر توضیحاتى بخواهن باز عرض می‌کنم به هر حال این جریان مختصرى بود که بنده در این دو سه روز مطالعه کردم و تصادف شد که امروز صبح راجع به این موضوع صحبت می‌کردیم و بعد در مجلس مطرح شد یک مطلب دیگرى بود راجع به بلوار شهردارى و سر قفلى‌هایی که فرمودند شاید حالا لازم نباشد که جواب عرض کنم همین‌قدر عرض می‌کنم که یک صحبت‌هاى مقدماتى که با شهردار جدید تهران می‌کردم ایشان هم دیدم که اعتقادى ندارند به این بلوار جدید که بسازند (صحیح است) و این را بعداً به عرض آقایان می‌رسانم. دیگر عرضى ندارم.

رئیس- آقاى دکتر امینى.

وزیر دارایی (دکتر امینى)- بنده حتی‌المقدور اجتناب دارم که از شخص خودم صحبت بکنم و این را اثبات هم کرده‌ام چون وقت مجلس خیلى ذى قیمت است و باید صرف کارهاى مملکت بشود (صحیح است) بنابراین اگر بنده ناگزیرم که مختصرى وقت آقایان را بگیرم و عرایضى بکنم ایراد و تقصیر متوجه آقاى حائرى‌زاده است نه شخص من. بنده مقدمه خواستم عرض کنم که ایشان سعى کردند و در بیانات جلسه گذشته این‌طور اظهار کردند که من قصد توهین و اهانت ندارم فقط این حرف‌ها را زدم که دکتر امینى را معرفى بکنم. قضاوت این مطلب را هم بخود آقایان واگذار می‌کنم اولاً معلوم شد که ماده 87 یا هر ماده‌ای هست براى توضیح مطلب نیست فقط براى حمله و اتهام و اینها است که تازگى دارد بنابراین بنده می‌ترسم که این ماده 87 به این ترتیب همین‌طور دور تسلسل پیدا بکند یک قسمت از بیانات ایشان بود که فرمودند من می‌خواهم یک حقایقى را گفته باشم و مردى هستم بى‌غرض و جز حق‌گویی نظر دیگرى ندارم. آنچه که راجع به معرفى شخص بنده است معرف باید اجلى از معرف باشد- هیچ ضرورتى نداشت که آقاى حائرى‌زاده غیر مستقیم به مردم ایران و تهران معرفى کنند که دکتر على امینى نوه محروم مظفرالدین‌شاه یا همشیره زاده محمدعلى میرزا و یا داماد وثوق‌الدوله است یک همچو معرفى از ایشان نخواسته بودند هیچ ضرورتى نداشت بنده وارد این مطالب نمی‌شوم فقط براى اثبات غرض ورزى ایشان که یواش یواش مذاکرات مجلس را از جنبه عمومی ‌به جنبه خصوصى و شخصى می‌کشد چند مورد عرض می‌کنم (صفایی- با کمال تأسف به این صورت در آمده) بنده خواستم عرض کنم که هیچ‌وقت بنده به ایشان حمله نکردم به شهادت خود آقایان ایشان حملاتى کردند و بنده دفاع کردم و بعد از آن مکرر حمله کردند و امروز هم حمله را تکمیل فرمودند ولى بنده پیش‌بینی می‌کنم که مع‌التأسف این حمله ادامه دارد حالا کى غالب باشد و کى مغلوب آنچه بنده اهمیت می‌دهم افکار آقایان نمایندگان و افکار مردم ایران و این را هم که الان عرض می‌کنم فقط براى افکار مردم است که اگر ایشان درصدد برآمدند که افکار مردم را مشوب بکنند بنده هم اشاره می‌کنم. راجع به تریاک ایشان گفتند که در دولت دکتر مصدق دکتر امینى معامله کرد با یک کسى و بعد آن معامله را به هم زد و با دیگرى کرد و بعد وقتى که وزیر دارایی شد آمد به عنوان خسارت یک مبلغى به آن طرف داد این گزارشى است از وزارت دارایی و پرونده‌اش هم حاضر است و بنده اگر اصرار در این موضوع و موارد دیگر می‌کنم براى این است که آقایان بدانند که ایشان در مسائل عمومی ‌وقتى که کسى از خودش دفاع می‌کند تا چه حد افکار بر علیه او تحریک می‌کنند بنده وزیر اقتصاد کابینه دکتر مصدق بودم و آقاى فروزان کفیل وزارت دارایی بودند و وزارت دارایی دستور می‌دهد به شرکت معاملات خارجى که مقدار تریاکى که دارند این را معامله بکنند و علت دستور دادن معامله هم این بود که چون فروش تریاک را به مزایده گذاشته بودند در مزایده برنده پیدا نشد اختلاف نظرى بود گفتند که شرکت معاملات خارجى این معامله را بکند که در ضمن معامله تریاک از قید مزایده خلاص شود آن‌ها هم معامله کردند با کنسرسیوم وهاب‌زاده سلیمان و احمد وهاب‌زاده یک روزى بنده در اطاق آقاى دکتر مصدق نزد ایشان بودم دیدم خیلى عصبانى هستند به ایشان گفتم که ظاهرا مثل این‌که عملى انجام شده است با دست وزارت دارایی و ممکن هم هست این عمل برخلاف مصلحت انجام شده است و علت عصبانیت ایشان این بود که در آن تاریخ روزنامه شاهد حملات شدیدى می‌کرد که در این معامله چنین و چنان شده و ایشان از این حیث خیلى متأثر بودند بعد از چندى دستور دادند که معامله را فسخ کنید و آقاى وارسته یادم نیست وزیر شده بودند یا نشده بودند یک روزى بنده در وزارت اقتصاد ملى بودم دیدم یک شرحى از طرف آقاى دکتر مصدق نوشته شده و دستور و پرونده آن را هم براى بنده فرستاده‌اند و یک گزارشى از طرف آقاى امینى اراکى که رئیس بازرسى نخست‌وزیرى بود و یکى دو نفر دیگر از نخست‌وزیرى و یک نفر هم از بانک ملى ایشان نوشته‌اند که فلان کس خودش این پرونده را رسیدگى کند و نظرش را بدهد بنده فکر کردم که این پرونده را از این لحاظ فرستاده‌اند که من یک وقت معاون اداره انحصار تریاک بودم و اطلاعاتى دارم از این جهت براى بنده فرستاده‌اند ولى بعد معلوم شد که آقاى دکتر معظمی ‌یا آقاى حسین مکى به ایشان گفته بودند که این را بفرستید فلانکس رسیدگى کند هم وارد است هم بی‌غرض بنده هم بعد از رسیدگى که کردم یکى دو ماده‌ای که به نفع وزارت دارایی نبود عوض کردم که مربوط به پورسانتاژ مرفین بود که یک حد ترخصى براى آن معین شد که در نتیجه سى هزار دلار به نفع دولت تمام شد و فرستادم براى آقاى دکتر مصدق ایشان هم آقاى وهاب‌زاده را خواستند گفتند که اگر این شرایط را قبول دارید من حاضرم به عنوان قرارداد متمم این را تجدید کنم و با ایشان این معامله را تجدید کردند و دستور دادند که تریاک‌ها را حمل کنند در این فاصله از آمریکا یک تلگرافى رسید که ارتش آمریکا حاضر است یک مقدار تریاک با نرخ بالاتر از آن قرارداد بخرد خوب دولت هم در اینجور چانه‌زدن‌ها وقتى یک معامله‌ای انجام شده است و حالا یک مبلغ بیشتر می‌دهند این قدر شجاعت ندارد که آن را به هم نزند و اعتبار امضاى خودش را نگهدارد ولو این‌که ده دلار بیست دلار بیشتر باشد ایشان دستور دادند به وزارت دارایی که جلوى این معامله تریاک‌ها را بگیرید در صورتى که تا آن تاریخ یم مقدار از تریاک‌ها در اصفهان نمونه‌گیرى شده بود در حدود سیصد صندوق هم در خرمشهر حاضر به حمل بود این را جلوگیرى کردند آقاى فروزان هم عوض شدند و آقاى وارسته وزیر دارایی

