31 مرداد 1396 14:51:22
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19

جلسه: 17 صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه سوم مهرماه 1335  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - اجرای مراسم تحلیف به وسیله آقای پردلی

3 - تصویب اعتبارنامه آقای پردلی

4 - تقدیم چند فقره سؤال به وسیله آقای ارباب

5 - سؤال آقای قنات‌آبادی راجع به هزینه زندگی و جواب آقای وزیر کشور

6 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای قنات‌آبادی

7 - سؤال آقای عمیدی‌نوری راجع به افزایش سرمایه بانک کشاورزی و جواب آقای وزیر دارایی

8 - سؤال آقای کیکاوسی راجع به تغییر مرکز استان بلوچستان و جواب آقای وزیر کشور

9 - سؤال آقای دکتر راجی راجع به مبلغی که از عواید نفت برای عمران خوزستان اختصاص داده شده و جواب آقای وزیر دارایی

10 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای دکتر مشیرفاطمی

11 - تعیین موقع جلسه بعد‌ - ختم جلسه


مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19

 

 

جلسه: 17

صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه سوم مهرماه 1335

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - اجرای مراسم تحلیف به وسیله آقای پردلی

3 - تصویب اعتبارنامه آقای پردلی

4 - تقدیم چند فقره سؤال به وسیله آقای ارباب

5 - سؤال آقای قنات‌آبادی راجع به هزینه زندگی و جواب آقای وزیر کشور

6 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای قنات‌آبادی

7 - سؤال آقای عمیدی‌نوری راجع به افزایش سرمایه بانک کشاورزی و جواب آقای وزیر دارایی

8 - سؤال آقای کیکاوسی راجع به تغییر مرکز استان بلوچستان و جواب آقای وزیر کشور

9 - سؤال آقای دکتر راجی راجع به مبلغی که از عواید نفت برای عمران خوزستان اختصاص داده شده و جواب آقای وزیر دارایی

10 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای دکتر مشیرفاطمی

11 - تعیین موقع جلسه بعد‌ - ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و چهل و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1 - تصویب صورت‌مجلس

رئیس‌ - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با اجازه‌ - آقایان: بهادرى‌ - دکتر افشار‌ - دکتر بینا‌ - عامری‌ - دکتر اسدی‌ - قبادیان‌ - بزرگ ابراهیمى‌ - دکتر عدل‌ - غضنفرى‌ - سعیدى‌ - ‌شادلو‌ - محمود ذوالفقارى‌ - دکتر امین‌ - دکتر سعید حکمت‌ - مهندس فروهر‌ - مهندس فیروز‌ - مهندس ظفر‌ - جلیلوند‌ - جلیلى‏.

غایبین بى‌اجازه‌ - آقایان: دکتر طاهرى‌ - تجدد‌ - دکتر امیراصلان افشار‌ - مهندس شیبانى‌ - تیمورتاش‌ - دولت‌آبادى‌ - برومند‌ - معین‌زاده‌ - مجید ابراهیمى‌ - مهندس هدایت‌ - خرازى‌ - سالار بهزادى‌ - دکتر دادفر‌ - هدى‌ - دکتر نفیسى‌ - دکتر وکیل‌ - دهقان‌ - مسعودى‌ - باقر بوشهرى‌ - قرشى‌ - فرود.

دیرآمده با اجازه‌ - آقاى: دکتر عمید یک ساعت‏.

رئیس‌ - نسبت به صورت‌مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت‌مجلس جلسه قبل تصویب شد.

رئیس‌ - وارد دستور می‌شویم. آقاى علم فرمایشى داشتید؟

علم‌ - بنده عرضى ندارم براى جواب سؤال‌ها حاضر هستم‏.

2 - اجراى مراسم تحلیف به وسیله آقاى پردلى‏

رئیس‌ - آقاى پردلى باید سوگند یاد کنند، بفرمایید.

(در این موقع کلام‌الله مجید را با احترامات لازم به تالار جلسه آورده و در محل نطق آقاى پردلى قسم‌نامه را به شرح ذیل قرائت و امضا نمودند)

من که در ذیل امضا می‌نمایم خداوند را به شهادت می‌طلبم و به قرآن قسم یاد می‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهماامکن با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام بدهم و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود، صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران.‏

3 - تصویب اعتبارنامه آقای پردلى.

رئیس‌ - آقاى دکتر جهانشاهى بفرمایید.

(آقاى دکتر جهانشاهى گزارش شعبه سوم راجع به انتخابات زابل و نمایندگى آقاى ابراهیم پردلى را به شرح آتى قرائت نمودند)

پرونده انتخاباتى نوزدهمین دوره قانونگذارى شهرستان زابل حاکى است که به موجب ماده 14 قانون انتخابات در تاریخ 18/4/35 فرماندارى از 36 نفر طبقات ششگانه و معتمدین دعوت به عمل آورده و پس از انتخاب اعضای اصلى و على‌البدل و هیئت رئیسه و تعیین انجمن‌هاى فرعى در روزهاى سه‌شنبه 26 و چهارشنبه 27 تیر ماه به توزیع تعرفه و اخذ رأى اقدام و بلافاصله شروع به استخراج و قرائت آرا گردید، در نتیجه از 11713 رأى مأخوذه آقای ابراهیم پردلى به اکثریت 8791 رأى حائز اکثریت شناخته شدند و چون در مدت وصولى شکایات اعتراضى به دفتر انجمن نرسیده، لذا در تاریخ ششم مرداد ماه اعتبارنامه به نام ایشان صادر و انجمن انحلال خود را اعلام می‌دارد.

شعبه سوم پس از رسیدگى به محتویات پرونده چون اعتراضى نرسیده بود، صحت جریان انتخابات نوزدهمین دوره قانونگذارى زابل و نمایندگى آقاى ابراهیم پردلى را تأیید اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

رئیس- نمایندگى آقای پردلى تصویب شد (نمایندگان  - مبارک است).

4 - تقدیم چند فقره سؤال به وسیله آقاى ارباب‏

رئیس‌ - آقاى ارباب.‏

ارباب‌ - سؤال‌هایى است از دولت که تقدیم می‌کنم، مقرر بفرمایید زودتر براى جواب حاضر بشوند.

5 - سؤال آقا قنات‌آبادى راجع به ترقى هزینه زندگى و جواب آقاى وزیر کشور

رئیس‌ - امروز سؤالات مطرح است آقاى قنات‌آبادى. ‏

قنات‌آبادى‌ - بعضى از وقایع مثل رخت بعد از عید مى‌شود که معروف است

+++

می‌گویند لباس و رخت بعد از عید براى گل‌قاپوق خوب است حالا کار این سؤال‌ها و جواب‌ها در پارلمان هم بعضى‌هایش مثل آنها می‌شود من‌جمله همین سؤالى که من از دولت جناب آقاى علاء کرده‌ام اصل سؤال مربوط به این است که چرا این‌قدر قیمت مایحتاج عمومى گران شده و دولت یعنى سیاست دولت جناب آقاى علاء که همه‌اش یک سیاست مبارزه با فساد، با کارهاى بد، با ناامنى، با ظلم، خلاصه همه‌اش سرتاسر مبارزه است، دولت جناب آقاى علاء چه سیاستى براى مبارزه با گرانى اتخاذ فرموده‌اند؟ البته این سؤال را بنده قریب سه ماه قبل تقدیم کرده بودم، یک‌ماه، یک‌ماه‌و‌نیم که نوبت طرح این سؤال نرسیده بود، دو ماه هم که تعطیل بود معذلک کلاً وضع هم فرقى نکرده (دکتر راجى‌ - چرا، گران‌تر هم شده) اجازه بفرمایید، حوصله بفرمایید یعنى از نظر ارزانى و اینها فرقى نکرده که بگوییم موضوع سؤال منتفى شده بلکه به تصدیق مردم و به قول آقایان گران‌تر شده است و اما من اساساً نمی‌خواستم این سؤال را مطرح بکنم و رویش صحبت کنم چون می‌دانستم نتیجه طرح این سؤال این است که بنده می‌آیم اینجا عرض می‌کنم که آقاى دولت، آقایان مسئولین امور، خواروبار و مایحتاج زندگى مردم گرانست و مسئول این امر وزیر کشور یا خود جناب آقاى علاء می‌آید و می‌گوید نه‌خیر گران نیست، هرچه ما می‌گوییم مردم غذا و مایحتاج عمومى را گران تهیه می‌کنند، آقایان می‌گویند که نه، نتیجه این سؤال و جواب غیر از این چیز دیگرى نیست، اما در این چند روز یک جریاناتى اتفاق افتاد و یک لوایحى اعضاى کابینه تقدیم مجلس یا کمیسیون‌ها کردند که واقعاً مرا به یک فکر خاصى متوجه کرد و آن این است که ما مى‌بینیم دولت لایحه حکومت نظامى می‌آورد به مجلس، دولت لایحه مجازات مثلاً مترکبین قاچاق می‌آورد به مجلس، دولت لایحه می‌آورد که اگر کسى گران‌فروشى کرد شلاقش بزنند، دولت لایحه می‌آورد اگر کسى نفس کشید نفسش را حبس کند، دولت لایحه می‌آورد اگر کسى اظهار عقیده کرد زبانش را ببرند و اکثراً با توجه به اوضاع و احوال نمایندگان مجلسین، بعضى از این لوایح را تصویب می‌کنند. بعضى‌ها هم همین‌طور می‌ماند، من می‌خواهم این سوال را بکنم دولت که مى‌نشیند فکر می‌کند که روزنامه‌نویس حق ندارد انتقاد بکند، حق ندارد به کسى بگوید که آقا شما دستت یک مقدارى کج است، شما فکرت کج است، شما عملت کج است، این دولت که این‌طور سعى می‌کند نفس هر متنفسى را ببندد و یک لایحه می‌آورد و به کمیسیون می‌دهد که اگر روزنامه‌نویس اهانت کرد این باید از خانه و کار و زندگی‌اش بیفتد، قلمش بشکند و روزنامه ننویسد و بعد اگر در محکمه محکوم شد چوبش را قبلاً بهش می‌زند، این دولت چرا یک‌مرتبه درصدد این برنیامده است که یک لایحه بیاورد و وضع زندگى مردم را تثبیت بکند، ما که این همه لوایح از این قبیل را باید تصویب بکنیم از دولت این را می‌خواهیم که یک‌مرتبه یک لایحه به مجلس تقدیم کند براى خاطر مردم، به مردم بگوید نفس نکشید، خیلى خوب نکشید، صدایت هم درنیاید، خیلى خوب روزنامه‌نویس هم انتقاد نکند، صحبت فرد و شخص نیست ممکن است یک روزنامه به من بد گفته باشد، به آقا هم بد گفته باشد، به یک وکیل مجلس هم بد گفته باشد، اولاً یک وکیل مجلس هیچ‌وقت مجلس نیست، یک وزیر هیچ‌وقت کابینه نیست، یک روزنامه‌نویس هیچ‌وقت مطبوعات نیست، ممکن است در تمام این صنف‌ها یک وکیل بد باشد، یک وزیر بد باشد، یک روزنامه‌نویس بد باشد، هیچ‌وقت به نام این‌که شمس قنات‌آبادى، نماینده مجلس بد است، نمی‌گویند که پارلمان بد است و چوب را بردارند و مجلس را بکوبند، این مبارزه با مشروطیت و پارلمان است، اگر یک وزیری خدای‌نکرده بد بود گرچه وزرا هیچ‌کدام‌شان بد نیستند، یک‌وقت همچو فکرى نکنید، ماشاءالله همه‌شان فرشته مطلقند، اما اگر یک وقتى یک وزیرى بد بود، اگر یک کسى چوب را برداشت و به هیئت دولت زد این بى‌عدالتى کرده، این ظلم کرده، اگر یک روزنامه‌نویسى هم بد بود نباید چوب را دست گرفت و همه را کوفت و نفس همه را بند آورد، البته همان بد را هم باید در محکمه به حکم قانون و به موجب قانون تو دهنش زد و جلوگیرى کرد از اعمال بدش ولى قصاص قبل از جنایت در هیچ منطقى، در هیچ عرفى، در هیچ ملتى حتى در میان وحشى‌ترین قبایل هم وجود نداشته، آدم را که کشتند بعد قاتل را به دار می‌زنند، غرض این‌که می‌خواهم بدانم دولت که این‌قدر دلش براى همه‌چیز می‌سوزد و توجه به این نکات ریز دارد که اگر یک کسى نفس بکشد و نفسش اهانت به وزیر، به وکیل تلقى بشود تا زمانی که محکمه تکلیفش را معین نکرده، دیگر حق ندارد نفس بکشد این‌قدر در این امور متوجه است، چرا یک‌دفعه هم یک لایحه نمی‌آورد که تکلیف نان خوردن مردم معلوم بشود؟ تکلیف مایحتاج مردم معلوم شود، علت این‌که من امروز این سؤال را خواستم مطرح بشود اینجا است والا على‌الرسم من می‌دانم که بنده می‌گویم آقا مردم نسبت به سال قبل خواروبار و مایحتاج زندگی‌شان حداقل پنجاه درصد گران‌تر شده و نماینده دولت هم می‌گوید آقا تو بى‌خود می‌گویى، مردم نسبت سال قبل بسیار بسیار وضع‌شان بهتر است، کرایه خانه ارزان شده، قیمت خواروبار ارزان شده، قیمت گندم ارزان شده الى غیرالنهایه، این یک مطلبى است که همیشه بین ما مورد گفتگو بوده که مردم باید مخارج‌شان را روزمره تأمین کنند و بین دولت و آنهایی که نمی‌دانند از کجا می‌آید و به کجا می‌رود این اختلاف همیشه وجود دارد، آن آقایی که در زمستان در یک اطاقى نشسته و بخارى هم برایش هست و حرارت هم هست، اصلاً حس نمی‌تواند بکند که در سرما مردم چه حالى دارند، پایش را هم روى پایش می‌اندازد و می‌گوید که تک هوا شکسته است، آن کسانى که احتیاج ندارند به این‌که مایحتاج زندگی‌شان را روزمره تهیه کنند نمی‌دانند امروز نرخ خیار چیست؟ نرخ پنیر چیست؟ نرخ نان چیست؟ عرض کردم یک‌روز توى این مملکت خیار مسئله روز شده بود و متأسفانه دولت نتوانست مسئله روز را که خیار بود حلش بکند، عرض و مقصود من از این سؤال این است که بگویم خوب آقاى این همه لوایح را که از این قبیل به مجلس می‌آورند، تکلیف زندگى نود درصد مردم که مایحتاج‌شان را روزانه باید تهیه کنند چیست؟ و من نمی‌خواهم بگویم که همین مردم همه امام جعفر صادق هستند، خیر محتکر هست، گران‌فروش هست، قاچاقچى هست، اما شما کى یک راه صحیح را اتخاذ کردید براى مبارزه با این عناصر و با این اشخاص تا مردم بتوانند مایحتاج زندگى خودشان را به مقدار درآمدى که دارند تهیه کنند (احسنت).

