30 مرداد 1396 09:25:01
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

جلسه: 41 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 شهریور ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس جلسات 11 و 14 شهریور.

2) اخطار نظامنامه آقاى دکتر شاهکار طبق ماده 166 و تعیین روزهاى یکشنبه جهت طرح سؤالات.

3) بیانات قبل از دستور آقایان: مشایخى، رضایى، عمیدى نورى و عاملى.

4) گزارش آقاى وزیر جنگ راجع به علت و جریان دستگیرى عده‌اى از افسران.

5) تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى نقابت.

6) بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به ترمیم حقوق معلمین.

7) تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.


مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 41

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 شهریور ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس جلسات 11 و 14 شهریور.

2) اخطار نظامنامه آقاى دکتر شاهکار طبق ماده 166 و تعیین روزهاى یکشنبه جهت طرح سؤالات.

3) بیانات قبل از دستور آقایان: مشایخى، رضایى، عمیدى نورى و عاملى.

4) گزارش آقاى وزیر جنگ راجع به علت و جریان دستگیرى عده‌اى از افسران.

5) تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى نقابت.

6) بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به ترمیم حقوق معلمین.

7) تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

 

مجلس یک ساعت و سى و پنج دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس جلسات 11 و 14 شهریور

رئیس - صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد):

غایبین با اجازه، آقایان: باقر بوشهرى، حشمتى، شفیعى، سالار بهزادى، جلیلى، هدى، بیات ماکو، قوامى، خاکباز، امید سالار، سلطان‌العلما، مسعودى، معین‌زاده، عبدالرحمن فرامرزى، نصیرى، اخوان، پناهى، کریمى، حمیدیه، ابراهیمى.

 غائبین بى‌اجازه، آقایان: اریه، تربتى، غضنفرى، کدیور، مهندس اردبیلى، دکتر عدل.

دیرآمدگان با اجازه، آقایان: احمد صفایى 15 دقیقه، یارافشار 30 دقیقه، مهندس شاهرخ‌شاهى 30 دقیقه، داراب یک ساعت.

رئیس - اعتراضى نسبت به صورت مجلس نیست؟ آقاى تیمورتاش.

تیمورتاش - بنده نسبت به صورت جلسه عرضى داشتم.

رئیس - بفرمایید.

تیمورتاش - در دو سه جلسه قبل که بنده صحبت می‌کردم کلمات بین‌‌الاثنین بین بنده و آقاى داراب رد و بدل شد که در خارج این طور منعکس شده است که گویا خداى نکرده قصد اهانتى بوده است در صورتی که به هیچ وجه چنین نبوده است و بنده ارادت کیش ایشان هستم و امیدوارم که ایشان هم به بنده بیشتر لطف داشته باشند.

رئیس - اصلاح می‌شود. آقاى پورسرتیپ

پورسرتیپ - آقاى غضنفرى به مرخصى رفته‌اند و کسالتى هم داشتند.

رئیس - اصلاح می‌شود، آقاى داراب.

داراب - بنده از این پیش آمد جلسه گذشته بسیار متأسفم و هیچ وقت تربیت خانوادگى من اجازه نمی‌داد که این نوع پیش‌آمد براى من کرده باشد بنابراین از ایشان معذرت می‌خواهم و از آقایان نمایندگان محترم هم معذرت می‌خواهم (احسنت).

رئیس - آقاى عبدالصاحب صفایى.

عبدالصاحب صفایى - در خطاب به آقاى دکتر جزایرى یک کلمه‌اى نوشته شده است که بنده عرض نکردم خواهش می‌کنم تصحیح شود.

رئیس - اصلاح می‌شود دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ آقاى ارباب.

ارباب - بنده سؤالى دارم از آقاى وزیر اقتصاد ملى راجع به صورت مجلس، عرضى ندارم.

رئیس - آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار - بنده یک اخطار نظامنامه‌اى دارم طبق ماده 166.

رئیس - وارد دستور که شدیم اخطار کنید دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسه گذشته تصویب شد در دستور وارد می‌شویم (جمعى از نمایندگان: قبل از دستور) (پیراسته - آقاى رئیس ما ساعت 5 صبح آمدیم استدعا می‌کنم توجهى بفرمایید) قبل از دستور سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (چند نفر از نمایندگان - دستور، دستور) حق سه نفرى که در جلسه پیش اسم نوشته بودند محفوظ شد حالا هم آنها مقدمند بعد هم نوبت آقایان خواهد رسید.

پیراسته - پس نوبه ما را هم محفوظ بفرمایید براى جلسه بعد این را تأیید بفرمایید.

2- اخطار نظامنامه آقاى دکتر شاهکار طبق ماده 166 و تعیین روزهاى یکشنبه جهت طرح سؤالات

رئیس - آقاى دکتر شاهکار شما اخطار نظامنامه‌اى داشتید مقدم است بفرمایید.

دکتر شاهکار - عرض کنم مطابق ماده 166 آیین‌نامه دولت می‌بایستى در ظرف یک هفته به سؤال نمایندگان جواب بدهد در تاریخ 4/ 6 بنده یک سؤالى از دولت کرده‌ام و هنوز جواب نداده‌اند تقاضا می‌کنم که مقام محترم ریاست تذکر بفرمایید براى جواب حاضر شوند.

رئیس - درباره سؤال باید به اطلاع مجلس برسانم که آقایان وزرا همیشه براى جواب سؤال آقایان نمایندگان حاضرند اگر آقایان موافقت بکنند یک جلسه فوق‌العاده را اختصاص بدهیم به سؤالات براى این که کارهاى جارى مجلس نمی‌گذارد که سؤال در جلساتی که داریم به انجام برسد اگر آقایان موافقت بفرمایند یک روز شنبه یا چهارشنبه مخصوص سؤال باشد و آقایان وزرا هم حاضر بشوند و جواب سؤالات آقایان را بدهند (پورسرتیپ - روزهاى شنبه) چون می‌گویند براى جواب حاضریم.

عبدالرحمن فرامرزى- یکشنبه.

رئیس- یکشنبه جلسه است (عبدالرحمن فرامرزى - باشد) بسته است به میل آقایان شنبه یا یکشنبه آقاى قنات‌آبادى شما مطلبى داشتید.

قنات‌ - بنده راجع به همین مطلب می‌خواستم عرضى کنم.

+++

رئیس - تا یکشنبه ممکن است کار دیگرى نداشته باشیم (فرامرزى - یکشنبه خوب است) بسیار خوب پس به آقایان وزیران اطلاع داده می‌شود که براى جواب سؤالات آقایان حاضر شوند.

3- بیانات قبل از دستور آقایان: مشایخى، رضایى، عمیدى نورى و عاملى

رئیس - آقاى مشایخى.

مشایخى - بنده در جلسه قبل اسم نوشتم که قبل از دستور مطالبى را به عرض برسانم ولى چون موضوع مهم‌‌ترى پیش آمده لذا از عرض مطالبى که داشتم صرف‌نظر و راجع به موضوع تازه مختصراً صحبت می‌کنم.

آقایان نمایندگان محترم همگى اعلامیه شماره 82 فرماندارى نظامى تهران را که در دو روز قبل منتشر شد ملاحظه فرموده‌اند.

این پیش‌‌آمدی که اخیراً کرده و طبق اعلامیه فرماندارى نظامى کشف شده است که شبکه جاسوسى در دستگاه انتظامى کشور وجود داشته و مدارک غیر قابل انکار و روشنى حاکى از خیانت عده از افسران به دست آمده باعث تأسف و تعجب است.

تأسف از این است که این قبیل افکار و عقاید نحیف مخالف مذهب و متباین با دین اسلام در یک مملکت اسلامى مانند ایران که اکثریت قریب به اتفاق آن متدین و متعصب در مذهب می‌باشند رواج پیدا می‌کند و باز هم بیشتر موجب تأسف است که این فکر را در دستگاه انتظامى مخصوصاً ارتش که باید تمام افراد آن مظهر میهن‌پرستى و شاه‌دوستى باشند سرایت داده‌اند. تعجب از این است که دستگاه مجریه مملکتى چند ماه یک مرتبه از وجود یک شبکه اطلاع پیدا می‌کند و مدارکى به دست می‌آورد که هنوز یک عده از افراد فریب خورده در این گوشه و آن گوشه و همچنین در ادارات دولتى کمین کرده و بر علیه انتظامات و قدرت ملى مملکت اقدام می‌کنند.

البته این شبکه‌ها و این سازمان‌ مخفى و محرمانه که حالا یک یک کشف و منحل می‌شوند از بقایاى همان سازمانى است که دولت سابق آنها را تقویت نموده (صحیح است) و تصور نمی‌کنم با مراقبتى که امروز می‌شود شبکه جدیداً بر شبکه‌هاى قبلى افزوده شود ولى با این همه اقدامات دولت براى از بین بردن کامل این فکر و این شبکه‌ها کافى نیست ریشه کن کردن این فکر خطرناک که هم برخلاف مذهب و هم برخلاف نظم و امنیت کشور و هم به ضرر استقلال مملکت است با دستگیر کردن یک عده و زندانى کردن چند نفر از آنها در یک مدت محدود و آزاد کردن عده دیگر با گرفتن قول و قسم خوردن کافى نیست (صحیح است) و همین عفو و اغماض‌هاست که بی‌وطن‌ها را جرى‌تر می‌کند(صحیح است) و کسانى را که خود باید حافظ ناموس وطن باشند در وطن‌فروشى قوى‌القلب‌تر می‌‌نماید.