+++

شد در هیئت وزرا‌ موضوع مطرح شد و اتفاقاً بنده و یک نفر از آقایان وزراى دیگر یادم نیست شاید آقاى طالقانى یادشان باشد و آقاى بوشهرى مخالفت کردیم گفتیم که اصولاً باید امضاى دولت محترم باشد ولو این‌ که در این‌جا به ضرر دولت تمام شده باشد و اگر اشخاصى سوءاستفاده کرده باشند بایستى آن اشخاص را تعقیب کرد والا هیچ مجوزى ندارد که شما آن معامله را فسخ بکنید به این عنوان که مشترى بهتر پیدا می‌کند به خود آقاى دکتر مصدق بنده خطاب کردم که شما مردى هستید حقوق دان و مردى هستید که معتقد در عدالت ایشان گفتند که فلانکس من می‌ترسم گفتم به هر حال بنده این تصویب‌نامه را امضا‌ نمی‌کنم و تصویب‌نامه فسخ معامله را بنده ‌امضا‌ نکردم بعد از چندى یک دفعه دیگر در این مورد مذاکره شده و بنده می‌خواهم غرض ورزى آقاى حائرى‌زاده را ثابت کنم (تفضلى- ثابت است) بعد از چندى یک تصمیم مجددى در روى پیشنهاد دولت آمریکا که به وسیله سفارت کبراى آمریکا در هیئت دولت مطرح شد که دولت آمریکا فلان قدر بیشتر حاضر است بخرد و تصویب‌نامه آوردند که اجازه بگیرند و این معامله را با دولت آمریکا بکنند آقاى دکتر مصدق به من نگاه کردند و فرمودند که شما موافقید گفتم بنده این را امضاء‌ می‌کنم ولى یک چیزى هست گفتند شما قبلى را امضا‌ نکردید گفتم این یک مالى است که شما به زور تصاحب کرده‌اید و یا خداى نکرده دزدیده اید و حالا می‌خواهید معامله‌ای بکنید آن عمل مربوط به این نیست راجع به تصویب‌نامه موافقت شد و معامله عمل شد بعد آقایان رفتند در عدلیه اقامه دعوى کردند و در مرحله بدوى وزارت دارایی را محکوم کردند و در استیناف حالا چه جور محکوم کردند بنده کارى ندارم بعد از مدت‌ها تعقیب و رسیدگى در عدلیه چند نفر آقاى دکتر عمید و آقاى دکتر پاد و چند نفر نشستند رسیدگى کردند در اداره حقوقى و وزارت دارایی و این‌طور نظر دادند که بالاخره این قرارداد مسلم و محرز است که وزارت دارایی در محاکم وزارت دادگسترى محکوم می‌شود تا این‌که در دولت گذشته این‌کار رجوع به حمیت شد و در آنجا به این صورت حل شد که ما صدى دوازده که متعهد بودیم آن را ما دادیم (اردلان- حکم‌ها کى بودند؟) حالا حکم‌ها یادم نیست اسامی‌شان هست اسم ببرم اسباب گله می‌شود و این موضوع به نفع دولت هم تمام شد على‌ایحال مطلبى که ایشان فرمودند که دکتر امینى این معامله را کرد و بعد هم فسخ کرد و خلاصه یک استفاده‌ای هم برد این‌طور نبود بنده به هیچ‌وجه من‌الوجوه در معامله از اولش وارد نبودم بنده هم چون عضو دولت بودم از لحاظ عضویت دولت رسیدگى‏ می‌کردم در مرحله بعدى هم مراجعه شد به حکمیت و بنده خیال نمی‌کنم عملى به ضرر دولت شده باشد این مطلبى بود راجع به تریاک راجع به شکر و آن یک میلیون دلار امیدوارم که واقعاً آن یک میلیون دلار مال بنده باشد و اشتباهاً به حساب على امینى لنگرودى رفته باشد بنده حاضرم که ایشان مدرکى بیاورند پانصد هزار دلار مال بنده پانصد هزار دلار هم مال خودشان باشد اما راجع به شکر آقاى حائرى‌زاده عضو هیئت مدیره شرکت بیمة بازرگانان هستند که آقاى یزدى و یک عده از بازرگانان یزدى که مردمان صحیح و درستى هستند تشکیل دهندة این شرکت هستند آقاى شرافت این پیشنهاد را به دولت کرده بودند که حاضرند هزار تن شکر به اقساط به فروشند آقاى حائری‌زاده اگر وارد در امور اقتصادى نیستند و این‌جا اظهار می‌کنند که بنده از این چیز‌ها سر در نمی‌آورم خوب است که در این جور صحبت‌ها اصلاً اظهارنظر هم نفرمایند در صورتی که به نظر بنده بسیار خوب سر در می‌آورند براى این‌که قریحة استفاده مالى و امور تولیدى را زیاد دارند کما این‌که از همین ملکى که دارند سیصد هزار متر را از قرار مترى چهار تومان فروخته‌اند مترى یک تومان را نقد گرفتند و سه تومان آن را نسیه که تصور می‌کنم همین مبلغ از سهم بنده از لشت نشاء که مکرر می‌فرمایند بیشتر باشد خیلى خوب این یک معامله‌ای است و عمل مشروعى کردند ولى نگویند من از امور اقتصادى کاملاً بى‌بهره هستم بسیار خوب هم وارد هستند اگر کسى در امور اقتصادى وارد نبود این معامله را نمی‌کرده راجع به معامله شکر بعد از این‌که بنده توضیح دادم که این معامله را می‌خواهند از طرف بانک بیمه بازرگانان بروند باصدى دو از بانک ملى اعتبار بگیرند و بعد هم صدى پانزده از ریالش استفاده کنند و وضع آن معامله را تشریح کردم که براى دولت آش دهان‌سوزى نبود بعد که من براى ایشان توضیح دادم و دلایل له و علیه را گفتم ایشان متقاعد شدند براى این‌که مطلب روشن بود و منطق بنده قوى بود نه این‌که ایشان مؤمن و معتقد باشند البته آن بانک استفاده‌اش را می‌برد فقط اگر یک جایی باشد که کلاه سر دولت برود یابنده در آن وارد بشوم بنده دخالت می‌کنم اگر به ضرر دولت نبود بانک بیمه بازرگانان نفعى می‌برد و دلالى مشروعى می‌برد بنده هم قاطع روزى کسى نیستم و در موقع تقسیم سود سهام ایشان استفاده می‌کردند بنده به هیچ‌وجه وارد نبودم اما راجع به مدارکى که بایشان داده شده مع‌التأسف یکى از اشخاصى که بنده نمی‌خواهم اسمی ‌ازش ببرم که از ترس تعقیب و از ترس کثافت کارى‌هایی که کرده و بیست و سى میلیون تومان پول مملکت را نفله کرده است ایشان با عجله و شتاب از مسافرت خارج تشریف فرما شدند و همین دیروز براى بنده پیغام دادند که اگر شما می‌خواهید براى بنده پرونده‌سازى کنید من مدارکى از بیروت پیدا کرده‌ام (حائری‌زاده- هنوز مدارکش کامل نشده وقتى شد می‌آورم این‌جا) (یک نفر از نمایندگان- این شخص کیست؟) یک تذکرى آقاى نورالدین امامی‌دادند اگر در این مملکت دزدها را تعقیب بکنند و مجازات بکنند دیگر اشخاص جرأت نمی‌کنند که این کارها را بکنند (صحیح است) در اثر مجامله و تعارف نتیجه این می‌شود که یک شخص دزد سر گردنه به خودشان اجازه می‌دهند که اینجور جرى بشوند و این حرف‌ها را بدیگران بگویند به آن شخص پیغام دادم که بنده پرونده‌سازى نمی‌کنم ولى تا شاهى آخر حق دولت را وصول می‌کنم ولو این‌که ‌املاک را حراج کنند بنابراین بنده می‌خواهم از خود آقایان این را سئوال کنم که مطلب تا چه حد مسخره است که آقاى على امینى لنگرودى که ایشان الان در نیویورک یا واشنگتن است مردى است متمول و بندة دکتر امینى که بقول آقاى حائری‌زاده نه فقط در سفسطه دست دارم عالم اقتصاد هم هستم آدم زیرکى هم هستم یک میلیون دلار را برمی‌دارم فیش بانک را عوضى می‌فرستم پیش على امینى لنگرودى پس بنده باید بسیار مرد نالایق و بى‌اطلاعى باشم که یک میلیون دلار استفاده کنمو در یک بانک بگذارم فیش را عوضى بگذارم پیش على امینى لنگرودى ملاحظه بفرمایید چقدر مطلب مسخره است (حائری‌زاده- بعد از این‌ که مدارکش تهیه شد می‌آورم این‌جا بنده حالا مطرح نمی‌کنم) بنده حالا مطرح می‌کنم ایشان اشتباه کرده‌اند (داراب- کاغذ نوشته) اشتباه گرفتند و عوضى‏ خوانده‌اند و بانک ممکن است لایق باشد و ممکن است جاعل سند هم باشد ولى بنده هم بچه نیستم اگر بنا باشد چنین کارى بکنم که فیش آن را عوضى پیش آقاى على امینى لنگرودى بفرستم از جنابعالى هم فقط گله‌ام این است که خودتان با این‌که اهل مطالعه هستید و قاضى دیوان کشور بودید می‌دانید یک کسى اگر مغرض نباشد بدون سند و مدرک این را عنوان نمی‌کند اگر جنابعالى می‌خواهید بنده را معرفى بفرمایید خوب بنده ممکن است ضعف سیاسى داشته باشم آقا هم بى‌ضعف سیاسى نیستید (حائری‌زاده- بنده متشکر می‌شوم بگویید) بنده نمی‌خواهم در مجلس کشمکشى شروع بکنم و آن حرف‌هایی که بنده از مرحوم ملک‌الشعرا‌ شنیده‌ام این‌جا نمی‌گویم و وارد این مطالب نمی‌شوم و جنابعالى هم سنتان از بنده زیادتر است و هم مردى هستید که معروف بودید باین‌که مرد مبارز و پاى‌بند اصول هستید و اگر واقعاً جنابعالى مرد اصولى بودید و مردى بودید که می‌خواستید به خزانه دولت احترام بگذارید به چه مناسبت با خرج دولت تشریف بردید به عنوان سرکشى کنسولگری‌ها و سفارتخانه‌ها؟ جنابعالى عضو وزارت خارجه بودید؟ جنابعالى کاریرى در دولت دارید؟ اینها را بنده نمی‌خواهم عرض کنم ولى وقتى کسى که خودش می‌آید و دلسوزى براى خزانه دولت می‌کند و بنده را متهم می‌کند و با این اراجیف و این حرف‌ها آن وقت بنده هم باید به خودم اجازه بدهم که چنین جسارتى بکنم در صورتی که در عمرم به خودم چنین اجازه‌ای نمی‌دادم (شوشترى- استدعا دارم این حرف‌ها را خاتمه بدهید) اما راجع به پنج میلیون دلارى که ایشان اشاره فرمودند یک روزى در قیطریه آقاى سپهبد زاهدى به ایشان گفته‌اند بنده فوق‌العاده متأسفم که ایشان اگر آن حرف را به جنابعالى زده بودند جنابعالى یک کار محرمانه دولت را نباید با این کنایه و اشاره این‌جا بفرمایید حالا بنده در اصل موضوع وارد نمی‌شوم براى این‌که اگر زیاد بخواهم درش بحث بکنم ممکن است سند و مدرک براى مخالفین شما و بنده و دیگران باشد ولى آن پول را آقاى حائری‌زاده بنده به خزانه دولت گذاشتم و به حساب هم آوردم نمی‌دانم آقا چه جور استدلال می‌فرمایند که این را بنده برداشتم که شاید همین یک میلیون دلارى که این فیش باشد که آقا می‌فرمایید از این حساب‌ها باشد این مسائل خیلى سهل و ساده است و بنده به جنابعالى این را عرض می‌کنم مردم امروز مملکت غیر از مردم بیست سال پیشتر هستند مردم امروز مملکت را با این حرف‌ها دیگر نمی‌شود فریب داد تعدا افراد تحصیل‌کرده و تعداد اشخاص حقوق دان در این مملکت خیلى زیاد شده و خوشبختانه اشخاصى هم در این مملکت مغرض را از غیر نغرض تشخیص داده‌اند و اگر جنابعالى براى مردم و براى ملت ایران صحبت می‌فرمایید به نظر بنده تحقیر به ملت ایران است که تصور بفرمایید که این حرف‌هایی که فرمودید فردا در تاریخ درج می‌شود و بنده در مقابل مردم و تاریخ بدنام می‌شوم خوب است جنابعالى که از بنده تماستان و حشرتان با مردم بیشتر است بروید بپرسید و به بینید که قضاوت‌شان نسبت به ما چیست این را خواستم با این‌که سنم از شما کمتر است خدمت آقا عرض کنم (قنات‌آبادى- شما این قدر هم بچه نیستید) که از سى چهل سال پیش که آقا در این مجلس مذاکره می‌فرمودید و بنده محصل بودم تا الان خیلى چیزها در این مملکت تغییر کرده است در این مملکت خیلى اشخاص مبرز هستند و خیلى اشخاص باهوشى هستند و قضاوت