رئیس‌  - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور (علم)‌ - بنده نمی‌دانم جواب کدام سؤال نماینده محترم را عرض کنم وضع گرانى یا موضوع روزنامه‌ها؟ (قنات‌آبادى‌  - همان گرانى را بفرمایید). عرض کنم در مورد گرانى بنده می‌ترسم اگر بخواهم وارد جزییات بشوم خیلى وقت آقایان را بگیرم ولى چون که یک مطلبى است که خیلى مایه ابتلای مردم است و به بنده هم ماموریت داده شده که این جواب را عرض کنم، ناچارم یک مقدار خیلى مختصرى عرض کنم گو این که نه عالم اقتصاد هستم و نه ادعا دارم در این مسایل از لحاظ علمى چیزى می‌دانم (قنات‌آبادى‌- شکسته نفسى می‌فرمایید) اما چون در کابینه اتفاقاً وزارتخانه این‌که ارتباط دارد با شهردارى‌ها و تا اندازه‌اى با مایحتاج اولیه زندگى مردم بنده متصدی‌اش هستم این است که ناچار جواب را عرض می‌کنم و ناچارم که آن بدیهیاتى که به نظر خودم می‌رسد گو این‌که پایه علمى هم نداشته باشد به عرض‌تان برسانم و اگر وقت مجلس را می‌گیرم امیدوارم من را ببخشید (بوربور‌ - این سؤال مربوط به وزارت دارایى و کشاورزى است وزارت دارایى و کشاورزى باید جواب بدهند) عرض کنم اول باید دید که علت گرانى چیست؟ علت گرانى به نظر بنده دو مسئله است، یکى این است که شما یک جنسى که می‌خواهید کم پیدا است دیگرى این‌که جنسى که می‌خواهید پیدا هست ولى پولى که باید در مقابل آن بپردازید زیاد است، اینها دو مسئله مختلف است (مهندس اردبیلیى‌ - عرضه و تقاضا) به نظر بنده الان در مملکت ما تقریباً وضع دوم پیدا شده یعنى اگر بعضى اجناس طرف احتیاج‌تان هست باید نسبت پول زیادترى بپردازید و همیشه فکر آقایان این است که نسبت به پارسال و نسبت به دوسال قبل و یا نسبت به پنج سال قبل قیمت بالا رفته است، این یک چیزى است که همه احساس می‌کنند، ما هم که در دولت هستیم احساس می‌کنیم، آقایانى هم که در مجلس هستند احساس مى‌فرمایند این یک مسئله غیرقابل اجتنابى است مختص به ایران نیست (صحیح است). در تمام دنیا هست علتش هم به نظر بنده خیلى روشن است، ملاحظه بفرمایید این یک چیز بدیهى است، به نظر بنده هرچه گردش پول زیادتر شد و هرچه پول زیادتر شد به هر صورت براى مایحتاج باید مقدار بیشترى پول داد. بنده خاطرم می‌آید که وقتى می‌گفتند شما استخوان‌هایتان پوک است براى این‌که روغن یک من یک قران نخورده‌اید، این را همه قدیمی‌ها به ما می‌گفتند و حالا هم مى‌گویند ولى آن‌وقت که قیمت روغن یک من یک قران بود، تمام مالیات سیستان 500 تومان بود ملاحظه بفرمایید یعنى مقدار پول خیلى کم بود و تمام مالیات و جمع بود چه کل مملکت مثلاً 14 میلیون تومان بود همه‌چیزش اما الان یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان است (وزیر دارایى‌  - بیشتر است) اگر درست عرض نمی‌کنم تصحیح بفرمایید به هر صورت این‌که مقایسه می‌کنیم می‌گوییم نسبت به سال قبل ما وضع‌مان گران‌تر شده است یک مسئله‌ایست که همیشه به طور قطع این‌طور می‌شود و غیرقابل اجتناب است اما باید دید که اصولاً این مطلب چه ضررى به مردم می‌زند یعنی وقتى که شما براى یک کیلو بادمجان باید پول زیادتر بدهید، آن خارج از امکان شما هست یا نه؟ به نظر بنده اگر یک مسئله در مملکت ما حل بشود، تمام این مطالب حل خواهد شد و آن مسئله کارمندان دولت است یعنى طبق حقوق‌بگیر والا بنده عمله که پارسال فرض بفرمایید بادمجان را یک من سه تومان می‌خریدم یا یک کیلو فلان‌قدر حقوقم هم در روز پنج تومان بود ولى امسال که بادمجان یک کیلو شش تومان است، حقوق بنده هم روزى 12 تومان و بنده هیچ تقاوتى در وضعم ندارد (دکتر پیرنیا‌  - هیچ معلوم نیست که این‌طور باشد) اما این‌که فرمودید آقاى دکتر پیرنیا معلوم نیست ممکن است یک تناسبى بین گران شدن اجناس و بالا رفتن درآمد نباشد یعنى این تناسب زیاد رعایت نشده باشد (دکتر پیرنیا‌  - همین است)

+++

حالا این مطالبى است که خیلى باید درش دقت بشود بنده وزیر کشور نمی‌توانم همین‌طور بلافاصله جواب عرض کرده باشم این‌که بنده را امروز وارد این بحث شدم خیلى معذرت می‌خواهم از اداره شهرداری‌ها یک جوابى نوشته بودند که در جواب جنابعالى عرض کنم و دیشب به بنده دادند و تمام عبارتست از این‌که اقدامات شهردارى چیست و چه کرده، کى شلاق زده و فلان کرده و کجایش درست شده (اردلان - این کارها صد دینار ارزش ندارد). بنده این قسمت را می‌خواستم بعداً به عرض‌تان برسانم علت این‌که این مقدمات را خواستم قبلاً عرض کرده باشم این بود که خواستم به عرض‌تان برسانم که اگر ما مطلب حقوق‌بگیر را حل بکنیم به نظر بنده خیلى از مشکلات حل شده و این مسئله حقوق‌بگیر هم کار آسانى نیست یعنى مسئله‌اى نیست که تنها ما گرفتارش شده باشیم، اتفاقاً بنده همین سفر اخیر که در آلمان بودم چون قبلاً یک مامورى فرستاده بودیم که مطالعه کند در وضع فعلى خواروبار و حقوق و هزینه زندگى کارمندان اتفاقاً در همان‌جا این گزارش را آن مامور به من داد و بنده هم در محل دقت کردم که یک مطالعاتى بکنم، اصولاً در تمام ممالک دنیا گرفتار طبقه حقوق‌بگیر‌ها هستند و آلمان غربى همین الان چون خیلى فعالیت زیاد شده، کار خیلى زیاد شده، پول زیاد شده در گردش هست، مردم می‌توانند پول زیاد خرج بکنند، بنده‌اى که امروز صد تومان گیرم می‌آید هیچ برایم تفاوت نمی‌کند که برنج را بخرم یک من دو تومان یا بخرم یک من 15 قران یا بخرم یک من یک تومان به ‌هرحال من پول خیلى بیشتر از آن دارم که به این چیزها فکر بکنم و الان عین این مسئله در آلمان غربى هست بنابراین کارى که کرده‌اند این است که تمام اعتبارات را محدود کرده‌اند یعنى اگر بنده خواستم یک منزل بسازم و بانک ساختمان آلمان به من می‌داد بیست هزار تومان که در فاصله بیست سال پس بدهم، حالا کرده‌اند ده هزار تومان در فاصله پنج سال براى این‌که این‌قدر دست من باز نباشد و پول این‌قدر در جریان نباشد و در دست مردم باشد که آن طبقه‌اى که حقوق‌بگیرند و درآمد ثابت دارند نتوانند از عهده مخارج زندگى برآیند این یک اصل مسلمى است و بنده نظر خودم را عرض می‌کنم بنابراین اگر شما هر سال به خودتان فشار می‌آورید که آقا عجب بدبختى است، ما امسال از سال گذشته فلان جنس را گران‌تر می‌خریم، این یک مطلبى است که خواهى نخواهى پیش می‌آید و این مابه‌الابتلای دنیا است، در انگلستان هم خیلى سعى کردند که نگذارند هزینه زندگى برود بالا، با وصف این بعد از جنگ تا حالا ده درصد هزینه زندگى رفته است بالا با این‌که انگلستان از ممالکى است که صددرصد سعى کرده است که مخصوصاً مواد اولیه یعنى مواد طرف احتیاج مردم را کنترل بکند اما در عین حال در این مسئله‌اى که بنده عرض می‌کنم نمی‌خواهم عرض کنم دولت باید دستش را روى دست بگذارد و ببیند که زندگى می‌رود بالا و هیچ‌کارى هم نکند، چند چیز الان در ایران مابه‌الاحتیاج عامه مردم است، یکى قماش، یکى قند و شکر است، یکى نان و گوشت است و یکى هم مسکن است، اینها مسایلى است که مابه‌الابتلای عموم مردم است، درست است که ما آمدیم قند و شکر را گران کردیم و بنده از آقایان می‌پرسم که با این سیاستى که وزارت دارایى اتخاذ کرد یعنى مقدار پخش را زیاد کرد، آقایان همه از ولایات تشریف آوردید آیا توجه فرمودید و تصدیق دارید که در ولایات قیمت قند و شکر در بازار تنزل کرده؟ این یک مطلبى است که همه آقایان گمان می‌کنم قبول بفرمایید (صحیح است). عرض کنم قیمت قماش، اینها را بنده با اطلاع عرض می‌کنم قیمت قماش از پارسال تا حالا فرقى نکرده و گران‌تر نشده، نان در تهران تفاوت نکرده، در ولایات یک‌قدرى روى همین حسابى که شاید کرده بودند که در کرمان سیل آمده و چه شده یک مقدارى قیمت گندم ترقى کرده بود ولى بنده اطمینان می‌دهم که به زودى تنزل خواهد کرد گو این‌که اصولاً تنزل قیمت گندم هم معلوم نیست که به مصلحت مملکت باشد ولى به هر صورت از این هو و جنجال جلوگیرى خواهد شد به جهت این‌که ما اطلاع کامل داریم و رقم داریم که خیلى بیش از آن که تلفات به گندم آمده و گندم وارد مملکت شده، همین الان سى هزار تن شرکت ملى نفت وارد کرده است براى مصرف خودش، پنجاه هزار تن وزارت دارایى وارد کرده، بیست هزار تن دولت امریکا به ما داده، ده هزار تن دولت روس به ما داده بنابراین خیلى بیش از آن مقدارى که گندم در ایران تلف شده، گندم وارد شده است و اگر یک عده‌اى می‌خواستند سروصدا بکنند و قیمت را ببرند بالا و استفاده کنند به نتیجه نخواهد رسید به جهت این‌که ما با دست بازترى گندم در بازار خواهیم فروخت. حالا فرض بفرمایید که بنده احتکار بکنم بعد پشیمان خواهم شد، هرکس احتکار بکند پشیمان خواهد شد، یک اقدامات مهمى هم‌الان در دست است که جناب آقاى وزیر دارایى تعقیب می‌فرمایند و من اطمینان می‌دهم که از این حیث کوچک‌ترین نگرانى نیست و هرجا که قدرى نرخ بالا رفت با کمال آسانى و با دست باز با محتکرین مبارزه خواهیم کرد (اکبر‌ - اکثریت نیست).