اگر کسانی که بر علیه حکومت ملى و بر علیه مقام سلطنت در سال 1332 اقدام نمودند به سختى مجازات می‌شدند و احیاناً چند نفر از آنها اعدام می‌شدند سیصد نفر از افسران دستگاه‌ انتظامى یا عده بیشترى طبق شهرتى که دارد امروز در این توطئه داخل نمی‌شدند (صحیح است) هر قدر در مجازات بدکاران تخفیف داده شود و هر قدر نسبت به خائنین بیشتر عفو و اغماض شود تبهکاری‌ و خیانت بیشتر خواهد شد اگر خیانتکار طبق قوانین موضوعه به حداکثر و اشد مجازات محکوم شد دیگران عبرت خواهند گرفت چه ضرر دارد ده نفر، صد نفر، هزار نفر از بین بروند تا بیست میلیون جمعیت ایرانى باقى بماند تعجب در این است که هنوز افراد وابسته به این حزب منفور در تمام مؤسسات دولتى وجود دارند و هنوز مصدر کارها هستند عده زیادى از اینها توسط مأمورین شهربانى و فرماندارى نظامى شناخته شده‌اند و احیاناً چند روز هم توقیف بوده‌اند ولى فقط با دادن یک قولى یا خوردن یک قسمى که هرگز به آن وفا نخواهند نمود مجدداً به کارهاى اولیه خود بازگشت کرده‌اند اینها باید تصفیه شوند باید دست اینها از کارهاى اجتماعى کوتاه شود اینها مارهایى هستند که در آستین پرورش داده می‌شوند اینها حشراتى هستند که از غم بى‌حالتى افسرده‌اند به موقع اینها بر علیه ما و استقلال مملکت ما برخواهند خواست و آنها شما را تصفیه خواهند کرد. پری روز در یکى از روزنامه‌هاى شب خواندم که وزارت فرهنگ دوازده نفر از دبیرها درست یادم نیست یا آموزگارها را به مناسبت عدم صلاحیت از کار برکنار کرده است و حدس زدم ممکن است علت عدم صلاحیت آنها دارا بودن افکار منحرف چپى باشد اگر این طور باشد باید از آقاى وزیر فرهنگ قدردانى کرد و باید ایشان را تقویت نمود که هر کس از این لحاظ ناصالح باشد دستش را بگیرد و از فرهنگ بیرون بیاندازد وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتى دیگر هم باید به همین نحو عمل کنند نباید دشمن را در خانه نگاه داشت بنده معتقدم که اشخاصى که این نوع افکار را دنبال می‌کنند دو جور هستند یا کسانى هستند که زندگى آنها سخت است وسیله کامل براى زندگى ندارند این جور اشخاص را باید به دردشان رسید یا کسانى هستند که داراى زندگى مرفه هستند و به تناسب دیگران زندگى می‌کنند و باز هم در این قبیل توطئه‌ها شرکت می‌کنند با اینها دیگر نباید هیچ‌گونه ارفاق و چشم‌پوشى کرد سر این ناراحت‌ها و این موریانه‌هاى اجتماعى را باید کوبید مطمئن باشید اگر یک عده محدودى را که کارگردان این کارند بگیرند و مجازات کنند این فتنه خواهد خوابید ایرانى و مسلمان کمونیست نمی‌شود ایرانى هیچ وقت بر علیه مملکت خود اقدام نمی‌کند ایرانى شاه‌پرست، ایرانى شش هزار سال است با فکر وطن‌خواهى و شاه‌دوستى نشو نمو می‌کند مخصوصاً ایرانیان امروز که فضایل و خصایص و ملت دوستى و نوع‌پرورى اعلیحضرت همایون شاهنشاهى را به چشم خود می‌بینند اینها هیچ وقت بر علیه شاه و مملکت خود اقدام نخواهند کرد آنها که مرتکب خیانت می‌شوند و بر علیه شاه و مملکت و بر علیه قدرت ملى اقدام می‌کنند ایرانى نیستند اینها را باید براى همیشه از بین برد تا دیگر این قضایا تجدید و تکرار نشود بنده تأکید می‌کنم که دولت باید هر چه زودتر به اتهامات اشخاص دستگیر شده رسیدگى کند بدیهى است بی‌گناهان به فوریت باید آزاد شوند ولى کسانی که جرم‌شان محرز شد باید به حداکثر مجازات قانونى برسند و هر چه زودتر هم مجازات شوند بهتر است زیرا مجازات مجرم بلافاصله پس از احراز جرم اثر زیادى خواهد داشت. به هر حال از اقداماتى که دولت کرده و همچنین از آقاى فرماندار نظامى که این شبکه جاسوسى را کشف کرده‌اند اظهار خوشوقتى می‌کنم و جناب آقاى وزیر جنگ هم که بنده افتخار ارادت به ایشان را دارم چه در دوره 15 و چه در این دوره با این دسته مبارزه کرده است و امیدوارم این آخرین مبارزه شما باشد و ریشه فساد را به کلى از ریشه قطع کنید (احسنت).

رئیس - آقاى عمیدى نورى.

مشایخى - خیلى معذرت می‌خواهم بقیه وقتم را به آقاى رضایى دادم یک چند دقیقه مانده اجازه بفرمایید ایشان صحبت کنند.

رئیس - آقاى رضایى بفرمایید شما چهار دقیقه وقت دارید صحبت کنید.

رضایى - سحرگاهان سوم شهریور ماه 1320 قواى روس و انگلیس برخلاف تمام مقررات و قوانین بین‌المللى به کشور بلادفاع و بی‌طرف ما تاختند و به همراه این اقدام نظامى و حمله ناجوانمردانه نکبت و بدبختى براى ملت ایران به ارمغان آوردند. کسانى که در جوار خود نمی‌توانستند وجود یک ایران آزاد و آباد را تحمل کنند به بهانه‌هاى پوچ و موهوم کشور ما را مورد تاخت و تاز سربازان خود قرار دادند و براى ما فقر و مسکنت و خرابى و خرابکارى به همراه آوردند.

یکى از آثار این حمله بی‌شرمانه تشکیل حزب توده و یا به عبارت بهتر حزب کمونیست در ایران می‌باشد. حزب توده به وجود آمد تا مسیر جنبش جمعى جوانان پاکدل و روشنفکر این مملکت را که ممکن بود براى رفع خرابی‌ها مثمر ثمر واقع شود از مسیر صحیح خویش منحرف نماید (صحیح است) و با سوءاستفاده از این احساسات پاک و در پناه نام آزادى و آزادمنشى یوغ اسارت و بندگى کاخ‌نشینان کرملین را بر گردن ملت ایران براى همیشه استوار نماید.

تنها مواقعى که حاصل سخنان ملیون کشور به سود سیاست پنهانى و مقصد نهایى کمونیزم بوده است ملیون ایران مورد تأیید حزب توده قرار گرفته‌اند ولى در سایر مواقع حزب توده با کسانی که داعیه آزادگى داشتند بیکار برخواسته و از هیچ گونه اقدام و عملى بر علیه آنها فروگذار نکرده است.

کمونیزم در ایران به هیچ وجه خواهان بهبود وضع مردم و یا اصلاح اوضاع اجتماعى نبوده است بلکه همیشه با انجام اعمال تخریبى خواستار خرابى اوضاع اجتماعى و اقتصادى مردم بوده است تا بتوانند با استفاده از نارضایتی‌ها و با حربه‌هاى آزادی‌خواهانه و اصلاح‌طلبانه مردم وطن‌پرست و آزادی‌خواه را فریفته و توده‌هاى عوام را اغفال و به قیام بر علیه حکومت و رژیم موجود تشویق نمایند.

زمانى که ملت ایران یک دل و یک جهت براى ملى کردن صنعت نفت در تمام کشور قیام کرد حزب توده چون تحقق این امر را به زیان خود تشخیص داد با این آرمان ملى و خواسته ملت به پیکار برخاست و براى جلوگیرى از تحقق آرزوى ملى لغو قرارداد 1933 را عنوان نمود ولى پس از شکست به لباس میهن‌پرستان ملبس گردید و خواستار خلع ید فورى و کامل از شرکت سابق شد.

تصور نشود که تعجیل آنها در خلع ید صرفاً به منظور تأمین حقوق ملت ایران بوده است بلکه آنها فکر می‌کردند که با تعطیل دستگاه نفت وضع اقتصادى خراب‌تر خواهد شد و آنها خواهند توانست از این خرابى اوضاع اقتصادى به نفع پیشرفت سیاست کمونیزم در ایران استفاده نمایند نقشه آنان صحیح بود و نتیجه حاصله را همه دیدند و حزب توده قبل از کابینه آقاى قوام‌السلطنه براى تشکیل جبهه‌اى به نام جبهه آزادى با کمک جمعى از مردم میهن‌پرست این مملکت سعى بسیار مبذول داشت براى آن که بتواند به بهانه تأمین آزادی‌هاى فردى مانند آزادى بیان و قلم به اغتشاشاتی که به منظور تفرقه و تجزیه در اکثر نقاط کشور ایجاد نموده بود لباس حق به جانب بپوشاند و پس از شکست فرقه دموکرات آذربایجان و از بین رفتن حکومت پوشالى پیشه‌ورى نیز براى تشکیل مجدد جبهه آزادى اقدام کرد تا شاید بتواند شکاف عمیقى را بر اثر آگاهى مردم از مقاصد پلید آنها بین حزب توده و مردم بیدار کشور ایجاد شده بود تحت عنوان مبارزه براى تأمین آزادی‌هاى فردى و اجتماعى پر نمایند در صورتی که به تحقیق کمونیزم دشمن شماره یک آزادی‌هاى فردى در تمام دنیا به شمار می‌رود (صحیح است) (شوشترى - و شماره یک اسلام) رفتار کمونیست‌ها در 13 ساله اخیر در ایران و مخصوصاً در موقعی که قواى شوروى در ایران اقامت داشت و همچنین در یک سالى که آذربایجان عزیز و قسمتى

+++

از کردستان در تحت سلطه دموکرات نماها زجر می‌کشید نشان داد که کمونیزم دشمن سرسخت مردم آزاده و میهن‌پرست می‌باشد و در صورت تسلط براى از بین بردن آنها از هیچ‌گونه اقدام فروگذار نخواهد کرد، کمونیست‌هاى این کشور که بعد از واقعه سوءقصد به اعلیحضرت همایونى و انحلال حزب توده به صورت جمعى مبارزه بااستعمار، کانون جوانان دموکرات، جمعیت طرفداران صلح به اقدامات خود ادامه می‌دادند بعد از برقرارى حکومت دکتر مصدق و تا هنگامی که روى خوش 000

رئیس - آقاى رضایى وقت شما تمام شد.

رضایى - شش دقیقه دیگر وقت به بنده بدهید.

رئیس - نمی‌شود باید از آقایان دیگر بگیرید.

رضایى - آقاى عمیدى نورى شما التفات کنید از وقت خودتان.

رئیس - آقاى عمیدى نورى.

عمیدى نورى - همکاران محترم در این روزها صحبت از نفت و بالملازمه گرم شدن بازار سیاست می‌شود، به همین جهت وظیفه ماست در این امر مهم بیش از پیش دقیق باشیم و از مطالعه منطقى مبتنى بر اطلاعات صحیح غفلت نورزیم تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم.