+++

می‌کنند و بد و خوب را هم تشخیص می‌دهند لازم نیست که شما راجع به بنده بفرمایید مردم اهل قضاوت هم هستند تشخیص هم می‌دهند اگر براى مردم ایران می‌فرمایید براى ملت ایران باید احترامات زیادى قائل شد مسلماً بین اشخاصى که این‌جا هستند اعم از روزنامه‌نویس و غیر روزنامه‌نویس مردمان فهمیده زیاد هستند نشریات ما خیلى با سابق فرق کرده است سابق هیچ‌وقت در مطبوعات این قدر مردمان فهمیده و وارد نداشتند و اگر لابلاى سطور جراید را نگاه کنید ملاحظه می‌فرمایید قضاوت خیلى روشن است. راجع به شکر بانک بیمه بازرگانان یادداشتى براى بنده رسیده نمی‌خواهم این گزارش را بخوانم براى این‌که این معامله را اگر آقا دقت می‌فرمودید بنده این را به نفع مملکت کرده‌ام بعد هم اگر بنده شکرى خریدم باز هم به نفع مملکت بوده لابد استناد آقا هم به همان کاغذهاى ماشین کرده بى‌امضاء‌ است که جوابش را هم در روزنامه داده‌ام جناب آقاى حائرى‌زاده هیچ کارى‏ در این مملکت محرمانه نمی‌ماند آن اشخاصى که خیال می‌کنند کارهاى محرمانه می‌کنند و درز نمی‌کند متأسفانه کاملاً در اشتباهند حالا اگر مردم این مملکت روى تربیت و ادب و انسانیت حرفى نمی‌زنند و از این گوش می‌گیرند و از آن گوش در می‌کنند نمی‌شود گفت که مردم نمی‌دانند خوب یک عده‌ای هستن که بالاخره به خودشان اجازه می‌دهند که حرفى بزنند و یک عده‌ای هم سکوت می‌کنند و چیزى نمی‌گویند کما این‌که ببنده مکرر مراجعه کرده‌اند که چیزى نگویم چون تشنج ایجاد می‌شود و دلخورى ایجاد می‌شود و می‌گویند بهتر این است که مطالب را با مسالمت و دوستى و آشتى حل کرد بنده هم طرفدار این تز هستم ولى از طرفى هم خیال می‌کنم که اگر نگویم مردم خیال می‌کنند آنچه که آقا می‌فرمایید حقیقت است در صورتی که مغالطه است و فیش را هم جا می‌زنید، بعد از این باید یک مکتب تازه‌ای باز کرد و جوان‌هاى مملکت را تربیت کرد و این مکتب‌هاى کهنه را برچید بنده نمی‌خواهم نسبت به اشخاصى که مسن‌تر هستند خدایی نکرده سوء ادبى بشود ولى اشخاصى که مسن‌تر هستند آنها باید راهنماى ما باشد به خصوص در امور سیاسى به ما تعلیم بدهند که در سیاست بایستى درست بود صریح بود و راه راست رفت جنابعالى که استاد سیاست هستید بنده نمی‌خواهم زیاد وقت مجلس را بگیرم با این بیانى که جنابعالى این‌جا فرمودید هیچ آدم منصفى نیست که این فرمایشات جنابعالى را بگوید که فحش و توهین و اهانت نبود آقا می‌فرمایید که بنده کسالت دارم و فلانکس که جوان هست و انرژى دارد چرا حمله می‌کند بنده کى حمله کردم جنابعالى حمله کردید و هل من مبارز طلبیدید الان فرمودید که در تاریخ 17 فروردین دولت افتاده بود و آقاى وزیر خارجه و بنده در وزارت خارجه با سفیر انگلیس چه می‌کردیم بنده می‌خواهم بدانم چطور تمام اشخاص این مملکت خائنند و فقط جنابعالى خادم هستید؟

رئیس- آقاى دکتر امینى این صحبت‌ها را دیگر خاتمه بدهید بنده از جریان جلسه‌ امروز بسیار متأسفم این‌جا وارد شخصیات شدید و این مخالف آئین‌نامه است آقاى حائرى‌زاده هم همینطور.