رئیس‌ - کى گفت که اکثریت نیست، اکثریت هست نصف به علاوه یک نفر عده حضارى کافى است.

وزیر کشور‌ - و به هر صورت دولت نباید دست روى دست بگذارد به خیال این‌که گران شدن یک امر طبیعى است از هر اقدامى صرف‌نظر بکند. در مسئله مسکن که به نظر بنده ما‌به‌الابتلای عموم است و بیشتر در تهران این گرفتارى هست، ما قوانینى در این زمینه تقدیم مجلس خواهیم کرد و این مسئله یعنى مسئله عرضه مسکن ظرف سه سال تا پنج سال حل خواهد شد یعنى این‌قدر عرضه خواهد شد و تسهیلاتى در کار ساختمان فراهم خواهد شد که مسئله عرضه خانه به مردم حل بشود ولى این کارى نیست که فردا صبح آقایان نتیجه‌اش را ببینند اقلاً سه سال، پنج سال وقت می‌خواهد مطلب سوخت را بنده تصدیق می‌کنم که به تناسب سایر اجناس یک مقدارى بالا رفته ولى اگر یک مقدارى قیمت سوخت بالا می‌رود در ازاى حفظ جنگل‌هاى ما خیلى غیرمحسوس است و این را نیز عرض بکنم که با فوران نفت قم خیلى امیدوارى هست که اصولاً قیمت سوخت هم در ایران به قدرى پایین برود که قابل تصور نباشد، همین‌الان ما یک مطالعاتى داریم که شاید قیمت برق تهران خیلى خیلى کم بشود ولى همین مقدارى که توانستیم استفاده بکنیم از چاه نفت قم قیمت الکتریک را در تهران پایین خواهد آورد. یک مسئله دیگر این مسئله عرضه است می‌فرمایید که برق کم است به همه نمی‌رسد، ملاحظه بفرمایید این یک مطلبى نیست که بتوانیم پس‌فردا حلش کنیم، الان دو کارخانه پنج‌هزار کیلوواتى را مشغول نصب هستند که به زودى به کار خواهند افتاد.

اما خیال نفرمایید این دو کارخانه هم که به کار افتاد باز رفع احتیاج تهران خواهد شد ابداً نخواهد شد (یکى از نمایندگان‌  - شهردارى گفت که به تمام تقاضاکنندگان سابق برق می‌دهد). آن مسئله دیگرى است که بنده اگر بخواهم وارد همه جزییات بشوم وقت زیاد می‌گیرد می‌ترسم خسته‌تان بکنم اما گوشت، آقایان تصدیق بفرمایید که از همیشه ولو نسبت به دو سال پیش ارزان است، میوه هم ارزان‌تر است، روغن یک‌قدرى رفته بالا ولى اطمینان می‌دهم که بیست روز دیگر مى‌آید پایین، دلایلى دارم خودمان روغن به بازار عرضه خواهیم کرد بنابراین ما بیکار ننشسته‌ایم و از آقایان انصاف می‌خواهم هر قسمت که می‌فرمایند انصافاً گران‌تر شده است، بنده قبول می‌کنم گران‌تر شده است چنانچه نسبت به سوخت این مطلب را قبول دارم، راجع به مسکن قبول دارم، راجع به برنج اطلاع دارم، الان درست نظرم نیست ولى خیلى چیزها است که باید قبول بفرمایید پایین رفته اما پایین رفتن غلط است پس اگر انتظار داشته باشم که پایین برود این را با این جریان پولى که در ایران هست بودجه‌مان همه‌سال می‌رود بالا، مخارج سازمان برنامه هست، کنتراتچى پول گیرش می‌آید، بنا پول گیرش می‌آید، عمله پول گیرش می‌آید، کارگر پول گیرش می‌آید، این مسلم است که قیمت را می‌برد بالا، هیچ‌تردیدى ندارد وصف این، ما در قسمت‌هاى اساسى دایماً در فکر هستیم یعنى در قسمت‌هایى که ما بالاحتیاج اولیه مردم است و یک نکته دیگرى که می‌خواستم عرض کنم آن را هم آقایان نباید از نظر دور بدارند و آن اینست که سطح زندگى مردم هم بالا رفته، یعنى بنده خیلى صریح به آقایان عرض می‌کنم بنده نمی‌دانم چه لغتى عرض بکنم اما خلاصه یک بچه خانى بودم در محل خودم، خان‌زاده‌اى بودم زندگى‌ام تأمین بود، بنده همیشه صبحانه، نان و ماست می‌خوردم، ظهر نان و آبگوشت یا کشک، فرض بفرمایید شاید احتمالاً شب پلو می‌خوردم، تازه زندگى بنده خیلى عالى بود، الان از آقایان سؤال می‌کنم کدام‌یک از آقایان صبح نان و کره و مربا میل نمی‌فرمایید؟ تخم‌مرغ میل نمی‌فرمایید (چند نفر از نمایندگان‌  - ما نمی‌خوریم) یا اگر خودتان میل نمی‌فرمایید لااقل بچه‌های‌تان اصرار دارید که برسد (پرفسور اعلم‌  - و می‌رسد) می‌دهید شب عید دل‌تان بادنجان می‌خواهد، این بادنجان از بندرعباس می‌آید (مهدى ارباب‌  - صحیح است) آقاى ارباب تصدیق می‌فرمایند ملاحظه بفرمایید در این راه‌ها بنده درست یادم نیست گویا شب‌عید امسال بود که سه کامیون بادنجان از بندرعباس آمده بود و به بنده گفته بودند که فقط یک کامیون مانده، دو کامیون فاسد شده بود در راه، حالا حل کردن این جریانات کار کوچکى نیست، ما باید اول راه بندرعباس را بسازیم همین‌طور نیست آقاى ارباب؟ (مهدى ارباب‌  - بسیار صحیح است) براى این‌که بادنجان را بیاورند، براى این‌که ماهى دودى بیاورند باید چند تا واگن سردخانه بیاوریم که خریده‌ایم، ما خریده‌ایم اولاً به ما تحویل نداده‌اند فرض بفرمایید مثلاً اگر پارسال ماهى در تهران یک کیلو شش تومان بود احتمال دارد اگر واگن‌ها بیاید و بتوانیم شیلات جنوب را به تهران برسانیم شاید بشود یک کیلو دو تومان، ما این واگن‌ها را پارسال خریده‌ایم تابه‌حال به ما تحویل نداده‌اند، کارخانه که در اختیار ما نیست بنابراین اینها طول زمان می‌خواهد، خیلى از کارها هست که طول زمان می‌خواهد و در درجه اول راهسازى وسایل نقلیه است همه اینها وقت می‌خواهد و مطالعه می‌خواهد و هول‌هولکى نمی‌شود، مثلاً یکى از مسایلى که واقعاً صحیح نیست و ما اذعان می‌کنیم که انجام داده‌ایم و شاید کار خوبى نکرده‌ایم این مسئله سختگیرى فوق‌العاده است از طرف شهردارى که آقا فلان جنس را به این قیمت بفروش (یکى از

+++

نمایندگان- تمام بدبختى اینجا است) این تولید را کم می‌کند و در هیچ‌جاى دنیا نظیر ندارد اما ما در یک موقعیت خاصى گیر کرده بودیم یعنى تا این‌که حساب کرده بودیم که یک قران قیمت هر کیلو قند و شکر و یا فرض بفرمایید یک شاهى بر قیمت هر دانه سیگار اضافه شده نباید این میزان قیمت اجناس را بالا ببرد، یک‌مرتبه دیدیم که سلمانى‌ها هم گفتند که پنج قران هم ما زیاد می‌کنیم بدون هیچ دلیلى بنابراین ما ناچار بودیم که سختگیرى بکنیم و خیلى شدید بکنیم و یک کار غلطى که خودمان اذعان داریم و بنده در اینجا به عرض آقایان رساندم که ما به این کار رانده شدیم که این سختگیرى را بکنیم و ابداً کار صحیحى نبود به جهت این‌که بى‌مناسبت روى همین هو و جنجال مثلاً فرض کنید که شوفر تاکسى هم می‌گفت بنده 2 تومان مى‌خواهم بگیرم، اگر این سختگیرى را نمی‌کردیم جلوى این چیزها گرفته نمی‌شد، به هر صورت اینها مسایلى است که خیلى درباره‌اش می‌شود صحبت کرد و خیلى هم آقایان می‌توانند باز تشریف بیاورند اینجا و انتقاد بفرمایند و یا این‌که بفرمایند که فلان مطلب صحیح نیست و اگر بفرمایند که صحیح نیست، ما پافشارى نداریم که بگوییم صحیح است والا اینک دلایل‌مان را به عرض آقایان برسانیم و آقایان دلایل‌شان را به ما بفرمایند، بنده فکر می‌کنم بیش از این نباید وقت آقایان را بگیرم و باز هم اگر مطالبى در این مورد آقایان اظهار بفرمایند باز هم بنده حاضرم که آنچه که کرده‌ایم و آنچه خواهیم کرد به عرض آقایان برسانم (احسنت).