در ضمن انتشار 3024 شماره روزنامه داد در طى 12 سال متوالى یکى از مهم‌‌ترین هدف‌هایم «الزام انگستان به احترام استقلال ایران و کوشش در راه استیفاى حق ایران از نفت جنوب» بود و یکى از نتایج این فعالیت نیز این شد که در کابینه‌هاى قوام و سهیلى در دوره جنگ چند مرتبه روزنامه داد به تقاضاى سرریدربولارد سفیر کبیر انگلیس توقیف گردید همچنین در راه استیفاى حق ایران در نفت نیز انتقادات منطقى و اعتراضات شدیدى درباره عملیات شرکت نفت انگلیس و ایران منتشر نمودم که یکى از آن آثار انتشار یادداشت‌هاى «طلاى سیاه یا بلاى ایران» به قلم جناب آقاى لسانى بود در سال‌هاى 26 و 27 و 1328 در روزنامه داد که پیشنهاددهنده مطالعه در این امر نیز اینجانب بوده و این اسم را هم من روى آن گذاشتم در دوران ملى شدن نفت قسمتى از آن یادداشت‌ها به صورت کتاب مستقلى به این اسم چاپ و منتشر گردید بر اساس همین سوابق بود که از مؤسسین جبهه ملى در 1328 شده و با دکتر مصدق و اقلیت دوره پانزدهم در راه استیفاى حق ایران در نفت جنوب همکارى نزدیک داشتم و حداکثر کوشش را در راه تأمین حق ایران در نفت به کار بردم. یک شب در جبهه ملى همان مواقعى که کابینه منصور تشکیل شده بود بحث نفت شروع شد دکتر مصدق و حسین فاطمى می‌گفتند باید به شدت علیه قرارداد الحاقى «گس گلشاییان» اعتراض نموده نگذاشت تصویب شود من ضمن تأیید این مطلب گفتم چون از طرفى دکتر مصق معروف به منفى‌باف شده و از طرف دیگر مردم جبهه ملى را یک کانون هدایت‌کننده متفکرى تصور می‌نمایند خوب است ضمن این که قرارداد الحاقى را مردود معرفى کنیم یک پیشنهاد مثبت نیز براى استیفاى کامل حق ایران در نفت تهیه نموده آن را به جاى قرارداد الحاقى ارائه دهیم که ما را به منفى‌بافى مطلق متهم نکنند، دکتر مصدق به من اعتراض کرد که چرا پیشنهاد مثبت بدهیم که طرف اعتراض دیگران قرار گیریم ما فقط باید انتقاد، اعتراض و حمله کنیم که احساسات افکار عمومى را در دست داشته باشیم، به ما چه؟ بگذارید دیگران بیاورند ما حمله کنیم، من از آنجا قدرى به تردید افتادم که چرا با دسته‌اى منفى کار کنم که نقشه‌اى جز تخریب ندارند تا احساسات مردم را از نظر منفى‌بافى متوجه خود نمایند از طرفى هم حسین فاطمى که می‌خواست دکتر مصدق فقط تحت تأثیر آن باشد و پس از این بیان استفاده بر سمپاشى علیه‌ام نمود من هم دیگر به جبهه ملى نرفتم و در جریان مباحثات نفت در مجلس 16 که از شهریور ماه 1329 به بعد روز به روز بازار گرم‌تر می‌شد رویه محتاط پیش گرفته مثل سابق با افکار دکتر مصدق هماهنگى نداشتم تاده روز پیش از قتل رزم‌آرا یک روز جمعه که چند نفر از جمله جناب آقاى لسانى در بنده منزل بودند دکتر مصدق به اینجانب تلفن کرد او را ملاقات نمایم فرداى آن روز ساعت 11 نزد او رفته متجاوز از یک ساعت دو به دو وارد بحث نفت شدیم دکتر مصدق به من گفت روزنامه شما تنها روزنامه‌اى بود در آخر دوه پانزدهم که به مکى کمک زیادى در جلوگیرى از تصویب قرارداد الحاقى کرد نامه مرا هم که به ساعد تحت این عنوان نوشته بودم «تو وکیل شرکت نفت هستى یا نخست‌وزیر ایران» فقط تو چاپ کردى در حالی که تازه از انگلستان برگشتى نمک آنها را خورده بودى و نمکدان را شکستى (پورسرتیپ - حالا که الحمدالله نشکستى) این عین بیان ایشان بود بیا حالا بیشتر به من کمک کن و جلوى اعتراض کسانى را بگیر که می‌گویند چرا ملى شدن نفت را بدون الغاى قرارداد 1933 تعقیب می‌نمایى؟ تو که دوره حقوق را تمام کرده‌اى و میدانى قرارداد 1933 یک «آکت بیلاترال» است دو طرف دارد عقد دو طرفى را یک دکتر حقوق نمی‌تواند یک طرفى فسخ و لغو کند براى مردم از قول خودت نه از طرف من در ضمن یکى دو مقاله این مطلب را تشریح کن که عنوان «ملى شدن نفت» در حقیقت براى از بین بردن قرارداد 1933 می‌باشد این اساس جان کلامى بود که خود ایشان طرفدار ملى شدن بودند حقیقت قضیه هم همین است که ما از این راه می‌خواهیم این قرارداد ظالمانه را لغو کنیم من گفتم چه طور می‌شود با «ملى شدن نفت» می‌شود قرارداد را فسخ شده دانست؟ اگر ملى شدن مزاحم قرارداد مزبور باشد انگلیسی‌ها المشنگه راه می‌اندازند که ایرانی‌ها مال ما را مصادره کردند و نمی‌گذارند ما از نفت‌مان استفاده ببریم و اگر هم طورى بخواهید عمل‏ بکنید که هم اسماً نفت ما ملى باشد و هم قرارداد 1933 یا چیزى شبیه به آن قائم مقامش شود یا با موافقت انگلیس‌ها خواهد بود در این صورت چه نتیجه‌اى گرفته‌ایم با آنها مخالف خواهند شد در این صورت از ما غرامت هم می‌گیرند و هم جلوى نفت ما را می‌گیرند و هم در جریانات سیاسى براى ما شاخ می‌تراشند آن وقت ممکن است وضع طورى شود که به اصطلاح معروف ما رفتیم کلاه بست بیاریم سرمان را از دست دادیم، به علاوه از کجا نمی‌دانید انگلیس‌ها بی‌‌علاقه نباشند تغییرى در روابط نفتى فعلی‌شان با ما پیدا شود؟ گفت چه طور؟ گفتم خیال می‌کنم انگلیس‌ها بی‌‌علاقه نیستند تصفیه خانه آبادان متروک بشود زیرا گفته می‌شود منت گمرى رئیس کل ستاد ارتش انگلستان پس از جنگ دوم مطالعه‌اى در اوضاع خاورمیانه و جنگ آینده نموده چنین عقیده‌مند گردیده است ایران در جنگ آینده یکى از میدان‌هاى جنگ خواهد بود و اولین هدف بمباران این جنگ نیز هم تصفیه‌خانه آبادان خواهد بود به همین جهت علاقه انگلستان به توسعه تصفیه‌خانه آبادان پس از این اظهار عقیده از بین رفت و با این که شرکت نفت انگلیس قرار بود تصفیه‌خانه‌اى هم در بندر معشور بسازد از این تصمیم منصرف گردیده در حالی که انگلستان از سال 1320 تا 1325 به سرعت به توسعه تصفیه‌خانه آبادان پرداخته ظرفیت آن را که قبل از جنگ 9 میلیون تن بود به 18 میلیون رسانید به علاوه من در مسافرت انگلستان دیدم شرکت نفت انگلیس و ایران به سرعت مشغول ساختن تصفیه‌خانه است یک تصفیه‌خانه بسیار عظیم نیمه کار را در منچستر یک نصف روز دیدم آقاى فرامرزى هم بودند اگر تشریف داشته باشند تصدیق می‌کنند من از همان جا دو مقاله در این خصوص در اردیبهشت 328 به روزنامه داد فرستادم یکى تشریح این تصفیه‌خانه نیمه کاره نفت دیگرى خطاب به گلشاییان که شما در مذاکرات خود با گس باید کارى کنید که شرکت نفت حق نداشته باشد نفت ایران یا مشتقات آن را به صورت خام صادر نماید بلکه باید در آبادان تصفیه کند و یا اگر احتیاج دارد تصفیه‌خانه‌هاى دیگر در ایران بسازد این دو مقاله همان موقع در روزنامه داد منتشر شد من می‌ترسم انگلستان همان نقشه‌اى را که چرچیل در یادداشت‌هاى جنگ اخیر خود افشا نمود درباره آبادان ما هم براى جنگ آینده در نظر داشته باشد دکتر مصدق گفت چه طور؟ گفتم در یادداشت‌هاى او خواندم هنگامی که آلمان‌ها به سرعت به سوى قفقاز می‌آمدند من مراقب بودم ببینم چه موقع ممکن است به چاه‌هاى نفت «مایکوت» برسند تا دستور محرمانه‌اى که به قسمتى از قواى هواییم داده بودم معادن نفت قفقاز را بمباران کنند فوراً اجرا شود! در این صورت آقاى دکتر مصدق شما خیال نمی‌کنید انگلستان ترک علاقه از تصفیه‌خانه آبادان نموده و بی‌میل نیست از احساسات غلیان آمده ملت ایران علیه شرکت نفت استفاده کند و نقشه باطنى‌اش اجرا شود؟ دکتر مصدق گفت آقا این خیال‌ها چیست می‌کنید؟ چرا این قدر پسى‌میست شده‌اى؟ انگلیس‌ها توى مشت منند الآن پیشنهاد پنجاه پنجاه شرکت نفت همین جا است من نمی‌خواهم آن را قبول کنم می‌خواهم هر چه بتوانیم بیشتر استفاده کنیم به علاوه آمریکایی‌ها هم با ما هستند! یک کار بزرگى است افتاده‌ایم توى آن با هم هستیم اسم‌مان در تاریخ می‌ماند گفتم خیال نمی‌کنم این حرف‌ها صحیح باشد آمریکا با انگلستان چند سال قبل درباره نفت دنیا قراردادى با هم بستند همه جا یکدیگر را سهیم کرده‌اند نفت یک ماده جنگى است کشور ما در شوروى است (میراشرافى – در شوروى است؟) (شوشترى - بلى دروازه است) معذرت می‌خواهم دم در شوروى است. آخر چرا ما براى نفت استقلال‌مان را به خطر اندازیم شوروی‌ها وقتى دیدند نقشه شما اجرا شد یعنى واقعاً انگلستان دستش از نفت ایران کوتاه شد آیا نقشه پطرکبیر را در رسیدن به خلیج فارس و دریاى آزاد اجرا نمی‌کنند؟ از آن طرف آمریکایی‌ها وقتى دیدند شوروی‌ها یک موقعیت بزرگى در خاورمیانه دارند به دست می‌آورند مگر بیکار می‌نشینند آن وقت کشور ما در همین روزهاى صلح جهان میدان جنگ آمریکا و شوروى می‌شود و ما بیچاره و بدبخت می‌شویم! پس این یک امر شخصى نیست که ما بدان خوشبین بدون جهت باشیم بلکه امرى است مملکتى که به سرنوشت 20 میلیون جمعیت ارتباط دارد باید با احیاط فکر کرد البته پسى‌میست باید بود که مبادا اشتباهى در مقدرات ملکت ما شود! (میراشرافى - آقاى عمیدى راشد هم در موقع طرح اختیارات از او سؤال کرد که اگر این اختیارات را درایم مملکت‏ درست نشد چه می‌شود؟ گفت می‌شود مثل یک مملکت زلزله زده) دکتر مصدق که دیگر نتوانست جوابى بدهد گفت خوب نشد که نشد مگر چه می‌شود آخر عمرى آرزویى ندرام جز این که در راه ایران کشته شوم من می‌شوم هیتلر اینجا هم بشود آلمان! من که این حرف خطرناک و بى‌منطق او را

+++

شنیدم نتوانستم آنچه را که در آشیانه عقاب هیتلر در برچسگادن در سفر اخیر اروپا دیدم براى کسى که در ایران به فکر هیتلر شدن افتاده است پنهان دارم به همین جهت گفتم آقاى دکتر مصدق مگر خیال می‌کنید هیتلر اسمش به نیکى حتى بین خود مردم آلمان باقى است که هوس هیتلر شدن ایران را می‌کشید؟ گفت چه طور؟ گفتم در سفر اخیر اروپا چند روزى در مونیخ بودم یک روز به برچسگادن رفتم آشیانه عقاب هیتلر را ببینم بالاى کوه جنگلى قشنگى خانه‌هاى مخروبه‌اى بود به نام خانه گوبلس خانه گورینک خانه هیتلر یک سوراخى بالاى تپه‌اى بود که از آنجا چند صد پله به پایین می‌خورد با یک زن و مرد آلمانى و من و حمید رهنما و شیخى مدیران جراید ایران و طلوع به اتفاق راهنمایى می‌رفتیم وقتى اطاق‌هاى کوچک زیرزمینى را راهنما به ما نشان داد گفت اینجا توقیفگاه ضد نازی‌ها بود که هیتلر آنها را بازداشت می‌کرد و در آن اطاق می‌سوزانید و به خاکستر تبدیل می‌نمود آن مرد آلمانى عصبانى شده گفت چه خوب بود در فلان جبهه جنگ خودم را براى این دیوانه بکشتن ندادم وقتى از زیرزمین بالا آمدیم به خانه هیتلر رفتیم در اطاقى یک صندوق گلوله باران شده نمایان شد راهنما به آن خانم گفت این صندوق جواهرات ابروان معشوقه هیتلر بود آن زن آلمانى عصبانى شده به هیتلر فحش داد که چرا این شخص با پول ما معشوقه نگاه می‌داشت و براى او جواهرات می‌خرید؟ گفتم آقاى دکتر مصدق هیتلرى را که شما آرزو می‌کنید در بین ملت آلمان بدنام است تا نزد سایرین چه باشد؟ به علاوه مگر ایران را به آلمان می‌شود شبیه کرد؟ آلمان چند دفعه در جنگ زمین خورد فوراً پاشد و عظمت به دست آورد ولى ایران در حکم مریض محتضرى است که دماغش را بگیرید نفس آخرش تمام می‌شود آیا می‌خواهید دماغ مریض محتضر گرفته شده کارش تمام شود؟ دکتر مصدق سکوت کرد و گفت خوب چون با من هم عقیده نیستى خواهش می‌کنم این ملاقات محرمانه باشد من قول دادم ولى وقتى از منزل او خارج شده به عدلیه آمدم جناب آقاى لسانى را دیدم جریان را از من پرسید عین ماجرا را برایش نقل کردم (دکتر مشیر فاطمى - عجب قولى دادید) به فکر فرو رفت و گفت خدا عاقبت مملکت ما را دست این آدم غیرعادى خیر کند. به آقاى ثقفى مدیر کل آن روز وزارت اقتصاد ملى هم که روز جمعه منزل بنده بود عصر آن روز جریان را گفتم ضمناً فهمیدم نقشه این آدم خودخواه چیست؟ ایران را تا سرحد شکست و سقوط حاضر است ببرد براى این که اسمش در تاریخ بماند! به همین جهت تصمیم جدى به مبارزه با او از همان اوایل اسفند 1329 گرفتم به همین جهت بعد هم که نخست‌‌وزیر شد حتى حاضر به ملاقات با او نگردیده از روى عقیده و ایمان با او مبارزه منطقى خود را با وجود حبس و غارت و انزوا و خسارات ادامه دادم (میراشرافى - و هشت ما اینجا متحصن بودیم) و خدا را شاهد می‌گیرم از عرض مراتب فوق از حقیقت منحرف نشدم. غرضم از بیان این حقیقت گذشته از جنبه تاریخى آن روشن شدن این مطلب بود براى ملت ایران که دکتر مصدق پهلوان استفاده جوى عدم رضایت‌هاى مردم درباره نفت جنوب آن علاقه‌اى را که براى خاموش نمودن آتش جاه‌طلبى فطرى خود از راه برانگیختن ...