وزیر دارایی- بنده با احترام امر جناب آقاى رئیس عرضى نمی‌کنم (احسنت) و تقاضا می‌کنم از جناب آقاى حائرى‌زاده مادام که جنابعالى در مجلس تشریف دارید و انشاءالله‌ امیدوارم که عمر جناب عالى طولانى باشد دوره‌هاى دیگر هم در مجلس باشید و عمر بنده کوتاه باشد امیدوارم اگر مطالب اصولى هست با مطالب شخصى مخلوط نکنند و دیگر مجلس را به این قبیل نظریات شخصى نکشند براى این‌که این را مکرر آقایان به بنده تذکر فرمودند و بنده هم خیلى متأسفم. گاهى هم که زیاده روى می‌کنم واقعاً متأثر می‌شوم همانطوری که فرمودید جنابعالى همیشه به بنده لطف داشتید عقیده داشتید حالا نمی‌خواهم بگویم عقیده‌تان اگر تغییر کرده است بدون دلیل است و روى احساسات است ولى حالا یک قدرى دقت بفرمایید مطالعه بفرمایید نواقص بنده را رفع بفرمایید امیدوارم جنابعالى همیشه رهبر و ‌هادى جوان‌ها باشید.

3- طرح برنامه دولت آقاى علاء نخست‌وزیر

رئیس- برنامه دولت مطرح است یک نفر از آقایان پیشنهاد سکوت داده- ولى پیشنهاد سکوت راجع به لوایح است نه ببرنامه دولت براى این‌که دولت بالاخره باید رأى اعتماد بگیرد و تکلیف مملکت روشن بشود.

عبدالرحمن فرامرزى- رئیس دولت که نیست چطور برنامه‌اش مطرح می‌شود و چه صورتى دارد؟

رئیس- کفیل معرفى کرده است به مجلس جنابعالى در مجلس سابقه دارید این چیزها را می‌دانید.

عبدالرحمن فرامرزى- به هر حال این چیز تازه‌ای است آن هم چیز تازه‌ای باشد.

رئیس- هیچ چیز تازه‌ای نیست‏

فرامرزى- پس ما به کفیلشان رأى می‌دهیم.

رئیس- آقاى قنات‌آبادى بفرمایید.

قنات‌آبادى- قبل از این ‌که وارد مطلب بشوم مطلبى را یادآورى می‌کنم یادم می‌آید یک روزى در مجلس در مذاکره‌ای که بین دو نفر از آقایان نمایندگان مجلس درگرفته بود گویا جناب آقاى عبدالرحمن فرامرزى استاد گرامی ‌بودند ایشان فرمودند که هیچ وکیلى از دیگرى وکیل‌تر نیست این مطلب در خیلى از امورات جریان دارد یعنى درباره خیلى علایق و دلبستگى‌ها این موضوع حکومت می‌کند مثلاً وقتى ما همه ادعا می‌کنیم خداپرستیم هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا بکند که من از دیگرى خداپرست‌تر هستم مگر به استناد دلیل و برهان که آن عدم تقوى شخص است ما که در این‌جا اجتماع کرده‌ایم و همه‌مان به کلام آسمانى سوگند یاد کرده‌ایم که حافظ قانون اساسى مملکت باشیم (صحیح است) و همه آن چیزهایی که قانون اساسى او را محترم شناخته است بوده باشیم هیچ ‌کدام نمی‌توانیم این ادعا را بکنیم که ما از دیگرى در این حفاظت و نگهبانى رشیدتر و شجاع‌تر و پراحساس‌تر هستیم مگر آن موقعى که ‌امتحان پیش بیاید که آنگاه شود پدید که نامرد و مرد کیست و الا در موقع عادى که آزادیخواهى مد باشد ما می‌بینیم که هر قطاع الطریقى هم دعوى آزادى خواهى می‌کند وقتى آزادى‌خواهى از مد بیفتاد ما می‌بینیم آن‌هایی که خیلى خیلى دو آتشه آزادى خواه بودند چوب به دست گرفته‌اند و پیکر آزادیخواهى می‌کوبند و حتى توى این مملکت ما با چشم خودمان در زمان خودمان این مطلب را دیدیم این مطالبى که بنده عرض می‌کنم مال تاریخ نیست مال زمان حیات خودمان و این روزهایی که خودمان گرفتار آن ماجراها بودیم می‌باشد و حتى توى این مملکت روى دلایل متعدد یک فردى قدرت پیدا می‌کند همه طرفدار آن قدرت می‌شوند و او را آدم خوبى می‌دانند قدرت سلب می‌شود یک عده لگد به آن کسى می‌زنند که او را مفید می‌دانستند و خوب بود و خوبش را می‌گفتند ولى براى اجتماع براى قومی‌که می‌خواهد مراتب و مراحل ترقى را سیر کند این مهلک‌ترین و مضرترین رویه است و من معتقدم که علت این‌که تاکنون ما نتوانسته‌ایم آن طورى که لایق و مستحق آن می‌باشیم آن طورى که لیاقت واقعى ملت عزیز ایران است به طرف ترقى و کمال عظمت و تمدن برویم وجود این قبیل اشخاص و این رویه ناپاک و ناستوده بوده است (صحیح است) از گذشته که یاد می‌کنم نه براى خاطر اشخاص است چون اشخاص هر که باشد و در هر مقامی‌که باشد می‌رود آن چیزى که باقى می‌ماند افعال خوب و افعال بد است و آن چیزى که رشته قومیت را محکم می‌کند اعتقاد و توجه به اعمال خوب گذشته است و آن چیزى که جاده را براى ترقى و تعالى پاک و هموار می‌کند توجه و دور انداختن کارهاى بد گذشته است یک روزى بود توى این مملکت به دست آن کسانى که سال‌هاى سال همه چیز این مملکت را غارت می‌کردند و ثمره زحمات این مردم را از بین می‌بردند و به نفع خودشان چپاول می‌کردند با یک صورت نوى با یک طرز جدیدى مقدمات یک تحول خائنانه به وجود آمد یعنى در کشور ایران در کشور قرآن یک عده‌ای تحت عنوان کمونیسم می‌خواستند براى ما جمهورى دمکراتیک بسازند الحمداله موفق نشدند (الحمداله) بنده نمی‌خواهم به این مطالبى که همه آقایان توجه داشته‌اند و همه آقایان بودند اشاره کنم این مطلب مال گذشته دور نیست مال گذشته خیلى نزدیک است من یک مطالبى که در خلال این جریانات و در زیر پرده این جریانات بود اشاره می‌کنم از نظر آینده مملکت آن روزى که در شرف تکمیل بود و نفس‌ها همه در سینه ساقط شده بود و مرگ براى آن کسانى که مخالف با این توطئه و این تحول بودند بسیار نزدیک بود و فشار و صدمه براى همه بالخصوص براى شخص شاه مملکت از همه زیادتر بود یک عده‌ای بودند شخصیت بودند وزیر بودند رئیس‌الوزرا‌ بودند در آن روز همه این رجال گذاشتند و در رفتند (عبدالرحمن فرامرزى- و تملق گفتند) آستانه توطئه‌چیان را بوسیدند همین آقایی که امروز رئیس‌الوزرا‌ شده آقایان نمایندگان محترم خواهش می‌کنم به صورت جلسات مجلس در دوره دولت گذشته مراجعه بفرمایید بنده تمنا می‌کنم از دولت گذشته با وجود این‌که من با شخص تیمسار سپهبد زاهدى براى رشادت‌هایی که در زمان خطر به این مملکت به خرج داده بود بسیار دوست و علاقمند بودم معذالک به خیلى از لوایح‏ گذشته رأى کبود دادم رسماً دادم و من و من هم نکردم یا رأى ممتنع دادم یا کبود دادم و به آنچه که مفید و صلاح بود رأى سفید دادم در آن روز آقایان نمایندگان محترم داوطلب خدمتگذارى و پیش قراول براى اجراى امر شاه همان امر شاهى که امروز وقتى صحبتش می‌شود به عضب بچه‌ها داد می‌زنند فریاد می‌زنند امر شاه است امر شاه براى همه محترم است (صحیح است) و یک عده‌ای هستند که در سخت‌ترین و تاریک‌ترین زمان‌ها مبارزه کردند فخر کردند که این امر محترم بماند ولى آن عده که امروز داد می‌زنند آن روز در بیغوله‌ها فرارى بودند (صحیح است) آن روز این مرد گفت من حاضرم رئیس‌الوزرا‌ بشوم آقایان آن روز مفهومی‌که من حاضرم رئیس‌الوزرا‌ بشوم یعنى من حاضرم طناب‌ دار را با دست خود بگیرم و بگردنم بیندازم