رئیس‌  - آقاى قنات‌آبادى یک تذکرى هم لازم است به جنابعالى داده شود، اولاً مطابق ماده 81 نماینده در دفعه اول پنج دقیقه در سؤالش وقت دارد و دفعه دوم ده دقیقه، آقایان وزرا هم یک ربع ساعت باید مجموع بیانات‌شان بیشتر نشود، بفرمایید آقاى قنات‌آبادى. ‏

قنات‌آبادى‌ - من متأسفم که جناب آقای علم یک مطلبى را فرمودند و آن مطلب عبارت از این بود که خودشان فرمودند که ما کشک می‌خوردیم و حالا پلو می‌خوریم، آبگوشت می‌خوردیم و حالا مرغ می‌خوریم و از آقایان نمایندگان محترم مجلس هم سؤال فرمودند که شما کره و تخم‌مرغ می‌خورید البته همه هم تصدیق فرمودند همه‌مان هم می‌خوریم، هرکس هم بگوید نمی‌خورد براى این است که مزاجش مقتضى نیست (خنده نمایندگان) اما یک مطلبى هست، مطلب این است که مملکت، هیئت دولت و نمایندگان مجلسین که نیستند، مملکت و مردم غیراینها هستند اصلاً بحث راجع به گرانى هزینه زندگى هیئت دولت و نمایندگان مجلسین اصلاً نبوده و نیست براى این‌که بالاخره اینها مردمان برگزیده‌اى هستند و هرطور هم بشود، به هر میزانى که هزینه زندگى بالا برود، قدرت خرید آقایان بالا خواهد رفت (حشمتى‌  - این‌طور هم نیست). صحیح می‌فرمایید مطلب سر این است که جناب آقای علم در خلال فرمایشات‌شان یک مطلب اساسى را تذکر فرمودند و من هم قبول دارم، بنده نمى‌خواهم بگویم که چرا قیمت اجناس و مایحتاج عمومى بالا می‌رود و بنده نمی‌خواهم فرمایشات ایشان را تکذیب بکنم و بگویم نه‌خیر در اینجا و در دنیا همچو چیزى نیست، نه‌خیر در ایران و در تمام دنیا و بین همه ملل راقیه سال به سال قیمت زندگى از سال گذشته زیادتر می‌شود اما در کشورهاى دیگر مسئولین امر می‌آیند مى‌نشینند حساب می‌کنند، عمل می‌کنند، کوشش می‌کنند به تناسب بالا رفتن هزینه زندگى قدرت خرید مردم هم زیادتر بشود و این آن مطلبى است که ما می‌گوییم دولت جناب آقاى علاء درباره‌اش چه کرده‌اند؟ والا ما نمی‌گوییم که قیمت زندگى بالا نرود، نه‌خیر همه‌جاى دنیا بالا می‌رود، آن‌چیزى که ما می‌خواهیم از دولت این است که اقدامات دولت براى بالا رفتن قدرت خرید مردم چه شده است و چیست؟ این کار را البته نمی‌گوییم امروز بکنند و فردا نتیجه‌اش را به ما بگویند اما همین‌طور که هزینه زندگى تدریجاً بالا می‌رود، دولت هم از نظر رفاه مردم باید داراى یک نقشه و یک سیاستى باشد که تدریجاً قوه خرید مردم را بالا ببرد والا مردم شب عید بادنجان نمی‌خواهند، بادنجان مال طبقه ممتاز است که کیلویى سه تومان، چهار تومان، پنج تومان، ده تومان می‌خرند، شب عید مردم در کوچه‌ی  اول زندگى مانده‌اند، مایحتاج ضرورى زندگى‌شان را می‌خواهند و این ضروریات زندگى مردم است که روز به روز قیمتش بالا می‌رود و متأسفانه در قبالش هم سیاستى وجود ندارد که قوه خرید مردم هم اضافه بشود این اصل عرض بنده بود راجع به این مطلب.‏

رئیس‌ - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور‌ - بنده می‌ترسم دیگر بحث بادنجان و خیار آقایان را خیلى خسته کرده باشد فقط آن‌چیز اساسى را عرض می‌کنم، بنده آن بادنجان را من‌باب مثال عرض کردم (قنات‌آبادى‌  - من هم من‌باب مثال عرض کردم) ولى آنچه که عرض کردم مابه‌الاحتیاج مردم و طبقه سوم اگر به خودم اجازه بدهم که همچو چیزى عرض بکنم چون کلمه دیگرى نیست که جانشین آن بکنم به هر صورت احتیاج عامه به چند چیز است، مسکن است و قند و شکر است و گوشت و نان و سوخت و نسبت به اینها بنده عرض کردم ما بیکار ننشسته‌ایم، راجع به قند و شکر عرض کردم چه سیاستى اتخاذ شد و آقایان تصدیق می‌فرمایید که مؤثر بود (قنات‌آبادى‌ - یعنى در بازار سیاه) در بازار سیاه تنزل کرد (قنات‌آبادى‌ - باج بازار سیاه را مصرف‌کننده فقیر می‌دهد، مصرف‌کننده گران‌تر می‌خرد) عرض کنم قماش را سعى کردیم در قیمتش تغییر پیدا نشود نسبت به سال گذشته، به این‌که تفاوت نرخ ارز هم آقایان می‌دانند حالا دیگر نرخ سه تومان نسبت به هیچ‌چیز حساب نمی‌کنند، نسبت به نان عرض کردم سعى دولت این خواهد بود که در هیچ‌جا تغییرى پیدا نشود و مسلم توفیق پیدا می‌کنیم به جهت این‌که اقدام کرده‌ایم و هیچ‌چیز جلوى این اقدام را نخواهد گرفت، بنده اطمینان دارم هرکس هم احتکار بکند در اشتباه است، بنده شنیدم در یک‌جاهایى قیمت گندم بالا رفته است ولى مسلماً پایین خواهد آمد، بنده اطمینان می‌دهم، این اطمینان را می‌دهم مکرر عرض می‌کنم و تأکید هم می‌کنم که در این مسئله تردید نفرمایید. عرض کنم راجع به مسکن یک قانونى در دست تهیه است که به عرض آقایان خواهد رسید اما این‌که قوه خرید مردم باید برود بالا، این‌ها بحث‌اش خیلى طولانى است کار سازمان برنامه‌مان هم که باید یواش‌یواش پیش برود و کار پیدا بشود، قوه تولید زارع باید زیاد بشود (صارمى‌ - بحث همین‌جا است) کارگر باید مقدار زیادترى مزد گیرش بیاید و هزار مطلب دیگر، اینها را بنده نمى‌خواهم همه را اینجا عرض بکنم من‌باب مثال باز هم عرض می‌کنم یکى از چیزهایى که هزینه زندگى را می‌آورد پایین، پایین آوردن نرخ ارز است ولى فکر بفرمایید اگر نرخ ارز را پایین بیاوریم در صادرات‌مان چه مشکلى پیش می‌آید، صادرات صرف نمی‌کند و اگر صادرات صرف نکند، همین قوه خرید که می‌فرمایید باید مردم داشته باشند از بین می‌رود. اینها مسایلى است که خیلى به هم ارتباط دارد ولى بنده که مجدداً آمدم اینجا فقط می‌خواستم عرض بکنم ما بیکار ننشسته‌ایم منتهى اگر بخواهم همه اینها را اینجا عرض بکنم یک قسمتى شاید مصلحت نیست که اینجا عرض بکنم و یک قسمتى هم بى‌جهت وقت را می‌گیرد، ممکن است آقایان تشریف بیاورید در هیئت دولت و در هر کجا که بفرمایید توضیحات بیشترى به عرض آقایان خواهد رسید.

6 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى قنات‌آبادى‏

رئیس‌ - آقاى قنات‌آبادى. ‏

قنات‌آبادى‌ - سؤالى است از دولت تقدیم می‌کنم.‏

7 - سؤال آقاى عمیدى‌نورى راجع به افزایش سرمایه بانک کشاورزى و جواب آقاى وزیر دارایى‏

رئیس‌ - آقا عمیدى‌نورى، سؤال شما از وزارت دارایى مطرح است.‏

عمیدى‌نورى‌ - سؤال بنده راجع به موضوع بانک کشاورزى است که مبتلا به عموم همکاران محترم راجع به شهرستان‌ها است (صحیح است). بحث بانک کشاورزى یکی از مباحث اساسى مملکت ما است که اگر بخواهیم قدرت تولید را زیاد بکنیم بایستى در درجه اول متوجه بانک کشاورزى باشیم چنانچه در کشورهاى بزرگ دنیا این اساس برنامه تولیدی‌شان است، در کشور ترکیه سه بانک کار اصلى سازمان برنامه را انجام می‌دهد، یکى بانک کشاورزى، یکى بانک صنعتى و یکى بانک ساختمانى و این سه بانک هدایت می‌کند کشور را به سوى پیشرفت و به همین جهت بانک کشاورزى ترکیه توانسته این موفقیت را به وجود بیاورد که پنجاه هزار تراکتور ترکیه داشته باشد و شاید یک میلیون، دو میلیون تن غله صادر بکند (پرفسور اعلم‌  - اشتباه می‌کنید). بنده پارسال آنجا بودم جناب آقاى پرفسور و صورت داشتم از ترکیه که صادر کرده بودند، در ایران متأسفانه این توجه اساسى نمی‌شود، ما یک قانونى گذراندیم در دوره 18 به نام قانون تثبیت پشتوانه اسکناس که یک ماده‌اى در آنجا بود ماده هفت که براى آقایان می‌خوانم:‏

«ماده هفت‌  - وام‌هایى که قسمت بانکى بانک ملى ایران به دولت و سازمان برنامه و شهرداری‌ها و شرکت‌ها و بنگاه‌هاى تشکیل یافته با سرمایه دولت می‌دهد (توجه بفرمایید شما تصویب کرده‌اید) منحصراً باید به مصرف عمران یا افزایش تولید کشور برسد.»

حتى قدرى مجلس به این موضوع اهمیت داد و حقاً هم قابل اهمیت است که یک تبصره‌اى به این ماده هفت ضمیمه هست، تبصره چهار می‌گوید:

«تخلف از مفاد این ماده به منزله دخالت غیرقانونى در اموال عمومى می‌باشد و متخلف طبق قوانین مربوطه مجازات خواهد شد.»

بنده عقیده‌ام این است که اگر این ماده هفت یا همین تبصره جناب آقاى علم به همکار محترم جناب آقاى شمس قنات‌آبادى جواب دادند اصلاً پیش نمی‌آید چرا؟ براى این‌که تصمیم پارلمانى و قوه مقننه بر این شد که آنچه قرض داده می‌شود به دو مصرف عمران و اضافه تولید برسد، حالا بنده یک صورتى هم دارم که ببینید چقدر بانک ملى وام داده، این صورت وضعیت یک‌ماهه‌ایست که بانک‌ها همیشه می‌فرستند طبق این صورت بدهکاران به بانک ملى که عبارت از دولت باشد‌ - 564،589،653،3 ریال بدهکار است، به بنگاه‌هاى دولتى، شرکت‌ها، بانک‌ها، شهرداری‌ها که طبق ماده هفت این تبصره این‌که اگر تخلف شد اختلال است و قابل تعقیب است ببینیم چقدر داده شده است 734،161،965،6 ریال جمع این دو رقم بیش از ده میلیارد و پانصد میلیون می‌شود، کل وجوهى که اساساً در گردش است یازده میلیار و نهصد میلیون و خورده میلیون کل اسکناسى است که در گردش

+++

داریم ده میلیارد و نیم بانک ملى ما قرض داده به دولت و مؤسسات که طبق اثنى ماده 7 تبصره که تمامش باید صرف کار عمرانى و تولیدى بشود، بنده می‌پرسم اگر این کار می‌شد خوب این بحث‌هایى که دو جلسه است پیش آمده و جلسه پیش هم جناب آقاى خلعتبرى توضیح دادند و آن صورتى که از سازمان ملل داده شده که بیست‌و‌دو درصد به قیمت زندگى افزوده شده، دلیلش را هم گفت براى کمبود تولید است، این چه جور جور در می‌آید؟ ما ده میلیارد و نیم طبق ماده هفت و تبصره قرض داده‌ایم محلش را هم معلوم کرده‌ایم منحصراً براى عمران و افزایش تولید، نتیجه امروز از گرانى زندگى، کمبود تولید می‌نالیم و سازمان ملل متحد کارشناس‌هایش تصدیق می‌کنند که بیست‌و‌دو درصد قیمت‌ها رفته بالا دلیلش هم کمبود تولید است، پس اضافه که نکرده‌ایم کم هم آورده‌ایم، سؤال بنده این بود که طبق یکى از تبصره‌هاى همین ماده بنا بود به بانک کشاورزى پنجاه میلیون ریال، پنج میلیون تومان قرض داده بشود که آن بانک به مصرف وام‌هاى کشاورزى در شهرستان‌ها برساند، ما به حوزه‌هاى خودمان که مراجعه می‌کنیم تمام مردم می‌نالند که هرچه تقاضاى اعتبار می‌کنیم بانک به ما می‌گوید پول نداریم، این مبتلابه همه است (صحیح است). خوب پس چه باید بکنیم؟ (یکى از نمایندگان‌ - به مصرف ساختمان می‌رسد) حالا جناب آقاى وزیر دارایى همین پنجاه میلیون ریال را که شنیدم پرداخت نشده، تشریف خواهند آورد و خواهند گفت صورت این پنجاه میلیون که قرار شده بود براى بانک‌هاى کشاورزى براى وام شهرستان‌ها داده بشود آن را هم مرحمت کنند ما ببینیم یک ماده‌ی  آن را انجام داده‌اند ولى عرض اساسى بنده از این سؤال (چون مباحث اصولى را به صورت سؤال باید طرح کرد) این است که اساساً دولت با این توضیحاتى که عرض کردیم چه فکرى براى اضافه تولید کرده است و با این ده میلیارد قرضه‌ای که داده چه کرده و بالاخره کار مملکت ما به کجا خواهد رسید و آیا می‌توانند نشان بدهند که سطح تولید را در مملکت بالا می‌برند و به بانک کشاورزى در شهرستان‌ها توجه دارند یا خیر؟