رئیس - آقاى عمیدى نورى وقت شما تمام شد.

عمیدى نورى - آقاى رئیس چون عرایض من مهم است نیم ساعت اجازه می‌خواهم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به این که آقاى عمیدى نورى نیم ساعت دیگر صحبت کنند، آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید آقاى عمیدى نورى. (میراشرافى - آقاى عمید آن 8 ماه تحصن را هم یک اشاره‌اى بفرمایید).

عمیدى نورى - صحنه‌هاى رنگین نطق و خطابه و اعتراض و آرایش دادن پرده‌هاى زنده باد و مرده باد و قطع رابطه و بستن قونسول‌گری‌ها و امثال آنها داشت هرگز براى استیفاى واقعى حقوق ایران در نفت از جنبه واقعى و مثبت آن هم نداشت و هم نمی‌توانست داشته باشد زیرا او گرفتار این نقطه ضعف بود که به محض این که اقدام مثبتى براى حل مسئله نفت نماید به او خواهند گفت با بیگانه سازش کرد ودر این صورت آن کاخ عظمت خیالى‌اش که از راه منفى بافى و اعتراض درست شده بود که بنا به عقیده‌‌اش او را به مقام هیتلرى ایران رسانیده بود خراب می‌شد. دکتر مصدق تحت تأثیر «ایده فیکس» خود که باید چون «هیتلر» قیام و طغیان نمود و اسمى از خود در تاریخ بگذارد چه خود او و چه چند نفر از هم دستانش چیزها در مجلس 16 و کمیسیون نفت گفتند که امروز یعنى روزهایى که در راه حل نفت یک «طریقه مثبت» به وجود آمده اقتضا دارد نمایندگان محترم بیش از پیش از سوابق امر با اطلاع باشند بد نیست عین قسمتى از گفته‌ها و وعده‌های‌شان را در اینجا نقل نموده قضاوت امر را به نمایندگان محترم و ملت ایران واگذار کنم.

1- دکتر مصدق در جلسه یکشنبه 26 آذر 1329 مجلس شانزدهم در خطابه‌اى که مکى از طرف او خواند چنین نوشته بود: «حقیقت این است که کشور ایران دچار هیچ گونه ضرر اقتصادى و ارزى بر اثر ملى کردن صنعت نفت نخواهد شد زیرا اگر فرض کنیم ایرانیان به جاى 30 میلیون تن استخراجى شرکت در سال 1950 فقط ده میلیون تن نفت استخراج کنند. و براى هر تنى که شرکت یک لیره خرج می‌کند دو لیره مصرف نماید تازه بر اساس فروش هر تنى 5 لیره که قیمت خلیج فارس خواهد بود دولت ایران 30 میلیون لیره در سال عایدى خواهد داشت».

2- دکتر مصدق در جلسه 16 اسفند 1329 در کمیسیون نفت چنین گفته است: «ملت ایران مطمئن است نه تنها فروش این مقدار نفت با توجه به نیازمندی‌هاى دنیا براى او مقدور است بلکه می‌تواند در همان سال اول ملى شدن نفت بیش از اینها به دنیا بفروشد و میزان عواید خود را بالا ببرد».

 «ملت ایران یقین دارد پس از ملى شدن نفت طولى نخواهد کشید که خواهد توانست میزان استخراج نفت خود را به میزان فعلى رسانیده و از این راه سالیانه حداقل 160 میلیون لیره یعنى چهار برابر حداکثر عوایدى که در سال 1950 دریافت داشته به دست آورد و تمام این مبالغ عظیم را به نفع خود مورد استفاده قرار دهد.

ملت ایران می‌داند اعداد بالا فقط متکى بر نفت خام است و با کوششى که براى تصفیه آن لازم است ممکن می‌شود تا میزان 200 میلیون لیره حداقل افزایش سالیانه یابد».

 «ملت ایران می‌‌داند براى تأمین 40 میلیون لیره یعنى حداکثر عایداتى که تاکنون از راه حق‌الامتیاز و فروش ارز کمپانى براى تأدیه اجرت کارگران و کارمندان فعلى بر اثر نقصان تولید بیکار گردند چون امکان پرداخت حقوق و دستمزد آنان از محل 40 میلیون لیره تأمین گردیده دولت ایران می‌تواند مزد آنها را کاملاً بپردازد وجود آنها براى آبادى خوزستان که سیاست شرکت مانع آن بود استفاده نماید. (موسوى - اقدامى براى آبادى خوزستان نشد) و بر فرض محال اگر هم کارى نباشد بتوانند بدون این که کارى از آنها بخواهند حقوق‌شان را پرداخت نماید» «براى تأمین این 40 میلیون لیره خرج کشور فقط فروش یک چهارم نفت ما کافى است بنابراین اطمینان به توفیق ملت ایران در جلوگیرى از مضیقه‌هاى مالى و اقتصادى و کارگرى دو صد چندان می‌شود». «غرامت را هم از عین نفت می‌دهیم زیرا نفت پربهاترین محصول است به علاوه در چند سال اول شرکت نفت براى تأمین نیازمندی‌هاى خود مجبور است جاى 30 میلیون تن نفت را که محروم می‌شود پر نماید بنابراین با کمال میل حاضر می‌شود عین نفت را به جاى غرامت قبول نماید».

3- در جلسه 5 اردیبهشت 1330 مجلس شوراى ملى هنگام طرح قانون اجراى ملى شدن نفت می‌گوید:

 «از نظر اقتصادى ما روزى 300 هزار لیره از تأخیر کار متضرر می‌شویم 300 هزار لیره که تقریباً 30 میلیون ریال می‌شود و شما می‌توانید یک روزش را بدهید به مردمان گرسنه که به این مجلس و این دستگاه هجوم می‌آورند سیر بکنید مطابق صورتى که خود شرکت نفت می‌دهد 32 میلیون تن در سال نفت استخراج می‌کند که هر تن 5 لیره نرخ خلیج فارس است یک لیره براى مخارج منظور می‌کنیم 4 لیره قیمت هر یک تن نفت می‌شود بنابراین شما 32 میلیون تن نفت را حساب بفرمایید می‌شود 128 میلیون لیره در سال که هر ماهى تقریباً متجاوز از 300 هزار لیره عایداتى است که به این مملکت فقیر باید برسد (شوشترى - در جواب بنده بود) اگر این قدم را برداشتید می‌توانید به یک عایداتی که متجاوز از تمام عایدات مملکت است نایل شوید. دکتر شایگان در جلسه 28 آذر ماه 1329 مجلس علنى دوره شانزدهم ضمن نطق خود که اغلب اعضاى جبهه ملى درباره نفت دست به تبلیغات شدید زده بودند چنین می‌گوید:

 «محیط بین‌المللى امروز مساعد است براى این که این قدم مردانه را ملت ایران بردارد این کار را بکنید اگر نشد گردن مرا بزنید. اگر ملت ایران نتوانست نفت را اداره کند گردن مرا بزنید (شوشترى - حالا چرا نمی‌زنند؟) حالا هم نمی‌زنند، خودش هم گفته بزنند باز نمی‌زنند.

دکتر بقایى در جلسه سوم دی ماه 1329 مجلس علنى دوره شانزدهم که دنباله جلسات 26 و 28 آذر ماه 1329 بود می‌گوید:

 «اگر صنعت نفت ایران به دست ملت ایران استخراج شده بود آیا به این وسعت می‌رسید؟ البته اولیاى شرکت نفت و مزدوران آن این طور وانمود می‌کنند که ملت ایران خودش نمی‌تواند چنین کارى را بکند ولى من ثابت می‌کنم با وضعیت فعلى ایران با داشتن مهندسین تحصیل‌کرده و کارگران با تجربه با کمال سهولت قادر هستیم نفت مان را خودمان اداره کنیم. صنعت نفت اگر ملى شود انشاءالله هم خواهد شد اگر ناخدا جامه بر تن درد نه فقط مقدارى از احتیاجات و ضروریات ما را تأمین خواهد کرد بلکه احتیاج ما را از قرضه ملى بیگانه نیز به کلى مرتفع خواهد ساخت و آقایان نخواهند توانست با دادن قرضه‌هاى مفتضح 25 میلیون دلار که 9 میلیون فرع به آن تعلق می‌گیرد اجناس بنجل خود را به ما بفروشند».

 «تازه به فرض محال که متخصص به اندازه کافى نداشته باشیم چه مانعى دارد از ممالک بی‌طرف متخصص استخدام کنیم یا بالاتر از آن چه مانعى دارد از انگلستان استخدام کنیم.

«تازه یک موضوع دیگر اگر نفت

+++

را تصفیه نکنیم چه می‌شود؟ چون تمام آن قسمت‌ها و استدلالات راجع به تصفیه نفت است تا آدم می‌گوید چى؟ می‌گویند آقا این پنجاه ماده است تصفیه‌اش مشکل می‌باشد این حرف‌ها چیست؟ ما اصلاً نمی‌خواهیم نفت‌مان را تصفیه کنیم ما نفت خام می‌‌فروشیم چه مانعى دارد نفت خام ما خواهان بسیار هم در دنیا دارد الآن بسیارى از ممالک خودشان براى خودشان تصفیه‌خانه می‌سازند نفت خام می‌آورند آنجا تصفیه می‌کنند». «با این لوله خداداد ما کشتى می‌آید کنار بندر یکى دو هزار تن نفتى می‌‌‌خواهد یکى دیگر 300 تن می‌خواهد می‌دهیم پولش را می‌گیریم نه تصفیه می‌خواهد نه متخصص چه مانعى دارد این دیگر کارى است که هر ایرانى کودن می‌تواند بکند. آقایان به شما قول می‌دهم می‌توانیم نفت فروشى کنیم به اسکله‌هاى بنادر ما مثل دکان‌هاى نانوایى براى بردن نفت خام خواهند آمد. اصلاً من بالاتر می‌گویم نفت نداشته باشیم چه می‌شود؟»

اللهیار صالح در کمیسیون نفت در جواب رزم‌آرا در صفحه 184 صورت جلسه کمیسیون نفت می‌گوید:

«نخست‌وزیر گفته است به صرف‌نظر اشخاص نمی‌توانیم نفت را ملى کنیم در حالی که اولاً ابتکاراین این گونه مسائل با کسانى است مثل آقاى مهندس حسیبى که بزرگ‌ترین دانشکده را تمام کرده و تجربیات زیادى داشته‌اند به علاوه علماى روحانى ما تأیید کرده‌اند مهندسین دانشجویان اصناف و کسبه تمام مملکت این را خواسته‌اند بزرگ‌ترین متخصصین نفتى ما همین مهندس حسیبى است». از جلسه 4 شنبه 14 بهمن 1329 کمیسیون نفت مستخرجه از صفحات 34 تا 40 کتاب متن مذاکرات کمیسیون نفت فرامرزى می‌گوید: «من هنوز راجع به ملى شدن صنعت نفت چیزى درست حالیم نشده که این را بتوانیم ملى کنیم یا نتوانیم اگر این کار عملى است به ما ثابت کنید اگر عملى نیست ممکن است این را بهانه قرار دهیم پول زیادترى بگیریم جناب آقاى دکتر مصدق فرمایشى راجع به اصلاحات کردند که به نحوى عمل شود که محصول نفت را بگیریم و خرج اصلاحات کنیم البته این بسیار صحیح است ولى آنچه که می‌ترسم این است که این محصول فعلى هم از بین برود من از آن می‌ترسم مجبور شویم یک وقتى وضع مالیاتى بکنیم که از آن مالیات صرف خرج نفت کنیم دکتر مصدق جواب می‌دهد: «بنده صددرصد اطمینان می‌دهم این نفت از چاه بیرون خواهد آمد و احتیاج طرف مقابل سبب بیرون آمدن نفت از چاه می‌شود. مکى جواب می‌دهد: «آقاى فرامرزى بی‌خود نگران نباشید دنیاى امروز 30 میلیون تن نفت ما را نمی‌تواند از جاى دیگر استخراج بکنند آنها مجبور هستند حتى مهندسین مجانى به اختیار دولت ایران بگذارند پس نه تنها منابع نفتى ما نمی‌خواهد بلکه همه نوع کمکى دنیا به ما خواهد کرد فرانسه، سوئیس، ایتالیا، حتى آمریکا احتیاج دارد». علاوه بر این که دکتر مصدق و مکى اصرار داشتند ثابت کنند شرکت نفت به 30 میلیون تن نفت چنان احتیاج دارد که محال است نفت ما صادر نگردد مراقب بودند کسى هم برخلاف این نظریه کمترین اطلاعى ندهد مثلاً در جلسه 14 اسفند 1329 یعنى دو سه روز قبل از تصویب «ملى شدن نفت» از فرمان فرمان فرماییان رئیس اداره امتیازات و نفت وزارت دارایى که در آنجا حضور داشت یکى از اعضاى کمیسیون می‌پر‌سد «میزان استخراج نفت عربستان فعلاً چه قدر است و چه میزان خواهد شد؟». مشارالیه جواب می‌دهد:

«در سال گذشته 1949 تقریباً 18 میلیون تن بود در سال 1950 پیش‌بینى می‌شود 30 میلیون تن بشود».

مکى با عجله جواب می‌دهد: «غیر ممکن است» وقتى فرمان فرماییان می‌گوید براى چه غیر ممکن است و توضیحات می‌دهد مکى می‌گوید: «فرمودید 30 میلیون تن خود جنابعالى وارد هستید که محال است یک چاه ایران برابر 2 هزار چاهى که در ونزوئلا است فشار دارد و نفت می‌دهد با این ترتیب بیش از سالى سه چهار میلیون تن نتوانست شرکت نفت اضافه صادرات کند پس با چه وسایل نفت سعودى را این قدر بالا می‌برید حساب جنابعالى خیال می‌کنم فرضى باشد».

یک نظر اجمالى به عبارات نطق‌هاى مزبور نشان می‌دهد نقص اطلاع پیشقدمان طرح ملى شدن نفت و علاقه خاص ناشى از غلبه احساسات بر منطق آنها سبب گردید که با وجود ملى شدن نفت و اجراى این امر به دست خود دکتر مصدق و حکومت مطلقه 28 ماهه‌اش و با این که در نرخ نفت صدى پنجاه تخفیف داد بیش از یکصد و سى و پنج هزار تن نفت که 108 هزار تن آن صادر و بقیه به مصرف سوخت کشتی‌هاى صادرکننده تحویل گردید در تمام مدت زمامدارى دکتر مصدق فروش نرفت (شمس قنات‌آبادى - انگلیس‌ها محاصره‌مان کرده بودند) آن هم معلوم نیست قیمتش وصول شد یا خیر؟ در حالی که دکتر مصدق می‌گفت سال اول بیش از 30 میلیون تن نفت استخراج می‌کنیم و 160 میلیون لیره به دست می‌آوریم‌ و دکتر شایگان هم می‌گفت اگر در فروش نفت وقفه حاصل شد گردن مرا بزنید؟. فقط دکتر بقایى درست گفت که اصلاً نفت می‌خواهیم چه کنیم؟ اما براى این که بفهمیم چرا پیش‌بینى مکى در احتیاج مبرم دنیا به 30 میلیون تن نفت ما که به قول او حاضر می‌شوند هر تنى 50 لیره بخرند و کارشناس مجانى در اختیار ما بگذارند صحیح درنمی‌آمد فقط کافى است به این صفحه از کتاب نفت دکتر حسین پیرنیا وکیل محترم نایین که الآن در مجلس هستند نظرى افکنیم نویسنده کتاب واردترین فرد در کار نفت در دستگاه وزارت دارایى از سال 1325 تا اواسط حکومت دکتر مصدق بود از جریان مذاکرات و تماس با نفتی‌ها چه در ایران و چه در لندن اطلاعات صحیح به دست آورده بود در اواسط حکومت مصدق این کتاب را چاپ کرد که به دستور دکتر مصدق جمع‌آورى شد ولى روزنامه داد قسمت‌هاى مؤثر آن را اوایل سال گذشته منتشر نمود اینک قسمت قابل استفاده آن «مستخرجه از صفحه 47، مأموریت لندن، قبل از عزیمت به آمریکا گزارش مشروحى از اختلافات اداره نفت و شرکت راجع به طرز اجراى مواد امتیازنامه ارسال و به من مأموریت داده شد در مراجعت از آمریکا در لندن آن مسائل را ابتدا با آقاى تقى‌زاده به میان گذارده در صورت موجه بودن دلایل از طرف ایشان با شرکت به میان گذارم آقاى تقى‌زاده نیز صحت نظریات مرا تأیید نموده در چند جلسه طولانى نظریات دولت ایران را از هر حیث به استحضار هیئت مدیره شرکت رسانیدم و در حقیقت اخطار کردم ولى از مذاکرات چنین فهمیدم که اولیاى شرکت سابق به آسانى حاضر به قبول نظریات اداره نفت نخواهند شد. موضوع مهم دیگرى که در این مذاکرات استنباط نمودم این بود که اولیاى شرکت قصد داشتند در سازمان شرکت خود تغییر اساسى بدهند و این تغییر با امتیازنامه 1933 وفق نمی‌داد بدین معنا که در موقع عقد قرارداد 1933 شرکت تصور نمی‌نمود تأسیسات و تشکیلات او در خارج از ایران تا این اندازه توسعه خواهد یافت به خصوص در سواحل جنوبى خلیج فارس و عراق منابعى به آن اهمیت کشف خواهد گردید بدین جهت به موجب قرارداد 1933 کلیه سازمان‌هاى شرکت نفتى سازمان جهانى آن که به نام شرکت سهامى نفت انگلیس و ایران نامیده می‌شد طرف دولت ایران بود و حقوقى که براى ایران تعیین شده از قبیل بیست درصد سود توزیع شده از قبیل بیست درصد سود توزیع شده بین صاحبان سهام و سهم ایران در ذخیره عمومى و غیره مربوط به کلیه این دستگاه وسیع بود و این موضوع براى شرکت ایجاد زحمت زیادى نموده بود به علاوه به موجب امتیازنامه 1933 براى دولت ایران حقوقى ثابت تعیین شده بود حال آن که قسمت عمده مخارج شرکت با تصمیمات دولت ایران تعیین می‌گردید همین طور نرخى که شرکت مجبور بود براى مخارج دستگاه خود لیره بفروشد منوط به تصمیم دولت ایران بود و بدین جهت دولت ایران می‌تواند به وسیله بالا بردن دستمزد و پایین آوردن نرخ لیره شرکت را وادار کند قسمت مهمى از درآمد خود را در ایران خرج کند بدین جهت شرکت اصولاً از امتیازنامه 1933 ناراضى بود و مایل بود با دولت ایران قرارداد جدید طبق اصول جدید زیر بدهد:

1- سازمان صنعت نفت در داخل ایران از سازمان جهانى شرکت تجزیه شود و در قرارداد جدیدی که با دولت ایران داده خواهد شد طرف دولت ایران همین سازمان داخلى باشد.

2- این سازمان در ایران به ثبت برسد و داراى تابعیت ایران باشد.

3- به جاى این که حقوق ثابتى عاید دولت ایران شود شرکت نفت را به قیمتى معین از ایران (شرکت داخلى که ایجاد خواهد شد) خریدارى کرده و کلیه مخارج با این شرکت داخلى باشد تا دولت ایران نتواند از طرق مختلفه و با قوانین و مقررات خاص قسمتى از منافع شرکت را به خود تخصیص دهد.

4- به تدریج عملیات تصفیه نیز به انگلستان و یا کشورهاى مصرف‌کننده منتقل شود و کشور ایران به یک کشور تولید‌کننده نفت خام تبدیل گردد زیرا عملیات استخراج چون آسان است به وسیله متخصصین ملى انجام می‌شود و دیگر محتاج نخواهد بود براى تصفیه‌خانه تعداد زیادى مهندس خارجى اعزام شود که براى شرکت مخارج هنگفتى ایجاد نماید به خصوص که در صنعت تصفیه مبالغ هنگفتى سرمایه باید به مصرف برسد و براى مصرف آن بایستى محل امنى چه از لحاظ اوضاع محلى و چه از نظر اوضاع بین‌المللى انتخاب شود.

در مذاکرات بعدى استنباط سابق اینجانب تأیید گردید، زیرا در کلیه مراحل مذاکرات نمایندگان شرکت جهد داشتند عملیات و سازمان شرکت را در داخل ایران از سازمان جهانى شرکت تجزیه نمایند و فقط راجع به آن قسمت با ما قرارى بدهند و تعهدى هم براى تصفیه قسمتى از نفت استخراج شده نمایند.

پس از تصویب قوانین ملى شدن و انجام خلع ید در کلیه مذاکرات با نمایندگان شرکت و دولت انگلیس و بانک بین‌المللى همین نقشه کاملاً مشهود بود. با دقت در مطالب فوق ثابت می‌شود که از سال 1325 به بعد شرکت نفت بی‌علاقه نبود قرارداد 1933 به هم بخورد در این صورت معلوم بود براى تأمین محل 32 میلیون تن نفتى که از ایران استخراج می‌کرد باید از منابع دیگر خود فکر کنند و این کار راهم نمود زیرا طورى اقدام کردند که با آن که در 1950 که ایران 45 درصد محصول نفت خاورمیانه را داده و مقام اول

+++

را از این حیث داشت و در آن روز عراق 4 درصد و عربستان صعودى 11 درصد استخراج [؟] و کویت اصلاً به حساب نمی‌آمد زیرا در سال 1946 فقط پنج هزار و نهصد و سى و یک تن نفت داده بود چنان استخراج نفت این نقاط بالا رفت که حال دیگر عراق 23 درصد عربستان سعودى 33 رصد و کویت 27 درصد نفت خاورمیانه را می‌دهد و ایران فقط یک درصد آن هم براى تأمین نفت داخلى دارد در گزارش سازمان ملل نیز تصریح شده است که در سال 1953 بهره‌بردارى نفت خام خاورمیانه به 120 میلیون و 700 هزار تن رسید یعنى 4/18 درصد محصول نفت خام دنیا را تشکیل داد در حالی که با وجود تقلیل نفت ایران در این سال نفت خاورمیانه 1/15 درصد هم افزایش یافت در سال گذشته 92 درصد از محصول نفت خاورمیانه از عراق، کویت، عربستان سعودى به دست آمد در حالی که محصول این نواحى در 1950 (موقع ملى شدن نفت) فقط 57 درصد از کل محصول سالیانه خاورمیانه بود. پس پیداست شرکت نفت انگلیس و ایران از موقعى که به قول آقاى دکتر پیرنیا ناراضى از قرارداد 1933 شد به فکر این افتاد چگونه از کویت که تا ده سال پیش چیزى از آن استخراج نمی‌کرد 40 میلیون تن نفت استخراج نماید و یا نفت عراق را از 4 درصد به 23 درصد ترقى دهد جبران 32 میلیون تن کسرى نفت ایران را کرده باشد البته براى آنها حساب آسان بود قبلاً عملیات اکتشافى چاه‌ها را نموده و درهاى چاه‌ها را هم بسته بودند در حالی که لوله‌هاى نفت به سوى بندر حیفا کشیده شده بود و همین که نفت ایران به قول دکتر مصدق ملى و به شهادت همه مردم دنیا تعطیل شد همان کشتی‌هاى نفتکش که از آبادان نفت می‌بردند از آب‌هاى دیگر خلیج فارس و بندر حیفا بردند و همان کارشناسانی که در ایران بودند به عراق و کویت و عربستان سعودى و بحرین انتقال یافتند فقط دکتر مصدق و چند نفر یارانش بودند عمداً یا سهواً نخواستند این حقایق را که مطلعین می‌دانستند و به آنها می‌گفتند گوش دهد.