+++

البته خداى بزرگ خداى نگهبان ایران این عده معدودى که با کمال رشادت که والله على‌المدرک نمی‌دانستم که چه می‌شود به خدا قسم است به هیچ‌وجه پش بینى نمی‌کردم در همین اطاق مجلس سنا یک روز نشستیم و گفتیم مطلب دو طرف دارد یک طرفش این است که على‌رغم همه این عدم توجه‌ها موفق می‌شویم اما این فکر و موفقیت در آن موقع نیم درصد هم والله کمتر بود و یک طرفش هم این است که همه ما در راه دین و مملکت و رژیم مملکت شربت شهادت می‌نوشیم این حرف را آن موقع روى اعتقاد گفتیم و معتقد بودیم و با آغوش باز مرگ را استقبال می‌کردیم و استقبال کردیم براى چه؟ براى این‌که این مطلب توى این مملکت باقى بماند که روح فداکارى و از خود گذشتگى در راه حفظ ایران و عظمت رژیم مملکت یکى از صفات بارز و برجسته و مورد تقدیر بوده باشد و همه ما این صفت را تعقیب کردیم ولى ما این‌کار را براى این نکردیم که هر روزى هر ساعتى اوضاع مملکت به یک نحو زیر و زبر بشود نه این‌که بنده خیال بکنم ما این کار را کردیم براى این‌که ابدلابد سپهبد زاهدى براى همیشه نخست‌وزیر باشد چنین چیزى نیست هیچ فردى هیچ مقامی ‌به دلیل این‌که در دنیا ابدى نیست مقامش هم ابدى نیست و نمی‌تواند باشد انسان تا می‌تواند بایستى خدمت کند و بعد هم اگر نمی‌تواند برود و کار را به کاردان بسپارد آن نکته‌ای که من امروز می‌توانم رویش صحبت کنم و این مقدمات را بنده براى این امروز گفتم که اگر بنده در مخالفت با برنامه این دولت و یا مخالفت دولت صحبت می‌کنم و عمل می‌کنم و رأى می‌دهم یک عده‌ای که خیلى کوته فکرند این مطلب را عنوان نکنند این دولتى است که اعلیحضرت همایونى آورده‌اند و فرمان داده‌اند و معنى ندارد مخالفت کردن با فرمان شاه این حرف گفتنش اساساً غلط است اظهارش غلط است خیانت است: رأى این‌که همه دولت‌ها با فرمان شاه ‌آمده‌اند به مجلس و با رأى مجلس رفته‌اند (صحیح است) این مطلب را هیچ‌وقت عنوان نکنید چون از روى عدم اطلاع است و ندانسته به مقامی‌که در نزد همه مردم ایران کاملاً مغرز و محترم است اهانت می‌شود و ما حاضر نیستیم که کسى ندانسته و نفهمیده به مقام سلطنت اهانت بکند (صحیح است) بعد از این مطلب حالا دولتى آمده است بنده می‌خواهم به ملت ایران و آقایان بگویم در جبین این کشتى نور رستگارى نیست (صحیح است) (عبدالرحمن فرامرزى- آنهایی که با صلوات آمدند چه کردند که اینها بکنند که با این وضع آمده‌اند؟) این دولتى که آمده است دولت خیبر گیر نیست چرا؟ براى این‌که دولت خیبر گیر از ریختش پیداست (خنده نمایندگان) دولتى که رئیس‌الوزرایش هنوز رأى اعتماد نگرفته مرض او را کشانیداش به خارجه براى معالجه من می‌ترسم فردا وزرایش یکى یکى این مرض را بگیرند و بروند و على بماند و حوضش آقاى دکتر امینى مرض خودش را گرفته است که پرچانگى است و مرتب صحبت می‌کند این یک دلیل، دلیل جدى و قطعیش این است که دولتی که می‌آید به مجلس برنامه خودش را می‌آورد و می‌گوید این کارها را می‌خواهم از این طریق انجام بدهم (مرآت اسفندیارى- آقا ما خسته شدیم از بس دولت‌ها برنامه آوردند یک دفعه هم بگذارید برنامه نداشته باشند کى برنامه‌اش را انجام داد) آقاى مرآت اجازه بدهید دولتى که به مجلس می‌آید برنامه می‌آورد و می‌گوید من از طرق متعدد، روى این نقشه‌ها روى این پروژه‌ها به دست این افراد و اشخاص براى زندگى مردم این کارها را می‌کنم ولى این دولت می‌آید می‌گوید من آنم که رستم بود پهلوان ما اصلاً ندیده‌ایم دولتى بیاید بگوید برنامه من همان است که اوداشت اگر آن حکومت خوب بود خوب عمل می‌کرد چرا شما آمدید (مصطفى ذوالفقارى- رئیس دولت مرض بود) این یکى هم که مرض است ماشاءالله می‌گویم که چشم نخورند (ذوالفقارى- وزیرپست و تلگراف که زودتر فرار کرد)