رئیس‌ - آقاى وزیر دارایى.‏

وزیر دارایى‌ - بنده بسیار خوشوقت هستم آقایان نمایندگان محترم به یک نکته بسیار حساس یعنى ازدیاد تولید و به عبارت دیگر رفاه و سعادت مردم توجه خاصى مبذول می‌فرمایند بالاخص موضوع بانک کشاورزى که هم در دوره قبل نماینده محترم جناب آقاى خلعتبرى اینجا مطرح فرمودند و در جلسه اول هم کم‌وبیش اشاراتى فرمودند، این موضوعى است که خوشبختانه صددرصد مورد توجه خود دولت هم هست یعنى دولت تبعیت از افکار وطن‌پرستانه و خیرخواهانه آقایان محترم این موضوع را بیشتر مورد توجه خودش قرار داده است، عرض کنم حضورتان قبلاً خواستم مسئله‌اى را عرض کرده باشم و آن این است که ارقامى را که جناب آقاى عمیدى‌نورى اینجا قرائت فرمودند راجع به مبلغ وامى که بانک ملى داده است و استناد به این تبصره‌اى که قانون آن را خودشان به بنده لطف فرمودند چون بنده فراموش کردم آن قانون را بیاورم، این مربوط به هم نمی‌شود به این دلیل که این مبلغى که به عنوان وام از طرف بانک ملى به مؤسسات و بنگاه‌هاى وابسته به دولت و دولت داده است این مال سنوات بسیار بسیار قبل است که قبل از قانون پشتوانه اسکناس بوده است، پس آن تبصره را نمی‌شود منطبق با آن مورد کرد ولى البته این را بر سبیل مثال اینجا فرمودند و با حق سؤال‌شان ارتباط مستقیم اگر نداشت غیرمستقیم داشت، خواستم حضور آقایان نمایندگان محترم عرض کنم اگرچه یک‌قدرى وقت گرامی‌شان گرفته می‌شود.

رئیس‌ - یک ربع ساعت وقت دارید هرچه می‌خواهید می‌توانید بفرمایید.

وزیر دارایى‌ - چشم قربان، بیش از این اجازه نمی‌فرمایید؟

رئیس‌ - آیین‌نامه یک ربع وقت معین کرده، بیش از این اجازه نمی‌دهد.

وزیر دارایى‌ - مطیع اوامر هستم، این‌که می‌فرمایید به بانک کشاورزى هرجا مراجعه می‌کنند می‌گوید پول نداریم حقیقتش را عرض می‌کنم آن طوری که باید و شاید بانک کشاورزى مجهز براى برآوردن تمام آمال و احتیاجات تمام افراد نیست، این مسئله‌اى نیست که ما بتوانیم انکار کنیم و ما نمی‌خواهیم انکار کنیم براى این‌که بانک کشاورزى خواه و ناخواه مؤسسه وابسته به دولت است و موقعى که وضع مالى دولت زیاد رضایت‌بخش نباشد، خواه ناخواه مؤسسات وابسته به او هم از این بدبختى بی‌نصیب نخواهند بود، ولى خواستم حضورتان عرض کنم این پنج میلیون تومان که فرمودید بنده متأسفانه صورت جزئش را ندارم ولى بعد می‌توانم تقدیم کنم خدمت‌تان، به طور قطع و یقین به مصرف همان منظورى که فرمودند رسیده است. متن سؤالى که آقاى عمیدى‌نورى فرموده‌اند بنده الان قرائت می‌کنم می‌فرمایند طبق تبصره 4 ماده 7 قانون تثبیت پشتوانه اسکناس مقرر کرده‌اند مبلغ پنجاه میلیون ریال با حق‌العمل صدى سه در اختیار بانک کشاورزى در شهرستان‌ها با همان بهره به مصرف برسد، این عمل انجام شده است ولى تصدیق بفرمایید پنج میلیون تومان با احتیاجات تمام شهرستان‌هاى ما مثل یک قطره می‌ماند که با یک دریا بخواهیم مقایسه بکنیم. اینها را بنده با کمال صراحت عرض می‌کنم. که دولت در فکر این کار بوده است چنان که در سنه ماضیه بنده اینجا تعهد کرده بودم در مقابل مجلس شوراى ملى که از محل یک تومانى‌هایى که سکه می‌شود در حدود تقریباً 15 میلیون تومان در اختیار بانک کشاورزى بگذارم، شش میلیون تومانش تا حال گذاشته شده است و 9 میلیون تومان هم در آتیه نزدیکى گذاشته خواهد شد. جناب آقاى عمیدى‌نورى علت این هم که همه‌اش گذاشته نشده است اینست که تا این فلزش از اروپا بیاید و در ضرابخانه ما که قدرت و ظرفیتش محدود است ضرب شود و به جریان گذارده شود چندین ماه طول می‌کشد تقریبا اینها به جریان گذارده خواهد شد، شش میلیون تومان از آنچه خواهد شد، شش میلیون تومان از آنچه تعهد کرده بوده‌ایم داده‌ایم، 9 میلیون تومان دیگر هم از آن محل در آتیه بسیار نزدیکى در اختیار بانک کشاورزى قرار خواهد گرفت و به‌هرحال الان می‌توانم در مجلس عرض کنم که دولت بنا به پیشنهاد وزارت دارایى تصمیم گرفت که علاوه بر این پانزده میلیون تومان که از محل اسکناس‌ها و سکه‌هاى یک تومانى می‌پردازد، در حدود 9 میلیون تومان دیگر تقریباً در اختیار بانک کشاورزى بگذارد و این وجه فردا یا پس‌فردا در اختیار بانک کشاورزى قرار خواهد گرفت (احسنت) (فضایلى‌ - به شرط این‌که صرف شهرستان‌ها بشود). علاوه بر آن پانزده میلیون تومان اسکناس عرض کنم از 9 میلیون تومان دیگر هم براى ازدیاد تولید و کارهاى عمرانى در اختیار دو بانک رهنى و ساختمانى قرار خواهد گرفت، این را هم بنده پیشنهاد کردم و دولت تصویب کرد در ظرف شنبه یا یکشنبه در اختیار هر سه بانک قرار خواهد گرفت، پس ملاحظه می‌فرمایید دولت خودش در این فکر هست و تعهدى را که در مجلس شوراى ملى کرده است که براى ازدیاد تولید تا آن حد که قدرت دارد انجام بدهد و طبق قدرت خودش عمل کرده است، یعنى در ظرف این سه، چهار روزه این مبالغ در اختیار این سه بانک گذاشته خواهد شد (استخر‌ - به شرط این‌که اختصاص به مرکز نداشته باشد) اما این‌که می‌فرمایید که مربوط به شهرستان‌ها باشد عقیده بنده اینست که باید به شهرستان‌ها بیشتر توجه کرد ولى اگر بانک کشاورزى نکرده است، در نتیجه نداشتن سرمایه کافى بوده است و این امکانات حالا فراهم خواهد شد و این را می‌توانم عرض کنم که شاید در ظرف شش ماه دیگر درست شود. بنده در این هفت ماهى که در وزارت دارایى هستم در حدود بیست‌وچهار میلیون تومان در اختیار بانک کشاورزى گذاشته‌ام و باز هم خواهم گذاشت، تصدیق می‌فرمایید که با مضیقه‌اى که داریم بیش از این در اختیار قدرت ما نیست (حشمتى‌  - شاید انشاءالله از محل نفت قم بتوانید) البته این امرى است حتمى یقین داشته باشید.

این موضوع بود که به طور خلاصه خواستم به استحضار آقایان برسانم و البته به محض این‌که از اینجا رفتم آن 9 میلیون تومان را دستور پرداختش را می‌دهم که فردا یا شنبه یا یکشنبه به بانک پرداخت خواهد شد و دستور صریح خواهم داد که باید بیشتر به شهرستان‌ها توجه شود (احسنت) رونوشت این نامه را هم براى استحضار مجلس تقدیم مقام معظم ریاست خواهم کرد (یکى از نمایندگان‌ - بسیار خوب است) ضمناً اینجا می‌خواستم یک استفاده کوچکى بکنم اگرچه وقت مجلس گرفته می‌شوده‌ی  عرض کنم حضور مبارک‌تان بدون هیچ به اصطلاح تظاهرى می‌خواهم عرض کنم که دولت تا آن حدى که برایش مقدور بوده است در حدود قدرت و استطاعتش عملیات و اقداماتى کرده است ولى به طور خلاصه هیچ ضرورى ندارد عرض کنم که از شهریور 32 تا 34 یعنى از تاریخ سقوط حکومت دکتر مصدق در ظرف 2 سال و نیم 130 میلیون دلار از خارج به خزانه مملکت کمک شده، قسمت اعظم به عنوان کمک بلاعوض و در حدود 42 میلیون دلار به عنوان وام که اینها را از دلارى 10 تومان تا دلارى 75 تومان (یکى از نمایندگان‌  - 75 ریال) ببخشید 75 ریال می‌خواستم عرض کنم، یعنى متجاوز از یک میلیارد در ظرف دو سال و نیم به خزانه داده شده، بودجه خرج یعنى پرداخت 33 تقریباً یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده است و پرداخت سال 34 یک میلیارد و چهارصد میلیون و کسرى تومان بوده است. امسال طبق بودجه مصوب که متجاوز از یک میلیارد و نهصد میلیون مخارج پیش‌بینى شده است که هرقدر بخواهیم صرفه‌جویى کنیم از یک ملیارد و هفتصد و یا هشتصد میلیون کمتر نمی‌توانیم خرج کنیم و امسال این کمک‌هایى خارجى چه به عنوان وام و چه به عنوان بلاعوض هنوز به خزانه دولت نرسیده است، به خزانه دولت 7 میلیون دلار یعنى 52 میلیون و پانصد هزار تومان رسیده است در مقابل این اضافه مخارج وزارت دارایى خوشبختانه توانسته است ماه ششم سال که تمام شده، تمام هزینه‌هاى دولت را بپردازد (احسنت). مخارجى را که لازم بوده کارسازى کند به دولت این‌که احتیاج به قرض و کمک داشته باشد (احسنت) این یک مسئله‌اى است که محسوس و مشهود است، کمک‌هاى دیگرى هم کرده است از بودجه کما این‌که الان در حدود چند میلیون تومان به سیل‌زدگان پرداخته‌ایم، مجوزش را هم از مجلس کسب کرده‌ایم، پس دولت تا حدى که توانسته به وظایف اولیه خودش برخورده و عمل کرده