1- والتر لوى متخصص معروف نفت آمریکا که سال 1330 به اتفاق هریمن به ایران آمد در مصاحبه‌اى که در آذر ماه سال گذشته با مطبوعات آمریکا نموده بود در این باره چنین گفت: «در نتیجه تعطیل صنایع نفت ایران و خاموش شدن تصفیه‌خانه آبادان در حدود 1050 میلیون دلار که تقریباً 350 میلیون لیره می‌شود به ملت ایران خسارت وارد آمده».

2- به حسابى که قرارداد 1933 و قرارداد الحاقى آن براى ما حق قائل شده بود نه پیشنهاد پنجاه پنجاه که شرکت نفت کرده بود تا سه ماه و نیم پیش بالغ بر 812 میلیون دلار یا 290 میلیون لیره خسارت وارد آمد زیرا طبق قرارداد الحاقى از هر تن نفت 21 شلینگ و 3 پنس به ما داده می‌شد و طبق برنامه شرکت نفت که تا سال 1953 میزان نفت را لااقل به 45 میلیون در سال می‌رسانید و با توجه به آخرین سال عملکرد شرکت در 1950 که 32 میلیون و سیصد هزار تن بود و اگر براى سال‌هاى بعد هر سال 4 میلیون تن اضافه بگیریم که به 45 میلیون تن برسد در سال 51 به 36 میلیون در سال 52 به 40 میلیون و در سال 53 به 44 میلیون تن می‌رسید که جمعاً 120 میلیون تن در سه سال می‌شد و هفت ماه از سال 1954 را هم 24 میلیون حساب کنیم روی هم رفته 144 میلیون تن نفت استخراج شده بود که به همان مبلغ هر تن 21 شلینگ و 3 پنس اگر به ما عایدات داده می‌شد 153 میلیون لیره پرداخت می‌گردید در حالى که چون قرارداد الحاقى از 1948 حساب می‌شد 49 میلیون لیره هم آنجا داشتیم که شرکت نفت در بیلان خود گذاشت و دکتر مصدق هم به مطابعه آن افتاد و ظرف این چند سال هم لااقل 88 میلیون لیره عایدات ما از بابت فروش لیره می‌شد که جمعاً 390 میلیون لیره یا 812 میلیون دلار عایدات ما می‌شد که از آن محروم ماندیم بدون این که خسارات وارده بر تأسیسات نفتى از چاه‌ها و تصفیه‌خانه‌ها را در نظر بگیریم که فعلاً مبالغ هنگفتى براى به کار انداختن آن در نظر گرفته‌اند.

3- به حسابى که خود دکتر مصدق کرد که اگر هر سال 32 میلیون تن نفت استخراج کنیم و بفروشیم سالى 128 میلیون لیره یا روزى 300 هزار لیره عایدات ما می‌شود از تاریخ تصویب ملى شدن نفت تا شهریور امسال که سه سال و نیم می‌شود 448 میلیون لیره یا 1233 میلیون دلار ضرر کرده‌ایم!

حالا کار ندارم چه خسارات اصولى غیر قابل جبرانى در کار نفت دیده‌ایم و هر چه قرار‌دادهای‌مان به هم خورد بیشتر خسارت به ملت ایران وارد آمد زیرا با تجدید هر قرارداد یک حقى را از دست داده‌ایم مثلاً:

1- در امتیازنامه دارسى مورخه صفر 1319 هجرى دو حق بزرگ براى ما شناخته شده بود که آن روز دارسى اصلاً فکرش نبود یکى در فصل دهم آن که نوشته «شرکت و تمام شرکت‌هایى که تأسیس خواهد شد مکلف خواهند بود از منافع خالص سالیانه خود صدى شانزه به دولت علیه سال به سال کارسازى نمایند».

و دیگرى در فصل چهاردهم که نوشته بود «بعد از انقضاى مدت معینه در این امتیاز تمام اسباب و ابنیه واردات موجوده شرکت به جهت استخراج و انتفاع معادن متعلق به دولت علیه خواهد بود». به موجب دو حق فوق از کلیه عواید شرکت‌هاى تابعه نفت انگلیس و ایران که عراق و کویت هم جزو آنهاست اولاً صدى شانزده حق داشتیم، ثانیاً بعد از انقضاى امتیاز دارسى که بیش از چند سال نمانده است همه موجودى شرکت نفت انگلیس چه در ایران و چه در تمام دنیا حق ملت ایران بود.

2- در 1312 که امتیاز دارسى تبدیل به قرارداد 1933 شد هر دو حق مسلم فوق تقلیل یافت یعنى هر چند اولاً عواید را از شانزده درصد به بیست درصد بالا بردیم و فقره ب ماده ده نیز شامل بیست درصد آنچه که به صاحبان سهام عادى کمپانى نفت انگلیس و ایران توزیع می‌گردد می‌شود ولى در مقدمه قرارداد در تعریف «شرکت تابعه» فقط «شرکتى را که کمپانى حق تعیین بیش از نصف مدیران را مستقیماً یا غیر مستقیم داشته و یا مالک سهامى بیش از پنجاه درصد باشد به حساب شرکت‌هاى تابعه آورده و می‌خواهند ادعا کنند که فقط سود بیست درصد این شرکت‌ها باید داده شود ثانیاً حق عینى ایران در موقع ختم امتیاز یا انقضاى عادى مدت یا به هر نحو دیگرى را طبق فقره 2 بند ب ماده 20 قرارداد 1933 محدود به «تمام دارایى کمپانى در ایران» کرده‌اند یعنى این حق عینى ایران را در شرکت‌هاى تابعه که طبق قراداد دارسى ملک طلق ایران بود از بین برده‌اند.

3- با ملى شدن صنعت نفت نیز مخصوصاً با اصرار پیشوایان جبهه ملى به این که حتماً کلمه «سابق» را به «شرکت نفت انگلیس و ایران» اضافه کنیم براى حق ایران در همین بیست درصد سود شرکت‌هاى تابعه که پس از جنگ دوم بسیار اهمیت پیدا کرد مثلاً کویت از هیچ چى به چهل میلیون تن استخراج نفت در سال رسید خوابى دیدند یعنى همان استنباطى را که دکتر پیرنیا چند سال قبل از تصویب قانون ملى شدن نفت در لندن از تماس با هیئت مدیره شرکت نفت کرد لباس عمل بپوشد زیرا دکتر مصدق در تمام مدت 28 ماهه حکومت خود بابت این حق حرفى نزد و متأسفانه اینجانب نیز که با دکتر امینى در این باره صحبت کردم به من جواب داد در این خصوص با مشاور حقوقى فرانسه مذاکره نمودم گفت با این که قرارداد 1933 با تصویب قانون ملى شدن صنعت نفت از بین رفت و با این که دولت انگلیس و شرکت نفت هم ملى شدن را شناختند در حال حاضر دیگر قرارداد 1933 وجود ندارد تا از آن بابت حقى را مورد مطالبه قرار دهیم در حالی که به عقیده ما این استدلال صحیح نیست زیرا ملى شدن صنعت نفت در ایران ملازمه با از بین رفتن حق ثابت ایران به موجب قرارداد 1933 در شرکت‌هاى تابعه ندارد شرکت نفت نیز با وجود شناختن ملى شدن صنعت نفت در ایران از حق غرامت خود به استناد قرارداد 1933 صرف‌نظر نکرد و براى این موضوع ترتیبى قائل شدند بنابراین به عقیده اینجانب باید درباره حق ایران در بیست درصد سود تأسیسات ماسواى نفت ایران فکرى کرد و ملت ایران نمی‌تواند از این حق مهم صرف‌نظر نماید.

نفت را براى استقلال کشور می‌خواهیم نه استقلال را فداى نفت کنیم.

در نتیجه همین اشتباهات کشور ما کشورى که در دنیا به «نفت» و «قالى» معروف بود کشورى که طبق مطالعات پروفسور هایم سویسى کارشناس عالى مقام نفت داراى 15 منطقه نفتى است که یکى از آنها نفت خوزستان می‌باشد به جایى رسیده است که از هزارها میلیون دلار درآمد نفتى منطقه خوزستان نیز در سه سال اخیر نه تنها محروم ماند بلکه علاوه بر تمام شدن ذخایر مملکت و قرض کردن 8 میلیون دلار از صندوق پول که هنوز دین ما پرداخت نشده و در فشار متصدیان آن مؤسسه بین‌المللى قرارگرفته‌ایم امروز باید 5 میلیون دلار و ده میلیون دلار از آمریکا کمک بلاعوض بگیریم تا از سقوط ناشى از ورشکستگى اقتصادى نجات یابیم.

من عقیده دارم همه نمایندگان محترم یعنى همان‌هایی که با ارقام و اعداد و اقتصاد کمتر سر و کار داشته و فقط از غرور ملى و احساسات صحبت می‌نمایند آنهایی که یک موضوع مهم اقتصادى کشور را با ایده‌آل‌‌‌ها و تئوری‌هاى ناشى از تعصب مخلوط می‌نمایند از گذشته درس گرفته سعى نمایند منطق و عقل را در کار مهم نفت در نظر بگیرند و تحت تأثیر تبلیغات کانون‌هاى مخرب که با انتشار افکار منفى بسیاسى می‌پردازند قرار نگیرند.

البته هنگام طرح لایحه نفت یعنى پس از ملاحظه متن قرارداد باید در این خصوص با کمال دقت و بر اساس منطق و برهان مطالعه نمود و به همین جهت نمی‌توان از حال که هنوز متن قرارداد دیده نشده در این خصوص بحث کرد ولى به طور کلى می‌توان گفت اصولاً فکر تشکیل «کنسرسیوم نفت» علاوه بر این که از نظر خود نفت براى ما بهتر از این است که شرکت نفت انگلیس و ایران در نفت ما دخالت انحصارى می‌داشت از نظر مصالح سیاسى ما نیز داراى تقویت قوه و نیروى امنیت خارجى کشور مفیدتر به نظر می‌آید خصوصاً این که باید توجه داشت مساعى زیادى به کار رفت تا فکر مزبور پیشرفت نمود ما باید متوجه حساسیت وضع و موقع باشیم زیرا شاید در تاریخ نفت ایران موقعیت دیگرى هم سى سال قبل پیش آمده بود که نفت منطقه کویر لوت و قسمت‌هاى متصل بدان استخراج گردد آن هم روزهایى که «همسایه شمالى» سرگرم کارهاى داخلى خود بود ولى با توطئه قتل

+++

ماژر ایمبری قنسول آمریکا آن موقعیت از دست رفت البته امروز که پس از سه سال و نیم تعطیل منابع نفتى ایران فکرى براى به کار افتادن آن می‌شود تضاد سیاست‌ها فرصت بیشترى را به امکان تخریب می‌دهد ولى با توجه به روشن‌بینى و حقیقت‌جویى ملت ایران مخصوصاً نمایندگان محترم که نفت را براى استقلال ایران می‌خواهند نه استقلال کشور را فداى نفت کنند خط بطلان بر کلیه نقشه‌هاى تخریبى کشیده می‌شود و ملت ایران براى مرتبه دیگر پیروزى خود را در مبارزه با دشمنان استقلال ایران نشان بدهد و نقشه آنها را عقیم بگذارد.