رئیس- آقایان تفریح نفرمایید کافى است‏

شمس قنات‌آبادى- بنده قربان این عرایضى که می‌کنم جدى است حالا آقایان اگر خوششان می‌آید یک تغییر ذا‌ئقه‌ای می‌دهند چون بیانات شما این جا ادامه پیدا کرده است (اشاره به آقاى وزیر دارایی) من معتقدم که اصلاً این بحث را ول کنید جناب آقاى حائرى‌زاده و جناب آقای دکتر امینى این بحث را رها کنید که اگر تا آخر دوره مجلس شوراى ملى همین بحث باشد و ادامه پیدا کند خیلى ناراحت کننده است (صحیح است) بنابراین مطلب اصلاً معلوم نیست چه مفهومی‌ دارد که من دولتى هستم که او بود برنامه من همان هست که او داشت خوب اگر او خوب بود و عیبى نداشت شما چه می‌گویید اگر بد بود که شما هم بدید برنامه‌تان هم بد است حالا این از نظر کلى مطلب بود، و اما از نظر جزیی مطلب و موضوعاتى که مربوط به اوضاع مردم است دولت فعلى در برنامه‌اش این‌طور بیان کرده است که ما در مورد سیاست خارجى که بعد رویش صحبت می‌کنم چون من معتقدم که براى یک مملکت آن هم براى مملکت ما ایران که در چهار راه حوادث دنیا قرار گرفته است و یک وضع عجیبى پیدا کرده است که خود دنیا هم یک وضع عجیبى دارد بدترین چیزها این است که سیاست خارجیش گنگ باشد، مبهم باشد، و مردم آن مملکت ندانند که تکلیفشان چیست و آن‌هایی که اداره کننده آن مملکت هستند از نظر سیاست خارجى روزمره فکر کنند این مطلبى است که بحث خواهم کرد. من یادم می‌آید وقتى این‌جا جناب آقاى علاء پشت تریبون فرمودند که ما آمدیم و می‌خواهیم وضع عمومی‌ مردم و طبقات زحمتکش را بهبودى بخشیم، درست کنیم کار براى بیکار‌ها پیدا کنیم فرهنگ را بسط و توسعه بدهیم بهداشت را تأمین کنیم و این قبیل کار‌هاو براى فراهم آوردن این منظور بایستى اول اشخاص ناصالح و فاسد را از ادارات بریزیم دور، این حرف‌ها خیلى صحیح است بسیار خوب است و بسیار زیبا است و واقعاً اگر بخواهند براى این مملکت کار درست بشود نه با شوخى، جدى، دزدها نا صالح‌ها، رشوه گیرها آن‌هایی که خون مردم را خورده‌اند و در شیشه کرده‌اند آن‌ها را باید به نسبت جرمی‌ که مرتکب شده‌اند از ادارات بیرون ریخت و بعضى‌ها را حبس کرد و بعضى‌ها را بدار زد شوخى بردار هم نیست (صحیح است) ولى خودتان هم می‌دانید که نمی‌شود کرد (تفضلى- بنده معتقدم که می‌شود کرد) (حشمتى- سنگ بزرگ علامت نزدن است) شما اعتقادتان خیلى زیاد درست نیست (تفضلى- نسبت به شما درست است) زیرا نسبت به ما هم گاهى تغییر عقیده می‌دهید توجه فرمودید خیلى کار مهمی‌است اما حالا ببینیم علت این‌که دولت نمی‌تواند این کار را بکند چیست دو جهت دارد من اولاً در هیچ اداره‌ای در هیچ مؤسسه‌ای در هیچ وزارتخانه‌ای قوم و خویش ندارم الحمدالله، علت این‌که من می‌گویم نمی‌توانند این‌کار را بکنند این است که حالا شروع کرده‌اند به تحول البته مردم همانطور که آقاى دکتر امینى فرمودند که مردم خیلى خوب می‌فهمند و خیلى خوب هم قضاوت می‌کنند ما این را می‌دانیم یک مطلبى را من می‌گویم قبول دارید که من بیشتر از شما با مردم هستم (وزیر دارایی- اینطور نیست قبول ندارم) قبول ندارید آن هم قضاوتش را مردم می‌کنند وقتى به مردم می‌گویید تحول، تحول مردم از این لغت و این فکر تحول می‌دانند معناى آن این است که نزدیکان و کسان دولت گذشته بروند و کسان و نزدیکان دولت فعلى بیایند پس تحول غیر از این معنایی ندارد چون هنوز تحول به آن معناى واقعى و تصفیه به آن معناى واقعى از هیچ دولتى از وقتى که ما مطالعه می‌کرده‌ایم تا به حال ندیده‌ایم شروع بکنند و وجود نیامده است (پورسرتیپ- تعویض صندلى‌ها است) جابجا کردن اشخاص است حالا آن روزى که گفتید ما می‌خواهیم اشخاص فاسد را از ادارات بیرون بریزیم یک عده‌ای از آقایان نمایندگان کف هم زدند البته این کف زدن خوب است ولى وکیل باید کف بزند یا نزند من کارى ندارم و حتى در آن موقع دوست عزیز و گرامی‌ما جناب آقاى مسعودى چنان تحت تأثیر احساسات قرار گرفتند که از این بالا شعارى دادند که گاهى وقت‌ها هم آن کلمات و شعارها را توى میتینگ‌ها می‌دادیم، خوب این هم اشکالى ندارد (مسعودى- آقاى قنات آبادى شما که خودتان تأیید فرمودید) حالا هم‏ تأیید می‌کنم هم شما و هم شعارتان را، تحول شروع شد آمدند شهردار تهران را عوض کردند، شهردار سابق بد بود که بنده هم دو سه سؤال راجع به کار‌هاى شهردار سابق کردم و تا به حال مجال پیدا نشده است که در دستور قرار بگیرد چون موضوع خود سؤالات هنوز از بین نرفته است تردیدى نیست که شهردار باید عوض بشود اما حالا آقاى منتصر عضو شرکت سابق نفت خوب است براى شهردارى یا نه من نمی‌دانم، از همه اینها بالاتر تحولى که شروع شده آمدند مدیرکل را عوض کردند کى را گذاشته‌اند آقاى حسن هفت رنگ را، جناب آقاى علم شما آقاى حسن هفت رنگ و آقاى کلانترى را نمی‌شناسید این آقا معروف است به حسن هفت رنگ (وزیر کشور- او مدیرکل نشده) عرضم را پس گرفتم بدون معطلى خیلى معذرت می‌خواهم بدون معطلى پس گرفتم اما در خود آقاى منتصر من حرف دارم بنده در حضور آقایان عرض می‌کنم با وجود این بزرگوار در رأس شهردارى هرج و مرج شهردارى صد در صد بیشتر خواهد شد براى این‌که این گرز خورند این پهلوان نیست آقا شهردارى تهران و بهبود اوضاع تهران بستگى دارد به این که یک شخص با شخصیت مدبر، محکم متین، قرص در رأس شهردارى تهران قرار بگیرد که آبروى دولت و مجلس و شاه و همه را حفظ کند و این عناصر نمی‌توانند در شهردارى تهران کار کنند (تیمورتاش- منتصر مرد بسیار پاکى است) بنده عرض نمی‌کنم که نجس است، بنده عرض می‌کنم که این آقا نمی‌تواند کارى بکند همانطور که دولت در برنامه‌اش گفته است برنامه من بالا بردن سطح زندگى مردم که ملازم با پایین آوردن سطح قیمت‌ها است یا حداقل تثبیت قیمت‌ها است این آقا نمی‌تواند این کار را بکند چون پاک بودن با محکم بودن یا قرص بودن دو تا است (اعظم زنگنه- مرد بسیار محکمی‌ هم نیست) من می‌خواستم یک مطلبى این‌جا عرض کنم و حالا فرصت به دست آوردم عرض می‌کنم صحبت که می‌شود می‌گویند فلان آدم مرد شریفى است آن روز این‌جا صحبت آقاى علاء شد بعضى از آقایان فرمودند که این آقاى علاء شریف است و حال آن‌که کسى اصلاً نگفته بود که آقا شریف نیست صحبت شرافت و بى‌شرافتى اصلاً در میان نبود وقتى این‌جا صحبت می‌شود و بحث می‌شود در پیرامون این کار است که آیا فلان آدم قدرت انجام فلان کار را دارد یا نه یا فلان وزیر در مقابل فشار