+++

است این را از این لحاظ عرض کردم چون در جلسه قبل وقتى رایحه‌اى براى پرداخت اضافات مستخدمین جزء و دون‌پایه تقدیم کردم، آنجا عرض کردم وضع بودجه رو به بهبود است، چند نفر از آقایان یکى، دو نفر سؤال کردند چطور؟ این را خواستم اینجا به محضر آقایان عرض کنم که چطور رو به بهبود است، درآمدها به حد سرشار واصل می‌شود تا آن حدى که باید وصول بشود می‌شود من‌جمله براى مثال عرض می‌کنم در ماه مرداد مملکت در حدود تقریباً 32 میلیون تومان اضافه درآمد داشته است یعنى در مقابل 78 میلیون تومان و کسرى که در مرداد ماه سنه ماضیه وصول شده است، امسال در حدود 110 میلیون تومان وصول شده و از این محل‌هاست و از این طریق است که ما توانستیم شش ماه را بگذرانیم و بنده امیدوار هستم که اگر عمرى باشد، مجالى باشد بدون این‌که بتوانم تعهد صریح بکنم، تعهد می‌کنم آنچه در قدرت من هست بکنم اما اگر عمر و مجالى باشد امیدوارم که سال را به پایان برسانیم بدون این‌که مجبور باشیم چهل میلیون دلار مثل سنه ماضیه قرض کنیم و در حدود چهارده میلیون و کسرى دلار فرع آن را تعهد کنیم و برعهده بگیریم علاوه بر کمک‌هاى دیگرى هم که شده بود ضمناً می‌توانم به استحضار برسانم ما مواجه با اشکالاتى هستیم، نمی‌دانم در این بیاناتى که جناب آقاى وزیر کشور فرمودند به عرض رساندند یا نه یک مثال عرض کنم که ما دچار چه اشکالاتى هستیم، در همین سنه ماضیه وزارت دارایى شکر خریده است از قرار تنى 108 دلار یک‌ماه‌ونیم قبل از طریق مناقصه با رعایت مقررات شکر خریدیم از قران تنى 122 دلار، دیروز خریدیم از قرار تنى یکصد و بیست‌ و سه دلار و پنجاه سانتیم، ملاحظه بفرمایید که قیمت‌ها در خارج چه جور و به چه نسبت بالا می‌رود، در نظر داشته باشید که عواید ما به همان نسبت کاهش خواهد یافت ولى ما قیمت‌ها را ثابت نگه می‌داریم. این خلاصه‌اى بود که خواستم عرض کنم آن صورت جزء را هم خدمت آقاى عمیدى‌نورى تقدیم‏ می‌کنم و قول می‌دهم این وجوهى که گفتم می‌دهم بیشتر در اختیار شهرستان‌ها گذاشته شود براى این‌که واقعاً در این‌که به شهرستان‌ها باید کمک کنیم هیچ شکى نیست یعنى شهرستان و تهرانى نیست، وطن مال همه است تفاوتى ندارد ولى این تبعیضات باید از بین برود. به طور کلى خواستم عرض کنم صورتى هم از تمام وام‌ها دارم که به طور خصوصى خدمت آقاى عمیدى‌نورى تقدیم می‌کنم. از بانک ملى فرموده‌اند (سلطان‌مراد بختیار‌ - جناب آقاى فروهر مناطق سیل‌زده را هم فراموش نفرمایید) راجع به مناطق سیل‌زده حضورتان عرض کنم که بنده دستور صریح به بانک کشاورزى دادم که از آن 6 میلیون تومان که داده‌ایم سه میلیون تومانش را بالاخص برای مناطق سیل‌زده اختصاص بدهند این را هم باز تذکر خواهم داد، ما براى مناطق سیل‌زده داریم کار می‌کنیم، ما هنوز گندم امریکا نرسیده گندم خودمان را داده‌ایم، رونوشت نامه را هم تقدیم می‌کنم.‏

رئیس‌ - نوبت سؤال آقاى کیکاوسى است.‏

عمیدى‌نورى‌ - بنده قربان می‌خواهم صحبت کنم‏.

رئیس‌ - خیلى خوب بفرمایید.

عمیدى‌نورى‌ - بنده خوشوقت شدم که موضوع سؤال باعث شده که جناب آقاى وزیر دارایى از اقدامات کلى خودشان راجع به وزارت دارایى توضیحى فرمودند و البته یک اطلاعاتى دادند و یک امیدوارى‌هایى هم هست ولى راجع به سؤال بنده که یکى پرداخت و دیگرى صورت وام‌هایى است که شهرستان‌ها داده‌اند چیزى نفرمودند، تصدیق می‌فرمایید که مجلس با این‌که دو ماه تعطیل بود، جناب آقاى علاء هم از پشت تریبون فرمودند که دولت تعطیل‌بردار نیست و مشغول رتق و فتق امور بوده و هست و خوراک مأکولى هم براى مجلس تهیه کرده‌اند معهذا در این فرصت چند ماه تعطیل جناب آقاى وزیر دارایى حق هم دارند چون وقت‌شان صرف کلیات و مهمات وزارت دارایى شد راجع به این سؤال مختصر و کوچک بنده که هم میزان پرداخت و هم صورت آن را مرحمت کنند وقت نکرده‌اند، البته اعتماد دارم به قول‌شان که وقتى فرمودند پرداخت شده البته پرداخت شده است چون اصاله الصحه و اصاله الحقیقه به قوت خودش باقى است ولى راجع به نکاتى که در مدافعه عرایض بنده فرمودند که این صورتى که بنده راجع به بانک ملى عریض کردم این همه‌اش مربوط به 33 نیست صحیح است، ولى بنده صورت وضعیت از دو سال پیش را دارم و ریز تمام این ارقام را دارم و اگر می‌دانستم این صحبت می‌شد این صورت از دو سال پیش را می‌آوردم. اگر خاطرتان باشد از دو سال پیش یعنى از موقعى که این قانون و این ماده 7 و این تبصره‌ها گذشت تابه‌حال قطعاً و میلیارد اضافه شده بر وام‌ها یا کمتر یا بیشتر تردید نداشته باشید اگر صورت خدمت‌تان هست ارایه بفرمایید قطعاً یک میلیارد کمتر نیست که اضافه شده بر قروض بنگاه‌ها و شهرداری‌ها و دستگاه‌هایى که به موجب صریح این ماده 7 می‌بایستى منحصراً وامى که می‌گیرند به مصرف عمران و اضافه تولید برسد و بنده معتقدم که نرسیده، دلیل نرسیدنش هم به کیفیتى که قبلاً عرض شد وضع بد محصولات ماست و علت این‌که در قانون قید شده است که این وجوه به مصرف شهرستان‌ها برسد و همان‌طوری که فرمودید فرقى بین تهران و شهرستان‌ها نیست فقط یک عیب است، تهران شهر کشاورزى نیست، تهران پایتخت کشور شهر عمرانى است و این شهرستان‌ها است که باید خوراک تهران را هم بدهد و شهرستان‌ها است که باید سطح تولید این مملکت را بالا ببرد و علت اصرار نمایندگان محترم قانون براى این است، بنده می‌خواستم از مجموع توضیحات رقم و عددى، یک موضوع معین را رویش انگشت گذاشته باشیم که گفته شود از دو سال پیش که این قانون گذشته براى بالارفتن وضع تولید شهرستان‌ها یک قدمى برداشته شده ولى چنین چیزى را نفرمودند و بنده نمی‌توانم قانع بشوم، همه آقایان هم قانع نخواهند بود براى این‌که همه  بحوزه‌هاى انتخابی‌شان واردند و می‌دانند در سرتاسر حوزه مازندران، جناب آقاى خلعتبرى می‌دانند که از سارى تا شهسوار آقایان تشریف برده‌اند در حدود چهل فرسخ کنار دریا خزر است، عرضش هم تا پشت این کوه البرز ده پانزده فرسخ است، در سراسر اینجا یک شعبه بانک کشاورزى است که حداکثر دو میلیون ریال سرمایه دارد با این سرمایه چطور می‌تواند کار کند؟ چطور این مؤسسه می‌خواهد مسئولیت بالا بردن سطح تولید را در منطقه‌اى که دهانش وصل است به هم، مردمش کشاورز و قسمت‌هاى مختلف کشاورزى درش هست به عهده بگیرد؟ این محال است عملى بشود آن‌وقت نتیجه‌اش چه می‌شود؟ خدا شاهد است که الان تلگرافات و نامه‌هایى از این مردم بدبخت هست که الان فصل درو برنج است. فلان پولدار که آن روز آقاى خلعتبرى توضیح دادند در همان نقاط متمولینى هستند که 6 میلیون تومان آنجا کارخانه درست می‌کنند، اینهایى که با شش میلیون تومان با پول خودشان کارخانه درست می‌کنند یک میلیون تومانش را می‌گذارند توى بازار و این برنج را به ثمن بخس از سه، چهار ماه پیش می‌خرند و حالا برنج را می‌گیرند. نتیجه این می‌شود که زارع شما، کشاورز شما یعنى آن کسی که باید تمام فشارهاى مملکت روى دوش او باشد و او باید خوراک مملکت و مالیات مملکت را بدهد او از بین می‌رود، محو می‌شود به همین جهت است که تابه‌حال نتوانسته‌ایم موفق بشویم سطح تولید کشاورزى را در این مملکت بالا ببریم، این است که مجلس شوراى ملى حداکثر علاقه را دارد جناب آقاى فروهر به این‌که واقعاً بانک کشاورزى نقش اساسى خودش را بازى کند، در مملکت اگر ما اصلاحى بخواهیم بکنیم از اینجاست، بنده خوشوقت هستم که در ظرف دو سال و نیم صورت مرحمت فرمودند که 135 میلیون دلار به این مملکت وارد شده، این را یابد بدانیم این کمک‌هاى که به ایران می‌شود اولاً براى این نیست که خرج اشخاصى داده شود براى اینست که بنیه ملت ایران قوى شود، ملت ایران تقویت شود و ثانیاً کمک‌هایى می‌کنند که بتوانیم استقلال خودمان را حفظ کنیم و نقش اساسى را در حفظ صلح جهان تأمین کنیم، اگر امر دایر شود که آقا صورت بدهند 150 میلیون دلار به ما کمک شده و ما اینها را البته خرج ادارى و هزینه‌هاى جارى خودمان کرده‌ایم بدون این‌که از این‌گونه اعتبارات استفاده‌اى در مورد خاص خودش یعنى بالا بردن سطح تولید و تقویت بنیه ملت ایران بکنیم این چه نتیجه‌اى دارد؟ همین است که به ما نمی‌دهند و نبایستى هم به ما بدهند، ما باید متکى به خودمان باشیم و قدرت خودمان را ببریم بالا و اساس اشکالات همین نکات است، باید کشاورزى را تقویت کنیم، کشاورز را از چنگ سلف‌خر نجات بدهیم، اینها مثال است به این ترتیب من خوشوقت می‌شود، تمام مجلس شوراى ملى خوشوقت می‌شوند که یک روزى یک لایحه‌اى بیاوردند که بگوید سرمایه بانک کشاورزى فرض کنیم 5 میلیارد باشد، بعد هم طورى شعبه‌هایش در تمام دهات باز بشود و جاى این سلف‌خرها را بگیرد و بنیه کشاورز را ببرد بالا، آن روزى است که می‌توانند بگویند نتیجه گرفتیم والا با این شکل به عقیده بنده نتیجه نخواهند گرفت و این سؤال‌ها و بحث‌ها البته اطلاعات مقیدى است ولى به نتیجه واقعى نمی‌رسیم و آن وظیفه‌اى که امروز دولت و مجلس دارد نمی‌تواند انجام بدهد در صورتی که در یک همچو اکازیون‌ها و یک چنین موفقیت‌هایى که این‌قدر همکارى بین دولت و مجلس و قواى مملکت هست اگر این روزها استفاده نکنیم کى خواهیم کرد؟ نظرى به دوره‌ی  قبل از شهریور بیندازید مگر آن روز ما قرض می‌کردیم؟ مگر آن روز به ما کمک می‌کردند؟ تمام این مبانى کشاورزى ما حتى رسیده به موقعی که مرحوم داور وقتى وزیر دارایى بود گندم از ایران صادر کرد، گندم از ایران فرستاد آلمان و کارخانه گرفت، ما در یک همچو استعداد وضعیتى هستیم، خودمان را باید درست کنیم و اصلاح کنیم با حرف فایده‌اى ندارد، باید سعى کنیم که به اصول اساسى توجه کنیم تا مملکت نجات پیدا کند والا پول بگیریم و خرج بکنیم و افتخار کنیم که قرض نکرده‌ایم این رلى نیست که مجلسى و مملکت را به یک جایى برساند.