رئیس - آقاى عاملى.

عاملى - بنده تاکنون سعى می‌کردم از بیانات همکاران محترم استفاده بکنم و مایل بودم که روی هم رفته از کسانى که سوابق پارلمانى دارند و کسانی که از بنده سبقت داشته‌اند استفاده بکنم و مزاحم نشوم ولى اخبارى که دیشب و پری شب (بلندتر بفرمایید) در جراید خواندم بنده را وادار کرد که مختصرى در اطراف این جریانات آقایان نمایندگان محترم و هیئت دولت را متوجه بکنم و موضوعى را که می‌توان اقدام کرد و این دردهاى بی‌درمان را دوا کرد تذکر بدهم. عرض کنم که البته بدواً باید از وزارت جنگ و فرماندارى نظامى و شخص سرتیپ بختیار که یک چنین باند خطرناکى را کشف کرده تشکر کنیم (صحیح است) در ثانى عرض بنده این است که به این موضوع باید متوجه بود که علت اساسى پیدایش یک چنین باندى چه بود؟ البته آقایان خوب استحضار دارند که بنده هم قدرى در کشف جرایم سابقاً خدمت کرده‌ام و اطلاعاتى دارم (صحیح است) در دوره حکومت 28 ماهه عملى که انجام شد به خصوص براى رفراندم ناچار شدند ارتش و شهربانى و ژاندارمرى را ضعیف بکنند تا به مقاصد خودشان برسند و به همین دلیل بود که یک عده از افسران شریف و پاکدامن را در هر قسمتى از قواى انتظامى بازنشسته کردند و براى این که آنها را آلوده بکنند شاید چند نفرى را که سوابق سویى داشتند مخلوط کردند تا افسران شریف و آنهایى را که بازنشسته کردند بگویند اینها مرمان خوبى نبودند در صورتی که این طور نیست و همه آقایان بهتر از بنده می‌دانند (شوشترى - گوشت و استخوان را روی هم کردند) عرض کنم که در نتیجه یک عده افسران جوانى در شهربانى بازنشسته شدند که از وجود آنها شهربانى استفاده می‌کرد مثلاً آقایان خوب می‌دانند آقاى تیمسار دانشپور یا رفیعیان یا تیمسار قوامى که الآن اینجا تشریف دارند و امثال اینها که افسرانى پاکدامن بودند که واقعاً خدمت می‌کردند ولى مزاحم رفراندم بودند و امثال ذلک وقتى اینها از صف خارج شدند باید این طور بشود که شده است (سعید مهدوى - این وزیر جنگ فعلمیان را هم بازنشسته کردند) باید این طور بشود پس مقصود عرض بنده این است که افسران شریفى را که دیدند نقشه خائنانه آنها را اجرا نمی‌کنند آمدند اینها را بازنشسته کردند و بازنشستگى که خدمت مقدسى است که اگر کسى 25 سال 30 سال خدمت کرد باید این آدم را با سلام و صلوات بازنشسته کرد این را مجازات قرار دادند براى بازنشستگان (صحیح است) بعد متأسفانه از 28 مرداد پارسال هم تاکنون هر چه گفته شده و هر چه مذاکره شده که نسبت به این افسرها یک کمک‌هایى بشود یعنى اعاده حیثیت براى آنها بشود هنوز هم اقدامى نشده و به خدمت‌شان برنگشته‌اند در صورتی که شنیدم که اخیراً شهربانى یک لایحه‌اى تهیه کرده است نظیر لایحه گذشته مصدق که اینها بازنشسته شدند با این که براى بازنشستگى ما یک قانونى داریم که نود و نیم درصد مستخدمین دولت تابع این قانونند براى افسران شهربانى یک قانون جدیدى آوردند که همان قانون بسیار خوب بود زیرا داراى یک مزایایى بوده که افسران راضى هستند در صورتی که بنده سؤال می‌کنم این افسرانى که هر روز دم در مزاحم آقایان نمایندگان می‌شوند و تقاضا دارند آیا اینها همان‌هایى نیستند که می‌خواهند براى اعاده شرافت‌شان به خدمت برگردند در صورتی که مسلم بدانید اگر اینها سرکار بودند این عملیات در این دستگاه‌ها نمی‌شد و این باند خطرناک به وجود نمی‌آمد این باند خطرناک در این 28 ماه گذشته موجود شد مثلاً در جراید خواندید ملاحظه فرمودید می‌نویسند سروان مدنى یکى از اعضاى کمیته این جمعیت بود این همان سروان پلیسى است که در سال 29 به جرم داشتن مرام یا متهم بودند به قسمت دست چپ او را تبعید به کرمان کردند با عده دیگرى از افسران آنها را به اصفهان و کرمان فرستادند ولى در دوره مصدق دوباره آنها را برگرداندند و کمک بهشان کردند و شغل‌هاى حساس هم بهشان دادند حتى سرهنگى را سراغ دارم در شهربانى که الآن جز  همین کمیته بوده است این سرهنگ 2 بود در سال قبل سرهنگ تمام شد پس مقصود عرضم این است که اگر این افسران ارتش و شهربانى و ژاندارمرى که واقعاً مردم باشرفى بودند و واقعاً مردمان صمیمى نسبت به اعلیحضرت همایونى و نسبت به کشور بودند در خدمت خودشان باقى می‌ماندند یک چنین باند خطرناکى به وجود نمی‌آمد البته این هم براى من مورد تعجب است یک اشخاصى هم داریم که در هر دوره‌اى باقى هستند یعنى آن مقام‌شان و شخصیت‌شان محفوظ است در صورتى که نمی‌شود باشد یک کسى در هر دوره‌اى گل سرسبد باشد بنده می‌شناسم کسى را که در رفراندم دو تا انگشتش را نشان می‌داد و می‌گفت که این دو تا انگشت من هر دواش مرکبى است و من دوبار در رفراندم رأى دادم (عبدالصاحب صفایى - حالا هم وزیر است) بلى تقریباً و حالا هم هستند اینها یک اشخاصى هستند که می‌توانند انجام وظیفه را در یک موردى بکنند که در هر موقع مناسبى باقى بمانند ولى بنده تقاضایم این بود که دولت یعنى مجلس شوراى ملى یک توجهى بفرمایند که این قانون جناب آقاى صفایى استدعا می‌کنم توجه بفرمایید (عبدالصاحب صفایى - تأیید می‌کنم فرمایشات شما را) تشکر می‌کنم آقا در ژاندارمرى این عده‌اى که در روزنامه قرائت فرمودید اینها همه رؤساى درجه اول بودند حتى جیپ واگذارى و تمام کمک‌هایی که بفرمایید نسبت به آنها شده بود (صحیح است) ولى آیا می‌شود گفت که یک چنین دستگاهى که سالى چندین میلیون تومان پول می‌گیرد و دستگاه قضایى و غیر‌قضایى و جاسوسى و بازرسى ادارى دارد نمی‌دانست که این عده داخل یک چنین باند خطرناکى هستند (پورسرتیپ - اگر می‌دانستند که نمی‌گرفتندشان) پس این را باید از فرماندراى نظامى تشکر کرد که گرفت‌شان والا خودشان نمی‌دانستند که در این مدت یک چنین مأمورینى دارند به هر حال بنده تذکرم صرفاً براى این قسمت بود که به عرض آقایان برسانم یک توجهى اگر واقعاً باید براى این کار کرد و دردى را دوا کرد یک طرحى هم تهیه شده راجع به افسران بازنشسته 000

رئیس - آقاى عاملى وقت شما تمام شد.

عاملى - الآن عرضم تمام می‌شود یک طرحى تهیه شده و این طرح در کمیسیون استخدام بود این را یک وضعیتى از براى اینها مشخص بکنید و امروز که به وجود اینها احتیاج دارید این افسران شریف را به خدمت برگردانید این عرض بنده است (صحیح است).

رئیس - وارد دستور می‌شویم (عبدالرحمن فرامرزى - وقتى که لوایح دکتر مصدق لغو شد اینها برمی‌گردند).

عاملى - لغو شد ولى باز شهربانى تصویب‌نامه گذرانیده است.

4- گزارش آقاى وزیر جنگ راجع به علت و جریان دستگیرى عده‌اى از افسران

رئیس - وارد دستور می‌شویم. آقاى وزیر جنگ

وزیر جنگ (سرلشگر هدایت) - در چند روز اخیر خبر دستگیرى و بازداشت عده زیادى از افسران ارتش به جرم خیانت و جاسوسى و همکارى با حزب توده در محافل مختلف و در بین مردم مورد بحث و گفتگو بوده و تفسیرها و تعبیرهاى مختلفى از این اقدام شده. بنده ناچارم براى روشن شدن ذهن نمایندگان محترم و ملت ایران در اطراف این موضوع توضیح دهم.

جریان کشف سازمان نظامى حزب توده و دستگیرى و بازداشت اعضاى این سازمان جاسوسى انعکاساست مختلفى داشته و شایعات گوناگونى در اطراف این موضوع شنیده می‌شود که این شایعات براى گمراه نمودن مردم، براى لوث کردن و کوچک نشان دادن جریان، براى انحراف افکار عمومى از حقیقت امر و تحریک و متأثر نمودن مردم می‌باشد آنچه حقیقت امر است به طور مختصر به استحضار می‌رسانم و بدون تردید آنچه غیر از این حقیقت به اطلاع رسیده و در بین مردم شایع است از طرف اخلالگران توده و به منظور تولید نگرانى انتشار داده شده و به عبارت دیگر جنگ اعصابى است که طبق فرمول همیشگى توده‌ای‌ها انجام می‌گردد.