+++

نامشروع می‌تواند بایستد یا نمی‌تواند بایستد و یا فلان رئیس‌الوزرا‌ که زمام امور مملکت در دست او است در موقعى که فشارهاى متعدد و کوران‌هاى متعدد سیاسى به وجود می‌آید و یک هیئت سیاسى یک مملکتى او را در فشار قرار می‌دهد این آقاى رئیس‌الوزرا‌ این آقاى نخست‌وزیر قدرت استقامت در مقابل این فشارها و این کوران‌هاى متعدد را دارد یا ندارد اختلاف عقیده از این‌جا پیدا می‌شود، بنده معتقدم که جناب آقاى علاء این‌طور نیست چنین مردى نیست براى این‌که من خودم در زندگى سیاسى یک روزى دیدم که این‌جا توطئه کرده بودند علناً و رسماً می‌خواستند شاه را از مملکت بیرون کنند، می‌خواستند شاه از مملکت برود و بعد هر بلایی که ایشان می‌خواهد سر این مملکت در بیاورند و کلاً یک عده‌ای مردم کاسب بازارى و ارتشى و غیرارتشى قیام کرده بودند و می‌گفتند که شاه نباید برود می‌گفتند شاه مال مردم است یا مال فرد است؟ اگر مال مردم است که مردم می‌گویند نباید برود رئیس مجلس آیه‌الله کاشانى نامه‌ای نوشته بودند با استحضار نمایندگان مجلس و هیئت رئیسه آن وقت مجلس رفته بودند از شاه استدعا کنند که اعلیحضرت اگر می‌خواهند به مسافرت بروند این مسافرت در این موقع به مصلحت مملکت نیست و شما باید بمانید براى مملکت فداکارى کنید و این جناب بزرگوار نمی‌گذاشتند که نمایندگان بروند و با شاه تماس بگیرند (فرامرزى- می‌گفت شاه همسایه به سفر می‌رود) مطلب خیلى زیاد است اعلیحضرت همیشه به سفر می‌روند این سفر را هم می‌روند خیلى عادى است، خیلى ساده است و حال آن‌که هر کس کوچک‌ترین اطلاعى از اوضاع روز داشت می‌دانست که اگر شاه برود استقلال و همه چیز مملکت بر باد رفته بود با این مطالب من می‌ترسم من از ضعف آقاى علاء می‌ترسم (یک نفر از نمایندگان- ترس هم دارد) براى چه؟ براى رژیم مملکتم براى رژیم‏ سلطنت مملکتم براى حدود و ثغور مملکتم می‌ترسم و می‌گویم این مرد نمی‌تواند و نبایستى بر مسند نخست‌وزیرى بنشیند و من تعجب می‌کنم که این آقاى علاء که قبل از 25 مرداد و حتى شنیدم که به ایشان گفته بودند بیاید و نخست‌وزیر بشود داشت زهره ترک می‌شد (خنده نمایندگان) حالا چطور آمده است نخست‌وزیر شده (صفایی- انشاءالله فعلاً چنین نقشه‌ای نباشد) اگر نقشه‌ای هم باشد کسى نمرده خوشبختانه آقاى صفایی مملکت و کشور اسلامی‌ایران همیشه یک عده‌ای را داشته و بوده‌اند که در مواقع حساس و سخت براى جان خودشان ارزش قایل نشوند و این مملکت باقى مانده‌ اما آن شخص غیر از این بزرگوار است این را بدانید من علت این‌که با این دولت مخالفم نه این‌که من با یک یک این آقایان وزرا‌ مخالفم خیلى از آقایان وزرا‌ هستند که من واقعاً بهشان ارادت دارم و شریف هستند خواهش می‌کنم که به عرایض من توجه بفرمایید بنده فلان آقا را می‌شناسم اعمالشان را می‌شناسم ارادت داشتن که دیگر صحبت شوخى نیست همینطور کتره‌ای نمی‌شود گفت من مرید فلانى هستم، معتقدم بهش، بنده بعضى از آقایان را نمی‌شناسم اسم‌شان هم تازه بگوشم خورده است لذا من اسائه‌ای به فرد فرد آقایان نمی‌کنم ولى چرا مخالفم؟ براى خاطر این دولتى که تشکیل شده است با این برنامه دنباله‌رو و همین آقاى رئیس‌الوزرا‌ مثل جناب آقاى علاء شاید یک کدام از این آقایان رئیس‌الوزرا‌ بودند من عوض این‌که حالا جزو مخالفین این دولت باشم جزو موافقین قرار می‌گرفتیم و رأى موافق هم می‌دادم اما وقتى که پایه محاکم نباشد، و ریشه لق باشد، وقتى در کابینه‌ای رئیس‌الوزرا‌ آن که به منزله آن میل وسط و محور آن کابینه می‌باشد، آن میل و محور لق و متزلزل باشد، ضعیف باشد، بدبختانه و متأسفانه مریض هم باشد، این استعدادهاى ماشاءالله هزار ماشاءالله هر چه بخواهند عملى از خودشان آن طور که باید و شاید بروز بدهند که متناسب با استعداد ذاتی‌شان باشد نتیجه ندارد و اما راجع به سیاست خارجى دولت گذشته وقتى به مجلس آمد البته یک مطلبى این‌جا لازم است که گفته بشود و آن حقیقت این است که ما در خلال این مدتى که در سیاست بودیم این مطلب را درک کردیم که یک عده‌ای از افراد هستند که حتی‌المقدور سعى می‌کنند مسئولیتى روى شانه خودشان نباشد مثلاً من آب می‌خورم می‌گویم که آقاى رئیس مجلس فرمودند آب بخور صورت ظاهر هم وقتى که آقایان نمایندگان ببینند من آب می‌خورم و می‌گویم که آقاى رئیس مجلس فرمودند آب بخور خوب به رئیس مجلس مه نمی‌شود اعتراض کرد و اسائه ادب کرد خوب یواش یواش شانه خودشان را از زیر بار مسئولیت می‌کشند بیرون یک عده‌ای از طبایع و از این رجال که موقع خطر هم هیچ‌کدامشان را ندیده ایم و فرارى هستند آنها اصلاً ‌پایه کارشان این است، من نمی‌خواهم مطلب را پاره کنم و بشکافم آقایان خودتان می‌دانید که بنده چه عرض می‌کنم اگر رئیس‌الوزرا‌ است مسئول نباشد وزیر است مسئول نباشد نماینده مجلس است مسئول نباشد می‌خواهند همگى و دسته‌جمعى مسئولیت را متوجه مقاماتى بکنند که باید مبراى از همه چیز باشد و هست و به همین جهت فوق‌العاده قابل احترام است و این روشى که آقایان در پیش گرفته‌اند بسیار روش خیانت‌آمیز است و جریانى است که ما زیر بارش نمی‌رویم ما زیر بار این مطلب نمی‌رویم همه مسئولیم شما مسئولید در مقابل مجلس، و مجلس مسئول است در مقابل مملکت و ماییم که باید در مقابل داخلى و خارجى سینه‌مان سپر بلا شود و ماییم که باید ایستادگى کنیم براى این‌که بشکست اگر دل من به فداى چشم مستت. سر خم می‌ سلامت شکند اگر سبویی اگر دولتى رفت، مجلسى رفت باید اساس مملکت حفظ بشود بنابراین همه سیاست‌ها همه مطالب باید متوجه مجلس و دولت باشد آنهایی که می‌خواهند شانه خالى کنند از زیر بار مسئولیت و بیندازند به گردن مقامات دیگر اینها گناهکارند و خائن به مملکت. بعد از این مقدمات آقاى دولت گفته است سیاست خارجى من همان سیاست خارجى دولت گذشته است و دوستى متقابله و حسن روابط با دول همجوار و غیرهمجوار و تجدید رابطه و از این حرف‌ها و حالا این حرف‌ها چقدرش راست است چقدرش نیست چقدرش ممکن است و چقدرش نیست اینها مطالبى است که‏ از بحث امروز ما خارج است دنیا این‌طور بوده هر دولتى که زورش بیشتر بوده هر چه خواسته کرده و دولت‌ها و ملت‌ها هستند که باید متشکل باشند حواس‌شان جمع باشد نگذارند دولت‌هاى قوى  به آن‌ها زور بگویند آخر وضع دنیاى امروز این‌طور شده است یک عده‌ای زور می‌گویند یک عده‌ای هم استعداد این را دارند که زور بشوند ولى آن‌هایی که با استعداد و با هوشمند آن‌ها تمام هم و قدرت خودشان را روى هم می‌گذارند و متمرکز می‌کنند براى این‌که زور نشنوند یک دولتى که مثلاً میلیون جمعیتش است 3 میلیون جمعیتش است 20 میلیون جمعیت است طبیعى است که ممکن نیست بیک دولتى که 200، 300 میلیون جمعیت دارد زور بگوید و تجاوز بکند من یادم می‌آید یک وقتى دولت شوروى، حالا موضوعش چه بود یادم نیست ادعا کرده بود که دولت ایران دارد امنیت ما را به خطر می‌اندازد البته خودش هم می‌دانست شوخى می‌کند دنیا هم می‌دانست براى این‌که ایران ممکن نیست امنیت شوروى را به خطر بیندازد کما این‌که یک بره‌ای که در صلح و صفا زندگى می‌کند امنیت یک گرگى را به خطر بیندازد و ممکن نیست اما بره باید وسایلى فراهم کند که خودش امنیتش حفظ بشود و مورد تجاوز قرار نگیرد کشور عزیز ایران در این حال است ما باید یک روش و یک رویه‌ای اتخاذ کنیم که به ما زود نگویند و با این تضادى که در دنیا هست و با این اختلاف عجیبى که در دنیا هست ما موجودیت خودمان را حفظ کنیم و حداکثر استفاده را ببریم این مطالب یک سیاست خارجى روشنى می‌خواهد. این موضوع با آمدن و من من کردن که سیاست خارجى من همان سیاست خارجى دولت گذشته است فایده‌ای ندارد بایستى دولت بیاید پشت تریبون و اصولاً سیاست عمومی‌دنیا را روشن کند تشریح کند و بگوید که ما در یک همچو موقعیتى قرار گرفته‌ایم بلوک غرب این کار را کرده و بلوک شرق این عمل را انجام داده وضع سیاست خاورمیانه در این حال است و این کارها را کرده‌اند و من که دولت هستم سیاستم این است و این کار را خواهم کرد در مجلس مطرح کند روشن کند و وکلا و سایر مردم رویش بحث کند و تکلیف مملکت را معین و مشخص گردانند، خوب حالا فکر می‌کنیم وضعیت امروز مملکت ما این‌طور است و فردا یک جور دیگر با آنها صحبت می‌کنیم یک خورده مذاکره می‌کنیم به بلوک غرب می‌گوییم به بلوک شرق جور دیگرى می‌گوییم این کار صحیح نیست آقایان نمایندگان محترم من همیشه عقیده سیاسى خودم را با کمال صراحت ابراز داشته‌ام و اظهار داشته‌ام الساعه هم می‌گویم با این وضع عجیبى که دنیا پیدا کرده است با این وضع درهم و برهمی ‌و یا غیر درهم و برهم و منظمی‌که در دنیا پیدا شده بایستى آن دولتى مصدر کار باشد و آن دولتى زمام مملکت را در اختیار بگیرد که از نظر سیاست خارجى مملکت تکلیف را روشن بکند صریح و صاف و پوست کنده بگوید که ما می‌توانیم با چه شرایطى در دنیا زندگى کنیم و الّا با روش بارى به هر جهت کار مملکت درست نمی‌شود باید رفت عقب کار باید رفت عقب فکر باید رفت عقب آن فکرى که مصلحت صحیح و واقعى ما در آن است البته قبل از این‌که برنامه دولت مطرح شود آن مقدارى که بایستى مذاکره و صحبت بشود مجلس معطل شده و من بیاناتى که می‌خواستم بکنم چون این آقایان وزراى محترم که این‌جا حضور دارند همه می‌گویند چه آنهایی که از قدیم بوده‌اند یا آنهایی که تازه عضو دولت شده‌اند تازه آمده‌اند و هنوز کارى نکرده‌اند می‌گویند از چه عمل ما می‌خواهند صحبت و انتقاد بکنند شاید این حرف تا اندازه‌ای صحیح باشد ولى به طور کلى صحیح نیست چون همه آقایان همیشه وزیر بوده‌اند (فرامرزى- این آقایان که در آن دولت هم بوده‌اند) همه این آقایان دولت بوده‌اند وزیر بوده‌اند در اکثر کابینه‌ها و هیچ‌وقت هم یک کارى صورت نداده‌اند معذالک کله من امروز بیش از این‌که گفتم نمی‌گویم در عین این‌که معتقدم در جبین این کشتى نور رستگارى نیست و این دولت با این وضعى که تشکیل شده عرض کردم دسته غیر از افراد است با این وضعى که تشکیل شده و این روشى