رئیس‌ - نوبت آقاى کیکاوسى است ولى قبلاً تبصره ماده 81 آیین‌نامه که راجع به وقت صحبت در سؤال و جواب است خوانده می‌شود.

+++

(به شرح ذیل به وسیله منشى قرائت شد)

تبصره‌ - نماینده در توضیح سؤال خود پنج دقیقه و پس از پاسخ وزیر ده دقیقه صحبت خواهد نمود و جواب وزیر که باید مربوط به موضوع سؤال بوده جمعاً نباید از 15 دقیقه تجاوز نماید.

7 - سؤال آقاى کیکاوسى راجع به تغییر مرکز استان بلوچستان و جواب آقاى وزیر کشور

رئیس‌ - آقاى کیکاوسى اول 5 دقیقه و بعد دفعه دوم ده دقیقه می‌توانید صحبت کنید.

کیکاوسى‌ - سه موضوع مهم بود در مورد سازمان ادارى منطقه بلوچستان که وضعیتش بر همه آقایان بهتر از بنده روشن است که به واسطه پیش‌آمدهاى دنیا به یک صورت عقب‌افتاده‌اى باقی‌مانده در دولت تیمسار سپهبد زاهدى بنابر امر ذات شاهانه تصمیم گرفته شد که این عقب‌ماندگى هرچه ممکن است زودتر با انتظاماتى که داده شده و در دسترسى است طورى کنند که این عقب‌ماندگی‌ها جبران شود البته همه آقایان بهتر از بنده می‌دانند عمل یا کارى فقط وقتى نتیجه مطلوب می‌دهد که سازمان با موقعیت و کیفیت تطبیق داشته باشد. در سابق به واسطه پیش‌آمدهاى دنیا و یک مسایل دیگر مرکز بلوچستان که می‌بایستى طبق قانون در فهرج که ایرانشهر باشد، زاهدان که دزداب آن‌وقت نامیده می‌شد منتقل شد و همین‌طور به واسطه دسترسى و امکانات زندگى بهترى دیگر به محلى که قانون براى آنها معین کرده بود نرفتند، این بود بنده وقتى که افتخار نمایندگى منطقه بلوچستان را با پیدا کردم دیدم وضعیت آنجا طورى است که با چند شهرستان که یک نماینده دارد باید اقدام اساسى به عمل آید، این بود بنده از موقعیت استفاده کردم و سه موضوع مهم را از وزارت کشور تقاضا نمودم که در مجلس جواب بدهند، اول این‌که چه تصمیمى اتخاذ فرموده‌اند براى این‌که مرکز بلوچستان به همان مرکز اصلى که ایرانشهر است برود که دسترسى و امکانات زندگى بیشتر براى مردم بلوچستان حاصل بشود، دوم این‌که دو قسمت از نواحى بلوچستان که یک لاشار غربى است و یکى هم بم پشت است و تاکنون که نزدیک 60 سال است در آن نواحى قدرت حکومت مرکزى رسوخ داده نشده بود و واقعاً جاى خوشوقتى است که در زمان دولت حاضر با اوامر مؤکدى که به ژاندارمرى صادر شده، قواى ژاندارمرى تمام منطقه لاشار غربى را تحت اختیار خودشان گرفتند ولى متأسفانه باید بگویم قواى نظامى قادر نیست که وظیفه‌اى که به عهده وزارت کشور محول است انجام بدهد و همین‌طور منطقه دیگرى است به نام بم پشت که در سرحد بین بلوچستان و پاکستان است که آن هم بسیار مهم است ولى هیچ‌وقت داراى یک فرماندارى و تشکیلاتى نبوده است. تقاضاى دوم من این است که براى منطقه لاشار غربى فرماندارى در نظر گرفته بشود و براى منطقه بم پشت بخشدارى تأسیس بشود. سؤال سوم من راجع به تعمیر و تنقیق قنوات است که خوشبختانه بنده اطلاع دارم حتى خود جناب آقاى نخست‌وزیر در کمیسیون‌شان با تیمسار سر لشگر وثوق، وزیر جنگ در آن دخالت کردند و به نظر بنده موضوع قنوات و بانک کشاورزى در آن قسمت و در قسمت جنوب به کلى حل شده به این جهت بنده در آن موضوع صحبتى نمی‌کنم فقط استدعا دارم که حضور جناب آقاى علم که موافقت بفرمایند زودتر این مرکز فرماندارى در بلوچستان برود به محلس که طبق قانون معین شده حالا یا فرماندارى یا بخشدارى یا بالاخره یک سازمانى که بتواند امنیت اجتماعى را در آن منطقه تأمین کند به وجود آید.

رئیس‌ - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور (علم)‌ - بنده خیلى خوشوقتم از این‌که سؤالى که نماینده محترم فرمودند در مورد یک منطقه‌ای است که خود بنده در آنجا سه سال فرماندار بودم و خوشبختانه آن نقاط را خیلى خوب می‌شناسم و به درد آنجا هم وارد هستم، در مورد انتقال مرکز بلوچستان به ایرانشهر اصولاً فکر خیلى صحیح است و مرکز واقعى بلوچستان همان ایرانشهر فعلى است که سابقاً فهرج نامیده می‌شد یک قلعه قدیمى که به نام قلعه ناصرى در آنجا هست که بسیار قلعه آبرومند و حسابى است که نزدیک بمپور است و سدى در آنجا ساخته شده که قریباً افتتاح خواهد شد و از لحاظ کشاورزى بسیار بسیار مهم است و فقط دو علت داشت که زاهدان مرکز بلوچستان شد، یکى همان‌طور که فرمودند تهیه وسایل زندگى است که بدبختانه در فهرج زندگى خیلى مشکل است، بنده یادم هست که در یک تابستانى رفته بودم در آنجا و روز در کارخانه‌اى مى‌خواستم بخوابم چون روز نمی‌شود حرکت کرد، بسیار گرم است، حتماً باید شب حرکت کرد و آن فرماندراى که آنجا بود آمد پیش من و می‌گفت اجازه بدهید که بندهاى پشه‌بند را محکم بکشم، گفتم چرا؟ گفت براى این‌که از بالا مار خواهد افتاد و ممکن است نزدیک صورت‌تان بیاید و وحشت کنید بنابراین بندهاى پشه‌بند را می‌کشم. ملاحظه بفرمایید در یک همچو منطقه‌اى انتقال دادن تمام ادارات و رؤساى ادارات به آنجا کار خیلى آسانى نیست اما مطلب صحیح است یعنى از لحاظ مملکت واقعاً انصافاً باید مرکز بلوچستان به ایرانشهر برود به جهت این‌که خیلى دور است، زاهدان از جنوبى‌ترین نقطه بلوچستان 750 کیلومتر دور است و راه نیست، مضافاً به این‌که راهى ندارد بنابراین باید حتماً این کار بشود ولى با یک مقدماتى باید انجام بشود یعنى در آنجا باید خانه ساخته شود، یک خانه‌هایى که بشود در آن زندگى کرد والا درمانگاه سازمان شاهنشاهى آنجا هست و یک طبیب آلمانى هم دارد و بسیار آسان و ساده زندگى می‌کند با این‌که حرارت شدیدترى در تابستان هست و خود محلى‌ها از ساعت 8 صبح تا 5 بعد از ظهر در چند ماه تابستان از خانه‌هاى خود بیرون نمی‌آیند و اگر بیرون بیایند می‌میرند، تمام باید زیر سایه زندگى کنند، به این وضعیت بنده اعتقاد به این کار دارم و به نظرم اگر دولت موفق بشود یک ساختمان‌هایى برای رؤساى ادارات در آنجا بنا بکند آن‌وقت باید این کار عملى بشود و بنده براى که این کار عملى بکنم اجازه بفرمایید در کمیسیون کشور حاضر بشوم با آقایان محترم در این زمینه بحثى بکنم آن‌وقت ببینم چه تصمیمى خواهیم گرفت و این‌که فرمودند مرکز فرماندارى کل بلوچستان به ایرانشهر انتقال داده شود و در زاهدان نباشد علت این بود که در زمان مرحوم قوام‌السلطنه فرماندارى که درست شد و بنده فرماندار کل سیستان و بلوچستان شدم، روى این اصل زاهدان یک مرکزیتى داشت نسبت به بلوچستان و سیستان، هر دو یعنى بنده هم دسترسى داشتم به بلوچستان و هم به سیستان و الان هم این وضع باقى است و شاید از این جهت زاهدان باز یک ارجحیتى به ایرانشهر داشته باشد و مضافاً به این‌که در نزدیکى آن فرودگاه بزرگى قرار دارد، بزرگ‌ترین فرودگاه ایران در زاهدان است به هر صورت اینها مسایلى است که بنده همه را در کمیسیون کشور توضیح خواهم داد و استدعا می‌کنم اگر نماینده محترم عضو کمیسیون کشور هم نباشند تشریف بیاورند آنجا بحث کنیم و ببینیم چه تصمیم عاقلانه‌اى می‌شود گرفت راجع به لاشار آن نقاط هم البته صحیح است ولى اصولاً شاید از موقعى که بنده افتخار خدمتگزارى در وزارت کشور را داشته‌ام هیچ‌جا موافقت نکردم که یک بخشدارى را به یک شهرستان و یا فرض بفرمایید یک شهرستان را به استان تبدیل کنند به جهت این‌که از لحاظ بودجه و پرسنل خیلى در مضیقه هستیم و وضع فعلى مملکت ما هم اقتضا ندارد که بر مخارج بیفزایم ولى مطلب صحیح است و منطقه لاشار یک قسمت بزرگى است که باز عرض می‌کنم شاید بنده اولین فرماندارى بودم که بدون قواى نظامى به این منطقه رفتم و با مردم آمیزش کردم، بسیار مردم مطیع و وطن‌پرست و شاهدوستى هستند (یک نفر از نمایندگان‌ - شما هم اهل آنجا هستید) و اقتضا دارد که آنجا فرماندارى بشود یعنى آن استعداد هست منتهى عرض کردم ما در مضیقه هستیم، این موضوع را هم بنده در کمیسیون کشور حضورتان عرض خواهم کرد البته تا آنجا که مقدوراتى داریم و کارى می‌شود کرد انجام خواهیم داد. در مورد قنوات فرمودند که این مطلب حل شده است یعنى کمیسیون که تحت ریاست تیمسار وزیر جنگ هست تصمیمات خیلى مهمى اتخاذ فرموده‌اند و حتى تیمسار گزارش نهایى را چند روز پیش آوردند به هیئت دولت و وزارت دارایى هم موافقت کرد بنابراین نسبت و به خصوص این‌که آنجا فرماندار کل بسیار خوبى دارد و مرد درستى است و واقعاً هم علاقه دارد یک کارى در بلوچستان بشود. تصور می‌کنم که جواب سؤالات حضرتعالى را عرض کرده باشم.‏

رئیس‌ - آقاى کیکاوسى.‏

کیکاوسى‌ - چون فرمودند که در کمیسیون کشور صحبت می‌کنم بنده عرضى ندارم.‏

9 - سؤال آقاى دکتر راجى راجع به مبلغى که از درآمد نفت به خوزستان تخصیص داده شده و جواب آقاى وزیر دارایى‏

رئیس‌ - آقاى دکتر راجى بفرمایید.

