جمعه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶    0:0:0
آخرین بروز رسانی : ۶ روز پیش


 
banner defult

الرسالة الموضحة تألیف المظفّر بن جعفر بن الحسن (/یا الحسین) که به کوشش ثامر کاظم الخفاجی و با همت کتابخانه آیة الله مرعشی چاپ شده اثری است ارزشمند که شایسته بررسی است.

کتاب بر اساس نسخه منحصر به فرد و کهنسالی به چاپ رسیده؛ نسخه ای که متعلق به کتابخانه آل شبّر است و تاریخ کتابت آن هم نهم رجب ۶۵۲ ق است در مدرسه نظامیه بغداد (مصحح در مقدمه نسخه را به خطّ عبد الکریم ابن طاووس دانسته که آشکارا خطاست چرا که او در آن تاریخ کودکی در حدود چهار سال بوده و بنابراین نمی تواند کاتب این نسخه باشد). مقدمه و تصحیح متأسفانه مملوّ از اشتباهات است و چاپ کتاب به شکل بسیار بدی انجام شده است. در شماری از کتابهای نویسندگان معاصر هم که نامی از این کتاب آمده به دلیل آنکه در نقلهای ابن طاووس، آغاز سندها روشن نیست اطلاعات اشتباهی درباره عصر مؤلف رفته است و متأسفانه مصحح کتاب هم توجهی به این نوع مسائل نداشته است. من متأسفانه عکسی از نسخه در اختیار ندارم اما بعید نیست که این نسخه مستقیماً بر اساس همان نسخه ای کتابت شده باشد که علی بن موسی ابن طاووس در کتاب الیقین (ص ۱۰۹ تا ۱۱۰؛ ۳۶۲ به بعد) از آن نقل کرده و آن را در خزانه عتیقه مدرسه نظامیه بغداد نشان داده و گفته به خطّ مؤلف بوده است. نام کتاب و نویسنده در خطبه و انجام کتاب نیامده و دور نیست که تنها در صفحه عنوان نسخه ذکر شده است و بر اساس همان هم ابن طاووس از نویسنده و کتابش نام برده است. به نظر نمی رسد که ابن طاووس شناختی مستقلّ از او داشته است. متأسفانه مصحح عکسی از صفحه آغازین نسخه به دست نداده است. درباره مؤلف که بی تردید امامی مذهب است (و نه زیدی؛ چنانکه آقای کالبرگ در کتابش، کتابخانه ابن طاووس ، ص ۵۰۳ از ترجمه فارسی، بر اساس منقولات ابن طاووس احتمال داده)هیچ نمی دانیم و تنها نام او در همین کتاب الیقین آمده است. مؤلف بر اساس روایاتی که در آن با سند متصل نقل می کند معلوم است که از معاصران شیخ مفید بوده است؛ با این وصف شگفتا که نامی از او در منابع امامیه در میان نیست. این در حالی است که نویسنده کتاب در آن از محدثانی مانند ابو المفضّل شیبانی(که عمده نقلهایش از اوست) و همچنین هارون بن موسی التلعکبری نقل می کند که هر دو از مهمترین محدثان امامی مذهب و شناخته شده بغداد بوده اند (او از ابوالفرج المعافا بن زکریا نهروانی سنی مذهب هم اجازه روایت داشته، نک ص ۲۸۱). پس مانا که نجاشی و شیخ طوسی به دلیل معاصرت با او (گرچه او از آنان اندکی متقدمتر بوده) نامی نبرده اند و یا از آن مهمتر بدین دلیل که او جز مدتی که به احتمال بسیار قوی در بغداد تحصیل دانش کرده بوده، بعدها در شیراز ساکن بوده است؛ چنانکه از یکجای کتاب بر می آید (ص ۴۱۴). او گرچه در کتابش که درباره امامت است و به ویژه امامت حضرت امیر (ع) احادیث زیادی نقل می کند اما کتابش بنیادی کلامی دارد و در آن به شیوه متکلمان به بحث می پردازد؛ گرچه قرینه ای در میان نیست که او را متأثر از شیخ مفید در بحثهای امامت بدانیم؛ بل چنانکه گفتم او از معاصران شیخ مفید بوده است. از شیوه بحثهای کلامی او در کتاب به روشنی پیداست که نویسنده متکلمی آشنا با شیوه بحثهای کلامی جدلی و معتزلی بوده و از یکی دو جای کتاب معلوم است که فقیه هم بوده و در فقه دستی قوی داشته است؛ کما اینکه جایی بحثی کلامی به شیوه متکلمان و اصولیان امامیه درباره ملاک حجیّت اجماع می کند که همه اینها با توجه به قدمت نویسنده بی نهایت ارزشمند است و شناخت ما را از تحولات اندیشگی امامیه روشنتر می کند (نک: نمونه ها در ۳۱۳ به بعد و نیز در ۳۳۱ به بعد). آیا او با المغنی قاضی عبد الجبّار همدانی معتزلی که معاصرش بوده و بحثهای امامت آن کتاب و یا دیگر آثار مشابه معتزلی آشنا بوده؟ در این مورد باید مطالعه دقیقتری در متن کتاب صورت گیرد. به هر حال در کتاب نویسنده به رد تفصیلی عقاید سنیان درباره امامت پرداخته است.
نکته جالبی که در این کتاب دیده می شود نقد تند نویسنده است از زیدیان(ص ۴۱۳ به بعد). می دانیم که او معاصر برادران هارونی (ابو الحسین و ابوطالب هارونی، از امامان زیدیه) بوده و شاید نقدش ناظر به آنان بوده است؛ به ویژه اینکه همینجا از یک زیدی که نقدش ناظر به عقیده اوست یاد می کند و از او تنها با تعبیر " هذا الشیخ الشریف صدیقک وفّقه الله" یاد می کند ( ص ۴۱۴) که می تواند اشاره به یکی از هارونی ها باشد که البته مورد احترام شیعیان بوده اند. به هر حال از آنجا که کتاب در خطاب به شخصی خاص نوشته شده بوده و چنانکه از فحوای عبارت نویسنده در همینجا دیده می شود معلوم است که او خود با زیدیان مرتبط نبوده بلکه کتاب را خطاب به آن شخص نوشته بوده که از عقاید زیدیان آگاه بوده و با یکی از آنان دوستی داشته است (نک: ص ۴۱۴)، محتمل است که او کتابش را خطاب به یکی از امامیه ری نوشته بود که می دانیم در آن دوران در این شهر تحت حمایت صاحب بن عبّاد و آل بویه بوده اند. در واقع نویسنده کتابش را با انتقاد از زیدیه و عقایدشان درباره امامت پایان می دهد و این خود از نمونه های جالب ادبیات جدلی میان امامیه و زیدیه است. به ترتیبی که گفتیم کتاب در حقیقت در اصل به نیّت رد بر زیدیه نوشته شده است (نیز نک: ص ۴۳۹؛ پایان کتاب).

حلقه کاتبان