+++

که پیش گرفته‌اند یک عده‌ای هم‏ مدافعند و این روش را دارند دنبال می‌کنند کارى از آن ساخته نیست دردها دوا نخواهد شد من این مطالب را می‌گویم و در صورت مذاکرات مجلس باقى می‌ماند که در آینده نزدیکى خواهید دید که نه سطح زندگى را آقایان می‌توانند ترقى بدهند و نه این‌که خرج زندگى را کم کنند نه نان و گوشت و سایر احتیاجات مردم را تأمین نمایند بنده یک مطلبى عرض می‌کنم در این مسافرت آخرى که به خارج رفته بودم در بیروت دیدم آن چیزهایی که جزو ضروریات زندگى مردم است نان و گوشت و میوه و برق اینها در اختیار همه مردم است یعنى همه مردم همه چیز را داشتند، همه از آب تصفیه شده استفاده می‌کنند نانى که اشراف آن مملکت می‌خورند همان را مردم زحمتکش هم به دست می‌آورند غذایی که در رستوران‌هاى درجه یک بود در رستوران‌هاى درجه 3 هم بود و همه یک جور بود پرتقال را همه مردم می‌توانستند بخورند از لبنیات همه می‌توانستند استفاده کنند نه این‌که 16 جور شیره و جان لبنیات را بگیرند فرقى که آنجا بود از نظر طبقات این بود آن آقایی که متمکن بود ماشین آخرین سیستم داشت و سوار می‌شد و آن شخصى که کارگر فقیر بود او هم می‌توانست با دادن 6 قران ماشین آخرین سیستم منتهى کرایه‌ای سوار بشود، بالا بردن سطح زندگى یعنى این مردم مملکت لااقل گوشت گیرشان بیاید بخورند نان پیدا کنند بخورند حالا ما کار نداریم به این‌که وضع آب تهران به چه جور است این هم علت این است که در تمام این مدت آن کسانى که خواسته‌اند تهران را اداره کنند یکى بعد از دیگرى نالایق بودند و اساساً یک مطلبى را خدمت‌تان عرض کنم شهردارى تهران در همه کارها دخالت داشته جز به کارهاى مربوط به شهر تهران در دسته‌بندی‌ها شرکت داشته این آقاى دکتر نصر یک موقعى شهردار تهران بودند می‌دانند این مطلب را که در رفراندوم در همه کار شرکت می‌کردند (دکتر نصر- در زمان بنده نبود) غرض در همه کار دخالت می‌کردند غیر از امورات مربوط به شهر تهران ملاحظه کنید امروز آسفالت می‌کنند و فردا چون همه‌اش سنبل می‌شود آسفالت‌ها را بر می‌دارند قصاب‌ها امروز گوشت را گران می‌کنند و مردم بیچاره هم مجبورند می‌خرند و آن مقرراتى که قصاب‌ها وضع می‌کنند براى فروش گوشت آن مقررات را قبول می‌کنند می‌دانند چرا؟ براى این‌که این قصاب‌هاى بیچاره زحمت کشیده‌اند رفته‌اند کدخدا را دیده‌اند بازهم ده را می‌چاپند و این مطلب همیشه ادامه داشته غرض از نظر احتیاجات اولیه من امیدوار که نیستم هیچ (کفیل نخست‌وزیر- انشاءالله خلافش ثابت می‌شود که جنابعالى هم راضى شوید) با این وضع من قطع دارم که در جبین این کشتى نور رستگارى نیست از نظر سیاست خارجى و تعیین تکلیف ما هم بنده در این پیکره مقدس چنین چیزى نمی‌بینم که این مطلب را روشن کنند و تکلیف مملکت ما و ملت ما را روشن نمایند امیدوارم جناب آقاى انتظام که به شما هم ارادت دارم بتوانید وضع زندگى مردم را خوب کنید، امیدوارم که بتوانید سطح زندگى مردم را بالا ببرید سطح قیمت‌ها را پایین بیاورید این بدبختى و این گرفتارى را از بین این مردم بردارید تکلیف ما روشن بشود اگر این‌کار را انجام دادید یقین داشته باشید به خداى لایزال اول کسى که می‌آید و تقدیر خواهد کرد با کمال شهامت من خواهم بود و دست شما را می‌بوسم این معجزه نیست یک خورده‌ای فداکارى و همت و پشت کار می‌خواهد امیدوارم اینها در شما باشد

(کفیل نخست‌وزیر- انشاءالله منظور شما عملى خواهد شد) (احسنت)

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- یک پیشنهاد تنفس رسیده است ولى 20 دقیقه بیشتر به آخر وقت باقى نمانده است (عبدالصاحب صفایی- 20 دقیقه به جایی نمی‌رسد) دیگر تنفس ضرورت ندارد (صفایی- جلسه را ختم بفرمایید) آقاى صارمی ‌مطالب شما مفصل است؟

(صارمى- بلى) بسیار خوب، پس جلسه را ختم می‌کنم.

جلسه آینده روز پنجشنبه خواهد بود ساعت 9 صبح آقایان سر وقت تشریف بیاورید دستور هم برنامه دولت‏

(مجلس ده دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت.

+++

Parameter:294933!model&5137!print -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)