دکتر راجى‌ - چون مدتى است بنده سؤالم را تقدیم کرده‌ام و ممکن است از خاطر آقایان فراموش شده باشد یک مرتبه دیگر قرائت می‌کنم، طبق اساسنامه شرکت ملى نفت ایران بیست درصد از مازاد دوازده‌ و ‌نیم درصد عواید شرکت طبق قانون قرارداد فروش نفت باید به مصرف عمرانى خوزستان برسد، مستدعى است اولاً توضیح دهند در گذشته چه مبلغى جمع شده و به چه مصرفى رسیده و ثانیاً در سال‌جارى این مبلغ به چه میزان بالغ می‌شود و چه راهى براى تفکیک آن از سایر عواید انتخاب فرموده و نقشه آتیه دولت در مورد مصرف این ممر عایدى براى عمران خوزستان چیست؟ توضیحى که می‌توانم به این سؤال اضافه کنم این است وجوهى که طبق قانون مصرفش تعیین شده و مخصوصاً مصرف آن بهبود وضع اجتماعى و رفاه عمومى و عملیات عمرانى است که موجب ازدیاد تولید است به‌هیچ‌وجه نباید خرج کارهاى معمولى و عادى گردد چنانچه ایجاد یک سد کوچک نقطه نسبتاً وسیعی از مملکت را آباد می‌کند، بناى یک بیمارستان موجب می‌شود که درمان جسمى تعداد زیادى از مردم را دوا کند، درست کردن یک بنگاه تعاونى طبق اصول صحیح کمک مؤثرى به طبقه کارگر و کشاورز خواهد کرد و لذا قانوناً مبلغى که در سؤالم به آن اشاره کرده‌ام باید به مصارف مذکور و مشابه برسد

+++

و همان‌طور که در جلسه در تاریخ 10 تیر ماه 35 مجلس شوراى ملى در نطق قبل از دستور به سمع آقایان رساندم، یک اداره عمرانى کوچک با نقشه مرتب و منظم می‌تواند خدمات بزرگى به مردم نقاط حاصلخیز خوزستان بنماید و اصرار اینجانب در ابراز سؤال این است که اگر در گذشته در مصارف این وجوه توجه لازم به عمل نیامده، در آینده امیدوارم دولت و مخصوصاً جناب آقاى وزیر دارایى توجه کنند که به مصرف حقیقى خود برسد و یقین دارم این عمل موجب رضایت و شکرگزارى تعداد زیادى از مردم کشور خواهد شد.

رئیس‌ - آقاى وزیر دارایى بفرمایید.

وزیر دارایى (فروهر)‌ - بنده قبل از این‌که وارد جواب بشوم متن آن ماده‌اى را که ایشان به آن استناد فرمودند قرائت می‌کنم و آن ماده 57 اساسنامه قانون شرکت ملى نفت است:

ماده 57‌ - کلیه درآمد شرکت از محل دوازده‌و‌نیم درصد مذکور در قرارداد فروش نفت مصوب 7 آبان 33 اعم از نقد و جنس جداگانه در حساب‌های شرکت منعکس و منظور می‌شود و پس از کسر کردن اعتبارات مصوب شرکت اعم از جارى و سرمایه‌اى و همچنین کسر دو درصد براى انتقال به حساب ذخیره عمومى به شرح مندرج در ماده 55 آنچه از محل درآمد فوق عاید شرکت می‌شود به تدریج در اختیارات خزانه‌دارى کل گذارده خواهد شد که به وسیله‌ی  دولت به مصرف هزینه‌هاى عمرانى و تولیدى کشور برسد.

تبصره 1 - معافیت از مالیات است چیزى نیست. تبصره دومش این است:

از مبلغى که به شرح مذکور در این ماده به مصرف هزینه‌هاى عمرانى و تولیدى کسور می‌رسد بیست درصد را دولت اختصاص به توسعه فرهنگ و امور عمرانى و تولیدى استان ششم خواهد داد، مستند آقایان نماینده محترم این ماده و تبصره 4 است، مفهوم این ماده به طور کلى این است که شرکت بعد از مخارجى که باید بکند وجوهى که به حساب ذخیره عمومى منظور بدارد منظور داشت، آنچه مازاد مانده به خزانه دولت رد کند و دولت هم از این مازاد 20 درصد به خرج حوزه انتخابى جناب آقاى دکتر راجى یعنى ایالت خوزستان برساند، بنده قبلاً جوابى را که شرکت ملى نفت تهیه کرده است و مورد تأیید بنده است به عرض آقایان می‌رسانم و توضیحى هم شفاهاً در اطراف آن خواهم داد می‌نویسد در سال‌هاى 33 و 34 در اثر ضررى که شرکت ملى نفت ایران بابت توزیع و فروش مواد نفتى در داخله تحمل می‌نماید و مخارج ساختمان خط لوله سرتاسرى به موجب بودجه مصوب شوراى عالى نفت شرکت ملى نفت اضافه عایداتى نداشته که تحویل خزانه‌ی  دولت شود تا 20 درصد آن به مصرف امور فرهنگى و عمرانى خوزستان برسد و حتى در 2 سال مذکور شرکت ملى براى پرداخت اقساط قروض سابق خود بانک ملى نیز نداشته و ناچار شده است از بانک استمهال نماید (شرکت به دولت هم بدهکار است ولى به روى خودش نمی‌آورده است) معهذا به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران در سال 1335 مبلغ 10 میلیون ریال براى لاروبى نهر خین تخصیص داده شده است، عمل لاروبى در دست اقدام می‌باشد و نسبت به سال 1335 پس از تصویب ترازنامه شرکت مبلغ آن تعیین خواهد شد. خاطر آقایان نمایندگان محترم مسبوق است که شرکت ملى نفت ایران طبق اساسنامه و قرارداد نفت در حقیقت در بهمن ماه 33 به وجود آمده است پس یک‌سال و دو، سه ماهى بیشتر از این تاریخ نمی‌گذرد که این تبصره مورد استناد مورد عمل پیدا کند تا این تاریخ مازادى نداشته است و علت این‌که مازادى نداشته است براى روشن شدن ذهن آقایان محترم ارقامى عرض می‌کنم البته این ارقامى که عرض می‌کنم نمی‌توانم عرض کنم که صددرصد مطابق با واقع است ولى می‌توانم عرض کنم که نود‌وپنج، شش درصد مطابق با واقع است، فرضاً بودجه شرکت درحدود ششصد و کسرى میلیون تومان است که این ششصد و کسرى میلیون تومان از دو محل عاید شرکت می‌شود، یکى از فروش مواد نفتى در داخله کشور و یکى از محل آن 5/12 درصد که تقریباً در حدود 30 در صد از کل عایدات خواهد شد، هم طبق قانون فروش نفت و هم طبق قانون سازمان برنامه که آن هم وقتى مستعراً به حساب برود در حدود سیصد کسرى میلیون تومان است، دو نفر از آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى هم عضویت این شوراى عالى را دارند، ممکن است از آقایان استفسار بفرمایید، یکى جناب آقاى بختیار و دیگرى جناب آقاى دکتر حسین پیرنیا است، عرض کنم حضور مبارک‌تان جناب آقاى دکتر راجى این دو رقم را باید تفکیک کرد، یکى پول که از محل فروش مواد نفتى به دست می‌آید و یکى هم از پول‌هایى که از محل 5/12 درصد است که در سال جارى یعنى در سالى که هستیم تقریباً در حدود 42 میلیون دلار بوده است که سیصد و کسر میلیون تومان می‌شود، شرکت ملى نفت یک قلم از محل این مازاد درآمد یعنى 5/12 درصد در سنه ماضیه 105 میلیون تومان ضرر توزیع مواد نفتى را در داخله کشور داده است و این ضرر امسال در حدود 125 میلیون تومان پیش‌بینى می‌شود. درست توجه بفرمایید پس از این 355 میلیون تومان حداقل 105 میلیون تومان را باید کنار بگذاریم در صورتى که ضررمان سابق کمتر بوده است و امسال بیشتر است، روى هم در حدود 200 میلیون تومان بیشتر عاید نمی‌شود و تصدیق می‌فرمایید که شرکت نفت هم هزینه‌هایى دارد که هیچ‌تردیدى درش نیست و این مخارج را باید عهده‌دار بشود، این لوله‌کشى که از اهواز تا ازنا و از ازنا به تهران می‌شود، باز هم صددرصد نمی‌توانم رقم آن را عرض کنم ولى کلیات را به عرض می‌رسانم، مطابق قراردادى که با شرکت آنتروپوز از ازنا تا به تهران و قراردادى که با شرکت جان براون بسته شده است از اهواز تا ازنا، اولى در حدود شش میلیون و چهارصد و کسر هزار پوند است و دومى در حدود یازده میلیون و کسرى دلار است که بایستى از این درآمد تأمین شود بنابراین مازادى نبوده است که به خزانه دولت رد بکند تا دولت بتواند 20 درصد مازاد را به مصرف آن چیزهایی که می‌فرمایید در خوزستان برساند اما آن نهر خین ما گفتیم شرکت بیاید با اعتبارى که براى این کار تخصیص داده شده است و مبلغ ده میلیون ریال است، نهر را لایروبى بکنید و آقایان می‌دانید که این عمل خیلى اهمیت دارد و آن کار الان دارد می‌شود اما از طرف دیگر هم فراموش نفرمایید سازمان برنامه اعتبار بسیار زیادى بالاخص به خوزستان اختصاص داده و تا حدودى که به ما توضیح داده‌اند اعتبارات دارد به مصارف بسیار نیکویى می‌رسد، ضمناً سؤال آقا فقط مربوط به این ماده قانون ماست اما خواستم حضورتان عرض کنم براى پیشرفت امور فرهنگى آنجا اگر توجه بفرمایید در نتیجه اقداماتى شده است حسن‌نیت هم بوده است، پانصد هزار لیره کنسرسیون حاضر شده است براى ساختمان دبستان و دبیرستان در ظرف سه سال بدهد و وزارت دارایى و فرهنگ هم موافقت کرده‌اند معادل این پانصد هزار لیره را بپردازند یعنى آنها سال اول سهم خودشان را بدهند و از سال دوم و سوم هم دولت معادل پانصد هزار لیره کمک خواهد کرد براى ساختمان دبستان و دبیرستان در قسمت خوزستان. این خلاصه‌اى بود که می‌خواستم به استحضار آقایان نمایندگان برسانم و تصور می‌کنم کافى باشد بسته به نظر آقایان است.‏

رئیس‌ - آقاى دکتر راجى بفرمایید.

دکتر راجى‌ - به طور خیلى اختصار عرض می‌کنم عواید کشور ما از لحاظ نفت سه‌ربعش به دست سازمان برنامه به مصرف مخارج عمرانى مملکت خواهد رسید، این مبلغ هم به تصویت مجلس سنا و مجلس شوراى ملى می‌رسد و دو کمیسیون هم هست، یکى کمیسیون برنامه در مجلس سنا و دیگرى کمیسیون برنامه در مجلس شوراى ملى که نظارت و حق ایراد و انتقاد در این مصرف دارند ولى یک‌ربع عواید نفت که طبق قانون دربست در اختیار دستگاه گذاشته شده و آن دستگاه هم همه از دوستان بنده هستند و به همه‌شان اعتماد دارم اینها در مجلس جوابگو ندارند، این عواید نفت خرج این مؤسسات می‌شود و جنابعالى هم گمان می‌کنم نتوانید زیاد در دستگاه نظارتى بکنید، بنده می‌خواستم استدعا کنم که راجع به این گونه مسایل همان‌طور که براى سازمان برنامه قائم‌مقام معین شده و ایشان الان در مجلس تشریف دارند جواب می‌دهند، اگر بشود خود جنابعالى دیگرى را تعیین بکنید که راجع به آن تشکیلات اگر ایرادى است بیاید و جوابگو باشد (وزیر دارایى‌  - خود بنده هستم).

رئیس‌ - آقاى دکتر مشیرفاطمى فرمایید.‏

10 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى دکتر مشیر فاطمى‏

دکتر مشیر فاطمى‌ - یک سؤالى دارم از وزارت بازرگانى راجع به قراردادهاى تهاترى تقدیم می‌کنم.‏

11 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد‌ - ختم جلسه‏

رئیس‌ - لوایحى که دولت در جلسه پیش تقدیم کرده به کمیسیون‌های مربوط فرستاده شده، در دستور کار دیگرى نداریم، تمنى می‌کنم آقایان زودتر در ظرف فردا و پس‌فردا چون پس‌فردا جلسه نخواهیم داشت، فردا و پس‌فردا کمیسیون‌ها تشکیل می‌شود، گزارش خود را حاضر کنند براى جلسه روز یکشنبه، جلسه روز یکشنبه ساعت 9 صبح خواهد بود.

(مجلس 25 دقیقه پیش از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

 

Parameter:295079!model&5137!print -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)