حقیقت این است که مأمورین انتظامى پس از مدت‌ها تلاش بالاخره موفق به کشف شبکه جاسوسى در داخل ارتش، شهربانى و ژاندارمرى گردیده‌اند و براى قطع و ریشه‌کن کردند نفوذ حزب توده در سازمان‌هاى انتظامى کلیه اعضاى این شبکه را با مدارک متقن و روشن و غیر قابل انکار شناخته و آنها را بازداشت و به جرم خیانت و جاسوسى به دست قانون سپرده‌اند تا به مجازات اعمال خائنانه خود برسند. از مدت‌ها قبل احساس می‌شد که حزب توده در سازمان‌هاى قواى انتظامى ارتش، شهربانى و ژاندارمرى نفوذ کرده و شبکه‌هایى در این سازمان‌ها به وجود آورده که به توسط آن شبکه‌ها اقدامات قواى انتظامى را خنثى و اطلاعات دقیقى از تصمیمات و ترکیبات واحدها کسب می‌کرده است مأمورین عده زیادى از عوامل و جاسوسان حزب توده را می‌شناختند و مأمورین مخصوصاً ماه‌ها براى به دست آوردن مدارک و استفاده از آن مدارک براى ریشه‌کن کردن نفوذ حزب توده جدیت می‌نمودند تا آن که با عنایت خداوندگار خوشبختانه پس از مدت‌ها تلاش مأمورین توانستند با دستگیرى یکى از افسران اخراجى ارتش به نام عباسى مدارکى تحصیل و با استفاده از آن مدارک و بازجویى از افسر مذکور معلومات خود را توسعه داده و بالاخره به وجود دو خانه مرموز پى ببرند این دو خانه مرکز فعالیت سازمان نظامى حزب توده و مخفیگاه افسران فرارى بوده است چنانچه از بازپرسى این دو خانه اولاً مدارک بسیار ذی‌قیمت به دست آمد و ثانیاً عده‌اى از افسران فرارى من‌جمله ستوان نصیرى که در جریان آتش زدن هواپیماهاى قلعه‌مرغى عامل مؤثر بوده دستگیر گردیدند. ضمن مدارک چند جلد دفترچه رمز جلب توجه می‌نماید پس از بررسى و تحقیق معلوم می‌گردد این دفترچه‌ها حاوى اسامى کلیه افسران عضو سازمان نظامى حزب توده می‌باشد که به رمز مخصوص و بى‌اندازه مشکل و به شکل معادلات مثلثاتى اسامى افسران عضو سازمان با شماره حزبى تاریخ ورود به حزب

+++

رسته درجه آنها درج گردیده است، با استفاده از مدارک به دست آمده و با بازجویى از دستگیرشدگان و با کشف رمز دفاتر مذکور که در نتیجه 5 شبانه روز زحمت و فعالیت‌هاى شبانه‌روزى متخصصین کشف رمز ارتش کلید آن به دست آمد و صورت اسامى 434 نفر افسر و دانشجو عضو سازمان با کلیه مشخصات معلوم و از روى این صورت و با استفاده از آن مدارک دستور بازداشت کلیه آنها در مرکز و شهرستان‌ها داده شد و امروز با دستگیرى تمام اعضا سازمان نظامى حزب توده می‌توانم نوید بدهم که نتیجه اقدامات 13 ساله دشمنان ایران منجر به عدم موفقیت گردید (نمایندگان – الحمد‌الله) و ریشه جاسوسى و نفوذ حزب توده در ارتش، ژاندارمرى و شهربانى قطع (نمایندگان - انشاءالله) و این سازمان‌ها از لوث وجود خائنین و فرومایگان تصفیه گردیده است.

3- موضوع قابل توجهى که می‌توانم به استحضار نمایندگان برسانم این است که اکثریت این تعداد افسران در سال‌هاى 30 و 31 و پنج ماهه اول سال 32 به طرف حزب توده کشانده شده و وارد سازمان نظامى آن حزب گردیده‌اند (پیراسته - یعنى زمان دکتر مصدق) چنان که فقط در سال 31 بیش از 110 نفر در مرکز وارد سازمان مذکور شده‌اند در این سال و پنج ماهه اول سال 32 فعالیت حزب توده قوس صعودى را می‌پیموده در صورتى که پس از قیام ملى 28 مرداد این فعالیت با انتهای قوس نزولى خود رسیده و فقط چند نفر عضو آزمایشى به دائمى مبدل گردیده است. این سال‌هایى که در ایمان معدودى از افسران ارتش تزلزل راه یافته است مصادف با ایامى است که دکتر مصدق با عدم توجه و اطلاع از عظمت و اهمیت این سازمان اصول انضباط را که قدرت اصلى ارتش است متزلزل ساخت (صحیح است) (شوشترى - عمداً ساخت) ارشدیت و قدمت خدمت را به هیچ گرفت (صحیح است) زیردستان را به ریاست بالادستان خود گمارد (صحیح است) و به اصول فرماندهى که منبع تابناک ایمان و قدرت ارتش است تجاوز کرد و تصور نمود تصور محال امکان دارد که ارتش ایران را می‌توان از فرمانده تاجدار خود جدا نمود.

آیا یک نفر ایرانى تردید دارد که متزلزل ساختن ایمان در ارتش یعنى بازى کردن با استقلال و هستى ملت ایران (صحیح است). فعلاً کلیه افسرانى که عضو این باند خطرناک بوده‌اند بازداشت هستند و بازپرسى از آنها شروع شده و قریباً محاکمه و به سزاى اعمال خیانت کارانه خود خواهند رسید (نمایندگان - انشاءالله) براى تمام بازداشت‌شدگان مدارک کافى وجود دارد و هیچ کدام از آنها بدون دلیل بازداشت نشده‌اند نوع مدارکى که در دست است عبارتند از:

1) دفاتر رمز حاوى اسامى بازداشت‌شدگان که رمز آن کشف و اسامى اعضا سازمان نظامى حزب توده با مشخصات کامل، شماره حزبى، تاریخ ورود به حزب، درجه، رسته و غیره از کشف آن رمز به دست آمده و این مدارک به تنهایى غیر قابل تردید و انکار و براى همه آنها کافى است.

2) مدارک بى‌اندازه مهم و زیادى که از بازرسى خانه‌ها و مخصوصاً دو خانه‌ای که در بالا عرض شد به دست آمده که یک نمونه از این مدارک را همراه آورده و براى استحضار نمایندگان محترم عیناً قرائت می‌شود.

رفیق عزیز    مهم است‏

رفیق محسن چه می‌فرمایید 15/5

1- رفیق 2183 - ستوان 1 سوار ابراهیم یونسى به علت تغییر سازمان از شعبه آمار باید برود این رفیق امکان دارد آمار جمعى سلاح و مهمات با ذکر موجودى و سازمانى را بدزدد (دولتشاهى - تف به این رفیق) البته بعد از انجام این کار سر و صدا به راه خواهد افتاد و روى او هم دست خواهند گذارد (این آمار جامع کلیه لشکرها و واحدها می‌باشد) در صورت موافقت ابلاغ شود.

2- رفیق 2183 به اختیار خود می‌تواند خود را در یکى از دو محل زیرین سازمان جدید بگنجاند:

1- رئیس شعبه سلاح‌هاى تعمیرى که اگر درجه‌دار حزبى براى انباردارى این شعبه معرفى شود استفاده از سلاح این انبارها می‌توان کرد.

2- دو قسمت آمار (فقط سلاح) کلیه مخازن اداره ذخایر ارتش رفیق عزیز هر کدام از این دو شغل که از لحاظ استفاده تشکیلاتى با صرفه‌تر است ابلاغ شود. سلام فراوان 2219/10/5

مهم است

(عبدالرحمن فرامرزى - شما چه قدر افسر دارید که چهار صد و سى نفر آنها توقیف شده‌اند؟) بنده عرض می‌کنم.

3) اکثریت افسران بازداشت شده با ارائه مدارک قطعى به عضویت خود در این سازمان اعتراف نموده‌اند و بعضى از آنها پس از دستگیرى و بازداشت ضمن اعتراف اظهار ندامت هم کرده‌اند و حتى باز هم از زیر خاکستر بدبختى با‌رقه از شرافت سرباز ایرانى تجلى خود را از دست نداده بود و با ایمان به گناهکار بودن براى خلاصى از عذاب وجدانى ناخلفى خود را نسبت به میهن و ارتش با خون خود شسته است.

4) در بررسى این مدارک اهمیت و خطر سازمانى که امروز به اسم سازمان نظامى حزب توده کشف شده است کاملاً معلوم می‌گردد. این سازمان همواره براى هر نوع خراب‌کارى و اقدامات خطرناک دیگر حاضر بوده چنانچه واقعه قلعه‌مرغى و آتش زدن هواپیماهاى ارتش، آتش زدن ناوببر از اقدامات خرابکارانه این سازمان مخوف جاسوسى بوده است از این مدارک به خوبى روشن می‌شود که نفوذ حزب توده توسط این سازمان در تمام قسمت‌هاى ارتش، شهربانى و ژاندارمرى ریشه دوانیده و یک خطر دائمى ارتش، شهربانى، ژاندارمرى کشور را تهدید می‌نموده است.

اینک جاى سپاسگزارى است که با مشیت خداوند و راهنمایی‌هاى اعلیحضرت همایون شاهنشاه این خطر به کلى رفع و این نفوذ شوم در سازمان‌هاى انتظامى کشور ریشه‌کن گردیده است. کشف این سازمان در قواى انتظامى کشور دلیل مراقبت وضعیت کلیه عوامل انتظامى در انجام وظایف مربوطه و دلیل بارز مخالفت این سازمان با داشتن چنین عوامل خائن و مخوفى در میان خود است و دلیل وفادارى ارتش نسبت به شاهنشاه فرمانده تاجدار خود و مهیا بودن براى هر نوع فداکارى و خدمتگزارى در راه رفاه و عظمت ملت ایران است. براى اطلاع جناب آقاى فرامرزى باید عرض کنم که این تعداد ناچیز است افسران ارتش و ژاندارمرى و شهربانى از پانزده هزار نفر متجاوز است.

شوشترى - اینها باید مجازات شوند اعدام شوند (پورسرتیپ - تشویق خادمین مهم‌تر از مجازات خائنین است).

(تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى نقابت).

رئیس - آقاى نقابت.

نقابت - بنده سؤالى دارم تقدیم مقام ریاست می‌کنم از وزیر دارایى و وزیر دادگسترى مربوط به یک معامله‌اى است که اخیراً در شرکت ملى نفت واقع شده و شنیده می‌شود که بیست میلیون تومان به ضرر شرکت ملى نفت بوده.

رئیس - به دولت ابلاغ می‌شود.

6- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به ترمیم حقوق معلمین

رئیس - لایحه فرهنگیان مطرح است. در جلسه پیش دو پیشنهاد بود یکى را آقاى نقابت داده بودند و یکى را آقاى سرمد (مکرم - قرار بود که اصلاح بشود). آقاى نقابت توضیحى دارید بفرمایید.

نقابت - عرض کنم این پیشنهادى که در جلسه گذشته بنده راجع به دانشگاه و استادان دانشگاه تقدیم کردم یک فکر شخصى و مبنى بر اصلاح نقیصه این دستگاه علم و ادب بود ولى بعد از طرح در آنجا پرده‌ها بالا رفت و یواش یواش ما در پشت پرده دیدیم چه مبارزاتى، چه زدوخوردى، چه انقلابى، چه غوغایى برپاست جمعى براى ریاست دانشگاه جمعى براى مقام استادى جمعى براى عزل استاد جمعى براى بیکارى جمعى کوشش می‌کنند و به این جهت بنده دیدم یک آدم بى‌تقصیر و غیر‌واردى (دکتر افشار و دکتر بینا - صحیح است) که یک نظر اصلاحى مختصرى دارد آن هم از طریق مجلس خود به خود وارد این مبارزه می‌شود در این موضوع در روزنامه‌ها نوشتند گفتند شنیدند در صورتی که ما نظرمان این بود که شاگردها درس بخوانند و کلاس‌ها تعطیل نشود آقایان و استادها مقام شامخ علمی‌شان محفوظ بماند و به آفت سیاست مبتلا نشوند آقایانى که به سفارت می‌روند کرسی‌شان معطل نمایند با همه این حرف‌ها یک نظر اصلاحى داشتم و آقایان همه تصدیق می‌فرمودند ولى ما کارمان کشید به یک مبارزه دیگرى براى این که بنده داخل این مبارزه نباشم از وزارت فرهنگ خواهش می‌کنم که نسبت به این مسائل که حقیقت است و مورد عنایت آقایان هست در خارج ملاحظات‌شان را بکنند، مطالعات‌شان را بکنند و یک لایحه اصلاحى بیاورند به مجلس و بنده پیشنهاد خودم را پس می‌گیرم.

رئیس - یک پیشنهاد دیگر هم مال آقاى سرمد است که می‌خواهند در آن اصلاحاتى بکنند. بنابراین به جلسه بعد موکول می‌شود.

7- تعیین جلسه بعد، ختم جلسه

رئیس - فعلاً جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه 25 شهریور ساعت 9 صبح.

(مجلس ده دقیقه بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت

+++

Parameter:294867!model&5137!print -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)